صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا ما انسانها محکوم به تقدیر و سرنوشت و قسمت هستیم ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    1,289
    مورد تشکر
    8 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آیا ما انسانها محکوم به تقدیر و سرنوشت و قسمت هستیم ؟




    آیا ما انسانها محکوم به تقدیر و سرنوشت و قسمت هستیم ؟
    مادر اموزه های دینی اسلام به شبی به نام قدر اعتقادداریم که همه ی مقدرات بندگان در طول سال در این شب رقم می خوره ... آیا این امر تضادی با آزادی اراده ی انسان و مساله ی اختیار نداره ؟


    تا خدا بنده نواز است به خلقش چه نياز؟
    مي کشم ناز يکي تا به همه ناز کنم..


    ***



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    1,334
    تشکر:
    1
    حضور
    31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    57



    آیا ما انسانها محکوم به تقدیر و سرنوشت و قسمت هستیم ؟


    مولوی میگوید :
    چون قضا آید نماند فهم و رای
    کس نمیداند قضا را جز خدای
    چون قضا آید فرو پوشد بصر
    تا نداند عقل ما پا را ز سر
    چون قضا آید طبیب ابله شود
    و آن دوا در نفع هم گمره شود

    مقصود این است قضا و قدر در مقابل سایر عوامل جهان قویتر و نیرومندتر است اما به نظرمن یک شکلی دیده میشود و آن این است :
    اگر همه چیز و همه ی جریانها بقضا و قدر الهی است پس لحظه ای نیست که قضا و قدر الهی نباشد باید اینگونه این بحث را عمومیت داد که قضا و قدر الهی در مواقع خاص و استثنایی پا به میان می گذارد و اگر استثنائا پا به میان بگذارد همه چیز از کار میفتد مثلا عقلها از سرها میپرد چشمها کور میشود دواها از اثر میافتد و ... با تحقیقی که با بعضی از افراد عادی و مجرب داشتم به طور کلی فهمیدم که عده ای به این اصل معتقدند و نظرشان را اینگونه بیان میکنند: « خداوند از روز ازل سرنوشت و تقدیر عالم و کون و مکان را نوشته است به تعبیری قضا و قدر یا سرنوشت و تقدیر انسانها نیز معین و مشخص گردیده است.هیچکس قادر به تغییر آن نمی باشد چون علم انسان محدود است و انسان در حصار زمان و مکان میباشد و هر چیزی که در حصار زمان و مکان باشد علم آن ناقص است . آن علم خداوند است که ازلی و نامحدود است اصلا قابل مقایسه با علم انسان نمیباشد. مثلا شیخ الرئیس ابن سینا فکر میکرد به همه ی علمهای عالم داناست و بعدها به این درجه از کمال و فهم میرسد که علمم بدان جا رسید دانش من که بدانم همی که نادانم »
    عده ای دیگر اینگونه بیان میدارند :
    « ما انسانها به خواسته ی خود به این دنیا نیامده ایم ما محکوم نیستیم که چون خود به این دنیا نیامده ایم تسلیم سرنوشت خویش باشیم . ما تلاش میکنیم زندگی میکنیم اگرچه سختیها و مشکلات وجود دارد ولی تسلیم شدن در برابر مشکلات و زانو زدن در برابر آن اشتباه بزرگیست .
    ما در برابر فرمان حق تسلیم میشویم چون صلاح ما در این است او صلاح ما را بهتر میداند و او ما را آفریده و خوبی را برای ما میخواهد عقل و اندیشه ی ما محدود است قادر به درک بعضی موضوعات نیست اگر مشکلی بر سر راه زندگی ما وجود دارد اشتباهی است که از ما سر زده است .

    در نهایت اصل مهمی که از این بحث حاصل میشود این است « تقدیر و سرنوشت همه ی ما دست خداوند است اما نباید بی اراده عمل کنیم باید تلاش کنیم درست تدبیر و اندیشه کنیم و مسیر سرنوشتمون رو به سمت خوشبخت شدن و سعادتمند شدن سوق بدیم باید چون کوه استوار باشیم و در برابر هر مشکلی ناتوان نشیم سرنوشت و تقدیر رو با تدبیر درست جهت بدیم پس یاد بگیریم که درست تصمیم بگیریم و از وقوع مشکلات حدالامکان جلوگیری کنیم .


    پروردگارا به من بیاموز دوست بدارم کسانی را که دوستم ندارند...
    عشق بورزم به کسانی که عاشقم نیستند...
    بگریم برای کسانی که هرگز غمم را نخوردند...
    محبت کنم به کسانی که محبتی در حقم نکردند

  4. تشکرها 2


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    شاد





    توجه توجه
    لطفا برای دیدن پاسخ سوال مطرح شده به ادرس زیر مراجعه کنیید.
    برای درک عمیق موضوع خواهشمندم حتما حتما تمام مطلب رو بخونیید هرچند خیلی زیاد باشه .ارزشش رو داره .چون در زیستن ما ادم ها دخیل هست
    منتظرتون هستم دوستان عزیزم.

    www.salammohajer.blogfa.com
    ویرایش توسط سوره یاسین : ۱۳۸۸/۱۱/۲۷ در ساعت ۲۰:۰۸

  6. تشکر


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    212
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    37
    آپلود
    12
    گالری
    8



    اصلا به هیچ وجه
    قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:
    أغْنَی النَّاسِ حَمَلَةُ القُرآنِ مَنْ جَعَلَهُ اللهُ تَعالی فی جوْفِهِ.

    بی نیازترین مردم حافظان قرآن هستند. همان كسانی
    كه خداوند متعال قرآن را در وجودشان جای داده است.

  8. تشکر


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,578
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    140
    آپلود
    0
    گالری
    99



    نقل قول نوشته اصلی توسط نیلا. نمایش پست
    آیا ما انسانها محکوم به تقدیر و سرنوشت و قسمت هستیم ؟
    مادر اموزه های دینی اسلام به شبی به نام قدر اعتقادداریم که همه ی مقدرات بندگان در طول سال در این شب رقم می خوره ... آیا این امر تضادی با آزادی اراده ی انسان و مساله ی اختیار نداره ؟
    برای پاسخ به این پرسش باید معنای تقدیر مشخص شود.

    تقدير دو معنا دارد كه متناسب با آنها مى‏توان گفت تقدير دو نوع است:


    1. تقدير علمى

    يعنى سنجش و اندازه. مقصود از تقدير علمى خدا اين است كه خدا مى‏داند كه هر چيزى در هر زمان و هر مكان به چه صورتى تحقق مى‏يابد. به بيان ديگر، تقدير علمى خدا يعنى علم خدا به فراهم شدن مقدمات و اسباب و شرايط پيدايش پديده‏ها و در پى آن، رخ دادن آنها.

    اين تقدير علمى خدا با اختيار انسان هيچ منافاتى ندارد، چرا كه خداوند مى‏داند مثلاً شخص x با اختيار و انتخاب خود چه افعال و اعمالى را انجام مى‏دهد. در واقع علم پيشين الهى هيچ منافاتى با اختيار انسان ندارد چرا كه فعل انسان با وصف اختيارى بودن متعلّق علم خدا قرار مى‏گيرد و چنين علمى نه تنها منافى اختيار نيست، تأييد كننده آن نيز هست.


    2- تقدير عينى

    يعنى ايجاد به اندازه، چيزى را به اندازه ايجاد كردن، يا اندازه براى چيزى قرار دادن.
    تقدير عينى خداوند عبارت است از تدبير مخلوقات به گونه‏اى كه پديده‏ها و آثار خاصى بر آنها مترتب گردد و اين، طبعاً به حسب قرب و بعد هر پديده‏اى متفاوت خواهد بود؛ چنان كه نسبت به جنس، نوع، شخص و حالات شخص نيز تفاوت خواهد داشت.
    مثلاً تقدير نوع انسان اين است كه از مبدأ زمانى خاصى تا سرآمد معينى در كره زمين زندگى كند و تقدير هر فردى اين است كه در مقطع زمانى محدود واز پدر ومادر معيّنى به وجود بيايد؛ و همچنين تقدير روزى و ساير شؤون زندگى و افعال اختياريش عبارت است از فراهم شدن شرايط خاص براى هر يك از آنها. در واقع، تقدير عينى خداوند، يعنى، خداوند هر مخلوقى را با حدود و قيود و اندازه، شرايط، خصوصيات و توان‏هاى مخصوصى به وجود مى‏آورد.
    فرقان / 2 - قمر/ 49 - يس/ 38 - مؤمنون/ 18 - اعلى/ 3.

    اين تقدير نيز با اختيار انسان منافات ندارد؛ چرا كه اختيار، اعمال اختيارى و مقدمات افعال اختيارى ما همچون هر پديده ديگرى از مجراى خاص و كادر مشخص و دائره مختص به خود تحقق مى‏يابد؛ و اين همان تقدير عينى خداوند است. مثلاً سخن گفتن انسان كه يك عمل اختيارى است، بايد از مجرا يا مجارى خاص خود تحقق يابد، از اين رو خداوند با اعطاى ريه‏ها، حنجره، تارهاى صوتى، زبان، دندان‏ها و لب‏ها و... اين مجارى را براى تحقق سخن گفتن كه يك عمل اختيارى مى‏باشد مقدر فرموده است. همچنين مقدمات افعال اختيارى را نيز خداوند با شرايط خاصى مقدر فرموده؛ مثلاً خدا جهازات غذاخوردن را فراهم كرده و موادى آفريده تا در آن مواد تصرف شود. بايد دست و پاى باشد تا انسان بتواند در آنها تصرف كند. اگر اعضا و جوارح نبود تا تصرف در مواد خارجى انجام دهد، خوردن - كه يك فعل اختيارى است - تحقق نمى‏يافت.

    به هر حال، امورى را كه خداوند به تقدير عينى مقدر فرموده، همه جبرى هستند و جاى اِعمال اختيار و توهّم اختيار انسان در آن نيست. اعضا و جوارح ما جبراً به ما داده شده است. قدرت اختيار، تفكر و انتخاب براى ما جبرى است. مقدمات اختيار و موادى كه اعمال اختيارى روى آن انجام مى‏گيرد، جبرى است. خداوند متعال با تقدير عينى خود كادرى را براى زندگى هر فرد مشخص مى‏كند كه فعاليت اختيارى - كه خود نيز جبراً به ما داده شده است - در درون آن انجام مى‏گيرد. ما در درون اين كادر، مختار هستيم كه هر چه مى‏خواهيم بكنيم؛ ولى بيرون از اين كادر از اختيار ما خارج است.

    به بيان ديگر، اصل اختيار، مقدمات افعال اختيارى و موادى كه افعال اختيارى روى آن انجام مى‏گيرد، همه براساس تقدير عينى خداوند - كه براساس اقتضائات عالم هستى و جهان مخلوق بوده است - جبرى هستند، ولى اين كه ما چگونه از اختيار خود استفاده كنيم و آن مقدمات را به كار گيريم و از مواد چه بسازيم، همه در اختيار ما بوده و خواهد بود.

    نکته : تقدير به معناى تقدير عينى در حقيقت بازگشتش به ايجاد علل ناقصه است؛ يعنى، مقدماتى كه پيدايش يك پديده بر آنها متوقف است و به نحوى در تعيين حد و اندازه آن شى‏ء مؤثر مى‏باشد كه آن را تقدير آن شى‏ء مى‏گويند. اما علت تامه شى‏ء، اگر چه مستند به خداست، طبق اين اصطلاح، «تقدير» ناميده نمى‏شود، بلكه «قضاء» نامیده می شود.

    براساس اين تحليل، تقدير عينى قابل تغيير است، چون وقتى مقدمات يك شى‏ء فراهم مى‏شود - اگر مقدمات بعيد باشد - هنوز بايد چند واسطه ديگر تحقق يابد تا به خود آن پديده برسد؛ ودر اين ميان ممكن است موانعى پديد آيد و جلوى تحقق آن شى‏ء را بگيرد.

    با توجه به اين نكته، معناى بسيارى از رواياتى كه در باب تغيير تقدير است، روشن مى‏شود. از برخى روايات استفاده مى‏شود كه پاره‏اى از كنش‏هاى انسان، تقديرات را تغيير مى‏دهد. مثلاً صدقه دادن موجب دفع بلاء مقدر مى‏گردد و يا صله رحم عمر را طولانى مى‏كند. در اين موارد، تقدير عينى اوّلى آن بود كه براساس شرايط مخصوص بلايى نازل شود يا مثلاً با تصادف يا امراض جسمانى فردى در سن خاصى فوت كند. اما مانعى مانند صدقه و صله رحم جلوى تحقق بلا و فوت را گرفته و موجب تغيير آن شده است.

    چاره دفع بلا نَبْوَد ستم‏
    چاره، احسان باشد و عفو و كرم‏

    گفت الصَّدْقة مردّ للبلا

    داوِ مَرْضاكَ بِصَدْقَة يا فتى‏

    مثنوى /6 / 2590 - 2591.



  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,097
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تقدیر و سرنوشت وقسمت بی معنی ترین کلماته ... تقدیر و قسمت که هیچ ولی سرنوشت انسان دست خود انسانه و هر کاری که انجام میدیم سرنوشت فردامونو می سازیم ..
    monthly quotes :
    حقیقت نیازمند نقد است ، نه ستایش. فردریش نیچه

    Energy is everything and everything is energy

    I dont understand why there is so much hate between Human Races and Religions

    Become Übermensch

  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0






    با سلام و درود


    قضاء و قدر الهی در طول تشخیصات و تصمیمات و اعمال ماست نه در عرض آن. اینگونه نیست كه چیزی از اول برای ما ثبت شده باشد، و ما مجبور به آن باشیم.


    البته باید دانست كه بین علم ازلی خداوند و تقدیرات الهی باید فرق گذاشت. در روایات ما از این دو حقیقت تحت دو عنوان لوح محفوظ (لوح علم الهی) و لوح محو و اثبات (لوح تقدیرات الهی) یاد می شود. گاهی خلط این دو موضوع باعث توهم جبر می شود.


    اجمال مطلب این است كه خدا از قبل همه چیز را می داند، ولی این به معنای جبر نیست. خداوند بر اساس عمل خود شخص تقدیرش را می نویسد، و در این ساحت شخص با تصمیم درست و غلط خود و هم چنین اعمال نیك و بد خود احیانا تقدیر خدا را تغییر می دهد؛ ولی این به معنای آن نیست كه خداوند از پیش نمی داند آن شخص چه خواهد كرد و چه تقدیری را برای خود رقم خواهد زد.


    احاطه علمی خدای متعال به این معنی است كه او از پیش می داند انسان مختارا چه می كند و چه سرنوشتی را برای خود رقم می زند. بعنوان مثال با چه كسی ازدواج می كند و یا چه شغلی را انتخاب می كند و ... .


    به همین سبب است كه عالم تكوین در عین این كه تقدیرات محتوم و تقدیرات غیر محتوم دارد، علم خداوند به هیچ عنوان مخدوش نمی شود و خداوند از پیش می داند كه در نهایت چه اتفاقی خواهد افتاد.










    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0








    با سلام و درود


    بنابر احادیث وارده ازمعصومین(ع)، یک "لوح محفوظ" داریم، و یک "لوح محو و اثبات".


    لوح محفوظ الهی همان علم ذاتی خداوند است که هیچ گاه تغییر نمی کند؛ لذا اگر چیزی در لوح محفوظ آمده، حتما واقع خواهد شد، چرا که تنها هر آن چه واقع می شود، در این لوح محفوظ ثبت است.


    لوح محو و اثبات، لوح تقدیر الهی است. آنچه در لوح محو و اثبات آمده،همان گونه که از نامش پیدا است، قابل تغییر و تبدیل است. آنچه که در روایات از تغییر قسمت یا سرانجام و سرنوشت انسان بیان شده ناظر به این لوح است.


    لوح تقدیرالهی، مشیت و اراده خداوند بر اساس شرائط موجود است. این اراده به طور مشروط تقدیر می شود.


    در هر لحظه اراده الهی به امری تعلق می گیرد كه بر اساس انتخاب، اراده و عمل ما، به علاوه نظامات تکوین و خواست خداوند، اقتضای آن را دارد. این تقدیر به حسب عمل نیک و بد انسان ـ که موجودی مختار است ـ می تواند تغییر کند.


    تقدیر خداوند در هر لحظه می تواند امری غیر از لحظه پیش باشد. این که خداوند می فرماید: «كل یوم هو فی شأن»، اشاره به همین حقیقت دارد.



    میتوان با صله رحم و دعا و صدقه و كارهای نیك، و مثلا توجه و تذکر در شب قدر، استحقاق این را یافت كه خداوند تقدیر خود را بهتر از پیش بنویسد. این در حالی است که از ابتدا خداوند می داند که در نهایت چه واقع خواهد شد، و آن در لوح محفوظ ثبت است.











    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    56
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    كنار هم قرار دادن برخي از انديشه هاي ديني كه قضا و قدر نيز يكي از آنهاست معمولا سوالات مختلفي را در ذهن ايجاد ميكند . و تنها راه بررسي اينه كه اولا خود اين انديشه ها رو به طور دقيق مطالعه و فهم كنيم و ثانيا رابطه اين انديشه ها رو با هم به طور دقيق بررسي كنيم. در اين موضوع هم بايد اول قضا و قدر رو كامل بررسي كنيم و بعد هم بحث شب قدر رو ودر نهايت رابطه اين دوتا رو با هم بررسي كنيم.
    قضا = حتميت و قطعيت.
    قدر= مقدار و حد و حدود.

    مطلب اول : قضا و قدر در دو مرحله مورد توجه قرار ميگيره

    1- قضا و قدر تكويني
    قضا تكويني :

    دردنيا همه پديده ها به دنبال علت­هاي خاصي محقق مي شوند و از طرفي تا علتشون ايجاد نشه اونها محقق نمي شن و اگه علتشون محق بشه اونها حتما محقق ميشن و نمي تونن تخلف كنن. از انجا كه خداوند متعال علت همه پديده هاست و همه چيز به اراده اوست پس او نيز درتحقق پديدهها نقش دارد. وقتي گفته ميشه قضا يعني اينكه فلان شيئ به دنبال تحقق علتش محقق شده است. حالا اگه يكي از علتهاي پديده هاي بشري اختيار و گزينش گري انسان باشه خب قضا يعني اينكه اون پديده هايي كه اختيار بشر جزءعلت هاي اونهاست تحققشون منوط به تحقق اين علت است يعني منوط به اختيار و گزينش گري انسان. و هر وقت كه اختيار انسان در كنار ديگر عامل نقش آفرين قرار بگيره اون پديده حتما محقق ميشه.

    قدر تكويني :

    قدر؛ معين شدن و معين بودن مقدار پديده است. چه علتها و چه معلولها؛ مثلا مقدار دخالت اختيار انسان در پديده هاي مختلف به عنوان يك علت معلوم و مشخص است و همچنين مقدار اون پديده­اي كه به دنبال علتش (كه ممكن است اختيار هم جرء آن علت باشد) موجود مي شود مشخص است.
    امام صادق عليه السلام مي فرمايند : ان الله اذا اراد الله شيئا قدره؛ فاذا قدره قضاه؛ و اذا قضاه امضاه. (خداوند متعال هرگاه چيزي را اراده مي كند اول آنرا مقدر مي كند( مقدار و ويژگي هاي وجودي آن را مشخص مي كند) سپس آنرا قضي مي كند( مجموعه علل و عوامل دخيل در آن را محقق مي كند) و سپس آنرا امضا مي كند(تحقق خارجي مي پذيرد).
    تذكر : علت شامل علتهاي فاعلي و قابلي مي شود. يعني هم فاعليت فاعل و هم قابليت قابل.

    2- قضا وقدر تشريعي

    قضاي تشريعي : حتمي بودن اينكه خداوند متعال در هر فعلي از افعال اختياري انسان يك حكم دارد.
    قدر تشريعي : مشخص بودن مقدار و نوع همان حكمي كه خداوند در افعال اختياري دارد (اعم از : واجب / مستحب / مباح / حرام / مكروه).

    مطلب دوم : اينكه انسان در شب قدر سرنوشت خود را رقم مي زند يعني چه؟

    فكر كنم با يك مثال بهتر بشه توضيح داد : وقتي گفته ميشه يك ماشين با توجه به مقدار بنزيني كه در پمپ بنزين ميزنه معلوم ميشه كه چند كيلومتر راه ميره لزوما به اين معني نيست كه اگه در بين راه به علت كم شدن باد لاستيك يا به هم خوردن تنظيم موتور و يا ... مصرف بنزين بالا بره بازم همون مقدار راه، طي خواهد شد. و يا اينكه اگه وسط راه باك ماشين سوراخ بشه يا مقداري از بنزين خاج بشه بازم ميشه انتظار داشت ماشين همون مقدار راه رو طي كنه. در شب قدر با توجه به فضيلت اين شب انسان مي تواند مجموعه علت هاي دخيل در سرنوشب خود را ارتقا دهد و به دنبال تحقق اين علتهاي خوب سرنشت خوبي براي خود رقم بزند. ولي اين لزوما به اين معني نيست كه اگر انسان علت هاي ارتقا يافته را از بين ببرد يا علت هاي ارتقا نيافته را در طول سال ارتقا دهد همچنان بايد انتظار آن سرنوشتي را كه در شب قدر با توجه به ويژگيهاي علتهاي دخيل در سرنوشت؛ در آن شب رقم خورده است؛ را داشته باشد.

    مطلب سوم : بررسي رابطه قضا و قدر و آنچه از شب قدر مي دانيم.

    1- قضا و قدر اين است كه هر پديده اي با مقداري معلوم به دنبال علتي محقق مي شود و يا؛ وجود يك حكم مشخص در افعال اختياري انسان قطعي است.

    2- يكي از علت هايي كه در افعال بشري دخالت دارد قدرت اختيار و گزينش گري انسان است.بشر مي تواند به آن حكمي كه خدا در مورد احكام بشري تعيين كرده است عمل كند.

    3- در شب قدر انسان مي تواند با انتخاب علت هايي كه منجر به سرنوشت خير مي شوند سرنوشت نيكو را بريا خود رقم بزند و با عدم انتخاب انها خود را از سرنوشت خير دور كند.

    4- به خاطر ويژگي خاص شب قدر ايجاد زمينه براي تحقق علت­هاي همگون نسبت به ايام ديگر فراهم تر است.

    5- در شب قدر سرنوشت همه انسانها رقم مي خورد = در شب قدر مقرر مي شمود هر انساني با توجه كه تلاشي كه در اين شب ويژه مي كند چه مقدار از علتهاي دخيل در سرنوشت خود را مي تواند فعال كند.

    6- و در نهايت اينكه در شب قدر مقرر مي شود كه هر انسان با اراده و اختيار خود چه مسيري را در پيش خواهد گرفت. و اين منافات ندارد كه اگر شخص در طول سال به هر دليلي از سرمايه­اي كه در شب قدر اندوخته استفاده نكند يا اگر بر آن افزود اين كاهش و افزايش در سرنوشت او تاثير نگذارد.

    با توجه به آنچه گذشت سرنوشت انسان در شب قدر همراه با مجموعه علل و عوامل دخيل در ان كه يكي از مهمترين انها قدرت اختيار و گزينش گري انسان است؛ همراه با ايفاي نقش اين قدرت رقم مي خورد و حتمي مي شود.
    ظاهرا قضاي و قدر الهي خودش پشتوانه اختيار و اراده انسان است.اولا اصل اين اثر گذاري توسط خداوند حتمي شده ( قضا) ثانيا مقدار اين تاثير گذاري نيز مشخص شده است( قدر ).

    ویرایش توسط طاها_طاها : ۱۳۸۹/۰۴/۱۸ در ساعت ۱۶:۵۷


  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    958
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 3 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط نیلا. نمایش پست
    آیا ما انسانها محکوم به تقدیر و سرنوشت و قسمت هستیم ؟
    مادر اموزه های دینی اسلام به شبی به نام قدر اعتقادداریم که همه ی مقدرات بندگان در طول سال در این شب رقم می خوره ... آیا این امر تضادی با آزادی اراده ی انسان و مساله ی اختیار نداره ؟
    سلام
    با توجه به قران ،،خداوند از تمام اتفاقات عالم خبر دارد خداوند عالم به کل شی است
    نمونه هایی از ایات قران که خداوند را مجهز به این علم می داند بسیار است
    ما باید تفاوت علم انسان با خدا را بدانیم
    علم انسان احاطه به اینده ندارد علم خدا دارد
    نقشه های انسان ممکن است شکست بخورد اما نقشه خدا اجرا می شود
    مثلا اگر داستانهای قران را تعقیب کنیم متوجه می شویم
    مانند خواب های فراعنه و زندگی یوسف و موسی
    با نقشه ادیان یهود و مسیحیت و اسلام که منشا انها ابراهیم و خانه کعبه است
    لذا شب قدر بی مفهوم است چون در شب قدر نیست که سرنوشت رقم میخورد بلکه سرنوشت انسان قبلا معلوم است
    از این نظر که مثلا خدا میدانسته است که ایران در تهران اقدام به ساخت برج میلاد می کند اما حدوثش در زمان ما اتفاق می افتاد من موافقم
    خدا میداند که فردا چه اتفاقی می افتد و صد سال دیگر
    سوال اختصاصی شما در مورد شب قدر جوابش بیهودگی این مراسم است از ان نظر که علم خدا احاطه بر زمان دارد و قابل تغییر نیست
    صدقه رفع بلا می کند نیز غلط است البته من مخالف صدقه دادن و دعا و تلاش نیستم اما بعضی دعاها غلط است
    مثلا دعای خدایا تو میدانی که من 70 سال عمر می کنم پس عمر مرا بیشتر کن این دعا غلط است
    تلاش انسان مقدم بر دعا است و اولویت دارد زیرا راه برای تلاش باز است اما راه برای دعا محدود است
    ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ ﴿۱﴾ مَا أَنتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ ﴿۲﴾ وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ ﴿۳﴾


    وَكَذَلِكَ أَنزَلْنَاهُ حُكْمًا عَرَبِيًّا وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعْدَ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ وَاقٍ ﴿۳۷﴾







صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود