صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: امام حاضر و ناظر

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    13
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    56
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مطلب امام حاضر و ناظر




    علي(ع) از مسجد برگشت و داخل جايي به نام «قصر» شد، من هم همراه ايشان داخل شدم. ايشان به من فرمود: «اي رميله! ديدم به خودت مي‌پيچيدي». گفتم: بلي، داستان بيماري خود را براي ايشان تعريف كردم. ايشان فرمود: «اي رميله! هيچ مؤمني بيمار نمي‌شود مگر اينكه ما هم به خاطر بيماري او بيمار مي‌شويم و غمگين نمي‌شود مگر آنكه ما هم در غم او، غمگين مي‌شويم و دعايي نمي‌كند مگر آنكه به دعاي او آمين مي‌گوييم و سكوت نمي‌كند مگر آنكه ما برايش دعا مي‌كنيم».


    به عقيدة شيعه، با توجّه به دلايل نقلي موجود، امامان معصوم(ع) بر اعمال و احوال همة آفريدگان خدا، چه در روي زمين و چه در آسمان‌ها و منظومه‌ها، آگاهي دارند.

    رميله مي‌گويد: در زمان اميرالمؤمنين، علي(ع) سخت بيمار شدم؛ تا آنكه در روز جمعه، قدري احساس سبكي كردم. با خود گفتم بهتر از هر چيز اين است كه آبي بر روي خود بريزم و نماز را به جماعت و امامت حضرت اميرالمؤمنين(ع) اقامه كنم. همين كار را كردم. وقتي حضرت بالاي منبر رفت، حال من دوباره بد شد. وقتي اميرالمؤمنين، علي(ع) از مسجد برگشت و داخل جايي به نام «قصر» شد، من هم همراه ايشان داخل شدم. ايشان به من فرمود: «اي رميله! ديدم به خودت مي‌پيچيدي». گفتم: بلي، داستان بيماري خود را براي ايشان تعريف كردم. ايشان فرمود: «اي رميله! هيچ مؤمني بيمار نمي‌شود مگر اينكه ما هم به خاطر بيماري او بيمار مي‌شويم و غمگين نمي‌شود مگر آنكه ما هم در غم او، غمگين مي‌شويم و دعايي نمي‌كند مگر آنكه به دعاي او آمين مي‌گوييم و سكوت نمي‌كند مگر آنكه ما برايش دعا مي‌كنيم».

    گفتم: اي اميرمؤمنان! فدايت گردم. اين مربوط به كساني است كه با شما در اين مكان هستند. آن كساني كه در اطراف زمين هستند، چطور؟ فرمود: «اي رميله! هيچ مؤمني در شرق و غرب زمين از ما غايب نيست».1

    وقتي چنين توجّهي از سوي امام عصر(ع) به مؤمنان وجود دارد، چه سعادتي بالاتر از اينكه انسان به جاي هر چيز، مراقب اعمال خود باشد و براي تعجيل فرج خود آن حضرت دعا كند. بي‌شك، امام بسيار كريم‌تر از آن است كه ياد كنندگانش را فراموش كند. امام زمان(ع) در توقيع مباركشان به شيخ مفيد(ره) فرمودند:

    «ما به آنچه بر شما مي‌گذرد احاطة علمي داريم و هيچ يك از خبرهاي شما از ما پوشيده نيست... ما نسبت به رعايت حال شما اهمال نمي‌كنيم و ياد كردن شما را فراموش نمي‌كنيم».2

    تا دل آشفته‌ام، شيفتة روي توست
    هر طرفي رو كنم، روي دلم سوي توست
    به گرد بيت الحرام، طواف بر من حرام
    اي صنم خوش خرام،3 كعبة من كوي توست
    دل ندهم از قصور، به صحبت حُسن حور
    بهشت اهل حضور، صحبت دلجوي توست
    سوز و گذار جهان، از غم غمّازي‌ات
    راز و نياز همه در خم ابروي توست4

    امام عصر(ع) هر چند از ديدگان بندگان، غايب است، ولي به شرق و غرب عالم، آگاه است. ايشان از راز پنهان دل مؤمنان با خبر است، آن گونه كه هيچ ظاهر و باطني از چشمان پر فروغ‌شان پنهان نيست و هيچ‌كس از سلطة ولايت ايشان خارج نخواهد بود.5
    پي‌نوشت‌ها:
    1. بصائر الدرجات، جزء 5، باب 16، ح 1.
    2. احتجاج طبرسي، ج 2، ص 323.
    3. اي محبوبي كه با ناز و به آرامي راه مي‌روي.
    4. شيخ محمّد حسين غروي (معروف به كمپاني)، ديوان شعر، ص 269.
    5. سيّد محمّد بني هاشمي، معرفت امام عصر(ع)، ص 414.

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    204
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با درود
    دو سوال از حضورتون داشتم:
    ابتدا نظر شما رابه دو آیه از قرآن جلب می کنم:
    1.سوره ی انعام آیه 50:
    بگو ای پیغمبر من شما را نمی گویم که گنج های خدا نزد من است و نه آنکه از غیب آگاهم و نمی گویم که من فرشته ام من پیروی نمی کنم جز آنچه را که به من می رسد بگو آیا کور و بینا برابرند آیا فکر و اندیشه نمی کنند.

    2.سوره ی انعام آیه 59:
    و کلید خزائن غیب نزد خداست کسی جز خدا بر آن آگاه نیست و نیز آنچه در خشکی و دریاست همه را می داند و هیچ برگی از درخت نیفتد مگر آنکه او آگاه است و هیچ دانه زیر تاریکیهای زمین و هیچ تر و خشکی در جهان نیست جز آنکه در کتاب مبین مسطور است.

    سوال اول:
    در این دو آیه ذکر شده که علم غیب ازان خداست و حتی محمد نصیبی از آن ندارد،پس چطور علی علم غیب داشته است؟

    سوال دوم:
    در جستار بالا شما مهدی را امام زمان نامیدید،به نظر شما درست است؟

    توضیح:
    امام:هدایت کننده،پیشوا،رهبر.
    زمان:گذر روزگار.
    امام زمان=هدایت کننده ی زمان
    کسی که زمان را هدایت می کند پس در ظرف زمان موجود نیست و کسی که در ظرف زمان موجود نیست پس ظرف مکانی هم ندارد اسم این را چه می زارید؟

    موفق باشید.



    دستینه:


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,017
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    3



    غيب، در مقابل محسوس و مشهود است و به امورى گفته مى شود كه از دايره حواس و علوم انسان ها خارج باشد; مانند كيفيت قيامت، زمان وقوع آن، حوادث آينده، باطن افراد و...
    آياتى كه از علم غيب سخن گفته اند، سه دسته اند:
    الف ـ آياتى كه علم غيب را به خدا منحصر ساخته اند; مانند آيه مذكور در پرسش يعنى آيه 59 سوره انعام كه مى فرمايد: "وعِندَهُ مَفاتِحُ الغَيبِ لا يَعلَمُها اِلا هُوَ; كليدهاى غيب تنها نزد اوست، و جز او، كسى آن ها را نمى داند."
    ب ـ آياتى كه علم غيب را از پيامبران و رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)نفى مى كنند; مانند آيه 188 سوره اعراف كه مى فرمايد: "قُل لا اَملِكُ لِنَفسى نَفعـًا ولا ضَرًّا اِلا ما شاءَ اللّهُ ولَو كُنتُ اَعلَمُ الغَيبَ لاستَكثَرتُ مِنَ الخَيرِ وما مَسَّنِىَ السّوءُ; بگو من مالك سود و زيان خويش نيستم، مگر آن چه را خدا بخواهد، (و از غيب و اسرار نهان نيز خبر ندارم، مگر آن چه خداوند اراده كند) و اگر از غيب باخبر بودم، سود فراوانى براى خود فراهم مى كردم."
    ج ـ آياتى كه از آگاهى پيامبران و پيامبر بزرگوار اسلام از غيب خبر مى دهند; مانند اين آيه ها:
    1. آيه 26 و 27 سوره جن: "عــلِمُ الغَيبِ فَلا يُظهِرُ عَلى غَيبِهِ اَحَدا ; اِلا مَنِ ارتَضى مِن رَسول فَاِنَّهُ يَسلُكُ مِن بَينِ يَدَيهِ ومِن خَلفِهِ رَصَدا ; داناى غيب اوست و هيچ كس را بر اسرار غيبش آگاه نمى سازد، مگر رسولانى كه آنان را برگزيده و مراقبينى از پيش رو و پشت سر براى آن ها قرار مى دهد."
    2. آيه 179 سوره آل عمران: "وما كانَ اللّهُ لِيُطلِعَكُم عَلَى الغَيبِ ولـكِنَّ اللّهَ يَجتَبى مِن رُسُلِهِ مَن يَشاءُ; و چنين نبود كه خداوند شما را از اسرار غيب، آگاه كند ولى خداوند از ميان رسولان خود، هر كس را بخواهد بر مى گزيند; (و بخشى از اسرار نهان را در اختيار او قرار مى دهد)."
    با توجّه به دسته سوّم آيات مربوط به غيب، معنى دو دسته آيات قبل اين خواهد بود كه علم غيب تنها در انحصار خداوند است و هيچ كس بدون اجازه او نمى تواند به علم غيب دست يابد و پيامبران نيز فقط با مدد خداوند و اراده او از علم غيب برخوردارند. بنابراين، آيات دسته اول و دوم، علم غيب استقلالى و بى كمك وحى را از پيامبران نفى مى كنند و به هيچ روى، علم غيب الهى انبيا ـ و از جمله برترين پيامبر خدا حضرت محمد(صلى الله عليه وآله وسلم)ـ را انكار نمى نمايند.
    در نتيجه براى گروهى از بندگان خالص خدا، برخى امور، ديگر حالت غيب و پنهان نخواهد داشت. از اين روست كه اميرمؤمنان على(عليه السلام)فرموده است: "لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا; اگر پرده كنار رود (غيب آشكار شود) به يقين من افزوده نمى گردد." • يعنى آن چه براى مردم عادى غيب است، براى من مشهود و محسوس است و وقتى همه چيز براى مردم آشكار مى گردد نيز، تفاوتى براى من نخواهد داشت.



  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,069
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    20




    ************************
    وبلاگ اقاقيهاي نوراني شما را به بازديد از خود دعوت مي نمايد
    ************************

  7. تشکر


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    204
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با درود
    غيب، در مقابل محسوس و مشهود است و به امورى گفته مى شود كه از دايره حواس و علوم انسان ها خارج باشد; مانند كيفيت قيامت، زمان وقوع آن، حوادث آينده، باطن افراد و...
    اینکه بدیهی است.

    آياتى كه از علم غيب سخن گفته اند، سه دسته اند
    قسمت الف و ب که حرف اینجانب را تصدیق می کند.

    ج.1-
    آیات 25 و 26 که صریحا اعلام می کنند که الله این عمل را مقدور نمی شمارد.و اما در ادامه آیه 27 و28:
    جز پیامبری را که از او خشنود باشد که برای او از پیش رو و از پشت سرش نگهبانانی بر خواهد گماشت تا بداند آن پیامبر پیغام های پروردگار خود را کاملا به خلق رسانیدند و ....

    این قسمت نشان می دهد که این علم غیب نیست بلکه خبر از غیب می باشد که به محمد الهام شده و باید به مردم ابلاغ کند(علم غیب راکه نباید به مردم ابلاغ کرد) و در آخر تصریح کرده الله می خواهد بداند(مطمئن شود) که محمد این کار را به درستی انجام داده یا نه؟
    پس این مثال شما مردود است.

    ج.2-
    در این آیه ذکر شده که الله از غیب برای مردم خبر می دهد اما توسط پیامبران نه اینکه علم غیب را به مردم توسط پیامبران برساند.توضیح بیشتر مراجعه کنید به سوره ی آل عمران آیه ی 44 که اخبار غیب(نه علم غیب) به مریم وحی شده نه اینکه مریم علم غیب دارد.
    پس بازم این مثال شما مردود است.

    وحی:آنچه از طرف خدا به پیامبران ابلاغ شود.(خبر از غیب)

    در قرآن ذکر شده من دانای غیب هستم و هیچکس بر عالم غیب او آگاهی ندارد.،مگر وحی.

    در آخر اگر مقدور بود جواب سوال دوم مرا هم بدهید.

    موفق باشید.


    ویرایش توسط x-x : ۱۳۸۸/۰۵/۲۶ در ساعت ۱۴:۵۷
    دستینه:


  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    958
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 3 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط x-x نمایش پست
    با درود
    غيب، در مقابل محسوس و مشهود است و به امورى گفته مى شود كه از دايره حواس و علوم انسان ها خارج باشد; مانند كيفيت قيامت، زمان وقوع آن، حوادث آينده، باطن افراد و...
    منم به این نتیجه رسیده ام که علم به غیب مخصوص خداوند است بیشترین قسمت این علم هم علم به اینده است
    مثلا اگر یک نفر ماشینی را دزدید و هیچ کس نمی داند این را نمی توان علم غیب دانست
    حوادثی که در اینده اتفاق می افتد تفکراتی که در وجود انسان مرور می شوذ بیشتر به علم غیب اتصال دارد
    ولی مهمترین چیزی که اثبات می کند که خدا علم به غیب دارد گزارشی است که خدا از اینده در اختیار پیامبر قرار میدهد
    پس بنا براین پیامبر نه اینکه علم غیب ندارد بلکه غیب هم نمیداند
    مثلا اگر علم غیب را به یک کارخانه تشبیه کنیم محصول کارخانه غیب است
    بنا بر این خداوند غیب را در اختیار پیامبر می گذارد نه علم غیب را
    از طرفی علم غیب از صفات خدا است مانند خالق بودن
    تفاوت انسان با خدا در همین موضوعات است
    ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ ﴿۱﴾ مَا أَنتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ ﴿۲﴾ وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ ﴿۳﴾


    وَكَذَلِكَ أَنزَلْنَاهُ حُكْمًا عَرَبِيًّا وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعْدَ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ وَاقٍ ﴿۳۷﴾






  10. تشکر


  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    466
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    3
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط x-x نمایش پست
    آیات 25 و 26 که صریحا اعلام می کنند که الله این عمل را مقدور نمی شمارد.و اما در ادامه آیه 27 و28: جز پیامبری را که از او خشنود باشد که برای او از پیش رو و از پشت سرش نگهبانانی بر خواهد گماشت تا بداند آن پیامبر پیغام های پروردگار خود را کاملا به خلق رسانیدند و .... این قسمت نشان می دهد که این علم غیب نیست بلکه خبر از غیب می باشد که به محمد الهام شده و باید به مردم ابلاغ کند(علم غیب راکه نباید به مردم ابلاغ کرد) و در آخر تصریح کرده الله می خواهد بداند(مطمئن شود) که محمد این کار را به درستی انجام داده یا نه؟ پس این مثال شما مردود است. ج.2- در این آیه ذکر شده که الله از غیب برای مردم خبر می دهد اما توسط پیامبران نه اینکه علم غیب را به مردم توسط پیامبران برساند.توضیح بیشتر مراجعه کنید به سوره ی آل عمران آیه ی 44 که اخبار غیب(نه علم غیب) به مریم وحی شده نه اینکه مریم علم غیب دارد. پس بازم این مثال شما مردود است. وحی:آنچه از طرف خدا به پیامبران ابلاغ شود.(خبر از غیب) در قرآن ذکر شده من دانای غیب هستم و هیچکس بر عالم غیب او آگاهی ندارد.،مگر وحی. در آخر اگر مقدور بود جواب سوال دوم مرا هم بدهید. موفق باشید.
    باسلام
    دوست عزيز شما بهتر است بيشتر در مورد قران مطالعه بفرماييد (در ضمن اعتقادات مارا ولو به اينكه شما نمي پذيريد با احترام نام ببريد:حضرت،امام)
    خداوند در ايه26وايات پاياني27و28 ميفرمايند:او داناي غيب(عالم) است و هيچ كس را بر غيب(عالم) خود اگاه نميكند مگر پيامبري راكه خود برگزيدهاوست كه براي محافظت او نگهباناني از پيش رو وپشت سر ميفرستد(تا اسرار وحي را شياطين به سرقت گوش نربايند)تا بداند كه آن رسولان پيغامهاي پروردگار خود را رسانيده اند و به آنچه نزد ايشان است احاطه داردو هر چيزي را به عدد شمار كرده آگاه است
    از ايات كاملا مشخص است خداوند اين نگهبانان را براي محافظت از كلام خود قرار داده پس تامل بيشتر براي شما جايز است دوست عزيز
    حضرت محمد(ص)خود به مردم فرمودند:من نيز مانند شما هستم با اين فرق كه من از جانب پروردگار برگذيده شده ام تا پيامهاي باري تعالي را به شما برسانم
    خبر غيب از عالم غيب مي ايد پس چه طور رسولان از خبر عيب مطلع هستند از عالم آن مطلع نيستند بديهي است طبق قانون استدلال عقلي بايد مردم از عالم غيب تا حدي كه خداوند به رسولان اجازه داده مطلع باشند تا خبر آن را بپذيرند
    پس جواب اول شما مردود
    سوال دوم شما خداوند علم غيب را به رسولانش كه خود اتنخاب ميكند ميدهيد طبق ايه179 هر كس مشيعتش باشد
    از ديدگاه شما پيامبر و رسول كيست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    در هيچ جاي كتب حضرت مريم به عنوان رسول خطاب نشده ايشان حامل حضرت عيسي بودند مثل شكافته شدن ديوار كعبه براي مادر امير مومنان(ع)وخبر ولادت مولودكعبه
    اين ايه هيچ تشابهي با ايه179 ندارد در ابه 44 به حضرت مريم بشارت تولد مولودي بنام عيسي داده ميشود به حضرت مريم گفته نشد كه اين مطلب رو به مردم بگويند اگر اينطور بود چرا به ايشون گفته شد روزه سكوت بگيرن تا طفل با مردم صحبت كنه وخودش رو معرفي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    پس جواب دوم شما مردود
    در قرآن ذکر شده من دانای غیب هستم و هیچکس بر عالم غیب او آگاهی ندارد.،مگر وحی
    ج-او داناي غيب(عالم) است و هيچ كس را بر غيب(عالم) خود اگاه نميكند مگر پيامبري راكه خود برگزيدهاوست آيه27 فكر كنم جوابتون رو در بالا دادم
    در پناه حق
    ویرایش توسط شاماهي : ۱۳۸۸/۰۵/۲۷ در ساعت ۱۳:۱۶
    حضرت حيدر بنام فاطمه حساس بود
    خلقت از روز ازل مديون عطر ياس بود
    اي كه ره بستي ميان كوچه ها بر فاطمه
    گردنت را ميشكست آنجا اگر عباس بود


  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    204
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با درود

    دوست عزيز شما بهتر است بيشتر در مورد قران مطالعه بفرماييد.
    کسی نظرش با کس دیگر یکسان نیست مبنی بر مطالعه کم نیست مثل مفسرین قرآن که نظرشان در مورد یک آیه متفاوت است پس مطالعه همه شان کم است.

    در ضمن اعتقادات مارا ولو به اينكه شما نمي پذيريد با احترام نام ببريد:حضرت،امام.
    امام:رهبر،مقتدا.(محمد امام مسلمانان است نه من و در ضمن این نشانه ی احترام نیست یک صفت فاعلی می باشد.)
    حضرت:کلمه ای است که برای احترام پیش از نام قدیسان و بزرگان می آید.(محمد برای شما مقدس است گر چه در قرآن ذکر شده که معصوم نیست.)
    شما ابتدا معانی واژگان را پیدا کنید تا هر چیزی را مقدس نام نبرید.

    مگر پيامبري راكه خود برگزيدهاوست كه براي محافظت او نگهباناني از پيش رو وپشت سر ميفرستد(تا اسرار وحي را شياطين به سرقت گوش نربايند)تا بداند كه آن رسولان پيغامهاي پروردگار خود را رسانيده اند و به آنچه نزد ايشان است احاطه داردو هر چيزي را به عدد شمار كرده آگاه است

    سوره انعام آیه 68:
    ای رسول ما چون گروهی را دیدی که برای خرده گیری در آیات ما گفتگو می کنند از آنان دوری گزین تا در سخنی وارد شوند و چنانچه شیطان البته فراموشت ساخت بعد از آنکه متذکر کلام خدا شدی دیگر با گروه ستمکاران مجالست مکن.

    پیامبر که آیات را توسط شیطان فراموش می کند پس از خلق انتظاری نیست و در ضمن طبق سوره توبه آیه 28 خداوند باید آیات را محافظت کند تا بداند پیامبر پیغام های پروردگار را به خلق رسانیدند،در ضمن این پیامبر علم غیب دارد اما با این خصوصیت باز فریب می خورد.

    در هيچ جاي كتب.
    تصور می کردم کتاب شما یکی باشد.

    در هيچ جاي كتب حضرت مريم به عنوان رسول خطاب نشده
    به مریم هم وحی شده به محمد هم وحی شده اما مشیت متفاوت است.
    جبرئیل هم رسول بود محمد هم رسول است اما به شکلی که مشیت خدا مقدور بود.

    سعی کنید اینقدر در هم ننویسید خواندنش واقعا سخت بود.
    در آخر جوابتون تکرار مکررات بود پست های 3و 5 را سه بار بخوانید چون پست تکراری موضوع را حل نمی کند.

    موفق باشید.

    دستینه:


  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    958
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 3 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    قران کتابی است که از طرف خدا برای همه انسانها از زمان نزول تا حالا قران کتاب مسلمانان نیست قران کتاب همه جهانیان است

    ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ ﴿۱﴾ مَا أَنتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ ﴿۲﴾ وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ ﴿۳﴾


    وَكَذَلِكَ أَنزَلْنَاهُ حُكْمًا عَرَبِيًّا وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعْدَ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ وَاقٍ ﴿۳۷﴾






  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    802
    مورد تشکر
    11 پست
    حضور
    12 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    9



    نقل قول نوشته اصلی توسط x-x نمایش پست
    امام:رهبر،مقتدا.(محمد امام مسلمانان است نه من و در ضمن این نشانه ی احترام نیست یک صفت فاعلی می باشد.)
    حضرت:کلمه ای است که برای احترام پیش از نام قدیسان و بزرگان می آید.(محمد برای شما مقدس است گر چه در قرآن ذکر شده که معصوم نیست.)
    منظور شاماهی را متوجه نشدید یا نخواستید متوجه شوید
    منظور ایشان این هست که این کانون متعلق به شیعیان هست و دیگران اینجا مهمان ما هستند
    عقل و وجدان و اخلاق حکم میکند به لزوم حفظ حرمت میزبان توسط مهمان.
    حضرت محمد صلی الله علیه وآله برای تمام مسلمانان مقدس هستند و از شما توقع داریم حرمت میزبانتان را حفظ کنید .
    حضرت محمد صلی الله علیه و آله پیامبر مسلمانان هستند .امام تعریف جداگانه ای دارد که البته بر ایشان نیز صدق پیدا میکند،اما در عرف به ایشان پیامبر خطاب میشود و لغت امام در رابطه با افراد دیگری بکار میرود.
    البته این تذکر در رابطه حضرت امام خمینی قدس الله نفسه الزکیة نیز صدق دارد.
    این کلمات هرچه باشند ،توسط جامعه بعنوان احترام استعمال میشود.
    امیدوارم با ادب و منطقی که دارید از این به بعد به این خواسته کاربران کانون احترام بگزارید.
    موفق باشید

    مِنَ الْمُؤْمِنينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى‏ نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْديلا
    از مؤمنان مردانى هستند كه به پيمانى كه با خدا بسته بودند وفا كردند. بعضى بر سر پيمان خويش جان باختند و بعضى چشم به راهند و هيچ پيمان خود دگرگون نكرده‏اند
    مارا به دعا کاش نسازند فراموش
    رندان سحر خیز که صاحب نفسانند



صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود