صفحه 1 از 17 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اشعار زمان حال(اشعار و قطعات ادبي متفرقه )

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    85
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    اشعار زمان حال(اشعار و قطعات ادبي متفرقه )




    مهدي اخوان ثالث




    سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت، سرها در گريبان است




    کسي سر برنيارد پاسخ گفتن و ديدار ياران را.




    نگه جز پيش پا را ديد، نتواند



    که ره تاريک و لغزان است



    و گر دست محبت سوي کسي ياري



    به اکراه آورد دست از بغل بيرون



    که سرما سخت سوزان است



    نفس کز گرمگاه سينه مي آيد برون، ابري شود تاريک



    چو ديوار ايستد در پيش چشمانت



    نفس کاين است، پس ديگر چه داري چشم



    ز چشم دوستان دور يا نزديک؟



    مسيحاي جوانمرد من اي ترساي پير پيرهن چرکين!



    هوا بس ناجوانمردانه سرد است...آي...



    دمت گرم و سرت خوش باد



    سلامم را تو پاسخ گوي، در بگشاي



    منم من، ميهمان هر شبت، لولي وش مغموم



    منم من، سنگ تي پا خوردۀ رنجور



    منم، دشنام پست آفرينش، نغمۀ ناجور



    نه از رومم، نه از زنگم، همان بي رنگ بي رنگم



    بيا بگشاي در، بگشاي، دلتنگم



    حريفا! ميزبانا! ميهمان سال و ماهت پشت در چون موج مي لرزد



    تگرگي نيست، مرگي نيست



    صدايي گر شنيدي، صحبت سرما و دندان است



    من امشب آمدستم وام بگذارم



    حسابت را کنار جام بگذارم



    چه مي گويي گه بي گه شد، سحر شد، بامداد آمد؟



    فريبت مي دهد، بر آسمان اين سرخي بعد از سحرگه نيست



    حريفا گوش سرما برده است اين، يادگار سيلي سرد زمستان است



    و قنديل سپهر تنگ ميدان، مرده يا زنده



    به تابوت ستبر ظلمت نُه توي مرگ اندود،پنهان است



    حريفا! رو چراغ باده را بفروز، شب با روز يکسان است.



    سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت



    هوا دلگير، درها بسته، سرها در گريبان، دست ها پنهان



    نفس ها ابر، دل ها خسته و غمگين



    درختان، اسکلت هاي بلور آجين



    زمين دلمرده، سقف آسمان کوتاه



    غبارآلوده، مهر و ماه، زمستان است.



    ویرایش توسط امیر گیتار : ۱۳۸۸/۰۴/۳۱ در ساعت ۱۷:۱۵ دلیل: اصلاح نام


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    54
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جدید نیست مبارزه مان

    دردها و نبردها نه زمان دارند نه صاحب

    درآنها به دنیا آمده ایم ومتعلق به همه اند

    درد متحدمان میکند با وجود آنکه بسیاریم...مااین دردها هستیم

    گاهی باگلوله گاهی با زندان گاهی با نیرنگ گاهی با تنفر همیشه با فراموشی..

    حکم این است: زندان وقبر برای خاطره ها....

    ولی اکنون تنها نمیرویم نه فقط برای خودمان و نه حتی برای دیگران

    اگر درد متحدمان کرده اگر امید متحدمان میکند...

    از کجا معلوم که فردا متحدمان نکند

    مانند دیروز مانند همیشه....

    ویرایش توسط شهيدانه : ۱۳۸۸/۰۴/۳۱ در ساعت ۱۶:۰۳


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    85
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خوش باوران ، زحمت کشان در خوابند

    شب به دستان ، بت پرستان بیدار

    ای جانبازان ، رزمندگان ، اکنون کجائید ؟


    انسانی مُرد ، انسانی رفت ، آزادی کو ؟

    یکی آمد با پتک سیاه پرواز را کشت

    ای طلوع خونین از شب ، تو بگریز

    صبح خونبار ، در خون من ، با نور آمیز



    هم خاک من ، هم وطنم ، یک ، دو... بر پا خیز

    شب فروریز ، با نور آمیز ، ای هم صدا !



    تو دستات خورشید ، بر لبهات امید

    بر دشمن بستیز ، بر دشمن بستیز


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    85
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    شادروان فریدون فروغ

    خلقی بت شکن ، با فرمانی الهی

    صبح روشنی ، در قلب سیاهی

    گریه ی ما ، فریاد ما شد

    ایمان ما، بنیاد ما شد

    مزدور ننگین ، جلاد خونخوار

    مرگش رسیده ، ای خلق بیدار

    رزمی جانانه ، گلبانگ صدایی

    عزمی چون کوه و ایمانی خدایی

    با لاله های ، پرپر در میدان

    با خون پاکه ، خیل عزیزان

    باغ آزادی ، سرسبز و شاداب

    نقش اهریمن ، شد نقش بر آب


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    54
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ارغوان شاخه هم‌خون جدا مانده من

    آسمان تو چه رنگ است امروز؟

    آفتابی ست هوا؟

    یا گرفته است هنوز ؟

    من در این گوشه که از دنیا بیرون است

    آفتابی به سرم نیست

    از بهاران خبرم نیست

    آنچه می بینم دیوار است

    آه این سخت سیاه

    چقدر نزدیک است......

    ...


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    919
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به نام خدا

    اي قلم از قدرتي غالب بگو * * * * * از علي ابن ابي طالب بگو

    اي علي ، مرد سياست ، مرد دين
    * * * * * از علي ، تنهاترين مرد زمين

    اين حقيقت از ازل باشد عجيب * * * * * هرکه مي باشد علي ، باشد غريب

    رنج از دست خوارج بس کشيد * * * * * تيغ بر روي علي ناکس کشيد

    کربلا را روبرو داريم ما * * * * * استخواني در گلو داريم ما

    جنگ شد ، پروانه گشته ، سوختيم * * * * * از خميني درس عشق آموختيم

    بعد از آن پير جماراني خود * * * * * با چراغ چشم باراني خود

    راه حق را جملگي در يافتيم * * * * * حضرت سيد علي را يافتيم

    بيعتي کرديم کاين عين ولاست * * * * * حضرت سيد علي روح خداست

    دل به فرمان ولي داريم ما * * * * * گوش بر امر علي داريم ما

    اي خوارج که ز مولا خسته ايد * * * * * يادتان رفته است پيمان بسته ايد

    غم براي نان و عنوان مي خوريد * * * * * رنج آب و غصه نان مي خوريد

    مثل شيطان مهره چيني مي کنيد * * * * * انقلاب ضد ديني مي کنيد

    با تسامح ها تجاهل مي کنيد * * * * * پاي ارزشها تساهل مي کنيد

    حمله بر فقه و ولايت ، حذف دين * * * * * طرح شيطان بزرگ است است يقين

    سامريها با قلم بت ساختند * * * * * فتنه در دامان دين انداختند

    حرفي از اعماق ايمان مي زنم * * * * * با لب و حلق شهيدان مي زنم

    از چه از کف داده يد آن سوز خود * * * * * حرف و فعل و باور ديروز خود

    راه شرق و غرب را چون يافتيد * * * * * از امام خويش رو برتافتيد

    روح ايمان را ، حقيقت چون ولي است * * * * * شارح اسلام من سيد علي است

    بيش از ايوب و هم از يوسف فزون * * * * * در دل مولا علي درد است و خون

    رنج شعرم انشعاب زخم اوست * * * * * خون دل خوردن به عالم ، سهم اوست

    دست ار اندازد به سوي ذوالفقار * * * * * امتي دارد سراسر سربدار

    عاشقان از درد دين غوغا کنيد * * * * * هان مبادا پشت بر مولا کنيد

    ياد مي آريد که آن ميدان مين * * * * * بچه هاي جبهه در فتح المبين

    عاقبت برخورد افتد اتفاق * * * * * جنگ مرصاد است پايان نفاق

    ختم حرفم اين و باقي والسلام * * * * * بچه هاي جبهه ، فرزند امام

    نايب مهدي ، ولي داريم و بس * * * * * در جهان سيد علي داريم و بس

    نقل از وبلاگ داریچه
    ویرایش توسط khoshnazar : ۱۳۸۸/۰۵/۰۱ در ساعت ۱۴:۵۹
    نظر شما در باره این پیشنهاد چیه؟
    (جلسات مناظره)

    موضوع مهم :
    کربلایی کاظم ساروقی، حجتی غیر قابل انکار

    چگونه؟؟؟ راه های جلوگیری از مرگ تدریجی جامعه

    کم گوی و گزیده گوی چون دُرّ :Sokhan: !!! تا از سُخَنت جهان شود پُر !!!
    الحذر الحذر! فَوَ الله لَقَد سَتَر، حتّی کأنَّه قد غَفَر


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    919
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به نام خدا

    گفتمش نقاش را نقشي بکش از زندگي ...

    با قلم نقش حبابي بر لب دريا کشيد


    گفتمش چون مي کشي تصوير مردان خدا ...

    تک درختي در بيابان يکه و تنها کشيد


    گفتمش نامردمان اين زمان را نقش کن ...

    عکس يک خنجر ز پشت سر پي مولا کشيد


    گفتمش راهي بکش کان ره رساند مقصدم ...

    راه عشق و عاشقي , مستي ونجوا را کشيد


    گفتمش تصويري از ليلي ومجنون را بکش ...

    عکس حيدر در کنار حضرت زهرا کشيد


    گفتمش بر روي کاغذ عشق را تصوير کن ...

    در بيابان بلا، تصوير يک سقا کشيد


    گفتمش از غربت ومظلومي و محنت بکش ...

    فکر کرد و چهار قبر خاکي از طه کشيد


    گفتمش سختي و درد وآه گشته حاصلم ...

    گريه کرد آهي کشيد و زينب کبري کشيد


    گفتمش درد دلم را با که گويم اي رفيق ...

    عکس مهدي راکشيد و به چه بس زيبا کشيد


    گفتمش ترسيم کن تصويري از روي حسين..


    گفت اين يک را ببايد خالق يکتا کشيد

    نظر شما در باره این پیشنهاد چیه؟
    (جلسات مناظره)

    موضوع مهم :
    کربلایی کاظم ساروقی، حجتی غیر قابل انکار

    چگونه؟؟؟ راه های جلوگیری از مرگ تدریجی جامعه

    کم گوی و گزیده گوی چون دُرّ :Sokhan: !!! تا از سُخَنت جهان شود پُر !!!
    الحذر الحذر! فَوَ الله لَقَد سَتَر، حتّی کأنَّه قد غَفَر


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    919
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دلم قرار نمى گيرد از فغان بى تو * * * * * سپند وار زکف داده ام عنان بى تو
    ز تلخ کامى دوران نشد دلم فارغ
    * * * * * زجام عشق لبى تر نکرد، جان بى تو
    چو آسمان مه آلوده ام ز تنگ دلى
    * * * * * پر است سينه ام از اندوه گران بى تو
    نسيم صبح نمى آورد ترانه شوق
    * * * * * سر بهار ندارند بلبلان بى تو
    لب از حکايت شب هاى تار مى بندم
    * * * * * اگر امان دهدم چشم خون فشان بى تو
    چو شمع کُشته ندارم شراره اى به زبان
    * * * * * نمى زند سخنم آتشى به جان بى تو
    ز بى دلى و خموشى چو نقش تصويرم
    * * * * * نمى گشايدم از بى خودى زبان بى تو
    عقيق صبر به زير زبان تشنه نهم
    * * * * * چو يادم آيد از آن شکرين دهان بى تو

    گزاره غم دل را مگر کنم چو امين * * * * * جدا ز خلق به محراب جمکران بى تو



    از مقام عظیم ولایت سید علی خامنه ای


    نظر شما در باره این پیشنهاد چیه؟
    (جلسات مناظره)

    موضوع مهم :
    کربلایی کاظم ساروقی، حجتی غیر قابل انکار

    چگونه؟؟؟ راه های جلوگیری از مرگ تدریجی جامعه

    کم گوی و گزیده گوی چون دُرّ :Sokhan: !!! تا از سُخَنت جهان شود پُر !!!
    الحذر الحذر! فَوَ الله لَقَد سَتَر، حتّی کأنَّه قد غَفَر


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    919
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به نام خدا
    تقدیم به عاشقان ولایت

    دلا نزد كسی بنشین كه او از دل خبر دارد
    به زیر آن درختی رو كه او گلهای تر دارد
    در این بازار عطاران مرو هر سو چو بی كاران
    به دكان كسی بنشین كه در دكان شكر دارد
    ترازو گر نداری پس تو را زو ره زند هر كس
    یكی قلبی بیاراید تو پنداری كه زر دارد
    تو را بر در نشاند او به طراری كه می آید
    تو منشین منتظر بر در كه آن خانه دو در دارد
    به هر دیگی كه می جوشد میاور كاسه و منشین
    كه هر دیگی كه می جوشد درون چیزی دگر دارد
    نه هر كلكی شكر دارد، نه هر زیری زبر دارد
    نه هر چشمی نظر دارد، نه هر بحری گهر دارد
    بنال ای بلبل دستان ازیرا ناله مستان
    میان صخره و خارا اثر دارد اثر دارد
    چراغ است این دل بیدار به زیر دامنش می دار
    از این باد و هوا بگذر هوایش شور و شر دارد
    چو تو از باد بگذشتی مقیم چشمه ای گشتی
    حریف همدمی گشتی كه آبی بر جگر دارد
    چو آبت بر جگر باشد درخت سبز را مانی
    كه میوه نو دهد دایم درون دل سفر دارد


    أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاء * تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَيَضْرِبُ اللّهُ الأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ (ابراهیم/24 و 25)
    نظر شما در باره این پیشنهاد چیه؟
    (جلسات مناظره)

    موضوع مهم :
    کربلایی کاظم ساروقی، حجتی غیر قابل انکار

    چگونه؟؟؟ راه های جلوگیری از مرگ تدریجی جامعه

    کم گوی و گزیده گوی چون دُرّ :Sokhan: !!! تا از سُخَنت جهان شود پُر !!!
    الحذر الحذر! فَوَ الله لَقَد سَتَر، حتّی کأنَّه قد غَفَر


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    85
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خیام
    شیخی به زنی فاحشه گفتا مستی
    هردم تو به پای دیگری پا پندی
    گفتا شیخا هرانچه گویی هستم
    ایا تو چنانچه مینمایی هستی

    ویرایش توسط امیر گیتار : ۱۳۸۸/۰۵/۰۳ در ساعت ۱۴:۲۴


صفحه 1 از 17 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود