صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آيا افراد سطح پايين قابل احترامند و بايد باهاشون معاشرت كرد؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    263
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    1

    آيا افراد سطح پايين قابل احترامند و بايد باهاشون معاشرت كرد؟




    سلام خدمت اساتيد محترم.
    من در مورد دين و توصيه هايي كه براي رشد و بالندگي ما انسان ها كرده خيلي تحقيق
    و فكر كردم هرچند كه هنوز خيلي كمه و واقعا متعجب ميشم كه چطور ائمه معصومين با وجود
    پايين بودن سطح علم در اون زمان چنين نكات دقيق علمي و روانشناسي رو با اين ظرافت
    كه دانشمندها تازه دارن بهش ميرسن بيان كردند و اين خود از نشانه هاي وجود خداوند بزرگ ست...
    اما در بعضي موارد دچار ابهاماتي شدم كه به كمك شما دوستان نياز دارم :
    1-دين اسلام هميشه به ما توصيه كرده است كه يار(دقت كنيد) و ياور مستضعفين و مظلومين باشيم
    اينجا چند تا سوال پيش مياد :
    1-1از چندين تن از معصومين كه شما بهتر از من مي دونين نقل شده كه هميشه
    با كسي معاشرت كنيد كه بتونيد چيزي ازش ياد بگيريد و باعث پيشرفت شما باشن.
    خب اگه قرار باشه ما با اين جور افراد معاشرت كنيم افرادي كه سطح اجتماعي بالايي ندارند
    چطور ميشه پيشرفت كرد؟ و ازشون چيزي ياد گرفت ؟در صورتي كه مي دونين
    اكثر افراد خلاف كار و معتاد از همين قشر ها هستند...
    1-2اصلا اين جور افراد قابل احترام هستند؟خدا دوستشون داره؟اگه دوستشون داشت كه
    بهشون كمك مي كرد تا وضعيت زندگي شون بهتر بشه و ديگه فقير نباشن.
    2-با افرادي معاشرت كنيد كه شما را از گناه و ...دور كنند و از شما بالاتر باشند.
    در اينصورت اگر بطور مثال كسي از اطرافيان نزديك ما چنين جايگاه اجتماعي
    پاييني داشت چي؟بايد باهاش قطع رابطه كرد؟چون اگه قرار باشه باهاش معاشرت
    كني كه مسلما در ما تاثير خواهد گذاشت و ممكنه كه ما هم يكي مثل خودش بشيم !
    يه مثال خيلي قشنگ هست كه مي گه آدم ها رو از روي دوستاني كه دارند بايد بشناسي...
    با اين اوصاف اگه قرار باشه كه با اينگونه از افراد معاشرت داشته باشيم كه ديگه معلومه
    مردم در رابطه با ما چي فكر مي كنن...
    اميدوارم دوستان جواب قانع كننده اي بدن.البته لازم به ذكره كه من خودم انشالله قصد دارم
    وقتي كه صاحب درآمد شدم به مردم نيازمند كمك كنم و خواهشمندم از نوشته هاي من اينطوري
    برداشت نكنين كه من دچار غرور و بزرگ بيني شدم.به هيچ وجه چرا كه يه عالم دانشمندي
    هم (كه شما بهتر مي دونين)در اواخر عمرش دچار غرور شد و دسته گل به آب داد....


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    514
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    یاد داستان حضرت موسی (ع) وچوپان افتادم .......پیامبران وامامان برا هدایت همه اومدند عاشق هدایت همه بودند وسعه ی صدر بالایی داشتند ومثه ما نبودند که اگه کسی اندک اشتباهی کرد خودمون رو از اون بالاتر بدونیم اونا تجسم واقعی رحمت خدا برای همه بودن دوستی وتاثیر پذیری از خصلتهای خوب یه فرد یک چیزه ودوستی وتاثیر پذیری از خصلتهای بد هم یه چیز دیگه که اونم بستگی به میزان علم وایمانمون داره والبته نسبیه ومطلق نیست ...یه استاد داشتیم معتاد بود ولی علمش زیاد بود خیلیا از علمش بهره ها بردند
    اتفاقا شاعر هم بود واشعارش حاوی پیامهای انسان سازی بود
    بقیه الله خیرلکم ان کنتم مومنین
    http://mhb90.blogfa.com/

  4. تشکرها 2


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    263
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    1



    ببينيد دوست عزيز من خودم رو به خاطر اشتباه ديگران بالاتر ندونستم.در انتهاي
    پستم اشاره كردم كه اين طرز تفكر مغرورانه است و باعث زمين خوردن انسان مي شود.
    اجازه بدهيد با يك مثال اين موضوع را بهتر بفهميم :
    فرض كنيد شخصي از جايگاه اجتماعي بالايي برخوردار است.مثلا يك قاضي دادگاه.حال يكي از آشنايان نزديك قاضي ما فردي ست كه از جايگاه اجتماعي خوبي برخوردار نيست و مثلا اعتياد هم دارد.وضعيت خانوادگي اين شخص نيز تعريف چنداني ندارد.قاضي ما مدام دنبال مطالعه و بالا بردن فهم و درك و ادب خود است.
    اكنون معاشرت با چنين فردي به نظر شما درست است؟شما مگر به اين جمله اعتقاد نداريد كه مي گويد كمال همنشين در من اثر كرد؟آيا براي اين قاضي ننگ نيست كه با چنين شخصي نشست و بر خاست كند؟
    آيا اينجا نبايد به دستور اسلام(كه در پست قبلي هم اشاره كردم)عمل كرد و از رفت و آمد با چنين افرادي پرهيز كرد؟آيا نبايد قاضي ما با بالاتر از خودش همچون رئيس دادگستري معاشرت داشته باشد تا بتواند راه هاي موفقيتي كه رئيس طي كرده را بداند و بدين وسيله پيشرفت كند؟

    در اطراف من افرادي از سطح بسيار پايين جامعه و افرادي هم از سطح بالاي جامعه هستند كه من سعي كرده ام به نوعي با همه ي اين افراد ارتباط برقرار كنم.يطور مثال امروز در آرايشگاه با شاگرد مغازه گپي دوستانه در مورد پيشرفت زدم.به او گفتم كه براي پيشرفت بايد تلاش كرد و به خود سختي داد و در آخر هم به خدا توكل كرد و با عمل به اين گزينه ها يك شخص بي پول مي تواند حتي بهترين مغازه را در بهترين نقطه تهران بخرد.
    اما پاسخ اين شخص به من : بابا يكم از رويا بيا بيرون و به واقعيت ها نگاه كن...
    در صورتي كه 99در صد افراد موفق كه از راه حلال به جايي رسيدند با تلاش و توكل به خدا بوده است وگرنه همه كه پولدار به دنيا نمي آيند....
    حال به نظر شما معشرت با چنين افرادي كه تماما منفي باف و بدبين هستند از نظر اسلام جايز است؟
    حضرت علي يا حضرت محمد مي فرمايند كه افراد بدبين جزو انسان هاي ناشايست روزگار هستند...

  6. تشکر


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    937
    تشکر:
    1
    حضور
    1 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط behnam-soft نمایش پست
    سلام خدمت اساتيد محترم.
    من در مورد دين و توصيه هايي كه براي رشد و بالندگي ما انسان ها كرده خيلي تحقيق
    و فكر كردم هرچند كه هنوز خيلي كمه و واقعا متعجب ميشم كه چطور ائمه معصومين با وجود
    پايين بودن سطح علم در اون زمان چنين نكات دقيق علمي و روانشناسي رو با اين ظرافت
    كه دانشمندها تازه دارن بهش ميرسن بيان كردند و اين خود از نشانه هاي وجود خداوند بزرگ ست...
    اما در بعضي موارد دچار ابهاماتي شدم كه به كمك شما دوستان نياز دارم :
    1-دين اسلام هميشه به ما توصيه كرده است كه يار(دقت كنيد) و ياور مستضعفين و مظلومين باشيم
    اينجا چند تا سوال پيش مياد :
    1-1از چندين تن از معصومين كه شما بهتر از من مي دونين نقل شده كه هميشه
    با كسي معاشرت كنيد كه بتونيد چيزي ازش ياد بگيريد و باعث پيشرفت شما باشن.
    خب اگه قرار باشه ما با اين جور افراد معاشرت كنيم افرادي كه سطح اجتماعي بالايي ندارند
    چطور ميشه پيشرفت كرد؟ و ازشون چيزي ياد گرفت ؟در صورتي كه مي دونين
    اكثر افراد خلاف كار و معتاد از همين قشر ها هستند...
    1-2اصلا اين جور افراد قابل احترام هستند؟خدا دوستشون داره؟اگه دوستشون داشت كه
    بهشون كمك مي كرد تا وضعيت زندگي شون بهتر بشه و ديگه فقير نباشن.
    2-با افرادي معاشرت كنيد كه شما را از گناه و ...دور كنند و از شما بالاتر باشند.
    در اينصورت اگر بطور مثال كسي از اطرافيان نزديك ما چنين جايگاه اجتماعي
    پاييني داشت چي؟بايد باهاش قطع رابطه كرد؟چون اگه قرار باشه باهاش معاشرت
    كني كه مسلما در ما تاثير خواهد گذاشت و ممكنه كه ما هم يكي مثل خودش بشيم !
    يه مثال خيلي قشنگ هست كه مي گه آدم ها رو از روي دوستاني كه دارند بايد بشناسي...
    با اين اوصاف اگه قرار باشه كه با اينگونه از افراد معاشرت داشته باشيم كه ديگه معلومه
    مردم در رابطه با ما چي فكر مي كنن...
    اميدوارم دوستان جواب قانع كننده اي بدن.البته لازم به ذكره كه من خودم انشالله قصد دارم
    وقتي كه صاحب درآمد شدم به مردم نيازمند كمك كنم و خواهشمندم از نوشته هاي من اينطوري
    برداشت نكنين كه من دچار غرور و بزرگ بيني شدم.به هيچ وجه چرا كه يه عالم دانشمندي
    هم (كه شما بهتر مي دونين)در اواخر عمرش دچار غرور شد و دسته گل به آب داد....

    1. آن دستور اخلاقی ، اولا برای همه است ( از جمله همان طبقات فرودست )

    1-1. منظور از یاد گرفتن ، الزاما متون درسی یا اتیکت ( به معنای امروزی اش = آداب لباس پوشیدن و شیک خوردن و شیک رفتن و شیک آمدن ! ) صرفا نبوده ، بلکه غرض خیلی کلی تر است و شامل تمامی مکارم و ارزش های اخلاقی می شود . بر این پایه ، ما می توانیم از یک فرد فقیر هم ارزش های اخلاقی ای همچون مناعت طبع ، قناعت و توکل و صبر و ... را یاد بگیریم . ( اتفاقا من فکر می کنم از این طبقات خیلی خیلی بیشتر می شود یاد گرفت تا از اغنیا که خداوند آن ها را به خودشان مشغول کرده است )

    2-1. بله ، حتما ! و چه بسیار بیشتر از آن ها که خداوند به بلای ثروت آزمون شان کرده است . خداوند هر که را بیشتر دوست داشته باشد ، بیشتر به سختی می آزماید . شرح حال پیامبران خدا را بخوانید ... از رسول مکرم اسلام کسی نزد خدا محبوب تر بوده است ؟ خوب این عزیزترین بنده ی خدا که در زندگی از خاک و خاکستر بر سر ریختن تا سنگ به شکم بستن و ... همه نوع ابتلا و سختی را تحمل کرد . آیه ی شریفه ی قرآن را به خاطر دارید ؟:

    " ولنبلونکم بشیء من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرین "
    همانا شما را خواهیم آزمود به سختی هایی از ترس و گرسنگی و از دست دادن مال و جان و فرزندان و نزدیکان ، و بشارت بده شکیبایان را .

    می خواهم نتیجه بگیرم که ثروتمندان خیلی از خدا دورترند ( عموما ) تا فقرا که خداوند نخواسته طعم شیرین دنیا را بچشند !

    2. این بستگی دارد به شما ؟ چرا باید خود را چنین منفعل تصور کنید؟ چرا او باید شما را پایین بکشد ؟ چرا شما او را بالا نمی کشید ؟

    صاحبدلی به مدرسه آمد ز خانقاه
    بشکست عهد صحبت اهل طریق را

    گفتم میان " زاهد " و " عالم " چه فرق بود ؟
    تا اختیار کردی از " آن " ، " این " فریق را ؟

    گفت " آن " گلیم خویش به در می برد ز موج
    " وین " جهد می کند که " بگیرد غریق را "

    تفاوت را درک می کنید ؟ اسلام دین " مسئولیت اجتماعی " است . مسئولیت روشنفکر بودن ، مسئولیت خردمند بودن ، مسئولیت " دانستن " ، به شما تکلیف می کند که " بگیرید غریق را "

    اما در باره ی این که مردم ممکن است در باره ی شما چه فکر کنند ، زمانی رخ می دهد که چهره ی اجتماعی شما معرف یک مسلمان متعهد ِ مسئولیت پذیر نباشد .

  8. تشکر


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    532
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0




    اگر دورم ز دیدارت دلیل بی وفایی نیست
    وفا آنست که نامت را همیشه زیر لب دارم

  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    263
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    1



    بالاخره علت گنگ بودن سوال خودم رو فهميدم.و اون اينكه ما ادمهاي ضعيف جامعه رو بايد به دو دسته تقسيم كنيم.
    1-افراد ضعيفي كه انسان هاي با شرافت و با خدايي هستند(كه فكر مي كنم تعدادشون 1 در ميليون باشه)و در واقع از لحاظ مالي مشكل دارند.
    2-افراد ضعيفي كه مشكل مالي هم دارند و كمي هم با شرافت هستند اما مثلا معتاد هستند يا قاچاقچي و در كل خلافكار.
    خب اسلام باز هم ما انسان ها را به معاشرت با همه ي اينگونه مواردي كه عرض كردم سفارش كرده است يا اين كه نه؟
    راستي اينم بگم كه اكثر افرادي كه وضع مالي خوبي ندارند البته به نظر بنده و تا اونجايي كه باهاشون معاشرت كردم از فرهنگ چندان مناسبي برخوردار نيستند.البته منظورم صد در صد خانواده ها نيست اما جمع كثيري چنين ويژگي هايي رو دارند.
    مثلا به راحتي به هم ديگه بي احترامي (البته نه از نوع فحش و فحش كاري)مي كنند و از كلمات مؤدبانه هم استفاده نمي كنند و اغلب از انجام كارهاي بزرگ مي ترسند و نا اميد و بد بين و...هستند.البته جر اين هم انتظاري نمي رفت چرا كه اگر اينطوري نبودنكه بالاخره در جامعه كاره اي بودن و نقش مفيدي رو بازي مي كردند...
    (لازم به ذكره كه من خودم به شخصه دوست دارم با همه ي اقشار جامعه برخورد نزديك داشته باشم و روي خلقيات و روحيات و وضع زندگي و به طور كلي در تمام جنبه هاي زندگي آنها
    تحقيق كنم تا بتوانم عوامل ضعف و شكست و عوامل دخيل در پيروزي و موفقيت شان را
    بررسي كنم و در جهت نيل به اهدافم از آنها استفاده كنم.اما با اقشار سطح پايين بعد از مدتي قطع رابطه كنم و برم با افراد متفكر و كار درست... )

  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    937
    تشکر:
    1
    حضور
    1 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط behnam-soft نمایش پست
    بالاخره علت گنگ بودن سوال خودم رو فهميدم.و اون اينكه ما ادمهاي ضعيف جامعه رو بايد به دو دسته تقسيم كنيم.
    1-افراد ضعيفي كه انسان هاي با شرافت و با خدايي هستند(كه فكر مي كنم تعدادشون 1 در ميليون باشه)و در واقع از لحاظ مالي مشكل دارند.
    2-افراد ضعيفي كه مشكل مالي هم دارند و كمي هم با شرافت هستند اما مثلا معتاد هستند يا قاچاقچي و در كل خلافكار.
    خب اسلام باز هم ما انسان ها را به معاشرت با همه ي اينگونه مواردي كه عرض كردم سفارش كرده است يا اين كه نه؟
    راستي اينم بگم كه اكثر افرادي كه وضع مالي خوبي ندارند البته به نظر بنده و تا اونجايي كه باهاشون معاشرت كردم از فرهنگ چندان مناسبي برخوردار نيستند.البته منظورم صد در صد خانواده ها نيست اما جمع كثيري چنين ويژگي هايي رو دارند.
    مثلا به راحتي به هم ديگه بي احترامي (البته نه از نوع فحش و فحش كاري)مي كنند و از كلمات مؤدبانه هم استفاده نمي كنند و اغلب از انجام كارهاي بزرگ مي ترسند و نا اميد و بد بين و...هستند.البته جر اين هم انتظاري نمي رفت چرا كه اگر اينطوري نبودنكه بالاخره در جامعه كاره اي بودن و نقش مفيدي رو بازي مي كردند...
    (لازم به ذكره كه من خودم به شخصه دوست دارم با همه ي اقشار جامعه برخورد نزديك داشته باشم و روي خلقيات و روحيات و وضع زندگي و به طور كلي در تمام جنبه هاي زندگي آنها
    تحقيق كنم تا بتوانم عوامل ضعف و شكست و عوامل دخيل در پيروزي و موفقيت شان را
    بررسي كنم و در جهت نيل به اهدافم از آنها استفاده كنم.اما با اقشار سطح پايين بعد از مدتي قطع رابطه كنم و برم با افراد متفكر و كار درست... )

    1. متاسفانه تقسیم بندی شما درست نیست عزیز دل برادر .

    بسیارند افراد فقیری که شرافتمندانه زندگی می کنند و اگر شما ندیده اید یا در اطراف شما نبوده دلیل تعمیم به کل نخواهد بود .

    2. چه در مورد افراد فقیر ، چه در مورد افراد ثروتمند ، چه در مورد آدم های بی فرهنگ و بی سواد ، چه در مورد آدم های تحصیل کرده و باسواد ، قاعده ی کلی " چشم عبرت بین داشتن " ، و تلاش برای کمک به همنوع است . با این دو قاعده تکلیف روشن است .

    3. شما که انسان با شخصبت و با فرهنگی هستید ، چرا سعی نمی کنید چراغی برای دیگران باشید ؟ چرا به این افراد سطح پایین کمک نمی کنید تا حداقل کمی از آلام ایشان کاسته شود . به خاطر داشته باشید موعظه ی حضرت عیسی روح الله را که فرمودند : " ای بندگان خدا ، بر یکدیگر رحمت آورید ، باشد که خداوند بر شما رحمت آورد " .

    4. به یاد داشته باشیم که این جایگاه های اعتباری ( فقیر - غنی - تحصیلکرده - بی سواد - طبقه ی پایین - طبقه ی بالا و .... ) تنها مدتی ناچیز که در مقایسه با عمر عالم حتی چشم بر هم زدنی هم نیست ، ادامه دارد . مرگ همه ی این طبقه بندی ها را حل می کند برادر .

  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    539
    تشکر:
    1
    حضور
    53 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1



    سلام
    دوست عزيز
    ما دو وظيفه داريم يكي اينكه خودمان را بسازيم و ديگر آنكه ديگران را بسازيم وقتي ديگران را ميتوانيم بسازيم كه خودمان را ساخته باشيم . نكاتي و اشكالاتي كه شما مطرح كردي شامل توصيه قرآن و روايات اسلامي در باره خودسازي مي شود < ما در مقام خود سازي بله بايد مواظب دوست و همنشين باشيم و با هر كسي معاشرت نكنيم < ولي در مقام تاثير گذاري و اصلاح ديگران هم وظايفي داريم كه در قرآن و روايات آمده است .مانند امر به معروف و نهي از منكر در سوره آل عمران در آيه 104 و ...


  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,069
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    20



    واقعا مشتاقم ببينم دوستان ديگه نظرشون چيه
    ************************
    وبلاگ اقاقيهاي نوراني شما را به بازديد از خود دعوت مي نمايد
    ************************

  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    263
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط hakim نمایش پست
    سلام
    دوست عزيز
    ما دو وظيفه داريم يكي اينكه خودمان را بسازيم و ديگر آنكه ديگران را بسازيم وقتي ديگران را ميتوانيم بسازيم كه خودمان را ساخته باشيم . نكاتي و اشكالاتي كه شما مطرح كردي شامل توصيه قرآن و روايات اسلامي در باره خودسازي مي شود < ما در مقام خود سازي بله بايد مواظب دوست و همنشين باشيم و با هر كسي معاشرت نكنيم < ولي در مقام تاثير گذاري و اصلاح ديگران هم وظايفي داريم كه در قرآن و روايات آمده است .مانند امر به معروف و نهي از منكر در سوره آل عمران در آيه 104 و ...
    از پاسخ هاي شما دوستان متشكرم.اما در جواب شما جناب حكبم بايد عرض كنم
    كه اينجا يه مشكل هست كه نمي دونم از چي حاصل ميشه.با اين اوصافي كه شما
    و ساير دوستان در تاپيك هاي مختلف بنده كرديد من به يك نتيجه اي رسيدم و اون اينكه انگار احكام ما دو پهلو هستند يا اينكه افراد مختلف بر اساس شرايط خودشون اون چيزي رو كه دوست دارند از احكام اسلام برداشت مي كنند.شما مي فرمايين در يك مقام بايد يك كار كرد و در يك مقام ديگر بايد كاره ديگه اي انجام داد؟حرف شما(البته به نظر من)مثل اين مي مونه كه يه جا بگيم كه عدد 1 اندازه يكي براي ما ارزش داره و جايي ديگه بر حسب شرايط بگيم كه دو تا براي ما ارزش داره.البته من هم همونطور كه در پست قبلي اشاره كردم دوست دارم با همه جور آدمي نشست و برخاست كنم اما متاسفانه ذهن من مي گه كه اگه اسلام گفته با بالا تر از خودت همنشين شو پس پايين دستي ها رو بي خيال و اگه گفته كه يار و ياور مستضعفين باش پس بالايي ها رو بي خيال...
    (هر چند كه بايد رابطه ي منطقي بين اين ها باشه-من از اين نظرات زياد دارم و با يك
    آخوند هم در ميان گذاشتم و بهم گفت من جبري هستم يا يه چيزي تو همين مايه ها...)

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. زن در آيين مسيح
    توسط حکمتی فرد در انجمن قرآن و معرفی ادیان
    پاسخ: 13
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۱۲/۱۳, ۱۱:۳۱
  2. درباره ي حفظ قرآن راهنماييم كنيد
    توسط فاطما در انجمن حفظ قرآن
    پاسخ: 29
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۸/۲۵, ۱۸:۵۰
  3. زن حايض در آيين يهود
    توسط حکمتی فرد در انجمن قرآن و معرفی ادیان
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۱/۰۲, ۲۱:۱۰
  4. تبيين علم ديني از نگاه دكتر گلشني
    توسط theological در انجمن ادیان و فرق در قرآن
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۱۱/۱۸, ۱۶:۴۵
  5. آيين ازدواج در نظام هستى
    توسط mohammadhashem در انجمن ازدواج و خانواده
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۸۶/۱۰/۰۱, ۱۸:۲۳

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود