جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ابن عطیه

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331

    ابن عطیه




    بسم الله الرحمن الرحیم

    ابن عطیه

    (ابو محمد عبد الحق بن غالب بن عبد الرحمن بن غالب محاربى‏ )

    صاحب تفسیر المحرر الوجيز فى تفسير الکتاب العزيز



    نام : ابن عطیه

    (ابو محمد عبد الحق بن غالب بن عبد الرحمن بن غالب محاربى‏ )
    صاحب تفسیر المحرر الوجيز فى تفسير الکتاب العزيز

    محل تولد: اندلس

    تاريخ تولد: 481 ق - 1088 م

    تارخ وفات : 541 ق - 1147 م

    استادان او از مشايخ بزرگ عصر خود در رشته‏هاى گوناگون بهره برد، از ابو على حسين بن محمد غسانى، ابو محمد عبد العزيز بن عبد الوهاب قيروانى ابو عبد الله محمد بن على تغلبى، ابو عبد الله محمد بن عمر بن ابى عصافير، ابو بحر سفيان بن عاصى اسدى، ابو القاسم ابن نحاس و... استماع حديث و اجازه دريافت داشته است. از مشايخ ديگر شهرهاى اندلس و حتى مغرب و مصر چون مالقه، مهديه و اسکندريه نيز اجازه روايت دريافت داشت‏ . شاگردانابن خير اشبيلى، ابن حبيش و ابن ابى جمره‏ معرفي تفسيرمهم‏ترين اثر باقيمانده ابن عطيه کتاب تفسير او با عنوان« المحرر الوجيز فى تفسير الکتاب العزيز» است که يکى از مهم‏ترين تفاسير درايى در قرن 6 قمرى محسوب مى‏شود. وى اين تفسير را پيش از تصدى قضاى المريه در 529 ق تأليف کرده بود. المحرر الوجيز همواره در مغرب مورد توجه بوده و از منابع اساسى تفاسيرى چون البحر المحيط ابو حيان و الجامع لاحکام القرآن قرطبى بوده است.
    ابن خلدون شيوه اين تفسير را ستوده است، در مقدمه خود مى‏نويسد« بسيارى دست به نوشتن تفسير نقلى زده‏اند و آثار وارده از صحابه و تابعين را گرد آوردند تا به طبرى و واقدى و ثعلبى و مانند اينها منتهى گرديد، از اين رو اين تفاسير، از گفته‏هاى يهوديان مسلمان شده- جز در موارد احکام- سالم نمانده و مفسران در اين باره تساهل ورزيدند و کتابهاى خود را از اين منقولات بى اساس پر کردند. تا آنگاه که دوران تحقيق و بررسى فرا رسيد و ابو محمد عطيه به تلخيص و تهذيب منقولات تفسيرى همت گماشت و آنچه را قرين صحت بود برگزيد و در اندلس کتابى آراسته و پيراسته براى مردم مغرب زمين به رشته تحرير درآورد. پس از او قرطبى نيز همان راه را پيمود و تفسير خود را بر همان اساس تدوين کرد و در شرق بلاد اسلامى شهرت و رواج يافت.»
    داستانهاى خرافى اسرائيلى که تا آن روز رواج داشت و تقريبا همه متون تفسيرى آن روزگار را در بر گرفته بود در اين تفسير راه نيافته است، از اين رو اين تفسير از پيشگامان رهايى از اوهام و خيالبافى‏ها محسوب مى‏شود و بهترين تفسير نقلى به شيوه جديد به شمار مى‏آيد.
    اين تفسير مقدمه‏اى دارد که در آن، از شؤون گوناگون قرآن بحث کرده است و در نوع خود از مهم‏ترين آثار تأليف شده در علوم قرآنى به شمار مى‏آيد.

    اين مقدمه ده باب دارد:

    باب اول در بيان فضل قرآن از زبان پيامبر( ص) و صحابه و شايستگان امت،
    باب دوم در اهميت تفسير قرآن،
    باب سوم درباره پيش گرفتن روش احتياط در تفسير و مراتب مفسران که سرآمد آنان على امير المؤمنان عليه السلام‏است،
    باب چهارم در خصوص حديث سبعة احرف،
    باب پنجم درباره جمع و تاريخچه قرآن،
    باب ششم در خصوص الفاظ بيگانه در قرآن و سخن کوتاهى در بيان اعجاز قرآن،
    باب هفتم در ايجاز و ايفاد قرآن،
    باب هشتم درباره نامهاى قرآن و نام سوره‏ها و آيه‏هاى آن،
    باب نهم در خصوص استعاذه‏
    باب دهم در تفسير بسم الله الرحمن الرحيم که آن را از سخن امام جعفر بن محمد صادق عليه السلام و امام على بن الحسين سجاد عليه السلام آغاز
    مى‏کند و سپس به گفتار جابر بن عبد الله انصارى و ديگران مى‏پردازد. او در اين مقدمه سخن خود را پس از تسميه، با درود بر پيامبر( ص) و آن آغاز مى‏کند، شيوه‏اى که اهل آن ديار بر آن بوده‏اند. به جهت اهميتى که اين مقدمه دارد، به همت آرنر جفرى مستشرق معروف جداگانه و همراه مقدمه کتاب« المبانى» نوشته احمد بن على عاصمى( متوفاى 378 ق) چاپ و منتشر شده است.


    المحرر الوجيز جامع بين منقول و معقول است، در بخش منقول، روايات پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم، صحابه، تابعين را نقل مى‏کند، اسانيد و منبع مرويات را متذکر نمى‏شود، زيرا رواياتى را که به صحت آنها اعتقاد دارد، محتاج ذکر سند نمى‏داند، از اين جهت سعى دارد روايات غير صحيح يا منافى عقل را نقل ننمايد. از ابن جرير طبرى زياد نقل مى‏کند و گاهى به نقد آن مى‏پردازد.
    در بخش معقول و استنباط و اجتهاد، تکيه او بر اجتهاد شخصى نيست، بلکه، ديدگاهى است که با توجه به لغت، ادب و بلاغت و احتمالات کلام بيان نشده است، بدين جهت تفسير وى از جهتى بر اساس لغت و نحو پى ريزى شده است. در اين بخش به بيان وجوه احتمالات و نقل اقوال مفسرين و نقد و انتخاب آنها مى‏پردازد، به شعر و لغت عرب براى تبيين معانى آيه استشهاد فراوان دارد، مسائل نحوى و امور مربوط به بلاغت و بيان را نيز بررسى مى‏کند.
    در بخش نقل قرائات، ملتزم به نقل مشهور و شاذ آن و بيان احتمالات معانى و توجيهات عربى آن مى‏باشد. آيات الاحکام را بر اساس مذهب مالکى بررسى و تفصيل مى‏دهد و نقدهايى نيز بر ابن حزم اندلسى ظاهرى وارد مى‏کند، و به مذاهب فقهى ديگر تعرض نمى‏نمايد.
    در نقل اسرائيليات و قصص قرآنى به حداقل اکتفا نموده، هنگام ضرورت نقل، به نقد آنها مى‏پردازد. بر مفسرينى که کتب خود را مملو از اينگونه قصص و اسرائيليات نموده، خرده مى‏گيرد. ديدگاه کلى ايشان اين است که اينگونه روايات( اسرائيليات) با قواعد عقلى و نقلى سازگارى ندارد مانند قصه هاروت و ماروت و زهره.
    در مسائل کلامى اشعرى مسلک بوده و با معتزله به مجادله بر مى‏خيزد. مانند آيه 164 سوره نساء«و کلّم الله موسى تکليما»در معناى کلام، ج 2 صفحه 137. و نيز در صفحات ديگر مانند استهزاء، غضب، حياء، استواء، محبت، وجه، مجيئى، اتيان و يا مانند مسئله رؤيت خداوند در آخرت و تأويل«لا تدرکه الابصار و هو يدرک الابصار»انعام 103، ج 2 صفحه 330.
    البته ايشان در پاره‏اى مباحث به گونه‏اى ديدگاه معتزله را ترجيح... داده، به آن تمايل نشان مى‏دهد، مانند آيه 26 سوره يونس«للذين احسنوا الحسنى و زيادة».
    روش تفسیر :روش کلى وى در بيان مطالب به اين ترتيب است که ابتداى سوره‏ها، اطلاعات کلى درباره سوره، شامل مکى، مدنى بوده، فضل، عدد آيات و القاب آن را بيان مى‏دارد و در آيات پس از ذکر آنها مستقيما وارد تفسير مى‏شود و ضمن آن به نقل اقوال مفسرين و نقد آنها، بحثهاى لغوى، معانى، نحوى، قرائت، بيان شواهد شعرى و ادبى، نقل روايات و اسباب نزول مى‏پردازد.
    در نقل روايات، گاهى از گفتار ائمه اهل بيت عليهم السلام آغاز مى‏کند. معمولا هنگامى که اظهار نظر مى کند، آن را با عنوان قال القاضى ابو محمد مطرح مى‏کند، اين روش، به تفسير املائى مى‏ماند تا انشايى و مى‏رساند که وى تفسير خود را بر جمع شاگردان املا مى‏کرده و آنان مى‏نوشته‏اند، مانند فرّاء در« معانى القرآن».
    ابن عطيه در جهتى از تفسير خود محافظه کارانه عمل کرده است، مثلا در تفسير آيه«و انذر عشيرتک الاقربين»(شعراء 214) ج 4 ص 245، روايت وارده را به طور سربسته و ابهام گونه نقل کرده است.
    همچنين ذيل آيه تطهير( احزاب 33) جلد 4 ص 384 شأن نزول آن را درباره اهل بيت عليه السلام( 5 تن آل عبا) دانسته و روايات مربوط به آن را به عنوان رأى مشهور آورده است، ولى احتمال مى‏دهد شامل زوجات نيز بشود با اين وصف سخن پيامبر( ص) خطاب به ام سلمه( انت الى خير) را نيز در پى آن آورده و مسأله را مبهم رها کرده است.
    ذيل آيه مربوط به خاتم بخشى على عليه السلام، اقوال مفسرين را در اين خصوص که على عليه السلام هنگام نزول آيه، در حال رکوع، انگشتر خود را به سائل بخشيد مى‏آورد و روايت مى‏کند که« پيامبر صلى الله عليه و آله پس از نزول آيه از خانه بيرون آمد، سائلى را ديد و از او پرسيد: کسى به تو چيزى داده است؟ عرض کرد: آرى، آن مرد نمازگزار، اين انگشترى نقره را در حال رکوع به من بخشيد حضرت نگاه کرد و ديد آن که مرد به او اشاره مى‏کند، على عليه السلام است. آنگاه گفت: الله اکبر و آيه را بر مردم خواند...» ابن عطيه سپس طبق شيوه خود، با سکوت از کنار قضيه مى‏گذرد. جلد 2 ص 208 و 209 ذيل آيه 55 مائده. آثار مفسرمهم‏ترين اثر باقيمانده ابن عطيه کتاب تفسير او با عنوان« المحرر الوجيز فى تفسير الکتاب العزيز» است. اثر ديگر ايشان، فهرس يا البرنامج اوست که در آن 30 تن از مشايخ خود را ذکر کرده است. اين فهرست نه تنها از نظر تاريخى و رجال شناسى بلکه از جهت کتاب شناسى نيز حائز اهميت است.

    منبع : سازمان دارلقران الکریم

  2. تشکر


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود