صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: احادیث تاثیر گذار

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    113
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    16
    آپلود
    2
    گالری
    0

    احادیث تاثیر گذار





    چهل حديث گوهربار از حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام

    چهل حديث گهربار منتخب
    قالَ الأمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبى عليه الصلوةالسّلام :
    1. مَنْ عَبَدَاللّهَ، عبَّدَاللّهُ لَهُ كُلَّ شَىْءٍ.
    فرمود: هر كسى كه خداوند را عبادت و اطاعت كند،خداى متعال همه چيزها را مطيع او گرداند.
    2. وَنَحْنُرَيْحانَتا رَسُولِ اللّهِ، وَسَيِّدا شَبابِ أهْلِ الْجَنّةِ، فَلَعَنَ اللّهُمَنْ يَتَقَدَّمُ، اَوْ يُقَدِّمُ عَلَيْنا اَحَدا.
    هدنباله وصيّتش در حضور جمعى از أصحاب فرمود: و ما دو نفر - يعنى حضرت و برادرشامام حسين عليهما السلام - ريحانه رسول اللّه صلى الله عليه و آله و دو سرور جواناناهل بهشت هستيم ، پس خدا لعنت كند كسى را كه بر ما پيشقدم شود يا ديگرى را بر مامقدّم دارد.
    3. وَ أنّ حُبَّنا لَيُساقِطُ الذُّنُوبَ مِنْبَنى آدَم ، كَما يُساقِطُ الرّيحُ الْوَرَقَ مِنَ الشَّجَرِ.
    ترجمه :همانا محبّت و دوستى با ما (اهل بيت رسولاللّه صلى الله عليه و آله ) سبب ريزش گناهان - از نامه اعمال - مى شود، همان طورىكه وزش باد، برگ درختان را مى ريزد.
    4. لَقَدْ فارَقَكُمْرَجُلٌ بِالأمْسِ لَمْ يَسبِقْهُ الأوَّلُونَ، وَلا يُدْرِكُهُألآخِرُونَ.
    پس ازشهادت پدرش اميرالمؤ منين علىّ عليه السلام ، در جمع اصحاب فرمود:
    شخصى از ميانشماها رفت كه در گذشته مانند او نيامده است ، و كسى در آينده نمى تواند هم تراز اوقرار گيرد.
    5. مَنْ قَرَءَ الْقُرْآنَ كانَتْ لَهُ دَعْوَةٌمُجابَةٌ، أمّا مُعَجَّلةٌ وَأمّا مُؤ جَلَّةٌ.
    ترجمه :كسى كه قرآن را - با دقّت - قرائت نمايد، در پايان آن - اگر مصلحت باشد - دعايشسريع مستجاب خواهد شد - و اگر مصلحت نباشد - در آينده مستجاب مى گردد.
    6. أنّ هذَا الْقُرْآنَ فيهِ مَصابيحُ النُّورِ وَشِفاءُ الصُّدُورِ.
    ترجمه :همانا در اين قرآن چراغ هاى هدايت به سوىنور و سعادت موجود است و اين قرآن شفاى دل ها و سينه ها است .
    7. مَنَ صَلّى ، فَجَلَسَ فى مُصَلاّه ألى طُلُوعِ الشّمسِ كانَ لَهُ سَتْرامِنَ النّارِ.
    ترجمه :هر كه نماز - صبح - را به خواند و در جايگاه خود بنشيند تا خورشيد طلوع كند، برايشپوششى از آتش خواهد بود.
    8. قالَ عليه السلام :أنَّ اللّهَ جَعَلَ شَهْرَرَمَضانَ مِضْمارا لِخَلْقِهِ، فَيَسْتَبِقُونَ فيهِ بِطاعَتِهِ إِلى مَرْضاتِهِ،فَسَبَقَ قَوْمٌ فَفَازُوا، وَقَصَّرَ آخَرُونَ فَخابُوا.
    ترجمه :خداوند متعال ماه رمضان را براى بندگان خودميدان مسابقه قرار داد.
    پس عدّه اى در آن ماه با اطاعت و عبادت به سعادت وخوشنودى الهى از يكديگر سبقت خواهند گرفت و گروهى از روى بى توجّهى و سهل انگارىخسارت و ضرر مى نمايند.
    9. مَنْ أدامَ الأخْتِلافَ ألَىالْمَسْجِدِ أصابَ أحْدى ثَمانٍ: آيَةً مُحْكَمَةً، أخاً مُسْتَفادا، وَعِلْمامُسْتَطْرَفا، وَرَحْمَةً مُنْتَظِرَةً، وَكَلِمَةً تَدُلُّهُ عَلَى الْهُدى ، اَوْتَرُدُّهُ عَنْ الرَّدى ، وَتَرْكَ الذُّنُوبِ حَياءً اَوْ خَشْيَةً.
    ت - خود را در مسجد قرار دهد يكى از هشت فايدهشاملش مى گردد: برهان ونشانه اى - براى معرفت -، دوست و برادرى سودمند، دانشواطلاعاتى جامع ، رحمت و محبّت عمومى ، سخن و مطلبى كه او را هدايت گر باشد، - توفيق أجبارى - در ترك گناه به جهت شرم از مردم و يا به جهت ترس از عقاب .
    10. مَنْ أكْثَرَ مُجالِسَة الْعُلَماءِ أطْلَقَعِقالَ لِسانِهِ،وَ فَتَقَ مَراتِقَ ذِهْنِهِ، وَ سَرَّ ما وَجَدَ مِنَ الزِّيادَةِ فى نَفْسِهِ،وَكانَتْ لَهُ وَلايَةٌ لِما يَعْلَمُ، وَ أفادَةٌ لِما تَعَلَّمَ.
    ترجمه :هر كه با علماء بسيار مجالست نمايد، سخنش وبيانش در بيان حقايق آزاد و روشن خواهد شد، و ذهن و انديشه اش باز و توسعه مى يابدو بر معلوماتش افزوده مى گردد و به سادگى مى تواند ديگران را هدايت نمايد.
    11. تَعَلَّمُوا الْعِلْمَ، فَأنْ لَمْ تَسْتَطيعُوا حِفْظَهُفَاكْتُبُوهُ وَ ضَعُوهُ فى بُيُوتِكُمْ.
    ترجمه :علم و دانش را - از هر طريقى - فرا گيريد، و چنانچه نتوانستيد آنرا در حافظه خودنگه داريد، ثبت كنيد و بنويسيد و در منازل خود - در جاى مطمئن - قرار دهيد.
    12. مَنْ عَرَفَ اللّهَ أحَبَّهُ، وَ مَنْ عَرَفَ الدُّنْيا زَهِدَفيها.
    ترجمه :هركس خدا را بشناسد، (در عمل و گفتار) اورا دوست دارد و كسى كه دنيا را بشناسد آن را رها خواهد كرد.
    13. هَلاكُ الْمَرْءِ فى ثَلاثٍ: اَلْكِبْرُ، وَالْحِرْصُ، وَالْحَسَدُ؛فَالْكِبْرُ هَلاكُ الدّينِ،، وَبِهِ لُعِنَ أبْليسُ. وَالْحِرْصُ عَدُوّالنَّفْسِ، وَبِهِ خَرَجَ آدَمُ مِنَ الْجَنَّةِ. وَالْحَسَدُ رائِدُ السُّوءِ،وَمِنْهُ قَتَلَ قابيلُ هابيلَ.
    هلاكتو نابودى دين و ايمان هر شخص در سه چيز است : تكبّر، حرص ، حسد.
    تكبّر سببنابودى دين و ايمان شخص مى باشد و به وسيله تكبّر شيطان - با آن همه عبادت ملعونگرديد.
    حرص و طمع دشمن شخصيّت انسان است ، همان طورى كه حضرت آدم عليه السلام بهوسيله آن از بهشت خارج شد.
    حسد سبب همه خلاف ها و زشتى ها است و به همان جهتقابيل برادر خود هابيل را به قتل رساند.
    14. بَيْنَالْحَقِّ وَالْباطِلِ أرْبَعُ أصابِع ، ما رَأيْتَ بَعَيْنِكَ فَهُوَ الْحَقُّوَقَدْ تَسْمَعُ بِأذُنَيْكَ باطِلاً كَثيرا.
    ترجمه :بين حقّ و باطل چهار انگشت فاصله است ، آنچه كه را با چشم خود ببينى حقّ است ؛ وآنچه را شنيدى يا آن كه برايت نقل كنند چه بسا باطل باشد.
    15. ألْعارُ أهْوَنُ مِنَ النّارِ.
    ترجمه :سرزنش و ننگ شمردن مردم انسان را، آسان تر است از معصيت و گناهى كه موجب آتش جهنّمشود.
    16. أذا لَقى أحَدُكُمْ أخاهُ فَلْيُقَبِّلْمَوْضِعَ النُّورِ مِنْ جَبْهَتِهِ.
    ترجمه :وقتى انسان برادر مؤ من - و دوست - خود را ملاقات نمود، بايد پيشانى و سجده گاه اورا ببوسد.
    17. أنَّ اللّهَ لَمْ يَخْلُقْكُمْ عَبَثا،وَلَيْسَ بِتارِكِكُمْ سُدًى ، كَتَبَ آجالَكُمْ، وَقَسَّمَ بَيْنَكُمْمَعائِشَكُمْ،لِيَعْرِفَ كُلُّ ذى لُبٍّ مَنْزِلَتَهُ، وأنَّ ماقَدَرَ لَهُأصابَهُ، وَما صُرِفَ عَنْهُ فَلَنْ يُصيبَهُ.
    ترجمه :خداوند شما انسان ها را بيهوده و بدون غرض نيافريده و شما را آزاد، رها نكرده است .
    لحظات آخر عمر هر يك معيّن و ثبت مى باشد، نيازمندى ها و روزى هركس سهميّهبندى و تقسيم شده است تا آن كه موقعيّت و منزلت شعور و درك اشخاص شناختهگردد.
    18. مَنَ لَبِسَ ثَوْبَ الشُّهْرَةِ، كَساهُ اللّهُيَوْمَ الْقِيامَةِ ثَوْبا مِنَ النّارِ.
    ترجمه :هركس لباس شهرت - و انگشت نما، از جهت رنگ ، دوخت ، مد و ... - بپوشد، روز قيامتخداوند، او را لباس آتشين خواهد پوشاند.
    19. سُئِلَ عليه السلام : عَنِالْبُخْلِ؟ فَقالَ: هُوَ أنْ يَرىَ الرَّجُلُ ما أنْفَقَهُ تَلَفا، وَماأمْسَكَهُ شَرَفا.
    ازحضرت پيرامون بخل سؤال شد؟ در جواب فرمود:
    معناى آن چنين است كه انسان آنچه رابه ديگرى كمك و انفاق كند فكر نمايد كه از دست داده و تلف شده است و آنچه را ذخيرهكرده و نگه داشته است خيال كند برايش باقى مى ماند و موجب شخصيّت و شرافت او خواهدبود.
    20. تَرْكُ الزِّنا، وَكَنْسُ الْفِناء، وَغَسْلُ الأناء مَجْلَبَةٌ لِلْغِناء:
    ترجمه :انجام ندادن زنا، جاروب و نظافت كردن راهرو و درب منزل ، و شستن ظروف سبب رفاه و بىنيازى مى گردد.
    21. قالَ عليه السلام :السِّياسَةُ أنْ تَرْعى حُقُوقَ اللّهِ،وَحُقُوقَ الأحْياءِ، وَحُقُوقَ الأمْواتِ.
    ترجمه :- مفهوم و معناى - سياست آن است كه حقوق خداوند و حقوق موجودات زنده و حقوق مردگانرا رعايت كنى .
    22. ما تَشاوَرَ قَوْمٌ ألاّ هُدُوا ألىرُشْدِهِمْ.
    ترجمه :هيچ گروهى در كارهاى - اجتماعى ، سياسى ، اقتصادى ، فرهنگى و ... - با يكديگر مشورتنكرده اند مگر آن كه به رشد فكرى و عملى و... رسيده اند.
    23. اَلْخَيْرُ الَذّى لأشَرَّفيهِ: ألشُّكْرُ مَعَ النِّعْمَةِ، وَالصّبْرُ عَلَىالنّازِلَةِ.
    ترجمه :آن خوبى كه شرّ و آفتى در آن نباشد شكر در مقابل نعمت ها و صبر و شكيبائى در برابرسختى ها است .
    24. يَابْنَ آدَمٍ، لَمْ تَزَلْ فى هَدْمِعُمْرِكَ مُنْذُ سَقَطْتَ مِنْ بَطْنِ اُمِّكَ، فَخُذْ مِمّا فى يَدَيْكَ لِمابَيْنَ يَدَيْكَ.
    ترجمه :اى فرزند آدم از موقعى كه به دنيا آمده اى در حال گذراندن عمرت هستى ، پس از آنچهدارى براى آينده ات (قبر و قيامت ) ذخيره نما.
    25. أنَّمَنْ خَوَفَّكَ حَتّى تَبْلُغَ الأمْنَ، خَيْرٌ مِمَّنْ يُؤْمِنْكَ حَتّىتَلْتَقِى الْخَوْفَ.
    ترجمه :همانا كسى تو را - در برابر عيب ها و كم بودها - هشدار دهد تا آگاه و بيدار شوى ،بهتر است از آن كسى كه فقط تو را تعريف و تمجيد كند تا بر عيب هايت افزودهگردد.
    26. القَريبُ مَنْ قَرَّبَتْهُ الْمَوَدَّةُ وَأنْبَعُدَ نَسَبُهُ، وَالْبَعيدُ مَنْ باعَدَتْهُ الْمَوَدَّةُ وَأنْ قَرُبُنَسَبُهُ.
    ترجمه :بهترين دوست نزديك به انسان آن كسى است كهدر تمام حالات دلسوز و با محبّت باشد گرچه خويشاوندى نزديك نداشته باشد.
    وبيگانه ترين افراد كسى است كه از محبّت و دلسوزى بعيد باشد گرچه از نزديك ترينخويشاوندان باشد.
    27. وَسُئِلَ عَنِ الْمُرُوَّةِ؟ فَقالَ عليه السلام : شُحُّالرَّجُلِ عَلى دينِهِ، وَأصْلاحُهُ مالَهُ، وَقِيامُهُ بِالْحُقُوقِ.
    از حضرت سلام اللّه عليه پيرامون مُروّت وجوانمردى سؤ ال شد، فرمود:
    جوانمرد كسى است كه در نگهدارى دين و عمل به آن تلاشنمايد، در اصلاح اموال و ثروت خود همّت گمارد، و در رعايت حقوق طبقات مختلف پا برجا باشد.
    28. عَجِبْتُ لِمَنْ يُفَكِّرُ فى مَأكُولِهِكَيْفَ لايُفَكِّرُ فى مَعْقُولِهِ، فَيَجْنِبُ بَطْنَهُ ما يُؤْذيهِ، وَيُوَدِّعُصَدْرَهُ ما يُرْديهِ.

    ترجمه :تعجّب مى كنم از كسى كه در فكر خوراك و تغذيه جسم و بدن هست ولى درباره تغذيه معنوىروحى خود نمى انديشد، پس از غذاهاى فاسد شده و خراب دورى مى كند.
    و عقل و قلب وروح خود را كارى ندارد - هر چه و هر مطلب و برنامه اى به هرشكل و نوعى باشداستفاده مى كند - .
    29. غَسْلُ الْيَدَيْنِ قَبْلَالطَّعامِ يُنْفِى الْفَقْرَ، وَبَعْدَهُ يُنْفِى الْهَمَّ.
    ترجمه :شستن دست ها قبل از طعام فقر و تنگدستى رامى زدايد و بعد از آن ناراحتى ها و آفات را از بين مى برد.
    30. حُسْنُ السُّؤ الِ نِصْفُ الْعِلْمِ.
    ترجمه :كسى كه عادت سؤ ال و حالت پرس و جو دارد مثل آن است كه نصف علم ها را فرا گرفتهباشد.
    31. أنّ الْحِلْمَ زينَةٌ، وَالْوَفاءَ مُرُوَّةٌ،وَالْعَجَلةَ سَفَهٌ.
    ترجمه :صبر و شكيبائى زينت شخص ، وفاى به عهد علامت جوانمردى ، و عجله و شتابزدگى (دركارها بدون انديشه ) دليل بى خردى مى باشد.
    32. مَنِاسْتَخَفَّ بِأخوانِهِ فَسَدَتْ مُرُوَّتُهُ.
    ترجمه :كسى كه دوستان و برادرانش را سبك شمارد و نسبت به آن ها بى اعتناء باشد، مروّت وجوانمرديش فاسد گشته است .
    33. أنّما يُجْزى الْعِبادُيَوْمَ الْقِيامَةِ عَلى قَدْرِ عُقُولِهِمْ.
    ترجمه :همانا در روز قيامت بندگان به مقدار عقل و درك و شعورشان مجازات مى شوند.
    34. قالَ عليه السلام :أنَّ النّاسَ عَبيدُ الْمالِ، وَالدّينُ لَعِبُ عَلىألْسِنَتِهِمْ، يُحيطوُنَهُ مادَرَتْ بِهِ مَعايِشُهُمْ، فَأذا مُحِّصُوا لِلأبْتِلاءِ قَلَّ الدَّيّانُونَ.
    ترجمه :همانا مردم اسير و بنده دنيا و اموال آن هستند، و دين را وسيله رسيدن به أهداف خودقرار داده اند و به هر نوعى كه زندگى آن ها تأمين شود حركت مى كنند. بنابر اينهنگامى كه در بوته آزمايش در آيند، دين داران اندك خواهند شد.
    35. ألْمِزاحُ يَأكُلُ الْهَيْبَةَ، وَقَدْ أكْثَرَ مِنَ الْهَيْبَةِالصّامِت
    ترجمه :مزاح و شوخى - هاى زياد و بيجا - شخصيّت ووقار انسان را از بين مى برد، و چه بسا افراد ساكت داراى شخصيّت و وقار عظيمى مىباشند.
    36. أللُؤْمُ أنْ لا تَشْكُرَ النِّعْمَةَ.
    از علائم پستى شخص ، شكر نكردن از ولى نعمتاست .
    37. لَقَضاءُ حاجَةِ أخٍ لى فِى اللّهِ أحَبُّ مِنْأعْتِكافِ شَهْرٍ.
    ترجمه :هر آينه برآوردن حاجت و رفع مشكل برادرم ، از يك ماه اعتكاف ، در مسجد - و عبادتمستحبّى نزد من - بهتر و محبوب تر است .
    38. أنَّالدُّنْيا فى حَلالِها حِسابٌ، وَفى حَرامِها عِقابٌ، وَفِى الشُّبَهاتِ عِتابٌ،فَأنْزِلِالدُّنْيا بِمَنْزَلَةِ الميتَةِ، خُذْمِنْهاما يَكْفيكَ.
    ترجمه :چيزهاى دنيا اگر حلال باشد حساب و بررسى مىشود و اگر از حرام به دست آيد عذاب و عقاب دارد و اگر حلال و حرام آن معلوم نباشدسختى و ناراحتى خواهد داشت .
    پس بايد دنيا (و موجوداتش ) را همچون ميته و مردارىبشناسى كه به مقدار نياز و اضطرار از آن استفاده كنى .
    39. وَاعْمَلْ لِدُنْياكَ كَأنَّكَ تَعيشُ أبَدا، وَاعمَلْ لاَِّخِرَتِكَ كَأنّكَتَمُوتُ غدَا.
    ترجمه :در دنيا چنان برنامه ريزى كن - از نظر اقتصاد و صرفه جوئى و... - مثل آن كه مى خواهى هميشه دوام داشته باشى ، و نسبت به آخرت به نوعى حركت و كاركن مثل اين كه فردا خواهى مُرد.
    40. أكْيَسُ الْكَيِّسِالتُّقى ، وَ أحْمَقُ الْحُمْقِ الْفُجُورَ، الْكَريمُ هُوَ التَّبَرُّعُ قَبْلَالسُّؤ الِ.
    ترجمه : زيرك ترين و هوشيارترين افراد، شخص باتقوا و پرهيزكار مى باشد؛أحمق و نادان ترين افراد، كسى است كه تبه كار و اهل معصيت باشد؛ گرامى ترين وباشخصيّت ترين افراد، آن كسى است كه به نيازمندان پيش از اظهار نيازشان ، كمكنمايد.
    انتهای پیام / 110
    منابع:
    1. تنبيه الخواطر، معروف به مجموعة ورّام ص 427، بحار ج 68، ص 184، ضمن ح 44.
    2. كلمة الأمامُ الْحَسَن عليهالسلام . 7، ص 211.
    3. كلمة الأمامُ الْحَسَن عليهالسلام . 7، ص 25، بحارالأنوار. ج 44، ص 23، ح 7.
    4. أحقاق الحقّ. ج 11، ص 183، س 2 و ص 185.
    5. دعوات الرّاوندى . ص 24، ح 13، بحارالأنوار. ج 89، ص 204، ح 21.
    6. بحارلأنوار. ج 75، ص 111، ضمن ح 6.
    7. وافى . ج 4، ص 1553، ح 2، تهذيب الأحكام . ج 2، ص 321، ح 166.2
    8. تحف العقول . ص 234، س 14، من لايحضره الفقيه . ج 1، ص 511، ح 1479.
    9. تحف العقول . ص 235، س 7، مستدرك. ج 3، ص 359، ح 3778.
    10. أحقاق الحقّ . ج 11، ص 238، س 2.
    11. أحقاق الحقّ. ج 11، ص 235، س 7.
    12. كلمة الأمام الحسن عليه السلام . ص 140.
    13. أعيان الشّيعة . ج 1، ص 577، بحارالأنوار. ج 75، ص 111، ح 6.
    14. تحف العقول . ص 229، س 5، بحارالأنوار. ج 10، ص 130، ح 1.
    15. كلمة الأمام حسن عليه السلام . ص 138، تحف العقول . ص 234، س 6،بحارالأنوار. ج 75، ص 105، ح 4.
    16. تحف العقول . ص 236، س 13،بحارالأنوار. ج 75، ص 105، ح 4.
    17. تحف العقول . ص 232، س 2، بحارالأنوار. ج 75، ص 110، ح 5.
    18. مستدرك الوسائل . ج 3، ص 245، ح 4.
    19. أعيان الشّيعة . ج 1، ص 577، بحارالأنوار. ج 75، ص 113، ح 7.
    20. كلمة الأمام حسن عليه السلام . ص 212، بحارالأنوار. ج 73، ص 318،ح 6.
    21. همان مدرك . ص 57.
    22. تحف العقول . ص 233، أعيانالشّيعة . ج 1، ص 577، بحارالأنوار. ج 75، ص 105، ح 4.
    23. تحف العقول . ص 234، س 7، بحارالأنوار. ج 75، ص 105، ح 4.
    24. كلمة الأمام الحسن عليه السلام . ص 35، بحارالأنوار. ج 75، ص 111، ح 6.
    25. أحقاق الحقّ. ج 11، ص 242، س 2.
    26. تحف العقول . ص 234، س 3، بحارالأنوار. ج 75، ص 106، ح 4.
    27. تحف العقول . ص 235، س 14، بحارالأنوار. ج 73، ص 312، ح 3.
    28. كلمة الأمام الحسن عليه السلام ، ص 39، بحارالأنوار. ج 1، ص 218، ح 43.
    29. كلمة الأمام الحسن عليه السلام. ص 46.
    30. كلمة الأمام الحسن عليه السلام. ص 129.
    31. كل الأمام الحسن عليه السلام . ص 198.
    32. كلمة الأمام الحسن عليه السلام . ص 209.
    33. كلمة الأمام الحسن عليه السلام . ص 209.
    34. أحقاق الحقّ. ج 11، ص 234، س 8.
    35. كلمة الأمام الحسن عليه السلام . ص 139، بحارالأنوار. ج 75، ص 113، ح 7.
    36. كلمة الأمام الحسن عليه السلام. ص 139، بحارالأنوار. ج 75، ص 105، ح 4.
    37. كلمة الأمام الحسن عليه السلام . ص 139.
    38. كلمة الأمام الحسن عليه السلام . ص 36، بحارالأنوار. ج 44، ص 138، ح 6.
    39. كلمة الأمام الحسن عليه السلامص 37، بحارالأنوار. ج 44، ص 138، ح 6.
    40. أحقاق الحقّ . ج 11، ص 20 س 1، بحارالأنوار. ج 44، ص 30..



  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    113
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    16
    آپلود
    2
    گالری
    0




    چهل حدیث گوهر بار امام محمد باقر علیه السلام

    قال الامام ابو جعفر محمد بن علی الباقر علیه السلام
    1. دقت در حساب به اندازه عقول در دنیا
    انما يداق الله العباد في الحساب يوم القيامة علي قدر ما اتاهم من العقول في الدنيا. (1)
    خدا در روز قيامت نسبت به حساب بندگانش به اندازه عقلي كه در دنيا به آنها داده است باريك بيني مي كند.
    2. در زمان غیبت باید چنین باشیم
    اِصبِروا عَلي اداء الفَرائضِ، وَ صابِرو عَدُوُّكم ، وَ رابِطوا امامَكمُ المُنتَظَرِِ (2)
    صبر كنيد برگزاردن احكام شرع و شكيبايي ورزيد در برابر دشمنتان و آماده و حاضر يراق باشيد براي امامتان كه در انتظار او هستيد.
    3. سخن نیک را از هرکس بگیرید
    خُذُوا الكلِمَةَ الطَّيبَةَ مِمَّن قالَها و إن لَم يعمَل بِها (3)
    سخن طيب و پاكيزه را از هر كه گفت بگيريد،‌ اگر چه او خود،‌ بدان عمل نكند.
    4. نافرمان خداشناس نیست
    ما عَرَفَ اَللهَ مَن عَصاهُ. (4)
    خدا را نشناخته آن كه نافرماني اش كند.
    5. حسد و تحقیر با دانش نمی سازد
    لا يكونُ اَلعَبدُ عالِماً حَتّي لا يكونَ حاسِداً لِمَن فَوقَهُ و لا مُحَقِّراً لِمَن دُونَهُ. (5)
    هيچ بنده اي عالم نباشد تا اينكه به بالا دست خود حسد نبرد و زير دست خود را خوار نشمارد.
    6. جهادی مانند مبارزه با نفس نیست
    لا فَضيلَةَ كالجِهادِ ، ولا جِهادَ كمُجاهَدَةِ اَلهَوي . (6)
    فضيلتي چون جهاد نيست ، و جهادي چون مبارزه با هواي نفس نيست.
    7. ترک جماعت مبطل نماز
    من ترك الجماعة رغبة عنها و عن جماعة المسلمين من غير علة فلا صلاة له. (7)
    كسي كه از روي بي ميلي ،بدون عذر و علت نمازجماعت را كه اجتماع مسلمانان است ترك كند، نمازي براي او نيست.
    8. گفتار بگونه ای که دوست داریم بشنویم
    قولوا للناس احسن ما تحبون ان يقال لكم. (8)
    بهترين چيزي را كه دوست داريد درباره شما بگويند ، درباره مردم بگوييد.
    9. حفظ زبان سبب مصونیت از گناه
    لا يسلم احد من الذنوب حتي يخزن لسانه. (9)
    هيچ كس از گناهان سالم نمي ماند ، مگر اينكه زبانش را نگه دارد.
    10. صله رحم سریعترین طاعت
    ان اعجل الطاعة ثوابا لصلة الرحم. (10)
    نزديكترين و سريعترين طاعت در ثواب ، پيوند با خويشان است.
    11. مدارا قفل ایمان است
    ان لكل شيءٍ قفلاً و قفل الايمان الرفق. (11)
    هر چيزي قفلي دارد و قفل ايمان مدارا كردن و نرمي است
    12. غضب فرونشان تا عذاب فرونشیند
    ومن كف غضبه عن الناس كف الله تبارك وتعالى عنه عذاب يومالقيامة. (12)
    كسي كه خشمش را از مردمان باز دارد خداوند نيز در روز قيامت عذابش را از او باز مي دارد
    13. حق بندگی ادا کن تو خدا ترا کفایت کند
    من عَبَد الله حق عبادته آتاه الله فوق امانيه و كفايته. (13)
    هر كه خدا را، آنگونه كه سزاوار اوست، بندگى كند، خداوند بيش ازآرزوها و كفايتش به او عطا مى كند.
    14. شوخی کننده بدون ناسزاگویی محبوب خدا است
    ان الله عزوجل يحب المداعب في الجماعه بلا رفث. (14)
    خداوند عزوجل كسي را كه در ميان جمع ، بدون ناسزاگويي شوخي كند ، دوست دارد .
    15. مبارزه با نفس مانند مبارزه با دشمن
    جَاهِد هَوَاك كمَا تُجَاهِدُ عَدُوَّك. (15)
    با هواي نفساني خود مبارزه كن همانگونه كه با دشمنت مبارزه مي كني
    16. خوش نیتی باعث افزایش رزق
    من حسنت نيته ، زيد في رزقه (16)
    هر كه خوش نيت باشد ، روزي اش افزايش مي يابد .
    17. دوست داشتن میزان محبوبیت
    اعرف المودة في قلب اخيك بما له في قلبك (17)
    دوستي قلبي برادرت را از اندازه دوستي قلبي خودت نسبت به او بفهم.
    18. بهترین آمیزه
    ما شيب شي ء بشي ء احسن من حلم بعلم. (18)
    چيزي با چيزي نياميخته است كه بهتر از حلم با علم باشد.
    19. دعا درپشت سر برادر دینی
    اَوشَك دَعوَهُ و اَسرَعُ اِجابَه دُعاءَ المَرءِ لِاَخيهِ بِظَهرِ الغَيبِ. (19)
    دعاي انسان پشت سر برادر ديني اش ، نزديكترين و سريعترين دعا به اجابت است .
    20. بهترین نیکی در دنیا
    مَا حَسَنَةُ الدُّنيا إلّا صِلَةُ الإخوانِ وَالمَعارِفِ. (20)
    خوبي دنيا جز در پيوند با برادران و آشنايان نيست.
    21. مدارا کننده صاحب ایمان
    مَن قُسِمَ لَهُ الرَّفقُ قَسِمَ لَهُ الإيمانُ. (21)
    كسي كه برايش مدارا تقسيم شده ايمان براي وي تقسيم گرديده
    22. احیاء علم چیست؟
    رحم اللهعبدا أحيا العلم قال: قلت: وما إحياؤه؟ قال: أن يذاكر به أهل الدين وأهلالورع. (22)
    فرمود خدا رحمت کند بنده ای را که علم را احیاء کند، أبي الجارود می گوید عرض کردم احیاء علم چیست؟ فرمود: مذاکره با اهل علم و پرهیزکاران احیاء علم است
    23. بدزبان بیهوده گوی دشمن خدا است
    إنَّ اللهَ يبغِضُ الفَاحِشَ المُتَفَحِّشَ. (23)
    راستي كه خداوند شخص بد زبان بيهوده گوي را دشمن مي داردي
    24. محبوبترین بنده خدا
    مِن أحَبِّ عِبادِ اللهِ إلَي اللهِ المُحسِنُ التَّوَّابُ. (24)
    يكي از محبوبترين بندگان خدا در نزد خداوند كسي است كه نيكوكار و بسيار توبه كننده باشد
    25. ره آورد تقوی
    اِنَّ اللّه‏َ عَزَّوَجَلَّ يقى بِالتَّقوى عَنِ العَبدِ ما عَزُبَ عَنهُ عَقلُهُ وَ يجَلّى بِالتَّقوى عَنهُ عَماهُ وَ جَهلَهُ. (25)
    خداوند به وسيله تقوا بنده را حفظ مي ‏كند از آنچه كه عقلش به آن نمى ‏رسد و كور دلى و نادانى او را بر طرف مى ‏سازد.
    26. ره آورد نماز اول وقت
    ايّما مؤمن حافظ علي الصلوات المفروضة فصلاها لوقتها فليس هذا من الغافلين. (26)
    هر مؤمني محافظت برنمازش نمايد، و او را در وقتش به جا آورد، از انسانهاي غافل شمرده نمي شود.
    27. ره آورد شوم ستم در دنیا
    الظُلمُ فِي الدُّنيا هُوَ الظُلُمَاتُ فِي الاَخِرَه. (27)
    ظلم در دنيا همان ظلمتها و تاريكي هاي آخرت است.
    28. امام باقر (ع) فرمودند:
    اَلحِلمُ لِباسُ العالِمِ فَلا تَعرَينَّ مِنهُ. (28)
    بردبارى لباس عالم است، پس تو خود را از آن عريان مدار.
    29. ارزش اشک ریختن از خوف خداما مِن قَطرَةٍ احَبَّ الي اللهِ عَزَّوَجَلَّ مِن قَطرَةٍ دُمُوعٍ في سََوَادِ اللَّيلِ مَخَافَةً مِنَ اللهِ لا يریدُ بِها غَيرهُ. (29)
    هيچ قطره اي در نزد خداوند عزوجل دوست داشتني تر و محبوب تر از قطره ي اشكهايي كه در تاريكي شب و از خوف خدا با اخلاص كامل ريخته مي شود نيست.


    30. خدا اهل مدارا را دوست دارداِنَّ اللهَ رَفيقٌ يحِبُّ الرِّفقَ ويعطى على الرفق ما لا يعطى على العنف. (30)
    خداوند اهل مدارا است و مدارا را دوست دارد و به اهل عطا می کند آنچه را که به اهل عتاب و رفتار خشن عطا نمی کند.


    31. نیکو بودن نیکی و زشت بودن بدیمَا اَحسَنَ الحَسَنَاتِ بَعدَ السَّيئاتِ وَ مَا اَقبَحَ السَّيئاتِ بَعدَ الحَسَنَاتِ
    چه نيكوست نيكي ها بعد از بديها و چه زشت است بديها پس از نيكي ها


    32. بردباری لباس دانشمنداناَلحِلمُ لِباسُ العالِمِ فَلا تَعرَينَّ مِنهُ. (32)
    بردبارى لباس عالم است، پس تو خود را از آن عريان مدار.


    33. کبر سواری آتشالكبرُ مَطَايا النَّارِ. (33)
    كبر و بزرگي نمودن(به منزله ي) مركبي است كه سوار خود را به سوي آتش مي برد.


    34. اهل حیاء و عفت محبوب خداقال (ع): قال رسول الله صلى الله عليه وآله: ان الله يحب الحيئ الحليم العفيف المتعفف. (34)
    همانا خداوند انسان با حيا و بردبار را دوست دارد. خداوند دوست مي دارد كسي را كه با حيا، بردبار، پاكدامن، و باز ايستنده ي از حرام باشد.


    35. آرایش خویشتن برای خداوندتَزَين للَّهِ‏ِ بِالصِّدقِ فِي الاعمالِ. (35)
    با راست كردارى، خود را براى خدا بياراى


    36. مشورت با چه کسی؟اِستَشِر في أمرِك الَّذينَ يخشَونَ اللَّهَ. (36)
    در كار خود، [فقط] با كسانى مشورت كن كه از خدا مي ‏ترسند


    37. صبر چیست و کدام صبر افضل است؟الصَّبرُ صَبرانِ: صَبرٌ عَلي البَلاءِ حَسَنٌ جَميلٌ وَ أفضَلُ الصَّبرَين الوَرَعُ عَن المَحارم. (37)
    صبر بر دو گونه است: صبر بر بلا كه نيكو و زيباست و برترين اين دو قسم پرهيز نمودن از حرامهاي الهي است.


    38. بهترین عبادت چیست؟مَا مِن عِبَادَة أفضَلَ عِندَ اللهِ مِن عِفَّةِ بَطن وَ فَرج. (38)
    هيچ عبادتي در نزد خدا برتر از ترك شهوات شكم و فرج نيست.
    39. بهار قرآن
    لِكلِّ شَيءٍ رَبِيعٌ، وَرَبِيعُ القُرآنِ شَهرُ رَمَضَانَ. (39)
    هر چيزي بهاري دارد و بهار قرآن ماه رمضان است
    40. چگونگی منزل کردن در دنیای فانی
    فَانزِل نَفسَكَ مِنَ الدُّنيا كَمَثَلِ مَنزِلٍ نَزَلتَهُ ساعَةً ثُمَّ ارتَحَلتَ عَنهُ. (40)
    خود را در دنيا چنان منزل ده كه گويى ساعتى در آن منزل دارى وسپس از آن كوچ مي كني.
    تحقیق و تنظیم: خلیل حسین حسینی.
    با تشکر از سایت شهید آوینی.
    منابع
    1. غررالحكم جلد2 - حديث3260 – خاتمةالمستدرك ميرزاحسين نوري- ج1 ص47. معاني الاخبار شيخ صدوق ص 2.
    2. غيبه النعماني، ينابيع المودة.
    3. تحف العقول، ص391. بحارالانوار ج 110 ص160، ج75 ص 170.
    4. تحف العقول ص294. الانوار البهیه شیخ عباس قمی ص 143.
    5. تحف العقول ص293
    6. تحف العقول ص 286. مستدرک الوسائل میرزا حسین نوری ج 11 ص 143.
    7. امالي شيخ صدوق،ص290.
    8. بحارالانوار،ج65،ص152. الکافی ج2 ص 165 محاضرات ج 1 ص 251.
    9. بحارالانوار،ج75،ص178 – تحف العقول - حسن بن على بن حسين بن شعبة الحرانى- ص 298
    10. تحف العقول،ص303.
    11. جهاد النفس، ح271. الکافی ج2 ص 118.
    12. جهادالنفس،ح532. الکافی ج2 ص 305.
    13. بحارالانوار،ج۷۱ص۱۸۳.
    14. الكافي،ج2،ص663.
    15. عيون اخبار الرضا2،ص51.
    16. بحارالانوار ، دار احياء التراث العربي ، ج 75 ، ص 175.
    17. تحف العقول ، ص 304.
    18. بحارالانوار ، دار احياء التراث العربي ، ج 75 ، ص 172 .
    19. الكافي ، ج 2 ، ص 507.
    20. بحار الأنوار، ج 46، ص291.
    21. جهاد با نفس، ح 272. وسائل الشیعه ج11 ص213.
    22. الكافي ، ج 1 ، ص 41.
    23. جهاد با نفس، ح 677. وسائل الشیعه الاسلامیه. ج11 ص327.
    24. جهاد با نفس، ح 836. وسائل الشیعه ج16 ص76.
    25. الكافي، ج 8 ، ص 52، ح 16.
    26. وسائل الشيعه ، ج 3، ص 79 .
    27. جهاد با نفس، ح 733. وسائل الشیعه الاسلامیه. ج11 ص340 ح20.
    28. الكافي، ج 8، ص 55.
    29. جهاد با نفس، ح 137 . وسائل الشیعه الاسلامیه. ج8 ص524.
    30. جهاد با نفس، ح 283. وسائل الشیعه الاسلامیة. ج11 ص212.
    31.جهاد با نفس، ح 880 . وسائل الشیعه الاسلامیة. ج11 ص384- المجالس: ص 153- الکافی ج2 ص 458.
    32. الكافي، ج 8، ص 55.
    33.جهاد با نفس، ح 578 . وسائل الشیعه الاسلامیة. ج11 ص 301.
    34. جهاد با نفس، ح259 - وسائل الشيعة الإسلامية. ج11 ص211.
    35. تحف العقول، ص 285 . بحار الانوار ج 75 ص164.
    36. تحف العقول، ص 293. بحار الانوار ج 75 ص172.
    37. جهاد با نفس ،ح 163- وسائل الشيعه آل البيت ع.. شيخ حرعاملي ج15 ص237 حديث 20372
    38. الكافي، ج2 ، ص 630
    39. جهاد با نفس ، ح205 . وسائل الشيعه آل البيت ع.. شيخ حرعاملي ج15 ص250 حديث 20421.
    40. بحارالأنوار، ج 75، ص 165


  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    113
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    16
    آپلود
    2
    گالری
    0



    چهل حديث گهربار از امام زمان؛ حضرت مهدي عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف

    ما در رعايت حال شما كوتاهى نمى‌كنيم و ياد شما را از خاطر نبرده ‌يم، كه اگر جز اين بود گرفتارى‌ها به شما روى مى‌آورد و دشمنان، شما را ريشه كن مى‌كردند. از خدا بترسيد و ما را پشتيبانى كنيد.

    1- توجّه امام مهدى(عليه السلام) به شيعيان خويش
    إِنّا غَيْرُ مُهْمِلينَ لِمُراعاتِكُمْ، وَ لا ناسينَ لِذِكْرِكُمْ، وَ لَوْ لا ذلِكَ لَنَزَلَ بِكُمُ اللاَّْواهُ، وَ اصْطَلَمَكُمُ الاَْعْداءُ. فَاتَّقُوا اللّهَ جَلَّ جَلالُهُ وَ ظاهِرُونا:
    ما در رعايت حال شما كوتاهى نمى‌كنيم و ياد شما را از خاطر نبرده ‌يم، كه اگر جز اين بود گرفتارى‌ها به شما روى مى‌آورد و دشمنان، شما را ريشه كن مى‌كردند. از خدا بترسيد و ما را پشتيبانى كنيد.
    2- عمل صالح و تقرّب به اهل بيت(عليهم السلام)
    فَلْيَعْمَلْ كُلُّ امْرِء مِنْكُمْ بِما يُقَرَّبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنا، وَلْيَتَجَنَّبْ ما يُدْنيهِ مِنْ كَراهِيَّتِنا وَ سَخَطِنا، فَإِنَّ امْرَأً يَبْغَتُهُ فُجْأَةً حينَ لا تَنْفَعُهُ تَوْبَةٌ، وَ لا يُنْجيهِ مِنْ عِقابِنا نَدَمٌ عَلى حَوْبَة:
    هر يك از شما بايد به آنچه كه او را به دوستى ما نزديك مى‌سازد، عمل كند و از آنچه كه خوشايند ما نبوده و خشم ما در آن است، دورى گزيند، زيرا خداوند به طور ناگهانى انسان را مى‌گيرد، در وقتى كه توبه برايش سودى ندارد و پشيمانى او را از كيفر ما به خاطر گناهش نجات نمى‌دهد.
    3- تسليم در مقابل دستورهاى اهل بيت(عليهم السلام)
    فَاتَّقُوا اللّهَ، وَ سَلِّمُوا لَنا، وَ رُدُّو الاَْمْرَ إِلَيْنا، فَعَلَيْنَا الاِْصْدارُ، كَما كانَ مِنَّا الاِْيرادُ، وَ لا تَحاوَلُوا كَشْفَ ما غُطِّىَ عَنْكُمْ، وَ اجْعَلُوا قَصْدَكُمْ إِلَيْنا بِالْمَوَدَّةِ عَلَى السُّنَّةِ الْواضِحَةِ:
    از خدا بترسيد و تسليم ما شويد و كارها را به ما واگذاريد، بر ماست كه شما را از سرچشمه، سيراب برگردانيم، چنان كه بردن شما به سرچشمه از ما بود، در پى كشف آنچه از شما پوشيده شده نرويد. مقصد خود را با دوستى ما بر اساس راهى كه روشن است به طرف ما قرار دهيد.
    4- تحقّق حتمى حقّ
    أَبَى اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لِلْحَقِّ إِلاّ إِتْمامًا وَ لِلْباطِلِ إِلاّ زَهُوقًا، وَ هُوَ شاهِدٌ عَلَىَّ بِما أَذْكُرُهُ:
    خداوند مقدّر فرموده است كه حقّ به مرحله نهايى و كمال خود برسد و باطل از بين برود، و او بر آنچه بيان نمودم گواه است.
    5- خلقت هدفدار و هدايت پايدار
    إِنَّ اللّهَ تَعالى لَمْ يَخْلُقِ الْخَلْقَ عَبَثًا وَ لا أَهْمَلَهُمْ سُدًى بَلْ خَلَقَهُمْ بِقُدْرَتِهِ وَ جَعَلَ لَهُمْ أَسْماعًا وَ أَبْصارًا وَ قُلُوبًا وَ أَلْبابًا ثُمَّ بَعَثَ إِلَيْهِمُ النَّبِيّينَ عَلَيْهِمُ السَّلامُ مُبَشِّرينَ وَ مُنْذِرينَ، يَأْمُرُونَهُمْ بِطاعَتِهِ وَ يَنْهَوْنَهُمْ عَنْ مَعْصِيَتِهِ وَ يُعَرِّفُونَهُمْ ما جَهِلُوهُ مِنْ أَمْرِ خالِقِهِمْ وَ دينِهِمْ وَ أَنـْزَلَ عَلَيْهِمْ كِتابًا، وَ بَعَثَ إِلَيْهِمْ مَلائِكَةً يَأْتينَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ مَنْ بَعَثَهُمْ إِلَيْهِمْ بِالْفَضْلِ الَّذى جَعَلَهُ لَهُمْ عَلَيْهِمْ:
    خداوند متعال، خلق را بيهوده نيافريده و آنان را مهمل نگذاشته است، بلكه آنان را به قدرتش آفريده و براى آنها گوش و چشم و دل و عقل قرار داده، آن گاه پيامبران را كه مژده دهنده و ترساننده هستند به سويشان برانگيخت تا به طاعتش دستور دهند و از نافرمانى‌اش جلوگيرى فرمايند و آنچه را از امر خداوند و دينشان نمى‌دانند به آنها بفهمانند و بر آنان كتاب فرستاد و به سويشان فرشتگان برانگيخت تا آنها ميان خدا و پيامبران ـ به واسطه تفضّلى كه بر ايشان روا داشته ـ واسطه باشند.
    6- ظهور حقّ
    إِذا أَذِنَ اللّهُ لَنا فِى الْقَوْلِ ظَهَرَ الْحَقُّ وَ اضْمَحَلَّ الْباطِلُ، وَ انْحَسَرَ عَنْكُمْ:
    هرگاه خداوند به ما اجازه دهد كه سخن گوييم، حقّ ظاهر خواهد شد و باطل از ميان خواهد رفت و خفقان از [سرِ] شما برطرف خواهد شد.
    7- تفتيش ناروا
    مَنْ بَحَثَ فَقَدْ طَلَبَ، وَ مَنْ طَلَبَ فَقَدْ دَلَّ، وَ مَنْ دَلَّ فَقَدْ أَشاطَ وَ مَنْ أَشاطَ فَقَدْ أَشْرَكَ:
    حضرت مهدى(عليه السلام) در خصوص كسانى كه در جستجوى او بوده اند تا به حاكم جور تحويلش دهند فرموده است: آن كه بكاود، بجويد و آن كه بجويد دلالت دهد و آن كه دلالت دهد به هدف رسد و هر كه [در مورد من] چنين كند، شرك ورزيده است.
    8- ظهور حقّ به اذن حقّ
    فَلا ظُهُورَ إِلاّ بَعْدَ إِذْنِ اللّهِ تَعالى ذِكْرُهُ وَ ذلِكَ بَعْدَ طُولِ الاَْمَدِ وَ قَسْوَةِ الْقُلُوبِ وَ امْتِلاءِ الاَْرْضِ جَوْرًا:
    ظهورى نيست، مگر به اجازه خداوند متعال و آن هم پس از زمان طولانى و قساوت دل‌ها و فراگير شدن زمين از جور و ستم.
    9- مدّعيان دروغگو
    سَيَأْتى إلى شيعَتى مَنْ يَدَّعِى المُشاهَدَةَ. أَلا فَمَنِ ادَّعَى المُشاهَدَةَ قَبْلَ خُرُوجِ السُّفْيانى وَ الصَّيْحَةِ فَهُوَ كَذّابٌ مُفْتَر وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلاّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيم:
    آگاه باشيد به زودى كسانى ادّعاى مشاهده (نيابت خاصّه) مرا خواهند كرد. آگاه باشيد هر كس قبل از خروج «سفيانى» و شنيدن صداى آسمانى، ادّعاى مشاهده مرا كند دروغگو و افترا زننده است؛ حركت و نيرويى جز به خداى بزرگ نيست.
    10- دنيا در سراشيبى زوال
    إِنَّ الدُّنْيا قَدْ دَنا فَناؤُها وَ زَوالُها وَ أَذِنَتْ بِالْوِداعِ وَ إِنّى أَدْعُوكُمْ إِلَى اللّهِ وَ رَسُولِهِ(صلى الله عليه وآله وسلم) وَ الْعَمَلِ بِكِتابِهِ وَ إِماتَةِ الْباطِلِ وَ إِحْياءِ السُّنَّةِ:
    دنيا فنا و زوالش نزديك گرديده و در حال وداع است، و من شما را به سوى خدا و پيامبرش ـ كه درود خدا بر او و آلش باد ـ و عمل به قرآنش و ميراندن باطل و زنده كردن سنّت، دعوت مى‌كنم.
    11- ذخيره بزرگ
    أَنَا بَقِيَّةٌ مِنْ آدَمَ وَ ذَخيرَةٌ مِنْ نُوح وَ مُصْطَفى مِنْ إِبْراهيمَ وَ صَفْوَة مِنْ مُحَمَّد(صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِمْ أَجْمَعينَ):
    من باقيمانده آدم و ذخيره نوح و برگزيده ابراهيم و خلاصه محمّد (درود خدا بر همگى آنان باد) هستم.
    12- حجّت خدا
    زَعَمَتِ الظَّلَمَةُ أَنَّ حُجَّةَ اللّهِ داحِضَةٌ وَ لَوْ أُذِنَ لَنا فِى الْكَلامِ لَزالَ الشَّكُّ:
    ستمگران پنداشتند كه حجّت خدا از بين رفته است، در حالى كه اگر به ما اجازه سخن گفتن داده مى‌شد، هر آينه تمام شكّ‌ها را از بين مى‌برديم.
    13- عطسه، نشانه سلامت
    أَلا أُبَشِّرُكَ فِى الْعِطاسِ فَقُلْتُ بَلى قالَ: هُوَ أَمانٌ مِنَ الْمَوْتِ ثَلاثَةَ أَيّام:
    نسيم، خدمتكار حضرت مهدى(عليه السلام) گويد: آن حضرت به من فرمود: آيا تو را در مورد عطسه كردن بشارت دهم؟ گفتم: آرى. فرمود: عطسه، علامتِ امان از مرگ تا سه روز است.
    14- نماز، طردكننده شيطان
    ما أُرْغِمَ أَنْفُ الشَّيْطانِ بِشَىْء مِثْلِ الصَّلوةِ، فَصَلِّها وَ أَرْغِمْ أَنْفَ الشَّيْطانِ:
    هيچ چيز مثل نماز، بينى شيطان را به خاك نمى‌مالد، پس نماز بخوان و بينى شيطان را به خاك بمال.
    15- حق الناس
    لا يَحِلُّ لاَِحَد أَنْ يَتَصَرَّفَ فى مالِ غَيْرِهِ بِغَيْرِ إِذْنِهِ:
    تصرّف در مال هيچ كس بدون اجازه او جايز نيست.
    16- پناه بردن به خدا
    أَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الْعَمى بَعْدَ الْجَلاءِ وَ مِنَ الضَّلالَهِ بَعْدَ الْهُدى وَ مِنْ مُوبِقاتِ الاَْعْمالِ وَ مُرْدِياتِ الْفِتَنِ:
    پناه به خدا مى‌رم از نابينايى بعد از بينايى و از گمراهى بعد از راهيابى و از اعمال ناشايسته و فرو افتادن در فتنه‌ها.
    17- اسوه هاى حقيقت
    إِنَّ الْحَقَّ مَعَنا وَ فينا، لا يَقُولُ ذلِكَ سِوانا إِلاّ كَذّابٌ مُفْتَر:
    حقّ با ما و در ميان ماست، كسى جز ما چنين نگويد، مگر آن كه دروغگو و افترا زننده باشد.
    18- ظهور فَرَج به اذن خدا
    وَ أَمّا ظُهُورُ الْفَرَجِ فَإِنَّهُ إِلَى اللّهِ عَزَّوَجَلَّ، كَذَبَ الْوَقّاتُونَ. وَ أَمّا قَوْلُ مَنْزَعَمَ أَنَّ الْحُسَيْنَ(عليه السلام) لَمْ يُقْتَلْ، فَكُفْرٌ وَ تَكْذيبٌ وَ ضَلالٌ:
    امّا ظهور فرج، موكول به اراده خداوند متعال است و هر كس براى ظهور ما وقت تعيين كند دروغگوست. و امّا گفته كسانى كه پنداشته‌اند امام حسين(عليه السلام) كشته نشده، كفر و دروغ و گمراهى است.
    19- شناخت خدا
    إِنَّ اللّهَ تَعالى هُوَ الَّذى خَلَقَ الاَْجْسامَ وَ قَسَّمَ الاَْرْزاقَ لاَِنَّهُ لَيْسَ بِجِسْم وَلا حالّ فيجِسْم«لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىءٌ وَ هُوَالسَّميعُ الْعَليمُ»:
    همانا خداوند متعال، كسى است كه اجسام را آفريده و ارزاق را تقسيم فرموده، او جسم نيست و در جسمى هم حلول نكرده، چيزى مثل او نيست و شنوا و داناست.
    20- ائمّه(عليهم السلام) دست پرورده‌هاى پروردگار
    إِنَّ اللّه مَعَنا و لا فاقَةَ بِنا إِلى غَيْرِهِ وَ الْحَقَّ مَعَنا فَلَنْ يُوحِشَنا مَنْ قَعَدَ عَنّا وَ نَحْنُ صَنائِعُ رَبِّنا وَ الْخَلْقُ بَعْدُ صَنائِعُنا:
    خداوند با ماست، و به جز ذات پروردگار به چيزى نياز نداريم، و حقّ با ماست. اگر كسانى با ما نباشند، هرگز در ما وحشتى ايجاد نمى‌شود، ما دست‌پرورده‌هاى پروردگارمان، و مردمان، دست‌پرورده‌هاى ما هستند.
    21- دانش حقيقى
    أَلْعِلْمُ عِلْمُنا وَ لا شَىْءَ عَلَيْكُمْ مِنْ كُفْرِ مَنْ كَفَرَ:
    دانش، دانشِ ماست، از كفرِ كافر، گزندى بر شما نيست.
    22- اتّفاق و وفاى به عهد
    لَوْ أَنَّ أَشْياعَنا وَفَّقَهُمُ اللّهُ لِطاعَتِهِ عَلَى اجْتِماع مِنَ الْقُلُوبِ فِى الْوَفاءِ بِالْعَهْدِ عَلَيْهِمْ لَما تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الُْيمْنُ بِلِقائِنا وَ لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعادَةُ بِمُشاهَدَتِنا:
    اگر شيعيان ما ـ كه خداوند آنها را به طاعت و بندگى خويش موفّق بدارد ـ در وفاى به عهد و پيمان الهى اتّحاد واتّفاق مى‌داشتند و عهد و پيمان را محترم مى‌شمردند، سعادت ديدار ما به تأخير نمى‌افتاد و زودتر به سعادت ديدار ما نائل مى‌شدند.
    23- ما را آزردند
    قَدْ آذانا جُهَلاءُ الشّيعَةِ وَ حُمَقاؤُهُمْ، وَ مَنْ دينُهُ جَناحُ الْبَعُوضَةِ أَرْجَحُ مِنْهُ:
    حضرت مهدى(عليه السلام) به محمّد بن على بن هلال كرخى فرموده‌اند :نادانان و كم‌خردان شيعه و كسانى كه بال پشه از ديندارى آنان محكمتر است، ما را آزردند.
    24- بيزارى از غاليان
    أَنـَا بَرىءٌ إِلَى اللّهِ وَ إِلى رَسُولِهِ مِمَّنْ يَقُولُ إِنّا نَعْلَمُ الْغَيْبَ وَ نُشارِكُهُ فيمُلْكِهِ أَوْ يُحِلُّنا مَحَلاًّ سِوَى الَْمحَلِّ الَّذى رَضِيَهُ اللّهُ لَنا:
    من از افرادى كه مى‌گويند: ما اهل بيت [مستقلاًّ از پيش خود و بدون دريافت از جانب خداوند] غيب مى‌دانيم و در سلطنت و آفرينش موجودات با خدا شريك هستيم، ما را از مقامى كه خداوند براى ما پسنديده بالاتر مى‌برند، نزد خدا و رسولش، بيزارى مى‌جويم.
    25- از واجبات‌ترين مستحبات
    سَجْدَةُ الشُّكْرِ مِنْ أَلْزَمِ السُّنَنِ وَ أَوْجَبِها:
    سجده شكر از لازم‌ترين و واجب‌ترين مستحبّات است.
    26- فضيلت تعقيبات نماز
    إِنَّ فَضْلَ الدُّعاءِ وَ التَّسْبيحِ بَعْدَ الْفَرائِضِ عَلَى الدُّعاءِ بِعَقيبِ النَّوافِلِ كَفَضْلِ الْفَرائِضِ عَلَى النَّوافِلِ:
    فضيلت دعا و تسبيح بعد از نمازهاى واجب در مقايسه با دعا و تسبيح پس از نمازهاى مستحبى، مانند فضيلت واجبات بر مستحبّات است.
    27- سجده، مخصوص خداست
    فَأَمّا السُّجُودُ عَلَى الْقَبْرِ فَلا يَجُوزُ:
    سجده بر قبر جايز نيست.
    28- راه اندازى كار مردم
    أَرْخِصْ نَفْسَكَ وَ اجْعَلْ مَجْلِسَكَ فِىَ الدِّهْليزِ وَ اقْضِ حَوائِجَ النّاسِ:
    خودت را [براى خدمت] در اختيار مردم بگذار، و محلّ نشستن خويش را درِ ورودى خانه قرار بده، و حوائج مردم را برآور.
    29- امنيّت بخش زمين
    إِنّى أَمانٌ لاَِهْلِ الاَْرْضِ كَما أَنَّ النُّجُومَ أَمانٌ لاَِهْلِ السَّماءِ:
    وجود من براى اهل زمين، سبب امان و آسايش است، همچنان كه ستارگان سبب امان آسماناند.
    30- رجوع به راويان حديث
    وَ أَمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَةُ فَارْجِعُوا فيها إِلى رُواةِ حَديثِنا فَإِنَّهُمْ حُجَّتى عَلَيْكُم وَ أَنـَا حُجَّةُاللّهِ عَلَيْهِمْ:
    در پيشامدهاى مهمّ اجتماعى به راويان حديث ما مراجعه كنيد، زيرا كه آنان حجّت من بر شما هستند و من هم حجّت خدا بر آنان هستم.
    31- مطاع، نه مطيع كسى
    إِنَّهُ لَمْ يَكُنْ أَحَدٌ مِنْ آبائى إِلاّ وَقَدْ وَقَعَتْ فى عُنُقِهِ بَيْعَةٌ لِطاغِيَةِ زَمانِهِ وَ إِنّى أَخْرُجُ حينَ أَخْرُجُ وَ لا بَيْعَةَ لاَِحَد مِنَ الطَّواغيتِ فى عُنُقى:
    هر يك از پدرانم بيعت يكى از طاغوت هاى زمان به گردنشان بود، ولى من در حالى قيام خواهم كرد كه بيعت هيچ طاغوتى به گردنم نباشد.
    32- آفتاب پشت ابر
    وَ أَمّا وَجْهُ الاِْنْتِفاعِ بى فى غَيْبَتى فَكَالاِْنْتِفاعِ بِالشَّمْسِ إِذا غَيَّبَها عَنِ الاَْبْصارِ السَّحابُ:
    كيفيّت بهره‌ورى از من در دوران غيبت، مانند كيفيّت بهره‌ورى از آفتاب است هنگامى كه ابر آن را از چشم‌ها پنهان سازد.
    33- سبقت اراده خدا بر همه چيز
    وَ لكِنَّ اَقْدارَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ لاتُغالَبُ، وَ إِرادَتُهُ لاتُرَدُّ، وَ تَوْفيقُهُ لايُسْبَقُبه:
    راستى كه مقدّرات خداوند متعال، مغلوب نشود و اراده الهى مردود نگردد و چيزى بر توفيق او پيشى نگيرد.
    34- علّت اصلى غيبت امام(عليه السلام)
    وَ أَمّا عِلَّةُ ما وَقَعَ مِنَ الْغَيْبَةِ، فَإِنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ قالَ: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَسْأَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَلَكُمْ تَسُؤْكُمْ:
    امّا علّت و فلسفه آنچه از دوران غيبت اتّفاق افتاده [كه درك آن براى شما سنگين است] آن است كه خداوند در قرآن فرموده: اى مؤمنان از چيزهايى نپرسيد كه اگر آشكارتان شود، بدتان آيد.
    35- آگاهى امام(عليه السلام)
    إِنّا يُحيطُ عِلْمُنا بِأَنْبائِكُمْ، وَ لا يَعْزُبُ عَنّا شَىْءٌ مِنْ أَخْبارِكُمْ:
    علم و دانش ما به خبرهاى شما احاطه دارد و چيزى از اخبار شما بر ما پوشيده نمى‌ماند.
    36- دعاى فراوان
    أَكْثِرُو الدُّعاءَ بِتَعْجيلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذلِكَ فَرَجُكُمْ:
    براى تعجيل فَرَج زياد دعا كنيد، زيرا همين دعا كردن، فَرَج و گشايش شماست.
    37- سؤال نامطلوب
    فَأَغْلِقُوا أَبْوابَ السُّؤالِ عَمّا لا يَعْنيكُمْ:
    درهاى سؤال را از آنچه كه مطلوب شما نيست ببنديد.
    38- آخرين اوصيا
    أَنَا خاتَمُ الأَوْصِياءِ وَ بى يَدْفَعُ اللّهُ الْبَلاءَ عَنْ أَهْلى وَ شيعَتى:
    من آخرين نفر از اوصيا هستم، خداوند به وسيله من بلا را از خانواده و شيعيانم برطرف مى‌گرداند.
    39- حجّت خدا در زمين
    إَنَّ الاَْرْضَ لا تَخْلُوا مِنْ حُجَّة إِمّا ظاهِرًا وَ إِمّا مَغْمُورًا:
    زمين خالى از حجّت خدا نيست، يا آشكار است و يا نهان.
    40- علمدار هدايت در هر زمان
    كُلَّما غابَ عَلَمٌ بَدا عَلَمٌ، وَ إِذا أَفَلَ نَجْمٌ طَلَعَ نَجْمٌ.»:
    هرگاه عَلَم و نشانه‌اى پنهان شود، عَلَم ديگرى آشكارگردد، و هر زمان كه ستاره‌اى افول كند، ستاره‌اى ديگر طلوع نمايد.

  7. تشکر


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    113
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    16
    آپلود
    2
    گالری
    0



    چهل حدیث گوهر بار از امام حسين عليه السلام

    زندگى دنيا گرچه نفيس و پربهاست، ولى پاداش خدا در جهان ديگر بالاتر و پربهاتر است و اگر سرانجامِ جمع آورى مال و ثروت، ترك نمودن آن است، پس نبايد مرد براى آن بخل ورزد و اگر روزى‌هاى بندگان، تقسيم و مقدَّر شده است، پس كمىِ حرصِ مرد در كسب، زيباتر. و اگر بدن ها براى مرگ آفريده شده است، پس كشته شدن مرد در راه خدا چه بهتر.


    1- پند امام به عالمان
    «أَيَّتُهَا الْعِصابَةُ بِالْعِلْمِ مَشْهُورَةٌ وَ بِالْخَيْرِ مَذْكُورَةٌ وَ بِالنَّصيحَةِ مَعْرُوفَةٌ وَ باللّهِ فى أَنـْفُسِ النّاسِ مَهابَةٌ، يُهابِكُمُ الشَّريفُ، وَ يُكْرِمُكُمُ الضَّعيفُ وَ يُؤْثِرُكُمْ مَنْ لافَضْلَ لَكُمْ عَلَيْهِ وَ لا يَدٌ لَكُمْ عِنْدَهُ، تَشْفَعُونَ فِى الْحَوائِجِ إِذَا امْتُنِعَتْ مِنْ طُلاّبِها، وَ تَمْشُونَ فِى الطَّريقِ بِهَيْبَةِ الْمُلُوكِ وَ كَرامَهِ الاَْكابِرِ... فَأَمّا حَقُّ الضُّعَفاءِ فَضَيَّعْتُمْ وَ أَمّا حَقُّكُمْ بِزَعْمِكُمْ فَطَلَبْتُمْ أَنْتُم تَتَمَنَّوْنَ عَلَى اللّهِ جَنَّتَهُ وَ مُجاوَرَةَ رَسُلِهِ وَ أَمانًا مِنْ عَذابِهِ؟»
    حضرت ابى عبداللّه الحسين(عليه السلام) خطاب به عالمان بى عمل و تاركان امر به معروف و نهى از منكر فرموده‌اند: اى گروه نيرومندى كه به دانش مشهور و به نيكى مذكور و به خيرخواهى معروف و با نام خدا و مذهب در نفوس مردم، با مهابت جلوه گريد! شريف از شما حساب مى‌برد و ضعيف شما را گرامى مى‌دارد، و كسانى كه بر آنها برترى و حقّى نداريد، شما را بر خود ترجيح مى‌دهند، شما وسيله حوائجى هستيد كه بر خواستارانش ممتنع است، و به هيبت پادشاهان و كرامت بزرگان در راه گام برمى‌داريد... و امّا حق ضعيفان را ضايع كرديد! و حقّ خود را كه به گمانتان شايسته آنيد طلب نموديد... و با اين حال آرزوى بهشت الهى را داريد و همجوارى پيامبران و امان از عذابش را در سر مى‌پرورانيد!
    2- اصلاح امّت، نه قدرت طلبى
    «أَللّهُمَّ إِنَّكَ تَعْلَمُ ما كانَ مِنّا تَنافُسًا فى سُلْطان وَ لاَ الِْتماسًا مِنْ فُضُولِ الْحُطامِ وَ لكِنْ لِنَرُدَّ الْمَعالِمَ مِنْ دينِكَ وَ نُظْهِرَ الاِْصْلاحَ فى بِلادِكَ وَ يَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبادِكَ وَ يُعْمَلَ بِفَرائِضِكَ وَ سُنَنِكَ وَ أَحْكامِكَ»
    در باره فلسفه قيامش فرمود: بار خدايا! تو مى‌دانى كه آنچه از ما اظهار شده براى رقابت در قدرت و دستيابى به كالاى دنيا نيست؛ بلكه هدف ما اين است كه نشانه‌هاى دينت را به جاى خود برگردانيم و بلادت را اصلاح نماييم تا ستمديدگان از بندگانت امنيّت يابند و به واجبات و سنّتها و دستورهاى دينت عمل شود.
    3- بهداشت جسم و خودسازى
    «أُوصيكُمْ بِتَقْوَى اللّهِ وَ أُحَذِّرَكُمْ أَيّامَهُ... فَبادِرُوا بِصِحَّةِ الاَْجْسامِ فى مُدَّةِ الاَْعْمارِ... فَإِيّاكَ أَنْ تَكُونَ مِمَّنْ يَخافُ عَلَى الْعِبادِ مِنْ ذُنُوبِهِمْ وَ يَأْمَنَ العُقُوبَةَ مِنْ ذَنْبِهِ»
    اى مردم! شما را به تقواى الهى سفارش مى‌كنم و از (گناه كردن) در ايّامش برحذر مى‌دارم... در مدّت عمر به سلامت و تندرستى جسم پيشى گيريد... و از كسانى مباشيد كه بر گناه بندگان بيم دارند و خود از عقوبت گناه خويش آسوده خاطرند!
    4- اقسام جهاد
    «أَلْجِهادُ عَلى أَرْبَعَةِ أَوْجُه: فَجِهادانِ فَرْضٌ وَ جِهادُ سُنَّةٌ لا يُقامُ إِلاّ مَعَ فَرْض وَ جِهادٌ سُنَّةٌ، فَأَمّا أَحَدُ الْفَرْضَيْنِ فَجِهادُ الرَّجُلِ نَفْسَهُ عَنْ مَعاصِى اللّهِ وَ هُوَ مِنْ أَعْظَمِ الْجِهادِ، وَ مُجاهَدَةُ الَّذينَ مِنَ الكُفّارِ فَرْضٌ.
    وَ أَمَّا الْجِهادُ الَّذى هُوَ سُنَّةٌ لا يُقامُ إِلاّ مَعَ فَرْض فَإِنَّ مُجاهَدَةَ الْعَدُوِّ فَرْضٌ عَلى جَميعِ الاُْمَّةِ لَوْ تَرَكُوا الْجِهادَ لاََتاهُمُ الْعَذابُ وَ هُوَ مِنْ عَذابِ الاُْمَّةِ وَ هُوَ سُنَّةٌ عَلَى الاِْمامِ، وَحَدُّهُ أَنْ يَأْتِىَ مَعَ الاُْمَّةِ فَيُجاهِدَهُمْ. وَ أَمَّا الْجِهادُ الَّذى هُوَ سُنَّةٌ فَكُلُّ سُنَّة أَقامَهُ الرَّجُلُ وَ جاهَدَ فى إِقامَتِها وَ بُلُوغِها وَ إِحْيائِها، فَالْعَمَلُ وَ السَّعْىُ فيها مِنْ أَفْضَلِ الاَْعْمالِ لاَِنـَّها إِحْياءُ سُنَّة وَ قَدْ قالَ رَسُولُ اللّهِ(صلى الله عليه وآله وسلم): «مَنْ سَنَّ سُنَّةً حَسَنَةً فَلَهُ أَجْرُها وَ أَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِها إِلى يَوْمِ الْقِيمَةِ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَنْقُصَ مِنْ أُجُورِهِمْ شَيْئًا.»
    جهاد بر چهارگونه است: دوتاى آن فرض، و يكى سنّت كه جز با فرض برپاداشته نشود، و ديگر جهاد سنّت.
    امّا آن دوتايى كه فرض است، يكى جهاد شخص با نفس خود در مقابل معصيتهاى الهى است، و آن بزرگترين جهاد است، و جهاد با كفّار كه هم مرز با شمايند فرض است.
    و امّا جهادى كه سنّت است و جز با فرض برپا نشود، جهاد با دشمن است، و واجب است بر همه امّت، و اگر جهاد را ترك كنند عذاب بر آنان آيد و اين عذابى است كه از خود امّت است.
    و چنين جهادى بر امام سنّت است و حدّ آن اين است كه امام با امّت به سراغ دشمن روند و با آنها جهاد كنند.
    و امّا جهادى كه سنّت مطلق است عبارت از هر سنّتى است كه شخص آن را برپا مى‌دارد و در برپايى و اجرا و زنده كردن آن تلاش مى‌كند.
    بنابراين، هر نوع كار و كوشش در اقامه آن از بهترين اعمال خواهد بود، زيرا كه آن زنده نمودنِ سنّت است و پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)فرموده است: «هر كه سنّت و روش نيكويى را به وجود آوَرَد پاداشش براى او خواهد بود و نيز ثواب هر كه تا روز قيامت بدان عمل كند، بدون آن كه از ثواب آنها هم چيزى كاسته شود.»
    5- تباهى دنيا
    «إِنَّ هذِهِ الدُّنْيا قد تَغَيَّرَتْ وَ تَنَكَّرَتْ وَ أَدْبَرَ مَعْرُوفُها، فَلَمْ يَبْقَ مِنْها إِلاّ صُبابَةٌ كَصُبابَةِ الاِْناءِ وَ خَسيسُ عَيْش كَالْمَرْعَى الْوَبيل، أَلا تَرَوْنَ أَنَّ الْحَقَّ لا يُعْمَلُ بِهِ وَ أَنَّ الْباطِلَ لا يُتَناهى عَنْهُ، لِيَرْغَبَ الْمُؤْمِنُ فى لِقاءِاللّهِ مُحِقًّا، فَإِنّى لا أَرَى الْمَوْتَ إِلاّ سَعادَةً وَ لاَ الْحَياةَ مَعَ الظّالِمينَ إِلاّ بَرَمًا، إِنَّ النّاسَ عَبيدُ الدُّنيا وَ الدّينُ لَعْقٌ عَلى أَلْسِنَتِهِمْ يَحُوطُونَهُ مادَرَّتْ مَعائِشُهُمْ فَإِذا مُحِّصُوا بِالْبَلاءِ قَلَّ الدَّيّانُونَ»
    امام حسين(عليه السلام) در هنگام سفر به كربلا فرمود: راستى اين دنيا ديگرگونه و ناشناس شده و معروفش پشت كرده، و از آن جز نمى كه بر كاسه نشيند و زندگى‌‌اى پست، همچون چراگاه تباه، چيزى باقى نمانده است. آيا نمى‌بينيد كه به حقّ عمل نمى‌شود و از باطل نهى نمى‌گردد؟ در چنين وضعى مؤمن به لقاى خدا سزاوار است. و من مرگ را جز سعادت، و زندگى با ظالمان را جز هلاكت نمى‌بينم. به راستى كه مردم بنده دنيا هستند و دين بر سر زبان آنهاست و مادام كه براى معيشت آنها باشد پيرامون آناند، و وقتى به بلا آزموده شوند دينداران اندكند.
    6- نعمت ناخوش انجام
    «أَلاِْسْتِدْراجُ مِنَ اللّهِ سُبحانَهُ لِعَبْدِهِ أَنْ يُسْبِغَ عَلَيْهِ النِّعَمَ وَ يَسْلُبَهُ الشُّكْرَ»
    غافلگير كردن بنده از جانب خداوند به اين شكل است كه به او نعمت فراوان دهد و توفيق شكرگزارى را از او بگيرد.
    7- عبادتِ تاجران، عابدان و آزادگان
    «إِنَّ قَوْمًا عَبَدُو اللّهَ رَغْبَةً فَتِلْكَ عِبادَةُ التُّجّارِ وَ إِنَّ قَوْمًا عَبَدُوا اللّهَ رَهْبَةً فَتِلْكَ عِبادَةُ الْعَبيدِ، وَ إِنَّ قَومًا عَبَدُوا اللّهَ شُكْرًا فَتِلْكَ عِبادَةُ الاَْحْرارِ وَ هِىَ أَفْضَلُ الْعِبادَةِ»:
    گروهى خدا را از روى ميل و رغبت (به بهشت) عبادت مى‌كنند كه اين عبادت تاجران است، و گروهى خدا را از روى ترس (از دوزخ) مى‌پرستند و اين عبادت بندگان است و گروهى خدا را از روى شكر(و شايستگىِ پرستش) عبادت مى‌كنند و اين عبادت آزادگان است كه بهترين عبادت است.
    8- پرهيز از ستمكارى
    «إِيّاكَ وَ الظُّلْمَ مَنْ لا يَجِدُ عَلَيْكَ ناصِرًا إِلاَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ»
    برحذر باشيد از ستم كردن به كسى كه ياورى جز خداوند عزّوجلّ ندارد.
    9- روى آوردن به ديندار، جوانمرد و اصيل
    «لا تَرْفَعْ حاجَتَكَ إِلاّ إِلى أَحَد ثَلاثَة: إِلى ذى دين، أَوْ مُرُوَّة، أَوْ حَسَب»
    جز به يكى از سه نفر حاجت مبر: به ديندار، يا صاحب مروّت، يا كسى كه اصالت خانوادگى داشته باشد.
    10- نشانه هاى مقبول و نامقبول انسانها
    «مِنْ دَلائِلِ عَلاماتِ الْقَبُولِ: أَلْجُلُوسُ إِلى أَهْلِ العُقُولِ. وَ مِنْ عَلاماتِ أَسْبابِ الْجَهْلِ أَلْمُماراةُ لِغَيْرِ أَهْلِ الْكُفْرِ. وَ مِنْ دَلائِلِ الْعالِمِ إِنْتِقادُهُ لِحَديثِهِ وَ عِلْمُهُ بِحَقائِقِ فُنُونِ النَّظَرِ»
    از دلائل نشانه‌هاى قبول، همنشينى با خردمندان است و از نشانه‌هاى موجبات نادانى، مجادله با مسلمانان و از نشانه‌هاى دانا اين است كه سخن خود را نقّادى مى‌كند و به حقايق فنونِ نظر، داناست.
    11- نشانه هاى مؤمن
    «إِنَّ الْمُؤْمِنَ اتَّخَذَ اللّهَ عِصْمَتَهُ وَ قَوْلَهُ مِرْآتَهُ، فَمَرَّةً يَنْظُرُ فى نَعْتِ الْمُؤمنينَ وَ تارَةً يَنْظُرُ فى وَصْفِ المُتَجَبِّرينَ، فَهُو مِنْهُ فى لَطائِفَ وَ مِنْ نَفْسِهِ فى تَعارُف وَ مِنْ فِطْنَتِهِ فى يَقين وَ مِنْ قُدْسِهِ عَلى تَمْكين.»
    به راستى كه مؤمن خدا را نگهدار خود گرفته و گفتارش را آيينه خود، يك بار در وصف مؤمنان مى‌نگرد و بار ديگر در وصف زورگويان، او از اين جهت نكته سنج و دقيق است و اندازه و قدر خود را مى‌شناسد و از هوش خود به مقام يقين مى‌رسد و به پاكى خود استوار است.
    12- بخل ورزى در سلام
    «أَلْبَخيلُ مَنْ بَخِلَ بِالسَّلامِ»
    بخيل كسى است كه به سلام كردن بخل ورزد.
    13- نتيجه پيروى از گناهكار
    «مَنْ حَاوَلَ امْرَأً بِمَعْصِيَةِ اللّهِ كانَ أَفْوَتَ لِما يَرْجُو وَ أَسْرَعَ لِما يَحْذَرُ»
    كسى كه با نافرمانىِ خدا گِرد كسى گردد، آنچه را اميد دارد از دست رفتنى تر است و از آنچه برحذر است زودتر دچارش گردد.
    14- احترام به ذرّيّه زهرا(عليه السلام)
    «وَ اللّهِ لا أَعْطِى الدَّنِيَّةَ مِنْ نَفْسى أَبَدًا وَ لَتَلْقِيَنَّ فاطِمَةُ أَباها شاكِيَةً ما لَقِيَتْ ذُرِّيَّتُها أُمَّتَهُ وَ لا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ أَحَدٌ أَذاها فى ذُرِّيَّتِها»
    به خدا قسم من هرگز زير بار پستى و ذلّت نخواهم رفت و در روز قيامت، فاطمه زهرا پدرش را ملاقات خواهد كرد، در حالى كه از آزارى كه فرزندانش از امّت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) ديده اند به پدر خويش شكايت خواهد برد و كسى كه ذرّيّه فاطمه را آزار دهد داخل بهشت نخواهد شد.
    15- فلسفه قيام
    «إِنّى لَمْ أَخْرُجْ أَشِرًا وَ لا بَطَرًا وَ لا مُفْسِدًا وَ لا ظالِمًا وَ إِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الاِْصْلاحِ فى أُمَّةِ جَدّى(صلى الله عليه وآله وسلم) أُريدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْروفِ وَ أَنْهى عَنِ المُنْكَرِ وَ أَسيرَ بِسيرَةِ جَدّى وَ أَبى عَلِىِّ بْنِ أَبيطالب»
    من از روى خودخواهى و خوشگذرانى و يا براى فساد و ستمگرى قيام نكردم، بلكه قيام من براى اصلاح در امّت جدّم مى‌باشد، مى‌خواهم امر به معروف و نهى از منكر كنم و به سيره و روش جدّم و پدرم على بن ابيطالب عمل كنم.
    16- ما اهل بيت شايسته حكومتيم
    «إِنّا أَحَقُّ بِذلِكَ الْحَقِّ المُسْتَحَقِّ عَلَيْنا مِمَّنْ تَوَلاّهُ»
    ما اهل بيت به حكومت و زمامدارى ـ نسبت به كسانى كه آن را تصرّف كرده‌اند ـ سزاوارتريم.
    17- امام كيست؟
    «فَلَعَمْرى مَا الاِْمامُ إِلاَّ الْعامِلُ بِالْكِتابِ والاْخِذُ بِالْقِسْطِ وَ الدّائِنُ بِالْحَقِّ وَ الْحابِسُ نَفْسَهُ عَلى ذاتِ اللّهِ»
    به جان خودم سوگند، امام و پيشوا نيست، مگر كسى كه به قرآن عمل كند و راه قسط و عدل را در پيش گيرد و تابع حقّ باشد و خود را در راه رضاى خدا وقف سازد.
    18- اهل بيت شايستگان حكومت
    «أَيـُّهَا النّاسُ فَإِنَّكُمْ إِنْ تَتَّقُوا اللّهَ وَ تَعْرِفُوا الْحَقَّ لاَِهْلِهِ يَكُنْ أَرْضى لِلّهِ وَ نَحْنُ أَهْلُ بَيْتِ مُحَمَّد(صلى الله عليه وآله وسلم) أَوْلى بِوِلايَةِ هذَا الاَْمرِ مِنْ هؤُلاءِ المُدَّعينَ ما لَيْسَ لَهُمْ وَ السّائِرينَ بِالْجَوْرِ وَ العُدْوانِ»
    اى مردم! اگر شما از خدا بترسيد و حقّ را براى اهلش بشناسيد، اين كار بهتر موجب خشنودى خداوند خواهد بود و ما اهل بيت پيامبر، به ولايت و رهبرى، از اين مدّعيان نالايق و عاملان جور و تجاوز، شايسته‌تريم.
    19- قيام در مقابل ظالم
    «أَيُّهَا النّاسُ إِنَّ رَسُولَ اللّهِ(صلى الله عليه وآله وسلم) قالَ: مَنْ رَأى سُلْطانًا جائِرًا مُسْتَحِلاًّ لِحُرَمِ اللّهِ ناكِثًا لِعَهْدِاللهِ مُخالِفًا لِسُنَّةِ رَسُولِ اللّهِ يَعْمَلُ فى عِبادِ اللّهِ بِالاِْثْمِ وَ الْعُدْوانِ فَلَمْ يُغَيِّرْ عَلَيْهِ بِفِعْل وَ لا قَوْل كانَ حَقًّا عَلَى اللّهِ أَنْ يُدْخِلَهُ مُدْخَلَهُ»
    هان اى مردم! پيامبر خدا فرموده است: كسى كه زمامدارى ستمگر را ببيند كه حرام خدا را حلال مى‌سازد و عهدش را مى‌شكند و با سنّت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)مخالفت مى‌ورزد و در ميان بندگان خدا بر اساس گناه و تجاوز عمل مى‌كند، ولى در مقابل او با عمل يا گفتار، اظهار مخالفت ننمايد، بر خداوند است كه او را با همان ظالم در جهنّم اندازد.
    20- خشنودى خالق، ملاك رستگارى
    «لا أَفْلَحَ قَوْمٌ إِشْتَرَوْا مَرْضاتِ الَْمخْلُوقِ بِسَخَطِ الْخالِقِ»
    رستگار مباد مردمى كه خشنودى مخلوق را در مقابل غضب خالق خريدند.
    21- بهترين ياران
    «إِنّى لا أَعْلَمُ أَصْحابًا أَوْلى وَ لا خَيْرًا مِنْ أَصْحابى وَ لا أَهْلَ بَيْت أَبَرُّ وَ لا أَوْصَلَ مِنْ أَهْلِ بَيْتى فَجزاكُمُ اللّهُ جميعًا خَيْرًا.»:
    در شب عاشورا فرمود: من اصحاب و يارانى را بهتر از ياران خود نديده‌ام و اهل بيت و خاندانى بهتر و باوفاتر از اهل بيت خود سراغ ندارم، خداوند به همه شما جزاى خير دهاد.
    22- آزمودگان استوار امام(عليه السلام)
    «وَ اللّهِ لَقَدْ بَلَوْتُهُمْ فَما وَجَدْتُ فيهِمْ إِلاّ الاَْقْعَسَ يَسْتَأْنِسُونَ بِالْمَنِيَّةِ دُونى اِسْتيناسَ الطِّفْلِ إِلى مَحالِبِ أُمِّه»
    درباره اصحاب خود فرمود: به خدا قسم آنان را آزمودم، دلاور و استوارشان ديدم، به كشته شدن در ركاب من چنان مشتاقند كه طفل شيرخوار به پستان مادرش!
    23- بهترين سخن تسلّى بخش
    «إِنَّ أَهْلَ الاَْرْضِ يَمُوتُونَ وَ أَهْلَ السَّماءِ لا يَبْقُونَ وَ أَنَّ كُلَّ شَىْء هالِكٌ إِلاّ وَجْهَ اللّهِ الَّذى خَلَقَ الاَْرضَ بِقُدْرَتِهِ وَ يَبْعَثُ الْخَلْقَ فَيَعُودُونَ وَ هُوَ فَرْدٌ وَحْدَهُ»
    در مقام تسلّى به خواهر بزرگوارش فرمود: اهل زمين مى‌ميرند و اهل آسمان باقى نمى‌مانند و همه چيز رو به فناست، جز ذات پروردگارى كه زمين را به قدرتش آفريده، و خلق را برانگيزاند و همه به سوى او باز مى‌گردند، و او تنهاى يگانه است.
    24- شكيبايى، پل پيروزى
    «صَبْرًا يا بَنِى الْكِرامِ فَمَا الْمُوْتُ إِلاّ قَنْطَرَةٌ تَعْبُرُ بِكُمْ عَنِ الْبُؤْسِ وَ الضَّرّاءِ إِلَى الْجِنانِ الْواسِعَةِ وَ النِّعَمِ الدّائِمَةِ»
    به اصحاب رزمنده خود در روز عاشورا فرمود: اى بزرگ‌زادگان! صبر و شكيبايى ورزيد كه مرگ چيزى جز يك پُل نيست كه شما را از سختى و رنج عبور داده به بهشت پهناور و نعمتهاى هميشگى آن مى‌رساند.
    25- فرجام دنيا
    «عِبادَ اللّهِ إِتَّقُوا اللّهَ وَ كُونُوا مِنَ الدُّنْيا عَلى حَذَر فَإِنَّ الدُّنْيا لَوْ بَقِيَتْ عَلى أَحَد أَوْ بَقِىَ عَلَيْها لَكانَتِ الأَنْبِياءُ أَحَقَّ بِالْبَقاءِ وَ أَوْلى بِالرِّضا وَ أَرْضى بِالْقَضاءِ غَيْرَ أَنَّ اللّهَ خَلَقَ الدُّنْيا لِلْفَناءِ فَجَديُدها بال وَ نَعيمُها مُضْمَحِلٌّ وَ سُرُورُها مُكَفْهِرٌ وَ الْمَنْزِلُ تَلْعَةٌ وَ الدّارُ قَلْعَةٌ. فَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزّادِّ التَّقْوى وَ اتَّقُوا اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»
    بندگان خدا! از خدا بترسيد و از دنيا برحذر باشيد كه اگر بنا بود همه دنيا به يك نفر داده شود و يا يك فرد براى هميشه در دنيا بماند، پيامبران براى بقا سزاوارتر بودند و جلب خشنودى آنان بهتر و چنين حكمى خوش آيندتر بود، ولى هرگز! زيرا خداوند دنيا را براى فانى شدن خلق نموده كه تازه‌هايش كهنه و نعمت‌هايش زايل خواهد شد و سرور و شادى‌اش به غم و اندوه مبدّل خواهد گرديد، منزلى پست و خانه اى موقّت است، پس براى آخرت خود توشه‌اى برگيريد و بهترين توشه آخرت تقواست، از خدا بترسيد، باشد كه رستگار شويد.
    26- مقاومت مردانه
    «لا وَاللّهِ لاأَعْطيهِمْ بِيَدى إِعْطاءَالذَّليلِ وَ لا أَفِرُّ مِنْهُمْ فِرارَ الْعَبيدِ»
    نه به خدا سوگند، نه دست ذلّت در دست آنان مى‌گذارم و نه مانند بردگان از صحنه جنگ در برابرشان فرار مى‌كنم.
    27- آثار غذاى حرام
    «وَيْلَكُمْ ما عَلَيْكُمْ أَنْ تَنْصِتُوا إِلَىَّ فَتَسْمَعُوا قَوْلى وَ إِنَّما أَدْعُوكُمْ إِلى سَبيلِ الرَّشادِ فَمَنْ أَطاعَنى كانَ مِنَ المُرْشَدينَ وَ مَنْ عَصانى كانَ مِنَ المُهْلَكينَ وَ كُلُّكُمْ عاص لاَِمْرى غَيْرُ مُسْتَمِع لِقَوْلى قَدِ انْخَزَلَتْ عَطِيّاتُكُمْ مِنَ الْحَرامِ وَ مُلِئَتْ بُطُونُكُمْ مِنَ الْحَرامِ فَطَبَعَ اللّهُ عَلى قُلُوبِكُمْ»
    در روز عاشورا خطاب به سپاه ظلم فرمود: واى بر شما چرا ساكت نمى‌شويد، تا گفتارم را بشنويد؟ همانا من شما را به راه هدايت و رستگارى فرامى‌خوانم، هر كس از من پيروى كند سعادتمند است و هر كس نافرمانى‌ام كند از هلاك شدگان است، شما همگى نافرمانى‌ام مى‌كنيد و به سخنم گوش نمى‌دهيد، آرى در اثر هداياى حرامى كه به شما رسيده و در اثر غذاهاى حرامى كه شكم هايتان از آنها انباشته شده، خداوند اين چنين بر دلهاى شما مُهر زده است!
    28- هيهات كه زير بار ذلّت روم!
    «أَلا إِنَّ الدَّعِىَّ بْنَ الدَّعِىَّ قَدْ رَكَزَ بَيْنَ اثْنَتَيْنِ بَيْنَ السِّلَّةِ وَ الذِّلَّةِ وَ هَيْهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ يَأْبَى اللّهُ لَنا ذلِكَ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤمِنُونَ وَ حُجُورٌ طابَتْ وَ طَهُرَتْ وَ أُنـُوفٌ حَمِيَّةٌ وَ نُفُوسٌ آبِيَـةٌ مِنْ أَنْ نُؤْثِرَ طاعَةَ اللِّئامِ عَلى مَصارِعِ الْكِرامِ»
    آگاه باشيد كه فرومايه، فرزند فرومايه، مرا در بين دو راهىِ شمشير و ذلّت قرار داده است و هيهات كه ما زير بار ذلّت برويم، زيرا خدا و پيامبرش و مؤمنان از اين كه ما ذلّت را بپذيريم دريغ دارند، دامنهاى پاك مادران و مغزهاى با غيرت و نفوس با شرافت پدران، روا نمى‌دارند كه اطاعت افراد لئيم و پست را بر قتلگاه كريمان و نيك منشان مقدّم بداريم.
    29- خشم الهى بر يهود، مجوس و دشمن اهل بيت(عليه السلام)
    «إِشْتَدَّ غَضَبُ اللّهِ عَلَى الْيَهُودِ إِذْ جَعَلُوا لَهُ وَلَدًا وَ اشْتَدَّ غَضَبُهُ عَلَى النَّصارى إِذْ جَعَلُوهُ ثالِثَ ثَلاثَة وَ اشْتَدَّ غَضَبُهُ عَلَى الَْمجُوسِ إِذْ عَبَدُوا الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ دُونَهُ وَ اشْتَدَّ غَضَبُهُ عَلى قَوْم إِتَّفَقَتْ كَلِمَتُهُمْ عَلَى قَتْلِ ابْنِ بِنْتِ نَبِيِّهِمْ»
    خشم خداوند بر يهود آن گاه شدّت گرفت كه براى او فرزندى قرار دادند، و خشمش بر نصارى وقتى شدّت يافت كه براى او قائل به خدايان سه گانه شدند، و غضبش بر مجوس آن گاه سخت شد كه به جاى او آفتاب و ماه را پرستيدند، و خشمش بر قوم ديگرى آن گاه شدّت يافت كه بر كشتن پسرِ دخترِ پيامبرشان هماهنگ گرديدند.
    30- اگر دين نداريد، لااقل آزاد باشيد
    «يا شيعَةَ آلِ أَبى سُفْيانَ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ دينٌ وَ كُنْتُمْ لا تَخافُونَ الْمَعادَ فَكُونُوا أَحْرارًا فى دُنْياكُم وَ ارْجِعُوا إِلى أَحْسابِكُمْ إِنْ كُنْتُم عَرَبًا كَما تَزْعَمُونَ»
    اى پيروان خاندان ابوسفيان! اگر دين نداريد و از روز قيامت نمى‌ترسيد لااقلّ در زندگى دنياتان آزادمرد باشيد، و اگر خود را عرب مى‌پنداريد به نياكان خود بينديشيد.
    31- پيشى گيرنده در آشتى
    «أَيُّما إِثْنَيْنِ جَرى بَيْنَهُما كَلامٌ فَطَلَبَ أَحُدُهُما رِضَا الاْخَرِ كانَ سابِقُهُ إِلَى الْجَنَّةِ.»:
    هر يك از دو نفرى كه ميان آنها نزاعى واقع شود و يكى از آن دو رضايت ديگرى را بجويد، سبقت گيرنده، اهل بهشت خواهد بود.
    32- ثواب سلام
    «لِلسَّلامِ سَبْعُونَ حَسَنَةً تِسْعٌ وَ سِتُّونَ لِلْمُبْتَدِءِ وَ واحِدَةٌ لِلرّادِّ»
    سلام كردن هفتاد حسنه دارد، شصت و نُه حسنه از آنِ سلامكننده و يكى از آنِ جواب دهنده است.
    33- رضاى خدا، نه هواى مردم
    «مَنْ طَلَبَ رِضَا اللّهِ بِسَخَطِ النّاسِ كَفاهُ اللّهُ أُمُورَ النّاسِ، وَ مَنْ طَلَبَ رِضَا النّاسِ بِسَخَطِاللّهِ وَكَلَهُ اللّهُ إِلَى النّاسِ»
    هر كس رضاى خدا را به غضب مردم بجويد، خدا او را از كارهاى مردم كفايت مى‌كند، و هر كس خشنودى مردم را به غضب خدا بجويد، خدا او را به مردم واگذارد.
    34- ويژگيهاى حضرت مهدى(عليه السلام)
    «تَعْرِفُونَ الْمَهْدِىَّ بِالسَّكينَةِ وَ الْوَقارِ وَ بِمَعْرِفَةِ الْحَلالِ وَ بِحاجَةِ النّاسِ إِلَيْهِ وَ لا يَحْتاجُ إِلى أَحَد.»:
    درباره حضرت مهدى(عليه السلام) فرمود: شما مردم، آن حضرت را به داشتن آرامش و متانت و به شناخت حلال و حرام و به رو آوردن مردم به او و بى‌نيازى او از مردم مى‌شناسيد.
    35- رؤياى دنيا
    «وَ اعْلَمُوا أَنَّ الدُّنْيا حُلْوُها وَ مُرُّها حُلْمٌ وَ الاِْنْتِباهُ فِى الاْخِرَةِ»
    بدانيد كه دنيا شيرينى و تلخى‌اش رؤيايى بيش نيست، و آگاهى و بيدارى واقعى در آخرت است.
    36- پرهيز از كلام پست و سبك
    «لا تَقُولُوا بِأَلـْسِنَتِكُمْ ما يَنْقُصُ عَنْ قَدْرِكُمْ»
    چيزى به زبانتان نياوريد كه از ارزش شما بكاهد.
    37- جاودانگى در مرگ با عزّت
    «لَيْسَ الْمَوْتُ فى سَبيلِ الْعِزِّ إِلاّ حَياةً خالِدَةً وَ لَيْسَتِ الْحَياةُ مَعَ الذُّلِّ إِلاَّ الْمَوْتُ الَّذى لا حَياةَ مَعَهُ»
    مرگ در راه عزّت جز زندگى جاويد، و زندگى با ذلّت جز مرگ بى حيات نيست.
    38- حرمت حيله و نيرنگ
    «وَ الْخَدْعُ عِنْدَنا أَهْلَ الْبَيْتِ مُحَرَّمٌ»
    حيله و نيرنگ نزد ما اهل بيت حرام است.
    39- مرگ، پديده گريبانگير
    «خُطَّ الْمَوْتُ عَلى وُلْدِ آدَمَ مَخَطَّ الْقِلادَةِ عَلى جيدِ الفَتاةِ وَ ما أَوْلَهَنى إِلى أَسْلافى إِشْتِياقَ يَعْقُوبَ إِلى يُوسُفَ»
    قبل از حركت از مكّه به سوى عراق در ميان جمعى از بنى هاشم فرمود:مرگ گردنگير فرزندان آدم است; همچون گردنبند بر گردن دختر جوان، و من مشتاق ديدن گذشتگانم هستم، مانند اشتياقى كه يعقوب به ديدن يوسف داشت.
    40- انديشه پايان كار
    «فَإِنْ تَكُنِ الدُّنْيا تُعَدُّ نَفيسَةًفَدارُ ثَوابِ اللّهِ أَعْلى وَ أَنْبَلُوَ إِنْ تَكُنِ الأَمْوالُ لِلتَّرْكِ جَمْعَهافَما بالُ مَتْرُوك بِهِ الْمَرْءُ يَبْخَلُوَ إِنْ تَكُنِ الاَْرْزاقُ قِسْمًا مُقَسَّمًافَقِلَّةُ حِرْصِ الْمَرْءِ فِى الْكَسْبِ أَجْمَلُوَ إِنْ تَكُنِ الاَْبْدانُ لِلْمَوْتِ أُنـْشِأَتْفَقَتْلُ امْرِء بِالسَّيْفِ فِى اللّهِ أَفْضَلُعَلَيْكُمْ سَلامُ اللّهِ يا آلَ أَحْمَدَفَإِنّى أَرانى عَنكُمْ سَوْفَ أَرْحَلُدر »:
    حضرت در مسير حركت به جانب كوفه فرموده است: زندگى دنيا گرچه نفيس و پربهاست، ولى پاداش خدا در جهان ديگر بالاتر و پربهاتر است و اگر سرانجامِ جمع آورى مال و ثروت، ترك نمودن آن است، پس نبايد مرد براى آن بخل ورزد و اگر روزى‌هاى بندگان، تقسيم و مقدَّر شده است، پس كمىِ حرصِ مرد در كسب، زيباتر. و اگر بدن ها براى مرگ آفريده شده است، پس كشته شدن مرد در راه خدا چه بهتر. درود بر شما اى خاندان پيامبر، كه من به زودى از ميان شما كوچ خواهم كرد.
    .................

  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    113
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    16
    آپلود
    2
    گالری
    0




    چهل حديث گوهربار از امام هادي (ع)

    سخنان گهربار حضرت هادى(عليه السلام) مشتمل بر نكات تربيتى فراوان است. از ميان آن كلمات نورانى، چهل حديث را برگزيدم كه، هر كدام در موضوع خود، مى تواند راهگشاى مشكلات و درسى حياتبخش براى انسان هاى هدفدار و كمال جو باشد.
    اميد است كه اين مجموعه، مورد استفاده شيفتگان مكتب حضرتش قرار گيرد.

    قالَ الاِْمامُ الْهادى(عليه السلام)
    1- جبران نقص
    لِبَعْضِ مَواليهِ: عاتِبْ فُلانًا وَ قُلْ لَهُ: إِنَّاللّهَ إِذا أَرادَ بِعَبْد خَيْرًا إِذا عُوتِبَ قَبِلَ:
    امام علىالنّقى(عليه السلام) به يكى از دوستانش فرمود:فلانى را توبيخ كن و به او بگو: خداوند چون خير بنده اى خواهد، هر گاه توبيخ شود، بپذيرد. {و در صدد جبران نقص خودبرآيد.}
    -2 جايگاه اجابت دعا
    إِنَّ لِلّهِ بِقاعًا يُحِبُّ أَنْ يُدْعى فيهافَيَسْتَجيبَ لِمَنْ دَعاهُ وَ الْحَيْرُ مِنْها:
    همانا براى خداوند بقعه هايىاست كه دوست دارد در آنها به درگاه او دعا شود و دعاى دعاكننده را به اجابت رساند،و حائر حسين(عليه السلام)يكى از آنهاست.
    -3 خداترسى
    مَنِ اتَّقَى اللّهَيُتَّقى، وَ مَنْ أَطاعَ اللّهَ يُطاعُ، وَ مَنْ أَطاعَ الْخالِقَ لَمْ يُبالِسَخَطَ الَمخْلُوقينَ. وَ مَنْ أَسْخَطَ الْخالِقَ فَلْيَيْقَنَ أَنْ يَحِلَّ بِهِسَخَطُ الَْمخْلُوقينَ:هر كس از خدا بترسد، مردم از او بترسند، و هر كه خدارا اطاعت كند، از او اطاعت كنند، و هر كه مطيع آفريدگار باشد، باكى از خشم آفريدگانندارد، و هر كه خالق را به خشم آورد، بايد يقين كند كه به خشم مخلوق دچارمىشود.
    4- اطاعت خيرخواه
    مَنْ جَمَعَ لَكَ وُدَّهُ وَ رَأْيَهُ فَاجْمَعْلَهُ طاعَتَكَ:
    هر كه دوستى و نظر نهايى اش را براى تو همه جانبه گرداند، طاعتترا براى او همه جانبه گردان.
    5- اوصاف پروردگار
    إِنَّ اللّهَ لا يُوصَفُإِلاّ بِما وَصَفَ بِهِ نَفْسَهُ، وَ أَنّى يُوصَفُ الَّذى تَعْجِزُ الْحَواسُّأَنْ تُدْرِكَهُ وَ الاَْوْهامُ أَنْ تَنالَهُ وَ الْخَطَراتُ أَنْ تَحُدَّهُ وَالاَْبْصارُ عَنِ الاِْحاطَةِ بِهِ. نَأى فى قُرْبِهِ وَ قَرُبَ فى نَأْيِهِ،كَيَّفَ الْكَيْفَ بِغَيْرِ أَنْ يُقالَ: كَيْفَ، وَ أَيَّنَ الاَْيْنَ بِلا أَنْيُقالَ: أَيْنَ، هُوَ مُنْقَطِعُ الْكَيْفِيَّةِ وَ الاَْيْنِيَّةِ، أَلْواحِدُالاَْحَدُ، جَلَّ جَلالُهُ وَ تَقَدَّسَتْ أَسْماؤُهُ:
    به راستى كه خدا، جزبدانچه خودش را وصف كرده، وصف نشود.
    كجا وصف شود آن كه حواس از دركش عاجز است، وتصورّات به كُنه او پى نبرند، و در ديده ها نگنجد؟ او با همه نزديكىاش دور است و باهمه دورى اش نزديك. كيفيّت و چگونگى را پديد كرده، بدون اين كه خود كيفيّت و چگونگىداشته باشد. مكان را آفريده بدون اين كه خود مكانى داشته باشد. او از چگونگى و مكانبر كنار است. يكتاى يكتاست، شكوهش بزرگ و نام هايش پاكيزه است.
    6- اثر بخشخداست، نه روزگار
    لا تَعْدُ وَ لا تَجْعَلْ لِلاَْيّامِ صُنْعًا فىحُكْمِاللّهِ:
    از حدّ خود تجاوز نكن و براى روزگار هيچ اثرى در حكم خدا قرارنده.
    7- نتيجه بى اعتنايى به مكر خدا
    مَنْ أَمِنَ مَكْرَ اللّهِ وَ أَليمَأَخْذِهِ، تَكَبَّرَ حَتّى يَحِلَّ بِهِ قَضاؤُهُ وَ نافِذُ أَمْرِهِ، وَ مَنْ كانَعَلى بَيِّنَة مِنْ رَبِّهِ هانَتْ عَلَيْهِ مَصائِبُ الدُّنْيا وَ لَوْ قُرِضَ وَنُشِرَ:
    هر كه از مكر خدا و مؤاخذه دردناكش آسوده زِيَد، تكبّر پيشه كند تاقضاى خدا و امر نافذش او را فراگيرد، و هر كه بر طريق خداپرستى، محكم و استوارباشد، مصائب دنيا بر وى سبك آيد و اگر چه مقراض شود و ريز ريز گردد.
    8- تقيّه
    لَوْ قُلْتُ إِنَّ تارِكَ التَّقِيَّةِ كَتارِكِ الصَّلوةِ لَكُنْتُصادِقًا:
    اگر بگويم كسى كه تقيّه را ترك كند مانند كسى است كه نماز را ترككرده، هر آينه راست گفته ام.
    9- شكر و شاكر
    الشّاكِرُ أَسْعَدُ بِالشُّكْرِمِنْهُ بِالنِّعْمَةِ الَّتى أَوْجَبَتِ الشُّكْرَ لاَِنَّ النِّعَمَ مَتاعٌ وَالشُّكْرُ نِعَمٌ وَ عُقْبى:
    شخص شكرگزار، به سبب شكر، سعادتمندتر است تا بهسبب نعمتى كه باعث شكر شده است. زيرا نعمت، كالاى دنياست و شكرگزارى، نعمتِ دنيا وآخرت است.
    10- دنيا جايگاه آزمايش
    إِنَّ اللّهَ جَعَلَ الدُّنْيا دارَبَلْوى وَ الاْخِرَةَ دارَ عُقبى وَ جَعَلَ بَلْوَى الدُّنْيا لِثَوابِ الاْخِرَةِسَبَبًا وَ ثَوابَ الاْخِرَةِ مِنْ بَلْوَى الدُّنْيا عِوَضًا:
    همانا كهخداوند دنيا را سراى امتحان و آزمايش ساخته و آخرت را سراى رسيدگى قرار داده است، وبلاى دنيا را وسيله ثواب آخرت، و ثواب آخرت را عوض بلاى دنيا قرار داده است.
    11- ستمكار بردبار
    إِنَّ الظّالِمَ الْحالِمَ يَكادُ أَنْ يُعْفى عَلَيْهِبِحِلْمِهِ. وَ إِنَّ الُْمحِقَّ السَّفيهَ يَكادُ أَنْ يُطْفِىءَ نُورَ حَقِّهِبِسَفْهِهِ:
    به راستى ستمكار بردبار، بسا كه به وسيله حلم و بردبارى خود ازستمش گذشت شود و حقدار نابخرد، بسا كه به سفاهت خود، نور حقِّ خويش را خاموشكند
    12- آدم بى شخصيّت
    مَنْ هانَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ فَلا تَأْمَنْشَرَّهُ:
    كسى كه خود را پست شمارد، از شرّ او در امان مباش.
    13-جايگاه سود و زيان
    أَلدُّنْيا سُوقٌ رَبِحَ فيها قَوْمٌ وَ خَسِرَآخَرُونَ:
    دنيا بازارى است كه گروهى در آن سود برند و دسته اى زيانببينند.
    14-حسد و خودخواهى
    أَلْحَسَدُ ماحِقُ الْحَسَناتِ، وَ الزَّهْوُجالِبُ الْمَقْتِ، وَ الْعُجْبُ صارِفٌ عَنْ طَلَبِ الْعِلْمِ داع إِلَى الْغَمْطِوَ الْجَهْلِ، وَ الْبُخْلُ أَذَمُّ الاَْخْلاقِ وَ الطَّمَعُ سَجِيَّةٌسَيِّئَةٌ:
    حسد نيكوييها را نابود سازد، و دروغ، دشمنى آوَرَد، و خودپسندىمانع از طلب دانش و خواهنده خوارى و جهل گردد، و بخل ناپسنديده ترين خُلق و خوىاست، و طمع خصلتى ناروا و ناشايست است.
    15- پرهيز از تملّق
    قالَأَبُوالْحَسَنِالثّالِثِ(ع يه السلام) لِرَجُل وَ قَدْ أَكْثَرَ مِنْ إِفْراطِالثَّناءِ عَلَيْهِ: أَقْبِلْ عَلى شَأْنِكَ، فَإِنَّ كَثْرَةَ المَلَقِ يهْجُمُعَلَى الظِّنَّةِ وَ إِذا حَلَلْتَ مِنْ أَخيكَ فى مَحَلِّ الثِّقَةِ، فَاعْدِلْعَنِ الْمَلَقِ إِلى حُسْنِ النِّيَّةِ:
    امام هادى(عليه السلام) به كسى كه درستايش از ايشان افراط كرده بود فرمودند: از اين كار خوددارى كن كه تملّقِ بسيار،بدگمانى به بار مى آورد و اگر اعتماد برادر مؤمنت از تو سلب شد از تملّق او دستبردار و حسن نيّت نشان ده.
    16-جايگاه حُسنِ ظنّ و سوءظنّ
    إِذا كانَ زَمانُالْعَدْلِ فيهِ أَغْلَبَ مِنَ الْجَوْرِ فَحَرامٌ أَنْ يَظُنَّ بِأَحَد سُوءً حَتّىيَعْلَمَ ذلِكَ مِنْهُ، وَ إِذا كانَ الْجَوْرُ أَغْلَبَ فيهِ مِنَ الْعَدْلِفَلَيْسَ لاَِحَد أَنْ يَظُنَّ بِأَحَد خَيْرًا ما لَمْ يَعْلَمْ ذلِكَمِنْهُ:
    هر گاه در زمانه اى عدل بيش از ظلم رايج باشد، بدگمانى به ديگرى حراماست، مگر آن كه [ آدمى ] بدى از كسى ببيند. و هر گاه در زمانهاى ظلم بيش از عدلباشد، تا وقتى كه [آدمى] خيرى از كسى نبيند، نبايد به او خوشبين باشد.
    17- بهتراز نيكى و زيباتر از زيبايى
    خَيْرٌ مِنَ الخَيْرِ فاعِلُهُ، وَ أَجْمَلُ مِنَالْجَميلِ قائِلُهُ، وَ أَرْجَحُ مِنَ الْعِلْمِ حامِلُهُ، وَ شَرٌّ مِنَ الشَّرِّجالِبُهُ، وَ أَهْوَلُ مِنَ الْهَوْلِ راكِبُهُ:
    بهتر از نيكى، نيكوكار است، وزيباتر از زيبايى، گوينده آن است، و برتر از علم، حامل آن است، و بدتر از بدى، عاملآن است، و وحشتناكتر از وحشت، آورنده آن است.

    18-توقّع بيجا
    لا تَطْلُبِالصَّفا مِمَّنْ كَدَرْتَ عَلَيْهِ، وَ لاَالْوَفاءَ لِمَنْ غَدَرْتَ بِهِ، وَ لاَالنُّصْحَ مِمَّنْ صَرَفْتَ سُوءَ ظَنِّكَ إِلَيْهِ، فَإِنَّما قَلْبُ غَيْرِكَكَقَلْبِكَ لَهُ:
    از كسى كه براو خشم گرفته اى ، صفا و صميميّت مخواه و از كسىكه به وى خيانت كرده اى ، وفا مطلب و از كسى كه به او بدبين شده اى ، انتظارخيرخواهى نداشته باش، كه دل ديگران براى تو همچون دل تو براى آنهاست.
    19- برداشتنيكو از نعمتها
    أَلْقُوا النِّعَمَ بِحُسْنِ مُجاوَرَتِها وَ الَْتمِسُواالزِّيادَةَ فيها بِالشُّكْرِ عَلَيْها، وَ اعْلَمُوا أَنَّ النَّفْسَ أَقْبَلُشَىْء لِما أَعْطَيْتَ وَ أَمْنَعُ شَىْء لِما مَنَعْتَ:
    نعمت ها را با برداشتخوب از آنها به ديگران ارائه دهيد و با شكرگزارى افزون كنيد، و بدانيد كه نفس آدمىرو آورنده ترين چيز است به آنچه به او بدهى و بازدارنده ترين چيز است از آنچه كه ازاو بازدارى.
    20-خشم به زيردستان
    أَلْغَضَبُ عَلى مَنْ تَمْلِكُلُؤْمٌ:
    خشم بر زيردستان از پستى است.
    21-عاقّ والدين
    أَلْعُقوقُثَكْلُ مَنْ لَمْ يَثْكَلْ:
    نافرمانى فرزند از پدر و مادر، داغِ داغ ناديدگاناست.
    22-تأثير صله رحم در ازياد عمر
    إِنَّ الرَّجُلَ لَيَكُونَ قَدْ بَقِىَمِنْ أَجَلِهِ ثَلاثُونَ سَنَةً فَيَكُونُ وُصُولاً لِقَرابَتِهِ وُصُولاًلِرَحِمِهِ، فَيَجْعَلُهَا اللّهُ ثَلاثَةً وَ ثَلاثينَ سَنَةً، وَ إِنَّهُلَيَكُونَ قَدْ بَقِىَ مِنْ أَجَلِهِ ثَلاثٌ وَ ثَلاثُونَ سَنَةً فَيَكُونُ عاقًّالِقَرابَتِهِ قاطِعًا لِرَحِمِهِ، فَيَجْعَلُهَا اللّهُ ثَلاثَ سِنينَ:
    چه بساشخصى كه مدّت عمرش مثلاً سى سال مقدّر شده باشد به خاطر صله رحم و پيوند باخويشاوندانش، خداوند عمرش را به 33 سال برساند. و چه بسا كسى كه مدّت عمرش 33 سالمقدّر شده باشد، به خاطر آزردن خويشاوندان و قطع رحمش، خداوند عمرش را به سه سالبرساند.
    23-نتيجه عاقّ والدين
    أَلْعُقُوقُ يُعَقِّبُ الْقِلَّةَ وَ يُؤَدّىإِلَى الذِّلَّةِ:
    نارضايتى پدر و مادر، كمىِ روزى را به دنبال دارد و آدمى رابه ذلّت مى كشاند.
    24-بىطاقتى در مصيبت
    أَلْمُصيبَةُ لِلصّابِرِ واحِدَةٌ وَلِلْجازِعِ إِثْنانِ:
    مصيبت براى صابر يكى است و براى كسى كه بى طاقتى مى كنددوتاست.
    25-همراهان دنيا و آخرت
    أَلنّاسُ فِى الدُّنْيا بِالاَْمْوالِ وَفِى الاْخِرَةِ بالاَْعْمالِ:
    مردم در دنيا با اموالشان و در آخرت با اعمالشانهستند.
    26-شوخى بيهوده
    أَلْهَزْلُ فَكاهَةُ السُّفَهاءِ وَ صَناعَةُالْجُهّالِ:
    مسخرگى، تفريح سفيهان و كار جاهلان است.
    27-زمان جاندادن
    أُذْكُرْ مَصْرَعَكَ بَيْنَ يَدَىْ أَهْلِكَ، وَ لا طَبيبٌ يَمْنَعُكَ وَلاحَبيبٌ يَنْفَعُكَ:
    وقت جان دادنت نزد خانواده ات را به ياد آر كه در آنهنگام طبيبى جلوگير مرگت و دوستى نفع رسانت نباشد.
    28-نتيجهجدال
    أَلْمِراءُ يُفْسِدُ الْصِّداقَةَ القَديمَةَ وَ يُحَلِّلُ الْعُقْدَةَالْوَثيقَةَ وَ أَقَلُّ ما فيهِ أَنْ تَكُونَ فيهِالْمُغالَبَةُ وَ الْمُغالَبَةُأُسُّ أَسْبابِ الْقَطيعَةِ:
    جدال، دوستى قديمى را تباه مىكند و پيوندِ اعتمادرا مى گشايد و كمترين چيزى كه در آن است غلبه بر ديگرى است، كه آن هم سبب جدايىمى شود.
    29-حكمت ناپذيرى دل فاسد
    أَلْحِكْمَةُ لا تَنْجَعُ فِى الطِّباعِالْفاسِدَةِ:
    حكمت، اثرى در دلهاى فاسد نمى گذارد.
    30-درك لذّت درقِلَّت
    أَلسَّهَرُ أَلَذُّ لِلْمَنامِ وَ الْجُوعُ يَزيدُ فى طيبِالطَّعامِ:
    شب بيدارى، سبب لذّتبخشى خواب، و گرسنگى سبب خوش خوراكى در طعامناب است.
    31-اسير زبان
    راكِبُ الْحَرُونِ أَسيرُ نَفْسِهِ، وَ الْجاهِلُأَسيرُ لِسانِهِ:
    كسى كه بر اسب سركش، سوار است، اسير هواى نفس خويش، و نادان،اسير زبان خويش است.
    32-تصميم قاطع
    أُذْكُرْ حَسَراتِ التَّفْريطِ بِأَخْذِتَقْديمِ الْحَزْمِ:
    افسوسِ كوتاهى در انجام كار را با گرفتن تصميم قاطع جبرانكن.
    33-خشم و كينه توزى
    أَلْعِتابُ مِفْتاحُ الثِّقالِ، وَ الْعِتابُخَيْرٌ مِنَ الْحِقْدِ:
    خشم و تندى، كليدِ گرانبارى است و خشم، بهتر از كينهتوزى است.
    34-ظهور مقدَّرات
    أَلْمَقاديرُ تَريكَ ما لا يَخْطُرُبِبالِكَ:
    مقدَّرات چيزهايى را بر تو نمايان مى سازد كه به فكرت خطور نكردهاست.
    35-خود خواهان مغضوب
    مَنْ رَضِىَ عَنْ نَفْسِهِ كَثُرَ السّاخِطُونَعَلَيْهِ:
    هر كه از خود راضى باشد، خشمگيران بر او زياد خواهند بود.
    36-تباهى فقر
    أَلْفَقْرُ شَرَهُ النَّفْسِ وَ شِدَّةُ الْقُنُوطِ:
    فقر، مايهآزمندىِ نفس و سببِ نااميدى زياد است.
    37-راه پرستش
    لَوْ سَلَكَ النّاسُوادِيًا شُعَبًا لَسَلَكْتُ وادِىَ رَجُل عَبَدَاللّهَ وَحْدَهُ خالِصًا:
    اگرمردم به راه هاى گوناگونى روند، من به راه كسى كه تنها خدا را خالصانه مى پرستدخواهم رفت.
    38-آثار گوشتخوارى
    مَنْ تَرَكَ اللَّحْمَ أَرْبَعينَ صَباحًاساءَ خُلْقُهُ وَ مَنْ أَكَلَ اللَّحْمَ أَرْبَعينَ صَباحًا ساءَخُلْقُهُ:
    كسى كه چهل روز گوشت نخورد بد خُلقى پيدا كند، و كسى كه چهل روز پىدر پى نيز گوشت خورد اخلاقش بد شود.
    39-يگانگى خدا
    لَمْ يَزَلِ اللّهُوَحْدَهُ لا شَىءَ مَعَهُ، ثُمَّ خَلَقَ الاَْشْياءَ بَديعًا وَ اخْتارَ لِنَفْسِهِأَحْسَنَ الاَْسْماء:
    خداوند از ازل تنها بود و چيزى با او نبود، سپس اشياءرا به صورت نوظهور آفريد و براى خودش بهترين نام ها را برگزيد.
    40-فروتنى
    أَلتَّواضُعُ أَنْ تُعْطِىَ النّاسَ ما تُحِبُّ أَنْتُعْطاهُ:
    فروتنى آن است كه با مردم چنان كنى كه دوست دارى با تو چنانباشند.

  10. تشکر


  11. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    113
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    16
    آپلود
    2
    گالری
    0




    چند حدیث که از زبان مبارک حضرت معصومه (س) نقل شده است

    حدثتني فَاطِمَةُ وَ زَيْنَبُ وَ أمَّ كُلْثُوم بَنَاتُ مُوسَى بْن ِ جَعْفَر قُلْنَ:... عَنْ فَاطِمَةَ بِنْت ِرَسُول ِاللّه ِصَلَّى اللّه عَلَيْه ِوَ آله و سَلَّمَ وَ رَضِىَ عَنْهَا قَالَتْ : «أنَسِيتُمْ قَوْلَ رَسُول ِاللّه ِصِلَّى اللّهُ عَلَيْه ِوَ سَلَّم يَوْمَ غَد ِ ير ِخُمٍّ، مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوُلاهُ وَ قَوْلُهُ صَلَّى اللّهُ عَلَيْه ِوَ آله و سَلَّمَ ،أنْتَ مِنِّى بِمَنْز ِلَة ِهَارُونَ مِنْ مُوسى؟!»

    احادیث  تاثیر گذار

    فاطمه معصومه (س) اين روايت را از دختر امام صادق(ع) نقل مى كند كه سلسله سندش در نهايت به فاطمه زهرا(س) مى رسد.
    فاطمه زهرا(س)، دختر بزرگوار رسول اكرم (ص) فرمود: « آيا فرمايش رسول خدا(ص) را در روز غدير خم فراموش كرده ايد كه فرمود: هر كس من مولاى اويم، على مولاى اوست، و (آيافراموش كرده ايد) ديگر فرمايش آن حضرت را كه فرمود: تو براى من همانند هارون براى موسى هستى؟!»(١)

    … عَنْ فَاطِمَةُ بِنْتَ موسَى بْن جَعْفَر (ع)... عَنْ فَاطِمَةَ بِنْت ِرَسُول ِاللّهِ صَلَّى اللّه عَلَيْه ِوَ آلِهِ وِ سَلَّمَ ، قَالَتْ: قَالَ رَسُولُ اللّه ِصَلَّى اللّه ِعَلَيْه ِوَ آلِه ِوَ سَلَّمَ : «ألا مَنْ ماتَ عَلى حُبِّ آل ِمُحَمَّد ماتَ شَهِيداً.

    فاطمه معصومه(س)، از دختر امام صادق (ع) روايتى نقل مى كند كه سلسله سندش به حضرت فاطمه زهرا(س)مى رسد كه آن حضرت مى فرمايد: حضرت رسول اكرم (ص) فرمود: «آگاه باشيد! هركس با محبّت آل محمّد بميرد شهيد از دنيا رفته است.»

    مرحوم علامه مجلسى از شيخ صدوق روايتى بس ارزشمند درباره ارزش زيارت فاطمه معصومه (س) نقل مى كند:

    قَالَ سَألْتُ اَبَا الْحَسَن ِالر ِّضَا(ع) عَنْ فَاطِمَةَ بِنْت ِمُوسَى بْن ِجَعْفَر (ع)، فَقَالَ مَنْ زَارَهَا فَلَهُ الْجَنَّةَ.

    راوى گويد از امام رضا(ع) درباره حضرت فاطمه معصومه پرسيدم. آن حضرت فرمود:« هركس قبرش را زيارت كند، بهشت بر او واجب مى شود .

    --------------------------------------------------------------------------------

    ١-عوالم العلوم، ج ٢١، ص ٣٥٣ به نقل از اسنى المطالب ص ٤٩ تا ص ٥١. اين روايت مدارك ديگرى هم دارد كه در شرح مفصّل به آن پرداخته شده است.

  12. تشکرها 2


  13. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    113
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    16
    آپلود
    2
    گالری
    0




    چهل حدیث گوهربار از امام جواد (ع)

    بسم الله الرحمن الرحیم
    قال الامام محمد تقی الجواد علیه السلام:
    1. توسد الصبر و اعتنق الفقر و ارفض الشهوات و خالف الهوي، و اعلم أنك لن تخلو من عين الله فانظر كيف تكون
    امام محمد تقی جواد علیه السلام فرمود:
    صبر را بالش كن، و فقر را در آغوش گير، و شهوات را به دور انداز، و با هواي نفس مخالفت كن، و بدان كه در برابر ديده خدايي، پس بنگر كه چگونه اي ؟
    تحف العقول، ص 478
    2. ثلاث من كن فيه لم يندم: ترك العجلة، و المشورة، و التوكل علي الله عند العزم
    سه چيز است كه هر كس آن را مراعات كند، پشميان نگردد: 1 - اجتناب از عجله، 2 - مشورت كردن، 3 - و توكل بر خدا در هنگام تصميم گيري.
    مسند الامام الجواد، ص 247
    3. ان أنفسنا و أموالنا من مواهب الله الهنيئة، و عواريه المستودعة، يمتع بما متع منها في سرور و غبطة، و يأخذ ما أخذ منها في أجر و حسبة، فمن غلب جزعه علي صبره حبط أجره و نعوذ بالله من ذلك
    جان و دارايي ما، از بخششهاي گواراي خداست و عاريه سپرده اوست، تا آنجا كه از آن بهره مند شويم مايه خوشي و شادي است، و آنچه از آن برگرفته شود اجر و ثواب است، پس هر كه جزعش بر صبرش غالب شود اجرش ضايع شده و پناه به خدا از آن.
    تحف العقول، ص 479
    4. من شهد أمرا فكرهه كان كمن غاب عنه، و من غاب عن أمر فرضيه كان كمن شهده
    كسي كه در امري حاضر باشد و آن را ناخوش دارد، چون كسي است كه غائب بوده.و هر كه در امري حاضر نباشد ولي بدان رضايت دهد، مانند كسي است كه خود در آن بوده.
    تحف العقول، ص 479
    5. ثلاث يبلغن بالعبد رضوان الله تعالي: كثرة الاستغفار، و لين الجانب، و كثرة الصدقة
    سه چيز است كه بنده را به رضوان خدا مي رساند: 1 - زيادي استغفار، 2 - نرمخويي، 3 - صدقه بسيار دادن.
    مسند الامام الجواد، ص 247
    6. إياك و مصاحبة الشرير، فإنه كالسيف المسلول يحسن منظره و يقبح أثره
    از همراهي و رفاقت با آدم شرور و بدجنس بپرهيز، زيرا كه او مانند شمشير برهنه است كه ظاهرش نيكو و اثرش زشت است.
    مسند الامام الجواد، ص 243
    7. تأخير التوبة اغترار
    پس انداختن توبه فريب خوردن است.
    تحف العقول، ص 480
    8. طول التسويف حيرة
    همواره به تأخير انداختن انجام كارها، سرگرداني است.
    تحف العقول، ص 480
    9. القصد الي الله تعالي بالقلوب أبلغ من إتعاب الجوارح بالأعمال
    با دلها به سوي خداوند متعال آهنگ نمودن، رساتر از به زحمت انداختن اعضا با اعمال است.
    مسند الامام الجواد، ص 244
    10. الإصرار علي الذنب أمن لمكر الله " و لا يأمن مكر الله الا القوم الخاسرون "
    اصرار بر گناه آسودگي از مكر خداست، " و از مكر خدا آسوده نباشد جز مردمي زيانكار ".
    تحف العقول، ص 480
    11. لا ينقطع المزيد من الله حتي ينقطع الشكر من العباد
    افزوني نعمت از طرف خدا بريده نمي شود، مگر شكرگزاري از سوي بندگان بريده شود.
    تحف العقول، ص 480
    12. إظهار الشيء قبل أن يستحكم مفسدة له
    اظهار چيزي پيش از آنكه پايدار شود مايه تباهي آن است.
    تحف العقول، ص 480
    13. المؤمن يحتاج الي توفيق من الله، و واعظ من نفسه، و قبول ممن ينصحه
    مؤمن نياز دارد به توفيقي از طرف خدا، و به پندگويي از طرف خودش، و به پذيرش از كسي كه او را نصيحت كند.
    تحف العقول، ص 480
    14. العلماء غرباء لكثرة الجهال
    عالمان، به سبب زيادي جاهلان، غريب اند.
    مسند الامام الجواد، ص 247
    15. علم رسول الله (ص ) عليا (ع ) ألف كلمة، كل كلمة تفتح ألف كلمة
    پيامبر اكرم (ص ) هزار كلمه ( از علوم را ) به علي (ع ) آموخت كه از هر كلمه اي هزار كلمه منشعب مي شد.
    مسند الامام الجواد، ص 97
    16. إن رسول الله (ص ) قال لفاطمة (ع ): اذا أنا مت فلا تخمشي علي وجها، و لا ترخي علي شعرا، و لا تنادي بالويل، و لا تقيمي علي نائحة، ثم قال: هذا المعروف الذي قال الله عز و جل في كتابه و لا يعصينك في معروف "
    رسول خدا (ص ) به فاطمه (ع ) فرمود: وقتي كه من از دنيا رفتم به خاطر من صورت را نخراش، و مو را پريشان منماي، و واويلا نكن و بر من نوحه نخوان، سپس فرمود: اين همان معروفي است كه خداوند عز و جل در كتابش فرموده: " و تو را در معروفي نافرماني نكنند ".
    مسند الامام الجواد، ص 101
    17. إن القائم منا هو المهدي الذي يجب أن ينتظر في غيبته و يطاع في ظهوره، و هو الثالث من ولدي
    قائم ما همان مهدي است كه در غيبتش بايد منتظرش شوند، و در ظهورش اطاعتش كنند.او سومي از پسران من است.
    مسند الامام الجواد، ص 131
    18. ملاقاة الاخوان نشرة و تلقيح للعقل، و إن كان نزرا قليلا
    ملاقات و زيارت برادران سبب گسترش و باروري عقل است، اگر چه كم و اندك باشد.
    مسند الامام الجواد، ص 242
    19. من أطاع هواه أعطي عدوه مناه
    كسي كه فرمان هواي نفس خويش برد، آرزوي دشمنش را برآورد.
    مسند الامام الجواد، ص 243
    20. الثقة بالله ثمن لكل غال و سلم الي كل عال
    اعتماد به خداوند بهاي هر چيز گرانبها و نردبان هر امر بلند مرتبه اي است.
    مسند الامام الجواد، ص 244
    21. كيف يضيع من الله كافله، و كيف ينجو من الله طالبه، و من انقطع الي غير الله و َكّله الله إليه
    چگونه ضايع مي شود كسي كه خدا عهده دار و سرپرست اوست، چگونه فرار مي كند كسي كه خدا جوينده اوست، و كسي كه توجهش به غير خدا جلب گردد، خداوند او را به همان شخص واگذار نمايد.
    مسند الامام الجواد، ص 243
    22. من لم يعرف الموارد أعيته المصادر
    كسي كه محل ورود را نشناسد، از يافتن محل خروج درمانده گردد.
    مسند الامام الجواد، ص 243
    23. إتئد تصب أو تكد
    اگر آرام حركت كنيد، به مقصود دست يابيد يا به آن نزديك مي شويد.
    مسند الامام الجواد، ص 243
    24. نعمة لا تشكر كسيئة لا تغفر
    نعمتي كه براي آن شكرگزاري نشود، مانند گناهي است كه آمرزيده نگردد.
    مسند الامام الجواد، ص 243
    25. من هجر المداراة قاربه المكروه
    كسي كه سازش و مدارا با مردم را رها كند، ناراحتي به او روي مي آورد.
    مسند الامام الجواد، ص 243
    26. من عمل علي غير علم ما يفسد أكثر مما يصلح
    كسي كه بدون علم و دانش كار كند، خراب كاري اش بيش از اصلاحش خواهد بود.
    مسند الامام الجواد، ص 244
    27. اذا نزل القضاء ضاق الفضاء
    چون قضاي الهي فرود آيد، عرصه بر آدمي تنگ آيد.
    مسند الامام الجواد، ص 244
    28. الأيام تهتك لك الأمر عن الأسرار الكامنة
    روزگار و گذشت زمان، پرده از رازهاي نهفته برمي دارد.
    مسند الامام الجواد، ص 245
    29. التحفظ علي قدر الخوف
    به مقدار ترس احتياط كنيد.
    مسند الامام الجواد، ص 245
    29.... لا هَدمَ لِلدینِ مِثْلُ البدعِ وَلا اَفْسَدَ لِلرّجُلِ مِنَ الطَّمَعِ…»
    (نور الابصار، ص 332)
    30. اَرْبَعُ مَنْ کُنّ فیهِ اِستَکْمَلَ ایمانَه: مَنْ اَعْطی للّه وَمَن مَنَع فِی اللّه وَاحَبّ لِلّه وَاَبْغَضَ فیه
    (کشف الغمه، ج 2، ص 349)
    «چهار خصلت که در هر کس باشد، ایمانش کامل است؛ کسی که برای خدا ببخشد و در راه خدا منع نماید و برای خدا دوست بدارد و برای او خشمگین شود»
    31. عَلَيْكُمْ بِطَلَبِ الْعِلْمِ، فَإنَّ طَلَبَهُ فَريضَةٌ وَالْبَحْثَ عَنْهُ نافِلَةٌ، وَ هُوَ صِلَةُ بَيْنَ الاْخْوانِ، وَ دَليلٌ عَلَى الْمُرُوَّةِ، وَ تُحْفَةٌ فِى الْمَجالِسِ، وَ صاحِبٌ فِى السَّفَرِ، وَ أُنْسٌ فِى الْغُرْبَة
    حلية الأبرار، جلد 4، صفحه 599.
    بر شما باد به تحصيل علم و معرفت، زیرا فراگيرى آن واجب و بحث پيرامون آن مستحب و سودمند است.علم ارتباط میان دوستان و برادران، نشانه مروّت و جوانمردى، تحفه مجالس و محافل، همدم و رفيق انسان در سفر و أنيس و مونس او در تنهایى است.
    32. لَنْ یَسْتَكْمِلَ الْعَبْدُ حَقیقَهَ الاْیمانِ حَتّى یُؤْثِرَ دینَهُ عَلى شَهْوَتِهِ، وَ لَنْ یُهْلِكَ حَتّى یُؤْثِرَ شَهْوَتَهُ عَلى دینِهِ
    بحارالأنوار: ج 75، ص 80، ح 63.
    بنده اى حقیقت ایمان را در نمى یابد مگر آنكه دین و احكام الهى را بر تمایلات و هواهاى نفسانى خود مقدّم دارد و كسى هلاك و بدبخت نمى شود مگر آنكه هواها و خواسته هاى نفسانى خود را بر احكام إلهى مقدّم نماید.
    33. إنَّ بَیْنَ جَبَلَىْ طُوس قَبْضَهٌ قُبِضَتْ مِنَ الْجَنَّهِ، مَنْ دَخَلَها كانَ آمِناً یَوْمَ الْقِیامَهِ مِنَ النّار.
    عیون اخبارالرّضا(علیه السلام) - شیخ صدوق - ج 2، ص 256، ح 6.

    فرمود: همانا بین دو سمت شهر طوس قطعه اى مى باشد كه از بهشت گرفته شده است، هر كه داخل آن شود ـ و با معرفت زیارت كند ـ، روز قیامت از آتش در أمان خواهد بود.

    35. مَنْ زارَ قَبْرَ أخیهِ الْمُؤْمِنِ فَجَلَسَ عِنْدَ قَبْرِهِ وَاسْتَقْبَلَ الْقِبْلَهَ وَ وَضَعَ یَدَهُ عَلَى الْقَبْرِ وَقَرَءَ: «إنّاأنْزَلْناهُ فى لَیْلَهِ الْقَدْرِ» سَبْعَ مَرّات، أمِنَ مِنَ الْفَزَعَ الاْكْبَرِ.

    اختیار معرفه الرّجال- شیخ طوسی - ص 564، ح 1066.فرمود: هركس بر بالین قبر مؤمنى حضور یابد و رو به قبله بنشیند و دست خود را روى قبر بگذارد و هفت مرتبه سوره مباركه «إنّا أنزلناه» را بخواند از شداید و سختیهاى صحراى محشر در أمان قرار مى گیرد.


    36. الْعامِلُ بِالظُّلْمِ، وَالْمُعینُ لَهُ، وَالرّاضى بِهِ شُرَكاءٌ.

    كشف الغمّه: ج 2، ص 348، س 18، بحار: ج 75، ص 81، ح 69.فرمود: انجام دهنده ظلم، كمك دهنده ظلم و كسى كه راضى به ظلم باشد، هر سه شریك خواهند بود.


    37. التَّواضُعُ زینَهُ الْحَسَبِ، وَالْفَصاحَهُ زینَهُ الْكَلامِ، وَ الْعَدْلُ زینَهُ الاْیمانِ، وَالسَّكینَهُ زینَهُ الْعِبادَهِ، وَالْحِفْظُ زینُهُ الرِّوایَهِ.

    كشف الغمّه: ج 2، ص 347، س 19، بحار: ج 75، ص 80، ح 65.

    فرمود: تواضع و فروتنى زینت بخش حسب و شرف، فصاحت زینت بخش كلام، عدالت زینت بخش ایمان و اعتقادات، وقار و ادب زینت بخش اعمال و عبادات; و دقّت در ضبط و حفظ آن، زینت بخش نقل روایت و سخن مى باشد.

    38. التَّوْبَةُ عَلى أرْبَع دَعائِم: نَدَمٌ بِالْقَلْبِ، وَاسْتِغْفارٌ بِاللِّسانِ، وَ عَمَلٌ بِالْجَوارِحِ، وَ عَزْمٌ أنْ لایَعُودَ.

    بحارالأنوار: ج 75، ص 81، ح 74.فرمود: شرایط پذیرش توبه چهار چیز است: پشیمانى قلبى، استغفار با زبان، جبران كردن گناه ـ نسبت به همان گناه حقّ الله و یا حقّ النّاس ـ، تصمیم جدّى بر این كه دیگر مرتكب آن گناه نشود.


    39. الْمُؤمِنُ یَحْتاجُ إلى ثَلاثِ خِصال: تَوْفیق مِنَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ، وَ واعِظ مِنْ نَفْسِهِ، وَ قَبُول مِمَّنْ یَنْصَحُهُ.

    بحارالأنوار: ج 72، ص 65، ح 3، مستدرك الوسائل: ج 8، ص 329، ح 9576.

    مؤمن در هر حال نیازمند به سه خصلت است:

    توفیق از طرف خداوند متعال، واعظى از درون خود، قبول و پذیرش نصیحت كسى كه او را نصیحت نماید.

    40. یَخْفى عَلَى النّاسِ وِلادَتُهُ، وَ یَغیبُ عَنْهُمْ شَخْصُهُ، وَ تَحْرُمُ عَلَیْهِمْ تَسْمِیَتُهُ، وَ هُوَ سَمّیُ رَسُول اللهِ (صلى الله علیه وآله وسلم) وَ كَنّیهِ.

    وسائل الشّیعه: ج 16، ص 242، ح 21466.

    فرمود: زمان ولادت امام عصر (علیه السلام) بر مردم ـ زمانش ـ مخفى است، و شخصش از شناخت افراد غایب و پنهان است

  14. تشکر


  15. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    113
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    16
    آپلود
    2
    گالری
    0



    چهل حدیث گوهربار از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم

    قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم

    1.لاتُضَيِّعُوا صَلوتَكُمْ، فَإنَّ مَنْ ضَيَّعَ صَلوتَهُ،حُشِرَ مَعَ قارُونَ وَ هامانَ، وَ كانَ حَقّاً عَلىِ اللّهِ انْ يُدْخِلَهُالنّارَ مَعَ الْمُنافِقينَ.

    نماز را سبك و ناچيز مشماريد، هر كس نسبت به نمازش بى اعتناباشد و آنرا سبك و ضايع گرداند همنشين قارون و هامان خواهد گشت و حقّ خداوند است كهاو را همراه منافقين در آتش داخل نمايد.

    (وسائل الشّيعة : ج 4، ص 30، ح 4431.)

    2.مَنْ مَشى إلى مَسْجِدٍ مِنْ مَساجِدِ اللّهِ، فَلَهُ بِكُّلِخُطْوَةٍ خَطاها حَتّى يَرْجِعَ إلى مَنْزِلِهِ، عَشْرُ حَسَناتٍ، وَ مَحى عَنْهُعَشْرُ سَيِّئاتٍ، وَ رَفَعَ لَهُ عَشْرُ دَرَجاتٍ.

    (عقاب الا عمال : ص 343، س 14، وسائل الشّيعة : ج 5، ص 201، ح 6328.)

    هر كس قدمى به سوى يكى از مساجدخداوند بردارد، براى هر قدم ثواب ده حسنه مى باشد تا برگردد به منزل خود، و ده خطااز لغزش هايش پاك مى شود، همچنين در پيشگاه خداوند ده درجه ترفيع مى يابد.

    3.اَلْجُلُوسُ فِى الْمَسْجِدِلاِنْتِظارِ الصَّلوةِ عِبادَةٌ مالَمْ يَحْدُثْ، قيلَ: يا رَسُولَ اللّهِ وَ مَاالْحَدَثُ؟ قالَ: الْغِيْبَةُ

    نشستن در مسجد جهت انتظار وقت نماز عبادت است تا موقعى كهحَدَثى از او صادر نگردد.
    سؤ ال شد: يا رسول اللّه ، منظور از حدث چيست؟
    فرمود: غيبت و پشت سر ديگران سخن گفتن .


    (وسائل الشّيعة : ج 4، ص 116، ح 4665.)

    4. ... بَيْنَما رَسُولُ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَ سَلَّمَ جا لِسٌ فِى الْمَسْجِدِ، إ ذْدَخَلَ رَجُلٌ فَقامَ يُصَلّى ،فَلَمْ يُتِمَّ رُكُوعَهُ وَ لاسُجُودَهُ، فَقالَ: نَقَرَ كَنَقْرِ الْغُرابِ،لَئِنْ ماتَ هذا وَ هكَذا صَلوتُهُ لَيَمُوتُنَّ عَلى غَيْرِ ديني .

    رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در مسجد نشسته بودكه شخصى وارد شد و مشغول نماز گشت و ركوع و سجودش را كامل انجام نداد و عجله و شتابكرد.
    حضرت فرمود: كار اين شخص همانند كلاغى است كه منقار بر زمين مى زند، اگر بااين حالت از دنيا برود بر دين من نمرده است .


    (وسائل الشّيعة : ج 4، ص 31، ح 4434.)

    5.يا اباذَر، اَلدُّنْيا سِجْنُ الْمُؤْمِن وَ جَنَّةُالْكافِرِ، وَ ما اصْبَحَ فيها مُؤْمِنٌ إلاّ وَ هُوَ حَزينٌ، وَ كَيْفَلايَحْزُنُ الْمُؤْمِنُ وَ قَدْ اوَعَدَهُ اللّهُ انَّهُ وارِدٌ جَهَنَّمَ.

    اى ابوذر، دنيا زندان مؤ من و بهشت كافراناست ، مؤ من هميشه محزون و غمگين مى باشد، چرا چنين نباشد و حال آن كه خداوند به او - در مقابل گناهان و خطاهايش - وعده مجازات و دخول جهنّم را داده است .

    (امالى طوسى : ج 2، ص 142، بحارالا نوار: ج 74، ص 80، ح 3.)

    6.شَرُّالنّاسِ مَنْ باعَ آخِرَتَهُبِدُنْياهُ، وَ شَرُّ مِنْ ذلِكَ مَنْ باعَ آخِرَتَهُ بِدُنْيا غَيْرِهِ.
    فرمود: بدترين افراد كسى است كه آخرت خود را بهدنيايش بفروشد و بدتر از او آن كسى خواهد بود كه آخرت خود را براى دنياى ديگرىبفروشد.


    (من لا يحضره الفقيه : ج 4، ص 353، ح 5762 چاپ جامعه مدرّسين .)

    7.قالَ صلّى اللّه عليه و آله : ثَلاثَةٌاخافُهُنَّ عَلى اُمتَّى : الضَّلالَةُ بَعْدَ الْمَعْرِفَةِ، وَ مُضِلاّتُالْفِتَنِ، وَ شَهْوَةُ الْبَطْنِ وَ الْفَرْجِ.

    سه چيز است كه از آن ها براى امّت خود احساس خطر مى كنم :
    1- گمراهى ، بعد از آن كه هدايت و معرفت پيدا كرده باشند.
    2- گمراهى ها و لغزش هاىبه وجود آمده از فتنه ها.
    3- مشتهيات شكم ، و آرزوهاى نفسانى و شهوت پرستى .


    (امالى طوسى : ج 1، ص 158، بحارالا نوار: ج 10، ص 368، ح 15.)

    8.عَدلُ ساعَةٍ خَیرٌ مِن عِبادَةِ سَبعینَ سَنَةً قِیامِ لَیلِها وَصِیامِ نَهارِها
    ساعتى عدالت بهتر از هفتاد سال عبادت است كه شب‏هایش به نماز وروزهایش به روزه بگذرد.
    (مشكاة‏الأنوار، ص 544)

    9.مَن أرادَ اللّه‏ُ بِهِ خَیرا رَزَقَهُ اللّه‏ُ خَلیلاً صالحِا
    هر كس كه خداوند براى او خیر بخواهد، دوستى شایسته نصیب وى خواهدنمود.
    (نهج الفصاحه، ح 3064)

    10.إنَّ أَعظَمَ النّاسِ مَنزِلَةً عِندَاللّه‏ِ یومَالقیامَةِ أَمشاهُم فى أَرضِهِ بِالنَّصیحَةِ لِخَلقِهِ
    بلند مرتبه ‏ترین مردمنزد خداوند در روز قیامت كسى است كه در روى زمین بیشتر در خیرخواهى و ارشاد مردمقدم بردارد.
    (كافی، جلد 2، ص 208 صفحه 5)

    11.المُؤمِنُ دَعِبٌ لَعِبٌ، وَالمُنافِقُ قَطِبٌ غَضِبٌ
    مؤمن شوخ و شنگاست، و منافق اخمو و عصبانى.
    (تحف العقول، ص 49)

    12.إنَّما سُمِّیتابنَتی فاطِمَةُ لأنَّ اللَّهَ‏عزّ و عجل فَطَمَها وفَطَمَ مَن أحَبَّها مِنَالنَّار
    دخترم به ایندلیل فاطمه نامیده شده است كه خداوند عزّ و جل او و دوستدارانش را از آتش دوزخ بهدور داشته است.
    (بحارالانوار‌، ج‌403، باب‌2، ص‌ (10

    13. المَهدِی مِن عِترَتی مِن وُلدِ فاطِمَةَ
    مهدی (عج) از عترت من و ازفرزندان فاطمه است.
    (بحار الأنوار، ج38، ص44)

    14. أَمَرَنى رَبّى بِمُداراةِ النّاسِ كَما أَمَرَنى بِأَداءِالفَرائِضِ.
    پروردگارم، همان گونه كه مرا به انجام واجبات فرمان داده، به مداراكردن با مردم نیز فرمان داده است.
    (كافى، ج 2، ص 117، ح 4.)

    15. القَنَاعَةُ مَالٌ لا یَنفَدُ.
    قناعت مالی است که تمام شدنی نیست.
    (جهاد با نفس، ح 299)

    16.اِنَّ اَسرَعَالخَیرِ ثَوابا البِرُّ وَ اِنَّ اَسرَعَ الشَّرِّ عِقابا البَغىُ
    پاداش نیكوكارىزودتر از هر كار خوب دیگرى مى‏ رسد و كیفر ستم و تجاوز زودتر از هر كار بد دیگرىگریبان مى ‏گیرد.
    (خصال، ص 110، ح 81)

    17.نیةُ المُؤمِنِ خَیرٌ مِن عَمَلِهِ وَ نیةُ الكافِرِ شَرُّ مِنعَمَلِهِ وَ كُلُّ عامِلٍ یعمَلُ عَلى نیتِهِ
    نیت مؤمن بهتراز عمل او، و نیت كافر بدتر از عمل اوست و هر كس مطابق نیت خود عمل مى ‏كند.
    (كافى،ج 2، ص 84 ، ح 2)

    18. إذا أرَدتَ أنیُثرِی اللهُ ما لَکَ فَزَکِّهِ.
    هر گاه خواستی که خداوند دارایی تو را زیادکند، زکات آن را بپرداز.
    (بحار‌الأنوار،ج96، ص23)

    19. إنَّاللّه‏َ تَعالى یعرِضُ عَلى عَبدِهِ فى كُلِّ یومٍ نَصیحَةً فَإن هُوَ قَبِلَهاسَعِدَ و إن تَرَكَها شَقىَ.
    خداوند متعال، به بنده‏اش در هر روز نصیحتى عرضه مى‏كند، كه اگر بپذیرد، خوشبخت و اگر نپذیرد، بدبخت مى ‏شود.
    (كنز العمّال، ح 10250)

    20.مَن أَرادَ تُستَجابُ دَعوَتُهُ وَأَن تُكشَفَ كُربَتُهُ فَلیفَرِّج عَن مُعسِرٍ
    هر كس مى ‏خواهد دعایش مستجاب و اندوهش برطرف شود، به تنگدست مهلت دهد.
    (كنزالعمال، ج 6، ص 215، ح 15398)

    21.مَن أخلَصَ لِلّهِ أربَعینَ صَباحا ظَهَرَت ینابیعُ الحِكمَةِ مِن قَلبِهِ عَلى لِسانِهِ.
    هر كس چهل روز خود را براى خدا خالص كند چشمه‏ هاى حكمت از قلب وى بر زبانش جارى مى ‏شود.
    (نهج الفصاحه، ح 2836)

    22.آیة المنافق ثلاث : اذا حدث كذب و اذا وعد اخلف و اذا اؤتمن خان
    نشان منافق سه چیز است : 1 - سخن به دروغ بگوید. 2 - از وعده تخلف كند. 3 - در امانت خیانت نماید.
    (صحیح مسلم، كتاب الایمان، ح 89 (

    23.شرُّ النّاس یَومَ القِیامَةِ الذَّینَ یُکرمُونَ اتِّقَاءَ شَرِّهِم
    بدترین مردم در روز قیامت کسانی هستند که(در این دنیا) از ترس شرّشان مورد اکرام و احترام واقع می شوند.
    (جهاد با نفس، ح 673)

    24.منلم تنهه صلاته عن الفحشاء و المنکر لم تزده من الله الا بعدا
    هرکس که نمازش او را از فحشاء و منکر باز ندارد، هیچ بهره ای از نماز جز دوری از خداحاصل نکرده است .
    (بحار الانوار، ج ,82 ص .198 شهاب الاخبار، ص 215)

    25.خَیرُ ما اُعْطىَ الرَّجُلُ الْمُؤْمِنُ خُلْقٌ حَسَنٌ وَ شَرُّ مااُعْطِىَ الرَّجُلُ قَلْبُ سوءٍ فى صورَةٍ حَسَنَةٍ
    بهترین چیزى كهبه مؤمن داده شده خوش اخلاقى و بدترین چیزى كه به انسان داده شده دلى بد در چهره‏اىزیباست.
    (كنزالعمّال، ح 5170)

    26.مَن رُزِقَتُقىً فَقَد رُزِقَ خَیرَ الدُّنیا وَ الآخِرَةِ
    هر كس تقوا روزى ‏اش شود، خیر دنیا و آخرت روزى او شده است.
    (نهج الفصاحه، ح 3015)

    27.ان أشقی الاشقیاء من اجتمع علیه فقر الدنیا وعذاب الاخرة
    بدبختترین بدبختان كسی است كه فقر دنیا و عذاب آخرت را با هم دارد .
    (كنز العمال، ج 6، ص 470، ح 16593)

    28.مَثَلُ أهْلِ بَیْتی کَمَثَلِ سَفینَهِ نوحٍ مَنْ رَکِبَها فَقَدْ نَجی وَ مَنْتَخَلَّفَ عَنْها فَقَد هَلَکَی
    اهل بیت من چون کشتی نوح‌اند؛ هر که بر آن نشیندنجات یابد و آنکه از آن تخلف کند هلاک گرددی
    (عیون الاخبار‍‍، ج 1، ص211)

    29.أرکانُ الکُفر أربَعَةٌ الرَّغبَةُ وَ الرَّهبَةُ وَ السَّخَطُ وَالغَضَبُی
    پایه های کفر چهار چیز است : میل و خواهش، ترس و بیم ، ناخشنودی وخشمی
    (جهاد با نفس، ح 475)

    30.حُسنُ البِشْرِ يَذهَبُ بِالسَّخِيمَةِی
    خوش‌رويی كينه را از بين می‌بردی
    (كافی، ج2 ، ص 103)

    31.طوُبیَ لِمَن أنفَقَ الْفَضلَ مِن مالِهِ و أمْسَكَ الْفَضلَ مِنقَولِهِی
    خوشا آنكه زيادی دارايی‌اش را انفاق كند و زبانش را از زياده‌گويینگه‌دارد
    (كافی، ج2، ص 144)

    32.ما أعَزَّّّّ اللهُ بجَهل قَطُّ وَ لا أذَلَّ بحِلم قَطُّی
    هرگز خداوند کسیرا به خاطر نادانی اش عزیز نگردانده و کسی را خاطر بردباری اش ذلیل و خوار نکردهاستی
    (جهاد با نفس، ح 260)

    33.مَن أحَبَّ دُنیاهُ أضَرَّ باِخِرَتهی
    هر کس دنیایش را دوست داشته باشد بهآخرت خود زیان می رساندی
    (جهاد با نفس، ح 609)

    34.أفضَلُ الإيمانِ أنْ تَعلَمَ أنَّ اللهَ مَعَكَ حَيثُ ما كُنتَی
    برترين ايمانآن است كه بدانی خداوند همه جا با توستی
    (كنزل العمال، 66)

    35.مِلاكُ العَمَلِ خَواتيمُهُی
    ملاك [ارزيابى] كارها، پايان آن‌هاستی
    (اختصاص، ص 343)

    36.تَمامُ البِرِّ أنْ تَعمَلَ فِي السِّرِّ عَمَلَ العَلانِيَةِی
    كمال نيكوكارىآن است كه در نهان همان‌گونه رفتار كنی، كه در آشكارا
    (كنزل العمال، 5265)

    37.لَيسَ مِنَّا مَن يُحَقِّرُ الأمانَةَ حتّي يَستَهلِكَها إذَااسْتَودَعَهای
    از ما نيست كسى كه امانت را بدان اندازه بی‌اهميت شمرد كه هرگاهامانتی به او بسپرند، آن را ضايع گرداندی
    (بحار الأنوار، ج 71، ص 172)

    38.لِکُل دَاءٍ دَواءُ وَ دَواءُ الذُّنُوبِالاِستِغفَارُی
    هر دردی دوایی دارد و دوای گناهان استغفار کردن استی
    (جهاد با نفس، ح 784)

    39.ابن آدم اذا اصبحت معافي في بدنك آمنا في سربك عندكقوت يومك فعلي الدنياالعفاء
    فرزند آدم وقتي تن تو سالم است و خاطرت آسوده است وقوت يك روز خويش راداري ، جهانگر مباش.
    (كنز العمال ، ج 3 ، ص 782)

    40.إنَّ اللهَ تَعَالَي جَمِيلٌ يُحِبُّالْجَمَالَ
    خداوند متعال زيباست و زيبايی را دوست داردی
    (كنز العمال، ح17166)

    41.الایمانُ مَعرفَهٌ بالقَلبِ وَ قَولٌ باللِّسانِ وَعَمَلٌ بالاَرکانِی
    ایمان عبارت است از شناخت قلبی، گفتار زبانی و کردار با اعضاو جوارحی
    (میزان الحکمه، ج 1، ص 301)


  16. تشکرها 2


  17. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    113
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    16
    آپلود
    2
    گالری
    0



    چهل حديث گوهربار از حضرت رضا علیه السلام

    قال الامام علىّ بن موسى الرّضا صلوات اللّه وسلامه عليه :
    1.مَنْ زارَ قَبْرَ الْحُسَيْنِ عليهالسلام بِشَطِّ الْفُراتِ، كانَ كَمَنْ زارَاللّهَ فَوْقَ عَرْشِه. [1]
    ترجمه :هر مؤ منى كه قبر امام حسين عليه السلام راكنار شطّ فرات در كربلاء زيارت كند همانند كسى است كه خداوند متعال را بر فراز عرشزيارت كرده باشد.
    2.كَتَبَ عليه السلام : أبْلِغْ شيعَتى : إ نَّ زِيارَتى تَعْدِلُ عِنْدَاللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ألْفَ حَجَّةٍ، فَقُلْتُ لاِبى جَعْفَرٍ عليه السلام : ألْفُ حَجَّةٍ؟! قالَ: إى وَاللّهُ، وَألْفُ ألْفِ حَجَّةٍ، لِمَنْ زارَهُ عارِفا بِحَقِّهِ.[2]
    به يكى از دوستانش نوشت : به ديگر دوستان وعلاقمندان ما بگو: ثواب زيارت قبر من معادل است با يك هزار حجّ.
    راوى گويد: بهامام جواد عليه السلام عرض كردم : هزار حجّ براى ثواب زيارت پدرت مىباشد؟!
    ترجمه :بلى ، هر كه پدرم را با معرفت در حقّش زيارت نمايد، هزار هزاريعنى يك ميليون حجّ ثواب زيارتش مى باشد.
    3.أوَّلُ ما يُحاسَبُ الْعَبْدُ عَلَيْهِ، الصَّلاةُ، فَإنْ صَحَّتْ لَهُالصَّلاةُ صَحَّ ماسِواها، وَ إنْ رُدَّتْ رُدَّ ماسِواها.[3]
    ترجمه :اوّلين عملى كه از انسان مورد محاسبه وبررسى قرار مى گيرد نماز است ، چنانچه صحيح و مقبول واقع شود، بقيه اعمال و عباداتنيز قبول مى گردد وگرنه مردود خواهد شد.
    4.لِلصَّلاةِ أرْبَعَةُ آلاف بابٍ.[4]
    ترجمه :نماز داراى چهار هزار جزء و شرط مى باشد.
    5.الصَّلاةُ قُرْبانُ كُلِّ تَقىٍّ.[5]
    ترجمه :نماز، هر شخص باتقوا و پرهيزكارى را - بهخداوند متعال - نزديك كننده است .
    6.يُؤْخَذُالْغُلامُ بِالصَّلاةِ وَهُوَابْنُ سَبْعِ سِنينَ. [6]

    ترجمه :پسران بايد در سنين هفت سالگى به نمازوادار شوند.
    7.فَرَضَاللّهُ عَلَىالنِّساءِ فِى الْوُضُوءِ أنْ تَبْدَءَالْمَرْئَةُ بِباطِنِ ذِراعِها وَالرَّجُلُبِظاهِرِالذِّراعِ.[7]
    ترجمه :خداوند در وضو بر زنان لازم دانسته است كه از جلوى آرنج دست ،آب بريزند و مردان از پشت آرنج . (اين عمل از نظر فتواى مراجع تقليد مستحبّ مىباشد).
    8.رَحِمَاللّهُ عَبْدا أحْيىأمْرَنا، قيلَ: كَيْفَ يُحْيى أمْرَكُمْ؟ قالَ عليه السلام : يَتَعَلَّمُعُلُومَنا وَيُعَلِّمُها النّاسَ.[8]
    ترجمه :رحمت خدا بر كسى باد كه أمر ما را زنده نمايد، سؤ ال شد: چگونه؟ حضرت پاسخ داد: علوم ما را فرا گيرد و به ديگران بياموزد.
    9.لَتَأمُرُنَّ بِالْمَعْرُوفِ، وَلَتَنْهُنَّعَنِ الْمُنْكَرِ، اَوْلَيَسْتَعْمِلَنَّ عَلَيْكُمْ شِرارُكُمْ، فَيَدْعُوخِيارُكُمْ فَلا يُسْتَجابُ لَهُمْ.[9]
    ترجمه :بايد هر يك از شماها امر به معروف و نهى از منكر نمائيد، وگرنهشرورترين افراد بر شما تسلّط يافته و آنچه كه خوبانِ شما، دعا و نفرين كنند مستجابنخواهد شد.
    10. مَنْ لَمْ يَقْدِرْ عَلىمايُكَفِّرُ بِهِ ذُنُوبَهُ، فَلْيَكْثُرْ مِنْ الصَّلوةِ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ،فَإنَّها تَهْدِمُ الذُّنُوبَ هَدْما.[10]
    ترجمه :كسى كه توان جبران گناهانش را ندارد، زياد بر حضرت محمّد و اهلبيتش عليهم السلام صلوات و درود فرستد، كه همانا گناهانش اگر حقّ الناس نباشد محو ونابود گردد.
    11. الصَّلوةُ عَلىمُحَمَّدٍ وَ آلِهِ تَعْدِلُ عِنْدَاللّهِ عَزَّ وَجَلَّ التَّسْبيحَوَالتَّهْليلَ وَالتَّكْبيرَ.[11]
    ترجمه :فرستادن صلوات و تحيّت بر حضرت محمّد و اهل بيت آن حضرت عليهمالسلام در پيشگاه خداوند متعال ، پاداش گفتن((سبحاناللّه ، لا إ له إ لاّاللّه ، اللّه اكبر))رادارد.
    12. لَوْخَلَتِ الإرْض طَرْفَةَعَيْنٍ مِنْ حُجَّةٍ لَساخَتْ بِأهْلِها.[12]
    ترجمه :چنانچه زمين لحظه اى خالى از حجّت خداوند باشد، اهل خود را درخود فرو مى برد.
    13. عَلَيْكُمْ بِسِلاحِالإنْبياءِ، فَقيلَ لَهُ: وَ ما سِلاحُ الإنْبِياءِ؟ يَا ابْنَ رَسُولِ اللّه ! فَقالَ عليه السلام : الدُّعاءُ.[13]
    ترجمه :بر شما باد به كارگيرى سلاح پيامبران ، به حضرت گفته شد: سلاحپيغمبران عليهم السلام چيست ؟
    ترجمه :توجّه به خداوند متعال ؛ و دعاكردن و از او كمك خواستن مى باشد.
    14. صاحِبُ النِّعْمَةِ يَجِبُ عَلَيْهِ التَّوْسِعَةُ عَلى عَيالِهِ.[14]
    ترجمه :هر كه به هر مقدارى كه در توانش مى باشد،بايد براى اهل منزل خود انفاق و خرج كند.
    15. المَرَضُ لِلْمُؤْمِنِ تَطْهيرٌ وَ رَحْمَةٌ وَلِلْكافِرِ تَعْذيبٌ وَلَعْنَةٌ، وَ إنَّ الْمَرَضَ لايَزالُ بِالْمُؤْمِنِ حَتّى لايَكُونَ عَلَيْهِذَنْبٌ.[15]
    ترجمه :مريضى ، براى مؤ من سبب رحمت و آمرزش گناهانش مى باشد و براىكافر عذاب و لعنت خواهد بود.
    سپس افزود: مريضى ، هميشه همراه مؤ من است تا آن كهاز گناهانش چيزى باقى نماند و پس از مرگ آسوده و راحت باشد.
    16. إذَا اكْتَهَلَ الرَّجُلُ فَلا يَدَعْ أنْيَأكُلَ بِاللَّيْلِ شَيْئا، فَإنَّهُ أهْدَءُ لِنَوْمِهِ، وَ أطْيَبُلِلنَّكْهَةِ.[16]
    ترجمه :وقتى كه مرد به مرحله پيرى و كهولت سنّ برسد، حتما هنگام شب قبلاز خوابيدن مقدارى غذا تناول كند كه براى آسودگى خواب مفيد است ، همچنين براى همخوابى و زناشوئى سودمند خواهد بود.
    17. إنَّما يُرادُ مِنَ الاْ مامِ قِسْطُهُ وَ عَدْلُهُ، إذا قالَ صَدَقَ، وَ إذاحَكَمَ عَدَلَ، وَ إذا وَعَدَ أنْجَزَ.[17]
    ترجمه :همانا از امام و راهنماى جامعه ، مساوات وعدالت خواسته شده است كه در سخنان صادق ، در قضاوت ها عادل و نسبت به وعده هايش وفانمايد.
    18. لايُجْمَعُ الْمالُ إلاّبِخَمْسِ خِصالٍ: بِبُخْلٍ شَديدٍ، وَ أمَلٍ طَويلٍ، وَ حِرصٍ غالِبٍ، وَ قَطيعَةِالرَّحِمِ، وَ إيثارِ الدُّنْيا عَلَى الْآخِرَةِ.[18]
    ترجمه :ثروت ، انباشته نمى گردد مگر با يكى از پنج خصلت :
    بخيل بودن، آرزوى طول و دراز داشتن ، حريص بر دنيا بودن ، قطع صله رحم كردن ، آخرترا فداىدنيا كردن .
    19. لَوْ أنَّ النّاسَقَصَّرَوا فِى الطَّعامِ، لاَسْتَقامَتْ أبْدانُهُمْ.[19]
    ترجمه :چنانچه مردم خوراك خويش را كم كنند وپرخورى ننمايند، بدن هاى آن ها دچار امراض مختلف نمى شود.
    20. مَنْ خَرَجَ فى حاجَةٍ وَ مَسَحَ وَجْهَهُبِماءِالْوَرْدِ لَمْ يَرْهَقْ وَجْهُهُ قَتَرٌ وَلا ذِلَّةٌ.[20]
    ترجمه :هركس هنگام خروج از منزل براى حوايج زندگىخود، صورت خويش را با گلاب خوشبو و معطّر نمايد، دچار ذلّت و خوارى نخواهدشد.
    21. إنَّ فِى الْهِنْدِباءِ شِفاءمِنْ ألْفِ داءٍ، ما مِنْ داءٍ فى جَوْفِ الإنْسانِ إلاّ قَمَعهُالْهِنْدِباءُ.[21]
    ترجمه :گياه كاسنى شفاى هزار نوع درد و مرض است ، كاسنى هر نوع مرضى رادر درون انسان ريشه كن مى نمايد.
    22. السَّخيُّ يَأكُلُ طَعامَ النّاسِ لِيَأكُلُوا مِنْ طَعامِهِ، وَالْبَخيلُلايَأكُلُ طَعامَ النّاسِ لِكَيْلايَأكُلُوا مِنْ طَعامِهِ.[22]
    ترجمه :افراد سخاوتمند از خوراك ديگران استفاده مىكنند تا ديگران هم از امكانات ايشان بهره گيرند و استفاده كنند؛ وليكن افراد بخيلاز غذاى ديگران نمى خورند تا آن ها هم از غذاى ايشاننخورند.
    23. شيعَتُناالمُسَّلِمُونَ لإمْرِنا،الْآخِذُونَ بِقَوْلِنا، الْمُخالِفُونَ لإعْدائِنا، فَمَنْ لَمْ يَكُنْ كَذلِكَفَلَيْسَ مِنّا.[23]
    ترجمه :شيعيان ما كسانى هستند كه تسليم امر و نهى ما باشند، گفتار مارا سرلوحه زندگى در عمل و گفتار خود قرار دهند، مخالف دشمنان ما باشند و هر كه چنيننباشد از ما نيست .
    24. قالَ عليه السلام مَنْ تَذَكَّرَمُصابَنا، فَبَكى وَ أبْكى لَمْ تَبْكِ عَيْنُهُ يَوْمَ تَبْكِى الْعُيُونُ، وَمَنْ جَلَسَ مَجْلِسا يُحْيى فيهِ أمْرُنا لَمْ يَمُتْ قَلْبُهُ يَوْمَ تَمُوتُالْقُلُوبُ.[24]
    ترجمه :هر كه مصائب ما اهل بيت عصمت و طهارت را يادآور شود و گريه كنديا ديگرى را بگرياند، روزى كه همه گريان باشند او نخواهد گريست ، و هر كه در مجلسىبنشيند كه علوم و فضائل ما گفته شود هميشه زنده دل خواهد بود.
    25. الْمُسْتَتِرُ بِالْحَسَنَةِ يَعْدِلُسَبْعينَ حَسَنَةٍ، وَالْمُذيعُ بِالسَّيِّئَةِ مَخْذُولٌ، وَالْمُسْتَتِرُبِالسَّيِّئَةِ مَغْفُورٌ لَهُ.[25]
    ترجمه :انجام دادن حسنه و كار نيك به صورت مخفى ، معادل هفتاد حسنه است؛ و آشكار ساختن گناه و خطا موجب خوارى و پستى مى گردد و پوشاندن و آشكار نكردن خطاو گناه موجب آمرزش آن خواهد بود.
    26. أنَّهُ سُئِلَ مَاالْعَقْلُ؟ فَقالَ عليه السلام : التَّجَرُّعُ لِلْغُصَّةِ، وَ مُداهَنَةُ الإعْداءِ، وَ مُداراةُ الإصْدِقاءِ.[26]
    ترجمه :از امام رضا عليه السلام سؤ ال شد كهعقل و هوشيارى چگونه است ؟ فرمود: تحمّل مشكلات و ناملايمات ، زيرك بودن و حركات دشمن را زير نظر داشتن ،مدارا كردن با دوستان مى باشد - كه اختلاف نظرها سبب فتنه و آشوب نشود -.
    27. مابَعَثَ اللّهُ نَبيّا إلاّ بِتَحْريمِالْخَمْرِ، وَ أنْ يُقِرَّ بِأنَّ اللّهَ يَفْعَلُ مايَشاءُ.[27]
    ترجمه :خداوند هيچ پيغمبرى را نفرستاده مگر آن كهدر شريعت او شراب و مُسكرات حرام بوده است ، همچنين هر يك از پيامبران معتقد بودندكه خداوند هر آنچه را اراده كند انجام مى دهد.
    28. لاتَتْرُكُوا الطّيبَ فى كُلِّ يَوْمٍ، فَإنْ لَمْ تَقْدِرُوا فَيَوْمٌوَ يَوْمٌ، فَإنْ لَمْ تَقْدِرُوا فَفى كُلِّ جُمْعَةٍ. [28]
    ترجمه :سعى نمائيد هر روز، از عطر استفاده نمائيدو اگر نتوانستيد يك روز در ميان ، و اگر نتوانستيد پس هر جمعه خود را معطّر و خوشبوگردانيد (با رعايت شرائط زمان و مكان
    29. ).إذا كَذِبَ الْوُلاةُ حُبِسَ الْمَطَرُ، وَ إذا جارَالسُّلْطانُ هانَتِالدَّوْلَةِ، وَ إذا حُبِسَتِ الزَّكاةُ ماتَتِ الْمَواشى .[29]
    ترجمه :هرگاه واليان و مسئولان حكومت دروغ گويندباران نمى بارد، و اگر رئيس حكومت ، ظلم و ستم نمايد پايه هاى حكومتش سست و ضعيف مىگردد؛ و چنانچه مردم زكات و خمس مالشان را نپردازند چهارپايان مى ميرند.
    30. الْمَلائِكَةُ تُقَسِّمُ أرْزاقَ بَنى آدَمِما بَيْنَ طُلُوعِ الْفَجْرِ إلى طُلُوعِ الشَّمْسِ، فَمَنْ نامَ فيما بَيْنَهُمانامَ عَنْ رِزْقِهِ.[30]
    ترجمه :ما بين طلوع سپيده صبح تا طلوع خورشيد ملائكه الهى ارزاق انسانها را سهميه بندى مى نمايند، هركس در اين زمان بخوابد غافل و محروم خواهدشد.
    31. مَنْ فَرَّجَ عَنْ مُؤْمِنٍفَرَّجَ اللّهُ قَلْبَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ.[31]
    ترجمه :هركس مشكلى از مؤ منى را بر طرف نمايد و او را خوشحال سازد،خداوند او را در روز قيامت خوشحال و راضى مى گرداند.
    32. إنّا لَنَعْرِفُ الرَّجُلَ إذا رَأيْناهُ بِحَقيقَةِ الإيمانِ وَ بِحَقيقَةِ النِّفاقِ.[32]
    ترجمه :همانا ما اهل بيت عصمت و طهارت چنانچه شخصى را بنگريم ، ايمان واعتقاد او را مى شناسيم كه اعتقادات درونى و افكار او چگونه است .
    33. إلاّ أنْ يَكُونَ فيهِ ثَلاثُ خِصالٍ: سُنَّةٌ مِنَاللّهِ وَسُنَّةٌ مِنْ نَبيِّهِ وَ سُنَّةٌ مِنْ وَليّهِ، أمَّاالسَّنَّةُ مِنَ اللّهِفَكِتْمانُ السِّرِّ، أمَّاالسُّنَّةُ مِنْ نَبِيِّهِ مُداراةُالنّاسِ،اَمَّاالسُّنَّةُ مِنْ وَليِّهِ فَالصَّبْرُ عَلَى النائِبَةِ.[33]
    ترجمه :مؤ من ، حقيقت ايمان را درك نمى كند مگر آنكه 3 خصلت را دارا باشد:
    خصلتى از خداوند، كه كتمان اسرار افراد باشد، خصلتى ازپيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله كه مدارا كردن با مردم باشد، خصلتى از ولىّ خداكه صبر و شكيبائى در مقابل شدائد و سختى ها را داشته باشد.
    34. إنَّ الصَّمْتَ بابٌ مِنْ أبْوابِالْحِكْمَةِ، يَكْسِبُ الْمَحَبَّةَ، إنَّهُ دَليلٌ عَلى كُلِّ خَيْرٍ.[34]
    ترجمه :همانا سكوت و خاموشى راهى از راه هاى حكمتاست ، سكوت موجب محبّت و علاقه مى گردد، سكوت راهنمائى براى كسب خيرات مىباشد.
    35. مِنَ السُّنَّةِالتَّزْويجُبِاللَّيْلِ، لإنَّ اللّهَ جَعَلَ اللَّيْلَ سَكَنا، وَ لنِّساءُ إنَّما ُنَّسَكَنٌ.[35]
    ترجمه :بهترين وقت براى تزويج و زناشوئى شب است كه خداوند متعال شب راوسيله آرامش و سكون قرار داده ، همچنين زنان آرام بخش و تسكين دهنده مىباشند.
    36. قالَ عليه السلام :ما مِنْ عَبْدٍ زارَ قَبْرَمُؤْمِنٍ، فَقَرَأ عَلَيْهِ((إنّا إنْزَلْناهُ فىلَيْلَةِ الْقَدْرِ))سَبْعَ مَرّاتٍ، إلاّ غَفَرَاللّهُ لَهُ وَلِصاحِبِ الْقَبْرِ.[36]
    ترجمه :هر بنده اى از بندگان خداوند بر قبر مؤ منى جهت زيارت حضور يابدو هفت مرتبه سوره مباركه إ نّا أ نزلناه را بخواند، خداوند متعال گناهان او و صاحبقبر را مورد بخشش و آمرزش قرار مى دهد.
    37. الإخُ الإكْبَرُ بِمَنْزِلَةِ الإبِ.[37]
    ترجمه :برادر بزرگ جانشين و جايگزين پدر خواهد بود.
    38. انَّما تَغْضَبُ للّهِِ عَزَّ وَ جَلَّ،فَلاتَغْضَبْ لَهُ بِأكْثَرَ مِمّا غَضِبَ عَلى نَفْسِهِ.[38]
    ترجمه :چنانچه در موردى خواستى غضب كنى و براى خدابرخورد نمائى ، پس متوجّه باش كه غضب و خشم خود را در جهت و محدوده رضايت و خوشنودىخداوند، اِعمال كن .
    39. خَيْرُ الإعْمالِ الْحَرْثُ،تَزْرَعُهُ فَيَأكُلُ مِنْهُ الْبِرُّ وَ الْفاجِرُ، أمَّا الْبِرُّ فَما أكَلَمِنْ شَيْى ءٍ إسْتَغْفَرَ لَكَ، وَ أمَّا الْفاجِرُ فَما أكَلَ مِنْهُ مِنْشَيْى ءٍ لَعَنَهُ، وَ يَأكُلُ مِنهُ الْبَهائِمُ وَالطَّيْرُ.[39]
    ترجمه :بهترين كارها، شغل كشاورزى است ، چون كه درنتيجه كشت و تلاش ، همه انسان هاى خوب و بد از آن استفاده مى كنند.
    امّا استفادهخوبان سبب آمرزش گناهان مى باشد، ولى استفاده افراد فاسد و فاسق موجب لعن ايشانخواهد شد، همچنين تمام پرنده ها و چرندگان از تلاش و نتيجه كشت بهره مند خواهندشد.
    40. مَنْ تَرَكَ السَّعْيَ فىحَوائِجِهِ يَوْمَ عاشُوراء، قَضَى اللّهُ لَهُ حَوائجَ الدُّنْيا وَ الاَّْخِرَةِ،وَ قَرَّتْ بِنا فِى الْجِنانِ عَيْنُهُ[40].
    ترجمه :هركس روز عاشوراى امام حسين عليه السلام ، دنبال كسب و كار نرود (و مشغول عزادارى و حزن و اندوه گردد)، خداوند متعال خواسته ها و حوائج دنيا و آخرتاو را برآورده مى نمايد؛ و در بهشت چشمش به ديدار ما - اهل بيت عصمت وطهارت عليهمالسلام - روشن مى گردد.










    [1]- مستدرك الوسائل : ج 10، ص 250، ح 38.

    [2]- مستدرك الوسائل : ج 10، ص 359، ح 2.

    [3]- مستدرك الوسائل : ج 3، ص 25، ح 4.

    [4]- تهذيب الا حكام : ج 2، ص 242، ح 957.

    [5]- وسائل الشّيعة : ج 4، ص 43، ح 4469.

    [6]- وسائل الشّيعة : ج 21، ص 460، ح 27580.

    [7]- وسائل الشّيعة : ج 1، ص 467، ح 1238.

    [8]- بحارالا نوار: ج 2، ص 30، ح 13.

    [9]- الدّرّة الباهرة : ص 38، س 3، بحار: ج 75، ص 354، ح 10.

    [10]- جامع الا خبار ص 59، بحارالا نوار: ج 91، ص 47، ح 2.

    [11]- أمالى شيخ صدوق ص 68، بحارالا نوار: ج 91، ص 47، ضمن ح 2.

    [12]- علل الشّرايع : ص 198، ح 21.

    [13]- بصائرالدّرجات : جزء 6، ص 308، باب 8، ح 5.

    [14]- وسائل الشّيعة : ج 21، ص 540، ح 27807.

    [15]- بحارالا نوار: ج 78، ص 183، ح 35، ثواب الا عمال : ص 175.

    [16]- محاسن برقى : ص 422، ح 208.

    [17]- الدّرّة الباهرة : ص 37، س 13، بحار: ج 75، ص 354، س 5.

    [18]- وسائل الشّيعة : ج 21، ص 561، ح 27873.

    [19]- مستدرك الوسائل : ج 2، ص 155، ح 30.

    [20]- مصادقة الا خوان شيخ صدوق : ص 52، ح 1.

    [21]- وسائل الشّيعة : ج 25، ص 183، ح 31693.

    [22]- مستدرك الوسائل : ج 15، ص 358، ح 8.

    [23]- جامع أحاديث الشّيعة : ج 1، ص 171، ح 234، بحار: ج 65، ص 167، ح 24.

    [24]- وسائل الشّيعة : ج 14، ص 502، ح 19693.

    [25]- وسائل الشّيعة : ج 16، ص 63، ح 20990.

    [26]- أمالى شيخ صدوق : ص 233، ح 17.

    [27]- بحارالا نوار: ج 4، ص 97، ح 3.

    [28]- مستدرك الوسائل : ج 6، ص 49، ح 6.

    [29]- أمالى شيخ طوسى : ص 82، مستدرك الوسائل : ج 6، ص 188، ح 1.

    [30]- وسائل الشّيعة : ج 6، ص 497، ح 6533.

    [31]- اصول كافى : ج 2، ص 160، ح 4، وسائل الشّيعة : ج 16، ص 372، ح 6.

    [32]- إعلام الورى : ج 2، ص 70، بصائرالدّرجات : جزء 8، ص 308، ح 5.

    [33]- إعلام الورى : ج 2، ص 70، بصائرالدّرجات : جزء 8، ص 308، ح 5.

    [34]- مستدرك الوسائل : ج 9، ص 16، ح 10073

    [35]- وسائل الشّيعة : ج 3، ص 91، ح 22040.

    [36]- من لا يحضره الفقيه : ج 1، ص 115، ح 541، وسائل الشيعة : ج 3، ص 227، ح 3479.

    [37]- وسائل الشّيعة : ج 20، ص 283، ح 25636.

    [38]- عيون أخبارالرّضا عليه السلام : ج 1، ص 292، ح 44.

    [39]-الكافى : ج 5، ص 260، ح 5.

    [40]- عيون أخبارالرّضا عليه السلام : ج 1، ص 299، ح 57.


  18. تشکرها 2


  19. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    359
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    4
    گالری
    0



    دوست عزیز خیلی عالی بود من من این حدیث ها را برای کلاس قرانم برداشتم تا به بچه ها بدهم
    امیدوارم که راضی باشید
    مرسی

  20. تشکر


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود