صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اگر انسان موجودي مختار است پس قضا وفدر تعيين شده براي اوچيست ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    9
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    اگر انسان موجودي مختار است پس قضا وفدر تعيين شده براي اوچيست ؟




    agar ensan mojoudi mokhtar ast pas hokmeh ghaza va ghadari keh barayeh ou taein shodeh che mibashad?
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۸۹/۰۴/۰۹ در ساعت ۲۱:۲۴


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۷
    نوشته
    127
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    لازم است قبل از ورود به پاسخ این سوال، چند کلمه را برای خود به طور کامل تعریف کنیم و معنای حقیقی و بطنی آن ها را بدانیم.

    1- از دید شما سوال یک سوال تناقضی است. دو امر موجود را کنار هم قرار دادید و با این فرض پیش رفتید که این دو امر اختیار انسانی و تقدیرات در خلاف یکدیگرند.

    2- اختیار آدمی در معنا چیست؟ آیا به حدودی محدود نشده است؟ اختیار در لغت به چه معنی است؟ اختیار در کجا و چگونه معنا می یابد؟ بستر مناسب بروز و ظهور اختیار چیست؟

    3- آن تقدیراتی که می گویید از کجا آمده اند؟ چگونه اتفاق می افتند؟ در چه سلسله و سیری پیش روی قرار می گیرند و هدفشان چیست؟

    قطعا اگر شما روی موارد 2 و 3 کمی تامل بفرمایید و به کتب مراجعه ای شود. می یابید که پاسخ چیست و در اصل شما از تناقض دو امری پرسیدید که نه تنها خلاف سوی یکدیگر نیستند بلکه همسوی هم هستند.

    پ ن: عرایض بنده حل مسئله نیست، در حقیقت لـِـم یا پیش حل کوچکی است.


    اللهم اشغل الظالمین بالظالمین


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,578
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    140
    آپلود
    0
    گالری
    99



    نقل قول نوشته اصلی توسط setayesh19 نمایش پست
    agar ensan mojoudi mokhtar ast pas hokmeh ghaza va ghadari keh barayeh ou taein shodeh che mibashad? :gig:
    السلام علیک یا اباعبدالله الحسین

    با سلام

    قضا و قدر الهی هیچگونه منافاتی با اختیار انسان ندارد.

    توضیح :

    اختیار انسان ، یکی از مظاهر قضا و قدرالهی است. قضای الهی بر این تعلق گرفته که انسان، موجودی مختار و آزاد باشد و با اختیار خود، انتخاب کند و نتیجه کار خود را مشاهده نموده، مسئولیت آن را بر عهده بگیرد. بنابراین، هرکاری را که ما انجام می دهیم، به حکم قضا و قدر الهی است؛ نه این که قضا و قدر الهی بر این تعلق گرفته باشد که ما فلان کار مخصوص را انجام دهیم.
    خداوند مقرر کرده است که انسان با اختیار و اراده خود،مسیر زندگی اش را انتخاب کند و آن راهی که انسان با اراده خود انتخاب کرده، همان است که مقدر است.

    به عبارت دیگر:‌خداوند به قضا و قدر مقرر کرده که انسان با اختیار خود، آن راهی که خداوند از ازل می داند، انتخاب کند.


    پس تقدیر خداوندی این است که بشر افعال خود را از روی اختیار انجام دهد، نه این که تقدیر او را به انجام یک طرف مجبور سازد. انسان به هر سو که رو آورد، همان قضا و قدر او است که با دست خود آن را انتخاب می‌کند.


    انسان فقط یک نوع سرنوشت ندارد، بلکه سرنوشت های گوناگونی در پیش دارد که ممکن است هر کدام از آن‌ها جانشین دیگری گردد، مثلاً اگر کسی بیمار شود و معالجه کند و نجات پیدا کند، به موجب سرنوشت و قضا و قدر است. نیز اگر معالجه نکند و رنجور بماند و یا بمیرد، آن نیز به موجب سرنوشت و قضا و قدر است.

    اگر انسان موجودي مختار است پس قضا وفدر تعيين شده براي اوچيست ؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف دینی


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    557
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 روز 17 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    14
    آپلود
    0
    گالری
    34



    سلام و عرض ادب خدمت دوستان و پاسخگوی اعتقادی 4محترم
    ضمن عذر خواهی از setayesh19 گرامی
       

    از اینکه شاید با حضور خود بحث تاپیک را منحرف کنم
    ولی مطمئن باشید به بیراهه نخواهیم رفت
    در ضمن خواهش میکنم فارسی بنویسید کما اینکه در پستهای اولیه شما قادر به تایپ حروف فارسی بودید

    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 4 نمایش پست
    خداوند به قضا و قدر مقرر کرده که انسان با اختیار خود، آن راهی که خداوند از ازل می داند، انتخاب کند.
    این پاسخ شما دوگانگی ندارد؟
    در تاپیکجبرو اختیار و امربین الامرین! از پست 46 و 59 و 64 خدمت پاسخگوی معارف قرآنی(پاسخگوی قرآنی 4) بحث را ادامه دادیم که ناتمام ماند
    تشابه شماره ای آیدی جدید شما باایشانباز بنده را بر این داشت که هم مستمع باشم شاید صحبت تازه تری مطرح شود و هم چالش اصلی خودم را در این گونه بحثها که به علم خداوند برمیگردد را مطرح کنم

    متشکرم
    ویرایش توسط متحیر : ۱۳۹۰/۰۹/۱۸ در ساعت ۱۳:۴۲
    جان نباشد جز خبر در آزمون
    هر که را افزون خبر جانش فزون


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    647
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    23 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    20



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 4 نمایش پست
    السلام علیک یا اباعبدالله الحسین


    با سلام

    قضا و قدر الهی هیچگونه منافاتی با اختیار انسان ندارد.

    توضیح :

    اختیار انسان ، یکی از مظاهر قضا و قدرالهی است. قضای الهی بر این تعلق گرفته که انسان، موجودی مختار و آزاد باشد و با اختیار خود، انتخاب کند و نتیجه کار خود را مشاهده نموده، مسئولیت آن را بر عهده بگیرد. بنابراین، هرکاری را که ما انجام می دهیم، به حکم قضا و قدر الهی است؛ نه این که قضا و قدر الهی بر این تعلق گرفته باشد که ما فلان کار مخصوص را انجام دهیم.
    خداوند مقرر کرده است که انسان با اختیار و اراده خود،مسیر زندگی اش را انتخاب کند و آن راهی که انسان با اراده خود انتخاب کرده، همان است که مقدر است.

    به عبارت دیگر:‌خداوند به قضا و قدر مقرر کرده که انسان با اختیار خود، آن راهی که خداوند از ازل می داند، انتخاب کند.


    پس تقدیر خداوندی این است که بشر افعال خود را از روی اختیار انجام دهد، نه این که تقدیر او را به انجام یک طرف مجبور سازد. انسان به هر سو که رو آورد، همان قضا و قدر او است که با دست خود آن را انتخاب می‌کند.


    انسان فقط یک نوع سرنوشت ندارد، بلکه سرنوشت های گوناگونی در پیش دارد که ممکن است هر کدام از آن‌ها جانشین دیگری گردد، مثلاً اگر کسی بیمار شود و معالجه کند و نجات پیدا کند، به موجب سرنوشت و قضا و قدر است. نیز اگر معالجه نکند و رنجور بماند و یا بمیرد، آن نیز به موجب سرنوشت و قضا و قدر است.

    سلام

    من این موضوع را قبول دارم ، ولی مثلا در روایات زیاد دیده ایم که امامان از آینده ی کسی گفته اند مثلا میثم تمار ، که گفته بودند که چگونه شهید خواهد شد ، یا یزید ، ( در مورد یزید من شنیده ام که موقعی که حضرت آدم به زمین فرد می آیند برای توبه کردن ، حضرت جبرییل پیغامی را از طرف خداوند می آورد که در آن به امام حسین ( ع) توسل می کنند وقتی حضرت آدم ماجرا را میپرسد جبرییل واقعه کربلا را بازگو می کند ( نمی دانم این داستانی که شنیده ام حقیقت دارد یا خیر )) ولی اگر حقیقت دارد یعنی از آن زمان سرنوشت یزید ملعون مشخص بوده ، ولی می خوام اینو بدونم آیا واقعا امکان این وجود داشته که یزید آدم خوبی بشه ؟!

    تو تاریخ آیا داشتیم که کسی از سرنوشتی که براش پیش گویی ( یا به هرنحوی متوجه آینده اش شده باشد ) برگشته و راه دیگه رو انتخاب کرده باشه ؟

    با تشکر فراوان .

    چه کسی می داند که تو در پیله ی خود تنهایی ؟

    چه کسی می داند که تو در حسرت یک روزنه در فردایی ؟


    ...


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,578
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    140
    آپلود
    0
    گالری
    99



    نقل قول نوشته اصلی توسط متحیر نمایش پست
    سلام و عرض ادب خدمت دوستان و پاسخگوی اعتقادی 4محترم

    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 4 نمایش پست
    ‌خداوند به قضا و قدر مقرر کرده که انسان با اختیار خود، آن راهی که خداوند از ازل می داند، انتخاب کند.
    این پاسخ شما دوگانگی ندارد؟

    السلام علیک یا سید الساجدین

    با سلام و عرض تسلیت شهادت امام زین العابدین علیه السلام

    نه در این پاسخ دوگانگی و تناقضی نیست. اگر شما احساس می کنید دوگانگی وجود دارد ، دوگانگی که به نظرتان می آید را مطرح کنید.


    اگر انسان موجودي مختار است پس قضا وفدر تعيين شده براي اوچيست ؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف دینی


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,578
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    140
    آپلود
    0
    گالری
    99



    نقل قول نوشته اصلی توسط ستاره ی نقره ای نمایش پست
    سلام

    من این موضوع را قبول دارم ، ولی مثلا در روایات زیاد دیده ایم که امامان از آینده ی کسی گفته اند مثلا میثم تمار ، که گفته بودند که چگونه شهید خواهد شد ، یا یزید ، ( در مورد یزید من شنیده ام که موقعی که حضرت آدم به زمین فرد می آیند برای توبه کردن ، حضرت جبرییل پیغامی را از طرف خداوند می آورد که در آن به امام حسین ( ع) توسل می کنند وقتی حضرت آدم ماجرا را میپرسد جبرییل واقعه کربلا را بازگو می کند ( نمی دانم این داستانی که شنیده ام حقیقت دارد یا خیر )) ولی اگر حقیقت دارد یعنی از آن زمان سرنوشت یزید ملعون مشخص بوده ، ولی می خوام اینو بدونم آیا واقعا امکان این وجود داشته که یزید آدم خوبی بشه ؟!

    تو تاریخ آیا داشتیم که کسی از سرنوشتی که براش پیش گویی ( یا به هرنحوی متوجه آینده اش شده باشد ) برگشته و راه دیگه رو انتخاب کرده باشه ؟

    با تشکر فراوان .
    السلام علیک یا سیدالساجدین

    با سلام و عرض تسلیت شهادت علی بن حسین علیهماالسلام

    1. بله این امکان که یزید ، انسان خوبی باشد وجود داشته است. حتی بعد از واقعه عاشورا و جنایاتی که یزید بن معاویه انجام داد باز راه توبه برای یزید باز بود اما او اصلا از عملش پشیمان نشد.(اینجا را مطالعه کنید.)

    2. هیچکس مجبور به بد بودن یا خوب بودن نیست. اگر اجباری در کار باشد که خوب بودن ارزشی ندارد همچنین بد بودن معنا ندارد.

    بی معنا و غیر حکیمانه است که بگوییم ؛ به موجودی اراده و اختیار داده شده ولی او در سرنوشت خودش نقشی ندارد و مجبور است. به عبارت دیگر؛ اگر انسان هیچ نقشی در سرنوشتش نداشته باشد پس اختیار در انسان چه فایده ای دارد؟؟؟

    3. همانگونه که قبلا هم گفته شد مشخص بودن سرنوشت انسان ها و علم خداوند به معنای جبر نیست. زیرا خداوند علم دارد که هر انسانی با اراده و اختیار خودش چه راهی را انتخاب می کند. خداوند هیچگاه کسی را در انتخاب راه زندگی مجبور نمی کند.
    در فرض مذکور ، یزید ملعون در کشتن امام حسین علیه السلام مجبور نبود. او حداقل دو راه داشت با امام علیه السلام و یارانش وارد جنگ نابرابر شود و یا نشود. اما او کشتن امام علیه السلام و جنایات عاشورا را به نفع خودش دید و این راه را انتخاب کرد. همانطور که عمرسعد ملعون , به خاطر حکومت ری حاضر شد در مقابل امام علیه السلام بایستد و ... خداوند از ازل می دانست که یزید ، عمرسعد و ... با اراده و اختیار خودشان چه مسیر را انتخاب می کند و چه اعمالی را انجامی دهند.پس بد بودن آنها به دلیل اعمالی است که با اختیارشان انجام دادند نه به دلیل علم خداوند.
    همچنین امام حسین علیه السلام و یارانشان هم مجبور نبودند که در کربلا بمانند لکن آنها ماندن و مرگ با عزت را بر زندگی با ذلت ترجیح دادند. هیچکس آنها را در این انتخاب مجبور نکرد. خداوند از ازل به این انتخاب امام علیه السلام و یارانشان علم داشت. پس خوب بودن آنها نیز به دیلی اختیارشان و اعمالشان است نه به دلیل علم ازلی خداوند.

    و یا حر بن یزید ریاحی در لشکر عمرسعد بود اما متوجه شد که این مسیری که در آن است اشتباه است و به نفعش نیست و مسیر دیگری را انتخاب کرد و سرنوشتش تغییر کرد. اگر در لشکر عمرسعد باقی می ماند یک سرنوشت داشت و حالا که توبه کرده و به یاران امام علیه السلام پیوست سرنوشت دیگری پیدا کرد . حر در انتخاب این دو سرنوشت آزاد بود و هیچ جبری در کار نبود. و خداوند از ازل می دانست حر چه سرنوشتی برای خودش انتخاب می کند.







    اگر انسان موجودي مختار است پس قضا وفدر تعيين شده براي اوچيست ؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف دینی


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    647
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    23 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    20



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 4 نمایش پست
    السلام علیک یا سیدالساجدین



    با سلام و عرض تسلیت شهادت علی بن حسین علیهماالسلام

    1. بله این امکان که یزید ، انسان خوبی باشد وجود داشته است. حتی بعد از واقعه عاشورا و جنایاتی که یزید بن معاویه انجام داد باز راه توبه برای یزید باز بود اما او اصلا از عملش پشیمان نشد.(اینجا را مطالعه کنید.)

    2. هیچکس مجبور به بد بودن یا خوب بودن نیست. اگر اجباری در کار باشد که خوب بودن ارزشی ندارد همچنین بد بودن معنا ندارد.

    بی معنا و غیر حکیمانه است که بگوییم ؛ به موجودی اراده و اختیار داده شده ولی او در سرنوشت خودش نقشی ندارد و مجبور است. به عبارت دیگر؛ اگر انسان هیچ نقشی در سرنوشتش نداشته باشد پس اختیار در انسان چه فایده ای دارد؟؟؟

    3. همانگونه که قبلا هم گفته شد مشخص بودن سرنوشت انسان ها و علم خداوند به معنای جبر نیست. زیرا خداوند علم دارد که هر انسانی با اراده و اختیار خودش چه راهی را انتخاب می کند. خداوند هیچگاه کسی را در انتخاب راه زندگی مجبور نمی کند.
    در فرض مذکور ، یزید ملعون در کشتن امام حسین علیه السلام مجبور نبود. او حداقل دو راه داشت با امام علیه السلام و یارانش وارد جنگ نابرابر شود و یا نشود. اما او کشتن امام علیه السلام و جنایات عاشورا را به نفع خودش دید و این راه را انتخاب کرد. همانطور که عمرسعد ملعون , به خاطر حکومت ری حاضر شد در مقابل امام علیه السلام بایستد و ... خداوند از ازل می دانست که یزید ، عمرسعد و ... با اراده و اختیار خودشان چه مسیر را انتخاب می کند و چه اعمالی را انجامی دهند.پس بد بودن آنها به دلیل اعمالی است که با اختیارشان انجام دادند نه به دلیل علم خداوند.
    همچنین امام حسین علیه السلام و یارانشان هم مجبور نبودند که در کربلا بمانند لکن آنها ماندن و مرگ با عزت را بر زندگی با ذلت ترجیح دادند. هیچکس آنها را در این انتخاب مجبور نکرد. خداوند از ازل به این انتخاب امام علیه السلام و یارانشان علم داشت. پس خوب بودن آنها نیز به دیلی اختیارشان و اعمالشان است نه به دلیل علم ازلی خداوند.

    و یا حر بن یزید ریاحی در لشکر عمرسعد بود اما متوجه شد که این مسیری که در آن است اشتباه است و به نفعش نیست و مسیر دیگری را انتخاب کرد و سرنوشتش تغییر کرد. اگر در لشکر عمرسعد باقی می ماند یک سرنوشت داشت و حالا که توبه کرده و به یاران امام علیه السلام پیوست سرنوشت دیگری پیدا کرد . حر در انتخاب این دو سرنوشت آزاد بود و هیچ جبری در کار نبود. و خداوند از ازل می دانست حر چه سرنوشتی برای خودش انتخاب می کند.






    سلام
    ایام شهادت بر شما هم تسلیت باد .

    ممنون ، پاسخ واقعا کامل و جامعی بود .

    چه کسی می داند که تو در پیله ی خود تنهایی ؟

    چه کسی می داند که تو در حسرت یک روزنه در فردایی ؟


    ...


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    557
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 روز 17 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    14
    آپلود
    0
    گالری
    34



    سلام و عرض ادب خدمت پاسخگوی اعتقادی 4محترم

    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 4 نمایش پست
    السلام علیک یا سید الساجدین
    با سلام و عرض تسلیت شهادت امام زین العابدین علیه السلام
    نه در این پاسخ دوگانگی و تناقضی نیست. اگر شما احساس می کنید دوگانگی وجود دارد ، دوگانگی که به نظرتان می آید را مطرح کنید.
    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 4 نمایش پست
    مشخص بودن سرنوشت انسان ها و علم خداوند به معنای جبر نیست. زیرا خداوند علم دارد که هر انسانی با اراده و اختیار خودش چه راهی را انتخاب می کند. خداوند هیچگاه کسی را در انتخاب راه زندگی مجبور نمی کند.

    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 4 نمایش پست
    هیچکس مجبور به بد بودن یا خوب بودن نیست. اگر اجباری در کار باشد که خوب بودن ارزشی ندارد همچنین بد بودن معنا ندارد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط ستاره ی نقره ای نمایش پست
    من این موضوع را قبول دارم ، ولی مثلا در روایات زیاد دیده ایم که امامان از آینده ی کسی گفته اند مثلا میثم تمار ، که گفته بودند که چگونه شهید خواهد شد ، یا یزید ، ( در مورد یزید من شنیده ام که موقعی که حضرت آدم به زمین فرد می آیند برای توبه کردن ، حضرت جبرییل پیغامی را از طرف خداوند می آورد که در آن به امام حسین ( ع) توسل می کنند وقتی حضرت آدم ماجرا را میپرسد جبرییل واقعه کربلا را بازگو می کند ( نمی دانم این داستانی که شنیده ام حقیقت دارد یا خیر ))

    وقتی شما اعتقاد دارید که کسی از آینده خیر دارد
    یعنی او به هر تقدیر مطابق پیشگویی و آن خبر عمل میکند تا صحت پیشگویی باقی بماند
    این مطلب:{ هر کس مسئول عمل ونیتش است و در هر حال می تواند با تصمیم خود سرانجام متفاوتی برای خود رقم بزند} موضوعیت خود را از دست می دهد
    اگر مطابق اعتقاد شما ، خبر از آینده صحت داشته باشد
    چرخه زمان باید مطابق جبر از قبل پیشبینی شده بچرخد تا آن خبر صادق شود

    اعتقاد یه صحت وجود خبر از اتفاقات آینده (علم غیب ) معنایی جز جبر ندارد
    و این با نظر شما که معتقد هستید هر کس مختار به انتخاب در افعال خودش میباشد دوگانگی دارد
    اگر به اختیار معتقد باشید نباید در اعتقادات شما جایی برای اعتماد و اعتقاد به وجود خبر از آینده باشد

    بنده متوجه هستم که پیشگویی وضع هوا و یا پیش بینی احتمالی یک واقعه امکان دارد ولی این خبر از روی محاسبه بدست آمده که با احتمال بیان میشود
    وهمینطور واکنشهای هر عملی قابل پیش بینی است ولی این با خبر از آینده دور یک نفر کاملاً تفاوت دارد
    مثلاض قابل پیشبینی است که اگر لیوان شیشه ای معمولی از ارتفاع مناسب بر یک سطح محکم سقوط کند خواهد شکست
    یا اینکه اگر ظرف سرباز حاوی آب را وارونه کنیم آب آن ظرف تخلیه میشود
    و اینکه خداوند عاقبت انجام هر یک از اتفاقات را میداند
    ولی این علم با اخبار از آینده و آن تعاریفی که از علم غیب در ذهن ما جا افتاده تفاوت دارد

    در متون دینی وقتی خبری نفل میشود که فلانی دچار چنین سرنوشتی میشود این دو نتیجه بیشتر ندارد یا خبر دروغ است یا اینکه اعمال ما همه بر پایه جبر است تا صحت خبر واقع شود

       
    ادعای من بر دوگانگی نظر شما دوگانگی نظر شما درپست 3 با اعتقاد به علم خداوند و نگره مسلط بودن یکسان علم خداوند بر امور گدشته و حال و آینده است
    علم غیب با کوچکترین اختیاری منافات دارد


    متشکرم
    ویرایش توسط متحیر : ۱۳۹۰/۰۹/۱۸ در ساعت ۰۷:۳۸
    جان نباشد جز خبر در آزمون
    هر که را افزون خبر جانش فزون


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    1,268
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    4 روز 6 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 4 نمایش پست
    قضا و قدر الهی هیچگونه منافاتی با اختیار انسان ندارد. توضیح : اختیار انسان ، یکی از مظاهر قضا و قدرالهی است. قضای الهی بر این تعلق گرفته که انسان، موجودی مختار و آزاد باشد و با اختیار خود، انتخاب کند و نتیجه کار خود را مشاهده نموده، مسئولیت آن را بر عهده بگیرد. بنابراین، هرکاری را که ما انجام می دهیم، به حکم قضا و قدر الهی است؛ نه این که قضا و قدر الهی بر این تعلق گرفته باشد که ما فلان کار مخصوص را انجام دهیم. خداوند مقرر کرده است که انسان با اختیار و اراده خود،مسیر زندگی اش را انتخاب کند و آن راهی که انسان با اراده خود انتخاب کرده، همان است که مقدر است. به عبارت دیگر:‌خداوند به قضا و قدر مقرر کرده که انسان با اختیار خود، آن راهی که خداوند از ازل می داند، انتخاب کند.
    سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش

    البته قصد نداشتم در بحث شرکت نمایم اما به دلیل ارادت خدمت مدیر محترم سایت انجام وظیفه میکنم

    بزرگوار طبق تعریف شما اختیار انسان هم نوعی جبر است از جانب خداوند یا به عبارتی جبر مرکب میباشد .

    اینکه بگوییم اختیار انسان هم جزئی از قدر خداوند است ویا اختیار انسان در حیطه ی قضای الهی است دو مقوله ی متفاوت از بیان یک مطلب یا موضوع میباشد که متضاد حداقل تعریف برای آن است اگر نگوییم متناقض میباشند .

    تعریف شما اینطور تداعی میکند که انسان در یک تنگ شیشه ای از قضا وقدر الهی قرار گرفته به طوری که از لحاظ قضای الهی جرأت استفاده از اختیار را ندارد زیرا تنگ شیشه ای است و قابل رویت واحتمالا" شکستنی است واز لحاظ فدر الهی هم فرصت استفاده از اختیار خود را ندارد . زیرا مکان محدودیت ایجاد میکند و ابزار برای اختیار انسان در فضای محدود در دسترس نیست وزمان نیز در این تنگ تابع قدر الهی میباشد .
    دو گانگی که جناب متحیر در مطلب شما فرمودند ادامه ی این سیر انحرافی در تعریف جبری اختیار است که شما فرمودید ونتیجه ی این تعریف میباشد .

    «اختیاری که نتیجه ی جبری قضا وقدر ا لهی میباشد »

    حق یارتان
    ویرایش توسط ••ostad•• : ۱۳۹۰/۰۹/۱۸ در ساعت ۱۹:۵۹ دلیل: .....


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. زن در آيين مسيح
    توسط حکمتی فرد در انجمن قرآن و معرفی ادیان
    پاسخ: 13
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۱۲/۱۳, ۱۱:۳۱
  2. درباره ي حفظ قرآن راهنماييم كنيد
    توسط فاطما در انجمن حفظ قرآن
    پاسخ: 29
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۸/۲۵, ۱۸:۵۰
  3. زن حايض در آيين يهود
    توسط حکمتی فرد در انجمن قرآن و معرفی ادیان
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۱/۰۲, ۲۱:۱۰
  4. تبيين علم ديني از نگاه دكتر گلشني
    توسط theological در انجمن ادیان و فرق در قرآن
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۱۱/۱۸, ۱۶:۴۵
  5. آيين ازدواج در نظام هستى
    توسط mohammadhashem در انجمن ازدواج و خانواده
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۸۶/۱۰/۰۱, ۱۸:۲۳

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود