صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    1,334
    تشکر:
    1
    حضور
    31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    57

    داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)




    داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)

    نحن نقص عليك احسن القصص بما اوحينا اليكهذا القرآن
    ما نيكوترين قصه ها را از طريق وحى و فرستادن اين قرآن براى شما باز گو مى كنيم خداوند يكى از داستانهائى را كه نيكوترين قصه ها نام برده داستان حضرت يوسف عليه السلام است ، چرا احسن القصص نباشد در حالى كه حاكميت اراده خدا را در داستان يوسف عليه السلام به زيبائى و خوبى مشاهده مى كنيم و سرنوشت بد حسودان را مى خوانيم كه خداوند نقشه هاى آنها را نقش بر آب مى كند در حالى كه عفريت زشت و ناپسند بى عفتى و عظمت و جلوه و شكوه تقوى و پارسائى را در لابلاى كلمات اين سوره مى بينيم و همچنين منظره تنهائى يك كودك كم سن و سال در قعر چاه ، شبها و روزهاى يك زندانى بى گناه را در سياه چال زندان ، تجلى نور اميد از پس پرده هاى تاريك ياءس و نااميدى و بالاخره عظمت و شكوه يك حكومت وسيع كه نتيجه آگاهى و امانت است همه در اين داستانها از مقابل چشم ما مى گذرد و سرنوشت يك ملت با يك خواب و تعبير خواب پر معنى متحول مى شود و زندگى يك كشور و جمعيت در اثر آگاهى يك زمامدار الهى از نابودى نجات مى يابد و دهها درس بزرگ ديگر در اين داستان منعكس شده است بايد احسن القصص باشد.
    و يكى از ويژگى هاى داستان حضرت يوسف عليه السلام اين است كه همه آن يكجا بيان شده بر خلاف سرگذشت ساير پيامبران كه به صورت بخش هاى جداگانه در سوره هاى قرآن پخش گرديده است ، اين ويژگى به اين دليل كه تفكيك فرازهاى اين داستان با توجه به وضع خاصى كه دارد پيوند اساسى آن را از هم مى برد و براى نتيجه گيرى كامل همه بايد يكجا ذكر شود، فى المثل داستان خواب حضرت يوسف عليه السلام و تعبيرى كه پدر براى آن ذكر كرد كه در آغاز اين سوره آمده بدون ذكر پايان داستان مفهومى ندارد، لذا در اواخر اين سوره كه در جلد دوم اين داستان است مى خوانيم : هنگامى كه يعقوب و برادران يوسف به مصر آمدند و در برابر مقام پر عظمت او خضوع كردند، يوسف عليه السلام رو به پدر كرد و فرمود: يا ابت هذا تاويل رؤ ياى من قبل قد جعلها ربى حقا .
    اى پدر! اين تاويل همان خوابى است كه در آغاز ديدم ، خداوند آن را به واقعيت پيوست و ما داستان حضرت يوسف را به 2 بخش تقسيم كه بخش ‍ اول آن بنام داستانهاى آموزنده از حضرت يوسف عليه السلام چون اول داستان در آيه 4 نام يوسف با اذ قال يوسف شروع شده و حدود 78 داستان مى باشد بيان نمودم و بخش دوم را با نام داستانهاى آموزنده از برادران حضرت يوسف با حدود 56 داستان نام گذارى شده چون از آيه 58 قرآن كريم و جاء اخوة يوسف برادران يوسف آمدند شروع شده نام گذارى كرديم ، اميد است با مطالعه دقيق اين داستانها بارقه اميد در مقابل نااميدى ها و سختى ها و مشكلات و زدودن حسادتها و بغض ها و دروغ ها و تهمت ها و بى عفتى ها و با بى توجهى به ما سوى الله عنايت فرمايد و ثواب آن را به نثار روح همه انبياء و ائمه معصومين و اولياء و علماء و شهداء مخصوصا شهداى ايران و امام شهيدان حضرت امام خمينى و عزيزانش به ويژه شهيد احمد مير خلف زاده مى نمايم و انشاءالله خداوند در فرج موفور السرور رابط بين زمين و آسمان امام زمان عليه السلام را هر چه زودتر تعجيل و دعاهاى آن حضرت را در حق ما مستجاب و سايه بلند پايه اش را بر همه ما مستدام و خير و بركت و راءفت و رحمت او را شامل حال همه مستضعفان جهان و ملت هاى ستمديده مخصوصا مردم خوب ايران بويژه مقام معظم رهبرى و علماء و حوزه هاى علميه گرداند.
    والسلام عليكم
    داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)

    ویرایش توسط طلوع1 : ۱۳۸۸/۰۶/۰۲ در ساعت ۲۰:۱۱
    پروردگارا به من بیاموز دوست بدارم کسانی را که دوستم ندارند...
    عشق بورزم به کسانی که عاشقم نیستند...
    بگریم برای کسانی که هرگز غمم را نخوردند...
    محبت کنم به کسانی که محبتی در حقم نکردند


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    11,935
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    33 روز 6 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    406
    آپلود
    94
    گالری
    278



    السلام
    داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع) داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع) داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)

    - امام صادق عليه السلام فرمودند:
    هر كس سوره يوسف عليه السلام را، روز و شب بخواند خداوند او را روز قيامت در حالى مى انگيزد و مبعوث مى كند كه زيبائيش همچون زيبائى يوسف است و هيچ گونه ناراحتى روز قيامت به او نمى رسد و از بندگان صالح خدا خواهد بود.

    2- سوره يوسف را بنويسيد و سه روز در منزل نگاه داريد، سپس در خارج منزل در ديوارى دفن كنيد، فرستاده سلطان شما را دعوت مى كند به خدمت او و حوائج شما را به اذن الهى انجام مى دهد.

    3- آنكه سوره يوسف را بنويسد و در آب بشويد و از آن بياشامد، روزى او آسان مى شود و حظ و بهره و نصيب او به اذن الله زياد شود.
    داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع) داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع) داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)
    نور الثقلين : ج 2، ص 408. اطيب البيان : ج 7، ص 149


    ماهی ها از تلاطم دریا به خدا شکایت بردند

    و

    چون دریا آرام شد خود را اسیر تور صیادان یافتند.

    تلاطم های زندگی حکمتی از جهان هستی است...

    پس از خدا بخواهیم دلمان آرام باشد نه اطرافمان


  4. تشکرها 4


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    1,334
    تشکر:
    1
    حضور
    31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    57



    داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع) داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)

    در تفاسير چنين حكايت مى كنند، وقتى كه زليخا بر حضرت يوسف عليه السلام غضب كرد به غلام و خادم خود دستور داد چند تازيانه به يوسف عليه السلام بزند!
    غلام تازيانه را بر زمين مى زد و فقط يك تازيانه به بدن يوسف عليه السلام زد!
    زليخا فورا از خانه بيرون دويد و فرياد زد يوسف را مزن ، اين تازيانه را كه الان زدى درد آن به قلبم وارد شد و گويا مرا زدى نه يوسف را.
    باز نقل مى كنند روزى زليخا حجامت كرد وقتى خون بزمين ريخت در تمام اجزاء خون نوشته شده بود، يوسف ، يوسف عليه السلام .
    (4)

    داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)

    پروردگارا به من بیاموز دوست بدارم کسانی را که دوستم ندارند...
    عشق بورزم به کسانی که عاشقم نیستند...
    بگریم برای کسانی که هرگز غمم را نخوردند...
    محبت کنم به کسانی که محبتی در حقم نکردند

  6. تشکرها 4


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    1,334
    تشکر:
    1
    حضور
    31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    57



    داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)
    از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم روايت شده كه آن حضرت فرمودند: چون شب معراج مرا به آسمان بردند يوسف را به بهترين لطافت ديدم كه تعجب كردم و پرسيدم كه اين شخص كيست ؟
    گفتند: او يوسف است .
    اصحاب از آن حضرت سؤ ال كردند كه يوسف را چگونه ديدى ؟
    حضرت فرمودند: يوسف را چون ماه شب چهارده ديدم .


    داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)

    ویرایش توسط طلوع1 : ۱۳۸۸/۰۵/۳۰ در ساعت ۱۸:۵۱
    پروردگارا به من بیاموز دوست بدارم کسانی را که دوستم ندارند...
    عشق بورزم به کسانی که عاشقم نیستند...
    بگریم برای کسانی که هرگز غمم را نخوردند...
    محبت کنم به کسانی که محبتی در حقم نکردند

  8. تشکرها 4


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    1,334
    تشکر:
    1
    حضور
    31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    57



    داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)
    در خبر است كه آدم عليه السلام در اول خلقت به صورت و زيبائى و جمال حضرت يوسف عليه السلام بود چون از آن درخت تناول نمود حسن و زيبائى حضرت آدم كم شد و آن حسن و زيبائى را حق تعالى به يوسف داد.
    گفته اند: شب تار از نور جمال حضرت يوسف مثل روز نورانى مى شد و ميان دو چشم او علامتى نورانى بود كه مانند ماه تابان بود. و چون مى خنديد يا سخن مى گفت نورى از دندان هاى او بيرون مى آمد كه در و ديوار را روشن مى كرد.
    حضرت يوسف عليه السلام حسن و جمال و زيبائى را از جدش حضرت اسحاق پيامبر و مادر اسحاق به صورت حورالعين بود كه حضرت يوسف را به ارث برده بود.
    پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: نيمى از همه زيبائى ها را به يوسف دادند و نيم ديگر را به ساير مردم .
    كعب الاحبار گفته : يوسف عليه السلام زيبا روى و داراى موهائى مجعد و چشمانى درشت و ميانه اندام و سفيد رو و چهار شانه و كمر باريك بود.


    داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)


    پروردگارا به من بیاموز دوست بدارم کسانی را که دوستم ندارند...
    عشق بورزم به کسانی که عاشقم نیستند...
    بگریم برای کسانی که هرگز غمم را نخوردند...
    محبت کنم به کسانی که محبتی در حقم نکردند

  10. تشکرها 4


  11. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    1,289
    مورد تشکر
    8 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)
    قرآن داستان يوسف را از خواب عجيب و پر معناى او آغاز مى كند، زيرا اين خواب در واقع نخستين فراز زندگى پر تلاطم يوسف محسوب مى شود.
    يك روز صبح با هيجان و شوق به سراغ پدر آمد و پرده از روى حادثه تازه اى برداشت كه در ظاهر چندان مهم نبود، اما در واقع شروع فصل جديدى را در زندگانى او اعلام مى كرد.
    يوسف گفت : پدرم ! من ديشب در خواب 11 ستاره را ديدم كه از آسمان فرود آمدند و خورشيد و ماه نيز آنها را همراهى مى كردند، همگى نزد من آمدند و در برابر من سجده كردند.
    كه ابن عباس مى گويد: يوسف اين خواب را در شب جمعه كه مصادف شب قدر شب تعيين سرنوشتها و مقدرات بود ديد.
    در اينكه يوسف به هنگام ديدن اين خواب چند سال داشت ، بعضى نه سال و بعضى 12 سال و بعضى 7 سال نوشته اند، قدر مسلم اين است كه در آن هنگام بسيار كم سن و سال بود، اين خواب هيجان انگيز و معنادار، يعقوب پيامبر را در فكر فرو برد:
    خورشيد و ماه و ستارگان آسمان ؟ آن هم 11 ستاره ؟ فرود آمدند و در برابر فرزندم يوسف سجده كردند، چقدر پر معنا است ؟ حتما خورشيد و ماه و من و مادرش يا من و خاله اش مى باشيم و يازده ستاره ، برادرانش ، قدر و مقام فرزندم آنقدر بالا مى رود كه ستارگان آسمان و خورشيد و ماه سر بر آستانش مى سايند، آنقدر در پيشگاه خدا عزيز و آبرومند مى شود كه آسمانيان در برابرش خضوع مى كنند، چه خواب پر شكوه و جالبى ، لذا با لحن آميخته با نگرانى و اضطراب اما تواءم با خوشحالى به فرزندش چنين گفت : فرزندم ! اين خوابت را براى برادران باز مگو چرا كه آنها براى تو نقشه هاى خطرناك خواهند كشيد، من مى دانم شيطان براى انسان دشمن آشكار است شيطان منتظر بهانه اى است كه وسوسه هاى خود را آغاز كند، به آتش كينه و حسد دامن زند و حتى برادران را به جان هم اندازد.
    (7)

    داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)




    تا خدا بنده نواز است به خلقش چه نياز؟
    مي کشم ناز يکي تا به همه ناز کنم..


    ***


  12. تشکرها 4


  13. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    1,334
    تشکر:
    1
    حضور
    31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    57



    داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)

    1- امام صادق عليه السلام فرمودند: هر كس سوره يوسف عليه السلام را، روز و شب بخواند خداوند او را روز قيامت در حالى مى انگيزد و مبعوث مى كند كه زيبائيش همچون زيبائى يوسف است و هيچ گونه ناراحتى روز قيامت به او نمى رسد و از بندگان صالح خدا خواهد بود.
    2- سوره يوسف را بنويسيد و سه روز در منزل نگاه داريد، سپس در خارج منزل در ديوارى دفن كنيد، فرستاده سلطان شما را دعوت مى كند به خدمت او و حوائج شما را به اذن الهى انجام مى دهد.
    3- آنكه سوره يوسف را بنويسد و در آب بشويد و از آن بياشامد، روزى او آسان مى شود و حظ و بهره و نصيب او به اذن الله زياد شود


    داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع) داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع) داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)
    از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم روايت شده كه آن حضرت فرمودند: چون شب معراج مرا به آسمان بردند يوسف را به بهترين لطافت ديدم كه تعجب كردم و پرسيدم كه اين شخص كيست ؟
    گفتند: او يوسف است .
    اصحاب از آن حضرت سؤ ال كردند كه يوسف را چگونه ديدى ؟
    حضرت فرمودند: يوسف را چون ماه شب چهارده ديدم


    داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)

    پروردگارا به من بیاموز دوست بدارم کسانی را که دوستم ندارند...
    عشق بورزم به کسانی که عاشقم نیستند...
    بگریم برای کسانی که هرگز غمم را نخوردند...
    محبت کنم به کسانی که محبتی در حقم نکردند

  14. تشکرها 3


  15. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    1,334
    تشکر:
    1
    حضور
    31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    57



    داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)
    در اين فراز از داستان به خوبى مشاهده مى كنيم كه حضرت يعقوب عليه السلام با اينكه از حسادت برادران نسبت به يوسف آگاهى داشت و به همين دليل دستور داد خواب عجيبش را از برادران مكتوم دارد، هرگز نشد آنها را متهم كند كه نكند شما قصد سوئى درباره فرزندم يوسف داشته باشيد، بلكه عذرش تنها عدم تحمل دورى يوسف و ترس از گرگان بيابان بود.
    اخلاق و معيارهاى انسانى و اصول داورى عادلانه نيز همين را ايجاب مى كند كه تا نشانه هاى كار خلاف از كسى ظاهر نشده باشد او را متهم نسازند، اصل برائت و پاكى و درستى است ، مگر اينكه خلاف آن ثابت شود
    داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)
    روايت شده :
    حضرت يعقوب عليه السلام در خواب ده گرگ را ديد كه يوسف را محاصره كرده اند و متعرض او شدند و به او حمله كردند، ولى يك گرگ نمى گذاشت گرگان ديگر متعرض او شوند كه ناگهان زمين شكافته مى شود و يوسف در زمين فرو مى رود و از آن بيرون نيامد، سه روز از خواب يعقوب گذشت كه برادران يوسف گفتند او را با ما بفرست .
    حضرت يعقوب فرمود: مى ترسم گرگ او را بخورد.

    داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)

    ویرایش توسط طلوع1 : ۱۳۸۸/۰۵/۳۱ در ساعت ۲۰:۰۱
    پروردگارا به من بیاموز دوست بدارم کسانی را که دوستم ندارند...
    عشق بورزم به کسانی که عاشقم نیستند...
    بگریم برای کسانی که هرگز غمم را نخوردند...
    محبت کنم به کسانی که محبتی در حقم نکردند

  16. تشکرها 2


  17. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    1,334
    تشکر:
    1
    حضور
    31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    57



    داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)

    در بعضى از روايات آمده :
    زليخا در آن سال هاى قحطى نزد حضرت يوسف آمد و از آن بزرگوار طلب قوت لايموت كرد، زيرا شوهر زليخا مرده بود و روزگار از زليخا برگشته بود، و او را دچار مصيبت هائى كرده بود.
    هنگامى كه چشم حضرت يوسف عليه السلام به زليخا افتاد به او فرمود: چه باعث شد كه من تو را به اين روز مى بينم ؟!
    زليخا در پاسخ آن بزرگوار گفت :
    سبحان من جعل الملوك بمعصيته عبيدا و جعل العبيد بطاعته ملوكا .
    يعنى پاك و منزه است آن خدائى كه پادشاهان را به علت نافرمانى از خداوند بردگانى قرار مى دهد و بردگان را بوسيله فرمانبرداريشان از خداوند پادشاهانى مقرر مى كند.
    گفته اند:
    چون پادشاه مصر شخصى كافر و گنهكار بوده ، لذا خداى توانا او را مطيع و عبد يوسف قرار داد و يوسف را به حسب ظاهر غلامى زر خريد و مطيع خدا بود به مقام پادشاهى نائل نمود


    داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)

    پروردگارا به من بیاموز دوست بدارم کسانی را که دوستم ندارند...
    عشق بورزم به کسانی که عاشقم نیستند...
    بگریم برای کسانی که هرگز غمم را نخوردند...
    محبت کنم به کسانی که محبتی در حقم نکردند

  18. تشکر


  19. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    1,334
    تشکر:
    1
    حضور
    31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    57





    چون حضرت يوسف مى خواست از پدر جدا شود پدر فرمود: اى يوسف تو را چهار وصيت مى كنم اين چهار وصيت را بشنو و نصب العين خاطر خود كن :
    1- يا بنى لا تنس الله بكل حال .
    فرزندم خدا را فراموش مكن و در هر كارى كه هستى ذكر آفريدگار خود از دل و زبان خويش دور مدار كه هيچ قرين و همنشين در سفر و در حضر برابر با ذكر و شكر او نيست .

    داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)

    2- اذا وقعت فى بلية فاستعن بالله .
    اگر به بلائى واقع شدى از فضل خدا يارى بجوى كه هر كس سر رشته تدبير را از دست دهد، اگر چنگ به ريسمان متين كرم او نزند زود يا دير از پاى در آيد.


    داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)

    3- اكثر من قول حسبى الله و نعم الوكيل .
    اين كلمه حسبى الله و نعم الوكيل را بسيار بگوى كه چون پدر بزرگ تو ابراهيم خليل را در آتش انداختند، اين كلمه را گفت ، ضرر و شرر نمروديان از او دفع شد و دود آتش بر چهره عصمتش نرسيد.

    داستان های اموزنده از حضرت یوسف (ع)

    4- يا بنى لا تنسانى فانى لا انساك .
    اى فرزندم مرا فراموش مكن كه من تو را فراموش نخواهم كرد.

    پروردگارا به من بیاموز دوست بدارم کسانی را که دوستم ندارند...
    عشق بورزم به کسانی که عاشقم نیستند...
    بگریم برای کسانی که هرگز غمم را نخوردند...
    محبت کنم به کسانی که محبتی در حقم نکردند

  20. تشکر


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود