جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: قرآن از ديدگاه دانشمندان آسيايى

  1. #1
    baquran
    شروع کننده موضوع

    قرآن از ديدگاه دانشمندان آسيايى




    قرآن از ديدگاه دانشمندان آسيايى

    110- ادوارد عطيه
    Edvard Atiyeh
    تاريخ نويس مسيحى لبنانى (متولد 1903 م)
    قرآن با احاديث قطعى و عمل پيامبر سر منشأ دستورات عملى زندگانى مسلمان است. و عقايد آنان همان توحيد آسان و واضحى است كه با آن پيچيدگى كه در يهوديت و مسيحيت است فرق دارد.(1)
    پی نوشت====
    1- اسلام از ديدگاه دانشمندان جهان، ص 333
    ************************************************** ************
    111- امين بك نخله
    Amin bak Nakhieh
    شاعر مسيحى لبنانى
    اى محمد (ص) قسم به دين عيسى بن مريم و قسم به چوبه‏هاى دار مسيح، ما در اين محيط عربى چشم هاى خود را به تو دوخته‏ايم. و افكار ايمانى در انجيل مسيح چشمان ما را به قرآن دوخته است.(1)
    پی نوشت====
    1- اسلام از ديدگاه دانشمندان جهان، ص 605
    ************************************************** ************
    دكتر شبلى شميل -112
    SHEBLY SHOMMYEI
    دانشمند لبنانى (1853 - 1917 م)
    شبلى شميل شاگرد ويژه داروين در نامه‏اى كه به (سيد محمد رشيد رضا) مؤلف كتاب (المنار) نوشته است سخت تحت تأثير بلاغت قرآن قرار گرفته و اشعارى دارد كه از جمله مى‏گويد:
    نعم المدبر و الحكيم و انه رب الفصاحة مصطفى الكلمات
    ببلاغة القرآن قد غلب النهى و بسيفه انحى على الهامات
    ترجمه: پيامبر اسلام مدبر عالى و حكيم عالى مقام است. او خداى فصاحت و تمام كلمات او برجسته و برگزيده است با بلاغت قرآن عقول بشر را متوجه خويش ساخت و آن ها را در برابر كتاب خويش از خود بى خود كرد و در برابر دشمنان به قدرت و شمشير خويش تكيه كرد(1)
    پی نوشت====
    1- اعتراف دانشمندان بزرگ جهان، ص 78
    طبقات مفسران شيعه، ج 1، ص 172
    پيامبر اسلام (ص) از نظر دانشمندان شرق و غرب، ص 223
    ************************************************** ************
    استاد امين ريحانى -113
    Amin Rayhani
    دانشمند مسيحى (1876 - 1940 م)
    در نامه‏اى كه به علامه شيخ حسين كاشف الغطا نوشته مى‏گويد:
    شما مى‏گوئيد قرآن اعجاز مى‏كند و اين سخن صحيح است...
    دوران اقامتم در لندن و نيويورك زياد اتفاق مى‏افتاد كه من قرآن را با همان لغت عربى تلاوت مى‏كردم كه نغمه‏هاى دلرباى آن همسايگانم را از خود بى خود كرده و عقل از سرشان بدر مى‏كرد.(1)
    پی نوشت=====
    1- قرآن بر فراز آسمانها، ص 66
    محمد (ص) و قرآن، ص 184


  2.  

  3. #2
    baquran
    شروع کننده موضوع



    114- مهاتماگاندى
    GANDHI
    رهبر اسبق هند (1869 - 1948 م)
    از راه آموختن دانش قرآن هر كسى به اسرار وحى و حكمت هاى دين بدون داشتن خصوصيات مصنوعى نائل مى‏شود.
    در قرآن چيزى ديده نمى‏شود كه اعمال زور را جهت برگرداندن مذهب اشخاص تجويز كرده باشد اين كتاب مقدس به ساده‏ترين وضع ممكنه مى‏گويد: عنف و اكراه در دين وجود ندارد .(1)
    پی نوشت====
    1- قرآن و ديگران، ص 35
    اسلام‏شناسى غرب، صر 36 و 28
    اسلام از ديدگاه دانشمندان غرب، ص 55

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    1,045
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    1 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    191
    آپلود
    52
    گالری
    45



    البته ذكراين مطلب ضروري است كه اقبال مسلمان مي باشدمنتها اين مطلب من باب آسيايي بودن ايشان دراين جادرج گرديده
    باتشكرازتذكردوستان
    اقبال لاهوري و قرآن پدیدآورنده:احمد احمدي بيرجندي،
    خلاصه:کلمات کلیدی:،محمد اقبال لاهوري، شاعر نام‌دار پاكستان، در سال 1289 هجري قمري در شهر سيالكوت در خانواده‌اي متدين چشم به جهان گشود. پدرش نور محمد، علاقه شديدي به امور روحاني داشت، اگرچه به‌ظاهر به‌امور بازرگاني اشتغال داشت.
    چون چند سالي از عمر محمّد گذشت و به‌مراحل تحصيل نزديك شد، پدرش او را بنا به رسم آن زمان، براي ياد گرفن قرآن مجيد، به يكي از مساجد برد. انس قاقرآن از همان آغاز، در روح حساس محمّد، اثر گذاشت. بعدها مراحل تحصيلات ابتدايي و متوسطه و عالي را پشت سر گذاشت و استاد دانشگاه و وكيل دعاوي شد.
    اقبال بر اثر علاقه شديدي كه به‌قرآن داشت، مطالعات عميقي كرد و حتي در نظر داشت كتاب مستقلّي درباره «قرآن» بنويسد و آن را «احياي روش قضايي اسلام» بنامد، امّا كسالت وي مانع از نوشتن چنين كتابي شد.
    اقبال از معماران و پايه‌گذاران اصلي استقلال پاكستان است. وي متفكّر خلاّق و مبتكري است كه ارزشهاي تازه‌اي براي جهان آورد و براي شور و شوق مردم آن ديار در شناخت دين اسلام و پيشوايان عاليقدر آن گام‌هاي بزرگي برداشت. اقبال در همه زمينه‌هاي فكري، كه موجب نجات شرق است و استقلال و آزادگي را براي مسلمانان به‌ارمغان مي‌آورد، كوشا بود.
    اكنون جا دارد از اشعاري كه درباره «قرآن» سروده است، شمّه‌اي نقل كنيم. سخن اول را درباره اهميت «آيين» و «دين» چنين مي‌گويد
    ملّتي را رفت چون آيين ز دست مثل خاك اجزاي او از هم شكست
    باطن دين نبي اين است و بس هستي مسلم ز آيين است و بس
    گل زآيين بسته شد گلدسته شد برگ گل شد چون زآيين بسته شد
    زير گردون سرّ تمكين تو چيست؟ تو همي داني كه آيين تو چيست؟
    آن كتاب زنده قرآن حكيم حكمت او لايزال است و قديم
    نسخه اسرار تكوين حيات بي‌ثبات از قوّتش گيرد ثبات
    حامل او رحمة للعالمين نوع انسان را پيام آخرين
    رهزنان از حفظ او رهبر شدند از كتابي صاحب دفتر شدند
    تا دلش از گرمي قرآن تپيد موج بي‌تابش چو گوهر آرميد
    گر تو مي‌خواهي مسلمان زيستن نيست ممكن جز به‌قرآن زيستن
    از تلاوت بر تو حق دارد كتاب تو ازو كامي كه مي‌خواهي بياب
    سپس به‌قدرت و سرّ توانايي ملت اشاره دارد و اين كه قرآن كريم و آيين خاتم‌النبيين (ص)، يعني اسلام، دين استوار، هر بي‌ثباتي را پايداري مي‌بخشد.
    باز هم در اهمّيت قرآن چنين مي‌سرايد:
    اقبال به‌قرآن اهمّيت مي‌داد و آن را بس مهم مي‌شمرد. از شيخ سليمان ندوي، از روحانيون نام‌دار پاكستان، نقل شده است كه گفت:‌روزي به ديدار اقبال رفتم، و به‌او گفتم:‌بسيار شگفت‌آور است كه من و امثال من، كه عمري را در تحصيل علوم مذهبي صرف كرده‌ايم و متخصص شده‌ايم، هيچكدام نتوانسته‌ايم به‌اندازه شما نشر معارف اسلامي و تأثير آن در ميان مردم موفق باشيم. امّا چه‌طور شما تا به‌اين اندازه موفق بوده‌ايد؟ اگر ممكن است علّت موفّقيت خود را بيان كنيد.
    اقبال در پاسخ شيخ سليمان ندوي گفتك‌اگر به‌زعم شما توانسته‌ باشم در اين‌باره موفقيتي به‌دست آورده باشم، عمل به‌توصيه‌اي است كه پدرم به من كرده است:‌
    «روزي هنگام صبح كه مشغول تلاوت قرآن بودم، پدرم از جلوي اتاق من عبور كرد و گفت:‌چه مي‌خواني؟ گفتم:‌قرآن مي‌خوانم. آن‌گاه پدرم گفت:‌بسيار خوب! امّا دوست دارم قرآن را آن‌چنان بخواني كه گويا همين الآن بر تو نازل شده است و خداوند دارد با تو سخن مي‌گويد».
    اين توصيه را اقبال فراگوش داشت و همواره با تأمّل و حزن قرآن مي‌خواند و چنين مي‌پنداشت كه همين الآن قرآن بر او نازل شده است.
    اينك يك نسخه از قرآن، كه اقبال از روي آن تلاوت مي‌كرد، در موزه موجود است. هنگامي كه اقبال قرآن مي‌خواند، اشك از صورتش سرازير مي‌شد و بر اين مصحف فرو مي‌ريخت كه آثارش بر روي كاغذهاي آن موجود است و به‌همين دليل در موزه نگه‌داشته شده است.
    مجله بشارت
    ویرایش توسط valayat : ۱۳۸۷/۰۳/۳۱ در ساعت ۱۹:۱۳
    Online + mp3




    انجمن گفتگوی دینی
    www.askdin.com

  5. تشکر


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    346
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بنام اهورامزدا
    خداوند دانش در آفرینش

    نقل قول نوشته اصلی توسط رنگ خدا نمایش پست
    جناب یزد گرد ، جناب انرژی سوال کرده خدای شخص وار سوال نکرده اند خدا کیست و خدا چیست سوال کرده خدا شخص وار نه علامت تعجبی نه علامت سوالی

    اگر دقت میکردید که نکردید و تا اینجای بحث که 112 پست زده شده شما هنوز نمیدانید صورت مسئله چیست .
    خدای شخص وار (خدا چیست و کیست ؟)

    میبینید که هم سوال پرسیدند و هم علامت سوال قرار دادند از پست قبلی ایشون هم میتونید بفهمید که منظورشان همین بوده که عرض کردم
    ببینید

    نقل از جناب انرژی
    از دوستان دیگر تقاضا میشه در بحث شرکت کنند . فکر میکنم افرادی باشند که هیچ تعریفی از خدا ندارند و مسلمان هستند

    دیدید ؟؟؟ حالا بروید از ابتدا بحث را مطالعه بفرمایید فقط سعی کنید با دقت
    نقل قول نوشته اصلی توسط رنگ خدا نمایش پست
    شما خدا را تعریف می کنید کسی که بتونه به شکل انسان در بیاد غیر از این تعریف را هم قبول ندارید ما هم می گیم هر موجودی تعریفی داره خدا هم تعریفش مشخصه نور اسمان و زمین است این تعریف خداست

    باز من از خدای خود تعریفی دارم که بگویم . من هیچ گاه نگفتم خدایی که به شکل انسان در بیاید و این توانایی را داشته باشد خدای من است بلکه عرض کردم خدایی را که قادر مطلق میدانید پس میتواند هر کاری را انجام دهد اگر نه پس تعریف خود را اصلاح کنید

    نقل قول نوشته اصلی توسط رنگ خدا نمایش پست
    تعریف من این است که یزدگرد 4 سوالش سوال نیست اما شما میگی تخریب شخصیت یعنی شما داری مرا بد تعریف می کنی

    تعریف با تخریب زمین تا آسمون فرق داره . خودت مطالب خودت رو فراموش کردی ؟؟؟ من ابراز علاقه غیر مستقیمتان را به خود نادیده گرفتم چون میدانم کاری غیر از تخریب از دستتان بر نمیاد
    یکبار مطالبت رو بخون و ببین منظورت از این پست با کی بود ؟؟؟ فکر نکنم که پست بیخود و بی جهت زده باشی .
    نقل قول نوشته اصلی توسط رنگ خدا نمایش پست
    بحث باید علمی باشد این رکن همه بحثهای دنیا است و استثنایی نیز ندارد
    دانشمندان تمام علوم برای توسعه بحثها بدنبال یافتن حقیقت هستند یعنی نیت انها رسیدن به حقیقت است نه انکار حقیقت

    مثلا در فیزیک داریم دو خط موازی یکدیگر راقطع نمی کنند مگر اینکه خدا بخواهد این قطع نکردن در ذات دو خط موازی قرار دارد و اگر دو خط موازی یکدیگر را قطع کنند دیگر موازی نیستند
    ممکن است سوال شود ایا خدا میتونه دو خط موازی را به هم برسونه در عین حال باز هم موازی باشند .
    به نظر من هیچ ادم سالمی این سوال را نمی پرسه چه با سواد چه بی سواد

    اما کسی که به طور یقین چنین سوالاتی را نمی پرسه ادم باسواد است یک دانشمند فیزیک می داند که دو خط موازی نباید به هم برسند چون فیزیک این رو می گه حتی خدا قادر نیست دوخط موازی را به هم برسونه و موازی بودن را هم حفظ کنه دانشمند فیزیک این سوال را نمی پرسه مگر اینکه بیمار باشد

    درست است خدا قادر مطلق است و می تواند خلایق را بصورت هر حیوانی دربیاره ولی خدا این کار را نمی تواند بکند زیرا اگر جانداری به شکل خر شود دیگر خرگوش یا میمون نیست اگر سوال شود خدا ایا می تواند خرگوش را میمون سازد بصورتی که هم خرگوش باشد هم میمون این کار نشدنی است به همین دلیل یک انسان با شعور که دنبال حقایق عالم است نه دنبال اباطیل سوالاتش نیز علمی است چون ما در برسی شخصیت انسانها افراد گوناگونی داریم هیچ انسانی را نمی تونی بیابی که دنبال حقیقت باشد و در عین حال سوالاتی در مورد تبدیل علم به غیر علم در حافظه او شکل بگیرد

    مثلا خدا یهود را که به قرار خود در مورد شنبه وفا نکردند به شکل بوزینه در اورد در حالی که بشر بودند یعنی هم بوزینه بودند هم ادم

    من منکر قدرت خدا نیستم اما بعید است خدا انسان را کاملا به شکل بوزینه در اورد


    نقل قول نوشته اصلی توسط رنگ خدا نمایش پست
    خدا خودش را نور اسمان و زمین میداند شما می گی خدا باید بتواند به شکل انسان در اید ایا تعریف خدا از خودش صحیح است یا تعریف شما از خدا
    تعریف خدا از خودش ؟؟؟ فکر نمیکنم به آنصورت که شما به آن اشاره کردید خدا از خود تعریفی در کتب توحیدی گذاشته باشد

    نقل قول نوشته اصلی توسط رنگ خدا نمایش پست
    اگر شما به فردی برسی که میگه دوخط موازی رو برسون به هم موازی هم باشه به نظر شما حرف منطقی ای زده
    من فکر نکنم به زبانی غیر از فارسی مطالبم رو نوشته باشم شکر خدا هم مانند برخی از دوستان عادت ندارم از جملات فلسفی استفاده کنم که خود رانشان دهم اما نمیدانم چرا منظور مرا متوجه نمیشوید
    دوست من . آیا باور دارید که خداوندی که بر آن سجده میکنید قادر بر هر کاری است ؟؟؟ اگر باور دارید پس او میتواند همه کار انجام دهد حتی خود را به شکل مخلوقاتش در آورد اگر نه که شما نباید او را قادر به هر کاری بدانید

    در مورد نقل قول که در بالا آوردم باید عرض کنم که ما راجع به فرد صحبت نمیکنیم راجه به خالق زمین و آسمانها صحبت میکنیم .

    آرزویی ندارم ... از چیزی نمی ترسم ... من آزادم

  7. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود