|
|
|
1
|
||||||||||||||||||
![]()
![]()
|
![]() جلوه ى ذات خداى دادگستر اكبر آمد مرحبا آئينه ى روى پيمبر اكبر آمد از قدومش شد هويدا جنت موعود ما را آنكه شد خلد مخلّد پاى تا سر اكبر آمد داد مرغ شب نويد جانفزا بر ظلمت شب كاشكارا شد سحر شمس منور اكبر آمد شد گل افشان مقدم او را ملك با شوق و شادى زان كه امشب نوگل زهراى اطهر اكبر آمد مولد او مىكند تفسير ايثار و شهادت در شجاعت ثانى ساقى كوثر اكبر آمد او شبيه آمد محمد را به خلق و خلق و منطق خاتم پيغمبران را ياد آور اكبر آمد آنكه باشد مصحف و ايمان و تقوا را عصاره از براى چرخ عزّ و جاه محور اكبر آمد تا ز موج فتنه آرد كشتى دين را به ساحل ناخدا و بادبان، سكّان و لنگر اكبر آمد آمده درياى فضل وجود را تابنده گوهر بر سر تقوا و دين رخشنده افسر اكبر آمد جام عشق ايزد آمد، شبه روى احمد آمد آنكه دارد بر لبان خويش كوثر اكبر آمد اى « سماوى» مژدهاى امشب بده نسل جوان را گو شما را بهترين الگو و رهبر اكبر آمد ![]() |
||||||||||||||||||
|
ویرایش توسط niyayesh : ۱۳۸۸/۰۵/۸ در ساعت ۱۲:۵۰ بعد از ظهر |
|||||||||||||||||||
|
|
| تشكرها 15 |
|
|
2
|
||||||||||||||||||
![]()
![]()
|
|
||||||||||||||||||
|
|
| تشكرها 15 |
|
|
4
|
||||||||||||||||||
![]()
![]()
|
حضرت علي اکبر (ع) فرزند ابي عبدالله الحسين(ع) بنا به روايتي در يازدهم شعبان،سال43 قمري در مدينه منوره ديده به جهان گشود. پدر گرامي اش امام حسين بن علي بن ابي طالب (ع) و مادر محترمه اش ليلي بنت ابي مرّه بن عروه بن مسعود ثقفي است.او از طايفه خوش نام و شريف بني هاشم بود . و به بزرگاني چون پيامبر اسلام(ص)، حضرت فاطمه زهرا(س)، امير مؤمنان علي بن ابي طالب(ع) و امام حسين (ع) نسبت دارد. ![]() |
||||||||||||||||||
|
|
|
|
5
|
||||||||||||||||||
|
عضو ثابت
![]() ![]()
![]()
|
اكبر كه گل حميده فاطمه است نور دل نور ديده فاطمه است هر چند كه از گلشن ليلا باشد او لاله پروريده فاطمه است |
||||||||||||||||||
|
|
|
|
6
|
||||||||||||||||||
|
عضو ماندگار
![]() ![]()
![]()
|
ميلاد گل ليلا
وتولد 2 سالگي سايت گل ليلا مبارك
|
||||||||||||||||||
|
ویرایش توسط شاماهي : ۱۳۸۸/۰۵/۱۰ در ساعت ۱۱:۴۲ بعد از ظهر |
|||||||||||||||||||
|
|
|
|
7
|
||||||||||||||||||
![]()
![]()
|
از خانواده دریا ![]() نامت، تکرار جاودانه مهر است، در هجامههای مکرر درد. نامت به گل میماند؛ زیبایی... سکوت... و پرپر شدن. نامت به شادی میماند؛ سرور رقصانی که سینه پدر را به گُل مینشاند، وقتی که در ازدحام بیکسیهایش فریاد میشود. نامت به شادمانی میماند، علی! حتی در میان هجوم نیزه و تیر و... بیکسی. و به برادر و به یاور. و به پدر بزرگ؛ وقتی که پدر، دلتنگ آغوش گرم محمد0ص) میشود، وقتی که پدر میخواهد به آرامش و سکوت چهرهای فراموش شده در اذهان سنگ شده مردم پناه ببرد. نامت بزرگ است؛ یک بزرگی آرام؛ یک بزرگی بیانتها که ساحل را میشود در زلالی دریای چشمانت یافت... نامت بزرگ است، «اکبر»! نامت به تشنگی میرسد... ؛ درست وقتی که از لبان خشکیده پدر، آب طلب میکنی و مولای تشنگان، نام بلندت را در صفحه اول تشنگان، سرخ مینویسد و از آنجاست که با تشنگی، خویشاوند میشوی میسوزی، خاکستر میشوی و آنگاه، در تاریخ، جاودانگی را حک میکنی. نمیدانم چرا نامت همیشه پس از آب میآید؛ دو واژه بعد از تشنگی؟ کسی که خویشاوند نزدیک زلالی است...، از خانواده دریا، کسی که به کوثر میرسد چرا؟ تشنگی چرا؟! و پدر هم تشنه است؛ حتی تشنهتر از گریههای پیچیده در خیمه، حتی تشنهتر از غیرت متلاطم شمشیرِ عمو، حتی تشنهتر از... تو. برو، برو پسرم! و چه نزدیک است سیراب شدنت؛ آن هم از دست زیباترین مخلوق هستی، از دست جدّت، محمد صلیاللهعلیهوآلهوس م ! برو پسرم! ![]() داوودخان احمدی |
||||||||||||||||||
|
|
|
|
8
|
||||||||||||||||||
![]()
![]()
|
مهتاب شبهای لیلا علیهاالسلام هلال ماه جبینش از دل شبِ زلفش رخ نمود، ابرهای پلکواره از هم دور شد و برق نگاه یک جفت ستاره، آسمان مهتابی رخسارش را شکافت! این نخستین تصویر از شمایل شهزاد بنیهاشم در قاب نگاه چشمهای لیلا علیهاالسلام بود! از وقتی که پنجره چشمهایش را به روی جاده بیانتها نگاه لیلا باز کردهبود، خواب را از دیدگان او ربوده بود؛ نه از آن جهت که دستی باید گهواره بیتابیهایش را تکان میداد و یا جرعههای شیره گل، لبان او را به شبنم مینشاند! لیلا نیز مثل هر زن دیگری، راه و رسم مادری میدانست و سلوک مهربانی میشناخت، اما آنچه در گهواره دستان او تکان میخورد، یک کودک نبود که سپیدی موی مادر را به پای بزرگ شدن خویش بطلبد. او از هماینک بزرگ بود! همانند اسم اعظمی که بر وی خطاب میکردند و غیرت بوتُراب را در برق چشمان او به تماشا مینشستند! انگار که از هماکنون با ذوالفقار نگاهش، دروازههای کربلا را میگشود! آن جلال و جبروتی که کودک لیلا را بر تخت بزرگی و شوکت مینشاند، تکرار خطوط نسخه وجود حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهوس م بر صفحه هستی علیاکبر علیهالسلام بود. گویی برگهای از کتاب جان پیامبر رحمت صلیاللهعلیهوآلهوس م در پیش چشم لیلای دور مانده از خاتم رُسُل قرار گرفته بود و او در آن نظر نمیافکند و چیزی نمیخواند، جز آنچه به امیناللّه منتسب بود! لیلا دیگر مادر کودک خویش نبود، بلکه دایه کودکیهای پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوس م شدهبود! و چه موهبتی برتر از آنکه زنی موسپید شود در راه روسپیدی عشق! مگر نه آنکه چیزی نخواهد گذشت که کودک رسولواره لیلا، دلاور صحنههای کربلا خواهد شد؟! نزهت بادی |
||||||||||||||||||
|
ویرایش توسط niyayesh : ۱۳۸۸/۰۵/۱۰ در ساعت ۰۹:۵۰ قبل از ظهر |
|||||||||||||||||||
|
|
|
|
9
|
||||||||||||||||||
![]() ![]() ![]() ![]()
![]() |
فرازي از سلام امام زمان (عج) به حضرت علي اكبر: سلام بر تو اي نخستين كشته از فرزندان بهترين سلاله از نوادگان ابراهيم خليل! درود خدا بر تو و بر پدرت باد! ... خداوند ما را از ملاقات كنندگان وهمنشينان تو و همنشينان جد و پدر و عمو و برادر و مادر مظل.مه ات قرار دهد! بحار الانوار ، ج 101، ص 469 |
||||||||||||||||||
|
|
|
|
10
|
||||||||||||||||||
![]()
![]()
|
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() تکّهای از دوردستترین ستاره روشن، زاده میشود و هبوط میکند به رسمِ تمامیِ شهابانی که تابهحال دیدهاند. پس اشکِ دریغ از قلمِ سوختهام فرو میچکد و دفترم آتش میگیرد. اینک تو از راه رسیدهای؛ مرد دیگری از سلالهای روشن، از مطّهرترین تباری که شجرهنامههای زمین، تا بهحال در خویش به تجربه نشستهاند. خوش آمدی دلاور مرد! امّا حیف از تو! حیف از عظمتی چون تو که اسیر پنجه خونین جهانی اینچنین ناپاک و نامهربان شود! زاده شدهای و نگاهت که میکنم، اگرچه نوزادی تازه رسیدهای، امّا گویی که دستان قدرتمندت، از هماینک دسته شمشیر را خوب میشناسند! ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() |
||||||||||||||||||
|
ویرایش توسط niyayesh : ۱۳۸۸/۰۵/۱۰ در ساعت ۰۱:۵۰ بعد از ظهر |
|||||||||||||||||||
|
|
| تشكرها 10 |
![]() |
|
|
| کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان) | |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | امتیاز به این موضوع |
موضوعات مشابه
|
||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ | آخرين نوشته |
| ۩۞۩ داستان هايى از خدا ۩۞۩ | niyayesh | اخلاق | 84 | یک هفته پیش ۱۱:۰۳ قبل از ظهر |
| پیامک به مناسبت میلاد حضرت علی اکبر(ع) و روز جوان | amirreza1373000 | اس ام اس اسلامی و قرآنی (sms) | 0 | ۱۳۸۹/۰۴/۳۰ ۰۹:۳۸ قبل از ظهر |
| جوان از ديدگاه مقام معظم رهبري | fatima141 | اخلاق | 0 | ۱۳۸۸/۰۵/۱۴ ۰۵:۰۶ بعد از ظهر |
| نور دل لیلا ۩۞۩ ویژه نامه روز جوان ۩۞۩ | iranproud | ويژه نامه ها | 0 | ۱۳۸۸/۰۵/۱۱ ۰۹:۲۴ بعد از ظهر |
| ### به مناسبت گراميداشت روز جوان ### | هديه فاطمي | بایگانی سایت | 3 | ۱۳۸۷/۰۵/۲۳ ۰۵:۱۰ بعد از ظهر |