صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: فضائل اخلاقی و راه های کسب فضائل اخلاقی و اثارفضیلت جویی

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    1,007
    تشکر:
    1
    حضور
    17 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0

    فضائل اخلاقی و راه های کسب فضائل اخلاقی و اثارفضیلت جویی




    به نام خدا
    در این تاپیک قصد دارم به یاری خدا فضائل اخلاقی را تعریف کرده و
    بعد از تعریف این موضوع بپردازیم به راه های کسب فضائل اخلاقی و همین طور
    نام بردن فضائل اخلاقی و چگونگی تهذیب نفس از دیدگاه قران و ائمه و علما و بزرگان دین
    وهمچنین در مرحله ی اخر در مورد اثار فضائل اخلاقی صحبت کنیم.
    امیدوارم این تاپیک راه ی با شه برای شناخت بهتر خودمون و شناخت نقاط ضعف و قوت
    در وجود خودمون برای رسیدن هر چه بهتر به خدا.

    سعی کنید موفق باشید
    یا علی مدد
    ویرایش توسط ازاد : ۱۳۸۸/۰۶/۰۵ در ساعت ۰۹:۱۲
    اگه دستام خالی باشه وقتی باشم عاشق تو
    غیر دل چیزی ندارم که بدونم لایق تو

    دلمو از مال دنیا به تو هدیه داده بودم
    با تموم بی پناهیم به تو تکیه داده بودم....




  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    1,007
    تشکر:
    1
    حضور
    17 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مقدمه:

    یكی از مسائل اساسی در فلسفه اخلاق این است كه ملاك و معیار فضیلت اخلاقی چیست و چگونه می‎توان فعل اخلاقی را از فعل طبیعی بازشناخت. به تعبیر دیگر، با توجه به چه ملاكی است كه می‎توان فعلی را فضیلتی اخلاقی به شمار آورد؟
    در مكاتب مختلف بحثهای فراوانی پیرامون شناخت ملاك فضیلت و تمییز فعل اخلاقی از غیر آن صورت گرفته و هر مكتب به فراخور مبانی فكری خویش معیار خاصی را ارائه داده و جدول مشخصی را برای فضائل اخلاقی ترسیم نموده است در این گفتار كوتاه ابتدا به برخی از این نظریات اشاره نموده و سپس دیدگاه اسلام مطرح شد.

    آراء مختلف پیرامون معیار فضیلت اخلاقی


    از جمله مكاتی كه در باب معیار تشخیص فضیلت اخلاقی اظهارنظر كرده‎اند، از مكاتبی همچون عاطفه‎گرایان، لذت‎گرایان، وجدان گرایان، طرفداران اصالت جامعه، وظیفه گرایان و در دنیای اسلام از مكتب اشاعره و امامیه می‎توان نام برد.[1]
    عاطفه گرایان كه كمال انسان را در خدمت به خلق می‎دانند، تنها افعالی را كه با انگیزه دیگر دوستی و عاطفه غیر خواهی صورت پذیرد فضیلت اخلاقی بر می‎شمرند و افعالی را كه فقط در جهت تأمین منافع فردی صورت می‎گیرد را فاقد ارزش اخلاقی می‎دانند. در نقطه مقابل این گروه لذت گرایان وظیفه انسان را تحصیل لذت و گریز از رنج دانسته و افعالی را كه در این راستا صورت می‎گیرد دارای ارزش اخلاقی می‎دانند. افرادی نیز همچون كانت تنها افعالی را خوب و فضیلت به حساب می‎آورند كه از روی احساس وظیفه و تكلیف صورت گرفته باشد نه اینكه صرفاً رفتاری ناشی از تمایلات طبیعی انسان باشد برخی مكاتب نیز از زوایه‌دیگری به موضوع نگریسته و برای تمییز فضیلت از رذیلت رجوع به نظر یك قاضی را لازم دانسته‎اند. وجدان گرایان معتقدند وجدان به راحتیو از راه الهام قادر به تشخیص خوب و بد افعال است و جامعه گرایان قضاوت جامعه را ملاك تفكیك فضیلت از رذیلت دانسته‎اند. در كنار اینها از دانشمندان مسلمان اشاعره امر و نهی پروردگار را ملاك خوبی و بدی افعال می‎دانند در حالی كه امامیه و معتزله به مخالفت با آنان پرداخته و معتقدند عقل انسان دارای ظرفیتی است كه توان درك خوبی و بدی افعال را دارد و این طور نیست كه تا به فعلی امر نشود آن فعل فاقد مصلحت باشد و امر پروردگار موجب ایجاد مصلحت در آن شود.

    اگه دستام خالی باشه وقتی باشم عاشق تو
    غیر دل چیزی ندارم که بدونم لایق تو

    دلمو از مال دنیا به تو هدیه داده بودم
    با تموم بی پناهیم به تو تکیه داده بودم....



  4. تشکرها 4


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    1,289
    مورد تشکر
    8 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مکتب های اخلاقی

    در علم اخلاق مكاتب فراوانى است كه بسيارى از آنها انحرافى است و به ضد اخلاق منتهى مى‏شود، و شناخت آنها در پرتو هدايتهاى قرآنى كار مشكلى نيست; قرآن مى‏گويد:
    وان هذا صراطى مستقيما فاتبعوه ولاتتبعوا السبل فتفرق بكم عن سبيله ذالكم وصاكم به لعلكم تتقون (سوره انعام، آيه‏153)
    آيه فوق كه بعد از ذكر بخش مهمى از عقائد و برنامه‏هاى عملى و اخلاقى اسلام در سوره انعام آمده، و مشتمل بر فرمانهاى دهگانه اسلامى است، مى‏گويد: «به آنها بگو اين راه مستقيم من است، از آن پيروى كنيد و از راههاى مختلف (و انحرافى) پيروى مكنيد كه شما را از راه حق دور مى‏سازد; اين چيزى است كه خداوند شما را به آن سفارش فرموده تا پرهيزگار شويد!»
    مكتبهاى اخلاقى همانند ساير روشهاى فردى و اجتماعى از «جهان‏بينى‏» و ديدگاههاى كلى درباره جهان آفرينش سرچشمه مى‏گيرد و اين دو، يك واحد كاملا به هم پيوسته و منسجم است.
    آنها كه «جهان‏بينى‏» را از «ايدئولوژى‏» (و «هستها» را از «بايدها») جدا مى‏سازند و مى‏گويند رابطه‏اى بين‏اين دونيست زيرا جهان‏بينى و هستها از دلائل‏منطقى و تجربى سرچشمه مى‏گيرد در حالى كه‏«بايدها» و «نبايدها» يك‏سلسله فرمانها و دستورها است، از يك نكته مهم غفلت كرده‏اند، و آن اين‏كه: فرمانها و «بايدها» هنگامى حكيمانه است كه رابطه‏اى با«هستها» داشته‏باشد، وگرنه امور اعتبارى بى‏محتوا و غيرقابل قبولى خواهد بود.
    در اينجا مثالهاى روشنى داريم كه اين مطلب را كاملا باز مى‏كند: هنگامى كه اسلام مى‏گويد: «شراب نخوريد!» و يا قوانين بين‏المللى مى‏گويد: «مواد مخدر ممنوع است!» اينها فرمانهاى الهى يا مردمى است كه بى‏شك از يك سلسله هستها سرچشمه گرفته; زيرا، واقعيت عينى چنين است كه شراب و مواد مخدر تاثير بسيار مخربى در روح و جسم انسان دارد به گونه‏اى كه هيچ بخشى از آن، از شر اين مواد ويرانگر در امان نيست; اين واقعيت، سبب آن بايد يا نبايد مى‏شود.
    اين كه مى‏گوئيم احكام الهى از مصالح و مفاسد سرچشمه مى‏گيرد، درست اشاره به همين رابطه است، و اين كه مى‏گوئيم «كلما حكم به العقل حكم به الشرع; هر كارى را عقل حكم به خوبى يا بدى آن كند، شرع نيز مطابق آن فرمان مى‏دهد!» نيز اشاره به وجود رابطه تنگاتنگ ميان واقعيتها و احكام (بايدها و نبايدها) مى‏باشد.
    و اين كه در مجالس قانون‏گذارى در جوامع بشرى مى‏نشينند و پيامدهاى فردى و اجتماعى هر پديده‏اى را بررسى و بر اساس آن قانون وضع مى‏كنند نيز دقيقا در همين راستا است.
    كوتاه سخن اين كه، محال است‏يك حكم حكيمانه بى‏ارتباط با واقعيتهاى موجود در زندگى بشر باشد; در غير اين صورت، حكم و قانون نيست‏بلكه گزافه‏گوئى و خرافه و قلدرى است; و چون واقعيت‏يكى بيش نيست طبيعتا راه مستقيم و محكم و قانون صحيح هم بيش از يكى نمى‏تواند باشد و اين مساله سبب مى‏شود كه ما تمام تلاش و كوشش خود را براى پيدا كردن واقعيتها و احكام و قوانين نشات گرفته از آن به كار گيريم.
    از آنچه در بالا گفته شد رابطه ديدگاههاى كلى در مجموعه هستى و آفرينش انسان، با مسائل اخلاقى روشن مى‏شود و منشا پيدايش مكتبهاى مختلف اخلاقى نيز همين است.
    اكنون با توجه به مطالب فوق به سراغ مكاتب اخلاقى مى‏رويم:
    1- اخلاق در مكتب خداپرستان

    از اين ديدگاه، آفريننده همه آثار خداست. ما از سوى او هستيم و به سوى او باز مى‏گرديم و هدف آفرينش تكامل انسان در جنبه‏هاى معنوى است و پيشرفتهاى مادى تا آنجا كه راه را براى وصول به تكامل معنوى هموار مى‏سازد نيز هدف معنوى محسوب مى‏شود.
    تكامل معنوى را مى‏شود بدينسان معنى كرد: «قرب به خداوند و پيمودن راهى كه انسان را به صفات كمال او نزديك مى‏سازد».
    بنابراين معيار، اخلاق از اين ديدگاه تمام صفات افعالى است كه انسان را براى پيمودن اين راه آماده مى‏سازد و نظام ارزش‏گذارى در اين مكتب نيز بر محور ارزشهاى والاى انسانى و كمال معنوى و قرب به خداست.
    2- اخلاق ماديگرى

    مى‏دانيم ماديها شعبى دارند كه يك شعبه معروف آن ماديگرى كمونيستى است. از ديدگاه اين مكتب كه همه چيز را از دريچه ماده مى‏نگرد و به خدا و مسائل معنوى، ايمان ندارد، و اصالت را براى اقتصاد قائل است و براى تاريخ نيز ماهيت مادى و اقتصادى قائل مى‏باشد، هر چيز كه جامعه را به سوى اقتصاد كمونيستى سوق دهد اخلاق است، و يا به تعبير خودشان «آنچه انقلاب كمونيسم را تسريع كند، اخلاق محسوب مى‏شود.» مثلا اين كه راست گفتن يا دروغ گفتن كدام اخلاقى و يا غير اخلاقى است‏با توجه به تاثير آنها در انقلاب ارزيابى مى‏شود، اگر دروغ به انقلاب سرعت‏ببخشد، يك امر اخلاقى است و اگر راست تاثير منفى بگذارد يك امر غير اخلاقى محسوب مى‏شود!
    شاخه‏هاى ديگر ماديگرى نيز هر كدام طبق مسلك خود اخلاق را تفسير مى‏كنند; آنها كه اصل را بر لذت و كام گرفتن از لذائذ مادى نهاده‏اند چيزى به نام اخلاق قبول ندارند و يا به تعبير ديگر، اخلاق را در صفات و افعالى مى‏دانند كه راه را براى وصول به لذت هموار سازد.
    و آنها كه اصل را بر منافع شخصى و فردى نهاده‏اند و حتى جامعه بشرى را تا آن اندازه محترم مى‏شمرند كه در مسير منافع شخصى آنها باشد (همان‏گونه كه در مكتبهاى سرمايه دارى غرب ديده مى‏شود) اخلاق را به امورى تفسير مى‏كنند كه آنها را به منافع مادى و شخصى آنها برساند و همه چيز را در پاى آن قربانى مى‏كنند!
    3- اخلاق از ديدگاه فلاسفه عقلى

    آن گروه از فلاسفه كه اصالت را براى عقل قائلند و مى‏گويند غايت فلسفه اين است كه در وجود انسان يك عالم عقلى بسازد همانند عالم عينى خارجى (صيروة الانسان عالما عقليا مضاهيا للعالم العينى)، در مباحث اخلاقى - اخلاق را به صفات و اعمالى تفسير مى‏كنند كه به انسان كمك كند تا عقل بر وجود او حاكم باشد نه طبايع حيوانى و خواسته‏هاى نفسانى.
    4 - اخلاق در مكتب غيرگرايان!

    گروه ديگر از فلاسفه كه بيشتر به جامعه مى‏انديشند و اصالت را براى جمع قائلند نه افراد، فعل اخلاقى را به افعالى تفسير مى‏كنند كه هدف غير باشد; بنابراين، هر كارى كه نتيجه‏اش تنها به خود انسان برگردد غير اخلاقى است و كارهائى كه هدفش ديگران باشد اخلاقى است.
    5 - اخلاق از ديدگاه وجدان گرايان

    گروهى از فلاسفه كه اصالت را براى وجدان قائلند نه عقل، كه مى‏توان از آنها به «وجدان‏گرا» تعبير كرد و گاه به طرفداران «حسن و قبح عقلى‏» كه در واقع منظور از آن عقل عملى است نه عقل نظرى، آنها مسائل اخلاقى را يك سلسله امور وجدانى مى‏دانند نه عقلانى كه انسان بدون نياز به منطق و استدلال آنها را درك مى‏كند; مثلا، انسان عدالت را خوب مى‏شمرد و ظلم را بد، ايثار و فداكارى و شجاعت را خوب مى‏داند و خودپرستى و تجاوزگرى و بخل را بد مى‏بيند بى آن‏كه نيازى به استدلال عقلانى و تاثير آنها در فرد و جامعه داشته باشد.
    بنابراين، بايد وجدان‏اخلاقى را زنده‏كرد و آنچه را موجب‏تضعيف وجدان مى‏شوداز ميان برداشت; سپس وجدان قاضى خوبى براى تشخيص اخلاق خوب از بد خواهدبود.
    طرفداران «حسن و قبح عقلى‏» گر چه دم از عقل مى‏زنند ولى پيداست كه منظور آنها عقل وجدانى است و نه عقل استدلالى، آنها مى‏گويند حسن احسان و قبح ظلم كه دو فعل اخلاقى مى‏باشد بدون هيچ گونه نياز به دليل و برهان براى انسان سليم‏النفس آشكار است، و به اين ترتيب اصالت را براى وجدان قائلند.
    ولى بسيارى از آنها انكار نمى‏كنند كه وجدان ممكن است درباره بعضى از امور ساكت‏باشد و ادراكى نداشته باشد، در اينجا بايد دست‏به دامن شريعت و وحى شد تا امور اخلاقى را از غير اخلاقى جدا سازد; بعلاوه اگر نسبت‏به آنچه عقل حاكم است تاييدى از سوى شرع باشد انسان با اطمينان بيشترى در راه آن گام مى‏نهد.

    نتيجه:
    با توجه به اشاراتى كه به مهمترين مكاتب اخلاقى در اين فصل آمد، امتيازات مكتب اخلاقى اسلام كاملا روشن است: «اساس اين مكتب اخلاقى، ايمان به خداوندى است كه كمال مطلق و مطلق كمال است و فرمان او بر تمام جهان هستى جارى و سارى است و كمال انسانها در اين است كه پرتوى از صفات جمال و جلال او در خود منعكس كنند و به ذات پاكش نزديك و نزديكتر شوند.»
    ولى اين به آن معنا نيست كه صفات اخلاقى در بهبودى حال جامعه بشرى و نجات انسانها از چنگال بدبختيها بى‏اثر است; بلكه در يك جهان‏بينى صحيح اسلامى عالم هستى يك واحد بهم پيوسته است، واجب‏الوجود قطب اين دايره و ماسواى خدا همه به او وابسته و پيوسته و در عين حال با هم منسجم و در ارتباطند. بنابراين، هر چيزى كه سبب صلاح حال فرد باشد سبب صلاح حال جامعه، و هر چيز كه در صلاح جامعه مؤثر باشد در صلاح فرد نيز مؤثر است.
    به تعبير ديگر، ارزشهاى اخلاقى تاثير دوگانه دارد، هم فرد را مى‏سازد، هم جامعه را. و آنها كه تصور مى‏كنند هميشه مسائل اخلاقى چيزى است كه هدف در آن غير باشد نه خويشتن، در اشتباه بزرگى هستند زيرا مصلحت اين دو در واقع از هم جدا نيست و جدائى اين دو از يكديگر تنها در مقاطع محدود و كوتاه مدت است.


    تا خدا بنده نواز است به خلقش چه نياز؟
    مي کشم ناز يکي تا به همه ناز کنم..


    ***


  6. تشکرها 2


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    1,289
    مورد تشکر
    8 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اخلاق دینی

    اخلاق دینی گرایشی است در اخلاق مربوط به چگونگی صفات، رفتارها و هنجارهای حاکم بر آنها، مبتنی بر دیدگاه دینی، که دین و گزاره­های دینی را اصلی­ترین مرجع برای تنظیم اصول و قواعد رفتاری و اخلاقی دانسته و سعادت دنیوی و اخروی را غایت مطلوب آدمی می­داند. از دیدگاه این مکتب آنچه برای انسان ارزش نهایی و حقیقی دارد رسیدن به قرب الهی است که در سایه زندگی معنوی و اخلاقی به دست می­آید. بر اساس این دیدگاه رفاه دنیوی انسان مورد غفلت نیست، اما اصالت هم ندارد. بر این اساس اگر امر دایر بر فدا کردن رفاه دنیوی در برابر به دست آوردن سعادت اخروی باشد اخلاق دینی توصیه به فدا کردن رفاه دنیوی می­نماید. از آنجا که در اخلاق دینی مرجع اصلی و مورد اعتماد برای تشخیص گزاره­های صحیح اخلاقی دین می­باشد، وحی و روایات نقل شده از معصومین جایگاه ویژه­ای دارند. در اخلاق دینی به مساله عقل و توانایی آن در شناختن ارزش­های اصلی اخلاق اهمیت داده می­شود، تا جایی که بخش عمده­ای از ادیان الهی مساله حسن و قبح را عقلی می­دانند، اما از آنجا که تشخیص همه گزاره­های اخلاقی و به خصوص تشخیص احکام موضوعات جدید و نیز تکلیف انسان در بیشتر موارد از عهده توانایی­های عقل بیرون است رجوع به دین و گزاره­های دینی جایگاه خاصی در اخلاق دینی دارد.
    در میان متدینین گاهی اختلافاتی در مساله دینی بودن اخلاق وجود داشته است که مساله نظریه امر الهی یکی از مهمترین آنها است. در میان مسلمانان اشاعره مشهور به پذیرش چنین دیدگاهی هستند. به اعتقاد ایشان این امر و نهی الهی است که موجب خوب یا بد شدن یک چیز می­گردد؛ به نحوی که اگر امر و نهی خداوند تغییر کند حسن و قبح آنها نیز تغییر می­کند. اما همان گونه که گفته شد دیدگاه صحیح در این مساله همان حسن و قبح عقلی است .
    برای شناخت بیشتر اخلاق دینی و تفاوت آن با اخلاق سکولار می­توان ویژگی­های چندی را برشمرد.
    مهمترین ویژگی اخلاق دینی این است که در آن، نه تنها در مسائل جزئی از دین کمک گرفته می­شود؛ بلکه بدون اعتقادات صحیح دینی، نمی­توان اخلاق صحیحی پایه­گذاری کرد. ویژگی دوم اخلاق دینی آن است که در اخلاقِ دینی علاوه بر توجّه به سعادت دنیوی، آخرت نیز در نظر گرفته شده و اصالت به آن داده می­شود. خصوصیت سوم اخلاق دینی آن است که هدف اخلاق را حفظ و تقویت فضایل پیشین و به وجود آوردن فضایلی جدید در انسان می­داند، به گونه­ای که آنها را به موجوداتی برتر و متعالی مبدل سازد. علاوه بر آن در اخلاقِ دینی برای حفظ و اشاعه عفّت عمومی، محدودیت­های ویژه­ای برای آزادی­های انسان وضع شده و عمل بر خلاف آنها، غیراخلاقی تلقّی می­شودیکی دیگر از ویژگی­های مهم اخلاق دینی مساله نیت است، اگر فعلی برای رضای خدا صورت پذیرد ارزشمند، و در غیر آن صورت فاقد ارزش اخلاقی تلقی می­گردد. یکی از نکات جالب توجّه در بررسی تطبیقی اخلاقِ دینی در ادیان مختلف، تشابه آنها در تعلیمات و دستورالعمل­های اساسی اخلاق است. تقبیح قتل، جرح، اغفال، شکستنِ قسم شرعی و مانند آن؛ و از طرف دیگر، تحسینِ احسان به نیازمندان، نیکی به همسایه، گشاده­دستی، صبر و مانند آن، مواردی است که در ادیان الهی کاملاً مشترک است بر خلاف اخلاق سکولار، در اخلاق دینی اصول و قواعد اخلاقی از ثبات و اطلاق برخوردارند. البته در احکام فرعی و جزئی تا حدودی نسبیت و کثرت حاکم است، اما این کثرت ربطی به غیرواقع­گرایی ندارد و اتفاقاً به دلیل واقع­گرایی اخلاق دینی، چنین کثرتی حاکم می­شود. به عنوان مثال راست­گویی در برخی مواقع درست و در برخی مواقع نادرست محسوب می­گردد. کثرت در این­گونه موارد به خاطر تفاوت قیود و شرایطی است که باعث تغییر موضوع شده و ناگزیر حکم را تغییر می­دهد. ویژگی دیگر اخلاق دینی مقدس بودن آموزه­های آن است. اساسا می­توان گفت اخلاق دینی بدون معنویت و تقدس معنا ندارد. به همین دلیل مفهوم عشق نیز فقط در اخلاق دینی معنا پیدا کرده، ایثار و از جان­گذشتگی در راه اهداف مقدس تنها در چنین اخلاقی مطرح می­شوند.


    تا خدا بنده نواز است به خلقش چه نياز؟
    مي کشم ناز يکي تا به همه ناز کنم..


    ***


  8. تشکرها 2


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    1,007
    تشکر:
    1
    حضور
    17 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در نقد معیارهای ارائه شده از طرف صاحبان این مكاتب به طور اجمال باید گفت كه، اولاً اكثر آنها در تشخیص كمال حقیقی انسان در نقش مؤثر در تعیین ملاك فضیلت دارد به خطا رفته‎اند. لذا این طور نیست كه صرف خدمت به خلق و یا تحصیل لذت و گریز از رنج و یا انجام عمل بر اساس احساس وظیفه كمال برای انسان باشد، چه بسا عملی دارای سود فردی است اما فضیلت و عبادت است و یا انجام عملی مستلزم رنج فراوان است اما نهایتاً به لذت فراوانی منجر می‎گردد و یا فاقد لذت ظاهری محسوس است و یا انسان در تشخیص وظیفه اشتباه كند علاوه بر اینكه نمی‎توان بدون یك گرایش توحیدی گفت كه شخص می‎تواند عملی را صرفاً‌ از روی احساس وظیفه و بدون در نظر گرفتن هیچ گونه نفع یا ضرری انجام دهد. ثانیاً اینطور نیست كه قضاوت وجدان بشر و یا جامعه بتواند ملاك تفكیك فضیلت از رذیلت باشد، زیرا در خیلی از موارد مصادیق خوب و بد بدیهی نیستند تا وجدان به راحتی آنها را تشخیص دهد علاوه بر اینكه ممكن است وجدان در اثر تربیت ناصحیح در تمییز غلط عمل كند. از طرف دیگر نظر جامعه نیز مورد قبول نیست زیرا پذیرش این مطلب مستلزم نسبی شدن اخلاق و تبیعت آن از نظر اكثر افراد جامعه است كه با تغییر نظر اكثر فضائل اخلاقی نیز دگرگون شده و رذیلت‎ها تبدیل به فضیلت می‎شوند.[2] ثالثاً: درباره نظر اظاعره نیز باید گفت كه این طور نیست كه ملاك خوبی و بدی قبل از امر و نهی خداوند در فعل نباشد و عقل قادر به درك آن نگردد لذا قرآن می‎فرماید: «ان الله لا یأمر بالفحشاء»[3] كه بیانگر وجود ملاك حسن و قبح در افعال قبل از امر پروردگار است.

    اگه دستام خالی باشه وقتی باشم عاشق تو
    غیر دل چیزی ندارم که بدونم لایق تو

    دلمو از مال دنیا به تو هدیه داده بودم
    با تموم بی پناهیم به تو تکیه داده بودم....



  10. تشکرها 3


  11. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    1,007
    تشکر:
    1
    حضور
    17 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در كنار این مكاتب برخی ریشه‌همه فضایل را در دو فضیلت نیك خواهی و عدالت دانسته و تصریح می كنند اگر ملكه‎ای نفسانی را نتوان از این دو اخذ كرد در واقع آن ملكه یا فضیلت اخلاقی نیست، (مثلاً ایمان،‌امید و حكمت كه فضایل دینی و عقلانی‎اند نه اخلاقی) و یا اصلاً فضیلت نیست.[4]
    در كنار این مكاتب برخی ریشه همه فضایل را در دو فضیلت نیك خواهی و عدالت دانسته و تصریح می‎كنند اگر ملكه‎ای نفسانی را نتوان از این دو اخذ كرد در واقع آن ملكه یا فضیلت اخلاقی نیست، (مثلاً ایمان، امید و حكمت كه فضایل دینی و عقلانی‎اند نه اخلاقی) و یا اصلاً فضیلت نیست.[5] در سنّت مسیحی نیز گفته می‎شود كه مسیحیان هفت فضیلت اصلی دارند، سه فضیلت الهیاتی، (ایمان، امید و محبت) و چهار فضیلت انسانی (مصلحت اندیشی، بردباری، اعتدال و عدالت، افلاطون و سایر فیلسوفان یونان و بسیاری از حكیمان مسلمان نیز از چهار فضیلت حكمت، شجاعت و اعتدال به عنوان فضایل مادر و بنیادین نام می‎برند.[6]

    اگه دستام خالی باشه وقتی باشم عاشق تو
    غیر دل چیزی ندارم که بدونم لایق تو

    دلمو از مال دنیا به تو هدیه داده بودم
    با تموم بی پناهیم به تو تکیه داده بودم....



  12. تشکرها 2


  13. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    1,007
    تشکر:
    1
    حضور
    17 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    چگونگی تعیین معیار فضیلت اخلاقی:

    در تعیین فضیلت، ابتداء لازم است به این مسئله پرداخته شود كه كمال حقیقی انسان در چیست، زیرا در صورتی امری فضیلت به حساب می‎آید كه كمالی را بر كمالات انسان بیفزاید و او در راستای رسیدن به كمال لایق وی یاری رساند، یعنی هر فعل و صفتی به هر اندازه كه انسان را در رسیدن به كمال واقعی و نهائی یاری رساند یا زمینه را برای وصول به آن فراهم كند از ارزش اخلاقی برخوردار است. بنابراین می‎توان چنین نتیجه گرفت كه چون كمال انسان امری واقعی و صفتی وجودی است لذا افعال و صفاتی كه بین آنها و كمال نهایی انسانی رابطه علّی و معلولی وجود داشته باشدآن افعال و صفات دارای ارزش اخلاقی بوده و در ردیف فضایل اخلاقی محسوب می گردند. چنانچه مكاتب دیگر نیز به این امر توجه داشته‎اند امّا در تشخصیص كمال حقیقی انسان به خطا رفته‎اند.
    فضائل اخلاقی بر اساس نظام اخلاقی اسلام:
    انسان فطرتاً گرایش به سمت كمال دارد و برای رسیدن به كمال مطلق آفریده شده است؛ زیرا هر چه در مسیر كمال پیش می‎رود خواهان بدست آوردن درجات بالاتری از آن است. وجود بی نهایت كمال مطلق، بر اساس تعلیم دین اسلام، وجود خداوند متعال است، بنابراین كمال انسان و مطلوب نهائی او در هر چه نزدیك‎تر شدن به سرچشمه هستی و قلب پروردگار می‎باشد. آیات قرآن و روایات معصومین نیز شاهد گویائی بر این مطلب هستند، خداوند در قرآن كریم بالاترین درجات كمال بنده را لقاء پروردگار و بازگشت به سوی حق معرفی كرده است: «یا ایتها النّفس المطمئنّه ارجعی الی ربّك راضیه فادخلی فی عبادی، و ادخلی جنّتی»[7] «ای نفس ممطئن به حضور پروردگارت باز آیه كه تو خشنود و او راضی از توست، در صف بندگان خاص من درآی و در بهشت من داخل شو» «انّ الذین لا یرجون لقاءنا و رضوا بالحیوه الدنیا ...»[8] «آنها كه به دیدار ما امیدوار نیستند و به زندگی پست دنیا دلخوش داشته‎اند، آنها از آیات و نشانه‎های ما غافلند و به سبب كردارشان در دوزخ جای می‎گیرند.»
    از همین دوست كه ائمه معصومین ـ علیهم السّلام ـ در مناجات‎های خویش با پروردگار درخواست تقرّب هر چه بیشتر داشته‎اند ـ امیر مؤمنان ـ علیه السّلام ـ در مناجات شعبانیه كه زبان دعای همه ائمه ـ علیهم السّلام ـ بوده، اینگونه مناجات می‎كند: «الهی به لی كمال الانقطاع الیك»[9] «معبودا! به من بریدن از همه و پیوستن به خود را عطا كن». و امام سجاد ـ علیه السّلام ـ در مناجات خو دبا خدا اینگونه دعا می كند: «الهی فاجعلنا ممن اصطفیته لقربك»[10] خدایا مرا از كسانی قرار ده كه برای قرب خود برگزیده ای. خدایا ما را به راههایی ببر كه به تو برسیم و ما را در نزدیكترین راههای ورود به خودت سیر و حركت ده ...[11].

    اگه دستام خالی باشه وقتی باشم عاشق تو
    غیر دل چیزی ندارم که بدونم لایق تو

    دلمو از مال دنیا به تو هدیه داده بودم
    با تموم بی پناهیم به تو تکیه داده بودم....



  14. تشکرها 3


  15. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,017
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    3



    اگر اعتقاد به قيامت و لقاي حق نباشد، فضايل نفساني هيچ گونه پشتوانه و ضامن اجرايي ندارد. ممكن است در محيطي آشنا روابط اجتماعي انسان را وادار به قسط و عدل كند،‌ اما در محيط ناشناس، كسي كه معتقد به مبدأ و معاد نيست دليلي ندارد كه از لذايذ عادي و مادي دست بردارد. انسان موحد،‌ به دليل اين كه مبدأ كمال را همواره با خود مي بيند:‌(هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ماكُنْتُمْ) حديد/4، ‌هر جا باشد فضايل خويش را حفظ مي كند. اين همان پيام عيساي مسيح است كه فرمود: (و جعلني مباركاً أين ما كنت) (سوره مريم، آيه 31) من هر جا باشم پر بركتم و مايه نفع و خير جامعه،‌خواهم بود، زيرا هر جا باشم خدا با من است.
    توحيد در هر جا كه باشد،‌ زمينه پيدايش فضايل نفساني است،‌ پس موحد كه در همه حال يكتا پرست است همواره عامل خير و بركت خواهد بود.
    سيره همه انبياء ابتدا تثبيت زمينه فضايل، يعني دعوت به توحيد است و سپس بازداري از رذايل اخلاقي و چون در هر عصري گناه خاصي رواج دارد و ارتكاب آن بيش از ديگر معاصي است ، ازاين رو برنامه هاي اصلاحي پيام آوران الهي در عين اشتراك در خطوط كلي،‌از لحاظ مصداق يكسان نيست، چنانكه اعجاز آنها چون مناسب با علوم و فنون رايج هر عصر است فرق دارد

  16. تشکرها 4


  17. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    1,007
    تشکر:
    1
    حضور
    17 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حال با توجه به اینكه كمال نهایی انسان وصول به مقام قرب الهی است، در نتیجه هر فعل و صفتی كه انسان را در رسیدن به این مرتبه یاری كند و سبب ارتقاء انسان در مراتب قرب پروردگاری باشد و یا زمینه را برای سیر الی الله فراهم نماید، فضیلت محسوب می شود.[12] از همین روست كه تمام عبادات اعم از واجب و مستحب در زمره فضائل اخلاقی به شمار می روند و برخی علماء اخلاق نیز در كتب خود آنها را نیز ذكر كرده اند از جمله مرحوم ملا محمد مهدی نراقی بسیاری از واجبات و مستحبات را در زمره فضائل اخلاقی گنجانده است.[13] و در تفسیر فضائل اخلاقی اینگونه مرقوم می دارد: «فضائل الاخلاق من المنجیات الموصله الی السعاده الابدیه»[14] كه بنابراین هر آنچه را در وصول انسان به سعادت ابدی كه كمال نهایی آن قرب الی الله است مؤثر باشد، جزو فضائل اخلاقی می توان به حساب آورد. در این میان به نكته مهم دیگری باید اشاره كرد وآن اینكه از نگاه قرآن كریم تنها اعمالی دارای ارزش اخلاقی و موجب تقرب انسان به سمت پروردگار هستند كه با انگیزه خداجویانه و برای رضای خدا صورت گیرد وگرنه صرف صورت عمل كه در قالب خاصی انجام شود، فضیلت محسوب نخواهد شد و نیت تقربب به حق از اساسی ترین معیارها برای ارزشمندی عمل به حساب می آید. قرآن كریم نیز در برخی از آیات به این نكته تصریح نموده است، از جمله در آیه 207 سوره بقره كه در شأن حضرت علی ـ علیه السّلام ـ نازل شد: «و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله و الله رؤوف بالعباد»[15] و برخی از مردم كسانی هستند كه از جان خود برای تحصیل رضای پروردگار خویش می گذرند و خداوند نسبت به بندگان رؤوف و مهربان است. حضرت اگر چه در بستر پیامبر تا جان ایشان محفوظ بماند و این كار مهم و ارزشمندی بود، اما خداوند ملاك ارزشمند شدن عمل ایشان را شجاعت، شهامت و یا از خود گذشتگی و ایثار به خاطر دیگران، معرفی نمی كند، بلكه كسب رضای پروردگار به تقرب به او را معیار ارزشمند شدن عمل حضرت می داند.[16] بنابراین در نظام اخلاقی اسلام، هر آنچه كه موجب تقرب انسان به پروردگار و وصول به كمال مطلق باشد و با انگیزه خداجویانه و كسب رضای الهی صورت پذیرد دارای ارزش اخلاقی خواهد بود و فضیلت به حساب می آید، گرچه ممكن است در دسته بندی فضائل برخی اعم و در برگیرنده فضائل خاص تری باشند.
    اگه دستام خالی باشه وقتی باشم عاشق تو
    غیر دل چیزی ندارم که بدونم لایق تو

    دلمو از مال دنیا به تو هدیه داده بودم
    با تموم بی پناهیم به تو تکیه داده بودم....



  18. تشکرها 3


  19. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    1,007
    تشکر:
    1
    حضور
    17 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    راه‎های كسب فضائل اخلاقی

    مسائل اخلاقی در هر زمان از اهمیّت فوق‌العاده‌ای برخوردار بوده ولی در عصر و زمان ما اهمیت ویژه‌ای دارد چرا كه عوامل و انگیزه‌های فساد در عصر ما از هر زمانی بیشتر است.
    اكتساب صفات پسندیده اخلاقی و منزه كردن قلب از رذائل اخلاقی از مهم‌ترین مباحث قرآنی و از یك نظر مهم‌ترین هدف بعثت انبیای الهی را تشكیل می‌دهد، زیرا بدون اخلاق نه دین برای مردم مفهومی دارد و نه دنیای آن‌ها سامان می‌یابد همان گونه كه گفته‌اند:
    اقوام روزگار به اخلاق زنده‌اند قومی كه گشت فاقد اخلاق مردنی است
    در این نوشتار بر آنیم تا بعضی از راه‎های كسب فضائل اخلاقی را با استفاده از آیات قرآن به صورت مختصر تقدیم خوانندگان عزیز نماییم:
    1. بیداری

    اولین مرحله برای رسیدن به این هدف بیداری از غفلت است كسانی هستند براساس تبعیت از غرائز حیوانی خود توجه به اطراف موضوع نمی‌كنند توجه نمی‌كنند كه راه دیگری هم وجود دارد و هدف‌هایی در كار هست كه باید آن راه را پیمود و به آن هدف‌ها رسید حقی هست كه باید پذیرفت و باطلی هست كه باید رها كرد و راه صحیحی هست كه باید برگزید و راه خطایی كه از آن باید كناره گرفت.
    قرآن از این گروه با عنوان غافلان یاد می‌كند و غافلان را در حكم چهارپایان به حساب می‌آورد آنجا كه می‌گوید: «و لقد ذرأنا لجهنّم كثیراً من الجن والانس لهم قلوب لا یفقهون بها و لهم اعینٌ...»[1] و محققاٌ بسیاری از جن و انس را برای جهنم وا گذاریم: چه آن كه آن ها را دل هایی است بی ادراك و معرفت و ایده هایی بی نور و بصیرت و گوش هایی ناشنوای حقیقت؛ آن ها مانند چهار پایانند بلكه گمراه ترند، آن ها همان مردمی هستند كه غافل شدند.

    ویرایش توسط ازاد : ۱۳۸۸/۰۶/۱۵ در ساعت ۰۹:۱۷
    اگه دستام خالی باشه وقتی باشم عاشق تو
    غیر دل چیزی ندارم که بدونم لایق تو

    دلمو از مال دنیا به تو هدیه داده بودم
    با تموم بی پناهیم به تو تکیه داده بودم....



  20. تشکرها 3


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ۞❀۞❀۞آشنایی با شهید فرانسوی دفاع مقدس۞❀۞❀۞
    توسط seyed yasin در انجمن برگی از دفتر زندگی ( زندگی نامه و خاطرات شهدا)
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۶/۰۴, ۰۸:۵۶
  2. ▐★♥★ ▐داستان هایی از سیرت حضرت امام رضا (ع)▐★♥★ ▐
    توسط ║★║فاطمی║★║ در انجمن اهل بیت و ائمه در قرآن
    پاسخ: 24
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۷/۰۷, ۱۸:۳۸
  3. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۷/۰۲, ۱۲:۲۲
  4. نامه ی زن آمریکایی به زنان ودختران مسلمان
    توسط خادمة المهدی در انجمن حجاب و پوشش اسلامي
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۶/۲۸, ۱۵:۴۷

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود