صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اعترافات

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,017
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    3

    اعترافات




    اعترافات

    در اين تايپيك قصد داريم كه اعترافات دانشمندان غربي را در مورد علم و دانش مسلمانان بيان ميداريم تا آگاهان با شناخت و آگاهي بيشتري درباره علم و تمدن و ادب و فرهنگ اسلامي نظر بدهند.
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۸۹/۰۴/۳۰ در ساعت ۱۹:۵۸


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,017
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    3



    گفتار ولتر:
    در وران توحش و ناداني، پس از سقوط امپراطوري روم، مسيحيان همه چيز را ،‌مانند هيئت ،‌شيمي، طب، رياضيات و غيره، از مسلمانان آموختند. و از همان قرون اوليه هجري ناگزير شدند براي گرفتن علوم متد اوليه آن روزگار به سوي آنان روي آورند.
    دين اسلام وجود خود را به كشور گشاييها و جوانمرديهاي بنيان گذارانش مديون است. در صورتي كه مسيحيان به ياري شمشير و تل آتش آيين خود را به ديگران تحميل مي كنند. .. پروردگارا! كاش همه ملتهاي اروپا روش تركان مسلمان را سرمشق قرار ميدادند.
    ديني كه محمد آورد بي گمان از مسيحيت برتر بود. در آيين او هرگز يك مرد يهودي(حضرت عيسي) را به خدايي نگرفتند،‌ و يك زن يهودي (حضرت مريم) را مادر خدا نپنداشتند،‌ و يهوديان ديگر را مورد نفرت و كينه خويش قرار ندادند. در ايين او هرگز به كفر جنون آميز مسيحيان دچار نگشتند و يك خدا را سه خدا و سه خدا را يك خدان ندانستند. در ايين او هرگز خداي خود را به زير دنداندها خرد نكردند (اشاره به عشاء رباني) .. ايمان به خداي يگانه، تنها اصل بزرگ آيين محمد بود.
    دين محمد ديني است معقول و جدي و پاك و وستدار بشريت، معقول است زيرا هرگز به جنون شرك گرفتار نگشت و براي خدا همدست و همانند نساخت و اصول خود را بر پايه اسراري متناقض و دور از عقل استوار نكرد.
    جدي است، زيرا قمار و شراب و وسايل لهو و لعب را حرام دانست و به جاي آنها پنج نوبت نماز در روز تعيين نمود.
    پاك است، زيرا تعداد بي حد و حصر زناني را كه بر بستر فرمانروايان آسيا مي آرميدند به چهار زن محدود كرد.
    دوستدار بشريت است، زيرا زكات و كمك به همنوع را از سفر حج واجبتر شمرد.
    اينها همه نشانه هاي حقيقت اسلام است. فضيلت همزيستي را نيز بر آنها بيفزاييد.
    اسلام از نظر ولتر- دكتر جواد حديدي، چاپ سوم،‌انتشارات توس، تهران،‌ص 87 و 193 و 244 و 245.


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18



    گفتار فرانسوا ژوزف پيكاوه
    ما هرگاه ميان تأليفات و كتابهايي را كه مسيحيان غرب مي خواندند با تأليات و كتابهايي كه در دست مسلمانان بود . مقايسه اي به عمل آوريم. خواهيم ديد كه مسلمانان به ابتكار و نو انديشي نزديكتر بودند. زيرا مسلمانان از نظر معلومات خود،‌ و ترتيب و نظمي كه به اين معلومات داده بودند امتياز داشتند.
    مسلمانان در قرن سيزدهم ميلادي استاد مسيحيان بودند، و همينان بودند كه به تأسيس فلسفه كاتوليك و كلام كاتوليك كمك كردند،‌
    هم از راه كتابهايي كه از پيشينيان ترجمه كردند و هم از رذاه آنچه كه با افكار خود پديد مي آوردند.
    (تمهيد لتاريخ الفلسفة‌الاسلامية- شيخ مصطفي عبدالرازق مصري، ص 26)


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,017
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    3



    اعترافات برتراند راسل
    دين محمد، وحدانيت ساده اي بود كه با معضلات كلامي (تثليث) و (حلول) پيچيده و بغرنج نگشته بود. پيغمبر ادعاي الوهيت نداشت و پيروانش نيز چنين ادعايي در حق او نداشتند... وظيفه مؤمنين اين بود كه براي اسلام تا آنجا كه ممكن است جهانگشايي كنند. اما عذاب رساندن به مسيحيان و يهوديان و زرتشتيان منع شده بود.
    قرآن اين ملل را (اهل كتاب)‌مي نماد يعني كساني كه پيرو تعاليم يك كتاب آسماني هستند... فرهنگ ممتاز دنياي اسلام
    گرچه در سوريه جوانه زد، بزودي در دوانتهاي شرقي و غربي آن ، يعني ايران واسپانيا، شكوفه داد. در حدود 830 ميلادي محمد بن موساي خوارزمي كه مترجم كتابهاي نجومي و رياضي از زبان سانسكريت بود كتابي منتشر كرد كه در قرن دوازدهم تحت عنوان (خوارزمي در باب ارقام هندي) به زبان لاتيني ترجه شد. آنچه (عربي ) مي ناميم و در واقع بايد (هندي ) ناميده شود،‌مغرب زمين نخستين بار از اين كتاب آموخت. همين نويسنده كتاب ديگري هم درباره جبر نوشت كه تا قرن شانزدهم به عنوان كتاب درسي در غرب به كار مي رفت... دو فيلسوف مسلمان ، يكي ايراني و ديگري اسپانياني شايسته توجه خاص هستند.
    اين دو عبارتند از ابن سينا و ابن رشد. اولي در ميان مسلمانان و دومي در ميان مسيحيان بيشتر شهرت دارد.
    ابن سينا عمرش را در جاهايي گذرانده است كه انسان مي پندارد فقط در عالم شعر وجود دارند. او در بخارا متولد شد و در 24 سالگي به خيوه و سپس به خراسان رفت. مدتي به تدريس طب و حكمت در اصفهان پرداخت و سپس در ري جايگزين شد. شهرتش در طب بيش از حكمت بود. گرچه به طب جالينوس چيز مهمي نيفزود از قرن دوازدهم تا هفدهم آثار او به عنوان راهنماي طب در اروپا به كار مي رفت. ..
    اهميت ابن رشد در فلسفه مسيحي بيش از فلسفه اسلامي است . در فلسفه اسلامي وي بن بستي بيش نيست . و حال ا»كه در فلسفه مسيحي مبدأ و آغاز محسوب مي شود. آثار وي در قرن سيزدهم به وسيله مايكل اسكات به لاتيين ترجمه شد. و چون ابن رشد اين اثار را در نيمه دوم قرن دوازدهم نوشته است، اين امر شگفت انگيز است.
    فلسفه عربي،‌به عنوان تفكر اصيل و بديع حايز اهميت نيست. مرداني چون ابن سينا و ابن رشد اساسا شارح هستند...
    نويسندگاني كه آثار خود را به زبان عربي نوشته اند،‌در زمينه رياضيات و شيمي تازگي نشان مي دهند .
    تمدن اسلامي در بهترين ادوار خود از جهت هنر و از جهات فني بسياري قابل ستايش بود . وليكن هيچ قدرتي در زمينه تفكر مستقل در مسائل نظري نشان ندا.
    اهميت اين تمدن كه نبايد آن را ناچيز گرفت‌،‌در اين است كه وسيله انتقال بود. ميان تمدن قديم و تمدن جديد اروپا مظلمه حايل شد . مسلمانان و بيزانيسها با آنكه قدرت فكري را كه لازمه ابداع است نداشتند. دستگاه زاينده تمدن را نگه داشتند و آن عبارت بود از تعليم و تربيت و كتاب و فراغت براي مطالعه و تحقيق.هر دوي اين ملل - يعني مسلمانان و بيزانيسها- در برانگيختن مغرب زمين پس از در آمدن از بربريت مؤثر افتادند.
    (تاريخ فلسفه غرب،‌برتراندراسل ف ترجمه نجف دريابندري، چاپ سوم، ص ص 213 - 224.)


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    612
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    332
    آپلود
    0
    گالری
    21

    خونسرد




    نقل قول نوشته اصلی توسط کلات نمایش پست
    اعترافات

    در اين تايپيك قصد داريم كه اعترافات دانشمندان غربي را در مورد علم و دانش مسلمانان بيان ميداريم تا آگاهان با شناخت و آگاهي بيشتري درباره علم و تمدن و ادب و فرهنگ اسلامي نظر بدهند.
    دانش انسان را فروتن مي سازد و ناداني موجب ادعا و خود ستايي مي گردد

    هنگامي که کسي به تو اهانت کرد بکوش تا نفس خود را چندان ارتقا دهي که توهين و تحقير به آن نرسد
    هرکس محبت نميکند خدا را نمي شناسد زيرا خدا محبت است.عيسي مسيح


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,017
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    3



    اعترافات جورج سارتن
    شگفت انگيزترين حادثه، مسلما پيدايش و رشدانفجاري اسلام بود. هجرت كه نمايشگر مبدأ حقيقي آن است در 622 ميلادي اتفاق افتاد. پيامبر 10 سال پس ازآن رحلت كرد.. پيش ازاسلام، فاتحان ديگري هم پيدا شدند كه فتوحاتشان همانطور سريع وعظيم بود. ولي امپراطوريشان پيش از عمر خودشان به پايان رسيد. جالبترين جنبه فتوحات اسلامي، يعني فتوحات اوليه آن ، اين است كه اين فتوحات قطعي بود. البته اول بار بود كه دين نيروي محرك واقعي نظام امپراطوري مي شد. حكام دنيوي ممكن است عوض شوند ولي دين پايدار خواهد ماند.
    دين محمد، يا به عبارت بهتر اسلام، سومين آخرين شاخسار مهم اديان يكتاپرستي است..
    شروع خارق العاده اسلام آنچنان موضوع بديهي است كه علي رغم اهميت فراوانش (ازجمله براي تاريخ فكر) كوتاهترين گزارش آنكافي خواهد بود. ابوالقاسم محمد، از قبيله قريش در حدود 570 ميلادي در مكه زاده شد. در 610 وحي بر او نازل شد و او قريب سه سال بعد دعوت خود را آغاز كرد.
    دوره بحراني حياتش در سپتامبر 622 بود. كه با پيروانش از موطنش به مدينه هجرت كرد. .. اهميت قطعي اين كار بزودي معلوم گشت وچيزي از رحلت پيامبر 632نگذشته بود كه اين مهاجرت به مدينه به عنوان مبدأ يك تاريخ جديد انتخاب شد. يعني مبدأ تاريخ اسلامي .. در مورد رشد انفجاري اسلام چيزي گوياتر از تثبيت اين تاريخ جديد ان هم تنها 17 سال پس از وقوع آن، ‌نيست،‌ پنج يا ده قرن طول كشيد تا تاريخ ميلادي تثبيت شود... از اواسط سده هشتم تا سده دوازدهم ميلادي يعني چهار قرن فرهنگ لاتيني تقريبا بطور مطلق، در پس فرهنگ اسلامي قرار گرفت...
    ركود فكري كه در نيمه دوم سده هفتم ونيمه اول سده هشتم ميلادي دست كم در مورد اروپا و خاور نزديك محسوس بود،‌ عصر تجديد فعاليتي را به دنبال داشت. اين امر تا حدودي كاملا مديون پيشگامي مسلمين بود...
    از اين رو كاملا شايسته است به اين فصل كه نشان دهنده شروع علم اسلامي است،‌نامي عربي بدهيم. گرچه اطلاق اين عصر به نام جابر بن حيان چيزي در حد يك دعوي استف بگذار چنين باشد. مطالعه دقيق آثار جابر، خواه به عربي يا لاتيني ، يكي از ضروري ترين و اميدبخش ترين وظايف تحقيق است.... با يك استثناي جزئي، كه در پايان اين فقره خاطر نشان شده، همه فعاليت رياضي اين عصر يعني عصر جابر بن حيان،‌نيمه دوم سده هشتم ميلادي به وسيله مسلمانان صورت گرفت...

    مقدمه بر تاريخ علم.. ج 1(از هومر تا خيام)، ص 524 و530 و 574و 600و 602و 628 و 674 و 714 و 721 و 844.



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,017
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    3



    گفتار هرمان راندال
    در ميان اين جهان جغرافيايي كه در حال گسترش بود، مردان آن قرون وسطي به اطلاعات علمي كه در كتابخانه ها و دانشگاههاي مسلمين به دست مي آمد ، روي آوردند.
    د رهمان اوان قرون وسطي كه مغرب زمين سر از خواب بر مي داشت ، مركز فرهنگ اسلامي به دست اصلاح طلبان متعصب از خلافت شرقي رانده شد و به جنوب اسپانيا كه در دست مراكشيها بود انتقال يافت.
    اطلاع بر آثار بزرگ ارسطو ، نخستين بار، از اسپانيا برخاست. اما مسلمانان علاوه بر اين چيز ديگري را هم كه ارسطو با همه نبوغش از آ» پاك بي بهره بود به دست آوردند، و آن علم رياضيات و مكانيك بو.
    ظاهرا عظمت مسلمين در اين بود كه مي توانستند بهترين مواريث فكري و عقلي اقوامي را كه با آنها در تماس قرار مي گرفتند از آنها بگيرند. و گرنه خود چندان اصالت و ابتكاري نشان نداده اند.

    راندال اين كلمات را با كلمه ظاهرا ادا كرده است يعني خود او هم با ترديد گفته است. و نسبت به آن ترديد دارد لذا اين قسمت از سخن راندال درست نيست.



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18



    نقل قول نوشته اصلی توسط کلات نمایش پست
    اعترافات برتراند راسل
    دين محمد، وحدانيت ساده اي بود كه با معضلات كلامي (تثليث) و (حلول) پيچيده و بغرنج نگشته بود. پيغمبر ادعاي الوهيت نداشت و پيروانش نيز چنين ادعايي در حق او نداشتند... وظيفه مؤمنين اين بود كه براي اسلام تا آنجا كه ممكن است جهانگشايي كنند. اما عذاب رساندن به مسيحيان و يهوديان و زرتشتيان منع شده بود.
    قرآن اين ملل را (اهل كتاب)‌مي نماد يعني كساني كه پيرو تعاليم يك كتاب آسماني هستند... فرهنگ ممتاز دنياي اسلام
    گرچه در سوريه جوانه زد، بزودي در دوانتهاي شرقي و غربي آن ، يعني ايران واسپانيا، شكوفه داد. در حدود 830 ميلادي محمد بن موساي خوارزمي كه مترجم كتابهاي نجومي و رياضي از زبان سانسكريت بود كتابي منتشر كرد كه در قرن دوازدهم تحت عنوان (خوارزمي در باب ارقام هندي) به زبان لاتيني ترجه شد. آنچه (عربي ) مي ناميم و در واقع بايد (هندي ) ناميده شود،‌مغرب زمين نخستين بار از اين كتاب آموخت. همين نويسنده كتاب ديگري هم درباره جبر نوشت كه تا قرن شانزدهم به عنوان كتاب درسي در غرب به كار مي رفت... دو فيلسوف مسلمان ، يكي ايراني و ديگري اسپانياني شايسته توجه خاص هستند.
    اين دو عبارتند از ابن سينا و ابن رشد. اولي در ميان مسلمانان و دومي در ميان مسيحيان بيشتر شهرت دارد.
    ابن سينا عمرش را در جاهايي گذرانده است كه انسان مي پندارد فقط در عالم شعر وجود دارند. او در بخارا متولد شد و در 24 سالگي به خيوه و سپس به خراسان رفت. مدتي به تدريس طب و حكمت در اصفهان پرداخت و سپس در ري جايگزين شد. شهرتش در طب بيش از حكمت بود. گرچه به طب جالينوس چيز مهمي نيفزود از قرن دوازدهم تا هفدهم آثار او به عنوان راهنماي طب در اروپا به كار مي رفت. ..
    اهميت ابن رشد در فلسفه مسيحي بيش از فلسفه اسلامي است . در فلسفه اسلامي وي بن بستي بيش نيست . و حال ا»كه در فلسفه مسيحي مبدأ و آغاز محسوب مي شود. آثار وي در قرن سيزدهم به وسيله مايكل اسكات به لاتيين ترجمه شد. و چون ابن رشد اين اثار را در نيمه دوم قرن دوازدهم نوشته است، اين امر شگفت انگيز است.
    فلسفه عربي،‌به عنوان تفكر اصيل و بديع حايز اهميت نيست. مرداني چون ابن سينا و ابن رشد اساسا شارح هستند...
    نويسندگاني كه آثار خود را به زبان عربي نوشته اند،‌در زمينه رياضيات و شيمي تازگي نشان مي دهند .
    تمدن اسلامي در بهترين ادوار خود از جهت هنر و از جهات فني بسياري قابل ستايش بود . وليكن هيچ قدرتي در زمينه تفكر مستقل در مسائل نظري نشان ندا.
    اهميت اين تمدن كه نبايد آن را ناچيز گرفت‌،‌در اين است كه وسيله انتقال بود. ميان تمدن قديم و تمدن جديد اروپا مظلمه حايل شد . مسلمانان و بيزانيسها با آنكه قدرت فكري را كه لازمه ابداع است نداشتند. دستگاه زاينده تمدن را نگه داشتند و آن عبارت بود از تعليم و تربيت و كتاب و فراغت براي مطالعه و تحقيق.هر دوي اين ملل - يعني مسلمانان و بيزانيسها- در برانگيختن مغرب زمين پس از در آمدن از بربريت مؤثر افتادند.
    (تاريخ فلسفه غرب،‌برتراندراسل ف ترجمه نجف دريابندري، چاپ سوم، ص ص 213 - 224.)
    اطلاعات راسل درباره اسلام بش از اندازه كم است . حتي كمتر از آنچه توقع مي رود.
    خود ميگويد:‌تنها عمر خيام نزد من آشناست. با اين همه دين اسلام را دين (توحيد صريح) مي داند جهان گشايي مسلمين را به خاطر دين مي شناسد. فرهنگ اسلام را (فرهنگ ممتاز) مي خواند. از ناچيز انگاشتن اهميت تمدن اسلامي بر حذر مي دارد. مسلمانا را حافظ تربيت وتعليم وكتاب و ناقل فرهنگ و علم به اروپا مي شمارد ونگاهدارنده دستگاه تمدن و برانگيزاننده مغرب زمين.
    معتقد است كه مسلمانان ارقام عربي را به اروپاييان آموختند و فلسفه مسيحي را بنياد نهاند و در زمينه رياضيات و شيمي تازگي نشان دادند و هنر و مباني فني بسياري در حد ستايش داشتند با اين همه در يك مسئله اساسي دچار اشتباهي بزرگ است يعني اينكه مسلمين را در مسائل نري فاقد ابتكار و ابداع مي داند.
    آيا كسي كهاز آثار دانشمندان مسلمان آگاه باشد چنين عقيده اي اظهار مي دارد؟
    آيا ابداات نظري و علمي متكلمين فرق اسلامي چيزهايي ساده واندك است؟
    آيا شفا و حكمة‌الاشراق و فتوحات و اسفار و قبسات ، صرف همان دانسته هاي يونانيان است؟
    آيا هيچ فرهنگ وتمدني تا كنون چنين آثاري در زمينه انديشه به جامعه بشري عرضه كرده است؟


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    532
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0




    اگر دورم ز دیدارت دلیل بی وفایی نیست
    وفا آنست که نامت را همیشه زیر لب دارم

  11. تشکر


  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,017
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    3



    ادامه اعترافات هرمان راندال
    دانش رياضي و طبي جهان يوناني را- كه روميان آن را تحقير كردند و مسيحيان آن را كنار گذاشتند - مسلمين در دست گرفتند و با صبر و حوصله به كار پرداختند و آن را آهسته و به تدريج با عمل منطبق ساختند، و حال آنكه خود يونانيان اين كار را چندان خوش نداشتند.
    مسلمين ارقام ترتبيب (1 تا 9) را كه ارقام (عربي )(ناميده مي شوند و وجود آنها ضروري است، و نحوه تفكر مبتني بر جبر و مقابله را، از هندوستان گرفتند، و اگر اين نحوه تفكر نبود، متجد دين هرگز نمي توانستند پيشرفتهاي خود را بر اساس نظريات يونانيان پايه گذاري كنند.
    مسلمين، در قرن دهم ميلادي، در اسپانيا،‌تمدني پديد آوردند كه در آن تمدن، علوم از صورت عقايد مبهم عمومي در آمده بود و با صنايع و فنون زندگي عملي انطباق يافته بود.
    روي هم رفته مسلمين درقرون وسطي نماينده همان نوع تفكر علمي و زندگي صنعتي بودند كه ما امروزه به مردم آلمان نسبت مي دهيم.
    مسلمين برخلاف يونانيان، از آزمايشگاه و آزمايش كردن با صبر و حوصله بيزار نبودند و در رشته هاي طب و مكانيك، و در حقيقت در همه فنون بهنظر مي رسد كه به حكم طبيعت خود،‌علوم را به خدمت بلا واسطه زندگي بشر گماشته اند،‌نه اينكه علوم را به عنوان غايتي براي خود (بدون ارتباط با زندگي) در نظر بگيرند.
    آنچه را ما دوست داريم روحيه فرانسيس بيكن بناميم، اروپاييان از مسلمين به ارث برده اند،‌كه عبارت است از (گسترش دادن مرزهاي قلمرو بشر) ‌در طبيعت.
    سير تكامل ذهن جديد - تأليف:‌هرمان راندال استاد دانشگاه كلمبيا



صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود