صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اگر خدا حسابرس است پس قانون چيست؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    263
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    1

    اگر خدا حسابرس است پس قانون چيست؟




    سلام.
    همه ي ما اعتقاد داريم كه خداوند بزرگ حسابرس است و در اين شكي نيست.
    مثلا اگر كسي فردي را كه بي گناه است بكشد قطعا دچار عذاب الهي مي شود و خداوند حق آن مظلوم را خواهد گرفت.
    اما اگر واقعا چنين باشد پس لزوم بوجود آمدن قانون چيست؟اگر خدا بهترين حسابرس است و كار خود را مي داند چرا در جامعه چيزي به نام قانون داريم؟چرا ما كسي را كه جاني يا آدم كش است اعدام مي كنيم؟مگر خدا خودش به حساب او رسيدگي و او را مجازات نمي كند؟

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    263
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    1



    واقعا از دوستان پاسخ گو در اين سايت بر نمي آيد كه پاسخ مرا بدهند؟يا اينكه جواب سوال بنده خيلي مشكل است؟

  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    155
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    1 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    1
    گالری
    0

    قوانین معنوی حیات از دید اکنکار- قانون کارما




    نقل قول نوشته اصلی توسط behnam-soft نمایش پست
    سلام.
    همه ي ما اعتقاد داريم كه خداوند بزرگ حسابرس است و در اين شكي نيست.
    مثلا اگر كسي فردي را كه بي گناه است بكشد قطعا دچار عذاب الهي مي شود و خداوند حق آن مظلوم را خواهد گرفت.
    اما اگر واقعا چنين باشد پس لزوم بوجود آمدن قانون چيست؟اگر خدا بهترين حسابرس است و كار خود را مي داند چرا در جامعه چيزي به نام قانون داريم؟چرا ما كسي را كه جاني يا آدم كش است اعدام مي كنيم؟مگر خدا خودش به حساب او رسيدگي و او را مجازات نمي كند؟

    بنام قادر متعال

    دوست عزیز ... سوال خوبی پرسیدی ... من از دید تعالیمم که در مکتب آئین نور و صوت خداوند ،دانش باستانی سفر روح ،اکنکار، آموختم پاسخ سوالاتت رو می دهم. البته در حد توان اندکم .

    ((ذات پاک آن لایتناهی که خداوند می نامیمش دارای سه دسته خصوصیات اصلی است که شامل : حکمت و خرد - عشق و آزادی است. این سه دسته ویژگی های خداوند توسط اساتید اک معرفی می شوند. خداوند تمام کیهانهای و عوالم بینهایت هستی اش را بر مبنای یک دسته قوانین خلق و دوام می بخشد و تمامی عرش او ملزم به رعایت این قوانین هستند.
    بر مبنای ویژگی های صفات ممتازه آن بریتعالی سه دسته قوانین اصلی معنوی هم که خود شامل قوانین زیادی می شوند بر پا گشته اند . این سه دسته قوانین اصلی عبارتند از :
    1- قوانین حکمت و خرد : مجموعه قوانینی که مربوط به قدرات الهی و تجلی آن در جهانهای مخلوق می باشد که خود شامل قوانینی از جمله : (علیت - تغییر - آگاهی - تثبیت - فیض و رحمت - حیات - روح فردی - روح الهی - ارتعاشات و ... می شود)
    2- قوانین آزادی : مجموعه قوانینی که مسیر هموارتری را در زندگی روزمره در اختیار فرد قرار می دهد که خود شامل قوانینی از جمله : (فرض - نگرش ها - کارما - تعادل - الماس های مرتبط - تقدیر - عدم وابستگی - صرفه جوئی - طبیعت - تضاد و دوگانگی - رشد معنوی - وحدت و ... می شود.)
    3- قوانین عشق (مهرورزی) : قوانینی که ظرفیت عظیم تری را برای عشق ورزی در اختیار روح قرار می دهد که خود شامل مجموعه قوانینی چون خلاقیت - درستکاری - زندگی - سپاسگذاری - عشق - عدم دخالت - سکوت و ... می باشد.)

    دوست عزیز قصد نداشتم برای جواب سوال شما این مقدمه طولانی را عنوان کنم ولی بیان این مقدمه و برشمردن قوانین مهمی که خداوند برای اجرا سه ویژگی خود یعنی حکمت و عشق آزادی از آنها استفاده میکند خالی از لطف نبود.

    همیشه گفته ام: وقتی می بینیم یک جوجه گنجشک از لانه اش بروری زمین می افتد با خود می گوئیم که یعنی خداوند از این موضوع آگاه نبود؟ اگر بود چرا جلوی افتادن این جوجه را نگرفت! ... جواب این است که چرا خداوند از افتادن هر برگی از روی درخت هم آگاه است اما مشیعتش جلوی افتادن برگ درخت یا جوجه گنجشک را از لانه نمی گیرد!
    یکی از قوانینی که مجموعه قوانین خدائی برای تمام کیهانهای و عوالم غیب و غیر غیب خداست قانون مکافات عمل یا جزای عمل یا همان است که ما اصطلاحا ((کارما karma)) می نامیمش. همه مکاتب به نوعی به این قانون اشاره کرده اند و همه وجدانا و یا تجربی می دانند چننی قانونی وجود دارد. و معنای این قانون این است که فاعل بایستی مفعول کار خود را ببیند چه نیک چه بد. از دید اکنکار و اکثر مکاتب شرقی این قانون وجه دیگری از قانون عشق است و تمامی هستی یعنی تمامی مخلوقات را بهم دیگر مربوط نگه می دارد . انسان ، گیاه ، حیوان و جماد ... بمانند عشق که تمام هستی را بهم می پیونداند این قانون بسیار مهم هم تمام هستی را بهم دیگر پیوند داده است.
    این قانون انسان ها را از طریق مسئول دانستن آنها در برابر افکار و اعمالشان چه در مورد خودشان و چه در ورد دیگران تطهیر می کند. این قانون به ما دانش پژوهان اکنکار می آموزد که مسئولیت اعمالمان را بعهده بگیریم ... در دانش اکنکار مفهومی بنام گناه وجود ندارد و اساسا از اولین شرط ها این است که شاگرد بداند اگر عملی را انجام دهد چه نیک چه بد باید جزایش را ببیند و راه برگشتی نیز نیست. و بهمین دلیل ما مفهومی هم بنام توبه نداریم. البته در اسلام هم توبه در مورد دیون مردمی کاملا رد شده است و خداوند کاری در این رابطه نمی کند و باید جزای عمل برای فاعل آن برگشت بپذیرد و شفاهت و زیرآبی در رفتنی هم در کار نیست.
    پس از دید ما چیزی هم بنام عذاب الهی وجود ندارد و صرفا نتیجه عمل یک شخص بسویش باز می گردد. د رمورد نحوه عملکرد این قانون متاسفانه یک شخص یک عملی را انجام می دهد و نتیجه عمل بعضا 20 یا 30 سال دیگر بسوی او باز می گردد و عمری در اغفال بوده و حالا که دارد جواب اعمالش را می بیند نمی داند این اتفاقات عجیب از کجا آمد. مثل داستان همان شیرفروشی که یک عمر داخل شیر آب می افزود و می فروخت و ناگهان سالیان بعد سیلی آمد و همه اموالش را برد. اکثر وقتی در زندگی اتفاقات ناگوار پشت سر هم ردیف می شود گیج و درمانده می شوی و بسوی خدا تضرع و التماس که اوضاع را تغییر دهد و چون تغییر محسوسی نمی بینیم لب به شکوه و گلایه از خدا می گشائیم و فراموش کرده ایم که آگاهانه یا در اغفال محض این اعمال را انجام داده ایم! پس حال که وقت باز پس دادن است شکوه م یکنیم این را یم گویم چرا که ما انسانها اگر مثلا چند سال بعد اوضاع مالیمان خوب شد و بیماری همسرمان ناگهان برطرف شد سپساگزار نیستیم و وقتی اوضاع بر وفق مرادمان به پیش نرود لب به شکایت پیش قادر متعال می بریم.

    دوست عزیز مبنای حکومت و قوانین الهی این شکل هستند که از دید تعالیممان گفتم ... قانون مهمی بنام ((کارما)) تمام اجرا کننده قوانین هستی است و قوانین سایر اجتماعات و مکاتب و ادیان هم هر یک به شکل توازی و برگرفته از این قانون مهم ایجاد گردیده اند. و وضع قوانینی مثل دیه یا قصاص مثل چشم در برابر چشم دقیقا بیان کننده شکلی از قانون سزای عمل هستند.
    و همیشه بیادمون دادند که : دنیا مزرعه الاخره هستش و تجسم و نتیجه اعمالمان بسویمان باز می گرده.
    ای مقدمه چینی طولانی نمی دونم چقدر در پاسخ به سوالتون مفید بود ولی همه ما روح هستیم که برای کسب تجربه به زمین آمدیم و هر یک برای ایفای نقش و ماموریتمان کالبدی را گزیده ایم و طبق قوانین آن لایتناهی هم تزکیه می شویم ....
    قوانین اجتماعی برگرفته از این مجموعه قوانین الهی به شکل تحریف شده و کمرنگ هستند و وجودشان هم لازم است ولی هدایت کننده امور آن لایتناهی است.

    خداوندا دعا مي کنم که هر چه صلاح توست همان شود... ان شاء الله

  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    263
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    1



    سلام.
    از پاسخ شما ممنونم اما بحث ما بر سر قوانيني كه خود خدا دارد نيست.
    بلكه بر سراين است كه وقتي خود خدا همه ي ما را مجازات مي كند يا پاداش مي دهد پس چرا در جامعه چيزي به نام قانون داريم؟ مثلا به عنوان يك جواب البته ناقص مي شود گفت كه ما در كار خدا دخالت مي كنيم.طبق مثالي كه در پست اول اين تاپيك زدم اگر كسي شخصي را بكشد مطمئنا خدا عذابش مي كند پس ما چرا او را اعدام مي كنيم؟پس كار خدا چه مي شود؟

    اما نكته بعدي كه بنده با نظر شما دوست عزيز مخالف هستم و البته به آن نيز احترام مي گذارم اين است كه شما مي گوييد چيزي به نام توبه و بخشش عمل وجود ندارد.بنده اين را قبول ندارم.از بزرگي شنيدم كه در روز قيامت خداوند رحيم به دانشمند بزرگي مي گويد با فضل من
    وارد بهشت شو.دانشمند ناراحت مي شود و مي گويد خدايا چرا با فضل تو؟من كه در دنيا مواظب اعمالم بودم؟ و آنگاه خداوند كه با عدلش اعمال اورا مي سنجد به دانشمند نمايان مي شود كه چقدر در اعمالش كوتاهي داشته و ...

    من هنوز دليل وجود قانون در جامعه را با وجود حسابرس بودن خدا نفهميدم.
    يا علي

  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    201
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 5 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام,من فکر می کنم که اگردراین دنیا قانون وقصاصی وجود نداشت دنیا ویران می گشت و دیگر امنیت نداشت وقرآن واحکام الهی اجرانمیشد ودنیاازآدم های خلافکار پرمیشدودنیا هرج ومرج میشد,امیدوارم تونسته باشم جوابتون بدمیا علی
    وَ إِنْ يَمْسَسْکَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلا کاشِفَ لَهُ إِلاَّ هُوَ وَ إِنْ يَمْسَسْکَ بِخَيْرٍ فَهُوَ عَلى‏ کُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ(17) «انعام»

    « اللّهم عجّل لولیّک الفرج »


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    263
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط یابن یاسین نمایش پست
    سلام,من فکر می کنم که اگردراین دنیا قانون وقصاصی وجود نداشت دنیا ویران می گشت و دیگر امنیت نداشت وقرآن واحکام الهی اجرانمیشد ودنیاازآدم های خلافکار پرمیشدودنیا هرج ومرج میشد,امیدوارم تونسته باشم جوابتون بدم:gol:یا علی
    پس طبق حرف شما خدا هيچ كاري نمي كنه و ما بايد خودمون قصاص و .... را اجرا كنيم؟پس حسابرسي خدا چه مي شود؟

  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    364
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط behnam-soft نمایش پست
    سلام.
    از پاسخ شما ممنونم اما بحث ما بر سر قوانيني كه خود خدا دارد نيست.
    بلكه بر سراين است كه وقتي خود خدا همه ي ما را مجازات مي كند يا پاداش مي دهد پس چرا در جامعه چيزي به نام قانون داريم؟ مثلا به عنوان يك جواب البته ناقص مي شود گفت كه ما در كار خدا دخالت مي كنيم.طبق مثالي كه در پست اول اين تاپيك زدم اگر كسي شخصي را بكشد مطمئنا خدا عذابش مي كند پس ما چرا او را اعدام مي كنيم؟پس كار خدا چه مي شود؟

    اما نكته بعدي كه بنده با نظر شما دوست عزيز مخالف هستم و البته به آن نيز احترام مي گذارم اين است كه شما مي گوييد چيزي به نام توبه و بخشش عمل وجود ندارد.بنده اين را قبول ندارم.از بزرگي شنيدم كه در روز قيامت خداوند رحيم به دانشمند بزرگي مي گويد با فضل من
    وارد بهشت شو.دانشمند ناراحت مي شود و مي گويد خدايا چرا با فضل تو؟من كه در دنيا مواظب اعمالم بودم؟ و آنگاه خداوند كه با عدلش اعمال اورا مي سنجد به دانشمند نمايان مي شود كه چقدر در اعمالش كوتاهي داشته و ...

    من هنوز دليل وجود قانون در جامعه را با وجود حسابرس بودن خدا نفهميدم.
    يا علي

    قوانین کیفری موجود در یک جامعه برای کنترل کردن جامعه هستند. نه برای اینکه افراد به سزای اعمالشون برسند. حسابرسی برای آخرت هستش ولی این دنیا چی میشه؟ یعنی ما همه چی رو ول کنیم تا خلافکار ها هر کاری دلشون خواست بکنن؟
    اگر این قوانین کیفری نباشند که سنگ روی سنگ بند نمیشه.

  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    263
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط leadertime نمایش پست
    یعنی ما همه چی رو ول کنیم تا خلافکار ها هر کاری دلشون خواست بکنن؟

    خلافكار ها به حال خودشان رها نمي شوند.مگر تا به حال نديده ايد كه كسي كه به ديگران ظلم مي كند چگونه در زندگي دچار مشكلات مي شود؟خداوند حسابرس است و در دنيا هم كيفر مي دهد هر چند كه حسابرسي اصلي در روز قيامت است...

  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    937
    تشکر:
    1
    حضور
    1 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط behnam-soft نمایش پست
    خلافكار ها به حال خودشان رها نمي شوند.مگر تا به حال نديده ايد كه كسي كه به ديگران ظلم مي كند چگونه در زندگي دچار مشكلات مي شود؟خداوند حسابرس است و در دنيا هم كيفر مي دهد هر چند كه حسابرسي اصلي در روز قيامت است...


    زندگی اجتماعی انسان نیاز به نظم و ثبات دارد . برقراری نظم و ثبات هم نیازمند استقرار مقررات و قوانینی است که بر اساس آن بتوان جوامع را اداره کرد . طبیعتا رفتار خلاف قانون به سبب این که موجب تخریب بنیادهای جامعه و آسیب دیدن آن در همه ی سطوح می شود ، باید کنترل و مجازات شود .

    قوانین ما برای اداره ی زندگی دنیوی ماست وگرنه در دنیا هیچ ظالمی را نمی توان آن گونه که حق اوست کیفر داد ، و هیچ عمل خیری را نمی توان چنان که رواست ، پاداش بخشید . به دلیل نیاز بشر به زندگی اجتماعی و نیاز زندگی اجتماعی به مفهومی به نام قانون ، ادیان الهی برای زندگی انسان ها تقنین کرده اند .

  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    364
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط behnam-soft نمایش پست
    خلافكار ها به حال خودشان رها نمي شوند.مگر تا به حال نديده ايد كه كسي كه به ديگران ظلم مي كند چگونه در زندگي دچار مشكلات مي شود؟خداوند حسابرس است و در دنيا هم كيفر مي دهد هر چند كه حسابرسي اصلي در روز قيامت است...
    ببینید، بحث پیش گیری از وقوع جرم مطرحه، ما دوست نداریم اصلا جرمی رخ بده حالا میخواد اون شخص در دنیا عذاب ببینه یا نبینه.
    اگر این قوانین مادی نباشند، خوب بله اون کسانی که اعتقاد دینی دارند به سمت جرم و جنایت نمیرن، اما بقیه چی؟ اونایی که خدا رو قبول ندارند یا اعتقادات خیلی سستسی دارند چی؟

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود