جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: #####سفر مرگ از ديدگاه قرآن#####

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    466
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    3
    گالری
    2

    #####سفر مرگ از ديدگاه قرآن#####




    با سلام
    تدوين پرسش و پاسخ، مشكل تر از تدوين يك كتاب و يا رساله است، چون پاسخ گو متعهد است تنها در چارچوب پرسش سخن بگويد و پاسخ را به گونه اى طرح كند كه عموم افكار را قانع سازد و براى خواص، خالى از فايده نباشد و به ديگر باورها آسيبى نرساند; از اين رو بايد تلاش كرد تا از روش هاى برهانى، خطابى و گاه تمثيلى استفاده شود. البتّه محور اين روش ها نيز كتاب و سنت است; چون عمده ى مطالب معاد، مربوط به عالم غيب است كه انديشه ى بشرى به جزئيات آن راه ندارد.
    در اهميت ايمان به معاد و آثار دنيوى و اخروى آن همين بس كه حدود 1200 آيه ـ تقريباً يك سوم قرآن ـ در مورد معاد است و حدوداً در سى آيه، ايمان به خدا و جهان آخرت در كنار هم آمده اند.
    آغاز بحث، تشريح معاد و معاد باورى است و بنابر نظر برخى دانشمندان اهل فن ـ كه مبناى بحث معاد، اعتقاد به روح، تجرد و بقاى آن است ـ روى سخن متوجه وجود روح، ماهيت، پيدايش و سرنوشت آن پس از مرگ، احضار روح و... است.
    و از آنجا كه اثبات معاد جسمانى ـ روحانى يكى از باورهاى مهم اعتقادى است، پس از اثبات اين امر، به امورى كه ارتباط نزديك با معاد دارند پرداخته شده است; مانند تناسخ، رجعت، حوادث قيامت و...
    اين مجموعه پاسخ به پرسش هايى است كه مدت ها ذهن بسيارى از پرسشگران را مشغول داشته.

    !با بخشي جديد در خدمت شما دوستان هستيم لطفا نگاهتون رو از مطالب ما دريغ نكنيد!
    حضرت حيدر بنام فاطمه حساس بود
    خلقت از روز ازل مديون عطر ياس بود
    اي كه ره بستي ميان كوچه ها بر فاطمه
    گردنت را ميشكست آنجا اگر عباس بود

  2. تشکرها 3


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    466
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    3
    گالری
    2



    سوال : چرا درباره ى معاد بحث مى كنيم؟
    جواب : بحث در باره ى معاد انگيزه هاى متعددى دارد كه به چند نمونه اشاره مى شود:
    الف) به چشم سر مى بينيم كه عمر ما چون ابر مى گذرد، سرمايه ى سترگ جوانى چون شمع در سوختن و كاستن است، و حتى نفس هاى حيات بخش نيز، ما را اندك اندك به سوى مرگ و پايان حيات دنيايى مى كشاند.

    بنشين بر لب جوى و گذر عمر نگر *** كاين اشارت زجهان گذرا ما را بس از طرف ديگر وقتى به ژرفاى وجودى و روانى خود نظاره مى كنيم، درمى يابيم كه گستره ى وجودى ما فراتر از دنيا و طبيعت محدود است; اين همه شور، عشق، ايثار و گذشت براى چيست؟ اگر فقط براى دنياست، پس چرا از اين دنيا مى گذريم؟ اين اندوهِ جان كاه رفتن را فقط باور به رستاخيز زايل مى كند و زندگى در كام كسى شيرين است كه خداباور باشد.
    ايمان به رستاخيز و سراى آخرت، حلقه ى اتصال ميان آن دو پديده ى به ظاهر متضاد است (مرگ و عشق به ماندن); و چه دل نشين است سخن صاحب اصلى رستاخيز كه مى فرمايد:
    (الْمالُ وَ الْبَنُونَ زِينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ الْباقِياتُ الصّالِحاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَواباً وَ خَيْرٌ أَمَلاً); مال و فرزند، زينت زندگى دنياست; و باقيات صالحات (ارزش هاى پايدار و شايسته) ثوابش نزد پروردگار بهتر و اميدبخش تر است.
    (ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللّهِ باق; آنچه نزد شماست فانى مى شود، اما آنچه نزد خداست باقى مى ماند.
    ميل به ماندن، خواست فطرى انسان هاست و باور به معاد، بر اوج وجود او با قلم خلقت نگاشته شده است; لذا رستاخيزباورى در متن اكثر اديان قديم و جديد الهى و غيرالهى مى درخشد.
    موريس مترلينگ (برنده ى جايزه ى ادبى نوبل سال 1913) مى گويد:
    مرگ لازم ترين مسأله ى زندگى بشر است و عبارت است از: تولّدى جاويدانه در گهواره اى از نور و آتش.
    ویرایش توسط شاماهي : ۱۳۸۸/۰۶/۱۰ در ساعت ۰۹:۲۱
    حضرت حيدر بنام فاطمه حساس بود
    خلقت از روز ازل مديون عطر ياس بود
    اي كه ره بستي ميان كوچه ها بر فاطمه
    گردنت را ميشكست آنجا اگر عباس بود

  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    466
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    3
    گالری
    2



    ب) هر گاه انسان در خود و جهان پيرامونش بنگرد، نخستين پرسشش اين خواهد بود كه سبب خلقت او چه بوده و در نهايت اين سفر به كدام منزل خواهد رسيد و پايانش كجاست؟
    روزها فكر من اين است و همه شب سخنم *** كه چرا غافل از احوال دل خويشتنم
    از كجا آمده ام آمدنم بهر چه بود *** به كجا مى روم آخر ننمايى وطنم
    مانده ام سخت عجب كز چه سبب ساخت مرا *** يا چه بوده است مراد وى از اين ساختنم

    امير مؤمنان(عليه السلام) مى فرمايد:
    ان لم تعلم من اين جِئتَ لا تعلم الى اين تذهبُ; اگر ندانى از كجا آمده اى، نخواهى دانست به كجا مى روي
    .
    ساحل نجات اين درياى پرموج چرايى ها و كجايى ها، باور آرام بخش مبدأ و معاد است، و اين قرآن مجيد است كه با فطرت پرسشگر انسان ها سخن مى گويد:
    (أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً)
    ; آيا گمان كرده ايد شما را بيهوده آفريده ايم و به سوى ما بازگردانده نمى شويد؟!
    (وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاّ لِيَعْبُدُونِ)
    [9]; من جن و انس را نيافريدم، جز اين كه عبادتم كنند (تا به كمال برسند).
    (إِنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَيْهِ راجِعُونَ)
    ما از خداييم و به سوى او باز مى گرديم.
    (كُلُّ نَفْس بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ)
    هر كس در گرو اعمال خود است.
    (إِنَّ اللّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الُْمحْسِنِينَ)
    خداوند پاداش نيكوكاران را تباه نمى كند..
    اين آيات، پاسخ كافى و منظم و مطابق عقل و فطرت، به پرسش هاى مذكور مى دهند.
    ابتدا و انتهاى اين حركت، خداوند است; هدف اين حركت هدفمند، عبادت و رسيدن به كمال و معرفت است; جوهر انسانى همان نتيجه ى موضع گيرى هاى او در طول اين حركت است، در نهايت اين حركت، اجر و پاداش و حساب است.
    نتيجه ى سخن اين كه: معاد باورى، پاسخ آرام بخش نگرانى هاى حاصل از گذشت عمر و جوانى و نيز پاسخ عقل پسندانه به عشق و عطش ماندگارى در انسان است; به ويژه كه بحث معاد، از چشمه ى زلال و بى آلايش وحى نيز سيرآب مى شود.
    انگيزه و عامل نخست (الف) پاسخ و درمانى است به يك احساس و اندوه درونى; احساسِ عشق به ماندن و اندوه گذشت عمر و جوانى; انگيزه و عامل دوم (ب) پاسخ و ره يافتى است كه از رهگذر عشق و عطش به دانستن ها حاصل مى شود; يعنى حس كنجكاوى از آغاز و انجام، انسان را وادار مى كند تا از مبدأ و معاد بحث و گفتوگو كند.

    حضرت حيدر بنام فاطمه حساس بود
    خلقت از روز ازل مديون عطر ياس بود
    اي كه ره بستي ميان كوچه ها بر فاطمه
    گردنت را ميشكست آنجا اگر عباس بود

  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    466
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    3
    گالری
    2



    انديشه ى معاد در اديان گذشته
    گرايش به ماندن، خواست فطرى انسان هاست و اين آرمان در قالب باور به سراى آخرت مى گنجد; چنان كه بن مايه ى اكثر اديان، وحى و نبوت، و برنامه ى مشترك آنها توجه دادن به مبدأ و معاد بوده است.
    شواهد تاريخى، آثار به جا مانده از انسان هاى پيشين و باور پيروان موجود اديان گوناگون، همه و همه، اصل فطرى مذكور را تأييد مى كند كه به چند نمونه اشاره مى كنيم:
    1. در دوران بسيار قديم، مصريان عقيده داشتند كه خدايان آسمان، ارواح رستگاران و محبوبان (مانند سلاطين و امرا) را به سرزمين ستارگان مى برند تا در آن جا از دستبرد فنا محفوظ بمانند. آنان در قبرها زورق هاى مجهز مى گذاشتند تا ارواح اموات به وسيله ى آنها از درياى مشرق عبور كنند و به سفينه ى خداى آفتاب برسند.
    اعتقاد به عالم آخرت، از عصر پيدايش انسان مسئول مطرح بوده و در طى زمان، خرافاتى بر آن افزوده شده است. هربرت اسپنسر، جامعه شناس معروف، مى نويسد:
    با اين كه انسان ها در آغاز پيدايش، قدرت تفكر نداشتند، ولى در همان حال به فراخور استعداد، عالم پس از مرگ را درك مى كردند.
    ويل دورانت نيز مى نويسد:
    مهم ترين مشخصه ى دين مصرى اهميتى بود كه در آن به انديشه ى خلود داده مى شد; و در مورد انسان و گياهان به رستاخيز معتقد بودند.

    حضرت حيدر بنام فاطمه حساس بود
    خلقت از روز ازل مديون عطر ياس بود
    اي كه ره بستي ميان كوچه ها بر فاطمه
    گردنت را ميشكست آنجا اگر عباس بود

  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    466
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    3
    گالری
    2



    2. يكى از باورهاى ثابت اديان هندويى، اعتقاد به تناسخ است. آيين برهمن كه ريشه ى عميقى در تاريخ تمدن بشرى دارد، براى توجيه معاد و پاسخ به نياز فطرى بشر، به اين باور پناهنده شده است. اين باور حاكى از آن است كه برگشت به زندگى جديد، اصل مشترك تمام اديان است.
    3. آيين بودا ـ كه حدود ده قرن قبل از ميلاد مسيح(عليه السلام) مطرح بوده ـ سرانجام زندگى دنيايى را اين گونه ترسيم مى كند:
    كسانى كه كاملا پاك شده اند به عالم قدس مى پيوندند; اما كسانى كه ناقص و گنهكارند آن قدر در اين دنيا مى روند و باز مى گردند، تا كاملا پاك شده، به عالم قدس بپيوندند.
    4. آيين زرتشت نيز بر اين عقيده است كه:
    روزى اين جهان هستى به آخر خواهد رسيد و رستاخيز عام واقع خواهد شد; در آن روز خوبى ها و بدى ها را شمار خواهند كرد و براى امتحان بدكاران و نيكوكاران جايگاهى پر از آتش به وجود مى آيد كه نيكان آتش را گوارا و مهربان مى يابند; حتى به جزئيات معاد، از قبيل محاكمه و پل صراط و ترازوى اعمال و... باور دارند.
    5. انديشه هاى معادباورى در كتاب تورات و انجيل نيز مشهود است; چنان كه در تورات آمده است:
    مردگان تو زنده خواهند شد و اموات برمى خيزند، اى شما كه ساكنان در خاكيد، بيدار شده ترنم نماييد; چون كه شبنم تو، مثل شبنم گياه است و زمين، اموات را بيرون خواهد انداخت.
    در انجيل نيز آمده است:
    خواهش پدر، كه مرا فرستاد، اين است كه هر چه به من بخشيد، من هيچ چيز آن را ضايع نكنم، بلكه در روز باز پسين آن را برخيزانم.

    حضرت حيدر بنام فاطمه حساس بود
    خلقت از روز ازل مديون عطر ياس بود
    اي كه ره بستي ميان كوچه ها بر فاطمه
    گردنت را ميشكست آنجا اگر عباس بود


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    466
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    3
    گالری
    2



    ضرورت ايمان به معاد
    سوال : ملاك مسلمانى، شهادت به خداى يگانه و پيامبرى محمد مصطفى(صلى الله عليه وآله) است، چرا از ميان ساير ضرورت هاى دين فقط معاد را در كنار آن دو اصل (توحيد و نبوت) قرار داده اند؟
    جواب : بعد از توحيد، معاد مهم ترين مسئله ى دينى و اسلامى است. ضرورت ايمان به معاد به تبع ايمان به پيغمبر نيست; مثلا روزه از ضروريات اسلام است، ولى در هيچ جاى قرآن وارده نشده است كه به آن ايمان بياوريد، در حالى كه معاد مانند «خدا» و «نبوت» متعلق ايمان قرار گرفته است و خداوند از بندگانش خواسته است كه به آن ايمان بياورند.
    اگر از شخص مسلمان سؤال شود كه چرا روزه واجب است، مى گويد چون پيامبر (صلى الله عليه وآله) و قرآن فرموده اند; اما اگر سؤال شود كه چرا معاد بايد باشد، اين جا شخص بايد از روى تفكر و انديشه پاسخ دهد; به بيان ديگر، پذيرش اصل معاد، تعبدى و تقليدى نيست.

    حضرت حيدر بنام فاطمه حساس بود
    خلقت از روز ازل مديون عطر ياس بود
    اي كه ره بستي ميان كوچه ها بر فاطمه
    گردنت را ميشكست آنجا اگر عباس بود

  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    466
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    3
    گالری
    2



    انگيزه هاى انكار معاد
    سوال : دستاويز و انگيزه ى منكران معاد چيست؟
    جواب : از آن جا كه اصل دين و آموزه ى معاد، مسئوليت آفرين و تكليف ساز است، برخى بر آن شدند تا دست به انكار اصل دين، يا حداقل انكار معاد بزنند. در اين ميان برخى به بهانه ى عدم توانايى تصوير درست از معاد و حل شبهات آن، برخى به خاطر فرار از مسئوليت و برخى نيز تحت تأثير شبهاتى كه باور به معاد (به ويژه معاد جسمانى - روحانى) را مشكل مى ساخته، معاد را انكار كرده اند.
    با توجه به اين كه ايمان به معاد هموزن ايمان به مبدأ است، قرآن كريم به شكل گسترده اى به روشنگرى اين مسئله پرداخته است.
    بهانه گيرى ها
    الف) خواهش هاى نفسانى:
    (بَلْ يُرِيدُ الاِْنْسانُ لِيَفْجُرَ أَمامَهُ يَسْئَلُ أَيّانَ يَوْمُ الْقِيامَة; بلكه انسان مى خواهد (در طول زندگى) گناه كند (با لحن انكارآميز) مى پرسد روز قيامت چه وقت فرا مى رسد.
    ب) قدرت طلبى و حكومت بر ديگران:
    (وَ قالَ الْمَلاَُ مِنْ قَوْمِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِلِقاءِ الاَْخِرَةِ وَ أَتْرَفْناهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا ما هذا إِلاّ بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يَأْكُلُ مِمّا تَأْكُلُونَ مِنْهُ وَ يَشْرَبُ مِمّا تَشْرَبُونَ مقتدران و سران قوم پيامبر پس از نوح، آنان كه كفر ورزيدند و لقاى آخروى را تكذيب كردند و در زندگى دنيوى از نعمت هاى فراوان برخوردار بودند، گفتند اين مدعى نبوت، جز انسانى مانند ما نيست. از آنچه مى خوريد او نيز مى خورد و از آنچه مى نوشيد او نيز مى نوشد.

    حضرت حيدر بنام فاطمه حساس بود
    خلقت از روز ازل مديون عطر ياس بود
    اي كه ره بستي ميان كوچه ها بر فاطمه
    گردنت را ميشكست آنجا اگر عباس بود

  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    466
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    3
    گالری
    2



    قرآن و شبهات
    الف) دليلى بر معاد نيست:
    (قُلْتُمْ ما نَدْرِي مَا السّاعَةُ إِنْ نَظُنُّ إِلاّ ظَنًّا وَ ما نَحْنُ بِمُسْتَيْقِنِينَ); گفتيد ما نمى دانيم قيامت چيست؟ ما نسبت به آن، گمانى بيش نداشته، يقين نداريم.
    فردى با اظهار شگفتى از وقوع معاد، مقدارى استخوان پوسيده را خدمت پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله)آورد و گفت آيا خداوند اين ها را برمى گرداند؟ قرآن كريم با بهترين روش و بيان، ابتدا گفتار خود آنها را شگفت آور مى داند; سپس آفرينش نخست آنها را كه مهم تر از زنده كردن مجدد است، به آنها گوشزد مى كند.
    (فَعَجَبٌ قَوْلُهُمْ أَ إِذا كُنّا تُراباً أَ إِنّا لَفِي خَلْق جَدِيد); شگفت آور است سخن آنها كه مى گويند آيا هنگامى كه تبديل به خاك شديم، آفرينش جديد خواهيم داشت؟
    (وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلاً وَ نَسِيَ خَلْقَهُ قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ); و براى ما مثالى زد و آفرينش خود را فراموش كرد و گفت: چه كسى اين استخوان ها را زنده مى كند، در حالى كه پوسيده است.
    ب) مرگ نابودى است و چيزى كه نابود شد برنمى گردد:
    (وَ قالُوا أَ إِذا ضَلَلْنا فِي الْأَرْضِ أَ إِنّا لَفِي خَلْق جَدِيد); (گفتند) وقتى روى زمين نابود شديم، آفرينش نوينى خواهيم داشت؟!
    قرآن كريم پاسخ مى دهد:
    (قُلْ يَتَوَفّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ); مرگ به معناى نابودى مطلق نيست، بلكه روح انسانى قبض مى شود ونزد خداوند ماندگار است

    حضرت حيدر بنام فاطمه حساس بود
    خلقت از روز ازل مديون عطر ياس بود
    اي كه ره بستي ميان كوچه ها بر فاطمه
    گردنت را ميشكست آنجا اگر عباس بود

  11. تشکر


  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    1,268
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    4 روز 6 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چرا در باره معاد بحث مینماییم




    با سلام به همه دوستان جدیدم
    انگیزه های بحث در باره معاذ بازگشت به میل فطری نوع بشر میباشد که این خود چند بخش را شامل میشود
    1-میل به جاودانگی
    2- تمایل رسیدن به غایت و هدف نها یی خلقت
    3- چگونگی و جهت و سمت قرار گرفتن در جوار خالق و معشوق حقیقی وجایگاه واقعی انسان
    4-یافتن حد رشد نهایی و رسیدن به مرز کمال انسانی و در نهایت شکفته شدن روحانی
    5- رسیدن به حق خود و حقیقت خود و .....

  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,017
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    3



    بـيش از ثلث آيات قرآن ارتباط با زندگي ابدي دارد: در يك دسته از آيات بر لزوم ايمان به آخرت تاكيد شده ( و بالاخره هم يوقنون ) ( بقره/ 4 )
    و در دسته ديگر پيآمدهاي انكار آن گوشزد شده
    (و ان الـذيـن لا يومنون بالاخره اعتدنا لهم عذابااليما ) ( اسراء / 10 ) ,
    ( بل الذين لا يومنون بالاخره فـي الـعـذاب و الـضـلال الـبـعيد ) ( سبا / 8 )
    و ان الذين لا يومنون بالاخره عن الصراط لناكبون ( مومنون / 74 ) و غيره .
    و در دسـته سوم نعمتهاي ابدي ذكر شده است (علي سرر موضونه متكثين علهيامتقابلين يطوف عـلـيهم ولدان مخلدون باكواب و اباريق و كاس من معين ( واقعه / 15- 18 )
    و ( و لمن خاف مقام ربـه جـنـتان فباي الاء ربكما تكذبان ) ( الرحمن / 46 )؛
    (ان الابرار يشربون من كاس كان مزاجها كـافـوراعـينا يشرب بها عبداللّه يفجرونهاتفجيرا) (الدهر/5)
    و در دسته چهارمي, عذابهاي جاوداني بيان شده است
    ( في سموم و حميم و ظل من يحموم لا بارد و لا كريم ) ( واقعه / 44 - 41)
    و ( للذين كفروا بربهم عذاب جهنم و بئس المصير و اذا القوا فيها سمعوا لهاشهيقا و هي تفور
    تكاد تميز من الغيظ كلما القي فيها فوج سالهم خزنتها الم ياتكم نذير ) ( ملك / 6 - 8 )

    همچنين در آيات فـراوانـي, رابـطـه بـيـن اعـمـال نـيـك و بد يا نتايج اخروي آنها ذكرگرديده و نيز با شيوه هاي گوناگوني امكان و ضرورت رستاخيز مورد تاكيد و تبيين قرار گرفته است.
    (يـومـئذ يـصـدر الناس اشتاتا ليروا اعمالهم ) , ( و من يعمل مثقال ذره خيرا يره) (يوم تبلي السرائر) .

  14. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود