صفحه 2 از 2 نخست 12
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شراب و فلسفه حرمت آن

  1. #11

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    6,447
    مورد تشکر
    25,156 پست
    حضور
    70 روز 18 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    11



    مناظره علامه با کشيش مسيحي

    يکي از کشيشان جلفاي اصفهان به طلاب علوم ديني اسلامي و بحث هاي علمي علاقه داشت، به گونه اي که گه گاهي طلبه ها را به منزل خود و يا کليساي وانک دعوت مي کرد و با آنان به بحث مي نشست.
    کشيش حافظه اي قوي و اطلاعات خوبي داشت و از آنجا که اهل مطالعه بود در مورد تاريخ اسلام و مواضع اصولي فقه اسلامي تا اندازه اي آگاهي داشت.
    او به دليل بيان گرم و منطق گيرا، با تکيه بر اطلاعاتش اغلب در مناظرات غلبه داشت. بعد از مدتي قضيه به گوش مرحوم آيت الله آقا نجفي اصفهاني رسيد، که کشيشي با اين مشخصات با طلاب به بحث مي نشيند و اغلب آنان را به پشتوانه بيان گرم و اطلاعات تاريخي اش تحت تأثير قرار مي دهد.
    مرحوم آيت الله آقا نجفي روزي از جمع طلاب سؤال کرد آيا شما در بين خودتان يک فرد زرنگ و مطلع به مباني اسلامي و آگاه به عقايد مسيحيان و مکاتب ديگر سراغ داريد تا او را براي بحث به جلفا بفرستيم؟

    طلاب حاضر پس از شور و در گوشي صحبت کردن، بالاتفاق عرضه داشتند: بهترين کس براي اين کار سيدمحمدباقر درچه اي فرزند آيت الله سيد مرتضي درچه اي؛ او گرچه جوان است و چندان سني از او نگذشته، ولي در مقام بحث و مناظره يد طولايي دارد، و اطلاعات جانبي اش نيز قوي است.
    ناگفته نماند که در آن مقطع علامه دوران طلبگي را مي گذراند و هنوز به نجف مشرف نشده بود و شهرت آن چناني در ميان عموم نداشت.
    لذا بر اساس پيشنهاد طلاب و تأييد آقا نجفي، سيدمحمدباقر براي بحث با کشيش ارمني انتخاب و معرفي شد.
    جمعي از طلاب به حضور طلبه جوان يعني سيدمحمدباقر درچه اي آمدند و مطلب را با او در ميان گذاردند و ايشان هم پذيرفت.
    ضمن پذيرش، شرطي قرار داد و شرطش آن بود که به طلاب گفت که همراه من بياييد و در جلسه حضور داشته باشيد، ولي در بحث من و آن کشيش هيچکس دخالت نکند، حرفي نزند، کمک من نکند. حتي اگر مطلبي جالب هم يادش آمد باز هم سخني نگويد، فقط ساکت و آرام بنشينيد و سرتا پا گوش باشيد.
    آقايان طلاب اين شرط را پذيرفتند و باز مرحوم درچه اي براي اتمام حجت شرط خود را تکرار کرد که اگر کسي در وسط کلام کشيش و يا کلام من، حرفي بزند و يا اشاره به مطلبي بکند، سخن را قطع مي کنم و جلسه را ترک مي گويم.
    طلاب هم مجدداً بر عدم دخالت خود تأکيد کردند، تا بالاخره همه به طور دسته جمعي به راه افتادند و براي بحث و گفتگو با کشيش مورد نظر به جلفا رفتند.

    جناب کشيش که مثل روزهاي ديگر گروهي از طلاب را دور و برش ديد با خوشحالي و شوق و شعف از آنان استقبال کرد، ولي نمي دانست که اين بار آقايان طلاب قرار گذاشته اندو به غير از يک نفر، ديگران طرف حساب نيستند.

    لذا کشيش براساس برنامه روزهاي قبل رو کرد به جميع طلاب و گفت: آقايان شما حضرت مسيح را که قبول داريد؟
    طلاب گفتند: اين هفته ما طرف صحبت شما نيستيم. طرف صحبت شما اين سيد جوان است. از ايشان بپرسيد.
    پس کشيش به سيدمحمدباقر درچه اي رو کرد و سؤالش را تکرار کرد که آيا شما حضرت مسيح را قبول داريد؟
    درچه اي گفت: نخير قبول ندارم!
    کشيش با تعجب پرسيد: چطور قبول نداريد؟ مگر تو مسلمان نيستي؟
    درچه اي پاسخ داد: شما چه کار به دين من داريد!؟
    کشيش پرسيد: بالاخره مي خواهم بدانم چه ديني داري؟ مسيحي، يهودي، چکاره اي؟
    درچه اي گفت: فرض کن من مسيحي هستم!
    کشيش مي خواست با استفاده از مسائل تاريخي مطلب خود را ثابت کند، اما درچه اي با استدلال، تاريخ را رد کرد.
    لذا کشيش از قرآن مدرک آورد و استناد به قرآن کرده و اضافه نمود که آقاي سيد آيا اين کتاب را قبول داري يا نه؟
    علامه فرمودند: به فرض اينکه من قرآن را قبول داشته باشم، چه مي خواهي بگويي؟ کشيش که با مطالب مستدل و قاطع و قوي علامه، خود را در محاصره بحث ديده بود و هرگز گمان نمي برد که سيدي جوان و در سن کمتر از بيست سال اين قدر مسلط به مکاتيب الهي و مدارک و اسناد مسيحيت باشد حيرت زده گفت: اگر قرآن را قبول داري اسم مسيح در قرآن مکرر آمده و شرح حال مسيح گفته شده است.
    از همين جا مرحوم درچه اي موضوع بحث را به دست گرفت و گفت: ببينيد آقاي کشيش، تو مسيح قرآن را قبول داري، من هم قبول دارم و در اين مورد با هم وجه مشترک داريم؛ زيرا مسيح قرآن هم مورد قبول توست، هم مورد قبول من، اما مسيحي که شما معرفي مي کنيد که مشروب را حلال کرده و ... آن مسيح را من قبول ندارم، من مسيحي که اينجاست قبول دارم.

    بالاخره پس از بحثي بسيار طولاني از تاريخ اسلام و تاريخ مسيح، و قرآن و انجيل و ... کشيش تقاضاي استراحت و تنفس کرده و ادامه جلسه را به روز ديگر موکول نمود سپس اظهار داشت من امروز از اين جلسه بهره ها و استفاده ها بردم ! .

    به نظر ما حرکت امام خمینی دقیقا مقدمه سازی ظهور امام عصر(عج) است,لذا باید تقویت شود,ظهور امام عصر(عج)یک مسئله کاملا منطقی است و باید به شدت با خرافات و تیپ افسانه ای که برای ایشان درست شده مبارزه کرد و فهماند که ظهور هم به دست خود ماست,هرگاه مبنای برنامه ریزی ما این مسئله باشد به آن خواهیم رسید و لا غیر.با التماس و اشک و زاری تنها هیچ کاری صورت نمی گیرد.


  2. #12

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    4,144 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و عرض ادب خدمت دوستان محترم

    از چیزهایى که آشامیدن آن ممنوع اعلام شده شراب است که در قرآن چنین مى خوانیم :
    «انما یرید الشیطان ان یوقع بینکم العدواة و البغضاء فى الخمر و المیسر و یصدکم عن ذکر الله و عن الصلوة فهل انتم منتهون » (المائده 91)

    شیطان خصومت و دشمنى را به وسیله شراب و قمار در میان شما قرار مى دهد، و شما را از نماز و یاد خدا باز مى دارد.

    و در جاى دیگر مى فرماید: :يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون‏ »

    شراب و قمار و بتها پلیدند و از اعمال شیطانند از آن اجتناب کنید» زیانهاى همه جانبه شراب به قدرى زیاد است كه رسول اکرم آنرا ریشه جنایات و زشتی ها معرفى فرمودند.

    قال رسول الله (ص ): الخمر ام الخبائب

    مردى به على (ع ) گفت به نظر شما معصیت شراب خورى از زنا و دزدى بیشتر است ؟ فرمود آرى ، زیرا زناکار ممکن است به همین گناه اکتفا کند، خود را بگناه دیگر آلوده نسازد ولى شراب خوار با آنکه به یک گناه آلوده شده به گناهان دیگرى نیز مانند زنا، دزدى ، آدم کشى و ترک نماز.... آلوده خواهد شد.

    «قیل لامیر المومنین (ع ) انک تزعم ان شرب الخمر اشد من الزنا و السرقة ؟ فقال (ع ) نعم ، ان صاحب الزنا لعله لا یعدوه الى غیره و ان شارب الخمر اذا شرب الخمر زنى و سرق و قتل النفس التى حرم الله عزوجل و ترک الصلوة »

    زیانهاى شراب منحصر به جنبه هاى بهداشتى نیست بلکه از جنبه هاى معنوى و اجتماعى قابل توجه است .

    مردى از امام پنجم (ع ) علت حرام شدن شراب را سؤ ال مى کرد. آن حضرت اینطور فرمودند:
    «ان مدمن الخمر کعابد و ثن و یورثه الارتعاش ، و یهدم مروءته ، و تحمله على التجسر على المحارم ، منسفک الدماء و رکوب الزنا، حتى لایومن اذا سکر ان یثبت على حرمه ، وهو لا یعقل ذلک ، و الخمر لا تزید شاربها الا کل شر»
    دائم الخمر مانند بت پرست است شراب برایش رعشه بدن پدید مى آورد، مردانگى و انصاف و مروتش را نابود مى کند شراب است که شراب خوار را وادار بر جسارت بر نزدیکان و اقوام و خویشان و خون ریزى و زنا مینماید حتى از زناى با محارم ایمن نمى تواند بود او پس از مستى این کار را بى توجه انجام مى دهد و خلاصه شراب وادار کننده به هر نوع شر و اعمال ضد انسانى است .

    در این روایت به یک قسمت از ضررهاى الکل از نظر جنبه هاى جسمانى ، اخلاقى ، و اجتماعى تصریح شده است . ( منابع احاديث در صورت لزوم ذكر خواهد شد)

    در ثاني كه از مهم ترين دلايل حرمت شراب (با توجه به اينكه هدف اسلام الهي شدن است) اين است كه شراب بر مشاعر انسان اثر می گذارد ، بهعیارتی واضح تر هر چیزی كه انسان می خورد و می آشامد در آینده نزدیك تبدیل به اندیشه می شود ، اندیشه ای كه با خوردن شراب به وجود آمده محال است اندیشه و تفكر الهی داشته باشد ؛ اندیشه ای كه با خوردن مال حرام به وجود امده محال است اندیشه صحیحی باشد . البته با توجه به رسالتی كه ما مسلمانان داریم اندیشه نیز معنای بسیار وسیعی پیدا می كندتنها به انديشه در حصار ماده خلاصه نمي شود .
    اينكه روايات تأكيد مي كنند مال حرام نخوريد به همين جهت است ؛ زيرا انديشه اي كه از مال حرام درست شده غير الهي فكر مي كند .





  3. #13

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    4,144 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سخنى چند درباره مشروبات الكلى

    يك اشتباه بزرگ : موقعيكه با يك نفر الكلى در خصوص نوشيدن مسكرات صحبت مى كردم و در جستجوى علل ابتلاء به آن سئوالاتى مى نمودم در جواب مطالبى راذكر كرد كه ظاهرا ً بسيار فريبنده اما در واقع جز الفاظى بى حقيقت نبود . اينك فوائد خيالى آن :

    1- جهاز اعصاب را تحريك ميكند .
    2- به انسان نشاط مى بخشد .
    3- روان تازه در بدن ميدهد .
    4- ايجاد قوا ميكند .
    5- پرتوى در ذهن مى افكند .
    6- انسان را شاداب نگه ميدارد .

    البته همين عوامل فريبنده باعث شده كه مردم چهار نعل به استقبال آن ميروند و با علاقه مفرطى از آن طرفدارى مينمايند . اين روح كثيف در وجود مردم معتاد مسكن گزيده و تصرف در عقل و جان و ايمان آنها كرده است . حتى جمعى كه خود را در رديف دانشمندان و نويسندگان ميدانند مقهور اين سم ّ خطرناك هستند ، آنان خيال مى كنند مسكرات در كشف حقايق به ايشان استمداد ميدهد و در افعال به آنها كمك مينمايد . امّا متاسفانه بايد گفت آنان در اشتباه فرو رفته اند و گويا نمى دانند كه نبايد براى پيشروى امورات به اينگونه ريسمانهاى سست و فريبنده چنگ زد . غفلت تا چه اندازه اين ظواهر فريبنده پرده ضخيمى روى عقلها كشيده لذا نمى گذارد انسان خوب بفهمد . اين حالى كه از شرب مسكرات پديد مى گردد جر سرابى بيش نيست نه انسان را به مقصودش مى رساند و نه عطش او را در اين وادى تسكين ميدهد زيرا آن ادراكات حاصله از ناحيه ى مسكرات جز قواى خيالى و احساسات دروغى چيز ديگرى نيست .

    بيچاره مبتلا به مسكرات خيال ميكند با نوشيدن چند جرعه از اين سم خطرناك روح خود را غذا داده و جسم را تقويت نموده و از اينها گذشته داراى فكر منورى گرديده ، او غافل است بعد از اين چند دقيقه لذّت چه عوارض شومى و چه سيه روزيها براى خود و نسل بعد از خود و همچنين بستگان و خويشاوندان خود به يادگار گذارده است .

    عرق قضاوت با وجدان ميكند :

    آيا اين نشاط و آگاهى كه حاصل ميشود جز لذّت موقتى و زودگذر ميباشد ؟ آيا قوائى را كه شخص معتاد در خود حس ميكند الكل مى بخشد ؟ جواب منفى است پس اين قوا از كجاست ؟ البته آن نيرو همان قواى مخزونه در وجود است كه الكل آن را از جاى خود حركت داده و در تمام بدن منتشر ميكند و درجه قوا را بالا ميبرد و در نتيجه نيروهاى بيهوده مصرف ميشود پس خلاصه اين شد كه الكل مبتلايان را وادار به اسراف كردن قواى درونى ميكند نه اينكه ايجاد قواى تازه اى بنمايد و از طرفى جاى ترديد نيست كه اين بكار بستن بيهوده ى نيرو جز ناتوانى ثمرى ندارد بلكه چند صباحى نمى گذرد كه انسان فاقد آن قوا خواهد شد . اگر اندكى دقّت و مطالعه در زندگى معتادين نمائيد خواهيد فهميد كه عواطف را جبلى انسان ميباشد شخص معتاد زير پا گذارده و لگد كوب مى كند .

    آرى روح و انسانيّّت را شخص معتاد از خود دور كرده و عمل به واجبات فردى و اجتماعى را از خاطر زدوده و نه بياد پدر و مادر و نه متوجه زن و فرزند است . از همه گسسته و تنها به مشروبات الكلى پيوسته از اينها گذشته زمانيكه روزگار به آنها سخت گرفت و نتوانستند از مال خود مشروبى تهيه كنند بناچار دست تعدى دراز كرده و خيانت و سرقت و حقه بازى و كلك و غارت و چپاول و غصب و جيب برى و غيرو را مرتكب مى شوند .

    معتادين در راه تحصيل مشروبات الكلى از هيچگونه جنايتى روگردان نمى باشند و نظر شومشان تنها رسيدن به هدف نامقدس خود مى باشند . عجبا اين همه ديوانگى براى نوشيدن يكى دو جرعه از نوشابه اى كه قاطع زندگى است . اوه چه بار وزينى از گناه را بدوش ميكشانند زيرا نوشيدن يك يا دو جرعه مى مخالف با دين مقدس اسلام است و قدم زدند بر خلاف ناموس الهى ، شكستن قوانين انتظامى و اجتماعى و نابود كردن شرف و سلب استراحت نمودن از خويشاوندان و همسايگان ، ايكاش خطرات مسكرات به همين مقدار كفايت ميكرد امّا بدانيد كه مى دامنه فسادش بقدرى كشش پيدا مى كند تا ريشه حيات او و نسل بعد او را بخشكاند .





  4. #14

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    4,144 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    الكل و قانون اسلام :


    قرآن كريم قربانى بشرى . كشتن دختران . استعمال مسكرات و بازى قمار را كه در بين اعراب متداول بود قدغن كرد و بالنتيجه ترقياتى كه از اين اصلاحات پيدا شد آنقدر بزرگ بود كه محمّد (ص) را از بزرگترين نيكوكاران بشر قلمداد مى كند . آفريننده اى كه پيامبر اكرم (ص) را برانگيخت براى تكميل روش اخلاقى بوده است . دين مبين اسلام دينى است كه سرآمد اديان ميباشد .
    زيرا تمام شئون اجتماعى را در نظر گرفته و براى آنها برنامه فرستاده ، برنامه ايكه داراى مطالب مادى . ادبى . اخلاقى . روانى و بدنى ميباشد به همين دليل است كه نوشيدن مسكرات را كه فساد اخلاقى و روحى ببار مى آورد ممنوع اعلام نموده است و رسول خدا (ص) از نزديك شدن ناسزا و شرب مسكرات كه عاقبت سياه و تيره اى دارد ما را بازداشته است .

    نظريه فلاسفه و حكماء درباره الكل :
    گفتار فلاسفه و تجربه هاب دانشمندان و اطباء حاذق را ميتوان يكى از بزرگترين دلايل بر خباثت الكل دانست.
    1- يكى از حكماى هند مسكرات را سم العقول ( قاتل خرد ) ناميده است .
    2- يكى از حكماى فارس مسكرات را بدو تيغه قيچى كه سبب جدائى ملت ميگردد تشبيه نموده است .
    3- يكى از حكماى فارس مسكرات را در خريدن ديوانگى دانسته .
    4- يك حكيم آلمانى مى گويد : بر در نوشابه فروشيهاى الكلى قفل بزنيد و سپس زندانها را ازجنايتكاران تهى نمائيد .
    5- بنتام انگليسى مى گويد : مسگرات در شمال مردم را ابله و در جنوب ديوانه مى كند .
    6- دكتر بوته مى گويد : مرضى كه الكل دوايش باشد نمى شناسم .
    7- دكتر لاموته مى گويد : ميدانى ميخواره چه مى نوشد او قطرات اشك عقل و خون اطفالش را ميمكد .
    8- يك طبيب حقيقت بين مى گويد : من در مدت عمرم جايگاهى خطرناكتر از ميكده فروشى نديدم .
    9- طبيب ديگرى مى گويد : معتاد به الكل هر بار كه يك گيلاس مشروب الكلى مى نوشد يك گام بسوى مرگ قطعى نزديك مى شود .
    10- يكى از طبيبان مى گويد : الكل بهترين پرورشگاه را براى ميكرب سل تهيه مينمايد .

    اشعارى را كه دانشمند و اديب و نويسنده برادر آدينه سروده بازگو مينمايم :
    الا اى مسلمان نيكو نژاد
    دلت بر گسل زين شراب فساد
    الا اى خردمند و فرخنده بى
    ز دل بر كن اين علقه ى خمر و مى
    مى و باده در كيش احمد حرام
    به تركش گراى و به تركش خرام
    آيا آدمى زاده مرد صواب
    برو دور شو زين شراب خراب
    برد عقل را از سر هوشمند
    رساند به نيروى تن صد گزند
    ز مغز و ز دل چون بر آرد دمار
    بود ناستوده بر كردگار
    *****************************
    مخور تا توانى مى اندر جوانى
    مى اندر جوانى مخور تا توانى
    كه يك جرعه مى در جوانى نشاند
    يكى تير در ديده ى زندگانى
    *****************************
    هر آن برزگر كو به مى كرد عادت
    فرو ماند از بيشه ى گاو رانى
    هر آن پاسبان كو به مى گشت راغب
    نيايد از او شيوه ى پاسبانى
    همانا حرام است مى ز مى گروهى
    كه دارد بر آنان خرد حكمرانى
    ترا اگر خرد حكمرانست بر دل
    چه جوئى ز جسم خرد شادمانى
    *****************************
    (( ابليس ))
    ابليس شبى رفت به بالين جوانى
    آراسته با شكل مهيبى سر و بر را
    گفتا كه منم مرگ اگر خواهى زنهار
    بايد بگزينى تو يكى زين سه خطر را
    يا آن پدر پير خودت را بكشى زار
    يا بشكنى از خواهر خود سينه و سر
    يا خود زمى ناب كشى يك دو سه ساغر
    تا آنكه بپوشم زهلاك تو نظر را
    لرزيدازاين بيم جوان برخودوجا داشت
    كز مرگ فتد لرزه به تن ضيخم و نررا
    گفتا پدر و خواهر من هر دو عزيزند
    هرگز نكنم ترك ادب اين دونفر را
    جامى دو بنوشيد وچوشدخيره زمستى
    هم خواهر خود را زد و هم كشت پدر را
    اى كاش شود خشك بن تاك خداوند
    زين مايه ى شر حفظ كند نوع بشر را


  5. #15

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    4,144 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آيه قرآن در مذمت آشاميدن مشروبات الكلى :


    1-خداوند تعالى در سوره النّحل آيه 67 ميفرمايد :
    از ميوه جات درختان خرما و انگور به شما روزى داديم . از خرما و انگور چيز مست كننده يعنى شراب تهيّه مى كنيد و غير از شراب روزيهاى خوب آماده ميكنيد مثل سركه و شيره .
    اين آيه شريفه در مكّه معظّمه نازل شده و كنايتا ً به حرمت شراب دلالت مى كند . اين نعمتهاى الهى براى جماعتى كه از روى عقل رفتار كنند دليل و برهان قدرت خدايتعالى و توحيد خداوند تعالى ميباشد .
    2- در سوره المائده آيه 93 خداوند چنين ميفرمايد :
    اى اشخاصى كه ايمان داريد در حقيقت شراب و قمار و بتها و فال چيگرى همه اينها حرام است اعمال مذكوره چيزى پليد و از اعمال شيطان است آنها را ترك كرده و در ترك اين چيزها براى شما از عذاب آخرت نجات است . آيه شريفه براى حرمت شراب و قمار و بت پرستى و فال چيگرى نازل شده است .
    جلد 4 آغاز و فرجام جهان از نظر قرآن ص 200

    مفاسد شراب و حالات وخيم شراب خوار در روز قيامت :


    1- امام باقر(ع) ميفرمايد : شرابخوار با روى سياه و دهان كج و زبان بيرون آمده و ناله و فرياد از شدّت تشنگى وارد قيامت مى گردد و به او از چاهى كه در آن چرك بدن زنان زناكار ريخته شده مى آشامانند .
    وسائل الشيعه جلد 17 ص 237 و 238
    2- امام صادق ( ع) ميفرمايد : اى يونس بن طبيان از طرف من به مردم بگو : هر كس كه جرعه اى شراب بنوشد خداوند و ملائكه و انبياء و مؤمنان او را لعنت مى كنند زيرا مستى شراب روح ايمان را از كالبد مى برد و به جايش روح پست و كثيف و لعنت شده قرار ميدهد . وسائل الشيعه جلد 17 ص 238 3- پيامبر عظيم الشان اسلام (ص) در رابطه با شراب 10 نفر را لعنت كرده : 1- غُرس كننده درخت 2- نگهبان آن 3- فشار دهنده انگور 4- ساقى 5-خورنده 6- حمل كننده 7- تحويل گيرنده 8- خريدار 9- فروشنده 10- دريافت كننده پول وسائل الشيعه باب تجارت ص 84


  6. #16

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    9
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    1 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چرا شراب که اين دنيا حرامه اون دنيا حلال ميشه ؟




    با عرض سلام و ادای احترام به همه ی اساتید گرامی!

    چرا همه چیزهایی که در این دنیا حرامه، خدا اون دنیا برات فراهم کرده؟
    حلال باید همیشه حلال باشه، حرام باید همیشه حرام.
    اگر شراب الان حرامه، اون موقع هم باید حرام باشه.

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۳/۱۰ در ساعت ۲۰:۰۰
    الحمدلله الذی جعلنی من المتمسکین بولایة علی ابن ابیطالب و اولادهم المعصومین علیهم السلام

  7. #17

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    4,144 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سوال اصلی تر اینه که چرا همه چیزهایی که در این دنیا حرامه، خدا اون دنیا برات فراهم کرده؟
    حلال باید همیشه حلال باشه، حرام باید همیشه حرام.
    اگر شراب الان حرامه، اون موقع هم باید حرام باشه.

    پاسخ:

    آنچه كه در اكثر فرمايشات اين دوست بزرگوار يافت مي شود اين است كه ايشان با هيچ يك از مفاهيم ديني و قرآني آشنايي ندارند عزيز من شما تا به حال به لغت نامه مراجعه فرموديد آيا معني شراب را مي دانيد ؟ شراب در لغت به معني نوشيدني است كه بعدها براي نوشيدني خاصي وضع شده است فلذا بر خلاف تصور شما منظور قرآن كريم از شراب همان شراب مخصوص ميگساري و مستي نيست شراب در فرهنگ قرآن به نوشيديني گوارايي گفته مي شود كه براي بهشتيان مهيا است (حال بماند كه شراب از ديدگاه حكما و فلاسفه چيست؟)

    در آیات مختلف قرآن مجید، توصیف هاى زیادى از شراب هاى بهشتى شده است، که بررسى آنها نشان مى دهد، نوشندگان آنها در چنان لذت روحانى فرو مى روند که با هیچ بیانى قابل توصیف نیست.

    در یک جا، آن را به عنوان «شراب طهور» توصیف مى کند: «وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً».( دهر، آیه 21)

    و در جاى دیگر، تأکید مى کند که این شراب زلال، بى غش و لذت بخش نه دردسر مى آفریند، و نه مستى مى آورد و نه فساد عقل: «یُطافُ عَلَیْهِمْ بِکَأْس مِنْ مَعِین * بَیْضاءَ لَذَّة لِلشّارِبِینَ * لا فِیها غَوْلٌ وَ لا هُمْ عَنْها یُنْزَفُونَ».( صافات، آیات 45 تا 47)

    در یک جا، مى فرماید: از جامى مى نوشند که با «کافور» آمیخته شده (خنک و آرام کننده است) «یَشْرَبُونَ مِنْ کَأْس کانَ مِزاجُها کافُوراً».( دهر، آیه 5)

    و در جاى دیگر، مى افزاید: از جامى به آنها مى نوشانند که آمیخته با «زنجبیل» است، (گرم کننده و نشاط آفرین) «وَ یُسْقَوْنَ فِیها کَأْساً کانَ مِزاجُها زَنْجَبِیلاً».( دهر، آیه17)

    و از همه مهم تر این که: «ساقى» این بزم روحانى، خدا است!! از دست قدرت او و از بساط لطف و مرحمتش بر مى گیرند و مى نوشند و مست جذبه عشق و معرفت او مى شوند: «وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ».( دهر، آیه 21)

    با اين بيان شرابي كه براي نوشيدني خاص مست آور وضع شده آن شراب براي ابد حرام است و كسي نگفته در بهشت نيز از اين نوع شراب استفاده خواهد شد . حلال محمد حلال ابداً الى یوم القیامه و حرامه حرام ابداً الى یوم القیامه لایکون غیره و لا یجى‏ء غیره (اصول کافى، ج 1، ص 58)

    حلال پیامبر اسلام (ص) تا روز قیامت و براى همیشه حلال و حرام او نیز براى همیشه و تا روز قیامت حرام است نه غیر آن خواهد شد و نه چیز دیگرى جایگزین آن خواهد گردید.





  8. #18

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    1,779
    مورد تشکر
    6,813 پست
    حضور
    22 روز 12 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    15



    خوردن مشروب در همه ادیان الهی حرام بوده و اگر در مسیحیت این عمل رایج و جایز است در اثر انحراف از تعالیم آسمانی انجیل و حضرت عیسی(ع) می باشد. در اسلام نیز خوردن شراب از اول حرام بوده ولی زمینه های روانی و اجتماعی و فرهنگی برای بیان حکم حرمت فراهم نبوده و به همین خاطر حکم قطعی تحریم شراب یک باره برای اعراب جاهلی و مشرک نازل نگردید بلکه به تدریج و در طی مراحلی با فراهم کردن زمینه های روحی و فکری و اجتماعی حکم قطعی حرمت شراب برای مردم بیان شد. نخست در بعضی سوره های مکی اشاراتی به زشتی شرب خمر شده است چنان که در آیه 67 سوره نحل آمده است: «و من الثمرات النخیل والاعناب تتخذون منه سکرا و رزقا حسنا؛ از میوه های درخت نخل و انگور، مسکرات و روزی های پاکیزه فراهم می سازید» در اینجا «سکر» یعنی مسکر و شرابی را که از انگور و خرما می گرفتند، درست در مقابل رزق حسن قرار داده است و آن را نوشیدنی ناپاک و آلوده شمرده است. ولی عادت زشت شرابخواری عمیق تر و ریشه دار از آن بود که با این اشاره ها ریشه کن شود به علاوه شراب بخشی از درآمدهای اقتصادی آنها را تشکیل می داد، به همین خاطر وقتی که مسلمانان به مدینه منتقل شدند و نخستین حکومت اسلامی تشکیل شد، دومین دستور در زمینه منع شراب خواری به صورت قاطع تری نازل گشت تا افکار را برای تحریم نهایی آماده تر سازد: «یسئلونک عن الخمر والمیسر قل فیهما اثم کبیر و منافع للناس و اثمهما اکبر من نفعهما؛ از تو درباره شراب و قمار می پرسند. به آنها بگو در این دو گناه بزرگ و منفعت هایی برای مردم است ولی گناه و زیان آنها از نفع و سودشان بیشتر است» v}(بقره، آیه 219).{v به دبنال آن در آیه 43 سوره نساء به مسلمانان صریحا دستور داده شد که در حال مستی هرگز نماز نخوانند تا بدانند با خدای خود چه می گویند: «یا ایها الذین آمنوا لا تقربوا الصلوه و انتم سکاری حتی تعلموا ما تقولون» البته مفهوم این آیه آن نبود که در غیر نماز، نوشیدن شراب مجاز بود، بلکه برنامه همان تحریم تدریجی و گام به گام بود. آشنایی مسلمانان با احکام اسلام و آمادگی فکری آنها برای ریشه کن کردن این مفسده بزرگ اجتماعی که در اعماق وجود آنها نفوذ کرده بود سبب گردید دستور نهایی با صراحت کامل و بیان قاطع نازل گردد: «یا ایها الذین امنوا انما الخمر والمیسر والانصاب والازلام رجس من عمل الشیطان فاجتنبوه لعلکم تفلحون؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، شراب و قمار و بت ها و ازلام (که نوعی بخت آزمایی بوده) پلید و از عمل شیطان می باشند از آنها دوری کنید تا رستگار شوید» v}(مائده، آیه 90). {v در آیه بعد یعنی آیه 91 سوره مائده برخی زیان های آشکار شراب و قمار بیان شده است: «انما یرید الشیطان ان یوقع بینکم العداوه والبغضاء فی الخمر و المیسر و یصدکم عن ذکر الله و عن الصلوه فهل انتم منتهون؛ شیطان می خواهد از راه شراب و قمار بذر دشمنی و کینه و عداوت را در میان شما بکارد و از نماز و یاد خدا باز دارد، آیا شما خودداری خواهید کرد؟-----------------
    از همین رو فقها فرموده اند نوشیدن شراب اگر چه یک قطره و براى چشیدن باشد حرام است. البته فلسفه تحریم شراب و نوشابه‏هاى الکلى، صرفا زیان‏هاى جسمى آن نیست. عمده مسأله در بروز حالت مستى و خروج از اعتدال است. بسیارى از جنایت‏ها، تصادف ها و... در اثر مستى روى مى‏دهد. اگر کسى اندکى انصاف داشته باشد و تنها به عوارض ظاهرى مى‏گسارى در جوامع مختلف بپردازد، حکمت بالغه این حکم الهى را از صمیم دل تأیید خواهد کرد. به ویژه در زمان حاضر چرا که در این زمان به جهت زندگى ماشینى و سرعت برقرارى عقل و اعتدال ضرورت بیشترى دارد، چنان که امروزه در بسیارى از کشورها براى صاحبان مشاغل حساس مى‏گسارى ممنوع است.
    خدایا هر چه سریعتر تابستان را به دانش آموزان عنایت بفرما(آمین)

صفحه 2 از 2 نخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود