جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: قسمتمون اين بوده يا بايد بازم تلاش كنيم؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    263
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    1

    قسمتمون اين بوده يا بايد بازم تلاش كنيم؟




    سلام خدمت دوستان محترم
    يه روز يه بنده ي خدا تصميم مي گيره كه وضع زندگيش رو تغيير بده و به اصطلاح
    آدم شاخصي در جامعه باشه.از يه طرف شروع مي كنه به جستجو در احكام اسلام و
    دين خدا و دعا و ....و از طرفي هم كتاب هاي افراد بزرگ و سرشناس رو مي خونه.
    تا اين كه بالاخره تصميم مي گيره كه يه شركت تجارتي تاسيس كنه.شركت تاسيس ميشه
    اما بعد از مدتي دچار ورشكستگي ميشه.اين جا دوتا حالت پيش مياد :
    1-اگر آدم با خدا و اهل نماز روزه باشه مي گه قسمت ما اين بوده كه ورشكسته بشيم
    وكلا بي خيال ادامه كار شركت ميشه و مي گه خدا نخواست پس ديگه نميشه.
    2-اگر انسان اهل مطالعه و كتاب باشه سريعا به اون كتابي كه در مورد موفقيت نوشته شده
    بود مراجعه مي كنه و مي بينه كه توي اون نوشته شده كه انسان بايد از هر شكستش درس بگيره و كارهاي خودش رو در طي اين چند مدت بررسي كنه و ببينه نقطه ضعفش كجاست و اون ها رو برطرف كنه.و با عمل كردن به دستورات كتاب و البته با تحمل مشكلات دوباره شركت رو راه اندازي مي كنه.حالا كدوم از اين روش ها به درد ما مي خوره؟اينكه اگر يه بار شكست خورديم بگيم قسمت ما اين بوده و خدا نخواست و از اين جور حرفا يا اينكه تلاشمون رو چند برابر كنيم تا مشكلمون حل بشه؟ البته مسلمه كه كسي كه به دستور دوم عمل مي كنه آدم موفقي ميشه نه اون كسي كه به دستور اول عمل كرده.
    سوال من اينه كه ما هر شكستي كه تو زندگي مون مي خوريم بايد بگيم خدا نخواست؟(كه اگه اينجوري باشه كه اصلا علم جلو نمي رفت.بطور مثال الكساندر گراهام بل چيزي حدود 110 بار در پروژه اش شكست خورد اما دست از تلاش برنداشت تا موفق شد)
    يا اين كه نه اصلا قيد خدا نخواست و اينجور حرفا رو بزنيم و تلاشمون رو بيشتر كنيم تا موفق بشيم؟براي درك بهتر جواباين سوال اگر آيه اي در قرآن در اين رابطه وجود داره بيان كنيد.
    با تشكر.

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    850
    تشکر:
    1
    حضور
    35 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    9



    نقل قول نوشته اصلی توسط behnam-soft نمایش پست
    سوال من اينه كه ما هر شكستي كه تو زندگي مون مي خوريم بايد بگيم خدا نخواست؟(كه اگه اينجوري باشه كه اصلا علم جلو نمي رفت.بطور مثال الكساندر گراهام بل چيزي حدود 110 بار در پروژه اش شكست خورد اما دست از تلاش برنداشت تا موفق شد)
    يا اين كه نه اصلا قيد خدا نخواست و اينجور حرفا رو بزنيم و تلاشمون رو بيشتر كنيم تا موفق بشيم؟براي درك بهتر جواباين سوال اگر آيه اي در قرآن در اين رابطه وجود داره بيان كنيد.
    با تشكر.
    با سلام
    منطق قرآن واسلام هیچگاه براین اساس نبوده است که در وقت شکست درهر کاری ، دعوت به پذیرش شکست کرده باشد.بلکه منطق اسلام وقرآن همواره انسان را به مقابله با سستی وتنبلی ومبارزه با عوامل شکست دعوت کرده است .اکثر آیاتی که مربوط به جهاد است این ویژگی را به مجاهدین وحزب الله معرفی میکند.از طرفی آیاتی داریم که صراحتا نتیجه گیری از عمل انسان را چیزی جز سعی وتلاش نمی دانند .مانند سوره مبارکه نجم آیه 39 که می فرماید: وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى‏ (و اينكه براى انسان بهره‏اى جز سعى و كوشش او نيست‏) .این آیه هم بر تلاش برای دست یابی به امر آخرت وهم برای دستیابی به امور دنیا حمل می شود.توصیه معصومین هم در مورد سعی وتلاش ودوری از تنبلی وکسالت بسیار زیاد است.
    موفق باشید والتماس دعا


  5. تشکرها 2


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    958
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 3 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط behnam-soft نمایش پست
    سلام خدمت دوستان محترم

    اما بعد از مدتي دچار ورشكستگي ميشه.اين جا دوتا حالت پيش مياد :
    1-اگر آدم با خدا و اهل نماز روزه باشه مي گه قسمت ما اين بوده كه ورشكسته بشيم
    وكلا بي خيال ادامه كار شركت ميشه و مي گه خدا نخواست پس ديگه نميشه.
    2-اگر انسان اهل مطالعه و كتاب باشه


    ؟براي درك بهتر جواباين سوال اگر آيه اي در قرآن در اين رابطه وجود داره بيان كنيد.
    با تشكر.
    سلام جناب بهنام عزیز
    در این مورد که شما فرموده اید نکاتی را لازم است روشن کنم در قسمت اول گفته اید اگر ادم اهل دین باشه با یک بارشکست عقب نشینی می کنه الان خیلی ها دیندارند و نماز خونند ایا برای این حرفتان تحقیق کرده اید که اهل نماز و روزه ورشکسته که شدند مجدادا تلاش نمی کنند و در عوض انهایی که اهل کتاب و علم هستند و نماز نمی خونند دوباره مجدد تلاش می کنند
    من اتفاقا بسیاری از دکترا مهندسا و علما را می شناسنم که سالها هست در حال مطالعه هستند و اتفاقا نماز می خونند و روزه هم می گیرند و اصلا از نظر این ادمای دانشمند نماز خون ادمای دانشمند نماز نخون هیچ ارزشی ندارند
    به نظر من این اندیشه شما و نظریه و قانونی که برای خودتان وضع کردید درست نیست چه اشکالی داره ادم هم اهل نماز و روزه باشه و هم اهل سواد حالا در هر رشته ای
    اصلا اهل نماز و روزه بودن و اهل توکل بودن و ایمان داشتن خود باعث افزایش رو حیه و اعتماد بنفس است
    من در ادمای مسلمان اهل نماز و روزه کسی را ندیدم ورشکست شود و انهایی که ور شکست شدهاند ایمان درستی نداشته اند
    خوب شما اهل نماز و روزه هستید و یا از گروه دوم
    اگر اهل نماز روزه هستید حتما تلاش کمی دارید
    ولی به نظرم میاد مرتب تلاش می کنی خوب حالا شما کدام را توصیه می کنید
    اهل نماز و روزه بودن یا نبودن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ ﴿۱﴾ مَا أَنتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ ﴿۲﴾ وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ ﴿۳﴾


    وَكَذَلِكَ أَنزَلْنَاهُ حُكْمًا عَرَبِيًّا وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعْدَ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ وَاقٍ ﴿۳۷﴾






  7. تشکرها 2


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    641
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    14 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    84
    آپلود
    9
    گالری
    66



    با او (جلّ جلاله و عمّ نواله)
    سلام علیکم و رحمه الله و انواره

    ببینید دوست عزیز در این موضوع هم مثل دیگر موضوعات باید تعادل پیشه کرد و از افراط و تفریط پرهیزید. و الا در دام جهل می افتیم چنان که معصوم فرمود : لا تر الجاهل الّا مفرط او مفرّطا ؛ جاهل را نمی بینی مگر در حال افراط یا تفریط.
    نه این سخن درست هست که بگوییم جبر محض است و همه چیز به خواست خداست و ما هیچ نقشی نداریم و او خواسته یا نخواسته.
    نه این درست است که فکر کنیم ما به طور کاملا مستقل عمل می کنیم و مانند مادی گرا ها یا لاییک ها فکر کنیم همه چیز وابسته به ماست و در دست ماست و ما عمل کنیم جواب می گیریم و خواست و اراده ی خدا هیچ نقشی ندارد. و اختیار محض است.

    در ردّ حرف اول و رد جبریت که سخن بسیار بوده و هست و ادله فراوان است و به یکی از دلایل که به صورت شعر آراسته شده بسنده می کنم که (( اینکه گویی این کنم یا آن کنم خود دلیل اختیار است ای صنم)).

    در ردّ مورد دوم و اختیار محض هم اینکه حد اقل می توانیم بگوییم در اختیار داشتن مجبوریم و جبر است پس اختیار محض نیست.

    خواست خدا در آینده تا حدّ زیادی بستگی به عملکرد ما داره در این لحظه. ما مختاریم تا با فکر و مشورت به کاری قانونی از نظر قوانین دینی اقدام کنیم و البته اگر افتادیم می دانیم که هر افتادنی مقدمه ی یک ایستادن همراه با تجربه است و مایه ی رشد انسان است.

    اما با توضیح ذیل کمی موضوع روشن تر می شود :

    شکست در یک کار و به نتیجه نرسیدن کاری از دو چیز و در دو شرایط ناشی میشود :

    1. وقتی کم کاری می کنیم و از روی تنبلی و کم کاری به شکست می خوریم.

    2. وقتی تمام تلاشمان را می کنیم و هر چه از دستمان می آید با توجه به همه ی مسائل و شرایط عاقلانه عمل می کنیم.

    اگردر مورد اول به ناکامی رسیدیم آنوقت معلوم است به خاطر کم کاری خودمان و نقص و اشتباه خودمان اینطور شده و باید اصلاح کنیم.

    اگردر حالت دوم این ناکامی پیش آمد آنوقت می توانیم بگوییم که من هر کار از دستم بر آمد کردم نتیجه با خداست. لابد خداوند که به آینده آگاهی دارد شر و ضرری در به نتیجه رسیدن این کار من در آینده دیده که از روی خیر خواهی و رحیمیتش از وقوع نتیجه و آن شر جلوگیری کرده و خدا نخواسته است.

    پس عملکرد ما هم بسیار مهم است . ما باید اهداف و کار های خوب را در حیطه ی قوانین و شرع دین بیابیم و با عقلانیت و مشورت حرکت کنیم و در خیر و شر نتیجه و آینده ی عمل ، که خدا آگاهست و ما نا آگاه ، به او توکل کنیم و به او بسپریم. و هر چه در توان داریم درآن راه و به نتیجه رسیدن آن کار تلاش کنیم. آنوقت نتیجه هر چه شود قطعا جای افسوسی نخواهد بود و ضرر نخواهیم کرد.

    الحمد لله الذی جعلنا من المتمسّکین بولایه امیرالمومنین
    زیاده عرضی نیست.
    التماس دعا

    طارق

    اي حيوان ناطق بدان:
    برباد فنا تا ندهي گرد خودي را
    هرگز نتوان ديد جمال احدي را
    و بدان فرودگاه شيطان خودبيني و تكبر است براي همين است كه شيطان به عزّت خدا قسم خورد همه را اغوا كند جز مخلَصين را و ويژگي انسان با اخلاص آن است كه آنقدر محو جمال و جلال خداست كه نه در فكر و نه در عمل هيچ توجهي به خويش ندارد.
    رابطه ي عكس ميان توجّه به خدا و تكبر بسيار مهم است در مسير سعادت انسان.

    [SIGPIC][/SIGPIC]

  9. تشکرها 3


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    937
    تشکر:
    1
    حضور
    1 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط behnam-soft نمایش پست
    سلام خدمت دوستان محترم
    يه روز يه بنده ي خدا تصميم مي گيره كه وضع زندگيش رو تغيير بده و به اصطلاح
    آدم شاخصي در جامعه باشه.از يه طرف شروع مي كنه به جستجو در احكام اسلام و
    دين خدا و دعا و ....و از طرفي هم كتاب هاي افراد بزرگ و سرشناس رو مي خونه.
    تا اين كه بالاخره تصميم مي گيره كه يه شركت تجارتي تاسيس كنه.شركت تاسيس ميشه
    اما بعد از مدتي دچار ورشكستگي ميشه.اين جا دوتا حالت پيش مياد :
    1-اگر آدم با خدا و اهل نماز روزه باشه مي گه قسمت ما اين بوده كه ورشكسته بشيم
    وكلا بي خيال ادامه كار شركت ميشه و مي گه خدا نخواست پس ديگه نميشه.
    2-اگر انسان اهل مطالعه و كتاب باشه سريعا به اون كتابي كه در مورد موفقيت نوشته شده
    بود مراجعه مي كنه و مي بينه كه توي اون نوشته شده كه انسان بايد از هر شكستش درس بگيره و كارهاي خودش رو در طي اين چند مدت بررسي كنه و ببينه نقطه ضعفش كجاست و اون ها رو برطرف كنه.و با عمل كردن به دستورات كتاب و البته با تحمل مشكلات دوباره شركت رو راه اندازي مي كنه.حالا كدوم از اين روش ها به درد ما مي خوره؟اينكه اگر يه بار شكست خورديم بگيم قسمت ما اين بوده و خدا نخواست و از اين جور حرفا يا اينكه تلاشمون رو چند برابر كنيم تا مشكلمون حل بشه؟ البته مسلمه كه كسي كه به دستور دوم عمل مي كنه آدم موفقي ميشه نه اون كسي كه به دستور اول عمل كرده.
    سوال من اينه كه ما هر شكستي كه تو زندگي مون مي خوريم بايد بگيم خدا نخواست؟(كه اگه اينجوري باشه كه اصلا علم جلو نمي رفت.بطور مثال الكساندر گراهام بل چيزي حدود 110 بار در پروژه اش شكست خورد اما دست از تلاش برنداشت تا موفق شد)
    يا اين كه نه اصلا قيد خدا نخواست و اينجور حرفا رو بزنيم و تلاشمون رو بيشتر كنيم تا موفق بشيم؟براي درك بهتر جواباين سوال اگر آيه اي در قرآن در اين رابطه وجود داره بيان كنيد.
    با تشكر.

    1. خداوند به ما تکلیف کرده که کار و تلاش کنیم . پس اگر کسی شکست خورد ، بر او فرض ( واجب ) است که دوباره برخیزد و تلاش کند .

    2. با استناد به بند فوق ، اگر هم در مقطعی از زندگی " قسمت " کسی در شکست خوردن بوده باشد ( به دلایلی که نمی دانیم ) ، باز هم تکلیف ادامه ی کار و تلاش از او ساقط نمی شود .

    3. خیر ، نباید هر شکستی را به خواست خدا نسبت بدهیم . البته این صحیح است که بدون اذن خداوند ( اذن به معنای اجازه - با خواست به معنای چیزی که علاقمندیم رخ بدهد متفاوت است ) حتی برگی از درخت نمی افتد اما خدای باریتعالی در این دنیا ناموس ( قواعد ) ی قرار داده که وقایع بر اساس آن رخ می دهد و " خارق العاده " هم استثناست . دقیقا به همین دلیل وقتی کسی خلاف قوانین کسب و کار و پیشه حرکت می کند ، ورشکسته شدن در انتظار اوست و نباید کسی را ( از جمله خدا را ) به این سبب سرزنش کند و مقصر بداند .

    4. در نهایت متوجه می شویم که نه قید خدا نخواست را باید زد ، و نه در برابر هر شکستی منفعلانه به تقدیر و قضا و قدر متوسل شد . راه صحیح ، توکل به خدا و گام برداشتن در راه حلال است .

  11. تشکرها 2


  12. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,069
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    20



    هر شكستي پله ايست در جهت صعود اگر بفهميم و دركش كنيم
    ************************
    وبلاگ اقاقيهاي نوراني شما را به بازديد از خود دعوت مي نمايد
    ************************

  13. تشکر


  14. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    263
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط تنوير نمایش پست
    هر شكستي پله ايست در جهت صعود اگر بفهميم و دركش كنيم

    موضوع مورد بحث ما هم دقيقا همين است كه چطور بفهميم كه اين شكست جهت پيشرفت ماست يا يك نوع بلا؟
    اگر بفهميم شكست ما جهت پيشرفت است كه دوباره با يك يا علي بلند مي شويم اما اگر بدانيم كه قسمت نيست كه بايد بي خيال شويم.كه اگر حالت دوم باشد كه هيچ گاه علم پيشرفت نمي كرد...

  15. تشکر


  16. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    532
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آره قسمت این بوده. که بدونیم باید تلاش کنیم بازم.
    اگر دورم ز دیدارت دلیل بی وفایی نیست
    وفا آنست که نامت را همیشه زیر لب دارم

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود