صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مرگ و زندگي

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    71
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خندیدن مرگ و زندگي




    اول از همه سلام بر شما دوست قرانی
    جالبه بین این همه تاپیک تاپیکی از مرگ ندیدم
    خوبه ببینیم نظر هرکس راجع به مرگ چیه نه؟
    پس نظرت را بده ببینیم درباره ی مرگ چه طوری فکر می کنی!!!!!!!!
    میترسی؟ حقه؟ یا جالبه و دوسش داری؟ و یا...
    منتظر نظراتتون هستیم.
    کسی دیگر نمی کوبد در این خانه ی متروک را

    کسی دیگر نمی پرسد چرا تنهای تنهایم...


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,017
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    3



    معناى لغوى مرگ عبارت است از «مردن»، «فناشدن» و «زوال حیات»، اما در حقیقت، ماهیت و مفهوم مرگ نیستى و زوال حیات نیست، بلكه انتقال است، آن هم انتقال از حیاتى (دنیا) به حیات دیگر (آخرت). در حقیقت مرگ براى انسان سرآغاز حیاتى نو است. همان گونه كه انتقال انسان از «جنین» به «عالم دنیا» تولّد و حیات جدیدى براى او محسوب مى شود، انتقال او از حیات دنیا به آخرت نیز تولدى دیگر و سرآغاز حیات جدیدى است.[1]

    در قرآن كریم هر كجا سخن از مرگ است كلمه ى «توفّى» استعمال شده كه خود بیانگر نكات مهمى است:
    1. «توفّى» به معناى «تمام و كمال به اختیارگرفتن یك حقیقت» است; لذا عرب این كلمه را در جایى به كار مى برد كه طلبكارى تمام قرض خودش را از بدهكار دریافت كند.
    استعمال این كلمه براى مرگ بدین معناست كه انسان به تمام و كمال دریافت مى شود و به سراى آخرت منتقل مى گردد و چیزى از انسان پراكنده و گم نمى گردد.
    2. حقیقت انسان «منِ» اوست، نه بدن مادّى اش; چرا كه با توفّى و مرگ، شخصیت و منِ حقیقى انسان به تمام و كمال دریافت مى شود و بدن كم كم پوسیده و بعد پراكنده مى شود، آنچه پوسیده نمى شود و تحویل مأموران الهى مى گردد بدن مادّى انسان نیست، بلكه حقیقت وجودى او است كه «منِ» او وابسته به آن است و قرآن از آن به نفس و روح تعبیر مى كند.[2]
    اگر مرگ را به معناى تعطیل شدن تحریكات قواى ادراكى و حسّى بدانیم، مرگ چیزى جز «فقدان» نخواهد بود; چرا كه با مرگ تمام اندام و اعضاى بدنِ آدمى از جنبش و حركت بازمى ایستد و دیگر قدرتى براى حركت دادن دست و پا و چشم و... براى او نمى ماند و این چیزى جز عدم و فنا نخواهد بود; پس موت و مرگ از این مَنظر، امرى عدمى است و پایان حیات انسان محسوب مى شود.
    امّا مى توان از مَنظرى دیگر به مرگ نگریست و آن نه مرگ بدن، بلكه انتقال آدمى (روح و نفس او) به جهان دیگر است كه در این صورت مرگ امرى وجودى خواهد بود; چرا كه آدمى به حیات خود در جهان دیگرى ادامه مى دهد، البته با خصوصیاتى متفاوت با جهان مادى.
    لذا قرآن كریم فرشتگانى را براى مرگ انسان مأمور مى كند تا این امر وجودى را تحقق ببخشند. همان گونه كه فرشتگانى مأمور رساندن وحى به پیامبران اند، فرشتگانى هم مأمور قبض روح انسان هستند.
    در حقیقت فرشتگان كارگزاران پروردگارند. در یك مرحله حیات را به انسان مى دهند كه امرى است وجودى و در مرحله ى دیگر ممات و مرگ را براى انسان رقم مى زنند كه باز هم امرى است وجودى; چون مرگى كه توسط فرشتگان محقق مى شود انتقالى بیش نیست.[3]
    ------------------------------
    [1]. ر.ك: عبدالله جوادى آملى، معاد در قرآن، ج 4، ص 181 و ده مقاله پیرامون مبدأ و معاد، ص 299; مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، ج 2، ص 505 و ج 4، ص 625; محمد حسین طباطبایى، المیزان، ج 16، ص 252 ـ ذیل آیه ى 11 از سوره ى سجده و شیعه در اسلام، ص 155; جعفر سبحانى، اصالت روح از نظر قرآن، ص 47 و راه خداشناسى و شناخت صفات او، ص 514.
    [2]. ر.ك: عبدالله جوادى آملى، معاد در قرآن، ج 4، ص 181 ـ 182 و ده مقاله پیرامون مبدأ و معاد، ص 303; مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، ج 2، ص 505 ـ 506; محمد حسین طباطبایى، همان، ص 252 و ج 7، ص 130 و انسان از آغاز تا انجام، ص 65 ـ 66; محمد تقى مصباح یزدى، آموزش عقاید، ص 358 ـ 359 و معارف قرآن ص 450 ـ 451 و جعفر سبحانى، آئین و هابیّت، ص 236 ـ 241.
    [3]. ر.ك: جعفر سبحانى، منشور جاوید، ج 9، ص 210 ـ 211 و الالهیات، ج 4، ص 222 و مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، ج 4، ص 51.


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    10
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    7
    آپلود
    7
    گالری
    0



    سلام
    دوست عزیزم آنچه که شما نوشتید در حقیقت نظر شما در مورد مرگ نیست بلکه نظر تعدادی از علماست که جمع آوری کردید
    لطفا نظر خودتون رو و چکیده ی آنچه از مطالعاتتون به اون رسیدید رو بنویسید
    توی این سایت شما همه هم فکرید و بهمین علت چیزی برخلاف حرف شما گفته نمیشه
    حضور من در این سایت بعنوان یک مخالف لازمه
    به نظر من مرگ از دست دادن چیزی نیست بلکه فقط گذاشتن لباس جسم فیزیکی و ادامه ی سفر بطرف الله با جسم مثالیست
    آنچه از گفته ی عرفا و کسانیکه چشم برزخیشون باز شده کشف شده اینه که وقتی ما جسم فیزیکیمون رو کنار میگذاریم یعنی ارتباط بین مغز و طبیعت قطع میشه ،و مغز نمیتونه با شعور کل یا طبیعت یا خدا یا آنچه شما روح نام گذاشتید ارتباط برقرار کنه بین اعضای بدن عدم هماهنگی بوجود میاد و این عدم هماهنگی باعث میشه که هرکدام ار اعضا شروع به متلاشی شدن کنند و زندگی جدیدی آغاز کنند این زندگی تا ابد ادامه خواهد داشت
    اما آنچه روح مینامیم که بعضیها منیت و من بودن و ....خیلی چیزهای دیگر نام گذاشتند. چیزی نیست آزاد بشه و یا گرفتار بشه
    من مثال رادیو را برای این بحث انتخاب میکنم.
    در جایی که ما زندگی میکنیم انواع و اقسام موجها با فرکانسهای مختلف وجود داره اما تا دستگاه مخصوصی برای آشکار ساختن آنها وجود نداشته باشه از اونا بی اطلاعیم مثل رادیو
    اگر دستگاه رادیویی که داریم رو روشن کنیم امواج رو میگیره و تبدیل به صدا میکنه و پخش میکنه
    حالا اگر بنا به هر علتی رادیو ازبین بره آیا امواج به جهان دیگری میرن؟ خیر قط نمیتونیم بشنویمشون
    جسم ما طوری خلق شده که بتونه امواج الهی رو دریافت و آشکار و پخش کنه
    ما با اعمال و رفتار و نیاتمون این طیف رو گسترش میدیم و در راه و یا بیراه قرار میگیریم تا وقتی عمر جسممون تموم بشه وقتی جسم نوع زندگیش عوض شد دلیلی نداره که روح به جهان دیگری بره ، این فقط برداشت ماست والا فقط چشمان تیزبین و الهی خیلی از بزرگان حجابهای دیگری که بصورت جسم مثالی و دیگر جسمها هست رو میبینندکسیکه ادعای دیدن روح را دارد اشتباه میکند چون روح به خودی خود قابل دیدن نیست و ما فقط ناخالصیهایی که بخاطر هنوز کامل نشدن روی روح را گرفته است را میبینیم
    با این تفاسیر دیگر جایی برای ترس از مرگ و یا آنچه به ما از مرگ گفته اند نمیماند
    مرگ باز شدن چشم ما بروی جهانهای زیبای خداوند است که تا وقتی اسیر تن هستیم از نعمت دیدن آن محرومیم مگر بزرگانی که تن را فدای عشق الهی کرده اند
    یا حق


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    532
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مرگ برای کسی که خودشو از گناه کردم باز داشته باشه خیلی شیرینه ولی برای ما که....خیلی سخته خیلی
    اگر دورم ز دیدارت دلیل بی وفایی نیست
    وفا آنست که نامت را همیشه زیر لب دارم


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    96
    صلوات
    100
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    2 روز 5 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    42
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام

    چرا بعضی ها از مرگ می ترسند مر گ ترس نداره ادم از این دنیا به

    دنیای بهتری میره و داخل قبر که تنها نیستی خدا خودش گفته با هاتم


    انسان اگه چیزهای که خدا گفته انجام داده باشه مرگ براش شیرین

    تازه وقتی مردی امام ها بهت سر می زند و تو ان ها رو میبینی

    و این شیرین ولذت بخش است ما از ان خداییم و به سوی او می رویم

    و قسم به نفس پر حسرت و ملامت (یعنی نفس انسان که در قیامت خود را بر تقصیر و گناه بسیار ملامت کند و حسرت خورد)

    آیه2 قیامت


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    71
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام
    مثل اینکه متوجه سوال من نشدین
    من نظر خودتونو خواستم وگرنه میدونم مرگ چیه و چه باید کرد
    نظر شما راجع به مرگ چیه؟
    کسی دیگر نمی کوبد در این خانه ی متروک را

    کسی دیگر نمی پرسد چرا تنهای تنهایم...


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    540
    صلوات
    10
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 20 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به نام خدا.

    به نظر من که باید خیلی جالب و باحال باشه. بی صبرانه منتظرم.
    هر چه در آسمانها و زمین است از آن خداوند یکتاست. کهکشانها و ستارگان مظهر قدرت اویند. همه فانیند و تنها خداست که می ماند.

    حق با علی است و علی با حق.( پیامبر مهربانی ها (ص) )

    دانش اگر چه در ثریا باشد ، مردانی از سرزمین پارس به آن دست خواهند یافت. ( پیامبر خوبی ها (ص))

    نه تنها جزایر سه گانه بلکه از غرب چین تا شرق مدیترانه ، از جنوب سیبری تا شمال صحرای عربستان از دیرباز مرزهای ایران بزرگ قرار دارد. و در آخر تمامی فرزندان به مادر خود می پیوندند.


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    84
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    و نترسیم از مرگ
    مرگ پایان کبوتر نیست
    مرگ در ذهن اقاقی جاریست
    مرگ مسئول قشنگی پر شاپرک است
    مرگ در سایه نشسته است و به ما می نگرد
    و همه میدانیم
    ریه های لذت پر اکسیژن مرگ است
    زندگی رسم خوشایندیست
    زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ
    پرشی دارد اندازه عشق
    خرم آن روز کزین منزل ویران بروم

    راحت جان طلبم وز پی جانان بروم


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,069
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    20



    مولي علي مي فرمايند :
    مرگ اگر مرد است گو نزد من آي
    تا در آغوشش بگيرم تنگ تنگ
    ************************
    وبلاگ اقاقيهاي نوراني شما را به بازديد از خود دعوت مي نمايد
    ************************


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    1,093
    تشکر:
    1
    حضور
    1 روز 16 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نظرم راجع به مرگ؟چيز خيلي خوبيه...فقط يه كم وقتشو بيشتر كنن
    وَآخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ / ۱۰- یونس


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود