درباره قاریان مشهور قرآن
استاد مصطفى اسماعيلاستاد مصطفى اسماعيل در ناحيه طنطاء مصر ديده به جهان گشود و از همان اوان كودكى تحت آموزشهاى اوليه استاد سيد البدوى قرائت قرآن را فرا گرفت و سپس در مؤسسه الأحمدى طنطا نزد استاد ابراهيم سلام و به همراه استاد خليل حصرى،تحصيل علوم عالى قرائت را دنبال كرد. وى براى اولين بار كه موفق به مسافرت به شهر قاهره شده با مرحوم استاد رفعت ملاقات نمود و براى كسب اطمينان در برابر استاد رفعت به تلاوت قرآن كريم پرداخت. مرحوم استاد رفعت از صداى او و تلاوت زيبا و دلنشينش استقبال نمود و آيندهاى درخشان را به او نويد داد.ايشان در سالهاى 1352 به كشور تركيه و سال 1353 شمسى به لبنان سفر كردهاند؛ البته ايشان سفرهاى متعددى به نقاط مختلف جهان داشتهاند و خود در اين باره مىگويد:«قارى قرآن مىتواند پيام رسان خوبى در جهت تبليغ معارف اسلام عزيز باشد؛چرا كه من در اين سفرها به وضوح دريافتم كه قارى قرآن از منزلت و مقام والايى برخوردار است و از لحظهاى كه قدم به فرودگاه مىگذارد تا محل اقامتش مردم از او استقبال شايان و عظيمى به عمل مىآورند.»مرحوم استاد مصطفى اسماعيل در سال 1356 هجرى شمسى در قاهره به رحمت ايزدى پيوست.روانش شاد و يادش گرامى باد.سبك و روش قرائتمرحوم استاد مصطفى اسماعيل به كليه قرائات سبعه و راويان قرّاء تسلط و چيرگى خاصى داشت و با قرائتهاى گوناگون، قرآن كريم را تلاوت مىنمود.همچنين به تمامى مقامات و الحان قرآنى مهارت و استادى وافرى داشت به طورى كه اهل فن او را يگانه مقرى قرآن مىدانند.قرائتهاى مشهور و ماندگاراين استاد تمامى قرآن را به صورت تحقيق و ترتيل با لحنى دلنشين تلاوت نموده است كه مسلمانان در همه نقاط عالم،از آثار اينقارى بهره مىبرند.استاد محمد صديق منشاوىاستاد محمد صديق منشاوى در شهر منشاه مصر در خانوادهاى مذهبى پا به عرصه وجود گذاشت. پدرش شيخ صديق منشاوى يكى از قاريان زاهد مسلك بود كه هرگز در مسير تلاوتش اجر و پاداشى طلب نكرد؛از اين رو فرزندش محمد را نيز با چنين علائقى پرورش داد تا جايى كه تلاوت را تنها به جهت تعلق داشتن به اين كتاب مقدس برگزيد.او با تشويق و تعليم پدر،به آموزش معارف قرآنى و تعليم قرائتهاى مختلف پرداخت.مرحوم استاد منشاوى از همان ابتدا به حفظ كامل قرآن پرداخت و از 9 سالگى به بعد با پخش تلاوتهايش در ماه مبارك رمضان، از راديوى عربى مصر به شهرت او افزوده شد تا آن كه به عنوان يكى از اساتيد و قاريان مشهور مصر معرفى گرديد.سبك تلاوت،صوت زيبا،لحن گرم و حزين،تلفظ صحيح و بيان قوى كلمات از مختصات قرائت مرحوم منشاوى به شمار مىآيد.او از مفاخر بزرگ جهان اسلام و مبتكر الحان گوناگون قرآنى به شمار مىآيد.گفتنى است كه محمد صديق منشاوى به«شهيد القراء» ملقب بوده است.استاد منشاوى با تسلط خاص،تمامى قرآن مجيد را با قرائت ترتيل تلاوت كرده است و اكنون گنجينهاى از نوارهاى تحقيق و ترتيل اين استاد در آرشيو راديو قرآن موجود مىباشد.استاد عبدالباسط محمد عبدالصمداستاد عبدالباسط در سال 1927 ميلادى در روستاى المزاعزه يكى از توابع شهر ارمنت در استان قنا در جنوب مصر متولد شد. جدّ پدرى او استاد عبدالصمد از مردان باتقوا و از حافظان قرآن و جدّ مادرى او استاد بزرگوار ابو داود صاحب مقام مشهور و معروف در شهر ارمنت بود. پدرش استاد عبدالصمد نيز به تدريس حفظ و تجويد قرآن كريم اشتغال داشت و دو برادر او محمود و عبدالحميد در مكتب، قرآن را حفظ مىكردند. برادر كوچك آنها عبدالباسط هم در سن 6 سالگى به ايشان ملحق گرديد.اين كودك با استعداد به مكتب استاد امير در ارمنت ملحق شد و استاد به بهترين وجه از او استقبال كرد چرا كه آثار مهارتهاى قرآنى را (كه با شنيدن تلاوت قرآن در شب و روز و صبح و شام براى او حاصل شده بود) در او ديده بود. استاد امير جملهاى از امتيازات و استعدادها را در شاگرد مستعدّش مىديد كه او را از سايرين ممتاز مىساخت مانند سرعت فراگيرى، هوش و ولع شديد در تبعيّت از استاد، و دقت در خوب ادا كردن مخارج الفاظ و وقف و ابتدا و صوت زيبايى كه گوشها را مىنواخت.استاد عبدالباسط در باره خود گفته است: «سنّم 10 سال بود كه حفظ قرآن كريم را به پايان بردم و آيات قرآن مانند نهرى روان از زبانم جارى مىشد. پدرم كارمندى در وزارت نقل و انتقال و پدر بزرگم از علما بود. من از ايشان راهنمايى خواستم كه قرائتها را چگونه فرا گيرم و آنها مرا به شهر طنطا در شمال مصر راهنمايى كردند تا به دست استاد محمد سليم علوم قرآن و قرائات را فرا گيرم. مسافت ميان ارمنت - كه يكى از شهرهاى جنوب مصر است - تا طنطا در شمال بسيار دور بود با اين حال براى سفر آماده شدم اما يك روز پيش از رفتنم به سوى طنطا، از آمدن استاد محمد سليم به ارمنت مطلع شديم. او آمده بود تا كلاسى براى آموزش قرائات در مدرسه دينى ارمنت بر پا كند. اهالى ارمنت استقبال شايستهاى از او كردند و پيرامونش حلقه زده، گروهى را با عنوان «اصفون المطاعنه» براى حفظ قرآن، تشكيل دادند. استاد، علوم قرآن و قرائات را آموزش مىداد و قرآن كريم را تحفيظ مىنمود. من به آنجا رفته و قرآن را نزد او دوباره مرور كردم و متن شاطبيه را كه متنى مخصوص به علم قرائات هفتگانه است حفظ كردم.»هنگامى كه استاد عبد الباسط به سن 12 سالگى رسيد از هر شهر و روستا در استان قنا و مخصوصا از جانب اصفون المطاعنه - به كمك استاد سليم كه همه جا از عبدالباسط تعريف مىكرد - دعوتهايى به سوى او روانه شد، چرا كه گواهى استاد سليم سبب اطمينان همه مردم بود. به مناسبت ولادت زينب كبرى (س) محفلى در مسجد زينبيه برپا شد كه بانيان اين محفل جمعى از بزرگان و قاريان بنام مانند استاد عبدالفتاح الشعشاعى ،استاد مصطفى اسماعيل،استاد عبدالعظيم زاهر و استاد ابوالعينين شعيشع بودند. پس از گذشت پاسى از شب در حالى كه مسجد از محبين آل البيت (ع) موج مىزد، يكى از نزديكان عبدالباسط از مسئولين مجلس اجازه خواست تا اين جوان با استعداد 10 دقيقهاى را به تلاوت قرآن بپردازد، او اجازه داد و قارى جوان آياتى از سوره احزاب را در ميان اين جمعيت تلاوت كرد.سكوت همه جاى مسجد را فرا گرفت و همه ديدهها به اين قارى كوچك جلب شد كه با جرأت در جايگاه قاريان بزرگ نشسته بود. اما سكوت دقايقى بيش طول نكشيد و تبديل به فريادهايى شد كه مسجد را مىلرزاند: (الله اكبر) (ربنا يفتح عليك)... و در نتيجه قرائت به جاى 10 دقيقه به مدت يك ساعت و نيم ادامه پيدا كرد. معرفى عبدالباسط به راديوبا پايان يافتن سال 1951 استاد ضباع از عبدالباسط خواست تا براى قرائت در راديو اقدام كند. عبدالباسط با توجه به ارتباطش با مردم صعيد و نيز به جهت اينكه راديو يك برنامه خاص و منظّمى را مىطلبد مايل بود كه اين كار را به آينده واگذار كند امّا استاد ضباع، نوارى را كه عبدالباسط در روز ولادت زينب كبرى (س) خوانده بود، به هيئت داوران راديو داد و همگان از اداء قوى و صوت عالى او تعجب كردند و به اين ترتيب عبدالباسط به راديو راه يافت تا يكى از ستارگان درخشنده در آسمان تلاوت باشد.پس از به دست آوردن اين شهرت در طول چند ماه، عبدالباسط ناچار بود كه سر پناهى در قاهره بر پا كند و همراه با خانوادهاش كه ايشان را از صعيد منتقل كرده بود در جوار فرزند رسول خدا زينب (س) اقامت كند بانويى كه مسبّب شهرت و ملحق شدنش به راديو شده بود و به قول ميليونها نفر از مردم او را چون موهبتى به اسلام و مسلمانان هديه كرده بود. با ملحق شدن او به راديو اقبال مردم براى خريد گيرندههاى راديويى زياد شد و در اكثر خانه ها گسترش يافت و هر كس در يك روستا يا يك منطقه راديويى داشت، صداى آن را بلند مىكرد تا همسايگان هم صداى او را بشنوند بالاخص در روزهاى شنبه، مضافا به اينكه محافل خارجى او هم به طور مستقيم از طريق راديو پخش مىشد.ديدار از كشورهااز سال 1952 مسافرتهاى او به دورترين نقاط عالم شروع شد، حتى بعضى از دعوتهايى كه از او مىشد به مناسبت برگزارى يك محفل نبود بلكه از او دعوت مىشد تا در آن كشور حضور داشته باشد و هنگامى كه سؤال مىشد به چه مناسبت از استاد دعوت كردهايد مىگفتند كه محفل به خاطر ايشان برگزار شده است چرا كه هنگامى كه استاد در محفلى حضور دارد فضايى از سرور و شادى در آن مكان حاكم مىگردد.اين مطلب از استقبال كشورهاى مختلف جهان از او در چارچوب استقبالهاى رسمى و دولتى و يا مردمى معلوم مىشود: رئيس جمهور كشور پاكستان در فرودگاه به استقبال او آمد، او را ملاقات كرده و با او مصافحه نمود؛ در جاكارتا پايتخت اندونزى در بزرگترين مساجد آنجا به تلاوت قرآن كريم پرداخت در حالى كه هر گوشه مسجد از حاضرين پر شده بود و جمعيت در خارج از مسجد فضايى به مساحت يك كيلومترمربع را پر كرده بودند و در ميدان مقابل مسجد بيش از 250 هزار مسلمان در حالى كه سر پا ايستاده بودند تا صبح به صداى او گوش مىدادند. استاد به مسافرت به كشورهاى عربى و اسلامى بسنده نكرد، بلكه شرق و غرب و شمال و جنوب عالم را پيمود تا در همه نقاط به مسلمانان دست پيدا كند. از مشهورترين مساجدى كه در آن به تلاوت پرداخته است، مسجدالحرام در مكه، مسجد نبوى (ص) در مدينه منوره، مسجد الاقصى در قدس، مسجد ابراهيمى (ع) در فلسطين و مسجد اموى در دمشق و مساجد مشهور آسيا، آفريقا، ايالات متحده، فرانسه، لندن، هند و اكثر كشورهاى جهان بوده است. هيچ روزنامه رسمى و يا غير رسمى از عكس و نوشتههايى كه بر اسطوره بودن او دلالت دارد خالى نيست.بيمارى و وفاتاستاد در اواخر عمر به مرض قند مبتلا شد. او با تناول غذاها و نوشيدنىهاى مختلف با اين بيمارى به مبارزه مىپرداخت ولى با اضافه شدن التهاب كبدى، ديگر توان مقاومت در برابر اين دو مرض را نداشت. به توصيه پزشكان براى معالجه به لندن رفت اما پس از اقامت يك هفتهاى در آنجا از پسرش ابن طارق كه همراه او بود خواست كه او را به مصر برگرداند، گويى احساس كرده بود كه روزگار او سپرى و وقت ديدار خداوند نزديك شده است. وفات او مانند صاعقهاى بود كه بر قلوب ميليونها مسلمان در سراسر دنيا فرود آمد. هزاران نفر از دوستداران صدا و شخصيت او جنازه او را تشييع كردند؛ در اين تشييع همه سفراى كشورهاى جهان به نيابت مردمشان حضور داشتند.استاد محمود على البناء استاد محمود على البناء در روستاى شبراباص مركز شبين الكرم استان منوفيّه در تاريخ 26/9/1305 هجرى شمسى متولد شد. او در دامن طبيعت روستايى و زندگى تقليدى رشد و نمو نمود. پدرش از همان لحظهاى كه صاحب چنين فرزندى شد،متوجه نعمت كاملى كه خداوند به او داده بود شد. آن گاه يكى از نامهاى پيامبر(ص)يعنى«محمود»را بر او نهاد؛ چرا كه قدوم اين كودك مايه سپاسگزارى از درگاه خداوند بود. پدر او از هيچ كوشش و عاملى در راه حفظ قرآن كريم براى فرزندش دريغ نكرد. هنگامى كه اين طفل كوچك،بزرگ شد،پدرش او را به آموزشگاه استاد موسى(رحمه الله)در روستاى شبراباص برد و استاد موسى نيز بر يادگيرى حفظ و تجويد شاگردانش به خصوص محمود،حرص داشت و اين در حالى بود كه اين كودك 6 ساله بود.استاد محمود على البناء در مكتب منشاوى در ميان طلاب شناخته و مشهور شد و همه دوست داشتند صداى او را بشنوند.وى در سال 1325 يكى از بزرگان موسيقى و نوابغ تدريس مقامات آن را ملاقات كرد، آن شخص،استاد درويش حريرى بود كه استاد بناء را در يادگيرى مقامات موسيقى و به كارگيرى آنها در تلاوت كمك كرد.استاد سفرهاى بسيارى كردند و افراد بسيارى را از صوت زيباى خود بهرمند ساختند. استاد چند روز قبل از وفات از پسرش احمد خواست تا قلم و كاغذى آماده كند و سپس گفت: آنچه مىگويم بنويس و مطالبى نسبت به نحوه تشييع و...املا كردند و وصيتى هم نسبت به كيفيت توزيع دارايىهايش بر حسب قوانين الهى ضميمه كردند و گفتند: آيا خواسته ديگرى از من داريد يا نه؟ و همگان را در اشك و ماتم فرو بردند.ايشان خواستند تا يك قرآن با او دفن كنند تا انيس تنهايى او در قبر باشد.استاد شحات محمد انوراستاد شحات محمد انور ،قارى مسجد امام رفاهى در روز 10 تير 1329 هجرى شمسى در روستاى كفر الوزير كه مركزى دور افتاده در استان قهليه است در يك خانواده كم جمعيت متولد شد. بيش از سه ماه از ولادت او نگذشته بود كه پدرش وفات يافت و كودك خردسال نتوانست خوبىهاى پدر داشتن را بچشد و چون هيچ مهر و عطوفتى مانند مهر مادرى نيست،مادرش فرزند كوچك را به دامن گرفته و براى اقامت در منزل پدرش رهسپار شد تا با دايىهاى او زندگى كند چرا كه دايى او وى را همچون پسر خود در بر مىگرفت و بهترين امانتدار او بود.او به يادگيرى و حفظ قرآن اقدام كرد تا اين كه در خانه قرآن نشأت گرفت و رشد و نمو نمود و اين تأثير زيادى در تمام كردن حفظ قرآن كريم(در حالى كه هشت ساله بود)داشت. وقتى به سن 10 سالگى رسيد دايىاش او را به يكى از روستاهاى مجاور(كفر المقام)برد تا تجويد قرآن را به دست مرحوم استاد سيد احمد فرارحى كه او را سرپرستى مىكرد و رعايت و اهتمام خاصى به او داشت فرا گيرد. استاد شحات خاطرات ايام كودكىاش را به ياد مىآورد و مىگويد:«من در آن دوره با حفظ كردن قرآن كريم سعادتى وصف ناشدنى يافتم. مخصوصا پس از اتمام حفظ قرآن و هنگام يادگيرى تجويد آن و به خاطر اين كه صداى زيبايى داشتم و اداى لحن من شبيه اداى قاريان بزرگ بود،بر هم دورهاىهايم پيشى گرفته و در ميان آنان به عنوان استاد كوچك شناخته شدم و اين موضوع،ايشان را خشنود مىساخت،همكلاسىهايم در مكتب به دنبال فرصت بودند كه استاد مشغول كارى شود تا از من بخواهند كه با تجويد،آيات قرآن را برايشان بخوانم و چنان مرا تشويق مىكردند كه گويى من قارى بزرگى هستم. يك بار استاد از دور صداى مرا شنيد و ايستاد،او به من گوش داد تا اين كه از تلاوت فارغ شدم و از آن پس اهتمام بيشترى به من مىكرد و تمركز بيشترى به من داشت؛ چرا كه آينده خوب و روشنى را در پيش روى من مىديد.»استاد شحات توانست در زمان بسيار اندكى از خود يك شخصيت قوى بسازد و در اين امر آنچه خداوند در او از بلند نظرى و عزت نفس و روشن بينى و هوش قوى و محافظت بر سر و وضعش و...به وديعت گذارده بود او را كمك مىكرد.استاد غلوش استاد غلوش در سال 1317 هجرى شمسى در روستاى«برما» واقع در استان غربى كشور مصر(طنطا) به دنيا آمد. وى همانند ديگر استادان اين كلام مقدس،متعلق به خانوادهاى بود كه همگى از قاريان ممتاز مصر بودهاند.پدرش او را در كودكى براى تعليم و حفظ قرآن كريم به شيخ عبد الغنى الشرقاوى سپرد. او سپس نزد شيخ ابراهيم الطبهيلى رفت و در سنين نوجوانى كل قرآن را حفظ كرد،آن گاه براى تكميل دوره قرائت به مؤسسه الاحمدى طنطا رفت و از محضر استاد شيخ ابراهيم سلام كسب فيض كرد.او از سن 16 سالگى در محافل مختلف به تلاوت قرآن مىپرداخت و در سن 24 سالگى رسما قرائت قرآن كريم را در راديو و تلويزيون مصر آغاز كرد.استاد در همه حال حق تلاوت را ادا مىكند،به همين دليل جميع قرّاء ممتاز مصر، قرائت او را در سطحى بسيار بالا و صوتش را لطفى از جانب پروردگار متعال مىدانند.سبك و روش قرائتدر رابطه با سبك استاد غلوش بايد گفت:ايشان تا مدتها مقلّد استاد مصطفى اسماعيل بوده است تا آن جا كه شايد به سختى بتوان صوت آن دو را از يكديگر تشخيص داد؛اما پس از ورود به صدا و سيما بنا بر سفارش بسيارى از بزرگان،سبك خاصى براى خود در پيش گرفت،اما هنوز هم از تلاوتهاى او بوى قرائت مصطفى اسماعيل برمىخيزد و بر مشام جان مىنشيند.قرائتهاى مشهور و ماندگارتلاوت سورههاى:رحمن، حاقه، احزاب، نساء، زخرف و ابراهيم از تلاوتهاى مشهور و ماندگار او است.استاد سيد متولى عبد العالاستاد سيد متولى عبد العال از جمله قاريان بنام و مشهور كشور مصر است كه در دهه اخير به اوج شهرت خويش دست يافت و اين امر به واسطه تلاوتهاى بسيار زيباى اين استاد است كه توام با نغمات حزين و صداى گرم و نواى هيجان برانگيز و ملكوتى وى است. او در نزد قاريان كشور ايران و علاقهمندان و شيفتگان كلام نورانى وحى هم اكنون از محبوبيت و شهرت بسيارى برخوردار است و نواى دلنشين و موزون تلاوت اين استاد در كشور اسلامىمان طرفداران بسيارى دارد. استاد از همان اوان كودكى براى تحصيل به مكتب رفته و در آن جا با وجود سن اندك 3 جزء از قرآن را حفظ نموده و در اين راه پيشرفت شايانى كرد. وى همانند بسيارى از مبتديان اين طريقت بر حسب كوشش و طاقت صوت خويش به تقليد از استاد عبد الباسط و استاد مصطفى اسماعيل مىپردازد.او در سن 12 سالگى قرآن را حفظ كرد و در 13 سالگى،طريقه و روش خاصى براى خويش اتّخاذ نمود و سبك خويش را برگزيد. در سال 1370 كه اين استاد و قارى ارجمند به همراه استاد شحات محمد انور به كشورمان سفر كردند،جذبه تلاوتهايشان بسيارى را شيفته ساخت تا آن جا كه خود استاد تحت تأثير واقع شدند.سعد الغامدىاستاد سعد الغامدى در شهر دمام عربستان سعودى به دنيا آمد و در همان شهر تمام مراحل درسى را طى نمود. وى در دوران تحصيل، در مراكز علمى و حلقههاى حفظ قرآن كريم و كتابخانهها حضورى فعال داشت. اهتمام او به حفظ قرآن در دوران دانشگاه بيشتر شد تا اين كه در سال 1410 ه .ق. حافظ كل قرآن شد؛ در آن زمان بود كه به تلاوت قرآن پرداخت و در اين زمينه به عنوان يك قارى خوش صدا شهرت يافت.در سال 1411 ه به طور جدى وارد عرصه قرائت شد. پس از چندى نخستين كاست او حاوى تلاوت سورههاى احزاب و زمر منتشر شد. با ادامه قرائتهاى او محبوبيت وى روز به روز افزايش يافت.شيخ غامدى امامت مساجد مختلفى را در كشورهاى متعدد از جمله اتريش، آمريكا و انگلستان بر عهده داشت.استاد غامدى از ميان قاريان، به قرائت شيخ محمد صديق منشاوى و شيخ مروان قادرى علاقه بيشترى داشته و در اين باره مىگويد: تلاوتى دلنشينتر از تلاوتهاى شيخ محمد منشاوى به خصوص تلاوت آيات آخر سوره حشر نيست.استاد خليل الحصرى مرحوم حصرى درباره شرح حال زندگىاش مىگويد:«من در قريه«شبر النعله»مركز طنطا چشم به جهان گشودم و به مناسبت اين كه پدرم حصير باف بوده مردم نيز مرا«حصرى»مىنامند. من در همان اوان طفوليت در كنار يادگيرى و پرداختن به حفظ قرآن كريم،در بافتن و فروش حصير به پدرم كمك مىكردم. در ده سالگى موفق به حفظ تمامى قرآن كريم شدم. بايد اشاره كنم كه معلم مكتب خانهام نقش بزرگى در تربيت و يادگيرىام در آن سنين داشت.»استاد در ادامه مىگويد:«من به همراه شيخ مصطفى اسماعيل و شيخ محمود على البناء در مؤسسه الاحمدى واقع در زادگاهم نزد استاد ابراهيم سلام به تعليم علوم قرائت و اصول آن اشتغال داشتم. در سال 1323 هجرى شمسى براى شناسايى بهترين قارى قرآن،انتخاباتى در راديو مصر برگزار شد و من از بين 200 نفر رتبه اول را احراز نمودم و اين نقطه عطفى در تاريخ زندگى من بود. من پس از پنج سال قرائت در راديو، به سمت قارى مسجد الاحمدى واقع در زادگاهم در طنطا تعيين شدم و سپس در سال 1329 شمسى به جانشينى مرحوم استاد شيخ سيفى،قارى مسجد الحسين منصوب شدم و يك سال بعد به خاطر تأليفاتم در زمينه مسائل قرآن كريم به نشان درجه اول علوم و فنون نائل شدم. من اولين قارى بودم كه به خارج مسافرت كردم و در سال 1339 به همراه شيخ شلتوت،مفتى اعظم مصر به كشورهاى پاكستان، اندونزى،مالزى،فيليپين و هنگ كنگ سفر كردم و در سال 1335 به مدت ده روز در مسجد پاريس به تلاوت قرآن پرداختم و در همان روزها ده نفر از فرانسويان مسيحى به دين مبين اسلام مشرف شدند.مدتى بعد بنا به دعوت استاد عثماوى براى قرائت قرآن به نيويورك مسافرت كردم و در مسجد بزرگ نيويورك و ديگر ايالات آمريكا نظير نيوجرسى و مسجد وابسته به مركز اسلامى در واشنگتن و لوس آنجلس نيز به تلاوت قرآن كريم پرداختم. در دانشگاه سانتريس و شيكاگو نيز به تلاوت قران پرداختم و خوشبختانه در اين مسافرت موفق شدم به يارى حرمت قرآن و تلاوت انوار الهى، 18 نفر مرد و زن مسيحى آمريكايى را به دين مبين اسلام دعوت كنم.استاد خليل حصرى علاوه بر گنجينههاى بىشمارى كه در علم قرائات قرآن در ميان ما به يادگار گذاشته داراى تأليفات بسيار ارزنده در زمينه علوم مختلف علم قرائت است كه از آن جمله مىتوان به كتاب«معالم الاهتداء» اشاره كرد.استاد حصرى اولين كسى بود كه فكر قرائت قرآن را توام با صداى خوش در سر پروراند و از جمله قاريانى است كه كلام خدا را با خضوع و زيبايى خاصى تلاوت مىكرد.استاد عباس امام جمعه عباس امام جمعه در سال 1345 هجرى شمسى در تهران متولد شد. وى پس از گذراندن تحصيلات مقدماتى،تحصيلات عالى خود را تا كارشناسى علوم قرآن و حديث ادامه داد. او ابتدا با نوارهاى قاريان مصرى و تقليد از آنها شروع كرد و سپس از محضر استاد مرحوم حاج بيوك محمدى كسب فيض كرد. بعد از چندى به جلسات ديگرى راهنمايى شد و پس از آن نزد استاد عليمردانى به فراگيرى يك دوره كامل تجويد تئورى پرداخت و پس از گذشت چند ماه كه آمادگى بيشترى پيدا كرد به جلسات استاد مولايى معرفى شد. ايشان در سال 1360 در مسابقات قرآن كريم آموزش و پرورش رتبه نخست و در سال 1368 در مسابقات قرآن كريم در مشهد مقدس رتبه دوم را به دست آورد.از مقامهاى بين المللى ايشان مىتوان به رتبه اول مسابقات مالزى در سال 1368 و رتبه دوم مسابقات بين المللى قرآن كريم در عربستان در سال 1370 اشاره كرد.مشارى بن راشد العفاسىمشارى بن راشد العفاسى در سال 1396 ه.ق. در كويت به دنيا آمد. وى از دانشگاه اسلامى مدينه، دانشكده قرآن كريم و مطالعات اسلامى فارغ التحصيل شد.او از اساتيد ذيل اجازه قرائت دريافت كرده است:1-شيخ احمد عبد العزيز الزيات. مشارى نزد او كل قرآن كريم را به روايت حفص از عاصم بواسطه شاطبيه قرائت كرد.2-شيخ ابراهيم على شحاته السمنودى كه حصرى، منشاوى، مصطفى اسماعيل و عبد الباسط نزد او قرائت كردند، به پيروى از اجازه شاگرد خود شيخ عبد الرافع رضوان، پس از شنيدن سوره حمد از مشارى، اجازه شفاهى به او داد.3-شيخ عبد الرافع رضوان على الشرقاوى. مشارى نزد او كل قرآن كريم را به قرائت عاصم بن ابى النجود با هر دو روايت بواسطه شاطبيه قرائت كرد.4-شيخ احمد عيسى المعصراوى، رئيس مركز تحقيقات اسلامى و نظارت بر مصاحف دانشگاه الازهر. مشارى قرآن را به قرائت عاصم بن ابى النجود نزد او قرائت كرد.او همچنين قرآن را نزد اساتيد ديگرى از كويت، مصر و عربستان قرائت نمود.على بن عبدالرحمن الحذيفى حذيفى در سال 1366 ه.ق. در روستاى «القرن المستقيم» در جنوب مكه به دنيا آمد. تحصيلات اوليه را در مكتب همان روستا آغاز كرد و در همان جا يك دور قرآن را زير نظر شيخ محمد ابراهيم حذيفى ختم كرد و چند جزء از آن را نيز حفظ نمود و نيز بعضى از متون درسى مختلف دينى را آموخت. وى در سال 1381 وارد يك مدرسه خصوصى در بلجرشى شد و تحصيلات راهنمايى خود را در آن جا به پايان رسانيد. سپس در 1383 در آن جا وارد دبيرستان شد و در سال 1388 تحصيلات متوسطه خود را تمام كرد. در همان سال وارد دانشكده شريعت در شهر رياض شد و تا سال 1392 تحصيلات خود را در آن جا ادامه داد. او پس از فارغ التحصيلى به بلجرشى بازگشت و در آن جا به تدريس تفسير قرآن، ادبيات عرب و خطاطى پرداخت. او در سال 1395 موفق به كسب مدرك فوق ليسانس از دانشگاه الازهر مصر شد و تحصيلات دكتراى خود را نيز در همان دانشگاه در رشته فقه با تخصص سياست دينى ادامه داد. موضوع پايان نامه او «راههاى مختلف حكم در شريعت اسلامى و بررسى مقابلهاى مذاهب اسلامى» بود. حذيفى تا كنون در دانشگاههاى مختلف به تدريس اشتغال داشته است كه عبارتند از: دانشگاه اسلامى، دانشكده شريعت؛ رشته توحيد و فقه (سال 1397 ه. ق.) دانشگاه اسلامى، دانشكده حديث دانشگاه اسلامى، دانشكده الدعوة و اصول الدين دانشگاه اسلامى، بخش درسهاى تخصصى، رشته مذاهب اسلامى دانشگاه اسلامى، دانشكده قرآن كريم، رشته قراءات (سال 1418)وى در كنار تدريس در دانشگاههاى مختلف امامت جماعت و سخنرانى مسجد قبا را براى مدتى بر عهده داشت. سپس در سال 1399 ه.ق. به عنوان امام جماعت و خطيب مسجد نبوى انتخاب شد. بعد از آن در سال 1401 به مسجد الحرام منتقل شد. پس از آن در سال 1402 به مسجد نبوى بازگشت و تا سال 1418 در همان جا به فعاليت خود ادامه داد. وى در كميتههاى مختلف علمى حضور داشت از جمله: رئيس كميته علمى نظارت بر مصحف مدينه عضو كميته نظارت بر ضبط ترتيل قرآن در مجمع الملك فهد لطباعه المصحف الشريف عضو هيئت عالى مجمع الملك فهد لطباعه المصحف الشريف علاوه بر اين حذيفى در تعدادى از سمينارها و كنفرانسها در داخل و خارج عربستان شركت كرد. وى به عنوان يكى از قراء كشور عربستان و جهان اسلام به شمار مىرود و در راديوى داخلى عربستان و كشورهاى ديگر به قرائت قرآن مىپردازد. بسيارى از قاريان مشهور به او اجازه قرائت دادهاند از جمله: شيخ احمد عبدالعزيز الزيات (اجازه تلاوت قرائتهاى ده گانه)شيخ عامر سيد عثمان (اجازه تلاوت به روايت حفص) شيخ عبدالفتاح قاضى (حذيفى كل قرآن را با روايت حفص نزد او قرائت كرد) همچنين از شيخ حماد انصارى اجازه روايت دريافت نمود.وى در حال حاضر در مسجد نبوى به تدريس حديث و فقه اشتغال دارد و كتابهايى نيز تاليف نموده كه هنوز به چاپ نرسيده است.سعود بن ابراهيم بن محمد الشريمسعود بن ابراهيم بن محمد الشريم در 1386 ه.ق. در شهر رياض به دنيا آمد. دوره ابتدايى را در مدرسه عرين، دوره راهنمايى را در مدرسه النموذجيه و مقطع متوسطه را در مدرسه اليرموك الشالمه گذراند و در سال 1404 از آن دبيرستان فارغ التحصيل شد. آنگاه وارد دانشگاه اسلامى محمد بن سعود، دانشكده اصول الدين، در شهر رياض شد و در رشته عقيده و مذاهب معاصر به تحصيل پرداخت. او در سال 1409 از آن دانشگاه فارغ التحصيل شد و در سال 1410 به دانشگاه عالى قضايى رفت و مدرك فوق ليسانس را در سال 1413 از آن دانشگاه دريافت نمود.وى در جلسات درس تعدادى از اساتيد بزرگ شركت كرد كه از جمله آنها مىتوان به اين اساتيد اشاره نمود:شيخ عبد العزيز بن باز، در درسهاى متعددى كه در مسجد بزرگ رياض برگزار مىشدشيخ عبدالله بن الجبرين، در كتابهاى منار السبيل در فقه، اعتصام شاطبى، لمعه الاعتقاد ابن قادامه، كتاب التوحيد محمد بن عبد الوهاب و فقه الاحوال كه در دانشگاه عالى قضايى برگزار مىشدشيخ عبد الرحمن براك، در كتابهاى طحاويه و تدمريهشيخ عبد العزيز راجحى، در شرح الطحاويهشيخ فهد الحمين، در شرح الطحاويهشيخ عبدالله الغديان، در قواعد فقهيه و كتاب الفروق قرافىشيخ صالح بن فوزان، در فقه البيوعوى در سال 1412 ه.ق. به دستور پادشاه عربستان، به عنوان امام و خطيب مسجد الحرام، در سال 1413 به عنوان قاضى دادگاه بزرگ مكه و در سال 1414 به عنوان استاد در مسجد الحرام منصوب شد.در سال 1416، مدرك دكتراى خود را از دانشگاه امالقرى دريافت نمود. موضوع پايان نامه او «المسالك فى المناسك» زير نظر استاد عبد العزيز مفتى عام عربستان و رئيس هيئت علماى بزرگ بود.شيخ سعود الشريم از قاريان دقيق قرآن كريم به شمار مىرود و از وى نقل شده است كه در دوران جوانى بيشتر وقت خود را در حفظ قرآن صرف مىكرد به گونهاى كه سوره نساء را در ماشين خود، در پشت چراغ قرمز حفظ نمود.عبدالرحمن سديسأبوعبدالعزيز عبدالرحمن بن عبدالعزيز بن عبدالله بن محمد بن عبدالعزيز بن محمد بن عبدالله، ملقب به سديس در سال 1382 ه.ق. در عربستان سعودى متولد شد. نسب او به عنزة كه قبيلهاى مشهور در عربستان است مىرسد. البته اصل خاندان سديس از سرزمين شقه است كه متصل به شهر بريده مىباشد و شيخ عبدالرحمن از استان بكيرية در منطقه قصيم است و در شهر رياض متولد شده است.تحصيلاتشيخ عبدالرحمن در 12 سالگى حافظ قرآن كريم گشت چرا كه پدرش او را براى حفظ قرآن به جماعة تحفيظ القرآن در رياض برد و در آنجا نزد اساتيدى همچون شيخ عبد الرحمن بن عبد الله آل فريان و شيخ محمد عبد الماجد ذاكر شاگردى نمود تا كل قرآن را حفظ كرد. آخرين استاد وى نيز شيخ محمد على حسان بود.در شهر رياض دوران ابتدايى و متوسطه را گذراند و در سال 1399 با كسب رتبه ممتاز به دانشگاه شريعت رياض راه يافت و در سال 1403 فارغ التحصيل شد. از معروف ترين اساتيد ايشان در دانشگاه مىتوان به شيخ صالح على ناصر، شيخ عبدالعزيز بن عبدالله آل الشيخ، دكتر شيخ صالح بن عبدالرحمن الأطرم، دكتر شيخ عبدالله بن عبدالرحمن بن جبرين، شيخ عبدالعزيز داود، شيخ فهد حمين، شيخ دكتر صالح بن غانم سدلان، شيخ دكتر عبدالرحمن بن عبدالله درويش، شيخ دكتر عبدالله بن على ركبان، شيخ دكتر عبدالعزيز بن عبدالرحمن ربيعة، شيخ دكتر أحمد بن على مباركى و شيخ دكتر عبدالرحمن سدحان اشاره كرد.استاد پس از فارغ التحصيلى در همان دانشگاه در رشته اصول فقه به عنوان استاديار مشغول تدريس شد و مرحله اول را با درجه ممتاز گذراند.شيخ سديس در سال 1408 موفق به اخذ فوق ليسانس با درجه ممتاز از دانشكده شريعت دانشگاه امام محمد بن سعود شد. وى پايان نامه خود را با عنوان «المسائل الأصولية المتعلقة بالأدلة الشرعية التى خالف فيها ابن قدامة الغزالى» تنظيم نمود.ايشان سپس براى تدريس در دانشكده قضاء دانشكده شريعت دانشگاه ام القرى در مكه مكرمه انتخاب شد و مدرك دكتراى خود را از همان دانشگاه در سال 1416 با درجه ممتاز دريافت كرد. عنوان رساله دكتراى ايشان «الواضح فى أصول الفقه لأبى الوفاء بن عقيل الحنبلى» بود.شيخ عبد الرحمن پس از اين مرحله به عنوان استاديار در دانشكده شريعت دانشگاه ام القرى مشغول فعاليت شد.مناصب دينىشيخ عبد الرحمن سديس به عنوان امام جماعت و خطيب در چند مسجد شهر رياض به انجام وظيفه پرداخت كه آخرين آنها مسجد شيخ عبد الرزاق عفيفى بود و همزمان با تحصيلات علمى در دانشگاه از چندين نفر از مشايخ و بزرگان هم استفاده نمود از جمله علامه شيخ عبدالعزيز بن باز، شيخ علامه عبدالرزاق عفيفى، شيخ دكتر صالح فوزان، شيخ عبدالرحمن بن ناصر برّاك و شيخ عبدالعزيز بن عبدالله راجحى.در سال 1404 ايشان به عنوان امام جماعت و خطيب مسجد الحرام منصوب شد و از ماه شعبان همان سال اولين نماز جماعت خود را در مسجد الحرام اقامه نمود و اولين خطبهاش را در ماه رمضان همان سال ايراد كرد. تدريس حكم انتصاب شيخ به مسئوليت تدريس در مسجد الحرام در سال 1416 صادر شد و ايشان همزمان با امامت جماعت و خطبه خواندن به امر تدريس در مسجد الحرام نيز مشغول شد.زمان تدريس بعد از نماز مغرب است و دروسى كه ايشان تدريس مىكند عبارت است از: عقايد، فقه، تفسير و حديث؛ و اينها علاوه بر كارهايى همچون فعاليت در قسمت استفتائات در ايام حج است.حمد ايوب بن محمد يوسفحمد ايوب بن محمد يوسف در سال 1372 ه.ق. در مكه به دنيا آمد و در همان جا تحصيلات اوليه خود را گذراند. در سال 1385 قرآن كريم را زير نظر شيخ خليل بن عبد الرحمن حفظ نمود و مدرك ابتدايى را در سال 1386 از مدرسه تحفيظ القرآن وابسته به وزارت معارف دريافت كرد، سپس به مدينه رفت و دوره راهنمايى و متوسطه را در مدرسه علمى مدينه طى نمود و در سال 1392 از آن جا فارغ التحصيل شد.پس از آن وارد دانشگاه اسلامى شد و در سال 1396 از دانشكده شريعت فارغ التحصيل گرديد، سپس مدرك فوق ليسانس خود را در رشته تفسير و علوم قرآن دريافت نمود، موضوع پايان نامه او «سعيد بن جبير و روايات تفسيرى او از ابتداى قرآن تا سوره توبه» بود.پس از فارغ التحصيلى از دانشگاه، از سال 1397 تا 1398 استاديار دانشكده قرآن شد. بعد از دريافت مدرك دكترا نيز براى عضويت در هيئت تدريس در رشته تفسير انتخاب شد.وى علاوه بر فعاليت دانشگاهى، عضو كميته علمى مجمع الملك فهد لطباعة المصحف الشريف نيز مىباشد. همچنين امامت جماعت و جمعه تعدادى از مساجد مدينه را بر عهده دارد، از جمله امام موقت مسجد النبى از سال 1410 ، امام مسجد قبا، امام مسجد العنابيه از سال 1394 تا 1403 ، امام مسجد عبد الله الحسينى از سال 1403 تا 1418 و خطيب مسجد احمد بن حنبل در حره شريفه.وى علاوه بر تحصيلات آكادميك، از دروس تعدادى از مشايخ و علماى شهر مدينه در علوم مختلف دينى استفاده نمود مانند تفسير، فقه مذاهب اربعه، حديث شناسى، اصول فقه و ....او از طرف تعدادى از قاريان بزرگ اجازه قرائت دريافت نمود، از جمله شيخ حسن بن ابراهيم الشاعر، شيخ احمد عبد العزيز الزيات و شيخ خليل بن عبد الرحمن القارئ، كه اجازه قرائت به روايت حفص را ازآنها دريافت نموده است. وى در تعدادى از سمينارها و كنفرانسها شركت نمود، از جمله سمينار جوانان در شهر كامبيس برزيل به همراه گروهى از دانشگاه اسلامى؛ دورههاى آموزش زبان عربى در كشورهاى اسلامى مختلف مانند پاكستان، تركيه، سنگال و مالزى.شيخ محمد ايوب از قاريان نامى كشور عربستان و جهان اسلام به شمار مىرود و قرائتهاى متعددى در صدا و سيما با صداى او منتشر شده است.مجمع الملك فهد لطباعة المصحف الشريف ترتيل كل قرآن را با صداى او ضبط نمود كه از راديو قرآن كشور عربستان پخش مىشود.
|