جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: توجه به علوم انسانی دردانشگاه ها،مانع به وجود آمدن متدینین سکولار

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    793
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    13

    توجه به علوم انسانی دردانشگاه ها،مانع به وجود آمدن متدینین سکولار




    بسم الله النور
    سلام علیکم
    باتوجه به سخنان گهربار وارزشمند مقام معظم رهبری و درایت ایشان دربازنمودن بحثی که دراین سی سال انقلاب ،جامعه را آزرده ولی فکری به حالش نشده بود باعث شد که به بحث دراین رابطه بپردازیم...
    ابتدا متن سخنان ایشان دردیدار اساتید دانشگاهها:
    «طبق آنچه كه به ما گزارش دادند، در بين اين مجموعه‏ى عظيم دانشجويى كشور كه حدود سه ميليون و نيم مثلاً دانشجوى دولتى و آزاد و پيام نور و بقيه‏ى دانشگاه‏هاى كشور داريم، حدود دو ميليون اينها دانشجويان علوم انسانى‏اند! اين به يك صورت، انسان را نگران مي‌كند. ما در زمينه‏ى علوم انسانى، كار بومى، تحقيقات اسلامى چقدر داريم؟ كتاب آماده در زمينه‏هاى علوم انسانى مگر چقدر داريم؟ استاد مبرزى كه معتقد به جهان‏بينى اسلامى باشد و بخواهد جامعه‏شناسى يا روانشناسى يا مديريت يا غيره درس بدهد، مگر چقدر داريم، كه اين همه دانشجو براى اين رشته‏ها مي‌گيريم؟ اين نگران كننده است. بسيارى از مباحث علوم انسانى، مبتنى بر فلسفه‏هايى هستند كه مبنايش مادي‌گرى است، مبنايش حيوان انگاشتن انسان است، عدم مسئوليت انسان در قبال خداوند متعال است، نداشتن نگاه معنوى به انسان و جهان است.
    خوب، اين علوم انسانى را ترجمه كنيم، آنچه را كه غربى‏ها گفتند و نوشتند، عيناً ما همان را بياوريم به جوان خودمان تعليم بدهيم، در واقع شكاكيت و ترديد و بى‏اعتقادى به مبانى الهى و اسلامى و ارزش‌هاى خودمان را در قالب‌هاى درسى به جوان‌ها منتقل كنيم؛ اين چيز خيلى مطلوبى نيست. اين از جمله‏ى چيزهايى است كه بايستى مورد توجه قرار بگيرد؛ هم در مجموعه‏هاى دولتى مثل وزارت علوم، هم در شوراى عالى انقلاب فرهنگى، هم در هر مركز تصميم‏گيرى كه در اينجا وجود دارد؛ اعم از خود دانشگاه‏ها و بيرون دانشگاه‏ها. به هر حال نكته‏ى بسيار مهمى است. اين حالا راجع به مسائل مربوط به دانشگاه.»


    واما تحلیلی از استاد رحیم پوردرباب پرورش دانشجو باعقاید سکولار دردانشگاهها باهزینه نظام:


    حسن رحيم پور ازغدي عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي پنجشنبه در مراسم افطاري كه از سوي جامعه اسلامي مهندسين در دانشگاه امام صادق(ع) برگزار شد با بيان اينكه در انتخابات اخير رياست جمهوري بسياري از صف‌بندي‌ها و مرزبندي‌ها به هم ريخت گفت:‌ صف‌بندي جريان‌هاي سياسي در انتخابات رياست جمهوري دهم ديگر چپ و راست و يا سنتي و مدرن نبود. در اين انتخابات كساني حرف‌هايي زدند كه هرگز تصور نمي‌شد اينگونه حرف‌ها را چنين افرادي گفته باشند. وي با بيان اينكه پديده «متدين سكولار» در كشور رواج يافته است، اظهار داشت: كساني كه در كشور با همين قانون اساسي در راس كارها بودند امروز سخناني بر زبان جاري مي‌كنند كه در دهه 60 عليه آن حرف مي‌زدند.
    عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي يادآور شد: افرادي هستندكه در دهه 60 به نام ملي شدن همه چيز را مي‌خواستند دولتي كنند اما امروز نه تنها اقتصاد بلكه دين و اخلاق مردم را هم مي‌گويند يك مسئله خصوصي و شخصي است.
    ازغدي با اشاره به اينكه گفتمان حاكم بر كشور در دهه 70 با گفتمان امام و انقلاب فاصله گرفت، عنوان كرد: در دهه 70 يك جريان متدين سكولار در كشور حاكم شد كه از لحاظ شخصيتي متدين بودند ولي وقتي مي‌خواستند براي كشور تصميم بگيرند تصميماتشان با تصميمات جريان سكولار فرقي نداشت.
    وي تصريح كرد: هم اكنون نيز حكومت متدين داريم ولي با حكومت ديني فاصله داريم و اكنون اكثر منابع درسي علوم انساني در دانشگاه‌هاي ما ترجمه غربي‌هاست و اين يعني اينكه با هزينه نظام جمهوري اسلامي فارغ‌التحصيلان سكولار تحويل جامعه مي‌دهيم.
    عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي در خصوص حركت انقلاب در 30 سال بعد از پيروزي آن گفت: در سي سال اخير جمهوري اسلامي ايران با وجود داشتن قانون اساسي مشخص به صورت زيگزاگي حركت كرده است در اين سي سال دولت‌هايي نظير دولت مهندس بازرگان، دولت بني‌صدر، دولت شهيد رجايي، دولت شهيد باهنر، دولت زمان جنگ، دولت آقاي هاشمي رفسنجاني، دولت خاتمي و دولت احمدي‌نژاد هركدام جهت خاصي از تئوري‌هاي سوپر سرمايه‌داري تا تئوري‌هاي دو آتشه سوسياليستي در اقتصاد كشور ما آزمايش شد.
    رحيم پور ازغدي تاكيد كرد: در دهه 70 برخي مسئولان درجه يك كشور راجع به حكومت ديني حرف‌هايي مي‌زدند كه نوشته ديگران بودند و آنها حرف‌هايي مي‌زدند كه حتي خودشان هم به آن آگاهي چنداني نداشتند.
    وي افزود: مي‌گفتند اينكه در راس نظام افراد متدين باشند كافي است ولي معتقد بودن حكومت به روش سكولاري اداره شود.
    عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي خاطرنشان كرد: چند سالي است كه در كشور مجلس و دولت با راي مردم در اختيار جرياني قرار گرفته است كه در صدد تحقق حكومت اسلامي است، اين جريان تلاش مي‌كند نه به سمت سكولاريسم حركت كند و نه به سمت طالبانيسم شيعي حركت كند.
    رحيم پور ازغدي در ادامه سخنان خود به نقش احزاب سياسي اصولگرا در مديريت بحران‌هاي جامعه اشاره كرد و گفت: در قضاياي اخير انتخابات رياست جمهوري اگر مديريت مقام معظم رهبري نبود كار به جنگ‌هاي داخلي و خياباني كشيده مي‌شد، در چنين شرايطي احزاب، نخبگان و روشنفكران بايد تمهيداتي بينديشند تا بتوانند بحران‌ها را مديريت كنند بدون اينكه نيازي به تدبير رهبري باشد.
    وي ادامه داد: احزاب به جاي اينكه در ايام انتخابات فعال باشند بايد كار اصلي خودشان را در ايام مابين انتخابات‌ها انجام دهند و قبل از اينكه پديده‌اي به بحران تبديل شود براي آن راه‌حل ارائه دهند.
    عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي بيان داشت: احزاب سياسي بايد با اين تصور فعاليت كنند كه ممكن است در دهه آينده دوستاني كه اكنون دولت و مجلس را در اختيار دارند در دولت و مجلس نباشند.
    وي تصريح كرد: اكنون در كشور ما پديده‌هايي مانند بيكاري فارغ‌التحصيلان دانشگاه‌ها و افزايش طلاق كه كانون خانواده‌ها را تهديد مي‌كند وجود دارد و احزاب براي اين موارد بايد قبل از اينكه به بحران تبديل شوند راه چاره ارائه دهند.
    [SIGPIC][/SIGPIC]
    اللهم انی اسئلک بحق روح ولیک
    علی بن ابی طالب
    الذی مااشرک بالله طرفه عین ابدا
    ان تعجل فرج ولیک القائم المهدی
    --------------------------------------
    همه نام بسیج در گمنامی است و عزت او در مظلومیت او و افتخار او حضور در صحنه های حساس در روز های حادثه.... بسیجی دلگیر نباش ،تو خار چشم دشمنی....



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    767
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    18 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    47



    نقل قول نوشته اصلی توسط مرصاد نمایش پست
    كتاب آماده در زمينه‏هاى علوم انسانى مگر چقدر داريم؟ استاد مبرزى كه معتقد به جهان‏بينى اسلامى باشد و بخواهد جامعه‏شناسى يا روانشناسى يا مديريت يا غيره درس بدهد، مگر چقدر داريم، كه اين همه دانشجو براى اين رشته‏ها مي‌گيريم؟ اين نگران كننده است. بسيارى از مباحث علوم انسانى، مبتنى بر فلسفه‏هايى هستند كه مبنايش مادي‌گرى است، مبنايش حيوان انگاشتن انسان است، عدم مسئوليت انسان در قبال خداوند متعال است، نداشتن نگاه معنوى به انسان و جهان است.
    اگر قرار باشد که مثلا اقتصاد و روانشناسی و روانکاری و جامعه شناسی و مدیریت غربی تدریس نشود، پس چه چیزی را باید جایگزین آن کرد؟ مسلما منابع علوم انسانی اسلامی در عرصه های روانشناسی و اقتصاد و ... به میزان کافی و متناسب با زمانه وجود ندارد. آن چیزی هم که وجود دارد، بیشتر مربوط است به احکام فقهی و راهکارهای مربوط به چندین قرن گذشته.

    اگر قرار باشد که این علوم غربی تدریس نشوند، پس تکلیف چیست؟

    خود آقای خامنه ای هم میداند که هیچ راه حلی برای این مسئله وجود ندارد. نه میتوان تدریس این دروس را منع کرد و نه میتوان این رشته ها را منحل کرد و نه میتوان منابع اسلامی کافی جهت جایگزینی با آنها را تامین نمود.

    چناب مرصاد عزیز. به نظر من، متاسفانه عالمان علوم اسلامی در کشور ما مدت زیادی است که از زیر بار مسئولیت خودشان شانه خالی کرده و میکنند. به چه دلیل ما حتی یک کتاب هم نداریم که در زمینه ی اقتصاد نگارش شده باشد و بتواند با تئوری بزرگ اقتصاد برابری کند؟ چرا ما نظریه های روانشناسی اسلامی نداریم؟ چرا ما مدیریت اسلامی نداریم؟

    پاسخ روشن است. زیرا آن افرادی که وظیفه شان این امور بوده، وظیفه ی خودشان را رها کرده و مشغول به امور دیگر شده اند.
    حداکثر کاری که در این زمینه ها شده است، این بوده که یک نفر بردارد و مثلا نظریه ی کارل یونگ را در روانکاوی در برابر خودش قرار داده و سعی بکند که آیات و روایاتی بیابد که بتواند چیزی شبیه آن نظریه را از دل آنها بیرون بکشد. یعنی بجای اینکه عالمان شیعه خودشان تولید علم کنند، سعی میکنند که همان نظریه های غربی را از دل روایات دینی استخراج کنند. بعد هم اسم این را میگذارند تولید علم یا بومی سازی علوم! به این تولید علم نمیگویند، به این میگویند دستبرد علمی!

    ادامه دارد . . .

  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    767
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    18 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    47



    نقل قول نوشته اصلی توسط مرصاد نمایش پست
    كساني كه در كشور با همين قانون اساسي در راس كارها بودند امروز سخناني بر زبان جاري مي‌كنند كه در دهه 60 عليه آن حرف مي‌زدند.
    دلیل اینکه همان افرادی که روزی انقلاب کردند و در نگارش قانون اساسی و شکل دهی به ارکان حکومت دست داشتند و بقول ایشان در دهه ی 60 علیه سکولاریزم سخن میگفتند و امروز به صف سکولاریزم نزدیک شده اند، بسیار روشن است!

    دلیل آن این است که خود این افراد متوجه شده اند که تئوری های حکومت اسلامی و اداره ی کشور به شکل جمهوری اسلامی و مبنا قرار دادن فقاهت بعنوان خوانش رسمی از اسلام، امروز شکست خورده است.

    خود این آقایان که از همه به اوضاع کشور آگاهتر هستند، به وضوح دریافته اند که اصل ولایت فقیه و اداره کشور بصورت کجدار و مریزی بنام جمهوری اسلامی، ناموفق بوده و کشور را دچار وضع وخیمی کرده است که کشور را تا مرز آشوب گسترده و حتی جنگ داخلی پیش برد. خود این آقایان، امروزه عملا تناقض آشکاری را که از همان ابتدا در قانون اساسی وجود داشت را درک کرده اند. نظام فعلی کشور از طرفی ادعای جمهوریت دارد و از طرفی همه ی امور کشور را در دست ولایت مطلقه ی فقیه قرار داده است. ریشه های تناقض در همینجاست که «جمهوریت» و «ضد جمهوریت» در کنار یکدیگر قرار گرفته اند. آب و آتش در کنار هم چندان دوام ندارند.

    در همین چند روز قبل شاهد یک فتوای بسیار بسیار عجیب بودیم که لااقل خود من از خواندن آن بسیار تعجب کردم. یکی از فقها که خود او ریاست مجلس خبرگان تدوین قانون اساسی را به عهده داشته و در طی چند دهه ی اخیر حامی اصل ولایت فقیه بوده و همیشه نظرش بر این بوده که مشروعیت ولایت فقیه از جانب خداست، در فتوایی بسیار مهم چنین بیان داشتند:


    "مشروعیت ولایت و حاکمیت غیر معصومین (ع) با انتخاب صحیح و آزاد مردم محقق می‌شود و بدون آن، نه مشروعیت دارد و نه مقبولی"
    نقل قول نوشته اصلی توسط مرصاد نمایش پست
    در دهه 70 يك جريان متدين سكولار در كشور حاكم شد كه از لحاظ شخصيتي متدين بودند ولي وقتي مي‌خواستند براي كشور تصميم بگيرند تصميماتشان با تصميمات جريان سكولار فرقي نداشت.
    خوشبختانه فرهیختگان سیاسی کشور واقعیتها را درک کرده اند. همان افرادی که روزگاری اقلاب کرده و قانون اساسی را نوشتند و در نهادهای مختلف اتقلاب کار کردند و نخست وزیر و رئیس جمهور شدند و در جنگ عرصه های دیگر شرکت کردند، امروز متوجه برخی تناقضات بزرگی که در ایده ی جمهوری اسلامی وجود دارد شده اند. آنان در دهه ی اول انقلاب سر گرم تثبیت انقلاب و سپس جنگ و بعد هم بازسازی کشور شدند، اما از اواسط دهه ی دوم انقلاب به تدریج که مجال پیدا کردند، متوجه این تناقضات شدند و از همانجا بود که گرایشات سکولار در میان مقامات بالالی نظام و تئوریسین های احزاب شکل گرفت. و از همان زمان به شدت در حال گسترش است. و هرگز نمیتوان جلوی گسترش تفکر سکولار را در میان نخبگان سیاسی و حتی دانشجویان را گرفت.

    آری دوست گرامی. جناب مرصاد عزیز. چه ما بخواهیم و چه نخواهیم، کشور به سرعت به سمت سکولاریزم پیش میرود و هیچ راه مفری هم از آن وجود ندارد. گفتمان مسلط سیاسی کشور، همان گفتمانی است که با دولت اصلاحات آغاز شد و اکنون بطور واضح از سکولاریز سخن میگوید. همان افرادی که قانون اساسی را نگاشته و انقلاب فرهنگی کردند، امروز صراحتا از جدایی دین و سیاسی سخن گفته و هیچ ابایی از بیان نظرات خود ندارند. هرچند که قدرت و کنترل کشور فعلا در دست قشر اقتدار گرا و استبداد طلب است، اما گفتمان مسلط در میان فرهیختگان و دانشجویان، همان سکولاریزم و لیبرالیسم است و همه به جمهوری دموکراتیک چشم دارند.
    آقای خامنه ای هم به درستی متوجه اراده و گفتمان و ذهنیت و گرایش حاکم بر دانشگاهها شده است، این گرایش، همانا نفی «ولایت فقیه» است.

    با تشکر.


  6. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود