|
|
|||||||
![]() |
|
|
ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع | امتیاز موضوع | نحوه نمایش |
|
|
1
|
||||||||||||||||||
|
عضو صميمي
![]() ![]()
![]() |
آنچه در ادامه مي آيد قطرهاي است از دريايي عظيم كه آب دريا را اگر نتوان كشيد هم بقدر تشنگي بايد چشيد.
آيتالله خامنهاي در تمام طول زندگي، مشي سادهزيستي و مردمي بودن را حفظ كرده و تمام اطرافيان و مسوولان كشور را نيز به اين امر دعوت ميكنند. رهبر بزرگوار در ضمن بيان نخستين خاطرههاى زندگى خود از وضع و حال زندگى خانوادهشان ميگويند: «پدرم روحانى معروفى بود اما خيلى پارسا و گوشه گير... زندگى ما به سختى مىگذشت. من يادم هست شبهايى اتفاق ميافتاد كه در منزل ما شام نبود! مادرم با زحمت براى ما شام تهيه ميكرد و... آن شام هم نان و كشمش بود.» حجتالاسلام سيدعلي اكبري در بيان خاطراتي در وبلاگ شخصي خود ميگويد: «ما زماني خدمت ايشان رفتيم و از آقا درخواست نموديم تا اجازه بفرمايند از داخل منزلشان و وضيعت زندگيشان فيلمبرداري كنيم، تا مردم وضيعت زندگي رهبر خود را ببينند و بفهمند كه ايشان چگونه زندگي ميكنند. آقا فرمودند: «اگر شما بخواهيد زندگي مرا نشان بدهيد ميترسم خيليها باور نكنند.» [نقل از حجت السلام المسلمين سيد علي اكبر حسيني] از حضرت آيتالله جوادي آملي نيز نقل شده است: «يك روز مهمان مقام معظم رهبري بودم. فرزند ايشان آقا مصطفي نيز نشسته بود كه سفره گسترده شد، آيتالله خامنهاي به وي نگاهي كرد و فرمود: شما به منزل برويد. من خدمت ايشان عرض كردم: اجازه بفرماييد آقازاده هم باشند، من از وي درخواست كردهام كه باهم باشيم. آقا فرمودند: اين غذا از بيتالمال است، شما هم مهمان بيتالمال هستيد. براي بچهها جايز نيست كه بر سر اين سفره بنشينند. ايشان به منزل بروند و از غذاي خانه ميل كنند. من در آن لحظه فهميدم كه خداوند چرا اين همه عزت به حضرت آقا عطا فرموده است.» از مهندس حميد ميرزاده نيز نقل شده است: در زمان رياست جمهوري ، حضرت آيت الله خامنه اي يك چك پنجاه هزار توماني براي نخست وزير وقت - مهندس مير حسين موسوي - ارسال مينمايد و ميفرمايند: اين حداكثر پولي است كه ممكن است از بيتالمال در هزينههاي شخصي بنده جابجا شده باشد ، كمتر از اين است ، ولي شما اين مبلغ را به حساب خزانه دولت واريز كنيد تا من مديون بيت المال نباشم. سردار سرلشكر سيدرحيم صفوي نيز در بيان خاطرهاي ميگويد: روزي كه در منزل مقام رهبري، در خدمت ايشان بودم، بحث قدري به طول انجاميد و نزديك مغرب شد. پس از نماز، معظمله با مهرباني به من فرمودند: «آقا رحيم! شام را مهمان ما باشيد». بنده در عين حال كه اين را توفيقي ميدانستم، خدمتشان عرض كردم: «اسباب زحمت ميشود.» مقام معظم رهبري فرمودند:«نه، بمانيد؛ هرچه هست با هم ميخوريم.» وقتيكه سفره را گشودند و شام را آوردند، ديدم شام چيزي جز املت ساده نيست. حجتالاسلام و المسلمين محمدي گلپايگاني نيز ميگويد: با اينكه مقام معظم رهبري ميتوانند از همهي امكانات مادي بهرهمند شوند، سطح زندگي خصوصي ايشان از سطح زندگي يك شهروند معمولي پايينتر است. معظملَه علاوه بر اين كه از يك زندگي معمولي سطح پايين بهره ميبرند، دائماً به مسوولان سفارش ميكنند: «مواظب زندگي خود باشيد. اسراف نكنيد.» دكتر غلامعلي حداد عادل در خاطراتش ميگويد: در اوايل رياست جمهوري آيتالله خامنهاي، يك شب ديداري با ايشان داشتم. صحبت به درازا كشيد، معظم لَه فرمودند: «شام پيش ما بمان.» من از اين دعوت خوشحال شدم؛ زيرا ميتوانستم مدتي بيشتر در خدمت ايشان باشم. آقا فرمودند: «من نميدانم شام چي داريم يا اصلاً به اندازه ما دونفر شام هست يا نه؟ به هر حال، هرچه باشد با هم ميخوريم.» از همان دفتر كار به منزل تلفن زدند و با خانواده صحبت كردند و گفتند: «خانم، شام چي داريم؟ فلاني پيش ماست و من گفتهام كه هر چه باشد با هم ميخوريم.» از جوابهاي آيتالله خامنهاي، احساس كردم كه در منزل به اندازه يك نفر شام كنار گذاشتهاند. آقا فرمودند: «عيبي نداره! هر چه هست براي ما بفرستيد، قدري هم پنير و ماست همراهش كنيد.» پس از گذشت حدود يك ربع، يك بشقاب برنج ساده با يك كاسه كوچك خورشت معمولي خيلي متوسط و مختصر آوردند .قدري هم شايد نان و پنير و ماست همراه آن بود. آنها را نصف كرديم و با هم خورديم. من در دلم و بعدها به زبانم، هزار مرتبه خداوند را به سبب نعمت انقلاب اسلامي شكر كردم كه چنين تحولي در كشور ايجاد كرد. در دستگاه طاغوت – در قبل از انقلاب – چه جاه و جلال و تجمل و اصراف و تبذيري وجود داشت و امروز رييسجمهور چه ساده زندگي ميكند. حجت الاسلام و المسلمين مسيح مهاجري نيز ميگويد: «در زمان رياستجمهوري آيتالله خامنهاي، ايشان ماجرايي را براي من تعريف كردند كه بسيار شنيدني و جالب است. معظم لَه فرمودند روزي در دفتر كارم نشسته بودم، تلفن زنگ زد. مادرم پشت خط بود، گوشي را كه برداشتم با صداي خنده ايشان روبه رو شدم. علت را پرسيدم؛ مادرم گفت: «چند روزي است در خانه هيچ نداريم، پدرت هم پولي ندارد». اين داستان براي من بسيار مهم بود. پدر و مادر رييسجمهور كشور، پول و غذا ندارند. ماجراي مذكور نشان از سادهزيستي در خانه مقام ولايت دارد. ايشان در خانه بسيار ساده زندگي ميكنند و هيچ فردي تا به حال نتوانسته از موقعيت معظم لَه سوءاستفاده كند. چه افتخاري براي ملت مهمتر از اين كه چنين شخصيت ارزشمندي رهبري آنان را بر عهده دارد؟! آيتالله سيدمحمودهاشمي شاهرودي نيز در بيان خاطرهاي ميگويد: زندگي شخصي آقا از سادگي و سلامت خاصي برخوردار است. اين سادگي به زندگي نزديكان ايشان نيز سرايت كرده است. آقا و فرزندانش اهل تجملات نيستند. همين اعتقاد آنان را از سوءاستفاده از مقام و موقعيت بازداشته است. من اين سادگي را در منزل ايشان به تماشا نشستم. روزي معظم لَه مرا به كتابخانه خود دعوت كردند، من در آن جا يك ميز ساده و قديمي ديدم. در كنار ميز نيز يك صندلي كهنه بود. آن ميز و صندلي مربوط به قبل از انقلاب بود. مقام معظم رهبري در كتابخانهي سادهي خود هنوز از همان ميز و صندلي استفاده ميكنند. حجتالاسلام والمسلمين حاج سيداحمد خميني «ره» نيز ميگويد: بر خود واجب ميدانم كه شهادت دهم زندگي داخلي آيتالله خامنهاي نه از باب اينكه رهبر عزيز انقلاب ما به اين حرفها نياز داشته باشند، بلكه وظيفه خود ميدانم تا اين مهم را به مردم مسلمان وانقلابي ايران بگويم. من از داخل منزل ايشان مطلع هستم. مقام معظم رهبري در خانه، بيش از يك نوع غذا بر سفره ندارند. خانوادهي معظملَه روي موكت زندگي ميكنند. روزي به منزل ايشان رفتم، يك فرش مندرس آن جا بود. من از زبري آن فرش به موكت پناه بردم. آيتالله مصباح يزدي نيز ميگويد: مصرف گوشت خانهي آيتالله خامنهاي در زمان رياستجمهوري تنها از طريق كوپن بود. ايشان در آن زمان به من فرمودند: «من تاكنون غير از همان گوشت كوپني كه به همه مردم داده ميشود گوشت ديگري از بازار نخريدهام.» امروز هم زندگي ايشان مثل زندگي مردم محروم و مستضعف است. سيد علي اكبر طاهايي نيز در بيان خاطرهاي ميگويد: «من در آن زمان نمايندهي مجلس شوراي اسلامي بودم. همسرم يكي از بچهها را نزد پزشك برد و در مطب دكتر، همسر مقام معظم رهبري را ملاقات كرد. ايشان نيز يكي از فرزندان خود را براي مداوا به آنجا آورده بودند. كسي نميدانست كه ايشان كيست! چون نوبت به همسر آقا رسيد؛ به اتاق پزشك مراجه كردند. دكتر پس از معالجه فرزند مقام معظم رهبري گفت: براي مداواي فرزندتان روزي يك ليوان لعاب برنج به او بدهيد. همسر مقام معظم رهبري گفت: «ما چنين امكاناتي را نداريم» پزشك كه ايشان را نميشناخت عصباني شد و گفت: «مگر امكان دارد درخانهاي برنج نباشد؟» همسر مقام معظم رهبري فرمود: «آقاي ما اجازه نميدهد كه در خانه، غير از برنج كوپني استفاده كنيم و آن هم كفاف خوراك ما را بيش از يك بار در هفته نميدهد.» سردار سرتيپ پاسدار شوشتري نيز در با اشاره به توجه رهبري به سادهزيستي و پرهيز از تجملگرايي ميگويد: مقداري زيلو در خانه مقام معظم رهبري بود. آنها را جمع كرديم و فروختيم و يك مقدار هم پول از مال شخصي خودم روي آنها گذاشتم. تا به جاي آن زيلوها، براي منزل آقا فرشي تهيه كنيم. وقتي زيلوها را عوض كرديم و فرشها را پهن نموديم، آقا تشريف آوردند و فرمودند: «اينها ديگر چيست؟» گفتم: «زيلوها را عوض كرديم». فرمودند: «اشتباه كرديد كه عوض نموديد. برويد همان زيلوها را بياوريد». اصرار را بيفايده ديدم و با هزار مكافات رفتم و زيلوها را پيدا كردم و توي خانه انداختم. زيلوهايي كه واقعاً به آنها نگاه ميكردي، ميديدي كه نخشان درآمده و ساييده شدهاند. حجت الاسلام علي ابوترابي نيز فرمودهاند: مقام معظم رهبري -در زمان رياست جمهوري- سفرهاي خارجي زيادي داشتند و در اين سفرها هداياي زيادي به شخص ايشان ميدادند .حتي در سفري كه به يوگسلاوي داشتند ،كليد طلايي كشور را به آقا دادند ولي مقام معظم رهبري در هيچ يك از اين هدايا تصرف نكردند و بعد از پايان دوره رياست جمهوري ، دستور فرمودند هدايا را در موزه نگهداري كنند و همه آنها را متعلق به كشور بدانند. آقاي دكتر غلامعلي حدادعادل به نقل خاطرهاي پرداخته است: چند روز پس از خواستگاري خانواده بزرگوار حضرت آيتالله خامنهاي از دختر بنده، خدمت مقام معظم رهبري رسيدم. ايشان فرمودند: «آقاي دكتر! اگر خدا بخواهد با هم خويشاوند ميشويم.» عرض كردم چطور؟ فرمودند: «آقا مجتبي و دختر خانم شما ظاهراً يكديگر را پسنديدهاند و در گفتگو به نتيجه رسيدهاند. حالا نظر شما چيست؟» عرض كردم: آقا اختيار ما هم دست شماست! آقا فرمودند: «شما و همسرتان استاد دانشگاه هستيد و زندگي شما با زندگي ما متفاوت است. تمام زندگي ما غير از كتابهايم، يك وانت لوازم كهنه است. خانه ما هم دو اتاق اندروني دارد و يك اتاق بيروني كه مسئولان ميآيند و با من ديدار ميكنند. من پولي براي خريد خانه ندارم. خانهاي اجاره كردهايم كه قرار است، در يك طبقهي آن آقا مصطفي و در طبقهي ديگر آقا مجتبي زندگي كنند. ما زندگي معمولي داريم و شما زندگي خوبي داريد، مثل ما زندگي نكردهايد. آيا دختر شما حاضر است با اين وجود زندگي كند؟!» زيبايي و دقت سخن رهبر معظم انقلاب براي من بسيار جالب بود. موضوع را به دخترم گفتم و او با روي باز استقبال كرد. حجت الاسلام و المسلمين نيازي نيز درباره تاكيد رهبري بر عدم تبعيض در برخورد فرمودهاند: يكي از مسئولان نظامي دستور تصرف مكاني را صادر كرده بود. گرچه حق با او بود، اما شيوه اقدام قانوني نبود. سازمان قضايي نيروهاي مسلح گزارش حادثه را تنظيم و خدمت مقام معظم رهبري ارسال كرد. ايشان در زير آن گزارش، مرقوم فرمودند: «با متخلف برخورد كنيد ولو پسر من باشد.» ادامه دارد |
||||||||||||||||||
|
|
| تشكرها 10 |
|
|
2
|
||||||||||||||||||
|
عضو حرفهاي
![]() ![]()
![]()
|
-
خدای متعال برای ما رهبرانی قرار داده که با زندگی ساده خود برای ما الگو بوده اند .یکی از آنان حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه) بود . پس از وی حضرت آیت الله خامنه ای نیز چون اوست . ایشان می فرمودند که : «من وقتی ازدواج کردم همسرم از پدرش ، که فرش فروش بوده ، فرشی به عنوان جهیزیه به همراه داشته است که هنوز نیز، با وجود فرسودگی آن ، در منزل ما از آن استفاده می شود و بجز آن ، قالی دیگری در منزل نداریم . چند مرتبه اخوالزوجه ها گفته اند که این قالی نخ نما شده و خواسته اند که آن را عوض کند ولی من اجازه نداده ام . اصلا در طول زندگی خود ، نه قالیچه ای خریده ام و نه فرشی به خانه اضافه کرده ام ، حتی آنها را تبدیل به احسن نیز نکرده ام . من در طول این دوران یک مرتبه گوشت تازه نخریده ام ، کوپن گوشت سردی که همه مردم از آن استفاده می کردند ما نیز از آ ن استفاده می کردیم ، مگر آنکه گوشت نذری می آوردند . سایر مایحتاج زندگی مثل پنیر، نفت و کره نیز به همین صورت تهیه می شود ». این زندگی رهبر ماست که در بالاترین مقامات این کشور قرار دارد و در طول زندگی خود، زندان، شکنجه ، تبعید و بسیاری گرفتاریهای دیگر را به جان خریده و برای خدمت به اسلام به عنوان فردی شایسته مشغول انجام وظیفه است . آیت الله مصباح یزدی ،کتاب مباحثی درباره حوزه، ص :215 |
||||||||||||||||||
|
|
| تشكرها 6 |
|
|
3
|
||||||||||||||||||
|
عضو حرفهاي
![]() ![]()
![]()
|
۴۴-
در سال 1350هجري شمسي كه قضيه جشن هاي 2500ساله شاهنشاهي پيش آمد، نداي امام از نجف اشرف باعث حركتهايي در حوزه علميه مشهد گرديد و ساواك با اطلاع از اين كه همه اين تحريك ها به محوريت چند نفر انجام مي پذيرد كه در رأس آنها حضرت آيت الله خامنه اي است از اين رو ايشان را دستگير و روانه زندان كرد. بنده نيز به همين دليل در زندان بودم. فرداي آن روز حضرت آيت الله خامنه اي كه در سلول مجاور من بود، بر اثر نفوذي كه در زندانبانان گذاشته بود موفق شده بود از سلول بيرون بيايد. ايشان وقتي مرا با آن وضع رقت بار ديد، فرمود: ديشب تو بودي كه ناله مي كردي؟ پاسخ دادم بله. ادامه دادم با همين وضع خون آلود مجبور شدم نماز صبح را براي اين كه قضا نشود بجا آورم،آيا نمازم صحيح است؟ آقا فرمودند : بهترين نمازي كه شايد در عمرت موفق به خواندن آن شدي همين دو ركعت بوده است.ديشب كه ناله هاي تورا مي شنيدم با خود مي گفتم: اين شخص كيست يك لحظه در دلم به جده ام حضرت زهرا )س( متوسل شدم كه صاحب اين ناله هر كه هست از شكنجه خلاصي يابد. اين سخن و ملاقات چنان در من تأثير گذاشت كه دردهاي ناشي از شكنجه را به فراموشي سپردم حجت الاسلام صادقي )مشهد( |
||||||||||||||||||
|
|
| تشكرها 4 |
|
|
4
|
||||||||||||||||||
|
عضو حرفهاي
![]() ![]()
![]()
|
۴۵ -
/9 شب بود كه متوجه ايستادن يك پيكان شديم. يكي از اهالي فرياد زد براي سلامتي آقا صلوات بفرستيد ما كه در مغازه حضور داشتيم از روي كنجكاوي بيرون آمديم متوجه شديم مقام معظم رهبري از آن ماشين پياده شدند. دور آقا را گرفتيم، ايشان پس از سلام و احوال پرسي تشريف آوردند و در مغازه نشستند. آقا پس از گوش دادن به درد دل صاحب مغازه و يكي دو نفر از دوستان فرمودند كه ما براي ديدار خانواده شهيدي آمده ايم. خداحافظي كردند و تشريف بردند. صاحب مغازه كه چندان مذهبي نبود و حتي گاه و بي گاه در مورد آقا حرفهايي مي زد، باورش نمي شد كه آقا به مغازه ايشان بيايند، بعدها متوجه شديم آمدن آقا به مغازه ايشان موضوعيتي داشته و اين عمل، صاحب مغازه را از رفتار خود پشيمان كرده است و امروز يكي از علاقه مندان واقعي آقا مي باشد (ر- م )از بسيجيان تهران |
||||||||||||||||||
|
|
| تشكرها 4 |
|
|
5
|
||||||||||||||||||
|
عضو حرفهاي
![]() ![]()
![]()
|
-
قبل از انقلاب من سيزده ساله بودم كه از طرف اداره اوقاف در مسابقات سراسري قرائت قرآن مشهد شركت كردم. در افتتاحيه مسابقات يكي از داوران از من خواست تا قرآن بخوانم .( من به علت اين كه جلسات از طرف دستگاه شاهنشاهي بود)نپذيرفتم. او اصرار كرد و من باز جواب رد دادم. در كنار من پيرمرد تاجري بود كه مرا مي شناخت. به من گفت: جواد چرا نمي روي قرآن بخواني؟ من گفتم نمي خوانم. گفت: اگر بروي پنجاه تومان به تو خواهم داد، گفتم: نمي روم. گفت: اگر بروي صد تومان مي دهم، گفتم: نمي روم. گفت دويست تومان مي دهم، گفتم: حتي اگر 500تومان هم به من بدهي، قرآن نخواهم خواند . بعدها پيرمرد جريان را براي پدرم نقل كرده بود . روزي خدمت حضرت آيت الله خامنه اي بودم همين كه آقا مشغول صحبت بودند، يك دفعه صحبتشان را قطع كردند و فرمودند: من يك بدهي به جواد آقا دارم و پانصد تومان از جيب خود در آوردند به من دادند. من متعجب ماندم. آقا فرمودند: خودت هم نمي داني براي چه به تو بدهكارم!؟ ما هميشه به خاطر قرآن خواندن شما جايزه مي داديم ولي اين بار به خاطر قرآن نخواندنت به شما هديه مي دهيم. بعدها فهميدم كه جريان فرآن نخواندن مرا پدرم براي ايشان نقل كرده بود جواد سادات فاطمي)از قاريان قرآن - مشهد) |
||||||||||||||||||
|
|
| تشكرها 4 |
|
|
6
|
||||||||||||||||||
|
عضو حرفهاي
![]() ![]()
![]()
|
۳۹ -
يكي از اسناد ساواك كه ارتباط مقام معظم رهبري را با نسل جوان مورد تأكيد قرار مي دهد، سند شماره9/3003به تاريخ 1/8/1353است كه مي نويسد: مطهري از اين كه نماز جماعت سيد علي خامنه اي در مشهد (توسط ساواك)تعطيل شده ابراز ناراحتي كرده و گفته است : سيد علي خامنه اي از نمونه هاي ارزنده اي است كه براي آينده موجب اميدواري است و در اين مدت كوتاه در مشهد كارهاي پر ثمري انجام داده كه يكي از آن ها جمع كردن جوانان روشنفكر حوزه و دانشگاه است. سلاله الابرار، ص 88، به نقل ازاسناد ساواك، آرشيووزارت اطلاعات، ش27، به ارزيابي573مركزاسناد انقلاب اسلامی |
||||||||||||||||||
|
|
| تشكرها 4 |
|
|
7
|
||||||||||||||||||
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
![]()
|
با سلام
خوب چی را میخاهید ثابت کنید اگه رهبر کشورمون که دیگه اینطوری نباشه بدبختیم اینم برای جناب بهروز که نگن الان همه فکر میکنم من مخالف رهبرم آقا منظورم اینه که باید ساده زیست باشه وگر نه دیگه همه دزدی میکنند و یا هزارتا بدتر از این باید در عمق سخنانم برید اینطوری سخته فهمیدنش چون فیلسوفانه است یا حق |
||||||||||||||||||
|
ویرایش توسط jahangardkocholo : ۱۳۸۹/۰۳/۲۵ در ساعت ۰۲:۲۸ بعد از ظهر |
|||||||||||||||||||
|
|
| تشكر |
|
|
8
|
||||||||||||||||||
|
عضو حرفهاي
![]() ![]()
![]()
|
-
در زمان جنگ، زماني كه آيت الله خامنه اي رئيس جمهور بودند، روزي ايشان در حال ايراد خطبه هاي نماز جمعه بودند كه دشمنان با برنامه ريزي قبلي، بمبي را در محل برگزاري نماز جمعه منفجر كردند. بلافاصله بعد از انفجار، معظم له دست را بالا آوردند و خطبه ها را ادامه دادند. طمأنينه و آرامش ايشان، نشان از آن داشت كه اين صحنه، هيچ تأثيري در شكستن روحيه بلند آقا نداشته است. مردم نيز با متانت و صبر، فوراً نظم جلسه را برقرار كردند و خطبه هاي نماز جمعه ايشان، همچنان ادامه يافت، گويا هيچ حادثه اي رخ نداده بود، در صورتي كه در آن لحظه، عده اي شهيد و بدن هايشان قطعه قطعه شده بود و مردم نظاره گر پيكرهاي تكه تكه شده آن ها بودند. آن صحنه، از صحنه هاي به يادماندني و جاويدان انقلاب اسلامي است حجت الاسلام والمسلمين محمدي عراقي (تهران) |
||||||||||||||||||
|
|
| تشكرها 3 |
|
|
9
|
||||||||||||||||||
|
عضو حرفهاي
![]() ![]()
![]()
|
۴۱ -
در ملاقاتي كه موسيقي دانان و خواننده ها با مقام معظم رهبري داشتند، ايشان مفصّل در مورد انواع موسيقي، ابعاد موسيقي، شكل ها و رديف هاي آوازي صحبت كردند. آقاي دكتر لاريجاني تعريف مي كرد: زماني كه سخنراني تمام شد، تمام صاحب نظراني كه حضور داشتند حتي اشخاصي كه خود صاحب سبك مي باشند از اطلاعات وسيع ايشان، متحيّر مانده بودند حجت الاسلام پاينده )از اساتيد دانشگاه( |
||||||||||||||||||
|
|
| تشكرها 3 |
|
|
10
|
||||||||||||||||||
|
عضو حرفهاي
![]() ![]()
![]()
|
-
يكي از وزرا انواع و اقسام سنگ هاي گران قيمت كشور را در نماي وزارتخانه اش به كار برده بود.من او را خواستم و به او گفتم: شما چرا اين كار را كردي؟ او گفت: مسافران خارجي وقتي به وزارتخانه مي آيند و سنگ ها جلو چشمشان قرار مي گيرد، باعث جذب مشتري مي شود! گفتم: شما را به خدا آيا اين منطق قابل قبول است؟! اين همه خرج كنيم براي اينكه مشتري پيدا كنيم؟! شما مي توانيد در سالن اصلي وزارتخانه انواع و اقسام سنگ هايتان را به شكل خيلي بديع و زيبا به نمايش بگذاريد، هر مهماني كه آمد، به عنوان اداي احترام، او را به آن جا ببريد تا سنگ ها را تماشا كند، هم تماشا و هم جذب مشتري است. اين كارها بهانه اي است براي تجمل سازي و اصلاً مناسب نيست. رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله خامنه ای |
||||||||||||||||||
|
|
| تشكرها 4 |
![]() |
|
|
| کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان) | |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | امتیاز به این موضوع |
موضوعات مشابه
|
||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ | آخرين نوشته |
| امام زمان عليه السلام در قرآن | اميد بارتيمائوس | مهدویت | 216 | ۱۳۸۸/۰۹/۱۲ ۰۳:۴۰ قبل از ظهر |
| آقاي كوروش زرتشتي ( و مثال شما)!!! | penitent | ادیان و فرق و مکاتب غیر آسمانی | 5 | ۱۳۸۸/۰۲/۶ ۰۶:۵۶ بعد از ظهر |
| در محضر اساتيد علم و اخلاق | بچه با حال | اخلاق | 52 | ۱۳۸۷/۱۰/۵ ۰۱:۵۳ بعد از ظهر |
| رساله سير و سلوك عارف و اصل آقا محمد بيد آبادى | ناصح | افلاکیان خاک نشین | 0 | ۱۳۸۷/۰۷/۷ ۰۷:۴۵ قبل از ظهر |
| آیت الله سید محمد رضا گلپایگانی | اخلاقي | افلاکیان خاک نشین | 0 | ۱۳۸۷/۰۵/۵ ۰۶:۳۸ بعد از ظهر |