صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: #*#*#* دیگه از دست خودم خسته شدم *#*#*

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,178
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    20 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    506

    #*#*#* دیگه از دست خودم خسته شدم *#*#*




    سلام به همگی کسانی که آدم هستند ، یعنی ره آدمیت رو پیموده اند .

    من که آخرش میترسم آدم نشده مرگم برسه و . . . .

    یکی اینجا به من بگه ببینم ، بابا دیگه حالم از خودم به هم میخوره . دیگه حوصله کارهای خودم رو ندارم . تا کی هی بیراهه برم ؟ میدونم راه چیه کدوم وریه . از اون افرادی هم نیستم که بگم راه رو بلد نیستم نه ولی هر چی به این نفس سرکشم میگم این دفعه دیگه باید پا در راه آدمیت بذاری میگه باشه ، بعدش یه ، دو سه روزی هست و یوهو نمیدونم چی میشه قاطی میکنه ، گند میزنه به همه چی !!!!

    شما میگین من چی کار کنم دیگه وقتی نمونده یکی به دادم برسه .....

    *** الهی العفو ***


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    5
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    منم همین مشکلو دارم و بریدم.
    فکر کنم عجالتا باید مناجات شاکین رو بخونیم و در دعاها مدام بگیم "رب اعنی علی نفسی" تا بعد یه راهکار حسابی پیدا کنیم.


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    532
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0




    اگر دورم ز دیدارت دلیل بی وفایی نیست
    وفا آنست که نامت را همیشه زیر لب دارم

  5. تشکرها 2


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    62
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    32
    آپلود
    0
    گالری
    36



    من هم موافقم با جناب مهدی
    خوب اینو بخونید
    از آن زمان که دیوار چین را با شلاق ساختند آدمیت مرده بود گر چه آدم زنده بود
    خدایا چگونه زیستن را به من بیاموز،چگونه مردن را خود خواهم آموخت!!!!!
    *******
    یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند
    طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم

    *****
    www.golenarges.epage.ir
    شمیم گل نرگس

  7. تشکرها 2


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,178
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    20 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    506



    دیگه کار از دعا گذشته

    *** الهی العفو ***

  9. تشکرها 2


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    937
    تشکر:
    1
    حضور
    1 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خواب نوشین ِ بامداد رحیل
    باز دارد پیاده را ز سبیل

    ای که پنجاه رفت و در خوابی
    مگر این پنج روزه دریابی

    ----------------------------

    خرمن سبز فلک دیدم و داس مه ِ نو
    یادم از کشته ی خویش آمد و هنگام درو

    گفتم ای بخت ، بخسبیدی و خورشید دمید
    گفت با این همه از سابقه نومید مشو


    ----------------------------

    از سابقه ی رحمت الهی که به حق " سبقت رحمته عن غضبه " نومید نشوید که خود فرموده است :

    یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسکم لا تقنطوا من رحمة الله ، ان الله یغفرالذنوب جمیعا

    ای بندگان من که بر خویشتن ستم کرده اید ، از رحمت خدا مایوس نشوید ، همانا خداوند همه ی گناهان را می آمرزد .

    -----------------------------

    از نماز اول وقت غافل نشوید که حلال مشکلات است


  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    919
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط :.مهدی.: نمایش پست
    ...
    من که آخرش میترسم آدم نشده مرگم برسه و . . . .

    یکی اینجا به من بگه ببینم ، بابا دیگه حالم از خودم به هم میخوره . دیگه حوصله کارهای خودم رو ندارم . تا کی هی بیراهه برم ؟ میدونم راه چیه کدوم وریه . ... یوهو نمیدونم چی میشه قاطی میکنه ، گند میزنه به همه چی !!!!

    شما میگین من چی کار کنم دیگه وقتی نمونده یکی به دادم برسه .....
    به نام خدا
    سلام دوست عزیز
    ما برای ترقی به دوبال نیاز داریم.
    یکی بال خوف و ترس و نگرانی و دیگری بال رجاء و امید و روشن بینی نسبت به آینده.

    اگر هر یک از این دو بال را از دست بدهیم برنامه ترقی و پیشرفت ما مختل خواهد شد.

    در نوشته شما به نظر می رسد بر روی یک جنبه یعنی ترس و نگرانی بیش از دیگری تأکید شده است.
    اگر انسان دچار چنین حالتی شود این مقدمه نا امیدی و یأس از رحمت خداست و نا امیدی مقدمه سقوط است.
    درست است که انسان وقتی به خود و اعمال و حالات خود نگاه می کند ترس و نگرانی و نا امیدی به او دست می دهد. اما بلافاصله باید به خدا و رحمت و لطف او بنگرد تا شوق و امید و اطمینان به دست آورد تا خود را نبازد و شادابی و سرزندگی را به دست آورد.
    نا امیدی انسان را کسل و خمود و پریشان می کند.
    تکیه بر خود انسان را مغرور می کند.
    امید به لطف و رحمت خدا توأم با نگرانی از اعمال خود نجات بخش است انشاء الله.


    نظر شما در باره این پیشنهاد چیه؟
    (جلسات مناظره)

    موضوع مهم :
    کربلایی کاظم ساروقی، حجتی غیر قابل انکار

    چگونه؟؟؟ راه های جلوگیری از مرگ تدریجی جامعه

    کم گوی و گزیده گوی چون دُرّ :Sokhan: !!! تا از سُخَنت جهان شود پُر !!!
    الحذر الحذر! فَوَ الله لَقَد سَتَر، حتّی کأنَّه قد غَفَر


  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    12
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آدم تا ندونه کیه نمی تونه افسارنفسشو خودش به دست بگیره ، پس به جامعه نگا می کنه و اونطوری میشه که اونا می خوان.
    من هم مشکل شما رو دارم ولی چاره اش را در این دیدم که من خودم را بشناسم ، برای این کار لازم نیست بین کتابها دنبال خودتون بگردین ، به پشت سرتون نگا کنید و ببنید که با گوهر ارزشمند وجودتون چه کردید؟ اگه ما یه ماه رمضون و محرم و ... آدم میشیم و دست از گناه میکشیم این نشان دهنده کنترل نفس تو اون مدتها نیست . ما فقط از بقیه تقلید کردیم.
    امیدوارم روزی به جای اینکه ما ( نفس ما ) تخته شکسته ای بر امواج رودخانه باشیم و به این سو آن سو رویم ، سوار بر کشتی که سکان هدایتش در دستان منجی است راهی دریای بیکران شویم!
    بای بای !

  13. تشکرها 3


  14. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,178
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    20 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    506



    نبسته ام به کس دل ، نبسته کس به من دل

    چو تخته پاره بر موج ، رها رها رها من

    *** الهی العفو ***


  15. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,178
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    20 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    506



    ستاره ها نهفته ، در آسمان ابری

    دلم گرفت ای دوست ، هوای گریه با من

    *** الهی العفو ***


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود