صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: پس از قيامت و حسابرسي چه خواهد شد؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    14
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    59
    آپلود
    5
    گالری
    0

    عصبانی پس از قيامت و حسابرسي چه خواهد شد؟




    پس از قيامت و حسابرسي كه هر كس بر اساس اعمالش مشخص مي شود كه به بهشت ميرود يا به جهنم من مي خواهم بدانم كه پس از آن به طور فرض بگوييم 100.000 هزار سال بگذرد تا چه موقع در آنجا باقي ميمانيم پس از آن چه ميكنيم؟

    جواب خودم آن طور كه به نظرم مي رسد: پس از آن همانگونه كه خود حق تعالي فرمودند انسان جانشين من بر روي زمين است )) پس در نتيجه در آن دنيا نيز خداوند هر يك را مخصوص كار و مديريت كاري ميكند. ؟؟؟


    ویرایش توسط mohammad.mfs : ۱۳۸۸/۰۵/۲۳ در ساعت ۱۹:۴۶

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,017
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    3



    قرآن كريم مى فرمايد : اى كسانى كه ايمان آورده ايد ! به درگاه خدا توبه اى راستين كنيد . اميد است كه پروردگارتان بدى هايتان را از شما بزدايد و شما را با باغهايى كه از زير ]درختان[ آن ، جويبارها روان است در آورد.. . (تحريم ، 8) بنابراين ، راه نجات از عذاب ، اين است كه انسان به طور واقعى از گناهش در دنيا توبه و آن را با انجام اعمال صالح و پاك ، جبران كند . كسانى كه با گناه و معصيت از دنيا مى روند ، اعمال بدشان آنها را در عالم برزخ و گاهى تا روز قيامت گرفتار عذاب خواهد كرد و در آن زمان اگر گناهانشان كم بوده ، به طورى كه در اين مدت پاك شده باشند ، بهشتى اند ; و گرنه به ميزان گناهشان در جهنم مى مانند تا از گناه پاك ، و وارد بهشت شوند يا شايسته شفاعت باشند و مورد شفاعت شفاعت كنندگان قرار گيرند و به بهشت روند ; ولى عده اى مانند برخى از مشركان و افراد بى ايمان ، براى هميشه در جهنم باقى خواهند ماند و راه نجاتى براى آنها نيست .•


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331



    جناب محمد نمیدونم این نوشت ها به شما کمک میکنه یا خیر ...:

    سرانجام ماندن در بهشت یا جهنم چیست؟


    آخرین منزلگاه بشر در سیر عالم وجود، بهشت یا جهنم است. آنان که وارد بهشت می شوند، همیشه و جاودان در آن جا زندگی می کنند و در ناز و نعمت به سر می برند اما آنان که به جهنم می روند، دو دسته هستند:

    * یک دسته مدتی در آن جا مجازات می شوند و وقتی حسابشان پاک شد، از جهنم بیرون می آیند و وارد بهشت می شوند.

    * دستة دیگر از جهنمیان برای همیشه در آن جا می مانند و جایگاه ابدی آنان دوزخ است.

    از منابع اسلامی استفاده می شود که عموم افراد پاک و با ایمان، در بهشت جاودانه خواهند بود و برخی از گناهکاران (که وجود آن ها غرق در کفر و انکار و گناه و تجاوز شده است) برای همیشه در مجازات و عذاب دوزخ می مانند.
    به تعبیر قرآن کریم "بلی من کسب سیئةً و احاطتْ به خطیئتُه فاولئک اصحاب النّارهم فیها خالدون؛(1)

    آری کسی که مرتکب گناهی گردد و آثار آن تمام وجود او را احاطه کند، چنین کسی اهل دوزخ است و جاودانه در آن خواهد ماند".

    بنابر این زندگی اخروی بی نهایت است و آن را حد و نهایتی نیست تا سؤال شود بعد از آن چه خواهد شد.

    سخن از "بَعد" زمانی روا است که حد و محدودیتی در کار باشد اما در بی حدی و عدم نهایت، بَعد معنا ندارد. مثل آن است که گفته شود: بعد از بی نهایت چیست؟
    طبیعی است که در این جا سؤال اشتباه و متناقض است، زیرا فرض بی نهایت، ناهمگون با تصور بعد است اما آیا این موجب بی معنا بودن زندگی خواهد بود؟ هرگز! بلکه بی معنایی را در طرف مقابل آن می توان ادعا کرد، زیرا اگر برای جهان آخرت نیز بعدی فرض شود، باز همین سؤال دربارة جهان سوم تکرار خواهد شد و همین طور... هر عالم مفروض دیگری بنابر سؤال از "بعد" همیشه باقی است و دیگر برای هستی هیچ نهایتی (که در آن هر چیز به کمال نهایی خود برسد) وجود نخواهد داشت و همیشه و همه چیز در یک حالت انتظار و مقدماتی قرار خواهد داشت. هر چه بپرسیم: بعد چه خواهد شد، باز پرسش باقی است.
    علت آن که در دنیا از پایان عالم و بعد از بهشت و دوزخ سؤال می کنیم، آن است که تصور ما در این عالم محدود است. در این جهان، با امور مادی و محدود سر و کار داریم و به همین خاطر، ابتدا آن عالم را مقایسه با این عالم نموده و سپس از کیفیت آن سؤال می کنیم و به دنبال حد و محدودیت برای آن می گردیم. در حالی که نظام آخرت کاملاً متفاوت با نظام دنیا است.
    جاودانگی در بهشت، چیزی است که خواستة فطری و درونی انسان است که همیشه آن را می خواهد و عالم آخرت و بهشت، پاسخ به خواستة انسانی است.
    نعمت های بهشت که به صورت مادی بیان گردیده است، با نعمت های دنیوی تفاوت کلی دارد، چرا که آن نعمت ها در وصف نمی گنجد. در مجموعة شرایطی که در آخرت وجود دارد، آن نعمت ها بسیار ارزشمند و لذّت بخش است، گذشته از آن که نعمت های معنوی و روحانی در بهشت وجود دارد و همه چیز به صورت خالص هست، بر خلاف دنیا که لذت ها و غم ها و مشکلات هیچ کدام خالص و همیشگی نیست.


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    937
    تشکر:
    1
    حضور
    1 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط jahromi نمایش پست
    جناب محمد نمیدونم این نوشت ها به شما کمک میکنه یا خیر ...:

    سرانجام ماندن در بهشت یا جهنم چیست؟


    آخرین منزلگاه بشر در سیر عالم وجود، بهشت یا جهنم است. آنان که وارد بهشت می شوند، همیشه و جاودان در آن جا زندگی می کنند و در ناز و نعمت به سر می برند اما آنان که به جهنم می روند، دو دسته هستند:

    * یک دسته مدتی در آن جا مجازات می شوند و وقتی حسابشان پاک شد، از جهنم بیرون می آیند و وارد بهشت می شوند.

    * دستة دیگر از جهنمیان برای همیشه در آن جا می مانند و جایگاه ابدی آنان دوزخ است.

    از منابع اسلامی استفاده می شود که عموم افراد پاک و با ایمان، در بهشت جاودانه خواهند بود و برخی از گناهکاران (که وجود آن ها غرق در کفر و انکار و گناه و تجاوز شده است) برای همیشه در مجازات و عذاب دوزخ می مانند.
    به تعبیر قرآن کریم "بلی من کسب سیئةً و احاطتْ به خطیئتُه فاولئک اصحاب النّارهم فیها خالدون؛(1)

    آری کسی که مرتکب گناهی گردد و آثار آن تمام وجود او را احاطه کند، چنین کسی اهل دوزخ است و جاودانه در آن خواهد ماند".

    بنابر این زندگی اخروی بی نهایت است و آن را حد و نهایتی نیست تا سؤال شود بعد از آن چه خواهد شد.

    سخن از "بَعد" زمانی روا است که حد و محدودیتی در کار باشد اما در بی حدی و عدم نهایت، بَعد معنا ندارد. مثل آن است که گفته شود: بعد از بی نهایت چیست؟
    طبیعی است که در این جا سؤال اشتباه و متناقض است، زیرا فرض بی نهایت، ناهمگون با تصور بعد است اما آیا این موجب بی معنا بودن زندگی خواهد بود؟ هرگز! بلکه بی معنایی را در طرف مقابل آن می توان ادعا کرد، زیرا اگر برای جهان آخرت نیز بعدی فرض شود، باز همین سؤال دربارة جهان سوم تکرار خواهد شد و همین طور... هر عالم مفروض دیگری بنابر سؤال از "بعد" همیشه باقی است و دیگر برای هستی هیچ نهایتی (که در آن هر چیز به کمال نهایی خود برسد) وجود نخواهد داشت و همیشه و همه چیز در یک حالت انتظار و مقدماتی قرار خواهد داشت. هر چه بپرسیم: بعد چه خواهد شد، باز پرسش باقی است.
    علت آن که در دنیا از پایان عالم و بعد از بهشت و دوزخ سؤال می کنیم، آن است که تصور ما در این عالم محدود است. در این جهان، با امور مادی و محدود سر و کار داریم و به همین خاطر، ابتدا آن عالم را مقایسه با این عالم نموده و سپس از کیفیت آن سؤال می کنیم و به دنبال حد و محدودیت برای آن می گردیم. در حالی که نظام آخرت کاملاً متفاوت با نظام دنیا است.
    جاودانگی در بهشت، چیزی است که خواستة فطری و درونی انسان است که همیشه آن را می خواهد و عالم آخرت و بهشت، پاسخ به خواستة انسانی است.
    نعمت های بهشت که به صورت مادی بیان گردیده است، با نعمت های دنیوی تفاوت کلی دارد، چرا که آن نعمت ها در وصف نمی گنجد. در مجموعة شرایطی که در آخرت وجود دارد، آن نعمت ها بسیار ارزشمند و لذّت بخش است، گذشته از آن که نعمت های معنوی و روحانی در بهشت وجود دارد و همه چیز به صورت خالص هست، بر خلاف دنیا که لذت ها و غم ها و مشکلات هیچ کدام خالص و همیشگی نیست.


    یکی از قواعد لایتغیر کائنات ، تغییر است . ماندن و ماندن و ماندن ، شیوه ی خلاق هستی نیست چون بیهودگی از تبعات آن خواهد بود . من شخصا هنوز در باره ی خلود در بهشت و دوزخ ( به فرض مترادف بودن با جاودانگی ) قانع نشده ام .

    فرض کنیم که شما همینطور مداوم در بهشت متنعم باشید ... خوب سیر تکاملی شما چگونه کامل می شود ؟

  7. تشکرها 3


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    14
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    59
    آپلود
    5
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط Jahromi نمایش پست
    جناب محمد نمیدونم این نوشت ها به شما کمک میکنه یا خیر ...:

    سرانجام ماندن در بهشت یا جهنم چیست؟


    آخرین منزلگاه بشر در سیر عالم وجود، بهشت یا جهنم است. آنان که وارد بهشت می شوند، همیشه و جاودان در آن جا زندگی می کنند و در ناز و نعمت به سر می برند اما آنان که به جهنم می روند، دو دسته هستند:

    * یک دسته مدتی در آن جا مجازات می شوند و وقتی حسابشان پاک شد، از جهنم بیرون می آیند و وارد بهشت می شوند.

    * دستة دیگر از جهنمیان برای همیشه در آن جا می مانند و جایگاه ابدی آنان دوزخ است.

    از منابع اسلامی استفاده می شود که عموم افراد پاک و با ایمان، در بهشت جاودانه خواهند بود و برخی از گناهکاران (که وجود آن ها غرق در کفر و انکار و گناه و تجاوز شده است) برای همیشه در مجازات و عذاب دوزخ می مانند.
    به تعبیر قرآن کریم "بلی من کسب سیئةً و احاطتْ به خطیئتُه فاولئک اصحاب النّارهم فیها خالدون؛(1)

    آری کسی که مرتکب گناهی گردد و آثار آن تمام وجود او را احاطه کند، چنین کسی اهل دوزخ است و جاودانه در آن خواهد ماند".

    بنابر این زندگی اخروی بی نهایت است و آن را حد و نهایتی نیست تا سؤال شود بعد از آن چه خواهد شد.

    سخن از "بَعد" زمانی روا است که حد و محدودیتی در کار باشد اما در بی حدی و عدم نهایت، بَعد معنا ندارد. مثل آن است که گفته شود: بعد از بی نهایت چیست؟
    طبیعی است که در این جا سؤال اشتباه و متناقض است، زیرا فرض بی نهایت، ناهمگون با تصور بعد است اما آیا این موجب بی معنا بودن زندگی خواهد بود؟ هرگز! بلکه بی معنایی را در طرف مقابل آن می توان ادعا کرد، زیرا اگر برای جهان آخرت نیز بعدی فرض شود، باز همین سؤال دربارة جهان سوم تکرار خواهد شد و همین طور... هر عالم مفروض دیگری بنابر سؤال از "بعد" همیشه باقی است و دیگر برای هستی هیچ نهایتی (که در آن هر چیز به کمال نهایی خود برسد) وجود نخواهد داشت و همیشه و همه چیز در یک حالت انتظار و مقدماتی قرار خواهد داشت. هر چه بپرسیم: بعد چه خواهد شد، باز پرسش باقی است.
    علت آن که در دنیا از پایان عالم و بعد از بهشت و دوزخ سؤال می کنیم، آن است که تصور ما در این عالم محدود است. در این جهان، با امور مادی و محدود سر و کار داریم و به همین خاطر، ابتدا آن عالم را مقایسه با این عالم نموده و سپس از کیفیت آن سؤال می کنیم و به دنبال حد و محدودیت برای آن می گردیم. در حالی که نظام آخرت کاملاً متفاوت با نظام دنیا است.
    جاودانگی در بهشت، چیزی است که خواستة فطری و درونی انسان است که همیشه آن را می خواهد و عالم آخرت و بهشت، پاسخ به خواستة انسانی است.
    نعمت های بهشت که به صورت مادی بیان گردیده است، با نعمت های دنیوی تفاوت کلی دارد، چرا که آن نعمت ها در وصف نمی گنجد. در مجموعة شرایطی که در آخرت وجود دارد، آن نعمت ها بسیار ارزشمند و لذّت بخش است، گذشته از آن که نعمت های معنوی و روحانی در بهشت وجود دارد و همه چیز به صورت خالص هست، بر خلاف دنیا که لذت ها و غم ها و مشکلات هیچ کدام خالص و همیشگی نیست.
    متشكرم صحيح است و همچنين براي تعييد حرف شما من هم حرفي به يادم آمد كه آن را مي گويم: 1)خدا نامحدود است و به همه چيز احاطه دارد.
    2) انسان محدود است و به همه چيز احاطه ندارد.
    3) درنتيجه موجود محدود بر نامحدود نميتواند احاطه پيدا كند. اما؟ چرا در قرآن به پس از آن اشاره اي نشده ؟
    كسي از من اين سوال را پرسيد و من آن جوابي كه در بالا نوشتم را به او دادم.
    اكنون آيا اين جواب كه ما نبايد به بعد از آن كاري داشته باشيم و فعلا به فكر اين كه سعيمان را براي رسيدن به وعده الهي (بهشت) انجام دهيم كافيست؟


  9. تشکرها 3


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331



    بنابر این زندگی اخروی بی نهایت است و آن را حد و نهایتی نیست تا سؤال شود بعد از آن چه خواهد شد.

    سخن از "بَعد" زمانی روا است که حد و محدودیتی در کار باشد اما در بی حدی و عدم نهایت، بَعد معنا ندارد. مثل آن است که گفته شود: بعد از بی نهایت چیست؟



    یه خورده بیشتر به این جمله بالایی دقت کن ببین به چی میرسی ..//..

  11. تشکرها 2


  12. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,017
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    3



    پس از آن‌كه قيامت برقرار شد و بهشتيان به بهشت و جهنميان به جهنم رفتند; در بهشت نيز براي بهشتيان نوعي تكامل وجود دارد كه منشأ اين تكامل ممكن است ثمرة آثار اعمال باشد و يا منشأ و سرچشمة آن فيض الهي و خداوند متعال باشد.
    افزون بر اين بهشت و جلب رضايت خداوند هدف نهايي انسان‌ها و مكان جاودانه است و انسان هرچه در دنيا كاشته در آن‌جا درو مي‌كند و از آن بهره مي‌برد; و آن‌جا مقصد نهايي است‌، وقتي به آخرت رسيديم‌; ديگر معنا ندارد كه گفته شود چه مي‌شود و هدف از اين مقصد چيست‌؟ چون بهشتيان در بهشت و مقصد نهايي خودشان جاي گرفته‌اند و هيچ ترس و غمي ندارند.( ر.ك‌: كشف المراد، علامه حلي‌;، ص 411ـ427، نشر اسلامي‌. )
    از نظر قرآن مجيد معاد هم جنبه جسماني و مادّي دارد و هم جنبة معنوي و روحاني زيرا انسان در قيامت (مانند دنيا) با جسم و روح حاضر مي‌شود، و طبعاً بايد از هر دو جنبه غرق مواهب و بركات الهي گردد.
    نعمت‌هاي جسماني بهشت مانند نعمت‌ها و لذت‌هاي معنوي آن بسيار متنوع‌، گسترده و دل‌انگيز است كه قرآن مجيد به برخي از آن‌ها اشاره كرده است‌; مانند: باغ‌هاي زيبا و انواع مختلف ميوه‌ها، قصرهاي مخصوص‌، همسران پاك و پاكيزه‌، غذاها و نوشيدني‌هاي خوشمزه و لذت‌بخش‌، لباس‌هاي زيبا و فاخر و...
    از آن‌جا كه طبيعت محدود اين جهان به ما اجازه نمي‌دهد كه تصوّر همه جانبه‌اي از نعمت‌هاي مادّي و معنوي بهشت داشته باشيم‌، قرآن كريم با تعبيري جامع دربارة مواهب و نعمت‌هاي بهشت مي‌فرمايد: "لَهُم‌ْ فِيهَا مَا يَشَآءُون‌َ كَذَ َلِكَ يَجْزِي اللَّه‌ُ الْمُتَّقِين‌َ; (نحل‌، 31) در آن‌جا هر چه بخواهند براي آنان (فراهم‌) است‌. خدا اين‌گونه پرهيزگاران را پاداش مي‌دهد"; "وَ لَكُم‌ْ فِيهَا مَا تَشْتَهِي‌َّ أَنفُسُكُم‌ْ وَ لَكُم‌ْ فِيهَا مَا تَدَّعُون‌َ # نُزُلاً مِّن‌ْ غَفُورٍ رَّحِيم‌ٍ; (فصلت‌، 31 ـ 32) و هرچه دلهايتان بخواهد در ]بهشت‌[ براي شماست‌، و هرچه خواستار باشيد در آن‌جا خواهيد داشت‌; روزي آماده‌اي از سوي آمرزندة مهربان است‌."; بنابراين براي نعمت‌هاي بهشتي هيچ‌گونه محدوديتي (از جهت مقدار، نوع‌، كيفيت‌، زمان‌، مكان و...) وجود ندارد.( ر.ك‌: پيام قرآن‌، آيت‌الله مكارم شيرازي و ديگران‌، ج 6، ص 227 ـ 305، مدرسة‌الامام اميرالمؤمنين‌. )
    قرآن كريم مي‌فرمايد: "فَـءَاتَئَهُم‌ْ اللَّه‌ُ ثَوَاب‌َ الدُّنْيَا وَحُسْن‌َ ثَوَاب‌ِ الاْ ?َخِرَة‌ِ وَاللَّه‌ُ يُحِب‌ُّ الْمُحْسِنِين‌َ; (آل عمران‌، 148) پس خداوند، پاداش اين جهان و پاداش نيك آن جهان را به آن‌ها داد و خداوند نيكوكاران را دوست مي‌دارد".
    در اين آيه‌، از پاداش دنيا به "ثواب الدنيا" تعبير شده‌; ولي از پاداش آخرت به "حسن ثواب الآخرة‌" ياد شده است‌; اين اشاره به اين پاداش آخرت با پاداش دنيا بسيار فرق دارد; زيرا پاداش دنيا هر چه باشد، بالاخره آميخته با فنا و پاره‌اي از ناملايمات است ـ كه طبيعت زندگي اين دنياست‌; در حالي كه پاداش آخرت سراسر حسن بوده‌، از هر نظر خالص و به دور از ناراحتي‌ها و گرفتاري‌هاي دنياست‌.( ر.ك‌: تفسير نمونه‌، همان‌، ج 3، ص 122 ـ 123 . )



  13. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    937
    تشکر:
    1
    حضور
    1 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط jahromi نمایش پست


    یه خورده بیشتر به این جمله بالایی دقت کن ببین به چی میرسی ..//..

    تنها بی نهایت خداست . همه ی چیزهای دیگر نهایتی دارند . همه ی ما در بعد زمان و مکان محصوریم . اگر فرض کنیم که تنعم بهشتی آن گونه که دوست مان فرموده اند ، بعد و قبلی نداشته باشد ، پس کیفیت خود را از دست خواهد داد و شبیه یک نشئگی دائمی خواهد بود .

    این با تعقل بهشتیان که به کرات در قرآن از آن سخن به میان آمده نمی سازد ، با درجات بهشتیان که در قرآن ذکر شده سازگار نیست . با حکمت الهی که منشا آفرینش است هم تطبیق ندارد .

  14. تشکرها 2


  15. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    540
    صلوات
    10
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 20 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به نام خدا.

    بنده کوچکتر از اونم که جواب این سوالات تاپیک رو بدم. ولی تا اونجا که به عقلم میرسه اینه که مگر نه اینکه خدا از روح خودش در انسان دمیده؟ پس چه جوریه که انسان نمی تونه بینهایت زنده باشه؟ و اینکه زنده بودن بی نهایت با بینهایت بودن متفاوت مگر نیست؟ و یک مورد دیگه اینکه مگر بعد زمان تنها در دنیای خودمون معنی نداره؟ پس اگر چیزی در خارج از بعد زمان باشه دیگه براش عمر کردن و باقی موندن معنی نمی ده چون اصولا زمان بهش نمی گذره. از نظر ریاضی مثل اینه که عمود بر محور x حرکت کنیم و از تغییرات در مورد مولفه x بپرسیم. این تغییرات مسلما صفره. در نظر کسی که اینجوری حرکت بکنه کمیت x نامتناهی میشه.
    هر چه در آسمانها و زمین است از آن خداوند یکتاست. کهکشانها و ستارگان مظهر قدرت اویند. همه فانیند و تنها خداست که می ماند.

    حق با علی است و علی با حق.( پیامبر مهربانی ها (ص) )

    دانش اگر چه در ثریا باشد ، مردانی از سرزمین پارس به آن دست خواهند یافت. ( پیامبر خوبی ها (ص))

    نه تنها جزایر سه گانه بلکه از غرب چین تا شرق مدیترانه ، از جنوب سیبری تا شمال صحرای عربستان از دیرباز مرزهای ایران بزرگ قرار دارد. و در آخر تمامی فرزندان به مادر خود می پیوندند.

  16. تشکر


  17. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    540
    صلوات
    10
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 20 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به نام خدا.

    این مطلب رو در کتاب فراسوی انیشتن خوندم فکر کردم گفتنش در اینجا خالی از لطف نباشه :

    هر چیزی در وضعیتی پایدار می ماند که انرژی اش در آن کمینه (مینیموم) باشد. به این وضعیت یا تراز انرژی "خلاء واقعی" می گویند. اگر آن چیز (نمی گویم جسم چون هر چه که هست جسم نیست) در "خلاء واقعی" نباشد گفته می شود که در "خلاء دروغین" قرار دارد. اگر چیز در "خلاء دروغین" باشد بعد از مدتی که یک "جهش" میکند و به "خلاء واقعی" میرسد. امکان دارد که قوانین طبیعت (و قوانین فیزیک) که در "خلاء دروغین" جریان دارند در "خلاء واقعی" وجود نداشته باشند و قوانینی نو و تازه جایگزین بشوند. امکان دارد که جهان پیر و مسن ما مدت زیادی باشد که در "خلاء دروغین" قرار دارد و ناگهان با "جهشی" به "خلاء واقعی" خود برود. البته احتمال این امر به علت عمر بسیار زیاد جهان کم است.(به پی نوشت شماره 1 مراجعه فرمایید)

    بر اساس این مطلبی که نقل کردم اگر جهان پس از قیامت جهانی باشه که به خلاء واقعی رسیده دیگه پرسیدن این سوال که "بعد" چه اتفاقی می افتد؟ درست نیست. چون ممکنه قوانین طبیعت جوری باشند که اصلا بعد معنا نداشته باشه. ممکنه اصلا بُعد زمان معنا و مفهومی جدا از معنا روزمره این جهان داشته باشه.

    پی نوشت شماره 1 :
    احتمال کم دلیل بر این نمی شه که اتفاق نمی افته. فرض کنید که یک سکه ساخته میشه که احتمال رو آمدنش 99.99 درصد و احتمال پشت امدن 00.01 درصد است. اگر بار اول پرتاب پشت امد چی؟ احتمال غلطه؟ یا در ساخت سکه اشتباه شده؟ هیچکدوم. احتمال وقتی معنی میگیره که تعداد آزمایش ها (پرتاب ها) بینهایت باشه.

    پی نوشت شماره 2 :
    در همون کتاب فراسوی انیشتن به این مطلب اشاره شده بود که ممکنه انفجار بزرگ که موجب به وجود آمدن دنیا شده خودش ناشی از جهش عالم هستی از خلاء دروغین با انرژی بالاتر به خلاء دروغین با انرژی پایینتر باشه.( بحث جدیدی هم جای دیگری دیدم که میگفت تو خود مراحل انفجار بزرگ تا زمان حال هم باز یک جهش دیگه داشتیم).
    هر چه در آسمانها و زمین است از آن خداوند یکتاست. کهکشانها و ستارگان مظهر قدرت اویند. همه فانیند و تنها خداست که می ماند.

    حق با علی است و علی با حق.( پیامبر مهربانی ها (ص) )

    دانش اگر چه در ثریا باشد ، مردانی از سرزمین پارس به آن دست خواهند یافت. ( پیامبر خوبی ها (ص))

    نه تنها جزایر سه گانه بلکه از غرب چین تا شرق مدیترانه ، از جنوب سیبری تا شمال صحرای عربستان از دیرباز مرزهای ایران بزرگ قرار دارد. و در آخر تمامی فرزندان به مادر خود می پیوندند.

صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود