صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: #### فرق بین حضرت خضر و حضرت موسی در چیه ؟ ####

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,178
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    20 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    506

    #### فرق بین حضرت خضر و حضرت موسی در چیه ؟ ####




    سلام به همه دوستان

    من که هرچی میگردم جواب این سوال رو پیدا نمیکنم

    کسی میتونه جواب بده که

    فرق بین حضرت خضر و حضرت موسی در چیه ؟


    .

    *** الهی العفو ***


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,178
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    20 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    506



    از این نظر که یکی حکم به باطن میکنه ( یعنی مثلا هنوز شخص گناهی مرتکب نشده ، ولی حضرت خضر اون رو به قتل میرسونه )

    و یکی به این طرز برخورد ایراد میگیره ( حضرت موسی ) البته دارا بودن مقامات عالیه حضرت موسی نیز جای خود را دارد .

    سوال اصلی اینه که چطور میشه یک پیامبر اجازه چنین برخوردی را دارد و یکی ندارد ؟

    *** الهی العفو ***


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    676
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    15 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    76
    آپلود
    0
    گالری
    27



    فکر کنم حکمت باشه که خضر دارد و موسی ندارد
    الهی و سیدی و مولای و ربی صبرت علی عذابک فکیف اصبر علی فراقک

    صبرت علی حر نارک فکیف اصبر عن النظر الی کرامتک

    ام کیف اسکن فی النار و رجائی عفوک


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    201
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 5 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام تااونجایی که اطلاع دارم حضرت خضر هم علمش که علم غیب هم است وحکمتشان بیشتر است که درآیه ی شریفه ی65 سوره ی کهف آمده وپیامبران مقام هایشان فرق داردوخدابه خضرماموریت داد.یاحق
    وَ إِنْ يَمْسَسْکَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلا کاشِفَ لَهُ إِلاَّ هُوَ وَ إِنْ يَمْسَسْکَ بِخَيْرٍ فَهُوَ عَلى‏ کُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ(17) «انعام»

    « اللّهم عجّل لولیّک الفرج »



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    466
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    3
    گالری
    2



    اين سوال درست نيست خضر تو درجه اي بود كه هنوز موسي بهش نرسيده بود براي تكامل موسي خدا با خضر هم رهش كرد دقيقا مثل رابطه معلم و شاگرد
    توضيح در اين مورد بايد خيلي مفصل باشه
    ویرایش توسط شاماهي : ۱۳۸۸/۰۵/۱۱ در ساعت ۰۰:۲۶
    حضرت حيدر بنام فاطمه حساس بود
    خلقت از روز ازل مديون عطر ياس بود
    اي كه ره بستي ميان كوچه ها بر فاطمه
    گردنت را ميشكست آنجا اگر عباس بود


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    539
    تشکر:
    1
    حضور
    53 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1



    مأمور شدن حضرت موسى(عليه السلام) به اين كه برود و علم را از حضرت خضر(عليه السلام)بياموزد، به دستور خداوند متعال بوده; چنان كه در سوره كهف، آيات 60 ـ 82، آمده است و خداوند به اين وسيله، به پيامبرش تعليم داده و اين گونه علم آموزى از طرف خداوند، متعال براى پيامبران الهى اشكالى ندارد.
    در داستان حضرت خضر و موسى(عليهما السلام)، خضر به ابوابى از علوم احاطه داشت كه مربوط به اسرار باطن، عمق حوادث و پديده ها بود; در حالى كه حضرت موسى نه مأمور به باطن بود و نه آگاهى از آن امور داشت و كارهاى حضرت خضر برايش مجهول و غير قابل تحمل بود.
    ولى در بُعد كارى خود كه مأمور به ظاهر بود، آگاهى كامل داشت و داراى كتاب و تشريع بود، به همين جهت از پيامبران اولواالعزم به شمار مى آمد.
    پس نوع علم حضرت موسى با نوع علم حضرت خضر متفاوت بوده است.
    با تفاوت اين دو، اعلميت يكى بر ديگرى ثابت نمى شود; هم چنان كه نمى شود بين فردى كه دكتراى شيمى دارد با كسى كه دكتراى فيزيك دارد مقايسه كرد و يكى از آن دو را بر ديگرى ترجيح داد.
    علامه طباطبايى در ذيل آيات داستان حضرت موسى و خضر(عليهما السلام)در بحث روايتى، پس از نقل روايت ها، در مورد يك روايت كه از آن برترى علمى حضرت خضر بر حضرت موسى استشمام مى شود مى فرمايند: «اين روايت با روايتى كه آن دو را برابر مى دانست مخالف است، و لذا بايد حمل شود بر اين كه نوع علم آن دو مختلف بوده».1


    1. ر.ك: الميزان، علامه طباطبايى(رحمه الله)، ج 13، ص 341


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۶
    نوشته
    240
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام

    ما یك عالم تكوین داریم و یك عالم تشریع.

    عالم تكوین عالم بودن و نبودن است و با اصل خلقت و وجود موجودات سر و كار دارد، و اگر كسی در این زمینه از طرف خداوند ولایت داشته باشد می‌تواندكارهای خارق‌العاده‌ و دخالت و تصرف‌هایی در عالم خلقت انجام دهد.

    ولی عالم تشریع عالم باید‌ها و نبایدها است كه مربوط به افعال و گفتار و ... انسانها است و عبارت از امر و نهی و تكالیف الهی است، بدون اینكه ناظر به اصل خلقت و وجود و تكوین انسان باشد.

    البته این دو عالم تكوین و تشریع، با هم تباین و ضدیتی ندارند و درهماهنگی كامل با یكدیگرند، منتهی زاویه دید آنها با هم متفاوت است.

    با توجه به این مطالب، باید گفت كه حیطه ولایت حضرت موسی(ع) و حضرت خضر(ع) با هم متفاوت بوده است.
    حضرت موسی(ع) پیامبری الهی و دارای ولایت از طرف خداوند در عالم تشریع است، ‌وحضرت خضر(ع) دارای ولایت از طرف خداوند در عالم تكوین می باشد.
    به عبارت دیگر مورد و متعلق ولایت آنها متفاوت است، و الا هر دو معصوم از خطا بوده و هر دو با در نظرگرفتن مأموریت و دایره ولایتشان به خوبی به وظیفه خود عمل كرده‌اند.

    جناب خضر(ع)، به فرمان خاصی كه از سوی خدا داشته، خواسته های تكوینی خدا را اجرا می كرده است، همانطور كه ابر و باد و مه و خورشید و فلك خواست تكوینی الهیند. اما حضرت موسی(ع)، فرمان تشریع خدا می برده است.

    در زمان پیامبری حضرت موسی(ع) كسی عالمتر و داناتر از ایشان در عالم تشریع نبوده است و آن مواردی هم كه به كار حضرت خضر(ع) اعتراض كرده است، اعتراض او به جا و صحیح و از روی حس مسؤولیت او به عنوان پیامبر الهی و رهبری انسانها بوده است، ولی چون حیطه ولایت آنها با هم فرق داشته، و حضرت موسی(ع) مسائل را از زاویه تشریع می‌دیده، كارهای آنها در ظاهر با هم تعارض داشته است، و الا هر دو بدون خطا و به نحو كامل به وظیفه الهی خود عمل نموده اند.
    ویرایش توسط صدید : ۱۳۸۸/۰۸/۲۴ در ساعت ۲۲:۳۳


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    174
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام
    سوالی دارم کاری که خضر کرد قصاص فبل از جنایت بود ایا قصاص فبل از جنایت را توضیح میدهید ؟

  10. تشکرها 2


  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    802
    مورد تشکر
    11 پست
    حضور
    12 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    9



    نقل قول نوشته اصلی توسط رنگ خدا نمایش پست
    سلام سوالی دارم کاری که خضر کرد قصاص فبل از جنایت بود ایا قصاص فبل از جنایت را توضیح میدهید ؟
    علاوه براینکه پاسخ جناب معظم جای تامل و دقت دارد درپاسخ شما عرض میکنم که:
    بایدها و نبایدها در حیطه دین ناشی از دستورات الهی هست.
    وقتی که پیامبری دستوری از جانب خدا وبراساس حکمت به او داده میشود دراینجا این دستورعین شرع میشود البته بخصوص برای آن پیامبری که دستور را دریافت کرده واین یک دستور عام نیست مگر اینکه آن پیامبر دستور داشته باشد که آن فرمان را به تمام مردم ابلاغ کند.
    اما مسئله قصاص قبل از جنایت و حرمت آن یک مسئله عام هست که مورد حضرت خضر از آن استثناء شده بواسطۀ دستور خداوند.
    در مورد پیامبر ما نیز دستوراتی به ایشان از جانب خداوند داده میشد که برایشان واجب بود و به دیگران واجب نبود.
    مثلا نماز شب بر پیامبر اکرم واجب بود ولی برای بقیه مستحب هست.
    بنابراین اگر پیامبران دستورات خاصی غیراز دستوراتی که برای تمام مردم هست از جانب خداوند دریافت کنند منافاتی با دینداری آنها ندارد بلکه آنها به تکالیف خاص خودشان عمل میفرمودند.
    اما درباره قصاص قبل از جنایت نیز کم جای دقت هست.
    اگر برای ما مردم عادی قصاص قبل از جنایت ممنوع هست بخاطر این هست که علم ما نسبت به اتفاقات آینده قطعی و حتمی نیست.
    ولی اگر علم ما قطعی شود مثلا شخصی به ما حمله ور میشود با خشم فراوان همراه با آلت قتاله و دارای انگیزه قتل و یقین داریم که قصد کشتن مارا دارد درچنین موردی کشتن آن شخص برای دفاع از خود لازم هست و حتی اگر دردادگاه نیز ثابت شود که قتل به سبب دفاع از خود بوده حکم به قصاص نمیکنند.
    علم حضرت خضر علیه السلام نیز ازآنجا که از جانب وحی بوده،علمی قطعی و حتمی بوده.

    ویرایش توسط ابو محمد : ۱۳۸۸/۰۸/۲۵ در ساعت ۰۰:۲۵

    مِنَ الْمُؤْمِنينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى‏ نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْديلا
    از مؤمنان مردانى هستند كه به پيمانى كه با خدا بسته بودند وفا كردند. بعضى بر سر پيمان خويش جان باختند و بعضى چشم به راهند و هيچ پيمان خود دگرگون نكرده‏اند
    مارا به دعا کاش نسازند فراموش
    رندان سحر خیز که صاحب نفسانند



  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,017
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    3



    نقل قول نوشته اصلی توسط رنگ خدا نمایش پست
    سلام
    سوالی دارم کاری که خضر کرد قصاص فبل از جنایت بود ایا قصاص فبل از جنایت را توضیح میدهید ؟
    در اين مورد مفسران دو توجيه ذكر كرده اند:
    اين جوان كه كشته شد، حتماً بالغ بوده و مرتد و يا حتی مفسد بوده و به اين ترتيب به خاطر اعمال فعليش جايز القتل بوده است. اگر خضر در كار خود استناد به جنايات او در آينده می كند، به خاطر آن است كه می خواهد بگويد اين جنايتكار نه تنها فعلاً مشغول به اين كار است، بلكه در آينده نيز جنايت های بزرگ تری را مرتكب خواهد شد، پس كشتن او طبق موازين شرع به سبب اعمال فعليش جايز بوده است.

    از نظر نظام تكوين الهی هيچ مانعی ندارد كه خداوند حتی كودك نابالغی را گرفتار حادثه ای كند و در آن حادثه جان بسپارد، چرا كه وجودش در آينده ممكن است خطرات بزرگی به بار آورد و يا به دليل بسيار ديگری كه انسان ها در كودكی يا نوجوانی به صورتهای مختلف مانند تصادف، غرق شدن و... از دنيا می روند، يا مثلاً مانعی ندارد خداوند مرا امروز به بيماری سختی گرفتار كند، به طوری كه نتوانم از خانه بيرون بروم، چرا كه ميداند اگر از خانه بيرون روم، حادثه خطرناكی پيش خواهد آمد و مرا لايق اين ميداند كه از خطر برهاند. حضرت خضر با صراحت اين حقيقت را بيان كرد و گفت: من هرگز از پيش خود اين كار را انجام ندادم. بلكه درست طبق يك برنامه الهی و ظابطه و خط كه به من داده شده است، گام بر می دارم.
    در واقع در اين جا حضرت خضر، مأمور خداوند بود.

    ویرایش توسط کلات : ۱۳۸۸/۰۸/۲۵ در ساعت ۰۰:۱۶


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود