صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: حميد و مشاوره هاي داغ

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    544
    تشکر:
    1
    حضور
    1 دقیقه
    دریافت
    18
    آپلود
    0
    گالری
    0

    حميد و مشاوره هاي داغ




    سلام

    دوستان زيادي اصرار داشتن تاپيكي رو اختصاص بدم به موضوعات رايج مشاوره و نكاتي كه ميتونه براي ديگران درس باشه رو بنويسم .امروز اومدم بهشون بگم باشه بالاخره تسليم شدم اما سرم شلوغ قول نمي‌دم منظم حاضر بشم پس اگه باهام موافقيد يه ياعلي بگين تا شروع كنيم
    خوشحال ميشم موضوعي رو شروع كنم كه براتون جذاب باشه و كاربردي.
    خبرداغ نوشتم چون مشاوره در بسياري از موارد فشار زيادي به مشاور مياره. مشاور بايد تو رنج مردم شريك ميشه و بار مشكلات اونو بشه كه
    بني آدم اعضاي يكديگرند
    كه در آفرينش ز يك گوهرند
    تو كز محنت ديگران بي غمي
    نشايد كه نامت نهند آدمي
    مشاور بايد از خدا بخواهد كه به او ظرفيت گوش دادن (نه شنيدن) مشكلات بدهد با آنها همدلي (نه همدردي ) كند و بهترين راه كارها را ارائه دهد


    در بند خویش بودن معنای عشق نیست
    چونانکه زنده بودن، معنای زندگی


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    544
    تشکر:
    1
    حضور
    1 دقیقه
    دریافت
    18
    آپلود
    0
    گالری
    0



    امروز چندتا مشاوره داشتم اما يكي از اونارو براتون انتخاب كردم چون اين روزا زيادپيش مياد.آدم دلش ميسوزه وقتي مي شنود. كه دو زوج جون هنوز تو زندگي جديدشون ريشه ندوانده اند و حرف از جدايي (بله تلخه)اما حرفشو مي زنن.

    گناهيم چيه
    من و اون تو دانشگاه همو ديديم باهم دوست شديم.دوستيمون خيلي محكم بود نمي تونستيم همو يه لحظه نبينيم.پس مدت ها با اصرار من بابا و مادرش از قضيه مطلع شدن.بدون هماهنگي با خانوتده ام با پافشاري همسرم رفتم با مادرش آشنا بشم.مادر اينگار مي‌خواست گوسفند بخره يه نگاهي به قد و قامتم كرد و بعد لبخند زوركي و معناداري زد .اي كج سليقه اين اون دختري كه گفته بود اون طوري هم كه مي گفتي تو دل برو و نمكي نيست.من كه هنوز تجربه اين حرف ها رو نداشتم نمي دونستم داره تعريف مي كنه يا بد ميگه فقط دل خوش بود كه دارم عروسش ميشم.روزها گذشت تا بالاخره براي خواستگاري من آمدند .من پيش بابام اينا طوري وانمود كردم كه او را فقط تو كلاس ديده ام.همه چيز به خوبي و خوشي تموم شد بابا ومامانم قبول كردند و عقدمون بسته شد يه دنيا آرزو كه داشتمو با خود به خيال و خوابم مي بردم و خودم تولباسي عروسي احساس مي كردم .شوهر سرد شده بود هر روز به او اصرار مي كردم ديگه منتظر چي هستي بريم سر خونه و زندگي مون او همش مي گفت كمي صبر كن .شرايط مناسب ميام مي برمت.شرايط لعنتي تا دو سال مناسب و اون طوري كه ائو مي خواست نمي شد . ديگه از نگاه ها و تكه كلام هاي مادر شوهر و خواهر و باباش خسته شده بودم "خوب خوتو غالب كردي ها،مهره مار داشتي، چيز خورش كردي هزارتو دختر خاطرخواش بودن،تو مث دختراي سر راهي هستي بابات اينا از خداشون اون جا نيستي .....و او مي شنيد و با نگاه ملايمي التماسمو مي كرد كه صبركنم همه چيز درست ميشه.
    من ديگه بريده بودم يه روز هرچي از دهنم در اومد بار اون مادر عوضيش كردم . قسم خوردم پامو ديگه تو اون زندان لعنتي كه برام درست كرده بودن نمي زارم و باز هم با خواهش تمناي جمشيد شوهرم مث موم نرم ميشدم .
    گناه من چيه مگه چند سالمه كه اول خوشي هام بايه اين قدر ضجر بكشم شوهرم تازگي سوكوتشو شكسته هر بار كه از من دفاع مي كنه كار رو بدتر مي كنه .ميگه اصلا مدتي خونشون نيا تو هم بي احتراميشون كن ولي به خدا دلم براش ميسوزه .نمي خوام ناراحت بشه هزار تا حرف پس از ازدواجمون بارم كردن كه فقط خودم مي دونم و خداي خودم...........
    چند بار منو تهديد كردن كه اگه پر رويي كنم همه چيز رو به بابام ميگن .ميگن كه من او دختري كه اونا فكر مي كردن نيستم و از اونو دوستي قبل از ازدواجمو پنهون مي كردم .ميگن كه با چه كلكي پسرشون رو تو دام انداختم...
    ديگه صبرم لبريز شده با همه علاقه اي كه به شوهرم دارم اونجا برام جهنمه نمي خوام به زندگيم برگردم.....

    ویرایش توسط D.HAMID : ۱۳۸۸/۰۴/۰۸ در ساعت ۲۳:۵۸

    در بند خویش بودن معنای عشق نیست
    چونانکه زنده بودن، معنای زندگی


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    544
    تشکر:
    1
    حضور
    1 دقیقه
    دریافت
    18
    آپلود
    0
    گالری
    0



    گربه زني ممنوع
    مادري با چك كردن اس ام اس هاي يكي از مردان فاميل كه براي دخترش فرستاده بود فهميده بود دخترش مدتي است با او ارتباط داره و از او چند بار هم پول گرفته. درمشاوره گفت ؟هرچي از دهنم در اومد نثار اون بي غيرت كردم وشوهرم تهديدش كرد بيچاره خانم اين مرد كه پيش ما پوز مي داد كه شوهر خيلي خوبه ما چند روز هم كه خونه مامانم باشيم اصلا كاري نداره و خوش مارو مي رسونه اونجا ...........با اون مرد چكار كنيم؟
    گفتم يك نكته كليدي ميگم:
    گربه در ذاتش گوشت دزدي نهفته بايد گوشت را حفظ كرد نه اينكه چوبي برداريم و بريم گربه زني.
    گفت با دخترم چه كنم؟ به او شك كردم با زور اون بردم براي بررسي سلامت ب ك ا ر ت و......
    گفتم مشكلات او را بايد در سيستم بررسي كرد چون سيستم خانواده مشكل دارد.(كار تمام زندگي پدر اعضا خانواده جمع پراكنده و دختر سالهاست كه تنهاست و..)
    ویرایش توسط D.HAMID : ۱۳۸۸/۰۴/۱۱ در ساعت ۰۰:۵۷

    در بند خویش بودن معنای عشق نیست
    چونانکه زنده بودن، معنای زندگی


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    544
    تشکر:
    1
    حضور
    1 دقیقه
    دریافت
    18
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام
    بازم اومد تا يكي از مشاوره ها رو كه مشت نمونه‌اي است ازخروار را بگم:
    بختتو بدجوري بستن
    دختر چند سالي بود كه مادرشو از دست داده بود خودشو سر بار برادر و همسر او مي‌دونست چون مجبور بود همراه با پدرش با آنها زندگي كنه.
    ازدواجش به تاخير هم نيفتاده بود اما دنبال شاهزاده رويا هاش ميگشت تا بياد اونو با خودش به قصر آرزوهش ببره.شب روزش با همين خيال سپري ميشد.و...
    او هم مث خيليا به جاي اين كه از راه‌هاي رويارويي با مشكل كمك بگيره.مشكل رو تو سحر و جادو و. بسته شدن بختش مي‌دونست. به همين دليل از دعا نويسي كمك گرفته بود دعا نويس كه متوجه حال آشفته دختر بوده به او گفته بود كه بختت رو بدجوري بستن و 5 هزار و ده هزار تومان هم باز نميشه . برا باز شدنش حداقل يه النگوهاتو بايه بدي ولي ظرف يكي دو هفته برات بازش ميكنم تو هم قول بده دعام كني .
    دختر كه احساس ميكرد انگار خدا اونو رسوند بالافاصله گفته بود باشه حرف ندارم حاضرم برا باز شدنش بيش از اين هم بدهم ولي باز بشه...
    و امروز يكسال و اندي از ملاقات دختر با دعا نويس مي‌گذرد اما گره هنوز كور كور است.
    نكته
    - دعا نويس هاي شياد افرادي اند كه روان شناسي را در خدمت خود در آوره اند و از آب گل آلود ماهي ميگرن.
    - نظام هستي نظام احسن است و بر اساس اسباب و علل است اغلب مشكلات ما با قوانين اسباب و علل حل مي‌شوند و گاهي هم كه موانع متافيزيكي در كار است بايد با عالم رباني مشورت كرد و علاج خواست نه كساني كه كيسه دوخته‌اند تا خون مردم را تو شيشه كنند.
    22/4/88حميد

    در بند خویش بودن معنای عشق نیست
    چونانکه زنده بودن، معنای زندگی


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    544
    تشکر:
    1
    حضور
    1 دقیقه
    دریافت
    18
    آپلود
    0
    گالری
    0



    متاسفانه رويكرد ما به كتاب‌هاي بازاري روان‌شناسي كه اين روزها در بازار زياد شده و اغلب پشتوانه علمي و پژوهشي ندارد خيلي زياد است اما نكات ناب تربيتي و روان شناختي در بيان امامان(ع) را به راحتي از كنارشان مي‌گذريم
    القا شيطان:
    گاهي به هر كتابي كه به دستمان مي‌رسد بدون توجه به مباني نويسنده چنگ مي‌زنيم اما به احاديث كه مي‌رسيم مي‌گويم حالا سند قوي است و...البته حديث هم بايد از متخصصان حديث گرفته شود .
    =نمونه‌اي از كتاب هايي كه در بازار ما از انتشارات مختلف چاپ شده ولي مشكلات مبنايي و محتوايي زيادي دارد:
    دختران خوب به بهشت مي‌روند و دختران بد به همه جا
    نقد آن را ببينيد
    طلبه خارجي و تاكيد بر كلام ائمه(ع)

    در يكي از مشاوره ‌ها طلبه‌اي خارجي براي مشاوره آمده بود به او گفتم چون انگليسي بلدي چندتا سايت هم بهت معرفي مي‌كنم تا خودت هم تمرين‌هاي خودياري داشته باشي و تكليف منزلت باشد.با تعجب گفت ولي من اصلا تمايل ندارم به آن سايت‌ها رجوع كنم من از كشورم اينجا آمده ام كلام امامان(ع) را ياد بگيرم و از مطالب آنها براي زندگيم كمك بگيرم.
    نكته:
    -توجه عالي ايشان ستودني است و البته منافاتي ندارد ما جمع بين كلام ائمه و دانشمندان داشته باشيم البته تا زماني كه نظرشان با عقل و شرع مخالف نباشد.
    -اي كاش مردم ما با اين طلاب كه بسياري از آنها تحصيلات عالي دانشگاهي هم دارند بيشتر آشنا مي‌شدند مجله آفاق گاهي با آنها مصاحبه داشته است(مربوط به مدرسه امام خميني زير نظر جامعه المصطفي العالميه)
    ویرایش توسط D.HAMID : ۱۳۸۸/۰۴/۳۱ در ساعت ۰۱:۵۷

    در بند خویش بودن معنای عشق نیست
    چونانکه زنده بودن، معنای زندگی


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    544
    تشکر:
    1
    حضور
    1 دقیقه
    دریافت
    18
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آزمون كوچولوي صداقت سنج
    گاهي دختراني با چت يا در دانشگاه و يا...با پسري آشنا مي‌شوند كه پسر ادعا مي‌كند براي ازدواج جلو آمده يك تست كوچلو مجرب همه چيز رو معلوم مي‌ كنه(اكثر مواقع).
    به پسر بگيد خب اجازه بدهيد با خانواده مطرح كنم اگه گفت نه حالا بذار بينيم با هم تفاهم داريم نداريم با هم آشنا بشيم شك نكنيد شك نكنيد آره شك نكنيد كه ريگي تو كفششه
    اين آزمون رد خور نداره و تجربه اينو ثابت كرده كه پس از اين آزمون كوچك آدم‌هاي فريب كار كنار ميكشن
    ویرایش توسط D.HAMID : ۱۳۸۸/۰۵/۰۶ در ساعت ۱۷:۱۴

    در بند خویش بودن معنای عشق نیست
    چونانکه زنده بودن، معنای زندگی


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    544
    تشکر:
    1
    حضور
    1 دقیقه
    دریافت
    18
    آپلود
    0
    گالری
    0



    زنداني عشق
    در مشاوره جواني كه چند ماه بيشتر از ازدواجش نمي‌گذشت از خانمش شاكي بود كه او قدر عشق منو نمي دونه. ابتدا همه چيز خوب بود ولي الان جواب محبت‌هاي منو نمي دهد قبلا براي من مقابل خانواده‌اش مي‌ايستاد ولي الان نه....
    خانم ايشان در جواب چنين گفت: ديگه خسته شدم خسته. قبل از ازدواج، با او دوست شدم خيلي به من ابراز عشق مي‌كرد و من كه تشنه مهر و محبت بودم اسير حرفاش شدم اما ..اما ..اما حالا مي‌بينم كه اون منو برا خودش ميخواد نه براي خودم .به همين جهت منو محدود كرده به خاطر اون نمي تونم آب بدون اجازه بخورم حتي اجازه ندارم به منزل بابام بروم و يا تلفن را جواب دهم...
    پسر گفت راستش خانمم هم ميدونه من تو دوران مجردي با دختران زيادي دوست بودم ولي الان هم قسم خوردم كه همه رو كنار گذاشتم اما يه چيز مث خوره به جوونم افتاده و اون اين كه دائما تصور مي‌كنم مردي با خانمم مي‌خواهد رابطه دوستي برقرار كند يا خاننم ممكن است از كسي خوشش ايد و منو كنار بزنه ...در واقع چك كردن مكرر تلفن‌منزل و اس ام اس‌هاي مكرر براي همينه.....نمي‌خام كسي اونو ازم بگيره او مال منه ....
    -----------
    راستي
    - دينداري ما به ما سود مي‌رساند يا به خدا و ائمه(ع).
    - بي جهت نيست امام صادق(ع) به كسي كه مشاوره ازدواج براي دخترش از ايشان گرفت بردينداري و اخلاق داماد تاكيد كردند
    بله چون كه صد آمد نود هم پيش ما است دينداري همه چيز رو با خودش مياره ايثار وفا امانت داري همدلي گذشت پذيرش عذر ،نقد پذيري و....
    ویرایش توسط D.HAMID : ۱۳۸۸/۰۵/۱۲ در ساعت ۰۷:۵۱ دلیل: --

    در بند خویش بودن معنای عشق نیست
    چونانکه زنده بودن، معنای زندگی


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    544
    تشکر:
    1
    حضور
    1 دقیقه
    دریافت
    18
    آپلود
    0
    گالری
    0



    قدرت عشق
    امروز ميخوام يه مطلب جالبي براتون بگم چيزي كه خيليا تو خواب هم نمي‌بينند و آرزوي اونو دارن ....
    نه ساله با پير مرد و پيرزني همسايه هستم،پير مرد يه گاري داغون داره و با اون سيب زميني و پياز مي‌فروشد. صبح زود كه خيليا خوابند پير مرد به بازار ميره تا سيب زميني و پياز بخره بعد ماشيني كرايه مي‌كنه و اونا رو خونه مياره با همكاري زن پيرش،گوني‌ها رو پايين ميارن و بعد اونارو تو گاري ميذارن و پير مرد ترازو قديمي خود را كه سال‌ها باهاش نون حلال تو خونش اورده رو روي گاريش ميذاره و پير زن پشت سر شوهرش آب مي‌پاشه و اسفند دود ميكنه او اين كار رو هر روز كه شوهر پيرش سر كار ميره انجام ميده.
    چند روزي بوي اسفند بعد از حركت پير مرد نمي‌ايد و بعد از رفتنش زمين خيس نيست. امروز صبح زود بعد از نماز از خونه خارج تا نون بگيرم وقتي برگشتم پير مرد رو تنها ديدم كه داشت سيب زميني‌هايش رو روي هم مي‌چيد با و سلام تعارف كردم از او پرسيدم حاجي چرا اينقه لاغر شدي .اشك تو چشاش حلقه زد وگفت زنم مريضه.
    ------
    در مشاوره با افرادي مواجه مي‌شوم كه اصلا نمي‌دانند تورم يعني چه و گراني چيست هرچه خود بخواهند ميخرند هرجا بخواهند مي‌روند هرچه بخواهند مي‌خورند و هر لباسي كه بخواهند مي‌پوشند اما اما اما...امان از دل خوش حاضرند تموم زندگيشونو بدن تا صفاي زندگي اين پير مرد و پير زن را كه فرتوت شده‌اند داشته‌باشن .همونايي كه در كنار گنج قناعت و عشقشون از زندگيشون راضي راضي اند.

    در بند خویش بودن معنای عشق نیست
    چونانکه زنده بودن، معنای زندگی


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    544
    تشکر:
    1
    حضور
    1 دقیقه
    دریافت
    18
    آپلود
    0
    گالری
    0



    من از حال حسین در اضطرابم تو از عباس می گویی برایم
    همدلی،از نگاه طرف مقابل دنیا و وقایع را نگاه کردن، یکی از رازها و مهارت های اساسی در ارتباط است تا نفهمی در دنیای طرف مقابل چه می گذرد نخواهی توانست به دنیای ارتباط قدم زنی به همین دلیل گاهی بیگانگی و شکاف زیاد بین دو طرف رابطه وجود دارد و ناهمنوایی سبب عایق در ارتباط می شود.
    یک تجربه:
    در مشاوره ها به افراد زیادی مواجه می شویم که مبتلا به درد عشق و وابستگی عاطفی شده اند در یکی از مشاوره ها مراجع قبل از هر چیز اصرار داشت من قبل از مشاوره به یک سوال او پاسخ دهم و بعد مشاوره را( البته پس از قبولی در امتحان) ادامه دهیم ایشان گفت شما تجربه عشقی داشته اید یانه . به نظر او اگر مشاور این تجربه را نداشته باشد واقعا نمی فهمد که مراجعش در چه دنیایی سیر می کند و ارتباط انها نا تمام و مشاوره نا فرجام خواهد ماند .
    بله تا حدود زیادی حق با او است و این یعنی همدلی که در روان شناسی و مشاوره به عنوان یک مهارت و فن مطرح شده است . بنابراین مشاوره هم باید حرفه ای و با تجربه باشد و هم یک هنرمند که ظرایف کار از چشمش مخفی نماند.
    من یک مثال بیان کردم
    اما اجازه دهید بیان کنم چرا بسیاری از مدیران در ارتباط با زیردستان،همسران در ارتباط با همسران و والدین در ارتباط با فرزندان حرف هم را متوجه نمی شوند ؟
    چون هیچ یک دنیا را از طرف مقابل نمی بیند
    زنده باد مکتب شیعه با امامانش
    حضرت علی(ع) در نامه 31 نهج البلاغه خطاب به فرزندش امام حسن(ع) می فرماید من با توجه به شرایط روزگارتو (نه روزگار و شرایط خودم)به تربیتت اقدام کردم ....و این یعنی دیدن دنیای طرف مقابل از چشمان او یعنی همدلی یعنی مهارت دقیق و بهترین کلید برای ارتباطی موفق.
    ویرایش توسط D.HAMID : ۱۳۸۸/۰۷/۱۲ در ساعت ۰۱:۲۳

    در بند خویش بودن معنای عشق نیست
    چونانکه زنده بودن، معنای زندگی


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    544
    تشکر:
    1
    حضور
    1 دقیقه
    دریافت
    18
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فوق تخصص انسانیت
    گاهی افراد در ارزیابی خود معیارهای حقیقی را فراموش می کنند و معیارهای مجازی را اصل قرار می دهند. شکست در کسب این اهداف جعلی و اعتباری سبب سرخوردگی احساس بی ارزشی در انها می شود خانم محترمی در مشاوره می گفت من هیچی نیستم همه در خانواده و اقوام ما موفق اند من نتوانستم رشد علمی خوبی به دلیل شرایط زندگی ام داشته باشم الان احساس شرم دارم و خودمو پیش اونا کوچیک احساس می کنم از همه بریده ام و خودم ارز خودم بدم میاد و.....
    به او گفتم شما چرا این قدر حسادت دارید ؟چرا تو زندگیت زیاد دروغ می گویی ؟ چرا به شوهرت خیانت می کنی ؟چرا جیب و کیف می زنی؟ از حسادت چرا داری دق می کنی؟و....
    گفت نه نه کی گفته اصلا این طور نیست شما چرا به من تهمت می زنی و....گفتم این صفات درباره شمات صدق نمی کند گفت البته که صدق نمی کند هیچ کدام از این ها درست نیست شما چطور به خودت اجازه می دهی به من ....هنوز حرفش تمام نشده بود که گفتم اینها ارزش نیست شما برخلاف خیلی ها فوق تخصص انسانیت دارید بنابراین جا داره به خودتون بیالید و بنازید. حسابی تو فکر فرو رفت بعد سرش را بالا کرد و گفت تا حالا این قدر احساس خوبی نسبت به خودم نداشتم
    فرزند علامه جعفری به ایشان گفته بود بد شد شما علامه و سرشناسید ولی من رشد علمی ندارم مردم از من که فرزند شما هستم این انتظار را ندارند. علامه گفت شما آدم باش بقال باش کارگرباش ولی آدم باش.
    هنر آدم بودن و خودشناسی و فهم این که انسان می تواند تا مرز جانشینی خدا پیش رود بزرگترین موفیت و کامیابی است.
    ویرایش توسط D.HAMID : ۱۳۸۸/۰۷/۱۴ در ساعت ۱۳:۲۴

    در بند خویش بودن معنای عشق نیست
    چونانکه زنده بودن، معنای زندگی


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود