صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ذي القرنين كيست

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,017
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    3

    شاد ذي القرنين كيست




    در باره اينكه ذي القرنين كيست اول اين سوال پيش مي آيد كه:

    آيا ذوالقرنين پيامبر بود؟

    مفسّران درباره اين كه «ذو القرنين» چه كسي بوده و بر كدام يك از مردان معروف تاريخ منطبق است، اختلاف دارند: در اين باره مباحث زير قابل طرح است:
    1. از ظاهر عبارت يسئلونك عن ذي القرنين ، (كهف، آيه 83) بر مي‏آيد كه داستان ذو القرنين، در ميان مردم قبلاً مطرح بود؛ اما اختلافات يا ابهاماتي آن را فرا گرفته بود. به همين دليل مردم، براي زدودناينها و نيز امتحان پيامبر(ص)، توضيحات لازم را از آن حضرت مي‏خواستند.



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,017
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    3



    2. آيا ذوالقرنين از جنس بشر بود يا غير آن،
    اين كه آيا او از پيامبران محسوب مي‏شد يا نه؟ مفسران نظرات مختلفي ابراز داشته‏اند، طبق بيان علامه طباطبايي (در تفسير الميزان، ج 13، ص 398) در برخي از روايات وي از جنس بشرمعرفي شده و در بعضي ديگر كه فرشته‏اي آسماني دانسته شده است، (ر.ك: سيوطي، تفسير در المنثور، ج 4، ص 265 و ابن كثير، بدايه و نهايه، ج 2، ص 103).
    جاحظ مي‏نويسد: «مادر وي از جنس بشر و پدرش از ملائكه بوده است»، (الحيوان). به هر حال عموم مفسران بر اين عقيده‏اند كه او از جنس بشر است.
    در بسياري از روايات آمده كه او پيامبر نبود، بلكه بنده صالحي بود، (ر.ك: تفسير نور الثقلين، ج 3، ص 294 و 295)؛ گرچه در بعضي ديگر آمده كه محدث بوده است؛ يعني، ملائكه با او گفت و گو مي‏كرده‏اند، (ر.ك:سيوطي، تفسير در المنثور، ج 4، ص 264).
    برخي از مفسران نيز از تعبير «قلنا» (ما گفتيم) نبوت او را استفاده كرده‏اند (فخر رازي، تفسير كبير، ج 21، ص 167؛ آلوسي، تفسير روح المعاني، ج 16، ص 34).
    امّا چنان كه علامه طباطبايي به آن اشاره كرده، احتمال بيان شده درست نيست؛ زيرا اين احتمال نيز وجود دارد كه منظور از اين جمله، الهام قلبي باشد كه در مورد غير پيغمبران نيز وجود داشته، و يا مكالمه خدا با ذوالقرنين به وسيله پيغمبري صورت گرفته است؛ زيرا قول خداو نه اعمّ از وحي مختص به نبوت است، (الميزان، ج 13، ص 388).


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,017
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    3



    3. قرآن كريم متعرض اسم او و تاريخ زندگي و ولادت و نسب و ساير مشخصاتش نشده، و تنها در خصوص وي به ذكر سفرهاي سه گانه او اكتفا كرده است؛ امّا از آنچه آورده، چند خصوصيت استفاده مي‏شود:
    يكم: جمله « يسئلونك... دلالت دارد بر اين كه پيش از نزول اين آيه، چنين اسمي بر سر زبان‏ها بوده است و از دو جمله قلنا يا ذا القرنين ، (كهف، آيه 86) و قالوا ياذا القرنين ، (كهف، آيه 94) معلوم مي‏شود كه اسم او همين ذو القرنين بوده كه با آن وي را خطاب كرده‏اند، (الميزان، ج 13، ص 407).
    دوّم: از ميان آيات هذا رحمة من ربي ، (كهف، آيه 98) و امّا من ظلم فسوف نعذبه... ، (كهف، آيه 87)، و قلنا ياذالقرنين امّا ان تعذب... ، (كهف، آيه 86) جملات اول و دوم مي‏رساند كه، وي مردي مؤمن به خدا و روز جزا و متدين به حق بوده است؛ چنان كه جمله سوم ـ كه خداوند اختيار تام به او مي‏دهد ـ مي‏فهماند كه او به وحيو يا الهام و يا به وسيله پيامبري تأييد و كمك مي‏شده است، (علي اكبر قرشي، قاموس قرآن، ج 5، ص 314).
    سوّم: از سلطنتي كه او داشته و بسط عدالت و اقامه حقي كه روي زمين نموده بود، مي‏توان فهميد كه خداوند خير دنيا و آخرت را براي او جمع كرده و نيروي جسماني و روحاني ويژه‏اي در اختيار وي نهاده بود.
    چهارم: ذوالقرنين در سفر اوّلش به جماعتي ستمكار در مغرب برخورد كرده، آنها را مجازات مي‏كند و در سفر دوّم خود به مشرق، به جمعيتي برخورد نموده كه در مرحله‏اي بسيار پايين از زندگي انساني بودند. در سفر سومش نيز براي تأمين امنيت نسبت به مردمي ستمديده،اقدام با ساختن سدّ فولادي مي‏كند، (عتيق نيشابوري، قصص قرآن مجيد، ص 220).



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,017
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    3



    4. مورخان و مفسّران درباره اين كه ذوالقرنين از نظر تاريخي كه بود، نظرات ذيل را ابراز داشته‏اند:
    يكم: برخي معتقدند او كسي جز اسكندر مقدوني شاگرد ارسطو نيست. اين قول به اشخاصي مانند ابن اثير، فخر رازي، بو علي سينا و ديگران نسبت داده شده است گفتني است كه در همين زمينه رواياتي هم وجود دارد، (ر.ك: ابن اثير، كامل فيالتاريخ، ج 1، ص 287؛ تفسير فخر رازي، ج 21، ص 163؛ تفسير مراغي، ج 16، ص 12؛ تفسير در المنثور، ج 4، ص 265).
    امّا اين نظريه نمي‏تواند درست باشد؛ زيرا همه اوصافي كه قرآن بيان مي‏كند، براي اسكندر قابل انطباق نيست؛ زيرا اسكندر نه مردي خداپرست بود، و نه از نظر تاريخي ساختن چنين سدّي براي وي نسبت داده شده است.
    دوّم: جمعي از مورخان معتقدند: ذوالقرنين يكي از پادشاهان يمن بوده كه به نام «تبابعه» خوانده مي‏شدند. از جمله اصمعي در «تاريخ عرب قبل از اسلام» و ابن هشام در «سيره» و ابوريحان بيروني در «الآثار الباقيه» از اين ديدگاه دفاع كرده‏اند. از ميان محققان معاصر، علامهسيد هبة الدين شهرستاني هم اين قول را تأييد كرده است. ايرادات نظريه قبلي بر اين رأي هم وارد است؛ اولاً در يمن چندين پادشاه به ذوالقرنين معروف بوده‏اند. ثانيا معلوم نيست كه آنان مؤمن باشند يا نه. ثالثا سدّ «مأرب» ساخته شده در يمن هم از مواد فولاد و مسّ مذاب نيست،(ر.ك: تفسير الميزان، ج 13، ص 414).
    سوّم: نظر دانشمند بزرگ اسلامي «ابو الكلام آزاد» هندي با اقتباس از «سر احمد خان هندي» در كتاب «ذوالقرنين يا كورش كبير» جديدترين نظر را مطرح كرده و او را كورش كبير دانسته است. بعد از طرح اين مسأله، بيشتر علماي اسلامي ـ از جمله علامه طباطبايي ـ اينطرح را قابل انطباق با مفاد قرآني دانسته از آن حمايت كرده‏اند، (تفسير الميزان، ج 13، ص 426)؛ زيرا اولاً وي فردي موحد بود. ثانيا اين فرد در نزد يهود ـ كه مطرح كنندگان اين سؤال از پيامبر(ص) بودند ـ بود. ثالثا به نظر باستان شناسان،مجسمه كشف شده در مشهد مرغاب ايران، جاي هيچ ترديدي نمي‏گذارد كه او «ذو القرنين» بوده است.



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,017
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    3

    شاد




    دلايلی دال بر اينکه ذوالقرنين همان کوروش کبير بوده است:

    ۱- کوروش شخصيتی است که در کتاب مقدس يعنی عهد عتيق ( در کتاب رويای دانيال و کتاب عزرا و چند رساله ديگر ) از او با تلويحی شبيه به تصريح ياد شده است . دانيال در رويايی می بيند که در قصر شوشان در کشور عيلام و در کنار نهر « اولای » است و قوچی با دوشاخ به همه حيوانات غلبه می کند ، مگر بزی با يک شاخ که سرانجام بر او غلبه می يابد . سپس دانيال پس از اين خواب از خود بيخود می شود و فرشته وحی بر او ظاهر می گردد و می گويد « آن قوچ صاحب دو شاخ را که ديدی ، پادشاهان ماديان و پارسيان می باشد و آن بز نر از پادشاهان يونان است ( بز تک شاخ می تواند همان اسکندر مقدونی باشد که عاقبت بر سلسله هخامنشيان چيره شد و بساط انان را برچيد).


    ۲- با استفاده از شان نزول اين آيات و به تصريح خود قرآن کريم ، پرسش کنندگان يهود ( يا به تحريک يهود ) بوده اند و با توجه به ذکر نام کوروش در عهد عتيق ، احتمال اينکه ذوالقرنين کوروش باشد بسيار بيشتر از اسکندر مقدونی است.

    ۳- ذوالقرنين قرآن خداشناس و موحد است و کوروش هم خداشناس و يکتاپرست بوده و معقول ترين تاريخی که برای ظهور زرتشت ياد می شود قرن ششم پيش از ميلاد است که با تاريخ حيات کوروش توافق دارد.

    ۴- ذوالقرنين قران شخصيتی است که خداوند به او تمکن در روی زمين و قدرت و اختيار داده است و اين با شخصيت کوروش که بر بخش عظيمی از آسيا و اروپا دست يافته و نخستين امپراطوری بزرگ تاريخ را تاسيس کرده است ، توافق دارد.

    ۵- ذوالقرنين اولين بار سفر يا لشکر کشی به غرب يا مغرب خورشيد داشته است و اين موضوع با لشکر کشی کوروش به غرب و شکست کروزوس پادشاه ليديه و تسلط بر آن سرزمين انطباق دارد.

    ۶- ذوالقرنين پس از لشکر کشی به مغرب ، متوجه سمت مشرق شده و به سمت مشرق لشکر کشی کرده است که با لشکر کشی کوروش به مکران و سيستان و حدود و حوالی بلخ انطباق دارد و ظن قوی اين است که کوروش در اين سفر ، بلاد سند را هم فتح کرده است و ايرانيان ، سند را هند می ناميده اند و از اين جهت در کتيبه داريوش ، نام هند نيز در ميان نامهای ممالک بيست و هشت گانه مفتوحه ذکر شده است.

    ۷- ذوالقرنين قرآن با قومی وحشی مواجه شده است و اين با رفتن کوروش به سمت شمال و کوههای قفقاز و نبرد با اقوام وحشی « سکا » که به يک تعبير همان « ياجوج و ماجوج » هستند انطباق دارد. در اينجا کوروش اقوام وحشی را عقب راند و در معبر « داريال » ( تنگه داريول ) که نمها معبر انان بوده است که از آن راه به اقوام مجاور تعدی و تجاوز می کردند ، سدی با آهن و مس می سازد و شک نيست که اين ديوار همان سدی است که کوروش بنا نهاده است زيرا اوصافی که قرآن در باره سد ذوالقرنين بيان کرده کاملا بر آن منطبق است و در آثار باستانی ارامنه اين ديوار « بهاگ کورايی » به معنی « تنگه کوروش » ناميده می شود.

    ۸- ذوالقرنين قرآن اگر بر قومی مسلط می شد به عدالت و نيکی با انان رفتار می کرد « ستمکاران را مجازات و صالحان را پاداش می داد» و کوروش بنا به قول هرودوت مورخ شهير يونانی « کوروش فرمان داد تا سپاهيانش جز به روی جنگجويان شمشير نکشند و هر سرباز دشمن که نيزه خود را خم کند نکشند ... بطوريکه توده ملت ، مصائب جنگ را احساس نکردند » و حتی بر پادشاهان اسير از جمله کروزوس پادشاه ليديه رحم اورد و او را بخشيد و از ملتزمان رکاب خويش قرار داد . کوروش پادشاهی سخی و کريم و ملايم بود و حرص مال اندوزی نداشت.
    ویرایش توسط کلات : ۱۳۸۸/۰۴/۱۲ در ساعت ۱۲:۴۸

  7. تشکرها 2


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18



    بنام خدا
    ذوالقرنین در یکی از سفرهای خود به جمعیتی برخورد کرد که از نظر تمدن در سطح بسیار پایینی بودند. آن‏ها که از ناحیه دشمنان خونخوار و سرسختی به نام "یأجوج و مأجوج" در عذاب بودند، مقدم ذوالقرنین را که دارای قدرت و امکانات عظیمی بود، غنیمت شمردند و دست به دامن او زدند و گفتند: یأجوج و مأجوج دراین سرزمین فساد میکنند. آیا ممکن است هزینه‏ای در اختیار تو بگذاریم که میان ما و آن‏ها سدی ایجاد کنی؟ ذوالقرنین پاسخ مثبت داد و بدون آن که کمک مالی از آنها دریافت کند، سدی را که مانع تجاوز یأجوج و مأجوج باشد ساخت. در ساخت آن از آهن و مس ذوب شده استفاده نمود.
    ماجرای سد ذوالقرنین در سوره کهف آمده است که در این جا ترجمه آیات را ذکر میکنیم: دو (ذوالقرنین باز) از اسباب مهمی (که در اختیار داشت، استفاده کرد (و همچنان به راه خود ادامه داد) تا به میان دو کوه رسید، و در آن جا گروهی غیر از آن دو را یافت که هیچ سخنی را نمیفهمیدند. (آن گروه به او) گفتهد: ای ذوالقرنین! یأجوج و مأجوج در این سرزمین فساد میکند. آیا ممکن است ما هزینه‏ای برای تو قرار دهیم که میان ما و آن‏ها سدی ایجاد کنی؟ (ذوالقرینین) گفت: آن چه را خدا در اختیار میگذارد، بهتر است (از آن چه شما پیشنهاد میکنید). مرا با نیرویی یاری کنید، تا میان شما و آن‏ها سد محکمی ایجاد کنم یا قطعات بزرگ آهن برای من بیاورید (و آن‏ها را بر روی هم چید) تا کاملاً میان دو کوه را پوشانید. سپس گفت: (آتش در اطراف آن بیفروزید و) در آتش بدمید (آن‏ها دمیدند) تا قطعه‏ها را آهن را سرخ و گداخته کرد. گفت: (اکنون) مس ذوب شده برای من بیاورید تا به روی آن بریزم، (سرانجام آن چنان سد نیرومندی ساخت) که آن‏ها قادر نبودند از آن بالا روند و نمیتوانستند رخنه‏ای در آن ایجاد کنند. گفت: این از رحمت پروردگار من است، اما هنگامی که وعده پروردگارم فرا رسد، آن را درهم میکوبد و وعده پروردگارم حق است". (1)
    *******
    1:کهف، (18) آیات 92 تا 98

  9. تشکر


  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18



    سد ذوالقرنین کجا است است؟
    طبق گواهی دانشمندان این سد در سرزمین قفقاز است. در این سرزمین میان دریای خزر و دریای سیاه سلسله کوه‏هایی است، همچون یک دیوار که شمال را از جنوب جدا میکند. تنها تنگه‏ای که میان این کوه‏های دیوار مانند وجود دارد، تنگه "داریال" معروف است که در همان جا دیوار آهنین باستانی به چشم میخورد. به همین جهت بسیاری معتقدند که سد ذوالقرنین همین است. (1)
    *******
    1:تفسیر نمونه، ج 12، ص 550؛ صدر بلاغی، قصص قرآن، ص 374.

  11. تشکر


  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,017
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    3



    مشخصات ذوالقرنين
    ذوالقرنين داراى مشخصاتی بود، از آن جمله مي توان به موارد زير اشاره کرد:
    • او شخصی با تاج یا کلاهی با دو شاخ است.
    • خداوند اسباب پيروزي ها را در اختيار او قرار داد.
    • او سـه لشگركشى مهم داشت : نخست به غرب، سپس به شرق و سرانجام به منطقه اى كه در آنجا يك تنگه كوهستانى وجود داشته، و در هر يك از اين سفرها با اقوامى برخورد كرد.
    • خداوند او را قدرتمند کرده بود و اختیار جان و مال انسانها و عذاب و پاداش به آنها را به او داده بود.
    • او مرد مؤ من و موحد و مهربانى بود، و از طريق عدل و داد منحرف نمى شد، و به همين جهت مشمول لطف خاص پروردگار بود.
    • او يار نيكوكاران و دشمن ظالمان و ستمگران بود، و به مال و ثروت دنيا علاقه اى نداشت .
    • او هم به خدا ايمان داشت و هم به روز رستاخيز.
    • او سـازنده سدى است كه در آن از آهن و مس استفاده شد (و اگر مصالح ديگر در ساختمان آن نيز به كار رفته باشد تحت الشـعـاع ايـن فـلزات بـود) و هـدف او از سـاخـتـن ايـن سـد كـمـك بـه گـروهـى مستضعف در مقابل ظلم و ستم قوم ياجوج و ماجوج بوده است.
    • او از کسانی بوده که خداوند خیر دنیا وآخرت رابه او عطا کرد. خیر دنیادرسلطنت و قدرت واختیاری که به او عطا شده بود و خیر آخرت ، برای اینکه او به گسترش داد و اقامه حق و به صلح و بخشش و رفق و کرامت نفس و گستردن خیر و دفع شر درآدمیان عمل می‌کرد.
    • چنین بر می‌آید که او به وحی و یا الهام و یا بدست پیغمبری از پیغمبران تایید می‌شد، و به او کمک می‌کرد.
    • اما از قرآن چيزى كـه صريحا دلالت كند او پيامبر بـوده استفاده نمى شود هر چند تعبيراتى در قرآن هست كه اشعار به اين معنى دارد. از بـسيارى از روايات اسلامى كه از پيامبر و ائمه نقل شده نيز مى خوانيم: او پيامبر نبود بلكه بنده صالحى بود.
    • به جماعتی ستمکار در باختر برخورد و آنان را عذاب نمود(به این مفهوم که با آنها جنگید و آنها را شکست داد).
    • سدی که بر روی قوم يأجوج و مأجوج بنا کرده در غیر باختر و خاور آفتاب بوده، چون پس از آنکه به خاور آفتاب رسیده پیروی سببی کرده تا به میان دو کوه رسیده‌است، و از مشخصات سد او افزون بر اینکه گفتیم در خاور و باختر جهان نبوده این است که میان دو کوه ساخته شده، و این دو کوه را که چون دو دیوار بوده‌اند به گونه یک دیوار دنباله دار در آورده‌است. و در سدی که ساخته پاره‌های آهن و قطر يعنى (مس گدازشده)به کار رفته است.



  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,017
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    3



    ذکر یاجوج و ماجوج در مواضعی از کتب عهد عتیق آمده.
    از آن جمله در اصحاح‏دهم از سفر تکوین تورات: "اینان فرزندان دودمان نوح‏اند: سام و حام و یافث که بعد از طوفان‏برای هر یک فرزندانی شد، فرزندان یافث عبارت بودند از جومر و ماجوج و مادای و باوان ونوبال و ماشک و نبراس".
    و در کتاب حزقیال اصحاح سی و هشتم آمده: "خطاب کلام رب به من شد که ‏می‏گفت: ای فرزند آدم روی خود متوجه جوج سرزمین ماجوج رئیس روش ماشک و نوبال،کن، و نبوت خود را اعلام بدار و بگو آقا و سید و رب این چنین گفته: ای جوج رئیس روش‏ماشک و نوبال، علیه تو برخاستم، تو را برمی‏گردانم و دهنه‏هائی در دو فک تو می‏کنم، و تو وهمه لشگرت را چه پیاده و چه سواره بیرون می‏سازم، در حالی که همه آنان فاخرترین لباس‏بر تن داشته باشند، و جماعتی عظیم و با سپر باشند همه‏شان شمشیرها به دست داشته باشند، فارس وکوش و فوط با ایشان باشد که همه با سپر و کلاهخود باشند، و جومر و همه لشگرش و خانواده ‏نوجرمه از اواخر شمال با همه لشگرش شعبه‏های کثیری با تو باشند".
    می‏گوید: "به همین جهت ای پسر آدم باید ادعای پیغمبری کنی و به جوج بگویی‏سید رب امروز در نزدیکی سکنای شعب اسرائیل در حالی که در امن هستند چنین گفته: آیا نمی‏دانی و از محلت از بالای شمال می‏آیی".
    و در اصحاح سی و نهم داستان سابق را دنبال نموده می‏گوید: "و تو ای پسر آدم‏ برای جوج ادعای پیغمبری کن و بگو سید رب اینچنین گفته: اینک من علیه توام ای جوج ای‏رئیس روش ماشک و نوبال و اردک و اقودک، و تو را از بالاهای شمال بالا می‏برم، و به‏کوه‏های اسرائیل می‏آورم، و کمانت را از دست چپت و تیرهایت را از دست راستت می‏زنم، که بر کوههای اسرائیل بیفتی، و همه لشگریان و شعوبی که با تو هستند بیفتند، آیا می‏خواهی‏خوراک مرغان کاشر از هر نوع و وحشی‏های بیابان شوی؟بر روی زمین بیفتی؟چون من به‏کلام سید رب سخن گفتم، و آتشی بر ماجوج و بر ساکنین در جزائر ایمن می‏فرستم، آن وقت است که می‏دانند منم رب...".
    و در خواب یوحنا در اصحاح بیستم می‏گوید: "فرشته‏ای دیدم که از آسمان نازل‏می‏شد و با او است کلید جهنم و سلسله و زنجیر بزرگی بر دست دارد، پس می‏گیرد اژدهای‏زنده قدیمی را که همان ابلیس و شیطان باشد، و او را هزار سال زنجیر می‏کند، و به جهنمش‏می‏اندازد و درب جهنم را به رویش بسته قفل می‏کند، تا دیگر امتهای بعدی را گمراه نکند، و بعد از تمام شدن هزار سال البته باید آزاد شود، و مدت اندکی رها گردد" .
    آنگاه می‏گوید: "پس وقتی هزار سال تمام شد شیطان از زندانش آزاد گشته بیرون‏ می‏شود، تا امتها را که در چهار گوشه زمینند جوج و ماجوج همه را برای جنگ جمع کند درحالی که عددشان مانند ریگ دریا باشد، پس بر پهنای گیتی سوار شوند و لشگرگاه قدیسین‏را احاطه کنند و نیز مدینه محبوبه را محاصره نمایند، آن وقت آتشی از ناحیه خدا از آسمان‏نازل شود و همه‏شان را بخورد، و ابلیس هم که گمراهشان می‏کرد در دریاچه آتش و کبریت‏ بیفتد، و با وحشی و پیغمبر دروغگو بباشد، و به زودی شب و روز عذاب شود تا ابد الآبدین".
    از این قسمت که نقل شده استفاده می‏شود که"ماجوج"و یا"جوج و ماجوج"امتی‏و یا امتهائی عظیم بوده‏اند، و در قسمت‏های بالای شمال آسیا از آبادی‏های آن روززمین می‏زیسته‏اند، و مردمانی جنگجو و معروف به جنگ و غارت بوده‏اند.
    اینجاست که ذهن آدمی حدس قریبی می‏زند، و آن این است که ذو القرنین یکی ازملوک بزرگ باشد که راه را بر این امتهای مفسد در زمین سد کرده است، و حتما باید سدی که‏ او زده فاصل میان دو منطقه شمالی و جنوبی آسیا باشد، مانند دیوار چین و یا سد باب الابواب ویا سد داریال و یا غیر آنها.
    تاریخ امم آن روز جهان هم اتفاق دارد بر اینکه ناحیه شمال شرقی از آسیا که ناحیه‏ احداب و بلندیهای شمال چین باشد موطن و محل زندگی امتی بسیار بزرگ و وحشی بوده ‏امتی که مدام رو به زیادی نهاده جمعیتشان فشرده‏تر می‏شد، و این امت همواره بر امتهای‏ مجاور خود مانند چین حمله می‏بردند، و چه بسا در همانجا زاد و ولد کرده به سوی بلاد آسیای‏ وسطی و خاورمیانه سرازیر می‏شدند، و چه بسا که در این کوهها به شمال اروپا نیز رخنه‏ می‏کردند.بعضی از ایشان طوائفی بودند که در همان سرزمین‏هائی که غارت کردند سکونت‏ نموده متوطن می‏شدند، که اغلب سکنه اروپای شمالی از آنهایند، و در آنجا تمدنی به وجودآورده، و به زراعت و صنعت می‏پرداختند. و بعضی دیگر برگشته به همان غارتگری خود ادامه‏ می‏دادند.
    بعضی از مورخین گفته‏اند که یاجوج و ماجوج امتهائی بوده‏اند که در سمت‏شمالی‏ آسیا از تبت و چین گرفته تا اقیانوس منجمد شمالی و از ناحیه غرب تا بلاد ترکستان زندگی‏می‏کردند این قول را از کتاب"فاکهة الخلفاء و تهذیب الاخلاق"ابن مسکویه، و رسائل‏اخوان الصفاء، نقل کرده‏اند.
    و همین خود مؤید آن احتمالی است که سد مورد بحث‏ یکی‏ از سدهای موجود در شمال آسیا فاصل میان شمال و جنوب است.

  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    170
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم.
    سلام.مطالب زیر خلاصه شده از بیانات آقای دکتر ندابو میباشد.

    اول اینکه آقای ندابو یک محقق و پزشک نیجریه ای هستند که به ایران آمده بودند و در تاریخ پانزدهم بهمن جلسه ای در مورد تبار شناسی ذوالقرنین (ع) گذاشتند.
    و اما ایشان تا به حال سه کتاب زیر را چاپ کردن:
    1_ ذوالقرنین که بود؟
    که این کتاب در تاریخ 2001 و به زبان انگلیسی چاپ شد
    و این که مطالب این سخنرانی بر گرفته از همین کتاب است.
    2_زردشت یک پیامبر اسلام.
    این کتاب هم در تاریخ 2005 و به زبان انگلیسی چاپ شده است.
    3_فواید پزشکی عبادت اسلامی.
    این کتاب هم در تاریخ 2004 و به زبان انگلیسی چاپ شده است.

    اما چه دلیلی باعث شد تا آقای ندابو در مورد تبار شناسی ذوالقرنین و شخصیت اصلی ایشان تحقیق کنه؟
    ایشان با مطالعه و تحقیق در تاریخ سوالاتی برایش پیش می آید و به دنبال جواب برای این پرسشها از جمله این که اسکندر چه کسی بود وچرا رفتار و کارهای او با ذوالقرنین(ع) که در قرآن آمده هم خوانی ندارد؟
    و اینکه در کتاب تورات از ذوالقرنین صحبت شده است و یک یهودی در سوریه برای این که پیغمبر خدا را بیازماید که فرستاده ی خداوند است یا نه افرادی را نزد پیامبر می فرستد و از ایشان می خواهند که در مورد ذوالقرنین سوال کنند و بگویند که ذوالقرنین چه کسی بوده است؟
    و اینگونه میشود که خداوند آیاتی را در مورد ذوالقرنین بر پیامبر نازل می کند.
    معانی مختلف کلمه ی ذوالقرنین:
    1_به کسی گویند که کلاه خودی با دو شاخ بر سر داشته باشد.
    2_به کسی گویند که در دو قرن زندگی کرده است.
    3_به کسی گویند که موهایش را از دو طرف بافته باشد.(پادشاهان قدیم اینگونه موهای خود را زینت می دادند.)
    4_کسی که حاکم بر دو قطب باشد یکی شرق و دیگری غرب.
    و با توجه به آیات قرآن این معنی بیشتر مورد قبول است.
    انسان های مختلفی وجود دارند که ذوالقرنین را به آنها نسبت می دهند از جمله کوروش کبیر- اسکندر- داریوش-خشایارشاه . و از بین این افراد کوروش کبیر است که شباهت های بیشتری با ذوالقرنین دارد.
    حال به خلاصه ای از توصیف شخصیت های اسکندر و کوروش و داریوش می پردازیم تا ببینیم که کدام یک از آنها شباهت های بیشتری با ذوالقرنین دارد.
    اسکندر مقدونی:
    اسکندر در زمانی که به قدرت و تاج و تخت رسید مردم را مجبور می کرد که باید او را خدا صدا کنند و هر که مخالفت می کرد آنها را می کشت.
    و اما اینکه یکی از دوستان بسیار نزدیک اسکندر (افاسچیا) بوده است که افاسچیا شریک جنسی اسکندر بوده و این ثابت می کند که اسکندر هم جنس باز بوده است. و زمانی که افاسچیا می میرد اسکندر پزشک او راهم به قتل می رساند و سه روز ماتم میگیرد.
    بعد از پیروزی های زیاد در هند اسکندر به بابیلون می رود و از دریاو صحرا عبور می کند تا بتواند که عربها را اسیر کند و آنها را به بابیلون بر می گرداند. و به خاطر این موفقیت جشنهای زیادی می گیرد طوری که مریض میشود.
    اسکندر همچنین به شهر های دیگر هم حمله کرده است از جمله فنقیه.
    اما محققان گفته اند که بزرگ ترین کاری که اسکندر انجام داده است ساختن شهر الگزاندریا
    در مصر بوده است که برای فعالیت بیشتر مردم یونان بوده است.
    سوال: آیا اسکندر با کارهای زشتی که انجام داده است می تواند ذوالقرنین باشد؟ آیا شباهت هایی بین ذوالقرنین و اسکندر وجود دارد ؟
    جواب: مسلما این طور نیست.

    کوروش بزرگ همان ذوالقرنین است:
    بسیاری از محققان دینی از جمله علامه طباطبایی در کتاب المیزان و علامه معدودی کوروش بزرگ را همان ذوالقرنین می دانند
    زمانی که کوروش به پادشاهی می رسد مصادف با امپراطوری ماد ها بوده است و کوروش آنها را متحد می سازد.
    کوروش توانست که عدالت را برقرار کند.
    در زمان امپراطوری بابل . پادشاه بابل اورشلیم یهودی ها را گرفت و کوروش آنها راآزاد کرد. به همین خاطر است که در انجیل از کوروش تعریف شده است.
    به کوروش لقب موسی دوم را دادند و یهودی ها هم تبلیغات زیادی برای کوروش انجام دادند.
    ایشان در حین استقرار کردن پادشاهی خود کشته شدند.
    در قرآن گفته شده است که ما او(ذوالقرنین) را به بزرگی رساندیم و به آن علم و تکنولوژی را یاد دادیم. و اما با توجه به سد ساخته شده برای جلوگیری از حمله ی یاجوج و ماجوج شواهد تاریخی وجود ندارد که کوروش کبیر به آنجا سفر کرده است.
    کوروش برای یهودی ها خیلی معروف بود و چون همه او را می شناختند پس آن یهودی که پیش پیامبر رفت وپرسید که ذوالقرنین کیست ؟ به جای این سوال می گفت که کوروش کیست و از کلمه ی ذوالقرنین استفاده نمی کرد.

    داریوش چه کسی بود؟
    بیشتر توصیفات داریوش پنهان بوده است و تنها اطلاعاتی که از آن و جود دارد یکی روی سنگ بیستون است که به زبان بابلی و فارسی قدیم و... نوشته شده است.
    و دیگری یک ظرف طلا بوده است که رسم رستم در آن دیده می شود و در آن ازداریوش یاد شده است.
    بیشتر مردم ذوالقرنین را یکی به کوروش کبیر و دیگری به داریوش نسبت می دهند.
    بعد از کشته شدن کوروش پسر بزرگ آن کمبور جیه که مردی جنگجو بود و شباهتی با کوروش نداشت پادشاه می شود و می خواست که با خواهرش آتوسا که زنی زیبا بود ازدواج کند و بزرگان با این کار وی مخالف بودند اما از ترسشان قبول کردند.
    کمبورجیه از ترس شورش برادر و به قدرت رسیدن آن برادرش بردیا را هم کشت.
    کمبورجیه به هند می رود و آنجا با گاماتا که از سلسله ی ماد بود آشنا می شود و از آن استفاده می کند و چون گاماتا بسیار شبیه به بردیا بود به جای بردیا به حکومت و شهرت می رسد .
    قبل از اینکه گاماتا به پادشاهی برسد داریوش حامی نیزه بود (یعنی فردی که قابل اعتماد است).کمبورجیه به نزد داریوش می ره و از آن می خواهد که جلوی گاماتا را بگیرد ولی داریوش قبول نمی کند و به او می گوید که خودت باید با آن مقابله کنی.
    داریوش به عبادت اهورامزدا می رود و دعا می کنن و ازش کمک می خواهند. اهورا مزدا هم به ایشان کمک می کند و داریوش به همراه شش نفر به پیش گاماتا می روند و او را به قتل می رسانند.
    و این واقعه که داریوش گاماتا را دستگیر می کند و او را به زمین می اندازد و به اسارت در می آورند و از خداوند خود تشکر می کنند که توانستند این شخص فاسد را از بین برن به صورت تصویر در آمده است.
    ما تا سال 1047 از داریوش اطلاعاتی نداشتیم تا این که سنگ بیستون را پیدا کردند وتوصیفاتی که در قرآن در مورد ذوالقرنین نوشته شده با مطالب این سنگ نوشته ها بسیار شباهت دارد .گفته شده که در این نوشته ها داریوش با اهورامزدا صحبت می کند و آن را خداوند خود می داند و می گوید که تو خالق بزرگ و یکتا هستی(معادل کلمه ی الله اکبر)
    و همچنین داریوش از خداوند تشکر میکند که به او قدرت بخشیده و در قرآن هم آمده که ما به او قدرت و راهنمایی برای انجام امور را یاد دادیم.
    از کارهایی که داریوش انجام داده است می توان به ساخت شهر شوش نام برد این شهر با امکانات و با کمک ملل های دیگر ساخته شده و لوازم برای ساخت این شهر را مردم از جاهای دیگر می آوردند و این که این مردم برده نبودند بلکه آنها از سر علاقه و همکاری
    و به درخواست داریوش این کار را انجام می دادند.
    شواهد موجود می گوید که داریوش یک معمار ماهر بوده و ایشان تنها شخصی بودند که می توانستند سد یاجوج و ماجوج را بسازند.
    آثاری از کارهای داریوش باقی مانده است و اشخاص برای رسیدن به تالار داریوش باید از 111 پله می گذشتند تا به نزد داریوش برسند.
    در تخته جمشید در زمان نوروز هر ساله از ملت های مختلف به دیدن داریوش می آمدند و هر شخصی هدیه ای از کشور خود برای داریوش می آوردند.
    داریوش رسم حکومت داری نوین جهان را برگزار کرد .
    داریوش دریانوردی را به طور پیشرفته عنوان کرد و کسی نبود که مدام در قصر بماند و همچنین داریوش به قطب هم سفر کرده است یعنی جایی که خورشید غروب می کند (در آیات قران به این موضوی اشاره شده)
    داریوش تلاش می کرد مظلومان از ظلم در بیایند و به همین علت به کل کشور سر کشی می کرد.
    یکی دیگر از کارهای او ساخت کانال سوئز بود و سنگ نوشته ای در مصر پیدا شده است که داریوش در آن گفته من این راه را برای مردم جهان درست کرده ام.
    ساختن جاده ای سلطنتی تا شوش که هزار مایل داشت و همچنین کاروانسراهایی در این جاده برای استراحت هم از دیگر کارهای او بود.
    معبد سلیمان در زمان پادشاه بابل از بین رفته بود و کوروش فقط توانسته بود که یهودی ها را آزاد کند ولی پولی برای ترمیم معبد نداشت ولی داریوش این کار را انجام داد.
    مدیریت و بحث نظامی که داریوش آن را به وجود آورده بود هنوز هم در برخی از کشور ها دیده می شود.
    مورخان هم گفته اند که داریوش بزرگترین پادشاه است.
    من سعی کردم تا مفهوم را برسانم اما خوب با توجه به صحبت های انگلیسی آقای دکتر و ترجمه ی خلاصه ی مترجم ایشان بهتر از این نمی شد امیدوارم که استفاده ی کافی را برده باشید و اما نتیجه آخر که واقعا ذوالقرنین چه کسی است باز هم بی نتیجه ماند . به نظر آقای دکتر داریوش همان ذوالقرنین است ولی من ودیگر حاضران در جلسه موافق بودیم که کوروش کبیر همان ذوالقرنین است .
    اما خوب مهمتر از اینکه واقعا ذوالقرنین چه کسی است و ما بخواهیم به دنبال یک اثبات کامل برای آن بگردیم اینکه ما بدونیم این بزرگان چه کارهایی را انجام دادند و چه درس هایی را به ما آموختند .
    التماس دعا.
    ویرایش توسط ذوالقرنین : ۱۳۸۸/۰۴/۲۷ در ساعت ۲۰:۴۹ دلیل: اندازه ی قلم

  15. تشکر


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. جمع بندی پدر حضرت علي عليه السلام كيست؟
    توسط سلمان فارسی در انجمن اهل بیت و ائمه در قرآن
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۱۱/۲۲, ۲۲:۱۳
  2. منظور از معبودها در آیه 17 سوره فرقان كيانند؟
    توسط مجذوب در انجمن تفسیر موضوعی
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۸/۲۹, ۱۳:۰۳
  3. حقايقي درباره فاطيما!!! او كيست؟آيا او همان فاطمه زهرا سلام الله عليهاست؟
    توسط سلمان فارسی در انجمن مكان ها ، اشخاص و سرنوشت آن ها در قرآن
    پاسخ: 15
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۸/۱۳, ۲۱:۳۰
  4. :.:كيست اين عبد صالح ؟:.:
    توسط ║★║فاطمی║★║ در انجمن اهل بیت و ائمه در قرآن
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۳/۲۳, ۲۱:۴۱
  5. از گوشی نوكياى خود بهتر استفاده كنيم؟
    توسط Amoo Mehraboon در انجمن تلفن همراه
    پاسخ: 16
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۱۲/۱۲, ۰۷:۳۷

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود