صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: به این بنده عاجز دلشکسته راهنمایی کنید

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    به این بنده عاجز دلشکسته راهنمایی کنید




    من 2سال یش تو نت با پسری آشنا شدم. اوایل در حد وقت گذرانی بود بعد از گذشت چند ماه یک شب که خیلی دلتنگ بودم بمن گفت از خصوصیات خودت بیشتر بگو و من کامل گفتم. گفت که اگر این خصوصیات من حقیقی باشه تا آخر عمر در کنارم خواهد ماند و از من خواست که رایطه را بسمت ازدواج تغیر بدیم . من لودگی کردم و اصلا حرفش را جدی نگرفتم. در ضمن ایشان خارج زندگی میکند و خانواده اش ایران ماهها گذشت. من قبل از ایشان با پسری در حد تلفن صحبت داشتم و کمی به او علاقه مند شده بودم تا اینکه از خارج آمد و به من تماس گرفت که ایرانم و میخواهم برای دیدنت به شهرت بیایم. گفت به خانواده ام گفتم از یه دختر خوشم آمده و آنها قبول کردند همدیگر را ببینیم اگر از هم خوشمان آمد من مجددا با خانواده ام برای صحبتهای رسمی به منزلتان میام. تو این مدت من باورش نداشتم همش میگفتم دروغ میگه و قصدش ازدواج نیست و همیشه سر این موضوع با او کنتاک داشتم. آخه خیلی قربون صدقه من میرفت اجازه نمیداد من رابطه را تمام کنم . میگفت اول آخر تو مال خودمی. میگفت آخه مگه تو مورد خاصی داریکه من دروغت بگم و بخواهم فریبت بدهم ..راست میگفت ..اگر تماس نمیگرفتم دیونه میشد..اما باز هم باور نداشتم. میگفت صبر کن من بیام خانواده ات که تورا از سر راه نیاوردند تحقیق میکنند اگر دروغ گفته باشم مشخص میشه.. کم کم به او علاقه مند شدم در حدی که اگر یک روز با او حرف نمیزدم دیوانه میشدم. اما توی این فاصله مشکلاتی برایش پیش آمد که آمدنش به تاخیر افتاد . بمن گفت مجبورم برم خارج ولی 15 روز دیگه بر میگردم.من به اصرار شماره یکی از دوستانش را برای روز مبادا ازش گرفتم و مشکل ازاین جا شروع شد. شبی که پرواز داشت من تماس گرفتم اما موبایلش خاموش بود به دوستش زنگ زدم تا خبری بگیرم و ایشان از موقعیت استفاده کرد و بین ما را خراب کرد.. من زمانی فهمیدم که دیر شده بود به من میگفت طرف آدم هرزه ایه با خیلی ها رابطه داره از مال دنیا هیچی نداره و به او هم گفته بوده من قصد رفیق شدن با اورا داشتم.. من آخرین حرفهایش را با زرنگی ظبط کردم و به طرفم تماس گرفتم و حقیقت را گفتم کلی سرزنشم کرد...خواستم رابطه راتمام کنم اما نذاشت.. ولی از آن به بعد با من سرد شد..من باز اومدم با سیم کارته دیگه امتحانش کردم... با من تماس گرفت که میدونم کار خودته اما اگر ثابتش کنی دیگه بات حرف نمیزنم.. تماساش کمرتگ شد من گله میکردم میگفت باید خودت درستش کنی. خودت خراب کردی..میگفن چقدر غر میزنی... من نمیدونستم چی کار کنم.. روز به روز به جای جبران ،اشتباهاتم بیشتر میشد. تا شبی که بین ما دعوای سختی شد و او بدترین توهینها را بمن کرد و دیگه هیچ تماسی بین ما صورت نگرفت.


    چندین بار تو نت برایم پیغام میگذاشت . اما من 1 سال صبر کردم و تو این فاصله از دوستم خواستم با او تماس بگیره و واسطه بشه به دوستم گفته بود که من بدبینم . کلی از اشتباهاتم را بخشیده اما.. در آخر هم گفته بوده حالا نمیگم میخواهم چیکار کنم به وقتش.


    چند شب بعد تو نت با من چت کرد اما باورم نشد و بعد که من خودم را برایش گرفتم او هم نقش بازی کرد که دوستش بوده در صورتی که خودش بود. من فردایش باز از دوستم خواستم دوباره تماس بگیره اما قبول نکرد همکاردوستم که کمی از جریان را میدانست گفت من تماس میگیرم. من هم سادگی کردم و گئاشتم تماس بگیره چیزی که بعدها فهمیدم اینکه کلی این دختر در مورد من بد گفته بود و من را پیش این پسر به عنوان دختری که با همه س ک س داشتم معرفی کرده بوده. وقتی که من بعد از مدتی باز تو نت با او چت کردم دیدم با دلخوری تمام بمن کلی حرف زد که من اینکاره ام و .. دیگه دنیا برایم تاریک شد از آن روز همش گریه میکردم که خدایا تو شاهدی من این کاره نیستم.. 1 سال گذشت با راهنمایی دوستم خودم با او تماس گرفتم شاکی شد که میمردی اگر به جای اینکه 100نفر را واسطه کردی خودت از اول زنگ میزدی؟ گفت تو کاری با من کردی که از ازدواج پشیمون شدم.. کفت شماره من را ه همه دادی و ... اینکه دیگه دیر شده.. نگفت تو با حرف زدن با دوستم به من ضربه بزرگی زد.. خلاصه من هی تماس میگرفتم کم کم نرم شده بود ولی باز ناز میکرد


    تا عید امسال بعد از 1 سال جدایی بمن مسج داد که تماس بگیرم باورم نشد کلی باهم حرف زدیم و گفت یه فرصت جدید بمن میده. من هم برای جبران گذشته( به پیشنهاد مادر دوستم) ازش خواستم با خرج خودم به شهرم بیات تا از نزدیک سنگهامونو ازهم واکنیم.. چون میدونستم این فاصله مانع اصلی جدایی ماست...پول هم 200تومن برایش واریز کردم.. با من خوب بود اما 27 روز پیش هی میگفت بدجور درگیرم داغونم مشکل پیدا کردم . گفت خودم ازین وضعیت خسته شدم دوست دارم زودتر تمام بشه ببینمت و .اما من باز اشتباهات قبل را تکرار کردم میگفتم اگر نمیخواهی بگو ازم ناراحت شد که اگر یکبار دیگه تکرار کنم دیگه با من حرف نمیزنه. در ضمن من یکبار بهش گفتم تو منو نخواستی پول منو خواستی.. تو شیادی و خیلی حرفهای دیگه.. هیچ جوابی بمن نداد.. بازم ادامه دادم که فردا برو پوله به حسابم واریز کن... جوابم داد.. میدونستم یه روز منت میزازی و این حرفو میزنی.. گفت صبح برو پ.ل. بگیر.. پشیمون شدم ازش عذر خواهی کردم اما بعد ازین دیگه زیاد جوابم نمیداد... بتازگی هم فهمیدم یکی فریبش داده و پولش را خورده(ملیارد) بمن گفت خودم تماس میگیرم 1 هفته گذشت اما زنگ نزد تحمل نکردم زنگ زدم چند روز هرچی مسج دادم زنگ زدم جوابی بمن نمیداد.. اما شماره دیگه باش تماس میگرفتم جواب میداد.. دیونه شدم گفتم حتما دیگه من را نمیخواهد.. به او مسج دادم که تو که هم پروئی هم زبانت درازه پس راستش را بگو اگر نمیخواهی بگو.. جوابم داد که :حرفهای ... میزنی بار آخرته این حرفارو ازت میشنوم و.. اینکه 12 شبه داری مزاحم میشی ملاحظه هم که نداری مسج نده... . حالا40 روزه ازش خبر ندارم. نمیدونم این پایان بوده دیگه من را نمیخواهد ؟ یا مشکلی داشته؟ خواهش میکنم بگید من چی کار کنم... هرچی تماس میگیرم جوابم نمیده.. ایمیل دادم.. مسج دادم که اگر نمیخواهی بگو تا نه من وقتم هردر بشه نه مزاحمت بشم.. باز جواب نداد.. بدوستم گفتم زنگ بزن اما گفت : شما؟ دوستم گفت دوست.. گفت: نمیشناسم و قطع کرد و باز زنگ زدم این بار خودم گفتمش بزار 2 کلمه باهات حرف بزنم قطع کرد.. دارم دیوانه میشم.. کارم همش شده گریه کردن.. دیشب تولد امام علی به قرآن پناه بردم گفتم خدایا هر وقت از تو کمک میخواستم میگفتی صبر.. آیا این پایان عشق من بود؟ قرآن را باز کردم سوره یوسف آمد.. خواهش میکنم کمکم کنید من نمیتونم فراموشش کنم.. من باید بفهمم چرا یکباره اینجور شد.میدونم اگه نخوات راحت میگه.. اما این جواب ندادن چه معنی داره.قسمتون میدم راهنماییم کنید

    ویرایش توسط pantehaa : ۱۳۸۸/۰۴/۱۷ در ساعت ۰۱:۲۰

  2. تشکرها 3


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    514
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اگه واقعا عاشقتون بوده که بازم باهاتون تماس میگیره و پیام میده واگه به خاطر لحن صحبت کردن بخواد از شما دل بکنه بدون عاشق نبوده اصلا تودنیای دوستی هم که باشه آدم اگه کمی معرفت داشته باشه این جوری بادوستش رفتار نمی کنه چه برسه به اینکه عاشق باشه ونیت ازدواج داشته باشه بزار ده روز بگذره اگه دلتنگتون شد ایمیل میده اگه نه دوستی یک طرفه فایده ای نداره بازم بستگی به صبر خود شما داره ولی با کمالاتی که شما دارید حتما شیفتگان دیگری هم دارید که بهتره این فرصت را از اونها وخودتون نگیرید به نظر من اگه ده روز گذشت وخبری نشد ارزش خودتون رو بیشتر بدونید.امید تون با خدا باشه .
    ویرایش توسط محمدحسین بخشی : ۱۳۸۸/۰۴/۱۶ در ساعت ۱۴:۳۳
    بقیه الله خیرلکم ان کنتم مومنین
    http://mhb90.blogfa.com/


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    21
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خوب تابلوه که شما رو پیچونده یه نصیحت از من به شما من خودم پسرم ولی اینو بهتون میگم هیچ وقت به هر پسری اطمینان نکن ممکنه نتیجه بدی داشته باشته درضمن توی این دنیای عجیب وغریب کی میاد ندیده ونشناخته اونم تلفنی بره خواستگاره مگه اینکه یه تختش کم باشه
    ویرایش توسط ALIMOH : ۱۳۸۸/۰۴/۱۶ در ساعت ۲۲:۳۵


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    211
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    12 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    عزيز دلم بيخيال اين اقايون بشو.مخصوصا از طريق نت.تو ازكجا مي دوني اين اقا يك ادم متشخص و خوبي هست يا يك معتاد ؟عزيزم هيچ وقت عاشق نشو و عشقت را براي كسي نگهدار كه تااخر عمر در كنارت باقي بماند.به نظر من عشق بعداز ازدواج خيلي شرين تر از عشق قبل از ازدواج پس خود دار باش منم مثل شما اول فكر مي كردم دنياي مجازي هم مثل دنياي واقعي است ولي با رفتن تو چند سايت و ديدن ادمهاي پست كه براي رسيدن به اميال شيطانيشان دست به هركاري مي زنند فهميدم كه ادمهاي تو دنياي مجازي(به استثناي افراد اين سايت كه همشون در جهت اشاعه دين فعاليت مي كنندو براي جذب جوونها به سايت مذهبي فعاليت مي كنند) ادمهاي بيكار و هرزه اي بيش نيستند.اگه كارو زندگي داشته باشند مگر وقت چت كردن دارند؟و يااز كجا معلوم اون اقايي كه با شما چت مي كرده با ده نفر ديگه هم چت نكرده و ده شماره ديگه هم زنگ نمي زده.بابا تو دنياي واقعيش رو طرف قسم مي خورند خيانتكار در مي ايد چه برسه مجازي.پس اصلا ناراحت نباش گلم.همه چي رو بسپار دست خدا كه بهترين را براي تو مي خواهد

    چه انتظار عجيبي!
    تو بين منتظران هم عزيز من چه غريبي!
    عجيب تر که چه آسان نبودنت شده عادت!
    چه کودکانه سپرديم دل به بازي قسمت!
    چه بي خيال نشستيم، چه کوششي چه وفايي؟
    فقط نشستم و گفتم: خدا کند که بيايي!!!



  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    318
    صلوات
    14
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    218 پست
    حضور
    49 روز 8 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    27



    786
    سلام دوست عزیز

    اره خوب معلومه که نباید محلش بزاری
    اگه واقعا دوستون داشته باشه خوب با خونواده اش میاد خواستگاری البته حتما حتما در موردش تحقیق کن نباید اسیر احساسات بشی و بد رو خوب تعبییر کنی درسته که احساس باید باشه ولی تنها 10% زندگی رو احساسات تشکیل می ده و با گذشت یک یا دو سال از زندگی مشترک اساس زندگی تازه شروع می شه من فکر می کنم اولا در موردش تحقیق کنید ببینید از چه دانشگاهی درس خونده برید از خود دانشگاه چه بصورت تلفن یا اینترنت بپرسید همچین دانشجویی داشته یا نه
    باید تا می تونید تحقیق کنید و ببینید راست گفته یا دروغ اگه فهمیدید دروغ گفته دیگه سراغش نرید نباید اسیر احساساتتون بشید بیش از 99% این اتفاقات سر اخر پشیمونی بهمراه اورده
    مطمعن باشید این شخص پایان زندگی برای شما نیستن بلکه دری هست برای ورود به دنیای پر از عشق و صمیمیت پس این امتحان رو بدرستی پشت سر بزارید و حتما حتما با عقلتون تصمیم بگیرد و تسلیم احساس خود یا اون نشید
    از ما گفتن بود
    راستی نسیم عزیز دستتون درد نکنه یعنی بچه های سایت های دیگه؟
    بابا شوخی کردم منظورتو فهمیدم
    موفق باشید

  8. تشکرها 5


  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دوستان شما درست میگید .. اما من دلم میخوات فقط یکبا باش حرف بزنم مردو مردونه بگه چرا؟

  10. تشکرها 4


  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    544
    تشکر:
    1
    حضور
    1 دقیقه
    دریافت
    18
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام
    مي‌دونم برات سخته فراموشش كني و ازش دل بكني عشق از جهاتي مثل اعتياد وابستگي رواني ايجادمي‌كنه.به همين خاطره كه خودت خبر نداري كه چگونه كاسه گدايي پيش او دراز كرده اي و مهر و محبت طلب مي‌كني .كاري كه همه خانم‌ها زياد ازش خوششون نمياد. و بعيد مي‌دونم خودت هم گاه گاهي از اين كارت ناراحت نشي آخه هرچي باشه تو يك خانم هستي اون بايه نازتو بكش نه تو. نه نه نمي‌خوام سركوفت بهت بزنم چون تجربه ما ميگه همين كار ها برعكس سبب ميشه زندگي دير يا زود اگر به ازدواج هم ختم بشه متزلزل بشه.اين همه واسطه اين همه حرف‌هاي ضد و نقيض بالاخره يه روزي مث خوره به جون عشقتون ميفته و شما رو از هم دور ميكنه . به اضافه اينكه مادر شوهرها و خواهر شوهرها اگه متوجه اين بشوند كه شما شروع كننده بودين دير يازود هزار و يك عيب روي شما مي‌گذارن.
    تلاش كنيد برخود و احساستون تسلط داشته باشين به نفع شما نيست كه ادامه بدهيد او ذهنش نسبت به شما ويروسبي شده و آنتي ويروس آن اينه كه التماس از سمت شما كم بشه اجازه بدهيد ايشان براي خواستگاري با خانواده جلو بيايند.
    ذهن شما هم به ويروس عشق مبتلا شده شما نمي‌تونيد به دليل وابستگي شديد تشخيص بديد كه اين عشق سبب خوشبختي شما و او ميشه يا نه از آنتي ويرس مشاوره ازدواج و تجارب اطرافيان بيشتر از كمك بگيريد.
    به تاپيك حميد و مشاوره هاي داغ سري بزنيد

    در بند خویش بودن معنای عشق نیست
    چونانکه زنده بودن، معنای زندگی


  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ممنون.. درستهگاهی از این که این همه تلاش میکنم گاهی خسته میشم.. اما دوست ندارم این همه صبری که فقط به خاطر ایمانم به کلام خدا انجام دادم اینجور پایانش بشه... من هر وقت نالان از خداوند بوسیله آیاتش راهنمایی میخواستم همیشه سوره یوسف میومد... خب این یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟؟
    من حتی شب تولد امام علی تا 4 صبح ( 4 ) ساعت اشک میریختم که خدایا این پایان عشق من بود؟ نمیدونید واسه عاشق 1 سال انتظار بدون او ..و برای او چقدر سخت و دردناکه.. همه به من میگن زلیخا.... خب اگر ذهنش نسبت به من خراب شده چکار کنم؟
    چرا یک مرتبه جوابم نداد؟ کسی که آخرین بار بمن گفت خودم زنگ میزنم .. بدجور گیرم و ... حالا چه دلیلی داره اینجور با من رفتار کنه؟ این حق منه حقیقت را بدونم
    حالا نمیدونم بازم صبر کنم و مدتی تماس نگیرم ببینم چی پیش میات؟ یا بازم بزارم دوستم تماس بگیره؟ هرچند او بدش میات من این کارو انجام بدم.. به نظر شما گذشت زمان موثره؟ اگر 1 یا 2 ماه بگذره زنگ نزنه چکار کنم؟ من بدون او نمیتونم
    ویرایش توسط pantehaa : ۱۳۸۸/۰۴/۱۸ در ساعت ۰۰:۰۷
    اگر هر بار که لبخند بر لبانم می نشانی، می توانستم به آسمان بروم و ستاره ای بچینم، آسمان شب دیگر مثل کف دست بود

  13. تشکر


  14. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    1,016
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    28
    گالری
    42



    نقل قول نوشته اصلی توسط pantehaa نمایش پست
    ممنون.. درستهگاهی از این که این همه تلاش میکنم گاهی خسته میشم.. اما دوست ندارم این همه صبری که فقط به خاطر ایمانم به کلام خدا انجام دادم اینجور پایانش بشه... من هر وقت نالان از خداوند بوسیله آیاتش راهنمایی میخواستم همیشه سوره یوسف میومد... خب این یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟؟
    من حتی شب تولد امام علی تا 4 صبح ( 4 ) ساعت اشک میریختم که خدایا این پایان عشق من بود؟ نمیدونید واسه عاشق 1 سال انتظار بدون او ..و برای او چقدر سخت و دردناکه.. همه به من میگن زلیخا.... خب اگر ذهنش نسبت به من خراب شده چکار کنم؟
    چرا یک مرتبه جوابم نداد؟ کسی که آخرین بار بمن گفت خودم زنگ میزنم .. بدجور گیرم و ... حالا چه دلیلی داره اینجور با من رفتار کنه؟ این حق منه حقیقت را بدونم
    حالا نمیدونم بازم صبر کنم و مدتی تماس نگیرم ببینم چی پیش میات؟ یا بازم بزارم دوستم تماس بگیره؟ هرچند او بدش میات من این کارو انجام بدم.. به نظر شما گذشت زمان موثره؟ اگر 1 یا 2 ماه بگذره زنگ نزنه چکار کنم؟ من بدون او نمیتونم
    خدایا یعنی میشه ما هم یه روزی اینجوری برا آقامون انتظار بکشیم؟؟؟؟؟؟؟؟

    آن روزها دروازه شهادت داشتیم و حالا معبری تنگ ، برای شهید شدن هنوز هم فرصت هست ، دل را باید صاف کرد.
    حضرت امام خامنه ای

    اینجا "فضای مجازی" نیست، فضای بازی گلوله هاست و باز هم وبلاگ حاجی بخشی دارد در سه راهی شهادت آتش می گیرد. دیروز عده ای اجازه دادند "علــی(ع)" در "فضای کوفه" تنها بماند اما ما نمی گذاریم "سید عــــلی" حتی در "فضای سایبر" تنها بماند...

    هر عمامه به سری که از رهبر مکرم فاصله بگیرد لعنت خدا برش باد.
    آیت الله شهید سید عبدالحسین دستغیب


  15. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام خانمی متاسفم که تو احساس عجبی افتادی بنظر من هیچ اطمینانی به این اقا نکن فقط به خدا اعتماد کن واز خدا جواب بگیر به خدا بسپار ودرنیمه شب با خدا راز ودل کن انشاالله خدا کمکت میکنه

  16. تشکرها 3


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ۞❀۞❀۞آشنایی با شهید فرانسوی دفاع مقدس۞❀۞❀۞
    توسط seyed yasin در انجمن برگی از دفتر زندگی ( زندگی نامه و خاطرات شهدا)
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۶/۰۴, ۰۸:۵۶
  2. ▐★♥★ ▐داستان هایی از سیرت حضرت امام رضا (ع)▐★♥★ ▐
    توسط ║★║فاطمی║★║ در انجمن اهل بیت و ائمه در قرآن
    پاسخ: 24
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۷/۰۷, ۱۸:۳۸
  3. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۷/۰۲, ۱۲:۲۲
  4. نامه ی زن آمریکایی به زنان ودختران مسلمان
    توسط خادمة المهدی در انجمن حجاب و پوشش اسلامي
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۶/۲۸, ۱۵:۴۷

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود