جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: پرسش ها وپاسخ های مربوط به فضایل اخلاقی!!(هرروزبررسی وپاسخ به یک سوال)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    1,007
    تشکر:
    1
    حضور
    17 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0

    پرسش ها وپاسخ های مربوط به فضایل اخلاقی!!(هرروزبررسی وپاسخ به یک سوال)




    در این قسمت پرسش ها وپاسخ های مربوط به فضایل اخلاقی مطرح می شود.

    شما عزیزان میتوانید با کلیک کردن به روی هر یک از سوالات متداول و مورد نظر خودتان به جواب همان سوال دست یابید.
    امیدوارم این تاپیک مورد استفاده ی شما قرار بگیرد.

    مدتی است که اصلا حال و حوصله ذکر و دعا ندارم .فقط نماز می خونم، اونم خیلی معمولی. چی کار کنم که رابطه ام قوی تر بشه ؟

    من نماز و دیگر عبادات را به جا می آورم اما همیشه دو دلم ، فکر می کنم ایمانم کامل نیست . برای کمال ایمان چه کنم ؟

    ایا انسان با توبه پاک میشود؟

    ویرایش توسط ازاد : ۱۳۸۸/۰۶/۰۷ در ساعت ۰۹:۰۵
    اگه دستام خالی باشه وقتی باشم عاشق تو
    غیر دل چیزی ندارم که بدونم لایق تو

    دلمو از مال دنیا به تو هدیه داده بودم
    با تموم بی پناهیم به تو تکیه داده بودم....




  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    1,007
    تشکر:
    1
    حضور
    17 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مدتی است که اصلا حال و حوصله ذکر و دعا ندارم .فقط نماز می خونم، اونم خیلی معمولی. چی کار کنم که رابطه ام قوی تر بشه ؟

    این گونه اختلاف روحیه ها در انسان , امری طبیعی است . حضرت امیر(ع ) می فرمایند: «قلب انسان گاه رو به عبادات و اعمال خیر می کند و گاه به آنها پشت می نماید (دارای اقبال و ادبار است)». ولی اگر بی میلی به عبادت و تهذیب نفس طولانی گردد، نشانگر بروز مشکلی در زوایای وجودی انسان است . بعضی از این مشکلات عبارت است از:
    1- حب نفس و دوست داشتن بیش از حد خود.
    2- جای گیری حب دنیا و زرق و برق آن در دل آدمی.
    3- استفاده از غذاهایی که حلال نیستند.
    4- استفاده از غذاهایی که پاک نیستند.
    5- تکرار گناه به حدی که دل سیاه گردد و شوق عبادت گرفته شود. که با تفحص در نفس خود باید علت را پیدا کرد و مداوا نمود.
    بی میلی و بی رغبتی و عدم توجه در نماز معلول عوامل متعددی است از جمله :
    الف ) نشناختن نماز و اهمیت و اسرار نهفته در آن.
    ب ) عدم شناخت و توجه کافی نسبت به معبود; یعنی , همو که در نماز با او سخن می گوییم.
    ج ) اشتغال ذهن و فکر و اندیشه و تعلق قلب به دنیا و مسائل مادی .
    برای حل این مشکل راه های متعددی وجود دارد از جمله :
    1- دقت در انجام مقدمات نماز; مانند وضوی با معنویت انجام مستحباتی چون اذان اقامه و ...
    2- گزینش مکان مناسب و دوری از جاهای شلوغ و پر سر و صدا و دوری از هرچه موجب انحراف از توجه به خداوند شود.
    3- گزینش وقت مناسب تا آن جا که ممکن است اول وقت خواندن نماز.
    4- تا حد امکان در مسجد و با جماعت نماز خواندن (به ویژه در جماعاتی که بعد معنوی بیشتری دارد).
    5- نماز را با اشتیاق و با طمائنینه و با دقت در مفاهیم و معانی آن خواندن.
    6- عدم توجه به اطراف و اطرافیان؛ در حال ایستاده به مهر نگریستن و در رکوع به پایین پا و در تشهد به دامن خود نظر نمودن.
    7- تخلیه دل از حب دنیا و امور دنیوی و آن را مالامال از عشق خداساختن .
    توضیح : ذهن انسان همواره متوجه چیزی است که به آن عشق می ورزد چنان که عاشق آنی از فکر معشوق خود بیرون نمی رود. این که ما در نمازهایمان همواره به فکر مسائل دیگر هستیم به خاطر تعلق شدید نفس به دنیا و حب آن است اما آن که عاشق حق است در هر حال و کاری به یاد خداست به طوری که گویی همیشه در نماز است.
    8- ضبط قوه خیال , توضیح : پرنده لجام گسیخته خیال چکاوکی است که هر آن بر شاخساری می نشیند. از این رو همیشه افکار انسان به این طرف و آن طرف متوجه است و قرار و آرامی ندارد اما اگر آدمی با دقت و هوشیاری در کنترل آن بکوشد پس از چند صباحی رام و مطیع شده و به هر سو که اراده کند متوجه می گردد. بنابراین انسان باید درنماز از اول با قاطعیت بنا گذارد که تمام توجه خود را به سوی پروردگار معطوف دارد و هرگاه طایر خیال از چنگ او گریخت بلافاصله آن را به همان جهت برگرداند. اگر چندین مرتبه در ایام متوالی چنین کند کم کم ذهنش عادت خواهد نمود.
    9- توجه به عظمت و هیبت پروردگار و فقر وفاقه خود. بدیهی است اگر آدمی بداند با چه بزرگی روبه روست و خود در مقابل او هیچ بلکه عین احتیاج و فقر و فاقه است با تمام وجود و ذهن و اندیشه خاضع می گردد.
    10- مطالعه پیرامون کیفیت نمازهای اهل بیت (ع ) همچنین مطالعه کتاب هایی چون «آداب الصلوه یا پرواز در ملکوت»، امام خمینی و «اسرارالصلوه»، میرزا جواد ملکی تبریزی بسیار نافع است.
    11- تمیز بودن بدن و لباس مسواک زدن دندان و خالی بودن معده در هنگام نماز نیز از مستحبات و موجب حضور بیشتر قلب است .
    دیر خوابیدن و عادت به خواب صبح، از جمله مواردی است که ممکن است موجب قضای نماز صبح شود. هم‏چنین برخی گناهان توفیق نماز صبح را از انسان سلب میکند.
    مراعات موارد زیر میتواند در قضا نشدن نماز صبح مؤثر باشد:
    1- زود خوابیدن شب‏ها؛
    2 خواندن سه آیه آخر سوره کهف جهت بیدار شدن در ساعت معین؛
    3- نخوابیدن با شکم پر؛
    4- با وضو خوابیدن؛
    5- ترک معصیت؛
    6- علاوه بر موارد فوق، تنظیم چرخه خواب نقش مؤثری در عملکرد کار روزانه انسان و به موقع بیدار شدن دارد. معمولا دو نوع چرخه خواب وجود دارد. یک نوع چرخه خواب بدین صورت است که افراد تا دیرهنگام بیدار هستند در عوض صبح ها دیر از خواب بیدار می شوند و بخشی از روز را نیز خواب هستند. معمولا افرادی که دارای شغل آزاد هستند بیشتر این نوع چرخه خواب را دارند. نوع دیگر افرادی هستند که شبها زود می خوابند و صبح نیز زود از خواب بیدار می شوند معمولا افراد اداری که صبح ها باید سر ساعت به اداره بروند اینگونه هستند و از چرخه نوع دوم بیشتر تبعیت می کنند. افرادی هم هستند که چرخه خواب منظمی ندارند و دائما وقت خواب و بیداری آنها متغیر است. گاهی زود می خوابند و دیر هم بلند می شوند و یا بالعکس. این افراد معمولا دچار اختلال خواب هستند یا به تدریج دچار اختلال خواب می شوند. گرچه دو نوع اول موجب اختلال خواب نمی شود، اما آنچه با فرهنگ دینی ما سازگارتر و مناسب تر است این است که ما کارهای خودمان را بگونه ای تنظیم کنیم که شب ها زودتر بخوابیم و صبح ها نیز حداقل یک ساعت مانده به طلوع آفتاب بیدار شویم. اگر بتوانیم قبل از اذان صبح بیدار شویم خیلی مطلوب تر است. در هر حال خواب به اندازه و کافی برای ترمیم انرژی های از دست رفته و آمادگی برای فعالیت های مجدد روز بعد ضروری است و راهی وجود ندارد جز تنظیم یک برنامه دقیق و رعایت راهکارهائی که در بالا به آنها اشاره شد.
    ویرایش توسط ازاد : ۱۳۸۸/۰۶/۰۵ در ساعت ۱۳:۵۱
    اگه دستام خالی باشه وقتی باشم عاشق تو
    غیر دل چیزی ندارم که بدونم لایق تو

    دلمو از مال دنیا به تو هدیه داده بودم
    با تموم بی پناهیم به تو تکیه داده بودم....




  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    1,007
    تشکر:
    1
    حضور
    17 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    من نماز و دیگر عبادات را به جا می آورم اما همیشه دو دلم ،فکر می کنم ایمانم کامل نیست . برای کمال ایمان چه کنم ؟

    اعتقاد و ایمان به خدا و دین و دستورها و باورهای دینی از دو راه حاصل میشود: یکی از راه تحقیق و بررسی.
    وقتی انسان در مورد خداوند و آثار الهی در جهان خلقت و تدبیر و نظم جهان و شاهکارهای جهان خلقت و احکام و دستورهای الهی، تعمّق و تدبّر و تحقیق کرد و برایش یقین حاصل شد، ایمان او به خداوند کامل‏تر و عمیق‏تر و مستحکم‏تر میشود..
    دیگری از راه خبر دادن فرد راستگو: وقتی پیامبر اسلام(ص) را به عنوان شخصی که حرف هایش راست است و محال میباشد که دروغ بگوید، قبول کردیم، با حرف‏های او در مورد دنیا و آخرت، به این سخن‏ها ایمان میآوریم. همین طور است قرآن کریم، مثلاً قرآن از وجود فرشتگان خبر داده و ما چون اعتقاد داریم که قرآن وحی الهی است، به گفته‏های آن ایمان داریم..
    پس از راه تحقیق و شنیدن از پیامبر و قرآن و امام معصوم(ع) ایمان واقعی پیدا میکنیم..
    اگر سؤال شما این است که چگونه میتوان ایمان را تقویت کرد، پاسخ این است که ایمان به وسیله تقوای الهی و دوری از گناهان و انجام اعمال صالح تقویت میگردد..
    امام صادق(ع) فرمود: "ورع و پرهیز از گناه، ایمان را ثابت نگه میدارد و طمع، ایمان را بیرون میبرد".(1)
    نیز فرمود: "هر کس عملش موافق گفتارش باشد، اهل نجات است اما هر کس عملش با گفتارش (که میگوید به خدا و قیامت و... ایمان دارم) مطابقت نکند، ایمانش عاریه‏ای و مصنوعی است".(2)
    رسول خدا(ص) فرمود: "محکم‏ترین دستگیره ایمان، تقوا است".(3)
    نیز فرمود: "بنده ایمان نمیآورد مگر نیکیهایی را که برای خود دوست دارد، برای مردم هم دوست داشته باشد".(4
    بنابراین انجام واجبات و ترک محرمات و آراسته بودن به صفات خوب مثل: شکر، صبر، خوش اخلاقی، احسان، سخاوت، راست گویی، بردباری و پاک بدن از صفات رذیله مانند: تکبر،حسادت، بداخلاقی، عصبانیت و... موجب تقویت و پایداری ایمان میگردد..
    برای اطلاع بیشتر به کتاب انسان و ایمان شهید مطهری و اخلاق در قرآن آیت اللَّه ناصر مکارم شیرازی مراجعه فرمایید..
    انسان حالات گوناگونی دارد. در نهج البلاغه از امیر المومنین(ع) نقل شده: «ان للقلوب شهوه واقبالا وادبارا». بنابراین قلب انسان گاه اقبال به خدا و معنویات دارد و گاه پشت میکند. در این رابطه فرموده‏اند: در هنگام روی آوردن دل به مستحبات و مندوبات بپردازید و در صورت پشت کردن آن به واجبات اکتفا کنید. البته هر قدر انسان مجاهده نفس بیشتری کند و با خدا وقرآن و اهل بیت انس بیشتری گرفته و دل از هواهای نفسانی تخلیه کند به تدریج تمایلش بیشتر شده و به صورت ملکه راسخه در میآید. آن گاه است که در همه حالات به یاد خدا و متوجه اوست و هیچ چیز نمیتواند او را از محبوب حقیقی باز دارد.این همان حالتی است که از آن تعبیر به «نماز دائم» شده است:
    خوشا آنان که الله یارشان بی به حمد و قل هوالله کارشان بی
    خوشا آنان که دایم در نمازند بهشت جاودان ماوایشان بی
    تقویت ایمان و اعتقاد قلبی و عشق الهی برآیند تقوا و پرهیزگاری است. هم چنان که در بهاران نهال ناخشکیده شکوفه میزند تقوای الهی، انجام واجبات، ترک محرمات و تهذیب نفس نیز بوستان دل را خرم و سرسبز نگه میدارد و جوانه عشق الهی را در آن شکوفا میسازد. بنابراین در گام اول باید بر انجام واجبات و ترک گناهان استواری نمود و در گام دوم به پالودن نفس از رذایل و آراستن به فضایل پرداخت و حب دنیا و تعلقات دنیوی را از ژرفای ضمیر بیرون راند آن گاه دل کانون عشق خدا میشود و با اخراج شیطان نفسانیت و دنیاپرستی که خانه دل را غصب نموده صاحب خانه در آن لانه میگزیند.
    برای تقویت ایمان، عمل به سفارش‏های زیر را توصیه میکنیم::
    1-از غذای حرام پرهیز کنید،
    2-با دوستانی معاشرت کنید که شما را به یاد خدا میاندازند.
    3-گناهان را ترک نمایید و برای تحقق این امر سعی کنید حتی به گناه فکر نکنید و افکار خود را کنترل کنید.
    4-نمازها را در اول وقت بخوانید،
    5-تا آن جا که میتوانید نمازهای مستحبی مخصوصا نماز شب را ترک نکنید،البته مواظب باشید در ابتدا زیاده روی نکنید تا وقتی حال دارید مستحبات را ادامه دهید .
    6-حتما در مجالس مذهبی و مساجد شرکت فعال داشته باشید زیرا حضور در چنین مکان‏هایی موجب حفظ ایمان انسان میگردد.
    7-در تمام مراحل زندگی و حالات خویش استمداد از خداوند و توسل به اولیاءالله را فراموش نکنید و برای رفع مشکلات خود مخصوصا مشکلی که ذکر نموده‏اید زیاد دعا کنید.
    8- ارتباط معنوی با امام حسین (ع) شاه کلید همه پیشرفت های معنوی است ، آن را فراموش نکنید .
    ان‏شاءاللّه‏ که به مرور زمان دل شما نورانی و ایمانتان محکم خواهد شد و مورد رحمت و محبت خاص خداوند قرار خواهید گرفت..
    ویرایش توسط طارق : ۱۳۸۸/۰۶/۰۵ در ساعت ۲۲:۲۶
    اگه دستام خالی باشه وقتی باشم عاشق تو
    غیر دل چیزی ندارم که بدونم لایق تو

    دلمو از مال دنیا به تو هدیه داده بودم
    با تموم بی پناهیم به تو تکیه داده بودم....




  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    1,007
    تشکر:
    1
    حضور
    17 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آیا با توبه انسان پاک می شود؟

    خداوند متعال راه توبه و برگشت را به روی انسان ها گشوده است و آنان می توانند با توبه و استغفار، گناهان گذشتة خود را جبران کنند و پس از توبه و انابه به درگاه خدا دیگر بار راه تقوا و عبادت را پیش گیرند. به این جهت قرآن مجید و روایات اهل بیت(ع) مردم را به توبه دعوت و تشویق نموده اند.
    خداوند در یکی از آیات فرموده است: "قل یا عبادی الّذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا مِن رحمة الله إنّ الله یغفر الذّنوب جمیعاً إنّه هو الغفور الرّحیم و أنیبوا‌ إلی ربّکم؛(1) ای بندگان خدا که بر خود اسراف و ستم کرده اید، از رحمت خداوند نا امید نشوید که خدا همة گناهان را می آمرزد و به درگاه پروردگارتان انابه کنید".
    آیات دیگر هست که همگی دلالت بر غفران و بخشش و عفو الهی دارند. غفران و عفو در لغت به معنای پاک کردن و محو کردن آثار (گناه) است.(2)
    در روایات از پیامبر(ص) نقل شده است: "التائب من الذنب کمن لا ذنب له؛ کسی که از گناه توبه کند، مثل کسی است که گناهی نکرده است".(3)
    بنابراین توبه کردن از گناهان باعث زدودن و گناه و پاک شدن می شود و در روز قیامت از گناه بازخواست نمی شود ، امّا تذکر چند نکته لازم است.
    1ـ توبه باید واقعی و حقیقی باشد. چه بسا افرادی که استغفار می کنند، باز به گناه آلوده می شوند و هیچ گونه تصمیم جدّی بر ترک گناه نمی گیرند. کار این گونه افراد با این گونه استغفار و توبه،‌ شبیه استهزاء و مسخره کردن خدا است! امیرالمؤمنین(ع) در مورد کسی که استغفار لفظی و ظاهری داشت فرمود: "مادرت بر تو بگرید!‌ آیا می دانی توبه و استغفار به چه معنایی است؟ استغفار مقام بلند مرتنبگان است و شش معنا و مرحله دارد، که اولین مرحلة آن پشیمانی جدّی از کرده های زشت است".(4)
    2ـ پذیرفته شدن توبه بسیار مهم است. انجام دادن گناه بسیار آسان است امّا توبه کردن و قبول شدن توبه مشکل است، مخصوصاً توبه از برخی گناهان نیاز به گریه و انابة فراوان به درگاه خدا دارد.
    3ـ اگر حق النّاس را ضایع کرده است، ابتدا باید آنان راضی شوند، سپس توبه و استغفار به درگاه خدا پذیرفته شود.
    4ـ کسی که از ابتدا راه صلاح پیش گیرد، بسیار تفاوت دارد با کسی که اهل معصیت بوده و بعد توبه کرده است، زیرا در آن مدت که او اهل تقوا و پاکی بوده، به همان مقدار جلوتر از گناهکار است و از ارج و قرب معنوی بسیاری برخوردار است
    اگه دستام خالی باشه وقتی باشم عاشق تو
    غیر دل چیزی ندارم که بدونم لایق تو

    دلمو از مال دنیا به تو هدیه داده بودم
    با تموم بی پناهیم به تو تکیه داده بودم....




  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    1,007
    تشکر:
    1
    حضور
    17 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آیا تحمل بیماری های بدون علاج موجب پاک شدن گناه می شود؟

    از متون دینی استفاده می شود که تحمل مقابل بیماری برای خدا هم موجب پاک شدن گناه می شود و هم ثواب اخروی را به دنبال دارد.
    پیامبر اکرم (ص) فرمود: «السقم یمحو الذنوب؛(1) بیماری گناهان را نابود می کند». در حدیث دیگری از حضرت نقل شده .
    «لحظه ها و ساعت هایی که انسان گرفتار همّ و غم ها است، ساعات کفارة گناهان است».(2)
    از این گونه روایات در معارف اسلامی فراوان است، چنان که امام صادق (ع) فرمود: «هنگامی که «عبد خدا» گناهش زیاد می شود و اعمالی که آن را جبران کند نداشته باشد، خداوند او را گرفتار حزن و اندوه می کند تا کفارة گناهان او باشد».(3)
    حضرت در مورد صبر در برابر حوادث تلخ زندگی می فرماید :«هر کس از مؤمنان به بلایی گرفتار شود و شکیبایی را از دست ندهد، پاداش هزار شهید دارد».(4)
    البته این بدان معنا نیست که انسان خود را در سختی ها و مشکلات قرار دهد یا در راه سلامتی و حفظ حیات خود کوتاهی کند، به این نیت تا این که از گناهان پاک شود. چون با حکم عقل مخالف بوده و روایات شامل این مورد نمی شود.
    از دیدگاه معارف اسلامی اولین و مهم ترین نعمتی که انسان از خداوند دریافت می کند، نعمت «حیات» است. هرگونه سهل انگاری که باعث کوتاهی حیات یا اختلال در سلامتی گردد، جرم و گناه به شمار می آید و موجب عقوبت الهی است.
    بنابراین از آیات و روایات نباید نتیجه تخدیری گرفت و خود را تسلیم گرفتاری ها و مصایب و مشکلات نمود و حتی از آن استقبال کرد، چه این که هیچ گاه قرآن نمی گوید: در برابرمصائب تسلیم باش و در رفع مشکلات تلاش مکن و تن به ستم ها و بیماری بده، بلکه می گوید: اگر با تمام تلاش و کوششی که انجام دادی، باز گرفتاری ها به تو چیره شد، به اعمال گذشته ات بیندیش و از گناهانت استغفار کن(5) و درصدد اصلاح نفس خویش و جبران ضعف ها باش.
    بیماری ها و سختی ها و مصائبی که انسان باعث پیدایش آن یا طولانی شدنش نباشد، بلکه برای رفع آن تلاش لازم را انجام داده، و صبر و تحمل در آن نموده و خداوند را یاد نموده باشد ، کفارة گناهان است و باعث شکوفایی استعدادهای نهفته درون انسان می گردد. تحقق این مطلب به نوع برخورد انسان با سختی ها و مشکلات بستگی دارد. قرآن کریم می فرماید: «ما شما را به وسیله شرور یعنی بدی ها و بیماری ها و خیرات و نعمت ها امتحان می کنیم»(6) یعنی آن چه را شما خیر یا شر می نامید، معلوم نیست صد درصد همان گونه باشد که می پندارید، بلکه بستگی دارد به نحوه استفاده ای که از آن می کنید و یا به برخوردی که با آن دارید.
    در سوره بقره پس از آن که سختی ها و مصائب و مشکلات را به عنوان امتحان ذکر می کند می فرماید : «و بشر الصابرین؛ بشارت بده به کسانی که در مقابل سختی ها و مشکلات شکیبایی و خویشتن داری نشان می دهند» خویشتن داری و صبری که مبتنی بر ایمان به خدا است . وقتی انواع سختی ها را می بیند ، متوجه خدا می شود و می گوید : «انا لله و انا الیه راجعون».
    تنها این گونه افراد هستند که تحمل سختی ها و مصائب باعث گشوده شدن درهای رحمت پروردگار به سوی آنان می شود.(7) و قطعا چنین برخوردی با مصائب و مشکلات ، باعث پاک شدن گناهان و کفارة آن به شمار می آید. بدیهی است اگر انسان در برابر بیماری، طریق کفر و ناسپاسی پیشه گیرد و به قضاء و قدر الهی اعتراض کند، اجری نخواهد داشت و موجب کفاره گناهش نخواهد شد. هم چنین کسی که اصولا ایمان و باوری به خداوند نداشته باشد.
    اگه دستام خالی باشه وقتی باشم عاشق تو
    غیر دل چیزی ندارم که بدونم لایق تو

    دلمو از مال دنیا به تو هدیه داده بودم
    با تموم بی پناهیم به تو تکیه داده بودم....




  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    1,007
    تشکر:
    1
    حضور
    17 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    از کجا بفهمیم که خداوند توبه ما را قبول کرده است؟

    پاسخ: پذیرش توبه شرایط خاصى دارد. هر گاه آن شرایط محقق گشت، توبه نیز مورد قبول حق تعالى قرار مى گیرد.(1)
    خداوند در آیات کثیرى به گناهکاران و کسانى که به نفس خویش ستم کردند و آن را در معرض معصیت قرار دادند، توصیه کرده است که توبه کنند ورابطه بین خود و خدا را اصلاح کنند. خداوند همه گناهان آنان را خواهد بخشید، قرأن مجید مى فرماید: مگر کسانى که توبه کردند و به اصلاح کارهاى فاسد خود پرداختند و آن چه را کتمان کرده بودند بیان کنند. در این صورت توبه آن‏ها را مى پذیرم و من بسیار عذرپذیر و قبول کننده توبه و مهربانم.(2)
    چه کسى در وفاى به عهد راستگوتر از خداوند است؟ قرآن مجید وعده داده که خداوند توبه را از بندگانش مى پذیرد.(3) بنابراین گناهکارى که به گناه خویش اعتراف دارد و از آن پشیمان است و عزم جدّى بر ترک گناه و جبران گناهان گذشته از حق النّاس و حق اللَّه دارد،باید به قبولى توبه خویش و رحمت و مغفرت خداوند امیدوار باشد.
    پس از انجام توبه هیچ حالت انتظاری برای قبولی توبه نیست. امام علی (ع) می فرماید: به هرکس چهار چیز اعطا شد از چهار چیز محروم نگردد: هرکس دعا کرد از اجابت ش محروم نشدو هرکس توبه کرد از قبولی آن محروم نگردید و هرکس استغفار کرد ازبخشش محروم نشد وهرکس شکر فرستاد از افزون شدن محروم نخواهد شد.(4)
    از چند طریق انسان مى‏تواند تا حدودى دریابد که توبه او مورد پذیرش واقع گردیده است یا نه:
    الف) احساس بهجت و آرامش خاصى که پس از دعا و توبه به انسان دست مى‏دهد یا به تعبیر دیگر احساس سبکى از گناهان وآلودگى‏ها.
    ب ) هر قدر انسان از گناهان خود به طور جدى پشیمان شده و با تضرع و التجاى بیشترى خدا را بخواند توبه او مقبول‏تر است. بنابراین میزان انقلاب روحى انسان در حال استغفار نیز مى‏تواند به عنوان یک علامتى به کار آید.
    ج ) میزان اعتماد به وعده‏هاى نیکوى الهى قابلیت و عنایات الهى را افزون مى‏سازد. بنابر این هر اندازه خدا باورى و توکل و اعتماد به وعده‏هاى اورا در خود افزون یافتیم ، مى‏توانیم بیشتر امید یابیم که ما را پذیرا گشته است.
    د ) هر قدر آثار واقعى توبه در اعمال و کنش‏هاى ما بیشتر هویدا گردد. یعنى رغبت کمترى به گناه و اراده و عزم راسخ‏ترى در اطاعت پروردگاریابیم نشان مى‏دهد که توبه ما توبه واقعى‏ترى بود و به همین نسبت مقبول‏تر واقع گردیده است. امام امت (ره) مى‏فرمودند: اگر بعد از ماه مبارک رمضان تغییرى در حالات خود یافتید به همان نسبت وارد ضیافت‏الله شده‏اید ، ولى اگر دگرگونى در شما پدید نیامد از آن بى‏بهره ماندید.
    نکته مهمى که باید مورد توجه قرار گیرد این است که آیا ما توانسته‏ایم همه شرایط لازم توبه را محقق سازیم؟ آیا حلاوت و شیرینى گناه از جان ما به طور کامل رخت بر بسته است؟ این مسئله است که ما را پیوسته در حال خوف و رجا نگه مى دارد. هم امیدوار به لطف و رحمت الهى باشیم و هم خوف و واهمه از این که مبادا برخى از شرایط توبه را محقق نساخته باشیم.
    اگه دستام خالی باشه وقتی باشم عاشق تو
    غیر دل چیزی ندارم که بدونم لایق تو

    دلمو از مال دنیا به تو هدیه داده بودم
    با تموم بی پناهیم به تو تکیه داده بودم....




  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    1,007
    تشکر:
    1
    حضور
    17 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    «بصیرت» چگونه حاصل مى‏شود؟

    بصیرت به معنى دانایى، بینایى، بینایى دل، هوشیارى، زیرکى و یقین است.(1)
    نزد اهل معنا، نیرویى نهانى و قوّه‏اى قلبى است که در شناخت حقایق تا عمق وجود و باطن ذات آن رسوخ مى کند.
    شاه نعمت اللَّه ولى و برخى از اهل معرفت(2) مى گویند: »بصیرت قوّه قلبى یا نیرویى باطنى است که به نور قدس روشن گردیده و از پرتو آن، صاحب بصیرت، حقایق و بواطن اشیا را در مى یابد. بصیرت به مثابه بَصَر (چشم) است براى نفس«.(3)
    میان بَصَر که تأمین کننده نور ظاهرى، و بصیرت که آورنده نور باطنى است، تفاوت بسیار است. »نور ظاهرى، تنها با بینایى انسان سر و کار دارد. خورشید و ماه و چراغ، بیش از این که فضا را روشن و بینایى انسان را یارى کند، کارى انجام نمى‏دهد. پس اگر انسانى ناشنوا بود یا در بویایى و لامسه و گویایى خود نقص داشت، با تابش آفتاب و مهتاب و نورهایى از این قبیل، مشکلاتش حل نمى‏شود. اما نور باطن همه نقص‏هاى (باطنى و معنوى) انسان را برطرف، و تمام دردهاى او را، درمان مى کند... .
    در صورتى که درون کسى را روشن کرد، ساحت جانش چنان نورانى مى شود، که هم صحنه‏هاى خوبى را در خواب و بیدارى مى بیند، هم آهنگ‏هاى خوبى را مى شنود، هم رایحه‏هاى دل انگیزى را استشمام مى‏کند و هم لطیفه‏هاى فراوانى را لمس مى نماید.(4)
    تفاوت دیگر
    جهت شفاف‏تر شدن حقیقت و مفهوم بصیرت به تفاوت دیگر آن با بَصَر اشاره مى کنیم. انسان دو چهره یا دوجنبه دارد: چهره ظاهرى یا مُلکى و چهره باطنى یا ملکوتى، خداوند براى دیدن ظواهر، بَصَر را به صورت بالفعل به انسان داده، بشر از آغاز تولد به کمک آن هر چه را که در شعاع چشم و منظر او قرار گیرد مى بیند. اما براى دیدن باطن و شهود ملکوت، قوه نورى را در نهاد او نهادینه نموده به نام بصیرت، که تا آن »نور استعدادى« از قوه به فعلیت در نیاید، رؤیت باطن و شهود ملکوت، میسر نخواهد بود.
    صاحب جامع الاسرار مى گوید: معناى سخن خداوند (نور على نور یهدى اللَّه لنوره من یشاء)،(5) (... و من لم یجعل اللَّه له نوراً فماله من نور)،(6) چیزى جز این نیست که تا نور حق حاصل نیاید و به دل و جان سالک نتابد، بصیرت در او پدید نیاید. نور حق سرمه چشم بصیرت است و تمام تلاش اهل مجاهده براى آن است که مورد عنایت حق قرار گیرند و نور حق بر دل و بر جانشان پرتو افکن گردد.(7)
    حافظ شیرازى که مى گوید:
    گرنور عشق حق به دل و جانت افتد
    باللَّه کز آفتاب فلک خوبتر شوى
    ناظر به همین نور است. با پرتو افکن شدن نور حق است که سالک از تحیر و تردد مى رَهَد و سرانجام به حقیقت مى رسد.
    راه تحصیل بصیرت
    براى نیل به مقام رفیع بصیرت باید به بازسازى و اصلاح نفس خویش پرداخت.
    مجاهده با هواى نفسانى و تهذیب روح از زنگارهاى گناه، و لطیف و شفاف ساختن آیینه دل به نور توحید، تنها صراط مستقیمى است که »حجاب« دیدگان دل را مى‏گشاید و آدمى را در معرض الهامات غیبى و مقام کشف و شهود قرار مى‏دهد.
    1- توبه:
    اولین گام براى تهذیب نفس و تحصیل بصیرت است. توبه از تقصیرات و گناهان، بلکه از کوتاهى‏ها و جبران حق اللَّه و حق النّاسى است.
    2- ذکر خدا:
    ذکر زبانى، قلبى و عملى، موجب بصیرت مى گردد. امیرالمؤمنین(ع) مى فرماید: »مَنْ ذکر اللَّه استبصر؛(8) هر کسى به یاد خدا باشد، بینایى و بصیرت یابد«.
    3- هم نشینى با علما:
    مجالست با علما که موجب بصیرت و بینایى است. على(ع) مى فرماید: »جاور العلماء تستبصر؛(9) با دانایان بنشین تا آگاهى یابى«.
    4- خرد ورزى:
    کسى که هر خبر یا مطلبى را مى شنود، فوراً نمى‏پذیرد، بلکه پیرامون آن مى اندیشد و آن را از صافى عقل و اندیشه‏اش مى گذراند، بصیرت و بینایى مى یابد، چنان که آینده نگرى و به کارگیرى خرد در فرجام امور باعث بصیرت و بینایى مى گردد.(10)
    5- زهد:
    زهد و عدم دلبستگى به دنیا، از امورى است که باعث بصیرت مى گردد.(11)
    6- ارتباط با خدا:
    ازدیاد معرفت به خدا، انس با قرآن و معانى و معارف آن، توسل به ائمه(ع) و مناجات با خدا در خلوت مخصوصاً نماز شب از امورى هستند که موجب بصیرت و بینایى و برخوردارى از الهامات غیبى مى شود.
    درجات و مراتب بصیرت:
    بصیرت باطنى و بینایى دل، درجات و مراتبى دارد. اوج آن مرتبه‏اى است که ائمه(ع) دارند.
    امیرالمؤمنین(ع) مى فرماید: »لو کشف الغطاء ما ازددت یقیناً؛ اگر همه پرده‏ها فرو افتد، چیزى بر یقین من افزوده نمى‏شود«.(12)
    اگر چه آن مرتبه از یقین مخصوص اولیاى معصوم(ع) است، ولى دیگران نیز مى توانند مراتبى را تحصیل نمایند. هر کسى نور باطنى را از فطرت خدا داد خویش استخراج کند و چشم و گوشش باز شود، مى تواند خدا و نشانه‏هاى او را با »چشم دل« ببیند و صداى تسبیح موجودات هستى را بشنود، که به حکم »یسبّح للَّه ما فى السموات و ما فى الارض«.(13) همه آنان که در آسمان و زمینند، تسبیح خدا مى کنند. بسیارى از واقعیت‏ها را که با ابصر نمى‏توان دید، با بصیرت مشاهده مى کند، بلکه توانایى دیدن جهنم و شنیدن صداى زفیر آن را پیدا مى کند، چنان که قرآن مى فرماید: »کلاّ لو تعلمون علم الیقین لترونّ الجحیم، ثم لترونّها عین الیقین«.(14)
    آثار بصیرت:
    در حدیث نبوى آمده که در دل هر بنده‏اى دو دیده نهانى است که به واسطه آن دو، غیب را مى نگرد و چون خدا بخواهد در حق بنده‏اى نیکى کند، دو چشم دلش را مى گشاید تا به واسطه آن، آنچه را که از دیدگان ظاهریش نهان است، بتواند دید.
    از شمار انسان‏هاى صاحب بصیرت »حارث بن مالک بن نعمان انصارى« است.
    پیامبر اکرم از او پرسید: چگونه‏اى و در چه حالى؟ عرض کرد: مؤمن راستین و اهل یقینم. پیامبر فرمود: علامت یقین و ایمان راستینت چیست، عرض کرد: زهد و کناره‏گیرى نفسم از دنیا و دلبستگى آن، موجب شد که شبهایم را به بیدارى و عبادت و روزهایم را به روزه و تشنگى بگذرانم.
    از این رو به درجه‏اى از بصیرت و بینایى رسیده‏ام که گویى عرش پروردگارم را که براى حسابرسى بر پا شده است، مى بینم و بهشتیان را در حال زیارت یکدیگر مى نگرم و زوزه وحشتناک جهنمیان را از درون آتش مى‏شنوم... پیامبر فرمود: »بنده‏اى است که خدا قلبش را روشن کرده است. حال به برکت این نور الهى صاحب بصیرت شده‏اى پس آن را حفظ کن«.(15)
    این خاصیت نور باطنى یا بصیرت است که از فطرت انسان پرتو افشان مى شود و اگر منبع الهى آن (فطرت) زنده به گور نشود و غبار آلودگى‏ها و تیرگى هواهاى نفسانى آن را نپوشاند، همواره چشم بصیرت باطن پر فروغ خواهد بود اما اگر در پشت ظلمت گناه پنهان گردد و انسان تبهکار، حقیقت خود را نبیند، از آن رو که نورى ندارد، خود را گم مى کند و پس از مدتى خویشتن را به کلّى فراموش مى نماید
    اگه دستام خالی باشه وقتی باشم عاشق تو
    غیر دل چیزی ندارم که بدونم لایق تو

    دلمو از مال دنیا به تو هدیه داده بودم
    با تموم بی پناهیم به تو تکیه داده بودم....




  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    1,007
    تشکر:
    1
    حضور
    17 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    «بصیرت» چگونه حاصل مى‏شود؟

    بصیرت به معنى دانایى، بینایى، بینایى دل، هوشیارى، زیرکى و یقین است.(1)
    نزد اهل معنا، نیرویى نهانى و قوّه‏اى قلبى است که در شناخت حقایق تا عمق وجود و باطن ذات آن رسوخ مى کند.
    شاه نعمت اللَّه ولى و برخى از اهل معرفت(2) مى گویند: »بصیرت قوّه قلبى یا نیرویى باطنى است که به نور قدس روشن گردیده و از پرتو آن، صاحب بصیرت، حقایق و بواطن اشیا را در مى یابد. بصیرت به مثابه بَصَر (چشم) است براى نفس«.(3)
    میان بَصَر که تأمین کننده نور ظاهرى، و بصیرت که آورنده نور باطنى است، تفاوت بسیار است. »نور ظاهرى، تنها با بینایى انسان سر و کار دارد. خورشید و ماه و چراغ، بیش از این که فضا را روشن و بینایى انسان را یارى کند، کارى انجام نمى‏دهد. پس اگر انسانى ناشنوا بود یا در بویایى و لامسه و گویایى خود نقص داشت، با تابش آفتاب و مهتاب و نورهایى از این قبیل، مشکلاتش حل نمى‏شود. اما نور باطن همه نقص‏هاى (باطنى و معنوى) انسان را برطرف، و تمام دردهاى او را، درمان مى کند... .
    در صورتى که درون کسى را روشن کرد، ساحت جانش چنان نورانى مى شود، که هم صحنه‏هاى خوبى را در خواب و بیدارى مى بیند، هم آهنگ‏هاى خوبى را مى شنود، هم رایحه‏هاى دل انگیزى را استشمام مى‏کند و هم لطیفه‏هاى فراوانى را لمس مى نماید.(4)
    تفاوت دیگر
    جهت شفاف‏تر شدن حقیقت و مفهوم بصیرت به تفاوت دیگر آن با بَصَر اشاره مى کنیم. انسان دو چهره یا دوجنبه دارد: چهره ظاهرى یا مُلکى و چهره باطنى یا ملکوتى، خداوند براى دیدن ظواهر، بَصَر را به صورت بالفعل به انسان داده، بشر از آغاز تولد به کمک آن هر چه را که در شعاع چشم و منظر او قرار گیرد مى بیند. اما براى دیدن باطن و شهود ملکوت، قوه نورى را در نهاد او نهادینه نموده به نام بصیرت، که تا آن »نور استعدادى« از قوه به فعلیت در نیاید، رؤیت باطن و شهود ملکوت، میسر نخواهد بود.
    صاحب جامع الاسرار مى گوید: معناى سخن خداوند (نور على نور یهدى اللَّه لنوره من یشاء)،(5) (... و من لم یجعل اللَّه له نوراً فماله من نور)،(6) چیزى جز این نیست که تا نور حق حاصل نیاید و به دل و جان سالک نتابد، بصیرت در او پدید نیاید. نور حق سرمه چشم بصیرت است و تمام تلاش اهل مجاهده براى آن است که مورد عنایت حق قرار گیرند و نور حق بر دل و بر جانشان پرتو افکن گردد.(7)
    حافظ شیرازى که مى گوید:
    گرنور عشق حق به دل و جانت افتد
    باللَّه کز آفتاب فلک خوبتر شوى
    ناظر به همین نور است. با پرتو افکن شدن نور حق است که سالک از تحیر و تردد مى رَهَد و سرانجام به حقیقت مى رسد.
    راه تحصیل بصیرت
    براى نیل به مقام رفیع بصیرت باید به بازسازى و اصلاح نفس خویش پرداخت.
    مجاهده با هواى نفسانى و تهذیب روح از زنگارهاى گناه، و لطیف و شفاف ساختن آیینه دل به نور توحید، تنها صراط مستقیمى است که »حجاب« دیدگان دل را مى‏گشاید و آدمى را در معرض الهامات غیبى و مقام کشف و شهود قرار مى‏دهد.
    1- توبه:
    اولین گام براى تهذیب نفس و تحصیل بصیرت است. توبه از تقصیرات و گناهان، بلکه از کوتاهى‏ها و جبران حق اللَّه و حق النّاسى است.
    2- ذکر خدا:
    ذکر زبانى، قلبى و عملى، موجب بصیرت مى گردد. امیرالمؤمنین(ع) مى فرماید: »مَنْ ذکر اللَّه استبصر؛(8) هر کسى به یاد خدا باشد، بینایى و بصیرت یابد«.
    3- هم نشینى با علما:
    مجالست با علما که موجب بصیرت و بینایى است. على(ع) مى فرماید: »جاور العلماء تستبصر؛(9) با دانایان بنشین تا آگاهى یابى«.
    4- خرد ورزى:
    کسى که هر خبر یا مطلبى را مى شنود، فوراً نمى‏پذیرد، بلکه پیرامون آن مى اندیشد و آن را از صافى عقل و اندیشه‏اش مى گذراند، بصیرت و بینایى مى یابد، چنان که آینده نگرى و به کارگیرى خرد در فرجام امور باعث بصیرت و بینایى مى گردد.(10)
    5- زهد:
    زهد و عدم دلبستگى به دنیا، از امورى است که باعث بصیرت مى گردد.(11)
    6- ارتباط با خدا:
    ازدیاد معرفت به خدا، انس با قرآن و معانى و معارف آن، توسل به ائمه(ع) و مناجات با خدا در خلوت مخصوصاً نماز شب از امورى هستند که موجب بصیرت و بینایى و برخوردارى از الهامات غیبى مى شود.
    درجات و مراتب بصیرت:
    بصیرت باطنى و بینایى دل، درجات و مراتبى دارد. اوج آن مرتبه‏اى است که ائمه(ع) دارند.
    امیرالمؤمنین(ع) مى فرماید: »لو کشف الغطاء ما ازددت یقیناً؛ اگر همه پرده‏ها فرو افتد، چیزى بر یقین من افزوده نمى‏شود«.(12)
    اگر چه آن مرتبه از یقین مخصوص اولیاى معصوم(ع) است، ولى دیگران نیز مى توانند مراتبى را تحصیل نمایند. هر کسى نور باطنى را از فطرت خدا داد خویش استخراج کند و چشم و گوشش باز شود، مى تواند خدا و نشانه‏هاى او را با »چشم دل« ببیند و صداى تسبیح موجودات هستى را بشنود، که به حکم »یسبّح للَّه ما فى السموات و ما فى الارض«.(13) همه آنان که در آسمان و زمینند، تسبیح خدا مى کنند. بسیارى از واقعیت‏ها را که با ابصر نمى‏توان دید، با بصیرت مشاهده مى کند، بلکه توانایى دیدن جهنم و شنیدن صداى زفیر آن را پیدا مى کند، چنان که قرآن مى فرماید: »کلاّ لو تعلمون علم الیقین لترونّ الجحیم، ثم لترونّها عین الیقین«.(14)
    آثار بصیرت:
    در حدیث نبوى آمده که در دل هر بنده‏اى دو دیده نهانى است که به واسطه آن دو، غیب را مى نگرد و چون خدا بخواهد در حق بنده‏اى نیکى کند، دو چشم دلش را مى گشاید تا به واسطه آن، آنچه را که از دیدگان ظاهریش نهان است، بتواند دید.
    از شمار انسان‏هاى صاحب بصیرت »حارث بن مالک بن نعمان انصارى« است.
    پیامبر اکرم از او پرسید: چگونه‏اى و در چه حالى؟ عرض کرد: مؤمن راستین و اهل یقینم. پیامبر فرمود: علامت یقین و ایمان راستینت چیست، عرض کرد: زهد و کناره‏گیرى نفسم از دنیا و دلبستگى آن، موجب شد که شبهایم را به بیدارى و عبادت و روزهایم را به روزه و تشنگى بگذرانم.
    از این رو به درجه‏اى از بصیرت و بینایى رسیده‏ام که گویى عرش پروردگارم را که براى حسابرسى بر پا شده است، مى بینم و بهشتیان را در حال زیارت یکدیگر مى نگرم و زوزه وحشتناک جهنمیان را از درون آتش مى‏شنوم... پیامبر فرمود: »بنده‏اى است که خدا قلبش را روشن کرده است. حال به برکت این نور الهى صاحب بصیرت شده‏اى پس آن را حفظ کن«.(15)
    این خاصیت نور باطنى یا بصیرت است که از فطرت انسان پرتو افشان مى شود و اگر منبع الهى آن (فطرت) زنده به گور نشود و غبار آلودگى‏ها و تیرگى هواهاى نفسانى آن را نپوشاند، همواره چشم بصیرت باطن پر فروغ خواهد بود اما اگر در پشت ظلمت گناه پنهان گردد و انسان تبهکار، حقیقت خود را نبیند، از آن رو که نورى ندارد، خود را گم مى کند و پس از مدتى خویشتن را به کلّى فراموش مى نماید.
    اگه دستام خالی باشه وقتی باشم عاشق تو
    غیر دل چیزی ندارم که بدونم لایق تو

    دلمو از مال دنیا به تو هدیه داده بودم
    با تموم بی پناهیم به تو تکیه داده بودم....



  10. تشکر


  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    1,007
    تشکر:
    1
    حضور
    17 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فلسفة صبر و استقامت در برابر مشکلات چیست؟

    صبر و استقامت عصارة همة فضیلت ها و خمیرمایة همة سعادت ها و ابزار وصول به هر گونه خوشبختى است. انسان بدون صبر هم در جهات مثبت به جایى نمى رسد و هم در برابر عوامل منفى شکست مى خورد، چرا که صابر نبودن مساوى با شکست است. به همین دلیل کلید اصلى پیروزى ها، صبر است. امام علی(ع) مى فرماید: «الصبر ظفرٌ؛ صبر مساوى با پیروزى است».[1]
    صبر و ظفر هر دو دوست قدیم اند بر اثر صبر نوبت ظفر آید
    علاوه بر این، صبر و تحمل اثر مستقیم در بهداشت و سلامت جسم دارد. بسیارى از بیمارى هاى قلبى و عصبى ناشى از جزع و بى تابى است. امام علی(ع) مى فرماید: «کسى که دوست دارد عمر طولانى داشته باشد باید قلب صبورى در برابر مصایب آماده کند».[2]
    در جاى دیگر آن حضرت مى فرماید: «از ناشکیبایى بپرهیز که امید انسان را قطع و کوشش و تلاش را ضعیف ساخته و غم اندوه به بار مى آورد».[3]

    اگه دستام خالی باشه وقتی باشم عاشق تو
    غیر دل چیزی ندارم که بدونم لایق تو

    دلمو از مال دنیا به تو هدیه داده بودم
    با تموم بی پناهیم به تو تکیه داده بودم....



  12. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود