جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ##### بررسی پایه های علمی وجود جهان های موازی در علم#####

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    915
    تشکر:
    1
    حضور
    50 دقیقه
    دریافت
    219
    آپلود
    14
    گالری
    0

    عصبانی ##### بررسی پایه های علمی وجود جهان های موازی در علم#####




    بررسی پایه های علمی وجود جهان های موازی در علم

    در سال 1954، یکی از دانشجویان دکترای دانشگاه پرینستون، به نام اورت، Hugh Everett III، نظریه ای بنیادی را ارائه داد: که کیهان هایی موازی، دقیقا شبیه کیهان ما وجود دارد. این کیهان ها به جهان ما مربوط هستند و در حقیقت از این جهان انشعاب یافته اند. در داخل این کیهان ها، جنگ های ما سرنوشت دیگری خواهد داشت و نسل هایی که روی این کیهان انقراض یافته اند احتمالا به کیهان های دیگر منتقل گشته اند و شاید نسل انسانها هم روی این کیهان ها به پایان یافته باشد.
    این مفاهیم مغز را به تامل وا می دارد و تا امروز هم این فرضیه ها قابل بررسی هستند. خیال وجود این چنین کائناتی تصوراتی هستند که به دنیای متافیزیک وارد می شوند، اما چرا یک جوان آینده تحصیلی خود را در دانشگاه پرینستون با نظریه اش به خطر می اندازد؟

    اورت، با این نظریه (Many-Worlds Theory) در حقیقت می بایست به این سوال فیزیک کوانتوم پاسخ می داد: چرا اجرام کوانتوم، چند گانه رفتار می کنند؟ در حقیقت این علم کوانتوم بود که ما را وارد قوانینی فراتر از دانش بشری که تا آن زمان وجود داشت کرد.

    بی تردید، مطالعه روی موضوع کوانتوم، فیزیکدانان را با مسائل عجیبی درباره این دنیای کوچک رو به رو کرد. برای مثال دانشمندان مشاهده کردند که فوتون ها – بسته های کوانتوم نور – هر دو رفتار موجی و ذره ای را از خود بروز می دهند. تصور کنید اگر یک انسان، یک بار بصورت طبیعی، و یک بار به صورت گاز مشاهده شود.

    این رفتار باعث ایجاد اصل عدم قطعیت هایزنبرگ گشت. هایزنبرگ (Warner Heisenberg) اظهار داشت ما در هنگام بررسی ماهیتی از یک شی، تنها قادر به پیش بینی رفتار آن ماهیت به خصوص هستیم، بنابرین، ما هیچ گاه نمی توانیم از ویژگی های کوانتوم بصورت همزمان آگاه باشیم، برای مثال سرعت و مکان آن.

    این نظریه با تفاسیر Copenhagen از دینامیک کوانتوم مورد تایید قرار گرفت. بنابر تفاسیر نیلز بور، ذرات کوانتوم هیچ گاه در یک حالت به خصوص از خودشان نیستند. بلکه در یک لحظه در تمام حالت های قرار گیریشان وجود دارند و مجموع این مکانهای قرار گیری تولید یک تابع موجی می کند. این قرار گیری کوانتوم در تمام حالت های موجود، انطباق یا Superposition نامیده می شود. در حقیقت ذرات کوانتوم در هر مقیاس سنجش، حالت های متفاوتی به خود می گیرند.

    این تفسیرهای بور، به طور کامل مورد تایید قرار گرفت تا اینکه تئوری اورت با یکی از اصول بور مخالفت کرد.

    اورت، نظریه های انطباق و تابع موجی را کاملا پذیرفت اما در یک رابطه اساسی با وی مخالفت کرد.

    به نظر او سنجش کوانتوم در چند کیهان تقسیم می گردد. برای مثال حقیقت ذره ای بودن یا موجی بودن نور. که به طور همزمان، بررسی هر خاصیت، اطلاعات متفاوتی را به دست خواهد داد.

    به عقیده او، هنگامی که دانشمندی چیزی را مورد بررسی قرار می دهد، کیهان برای تطبیق دادن نتایج، به دو جهان مجزا تقسیم می گردد. بنابراین یک دانشمند در یک کیهان ممکن است به موجی بودن، و دیگری به ذره ای بودن برسد. و بدین گونه رفتارهای دو گانه سنجش هایی برای مثال نور را تفسیر کرد.

    در معنای وسیع تر این نظریه این معنا را می دهد که اگر در یک کیهان، شما در موقعیتی به نام مرگ قرار داشته باشید، در کیهانی که مربوط به ماست، مرده اید. اما در کیهانی موازی، شما زنده هستید.

    نکته ای دیگر، نابود کردن تحلیل ما از زمان خطی است. برای مثال در یک جنگ (مانند جنگ ویتنام) اگر یک خط زمانی داشته باشیم که حوادث اتفاق افتاده را به ما نشان بدهد، بر طبق این نظریه وقایعی که رخ داده اند، ممکن است حادثه های متفاوتی را در کیهان های موازی رقم زند.

    ادامه دارد...

    ویرایش توسط MOHAMMAD REZA : ۱۳۸۸/۰۵/۱۳ در ساعت ۱۰:۴۰

  2. تشکرها 2


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود