صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دست نوشته هایی از شهيد سيد مرتضي آويني

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    802
    مورد تشکر
    11 پست
    حضور
    12 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    9

    دست نوشته هایی از شهيد سيد مرتضي آويني




    دولت پایدار حق فرا می‌رسد...

    در انتظار روی تو...
    بدون تو، نه روزهای ما چنان که باید روشن‌اند و نه شب‌های ما چنان که باید، آرام...دست نوشته هایی از شهيد سيد مرتضي آويني
    بدون تو، نه صدای آیه‌ها چنان که باید طنین انداز است و نه نور دیده ها چنان که باید، درخشان...
    بدون تو، فریاد پابرهنه‌ها، همان مظلومان همیشه تاریخ، در گلوها فرومانده
    و صدای ناله ها در چاه‌ها رسوب کرده
    نه پشت پرچین باغ زراندوزان، بوی نرگس می پیچد؛
    نه در دالان هزارتوی کاخ زورمندان، خبری از عدالت است...
    حکایت مردانی که از عدالت حرف می زنند و سیلی می‌خورند، همچنان باقی است...
    و قدم نامردانی که در معرکه فتنه، پشت به امام خود می کنند، در زمین کماکان پایدار است...
    اما دل‌های مستمند و چشم‌های مسکین، همچنان به نور امید تو زنده‌اند
    و به وعده حقیقی خدایی که ولی‌اش را خواهد فرستاد
    و زمین را به صاحبانش باز خواهد ستاند...
    اللّهُمَّ اکْشِفْ هذِهِ الْغُمَّةَ عَنْ هذِهِ الْأُمَّةِ بِحُضُورِهِ، وَ عَجِّلْ لَنا ظُهُورَهُ، إِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعیداً وَ نَراهُ قَریباً...
    بی تو *
    دلـم قرار نمی گیرد از فغان بی تو سپنـدوار زكـف داده ام عنان بی تو
    ز تلـخ كـامی دوران نشـد دلـم فارغ زجام عشق، لبی تر نكرد جان بی تو
    چون آسمان مه آلوده ام زتنگ دلی پر است سینه ام ز اندوه گران بی تو
    نسیم صبح نمی آورد ترانه ی شوق سـر بـهـار نـدارنـد بـلبـلـان بی تـو
    لب از حكایت شبهای تار می بندم اگر امان دهدم چشم خونفشان بی تو
    چو شمع كشته، ندارم شراره ای به زبان نمی زند سخنم آتشی به جان بی تو
    ز بی دلی و خموشی چون نقش تصویرم نمی گشایدم از بی خودی زبان بی تو
    از آن زمان که فروزان شدم ز پرتو عشق چو ذره ام به تکاپوی جاودان بی تو
    عقیق صبر به زیر زبان تشنه نهم چو یادم آید از آن شكرین دهان بی تو
    گزاره ی غم دل را مگر كنم چو امین جدا ز خلق به محراب جمكران بی تو
    *مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای (دامة برکاته)
    دولت پایدار حق فرا می رسد *
    انقلاب یک تغییر دفعی و غیر تدریجی است، تحولی است که به یکباره روی می دهد.
    این سخنی است که به سادگی بر زبان می آید، اما بیان کننده هیچ چیز نیست مگر آنکه «علت تغییر» را دریابیم و از آن مهم تر، «علت دفعی بودن تغییر» را. «تغییر» لازمه وجود جهان است و «زمان» لفظی است بیانگر همین تغییر. عالم هستی «ذات واحد» است متحول، و درست خلاف آنچه می پندارند، این تحول علت وجود زمان است، نه بالعکس.
    از اثبات این مدعا در می گذرم چرا که فرصت بسیار می خواهد و با این مبحث نیز چندان مرتبط نیست. و اما بشر، گذشته از تحولات فردی و جمعی، تحولی دیگر نیز دارد که در آن فرد و جمع را از یکدیگر تفکیک نمی توان کرد. عالم هستی ذات واحدی است در حال تحول، و بشر درپیوند با عالم هستی این سیر تحول کلی را نیز طی می کند. اگر منتسب است به مولایمان علی (ع) که فرموده "اتزعم انک جرم صغیر و فیک انطوی العالم الاکبر..." این سخن فقط استعاره‌ای ادبی نیست. تأویل این سخن آن است که در حقیقت این انسان است که او را باید «عالم اکبر» دانست، نه عالمی که بیرون از وجود انسان تا لایتناهی گسترده است. مفهوم «بیرون» و «درون» اینجا درهم می ریزد. در ظاهر، بشر جزيی از عالم هستی است و اما در باطن، عالم هستی آینه تجولات درونی بشر است.
    نباید پنداشت که بشر از سر صرقه در یکی از سیارات یکی از منظومه ها ی خوررشیدی کهکشان کعبه پا به دنیا گذاشته است و فارغ از باقی عالم، سیر تحولی را در کره زمین طی کرده و اکنون نیز عالم پیرامون ما نسبت به آنچه در این سیاره خاکی می‌گذرد بی اعتنا ست. اگر بشر رابطه بین تحولات انفسی خود و عوالم آسمانی را در نمی یابد، نباید بينگارد که چنین رابطه ای وجود ندارد.
    دست نوشته هایی از شهيد سيد مرتضي آويني
    عالم ذات واحدی است و غایت آفرینش بشر از غایت کل وجود جدا نیست و اگر در مأثورات دینی ما هست که پس از برقراری حکومت عدل جهانی -که غایت تکاملی مقام جمعی بشر است- قیامت صغرا نیز واقع می شود و همه عالم هستی در هم می ریزد و نظام دیگری به خود می گیرد، و از همین جاست یعنی هنگامی جهان به مقصد می رسد که آدم -در مقام کلی خود- به مقصد تکاملی خویش رسیده باشد... و این تکامل را به مفهوم متعارف تکامل بیولوژیک ناشی از «تطور انواع» نگیرید، که آن خرافه ای بیش نیست.
    مقصد تکاملی یا غایت آفرینش آدم کجاست؟ من نمی دانم بدون تفکر و تأمل در «طرح کلی عالم» چگونه می توان به حقیقت رسید. مورچه ای که تلاش می‌کند تا آذوقه زمستانش را جمع آورد، نه در عالم تأمل می کند و نه خود را می شناسد، و همین که بشر در طرح کلی عالم می اندیشد و در جست‌وجوی حقیقت است معلوم می دارد که او روحاً امکان محیط شدن بر عالم هستی را دارد، اگر چه جسماً به خاک وابسته است و امکان پرواز نیز ندارد. و حقیقت هیچ چیز را بیرون از طرح کلی عالم نمی توان دریافت، چه برسد به حقیقت وجود انسان را که مظهر همه عوالم است.
    خلاف تفکر علمی جدید، «آدم» خود مقصد و مقصود خلقت کائنات است و همه عالم اکبر عرصه ای است تا این کهکشان کعبه و این منظومه خورشیدی خلق شوند و این سیاره خاکی که نگین انگشتری عالم است و حجت اولین و آخرین خداوند را در خود می پرورد. یعنی همه عالم خلق شده است تا آدم خلق شود و اگر قدمای ما می گفتند که زمین مرکز عالم است، این سخنی نیست که کوپرنیک و گالیله با یک تلسکوپ بتوانند آن را نفی کنند. «زمین مرکز عالم است» یک حکم تمثیلی است و نباید آن را در کنار احکام علوم تجربی نهاد و حکم به صحت و سقم آن کرد و اگر نه، با عقل علمی جدید همه معتقداتی که انسان از طریق وحی و تاویل یافته است خرافاتی مضحک بیش نیستند. زبان تمثیل زبانی از یاد رفته است و عقل علمی جدید که به تبع اطلاق احکام علوم تجربی بر کل عالم پدید آمده چه می تواند دریابد که «حیات بشر با حجت الله آغاز شده و به حجت الله پایان میگیرد» یعنی چه؟ این عقل جدید چه می تواند دریابد که «هبوط از برزخ یا بهشت مثالی وجود بشر به ارض اسفل» یعنی چه؟ این عقل جدید چگونه می تواند طرح کلی حیات بشر را در قصه آفرینش آدم دریابد؟ و نمی دانم انسانی که تاریخ را بر «انتظار موعود» معنا نمی کند، چگونه می خواهد معانی جنگ ها و صلح ها و تحولات تاریخی و انقلاب هارا در یابد؟ و به راستی من نمی دانم اگر کسی طرح کلی حیات بشر در قصه آفرینش را در نیابد، چگونه می خواهد معتقدات بشر را نسبت به وحی و ارسال انبیا و دین و معاد... معنا کند؟
    حقیقت آخرین چیزی است که بشر -در مقام کلی خویش- به آن خواهد رسید و بنابراین، «حکومت حق» که بر مطلق عدل بنا شده، آخرین حکومتی است که در سیاره زمین بر پا خواهد شد. همه تحولات تاریخی در حیات بشر «در انتظار موعود» صورت گرفته است، چه بدانند و چه ندانند. اگر بشر «تصویری فطری» از غایت آفرینش خویش نداشت، هرگز با «وضع موجود» مخالفتی نمی کرد و نیاز به تحول یک بار برای همیشه در وجودش می مرد. اما هرگز بشر به وضع موجود رضا نمی شود و به آنچه دارد، بسنده نمی کند، چرا که از وضع موعود، صورتی مثالی دارد منقوش در فطرت ازلی خویش، و تا وضع موجود خویش را با این صورت مثالی و موعود منطبق نبیند، دست از تلاش بر نمی دارد. آیه "یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملا قیه" تأویلی دارد و آن اینکه غایت تلاش انسان «لقای حقیقت» است، چه انسان در حیثیت فردی خویش، چه در حیثیت جمعی، و چه در آن حیثیت کلی که بدان اشاره رفت.
    آیا من بیش از حد خویش حجاب تقیه را ندریده ام؟ نمی دانم؛ اما هر چه هست، من تصور می‎کنم که روزگار بیان این سخنان سر رسیده است.
    پیامبران بزرگ همواره در اعصار جاهلی مبعوث گشته اند و این نه فقط به آن علت است که در عصر جاهلیت، بشر مستغرق در ظلمات، بیش‌تر نیاز به هدایت دارد، بلکه به این علت است که در صیرورت تاریخی حیات بشر، این قاعده کلی وجود دارد که انسان تا گرفتار عصری از جاهلیت نشود، قابلیت هدایت نمی یابد و اصلآ حکمت وجود شیطان در قصه آفرییش آدم در همین جاست که اگر شیطان نمی بود که انسان را از بهشت حقیقت مثالی وجود خویش به زیر آورد، او قابلیت «تلقی کلمات» و «توبه» پیدا نمی کرد. "انا لله و انا الیه راجعون" «دایره کاملی» است که عالم هستی را معنا می کند. تلاشی که این انسان بر مهبط خویش برای رجعت به حقیقت وجود خود می کند، مجموع تحولات تاریخی است که از حجت اول تا حجت آخر روی می دهد.
    از رنسانس به این سو که آخرین عصر جاهلیت بشر آغاز شده، حیات تاریخی اقوام انسانی در سراسر سیاره به یکدیگر ارتباط پيدا کرده است تا بشر در حیثیت کلی خویش مصداق محقق بیابد و اگر تحولی روی می دهد، برای همه بشریت یک‌جا اتفاق بیفتد. تعبیر «دهکده جهانی» نشان می دهد که آخر الزمان و عصر ظهور موعود رسیده است، چرا که آن تحول عظیم که بشر در انتظار آن است، باید همه بشریت را شامل شود -که خواهد شد-. در این آخرین عصر جاهلیت است که بشر در حیثیت کلی وجود خویش از اسمان معنوی هبوط خواهد کرد -که کرده است- و در همین عصر است که بشر در حیثیت کلی وجود خویش «توبه» خواهد کرد، که با پیروزی انقلاب اسلامی درایران -که ام القرای معنوی سیاره زمین است-، این عصر نیز آغاز شده و می رود تا بالتمام همه زمین و همه بشریت را فراگیرد.
    این سخنان نسبتی با هیستوریسیسم ندارد و البته اگر کسانی می خواهند با نسبت دادن این سخنان به تاریخ انگاری هگلی از حقیقت بگریزند و یا دیگران را به بی راهه ها و کژراهه ها بکشانند، خود دانند. عصر توبه انسان در حیثیت کلی وجود آغاز شده است و او می رود تا خود را باز یابد. آن که حقیقت را فراموش کند، به مصداق "نسوا الله فانسیهم انفسهم" خود را گم خواهد کرد و انسان امروز در یک رویکرد دیگر باره به حقیقت، می رود تا خود را باز یابد.
    فروپاشی کامل کمونیسم اگر چه اکنون دولت مستعجلی است برای دموکراسی غرب، اما حتی از میان سیاستمداران امريكایی نیز هیچ کدام نیستند که این پیروزی را شیرین و بدون اضطراب یافته باشند. هیبت آنکه خواهد آمد و انتظار انسان را پایان خواهد داد، از هم اکنون همه قلب ها را فرا گرفته است. انقلاب اسلامی فجری است که بامدادی در پی خواهد داشت، و از این پس تا آنگاه که شمس ولایت از افق حیثیت کلی وجود انسان سر زند و زمین و آسمان ها به غایت خلقت خویش واصل شوند، همه نظاماتی که بشر از چند قرن پیش در جست‌وجوی یوتوپیای لذت و فراغت -که همان جاودانگی موعود شیطان است برای آدم فریب خورده- به مدد علم تکنولوژیک بنا کرده است، یکی پس از دیگری فرو خواهد پاشید و خلاف آنچه بسیاری می پندارند، اخرین مقاتله ما -به مثابه سپاه عدالت- نه با دموکراسی غرب که با اسلام امريكایی است، که اسلام امريكایی از خود امريكا دیر پاتر است. اگر چه این یکی نیز و لو «هزار ماه» باشد به یک «شب قدر» فرو خواهد ریخت و حق پرستان و مستضعفان وراث زمین خواهند شد.
    *مقاله ای از شهید سید مرتضی آوینی

    مِنَ الْمُؤْمِنينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى‏ نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْديلا
    از مؤمنان مردانى هستند كه به پيمانى كه با خدا بسته بودند وفا كردند. بعضى بر سر پيمان خويش جان باختند و بعضى چشم به راهند و هيچ پيمان خود دگرگون نكرده‏اند
    مارا به دعا کاش نسازند فراموش
    رندان سحر خیز که صاحب نفسانند



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    328
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    8 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    6
    گالری
    5

    میمانی یا می روی؟!






    شهید آوینی:
    مپندار که تنها عاشورائیان را بدان بلا آزموده اند و لا غیر!
    صحرای بلا به وسعت همه تاریخ است .
    " جاذبه خاك به ماندن ميخواند و آن عهد باطني , به رفتن .

    عقل به ماندن ميخواند و عشق به رفتن ...

    و اين هر دو را خداوند آفريده است ,

    تا وجود انسان , در آوارگي و حيرت ميان عقل و عشق معنا شود ...



    اي دل تو چه ميكني ؟ ميماني يا ميروي ؟ "


    ((رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ))



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    2,426
    مورد تشکر
    8 پست
    حضور
    22 روز 22 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    4
    گالری
    28



    دست نوشته هایی از شهيد سيد مرتضي آويني


    به نام خدا

    [SIGPIC][/SIGPIC]

    کوچه هامان را به نام شهدا کردیم تا هر وقت نشانی منزلمان را می دهیم بدانیم از گذرگاه کدام شهید با آرامش به خانه می رسیم

    (شادی روحشان صلوات)


    آیت الله سید علی قاضی(ره) عارف کامل:در مستحبات عزاداری و زیارت سید الشهدا علیه السلام مسامحه ننمایید
    و روضه هفتگی و لو دو سه نفری داشته باشید که اسباب گشایش است.

    منو دل کندن از دل بر محاله...

    یا علی


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    152
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    43
    آپلود
    0
    گالری
    0

    تجدد یا تحجر؟ (مقاله ی شهید آوینی)




    به نام خدا

    تجدد یا تحجر؟ *



    وزیر فرهنگ و ارشاد در نشستی که به دعوت انجمناسلامی دانشگاه تهران انجام گرفته بود سخنانی ایراد کرد که سخت قابل تأمل است.
    قبل از هر چیز آنچه که تحسین ما را برانگیخت صراحتلهجه و صداقتی بود که در گفتار ایشان وجود داشت. در روزگارانی که همه به مصلحتاندیشی و حزم و احتیاط و ملاحظه کاری گراییده اند، این صراحت بسیار پربُهاست و بهاعتقاد ما، اگر دیگران نیز بتوانند با پرهیز از ریا و عُجب و دورویی و سیاست بازی،با همین صراحت نظرات خود را ابراز دارند، فضایی سالم برای تضارب آرا و دستیابی بهحق ایجاد خواهد شد. تصورات ما از یکدیگر هنگامی درست است که ما دور از حیله بازی ونقاب سازی منویات خود را بیان کنیم و مصلحت اندیشی های ریاکارانه ما را از ابرازاعتقادات خویش منع نکند.
    وزیرارشاد اسلامی در این سخنان آن همه صداقت داردکه در جایی می گوید:
    ما معتقد نیستیم که هر چه در جمهوری اسلامی می شودخوب است. گاهی اشتباه می کنیم. اول فکر می کنیم خوب است، بعد می بینیم بد است و باآن برخورد می کنیم.
    ... واین صداقت شرط پذیرش حق است. مناظره و مباحثهفکری هنگامی به حق خواهد رسید که طرفین برای خود امکان اشتباه قائل شوند و خودراحقّ مطلق نینگارند. مقدماتی که وزیر محترم ارشاد برای سخنان خویش چیده است نیزبسیار داهیانه و تحسین برانگیز است و ما به خود اجازه می دهیم که بر قسمت هایی ازسخنان ایشان تأکید ورزیم و در حاشیه آنها به بحث بپردازیم. ایشان در همان آغاز درجهت « شناخت عالمانه واقعیت ها » می گوید:
    انقلاب ما با آنچه در دنیا می گذرد در بنیاد فکری واهداف در تضاد است و اصولاً هر انقلابی با وضع موجود به مخالفت بر می خیزد.
    و اما در عـین حال، ایشان از غـــرب و یا به قولایشان « جهان رقیب ما » غفلت نکرده اند و گفته اند:
    ما نباید از یاد ببریم که جهان رقیب ما از یک نظامنظری و سیاسی جا افتاده و پرسابقه برخوردار است. دنیای امروز – غرب فکری – دارایاندیشه است، قرن هاست که شکل گرفته است، مبانی آن فرموله شده است، از جهات مختلفتوسط صدها دانشمند بیان شده است، تجربیات مختلفی را پشت سر گذاشته است، خود را باواقعیت محک زده است و اصلاح کرده است و نحله های فکری مختلف سمبل آن است. مسئله مهماین است که این نظام ارزشی، فکری و سیاسی با تمایلات اولیه بشر سازگار است؛ خود بهخود طبع اولیه مدافع و خواستار این نظام است. مبانی نظام امروز بر آزادی است؛ بخصوصبا شکست تفکر سوسیالیستی این آزادی بیشتر مورد خواست است. آزادی از دیدگاه آنهایعنی رهایی از همه موانع برای انجام دادن هر آنچه که انسان تمایل به آن دارد و حدوداین آزادی، آزادی دیگران است.
    سازگاری نظام فکری، سیاسی و ارزشی غرب با تمایلاتاولیه بشر حقیقی است که هرگز نباید مورد غفلت قرار گیرد و همان طور که حجت الاسلامخاتمی فرموده اند، طبع اولیه بشر خود به خود خواستار این نظام است. به اعتقاد مالفظ « بدویت» بیش تر مناسب این مقام است، تا آنجا که امروزه صورت مصطلح یافته. انسان هر چه بیشتر از بدویت به سوی تعالی روحانی که غایت خلقت اوست پیش رود، ازتمایلات طبع اولیه خویش بیشتر فاصله خواهد گرفت و بنابراین، این «آزادی » به آنصورتی که در دنیای امروز تفسیر می شود هرگز مطلوب انسان مؤمن متعالی نیست. اینآزادی، که در ادامه این گفتار وزیر ارشاد آن رامعنا کرده است، مطلوب انسان های بدویاست و بدویت به این معنا در مقابل تمدن قرار ندارد. بشر امروز بدویت را مثابهمتضادی برای مفهوم تمدن می شناسد و لذا از این سخنان سخت در حیرت فرو خواهد شد. واما بدویت – آن سان که مورد نظر ماست – نه در متضادّ تمدن بلكه متضاد تعالی روحانیاست. تعالی روحانی غایت دین و وحی است و بنابراین، تمدن غرب از آن لحاظ که بشر راازدین و دینداری دور کرده، او را بیش از پیش به سوی بدویت و جهالت ادوار جاهلیترانده است.
    *********************
    حب حسین (ع) سرالاسرار شهداست
    فاین تذهبون
    اگر صرات مستقیم می جویی ، بیا
    از این مستقیم تر راهی وجود ندارد
    حب حسین (ع)
    شهید سید مرتضی آوینی

    *********************

  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    152
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    43
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ادامه :
    اما این روزگار، از سویی دیگر، روزگار استحاله ظاهرو باطن تمدن های متفاوت باستانی در باطن تمدن غرب است. در همه جای کره زمین حیاتافراد بشر صورت واحدی دارد و ارتباطات بین المللی، خواه نا خواه، تفکر غرب را ازطریق یک شبکه واحد در سراسر دنیا پراکنده است. تفکر غرب و ارزش های آن برای مردمسراسر کره زمین به صورت امر متعارفی در آمده است و اصلاً فرصت و قدرت آنکه خود رااز سیطره این امر متعارف خارج کنند و آن را مورد ارزیابی قرار دهند ندارند. در داخلکشور ما نیز بسیارند کسانی که مسیطَر این امر متعارف هستند و از همان نظر گاهی کهعرف جامعه غربی و غرب زده است، به ما و اعمال و سیاست های ما می نگرند؛ و متأسفانهنشریات و رسانه های ما بیش تر در دست اینهاست.
    چه باید کرد؟ مسلّماً در شرایطی اینچنین که همهسیاست های نظام اسلامی با عرف بدویت و جاهلیت جامعه غرب سنجیده می شود هرگز نمیتوان غایات الهی اسلام و صورت مطلوب آن را یکباره، بدون در نظر داشتن خواست همهاقشار جامعه، بر آن حاکمیت بخشید. این همان علتی است که در آغاز پیروزی انقلاب،آنان را که امیال خود را منافی با دین و دینداری می یافتند از کشور تاراند. نکته ایکه آقای خاتمی ما را به آن تذکر داده اند این است که این امیال در نظام ارزشی تفکرغرب، که اکنون بر سراسر دنیا سیطره یافته، چیزی خلاف عرف نیست.
    در غرب نوشیدن مایع تندی که عقل را زائل می کند واختیار را از کف انسان باز می گیرد عملی خلاف عرف نیست؛ قمار، زنا، همجنس بازی،جلوه فروشی، عُجب، کبر، تسلیم در برابر عادات، بندگی غیر، بندگی نفس... و حتی خودکشی امری خلاف عرف نیست. آنها حتی وسایلی ساخته اند که با آن می توان در کمال سهولتو در عین احساس لذت از شرّ زندگی خلاص شد! در آنجا – و به تبع آن در جوامع غرب زدهنوشتن و خواندن کتاب هایی که در آن انواع و اقسام این امور متعارف (!) انجام میشود مجاز و حتی ممدوح است، و اصلاً بشر دغدغه ای جز این ندارد که اوقات فراغت خودرا مستغرَق در لذات گوناگون سپری کند و در ساعات کار نیز فقط برای تأمین حوایجاوقات فراغت خویش مثل سگ جان بکند. در آنجا این پارادوکس که به نظر ما ابلهانه میآید امری کاملاً متعارف است. در غرب – و به تبع آن در جوامع غرب زده – ساختن فیلمهایی که در آن خلاف عرف عمل نمی شود کاملاً مجاز است، یعنی مثلاً یک زن شوهردار بهمردی دیگر دل می بازد و این کار سه نوبت تکرار می شود و حتی در نوبت سوم نیز بهکامیابی نمی انجامد.
    آقای خاتمی گفته است:
    آزادی از دیدگاه آنان یعنی رهایی از همه موانع برایانجام دادن هر آنچه که انسان – طبع اولیه انسان – تمایل به آن دارد و حدود اینآزادی، آزادی دیگران است.
    و در برابر این مفهوم آزادی، تصویری از دشواری حیاتدینی ترسیم می کند و می گوید:
    نظامی که ما عرضه می کنیم از طریق جهاد و ریاضت کسبمی شود. کسب تقوا کار بسیار مشکلی است.هدف زندگی غربی ها رفاه مادی و رسیدن بهآزادی است. همچنین دشمن ما نسبت به مبانی فکری خود غیرتمند است و هر کس این مبانیرا نپذیرد با او به ستیز بر می خیزد، از امکانات غول آسای تکنولوژی یا ظرفیت تکنیکها در جهت القای افکار خود سود می جوید. این در شرایطی است که مثل گذشته در دنیامرز وجود ندارد و هیچ قدرتی نمی تواند بین ذهن افراد و واقعیت فاصله ایجاد کند.
    *********************
    حب حسین (ع) سرالاسرار شهداست
    فاین تذهبون
    اگر صرات مستقیم می جویی ، بیا
    از این مستقیم تر راهی وجود ندارد
    حب حسین (ع)
    شهید سید مرتضی آوینی

    *********************

  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    152
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    43
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ادامه:
    پیش از آنکه به ادامه بحث بپردازم باید بگویم کهحتی اگر ما به اندازه غربی ها هم نسبت به مبانی فکری خود غیرتمند بودیم، اگر چهشرایط امروز ما به مراتب بهتر از این می بود که اکنون هست، اما باز هم طرح این بحثها ضرور می نمود چرا که ما تا جواب این سؤال ها را پیدا نکنیم و با یکدیگر به اتفاقنظر نرسیم، هرگز نخواهیم توانست شیوه مقابله درستی برای مبارزه با غرب بیابیم.
    گفتار وزیر محترم ارشاد کاملاً درست است؛ در اینجهان بی مرز هیچ قدرتی نمی تواند بین ذهن افراد و واقعیت فاصله ایجاد کند. اما مگرما فقط از همین طریق است که می توانیم به غایات دینی خویش دست یابیم؟ برای آنکهمردم به دینداری رو کنند حتماً باید در ذهن خویش از واقعیت فاصله بگیرند؟ اینواقعیت خلاف فطرت بشر است و اگر ما حجاب ها را یک سو نهیم، خواهیم دید که دعوت مردمبه دینداری دعوتی است همسو با جذبه ی فطرت... اگر چه طبع بدوی بشر از آن اِعراضدارد. گویا وزیر محترم ارشاد اصل را براین قرار داده اند که اسلام فقط با دور کردنمردم از این واقعیت – یعنی عرف حیات غربی و غرب زده – محقق می شود و حال که نمیتوان از این واقعیت فاصله گرفت، پس ما اعتراض و انتقاد را هم کنار بگذاریم و همانطور که در برابر نشان دادن کُشتی و بکس و... تسلیم شدیم، همه آنچه را که دشمن میخواهد بر ما تحمیل کند بپذیریم.
    در اینجا حداقل سه اشتباه روی داده است که من خودرا ناچار از ذکر آنها می بینم، هر چند این احتمال نیز وجود دارد که مراد وزیر محترمارشاد همان مطلبی نبوده است که بنده از سخنان ایشان ادارک کرده ام:
    - حیات دینی کاملاً منطبق بر فطرت بشر است و ماهرگز نباید به این توّهم دچار شویم که تفکر ما در برابر تفکر متعارف غربی از جاذبیتکم تری برخوردار است. البته همان طور که عرض کردم طبع اولیه بشر به عالم حس نزدیکتر است و بنابراین، به متعلّقات حواس ظاهری خویش بیش تر تمایل دارد. با این حال،جاذبیت حیات معنوی اگر چه وسعت کم تری دارد، اما از عمق و ماندگاری بیش تریبرخوردار است.
    - دوستان ما در یک امر دیگر نیز دچار اشتباه شدهاند و آن این است که عرف خاص و عام را با یکدیگر خلط کرده اند و این جماعت معدود ومحدود اهل هیاهو را بدل از « مردم » گرفته اند. این همان اشتباهی است که به نحویدیگر دوستان ما در تلویزیون نیز به آن گرفتار آمده اند. « عرف خاصّ » جامعه ما هماناست که حیات خویش را در ارتباط با غرب یافته و اصلاً تصور دیگری از زندگی، تاریخ،جامعه و یا انسان ندارد. روشنفکران به این عرف خاص تعلق دارند و البته باید اذعانداشت که نشریات کشور ما و رسانه های دیگر بیش تر در اختیار اینان است، چرا که تجربهتاریخی تشکل و تحزب، ژورنالیسم و غیره را از سر گذرانده اند و اکنون از ذخایر اینتجربیات بهره می برند.
    اما تجربیات این یک دهه بعد از پیروزی انقلاب نشانداده است که این عرف خاص جز کفی بر رودخانه بیش نیست و تحولات تاریخی جامعه ما ازجای دیگری رهبری می شود که مدخلیت روشنفکران در جریان آن، جز در برهه کوتاهی ازمشروطیت، واقعیت نیافته است.
    عرف روشنفکری « عرف عامّ » جامعه ما نیست. عرف عامّجامعه ما منشأ گرفته از شریعت اسلام است و از غرب جز تأثراتی ظاهری نمی پذیرد وبنابراین، حتی بعد از پنجاه سال حکومت پهلوی، مردم باز هم قدرت یافتند که انقلاباسلامی را به ثمر برسانند. هنوز هم چیزی تغییر نکرده است. امکان حضور مردم درتحولات این دهه دوم بعد از پیروزی انقلاب کم تر شده و اگر چه این معضلی بسیار بزرگاست، اما حضور بالقوه مردم هنوز هم در هر موقعیت دیگری که فطرت الناس در رابطه باولایت تشخیص دهد می تواند به فعلیت برسد. عرف عام همچون رودخانه ای در عمق جریاندارد، اما عرف خاص کفی است که می جوشد و سطح و ظاهر را پوشانده است و اجازه نمی دهدکه باطن آن یعنی رودخانه را ببینیم. هیاهوها نباید ما را به اشتباه بیندازد که هرچه هست و هر که هست هم اینانند که در هفته نامه ها و ماهنامه ها و فصلنامه ها قلممی زنند.
    - اشتباه دیگر دوستان ما که ریشه در مرعوبیت آنهادر برابر غرب دارد آن است که آنها افق حرکت انقلاب و شرایط آماده جهانی را در اینعصر احیای معنویت و اضمحلال غرب نمی بینند و بالتَبع هرگز برای وصول به این غایتتلاش نمی کنند. دگراندیشان و روشنفکران سکولار باید آزاد باشند، اما رشد و بالندگینسل انقلاب نیز مواظبت می خواهد. دولت جمهوری اسلامی حقیقتاً به شعار آزادیمطبوعات، نویسندگان و هنرمندان پایبندی اعتقادی دارد، اما دوستان خویش را از یادبرده است و اکنون مجموع سیاست های نظام اسلامی کار را به آنجا کشانده که نسل انقلابدر هنر و ادبیات احساس عدم امنیت و بیهودگی می کند.
    دوستان ما توجه ندارند که واقعیت متعارف در جهتوصول به غایات ما دچار تحولاتی بنیادین شده است و اکنون تاریخ کره زمین آمادگیپذیرش یک انقلاب جهانی را دارد. رادیوهای خارجی، ویدئو و حتی ماهواره نباید ما رابترسانند. مبارزه از این پس سخت تر خواهد شد و به جای فرار از آن – و یا فرار دادنمردم از آن – و پناه آوردن به شعار قلابی « نسل سوم » (1)در برابر نسل مضمحل دوم،که هر دو و بلکه هر سه مرعوب غرب و مُنهمِک (2) در آن هستند، باید روی به مبارزهآورد، با این اطمینان قلبی که ما مبشّر همان تفکر نجات بخشی هستیم که جهان امروز بهآن نیازمند است و در انتظار آن بوده. نسل سوم هنر و ادبیات غرب زده با نسل دوم آننه در تفکر و نه در قوالب تفاوت چندانی ندارد و آنچه که باید منظر امید انقلاباسلامی را پُر کند نسلی است انقلابی و شریعتمدار که روی به هنر و ادبیات آورده است.
    و البته ما نیز به این مشکل بزرگ توجه داریم کهاسلام قرن ها از صحنه حیات اجتماعی مردم دور بوده است و اکنون تا جواب های مناسبیبرای تدبیر و تقدیر مناسبات و معاملات امروز بیابد، سال ها طول خواهد کشید. وزیرارشاد نیز نوشته است:
    مشکل دیگر ما این است که اسلام قرن ها از صحنهزندگی دور بوده است. ما در امور متعالی مثل عرفان و حکمت در اوج تعالی هستیم ولی درآن مواردی که به نظم اجتماعی و روابط بین انسان ها برمی گردد، دچار خلأ هستیم. اینخلأ، خلأ تئوریک است. اسلام اصیل همواره به عنوان مبارز حضور داشته و خواهان تغییرشرایط بوده ولی در زمینه موارد اثباتی کار زیادی انجام نشده است. در این موارد بافقه سرو کار داریم. فقه نظم عملی رفتار فردی و جمعی را مشخص می کند. فقه مصطلح مادر این زمینه ها دچار نقص است. فقه ما باید تحول پیدا کند تا با نیازهای ما متناسبشود...
    و البته همان طور که وزیر محترم ارشاد در جملاتبعد گفته است، حضرت امام خمینی (س) نیز به این نقص در فقه مصطلح اذعان داشتند و خوددر تمام زندگی در جهت جبران آن تلاش کردند. و بعد افزوده است:
    هر کس که این مشکلات را نادیده بگیرد و مشکل دیگررا اصل کند جامعه را از حل مشکلات باز می دارد.

    *********************
    حب حسین (ع) سرالاسرار شهداست
    فاین تذهبون
    اگر صرات مستقیم می جویی ، بیا
    از این مستقیم تر راهی وجود ندارد
    حب حسین (ع)
    شهید سید مرتضی آوینی

    *********************

  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    152
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    43
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ادامه:
    باید توجه داشت اشکالی که بر فقه مصطلح وارد استهرگز همان اشکالی نیست که بعضی از روشنفکران بر آن نأکید می ورزند. اشکال فقه یکنقص ذاتی نیست و هر کس چنین بیندیشد اسلام را از توان تشکیل حکومت تهی می کند وتلاش هایش همه در جهت جدایی دین از سایر شئون و حیثیات وجود بشر قرار می گیرد. ایناشکال از آنجا منشأ گرفته که اسلام هرگز در قرون جدید تجربه حاکمیت سیاسی نداشته واکنون که این ضرورت به طور کامل چهره نموده است، لاجرم از یک سو ابواب جدیدی برایجوابگویی به این مسائل مستحدثه در فقه گشوده خواهد شد و از سوی دیگر، تفکری که درآفتاب و سایه دین پرورش یافته است به مقابله با تفکراتی روی خواهد آورد که با اصلدین مخالفت می ورزند.
    نباید توقع داشت که مقابله با همه موانع و مشکلاتو مثلاً مقابله با نحله های فلسفی معارض با دین – به دست فقه مصطلح و یا فقها انجامشود. نطفه علم کلام در یک چنین مقابله ای تاریخی بسته شده است، و اگر در نسبت فقهبه معنای مصطلح – با علم کلام بیندیشیم، خواهیم دید که معنای فقه و فقیه از معنایمصطلح خویش وسعت بیش تری خواهد یافت و به معنای تحت اللفظی فقه(3) نزدیک تر خواهدشد. فقه در این معنای وسیع تر، علم کلام و حتی همین علم کلام جدید را که حضرت آیتالله مطهری (ره) بنیانگذار آن هستند در بر خواهد گرفت. ساده انگاری است اگر بخواهیممعرضه فکری این شیخ شهید را با نحله های فلسفی غرب در دفاع از ساحت دین و دینداری،از آن لحاظ که خارج از حوزه مفهومی فقه مصطلح قرار دارد، بی ارتباط با این بحثبدانیم. اسلام پاسخگوی تمام مسائل بشر است و میان امروز و دیروز در این معنا تفاوتیحاصل نمی آید. همواره در حوزه عرف خاص، این پاسخگویی با تفقه در دین – به معنایوسیع کلمه كه علم كلام و بخشی از تاریخ فلسفه دوره اسلامی را نیز شامل می شودمیسور و محقق گشته است و در حوزه عرف عام با تفقه به معنای مصطلح. ما که اسلام راپاسخگوی همه مسائل بشر می دانیم مقصودمان آن نیست که پاسخگویی فقط از طریق فقهمصطلح انجام می گردد. حکمت احکام فقهی نیز نه آنچنان است که حتماً از طریق فقهمصطلح قابل استنباط باشد. حکمت معنایی اعمّ از فلسفه دارد و می تواند محصول تفکرعقلی باشد، وقتی در نسبت با حضور دینی تحقق یابد. عقل می تواند در اتقطاع از وحی ودر خدمت اهوای بشر و یا در نسبت با وحی، صورت های مختلفی از تحقق و تعین پیدا کند. عقل نظری و عقل عملی نیز دو وجه مختلف از امر واحد هستند و عقل یک بار در مقام نظرو بار دیگر در مقام عمل تحقق می یابد؛ و عمل صورتی متنزل از نظر است.
    بنابراین، خلاف آنچه وزیر محترم ارشاد فرموده اند،خلأ مبتلابهِ مادر نظم اجتماعی و روابط بین انسان ها، خلأ تئوریک نیست. اسلام درمقام نظر هیچ نقصی ندارد و نقص – هر چه هست – از آنجاست که تمدن امروز محصول فلسفهای منقطع از وحی است. از یک سو تمدن غرب محصول تفکری عقلی است که در ذیل فلسفهیونان تحقق یافته است و از سوی دیگر، از لحاظ تاریخی این نخستین بار است که مواجههای نظری و عملی میان تفکر دینی ما و تمدن فلسفی غرب روی می دهد و تا این مواجههاتفاق نمی افتاد، حکمت نظری دین امکان نمی یافت که در صورتی عملی تنزل یابد وپاسخگوی مسائل روز باشد.
    کسانی که کتاب « بررسی اجمالی مبانی اقتصاد اسلامی» را از متفکر شهید، استاد مطهری (ره) دیده اند می توانند در آن مصداق روشنی برایاین امر بیابند که چگونه حکمت نظری دین می تواند به معنای تحت اللفظی تفقه نزدیکشود. فی المثل، استاد شهید در این کتاب، سرمایه داری ماشینی را به مثابه موضوعیجدید در فقاهت و اجتهاد دیده اند و نوشته اند:
    صرف توسعه و تغییر کمّی ماهیّت شیء را عوض نمی کندمادام که منجّر به تغییر کیفی نشود. به عقیده ما مشخّصه اصلی سرمایه داری که آن راموضوع جدیدی از لحاظ فقه و اجتهاد قرار می دهد دخالت ماشین است، ماشینیزم صرفاًتوسعه آلت و ابزار تولید نیست، که انسان ابزار بهتری برای کاری که باید بکند پیداکرده است، بلکه تکنیک و صنعت جدید علاوه بر بهتر کردن ابزارها، ماشین را جانشینانسان کرده است، ماشین مظهر فکر و اراده و نیروی انسان بما هُوَ انسان است... ماشینجانشین انسان است نه آلت و ابزار انسان، یک انسان مصنوعی است.(4)
    صاحب نظران می دانند که همین مبنایی که شهید مطهری(ره) اتخاذ کرده اند می تواند جوابگوی بخش عظیمی از سؤالات جوامع امروز در مواجههبا ماشین باشد و لذا، دغدغه عدم تناسب آهنگ انقلاب با زمان – که به نظر می آیددغدغه اصلی وزیر ارشاد و بسیاری دیگر از مسئولان نظام اسلامی است- نباید آنها را بهاین سمت براند که تنها راه حفظ انقلاب را در دور شدن مردم از واقعیات ببینند و ازسر رعب و دستپاچگی، تلاش اصلی خود را در این جهت قرار دهند که اسلام را حامی ارزشها و دستاوردهای تمدن امروز نشان دهند و با صراحت بگویم، به جای اعتماد به نسلهنرمندی که از انقلاب جوشیده اند و در جریان انقلاب پرورش یافته اند، در مواجهه باروشنفکران ضدّ دین به اختراع نسلی دیگر – هر چند من درآوردی و بی ریشه – بپردازندکه در ضدیت با دین و انقلاب هیچ چیز از آن دو نسل دیگر کم ندارند.

    *********************
    حب حسین (ع) سرالاسرار شهداست
    فاین تذهبون
    اگر صرات مستقیم می جویی ، بیا
    از این مستقیم تر راهی وجود ندارد
    حب حسین (ع)
    شهید سید مرتضی آوینی

    *********************

  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    152
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    43
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ادامه:
    تحجر و تجدد دو پرتگاه جهنمی هستند که در این سوی وآن سویِ صراط عدل دهان باز کرده اند: زاهدان متنسّک و عالمان متهتّک؛ آنان فلسفه وعرفان و شعر و موسیقی را تفکیرمی کنند و اینان فقه را از پاسخگویی به مسائل روزعاجز می دانند، و صراط عدل از میانه این دو پرتگاه و از بطن آن می گذرد. وزیر محترمارشاداسلامی فقط به تحجر و عوام زدگی تاخته اند و از غرب زدگی و تجدد سخنی به میاننیاورده اند. ایشان پس از ذکر این حقیقت که:
    انقلاب ما آرمان هایی داشت که در شعارهایش متبلوربود. یک دین حقیقی به همان میزان ماندگار است که قابل تحقق باشد. آرمان به خودی خودوجود ندارد بلکه ما را به سمت اهداف می راند. زندگی ما نظم می خواهد. اگر آهنگانقلاب متناسب با زمان نباشد دچار مشکل می شویم.
    فرموده اند:
    شاید آسان ترین راه را انسان های سطحی مطرح میکنند، یعنی اینکه رقیب ما، اندیشه مخالف ما، نباید اجازه حرف زدن داشته باشد و بایدجلویش گرفته شود. اما واقعاً این راه حل مشکل ما را حل می کند؟ ملاک سلیقه کی بایدباشد؟... استراتژی فرهنگی یک نظام نمی تواند بر منع قرار گیرد. در طول تاریخ اسلاماین گونه نبوده است. اندیشمندان اسلامی به استقبال اندیشه های دیگران می رفتند ولحظه به لحظه فرهنگ اسلامی را غنی تر می کردند.
    بسیاری به صورت نادرست می پندارند که تنها مجاریانتقال افکار کانال های رسمی است و نباید هیچ اندیشه مخالفی در قالب کتاب یا فیلماجازه انتشار داشته باشد و این فکر شوخی است. امواج رادیویی امروز و امواج تصویریفردا این انتقال را امکانپذیر می سازد.
    شکی نیست که استراتژی فرهنگی یک نظام نمی تواند برمنع قرار گیرد و میزان آن را نیز خود وزیر ارشاد در سخنان خویش معین فرموده اند:
    در لیبرال ترین حکومت ها در جایی که علیه نظامتوطئه می شود منع وجود دارد و درک این توطئه بر اساس سلایق شخصی نیست و قانونمندیخاص خود را دارد.
    اما مسلّماً جای این سؤال وجود دارد که « آیااستراتژی فرهنگی نظام نمی تواند بر تقویت تلاش هایی ارتکاز یابد که در تفکر و غایاتبا او همسو و هماهنگ هستند؟ »
    مگر کسی از وزارت ارشاد خواسته است که استراتژیفرهنگی خود را بر منع قرار دهد؟ دوستان ما باید به یاد داشته باشند که اکنون حجابسکوت و صبر هنگامی شکسته شده که آتمسفر فرهنگی در عرف خاص آنچنان مسموم و نا امناست که هیچ مؤمنی احساس امنیت نمی کند. من با صراحت به مسئولان فرهنگی و هنری کشوراعلام می دارم که این دغدغه که فرزندان ما امروز و فردا در فضای کدام فرهنگ رشدخواهند یافت ما را به سختی به وحشت می اندازد.
    از داهیانه ترین سخنانی که وزیر ارشاد در این گفت وگو به زبان آورده اند این است که:
    ما معتقدیم که باید با تبادل اندیشه در افراد مدافعنظام مصونیت به وجود بیاوریم. لازمه این کار این است که جامعه با آرای مخالفینمواجه شود ولی این مواجهه باید کنترل شده باشد.
    اما واقعاً همین استراتژی است که به منصّه عمل درآمده است؟ آیا واقعاً دوستان ما در وزارت ارشاد آتمسفر فرهنگی جامعه را کنترلدارند؟ آیا لازمه این مصونیت اجتماعی آن نیست که در کنار مواجهه جامعه با آرایمخالفین، تلاش های دوستانه مؤید انقلاب و دینداری نیز تقویت شود؟ آیا لازمه مصونیتیافتن مدافعان انقلاب در مواجهه با آرای مخالفین آن است که ما آتمسفر فرهنگی جامعهرا آن گونه که نسل های جدید فرصت هدایت را از دست بدهند؟
    ما نیز با تحجر مخالفیم، اما در عین حال می دانیمکه تنها مرتجعین و متحجرین نیستند که به نظام فرهنگی و هنری کشور اعتراض دارند. اگروزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می خواهد که حصارهای جهل و خرافه و تحجر را بشکند وجامعه را از تفریط باز دارد، باید با تجددِ افراطی نیز مبارزه کند تا مردم را ازچاله ای به چاه نیفکند... و البته باز هم صد هزار بار شکر که عرف عام از این کشاکشفارغ است و راه خویش را فطرتاً در نسبت با شریعت می یابد. دشمنان ما می گویند: « مشکل امروز ما غرب زدگی نیست، عوام زدگی است. »
    *********************
    حب حسین (ع) سرالاسرار شهداست
    فاین تذهبون
    اگر صرات مستقیم می جویی ، بیا
    از این مستقیم تر راهی وجود ندارد
    حب حسین (ع)
    شهید سید مرتضی آوینی

    *********************

  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    10
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    3
    گالری
    0



    بعضی ها وضو می گیرند و بعضی دیگر پیشانی بند هایی را که رویشان ارسال است : "زائران کربلا" بر پیشانی می بندند .
    در اینجا و در این لحظات دل ها آنچنان صفایی میابد که وصف آن ممکن نیست.
    گفتم که هیچ چیز بین تو و رب العالمین باقی نمی ماند .
    خود تو آنکه به او می گویی: "من" و در اینجا دیگر منی در میانه نیست.
    من میمیرد و همه به هم پیوند میخورند. آنگاه دست ها در هم گره می خوردند و دیگر رها نمی شوند.

    جان شیرین را نخواهم، مگر روزی شود جانم فدایت
    یا حسین (ع)


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    152
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 روز 16 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0



    زندگی زیباست اما شهادت از آن زیباتر است

    سلامت تن زیباست، اما پرنده‌ی عشق، تن را قفسی می‌بیند كه در باغ نهاده باشند .
    و مگر نه آنكه گردن‌ها را باریك آفریده‌اند تا در مقتل كربلای عشق آسان‌تر بریده شوند؟
    و مگر نه آنكه از پسر آدم، عهدی ازلی ستانده‌اند كه حسین علیه السلام را از سر خویش بیش‌تر دوست داشته باشد؟
    و مگر نه آنكه خانه‌ی تن راه فرسودگی می‌پیماید تا خانه‌ی روح آباد شود؟
    و مگر این عاشق بی‌قرار را بر این سفینه‌ی سرگردان آسمانی، كه كره‌ی زمین باشد، برای ماندن در اصطبل خواب و خور آفریده‌اند؟
    و مگر از درون این خاك اگر نردبانی به آسمان نباشد، جز كرم‌هایی فربه و تن‌پرور بر می‌آید؟
    پس اگر مقصد را نه اینجا، در زیر این سقف‌های دلتنگ و در پس این پنجره‌های كوچك كه به كوچه‌هایی بن‌بست باز می‌شوند نمی‌توان جست، بهتر آنكه پرنده‌ی روح دل در قفس نبندد.پساگر مقصد پرواز است، قفس ویران بهتر، پرستویی كه مقصد را در كوچ می‌بیند، از ویرانی لانه‌اش نمی‌هراسد.»» ای شهید!ای آنکه بر کرانه ی ازلی و ابدی وجود،برنشسته ای! دستی برآر و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را نیز از این مُنجلاب بیرون کش

    ویرایش توسط مریم سادات : ۱۳۸۹/۰۶/۲۵ در ساعت ۰۹:۴۶
    به هوای حرم کرب و بلا محتاجم..


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ۞❀۞❀۞آشنایی با شهید فرانسوی دفاع مقدس۞❀۞❀۞
    توسط seyed yasin در انجمن برگی از دفتر زندگی ( زندگی نامه و خاطرات شهدا)
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۶/۰۴, ۰۸:۵۶
  2. ▐★♥★ ▐داستان هایی از سیرت حضرت امام رضا (ع)▐★♥★ ▐
    توسط ║★║فاطمی║★║ در انجمن اهل بیت و ائمه در قرآن
    پاسخ: 24
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۷/۰۷, ۱۸:۳۸
  3. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۷/۰۲, ۱۲:۲۲
  4. نامه ی زن آمریکایی به زنان ودختران مسلمان
    توسط خادمة المهدی در انجمن حجاب و پوشش اسلامي
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۶/۲۸, ۱۵:۴۷

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود