جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: معنى تفسير و تاريخچه آن

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    116
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 10 ساعت نامشخص
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0

    معنى تفسير و تاريخچه آن




    معنى تفسير و تاريخچه آن
    بسم الله الرحمن الرحيم
    الحمدلله الذى انزل الفرقان على عبده ليكون للعالمين نذيرا، و الصلوة على من جعله شاهدا و مبشرا و نذيرا، و داعيا الى الله باذنه و سراجا منيرا و على آله الذين اذهب عنهم الرجس ، و طهرهم تطهيرا.
    در اين مقدمه روشى را كه ما در اين كتاب در بحث و جستجو از معانى آيات قرآن كريم اتخاذ نموده ايم ، براى خواننده معرفى ميكنيم .
    نخست بايد بگوئيم : تفسير كه بمعناى بيان معانى آيات قرآنى و كشف مقاصد و مداليل آنست ، از قديمى ترين اشتغالات علمى است ، كه دانشمندان اسلامى را به خود جلب و مشغول كرده است . و تاريخ اين نوع بحث كه نامش تفسير است ، از عصر نزول قرآن شروع شده ، و اين معنا از آيه : (كما ارسلنا فيكم رسولا منكم ، يتلوا عليكم آياتنا، و يزكيكم و يعلمكم الكتاب و الحكمه )، (همچنانكه در شما رسولى از خود شما فرستاديم ، تا بر شما بخواند آيات ما را، و تزكيه تان كند، و كتاب و حكمتتان بياموزد) به خوبى استفاده ميشود، چون مى فرمايد: همان رسوليكه كتاب قرآن به او نازل شد، آن كتاب را به شما تعليم مى دهد.
    روش تفسيرى طبقات اول و دوم مفسرين
    طبقه اول از مفسرين اسلام ، جمعى از صحابه بودند، (كه البته مراد ما از صحابه غير على عليه السلام و ائمه اهل بيت عليهم السلامند، براى اينكه در باره آنحضرت سخنى جداگانه داريم ، كه بزودى از نظر خواننده مى گذرد)، مانند ابن عباس ، و عبد الله بن عمر، و ابى ، و غير ايشان ، كه دامن همت به كمر زده ، و دنبال اين كار را گرفتند.
    آنروز بحث از قرآن از چارچوبه جهات ادبى آيات ، و شان نزول آنها، و مختصرى استدلال به آيات براى توضيح آياتى ديگر، و اندكى تفسير بروايات وارده از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در باب قصص و معارف مبدا و معاد، و امثال آن تجاوز نميكرد.
    در مفسرين طبقه دوم ، يعنى تابعين ، چون مجاهد، و قتاده ، و ابن ابى ليلى ، و شعبى ، و سدى ، و ديگران نيز كه در دو قرن اول هجرت بودند، جريان به همين منوال بود، ايشان هم چيزى به آنچه مفسرين طبقه اول ، و صحابه ، در طريقه تفسير سلوك كرده ، بودند، نيفزودند، تنها چيزى كه به آن اضافه كردند، اين بود كه بيشتر از گذشتگان در تفسير خود، روايت آوردند، (كه متاءسفانه در بين آن روايات ، احاديثى بود كه يهوديان جعل كرده ، و در بين قصص و معارف مربوط به آغاز خلقت ، و چگونگى ابتداء خلقت آسمانها، و تكوين زمين ، و درياها، و بهشت شداد، و خطاهاى انبياء و تحريف قرآن ، و چيرهائى ديگر از اين قبيل دسيسه و داخل احاديث صحيح نمودند، و هم اكنون در پاره اى روايات تفسيرى و غير تفسيرى ، از آن قبيل روايات ديده مى شود).
    بعد از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در عصر خلفاء، فتوحات اسلامى شروع مى شود، و مسلمانان در بلاد فتح شده با فرقه هائى مختلف ، و امتهائى گونه گون ، و با علماى اديان و مذاهب مختلف آشنا ميشوند، و اين خلطه و آميزش سبب مى شود بحث هاى كلامى در مسلمانان شايع شود.
    از سوى ديگر در اواخر سلطنت امويان و اوائل عباسيان ، يعنى در اواخر قرن اول هجرت ، فلسفه يونان بزبان عربى ترجمه شده ، در بين علماى اسلام انتشار يافت ، و همه جا مباحث عقلى ورد زبانها و نقل مجالس علماء شد و از سوى سوم مقارن با انتشار بحثهاى فلسفى ، مطالب عرفانى و صوفى گرى نيز در اسلام راه يافته ، جمعى از مردم به آن تمايل نمودند، تا بجاى برهان و استدلال فقهى ، و از سوى چهارم ، جمعى از مردم سطحى به همان تعبد صرف كه در صدر اسلام نسبت بدستورات رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم داشتند، باقى ماندند، و بدون اينكه كارى به عقل و فكر خود داشته باشند، در فهم آيات قرآن به احاديث اكتفاء نموده ، و در فهم معناى حديث هم هيچگونه مداخله اى ننموده ، به ظاهر آنها تعبد مى كردند، و اگر هم احيانا بحثى از قرآن مى كردند، تنها از جهات ادبى آن بود، و بس . اين چهار عامل باعث شد كه روش اهل علم در تفسير قرآن كريم مختلف شود، علاوه بر اين چهار عامل ، عامل مهم ديگرى كه در اين اختلاف اثر به سزائى داشت ، اختلاف مذاهب بود، كه آنچنان در ميان مسلمانان تفرقه افكنده بود، كه ميان مذاهب اسلامى هيچ جامعه اى ، كلمه واحدى نمانده بود، جز دو كلمه (لا اله الا الله و محمد رسول الله )، و گر نه در تمامى مسائل اسلامى اختلاف پديد آمده بود.
    در معناى اسماء خدا، در صفات و افعال خدا، در معناى آسمانها، و آنچه در آن است ، در زمين و آنچه بر آنست و قضاء و قدر و جبر، و تفويض ، و ثواب ، و عقاب ، و نيز در مرگ ، و برزخ ، و در مسئله بعث ، و بهشت ، و دوزخ ، و كوتاه سخن آنكه در تمامى مسائلى كه با حقايق و معارف دينى ارتباط داشت ، حتى اگر كوچكترين ارتباطى هم داشت اختلافات مذهبى در آن نيز راه يافته بود، و در نتيجه در طريقه بحث از معانى آيات قرآنى متفرق شدند، و هر جمعيتى براى خود طريقه اى بر طبق طريقه مذهبى خود درست كرد.
    روش تفسيرى محدثين
    اما آن عده كه به اصطلاح محدث ، يعنى حديث شناس بودند، در فهم معانى آيات اكتفاء كردند بآنچه كه از صحابه و تابعين روايت شده ، حالا صحابه در تفسير آيه چه گفته اند؟ و تابعين چه معنائى براى فلان آيه كرده اند؟ هر چه ميخواهد باشد، همين كه دليل نامش ‍ روايت است ، كافى است ، اما مضمون روايت چيست ؟ و فلان صحابه در آن روايت چه گفته ؟ مطرح نيست ، هر جا هم كه در تفسير آيه روايتى نرسيده بود توقف ميكردند، و مى گفتند درباره اين آيه چيزى نميتوان گفت ، براى اينكه نه الفاظش آن ظهورى را دارد كه احتياج به بحث و اعمال فكر نداشته باشد، و نه روايتى در ذيلش رسيده كه آن را معنا كرده باشد، پس بايد توقف كرد، و گفت : همه از نزد پروردگار است ، هر چند كه ما معنايش را نفهميم ، و تمسك ميكردند بجمله (و الراسخون فى العلم يقولون آمنّا به ، كل من عند ربنا) راسخان در علم گويند: ما بدان ايمان داريم ، همه اش از ناحيه پروردگار ما است ، نه تنها آنهائى كه ما مى فهميم .
    اين عده در اين روشى كه پيش گرفته اند خطا رفته اند، براى اينكه با اين روش كه پيش گرفته اند، عقل و انديشه را از كار انداخته اند، و در حقيقت گفته اند: ما حق نداريم در فهم آيات قرآنى عقل و شعور خود را بكار بريم ، تنها بايد ببينيم روايت از ابن عباس و يا فلان صحابه ديگر چه معنائى نقل كرده و حال آنكه اولا قرآن كريم نه تنها عقل را از اعتبار نينداخته ، بلكه معقول هم نيست كه آنرا از اعتبار بيندازد، براى اينكه اعتبار قرآن و كلام خدا بودن آن (و حتى وجود خدا)، بوسيله عقل براى ما ثابت شده ، و در ثانى قرآن كريم حجيتى براى كلام صحابه و تابعين و امثال ايشان اثبات نكرده ، و هيچ جا نفرموده يا ايها الناس هر كس صحابى رسول خدا باشد، هر چه به شما گفت بپذيريد، كه سخن صحابى او حجت است ، و چطور ممكن است حجت كند با اينكه ميان كلمات اصحاب اختلافهاى فاحش هست ، مگر آنكه بگوئى قرآن بشر را به سفسطه يعنى قبول تناقض گوئيها دعوت كرده ، و حال آنكه چنين دعوتى نكرده ، و بلكه در مقابل دعوت كرده تا در آياتش تدبر كنند، و عقل و فهم خود را در فهميدن آن بكار ببندند، و بوسيله تدبر اختلافى كه ممكن است در آياتش بنظر برسد، برطرف نمايند، و ثابت كنند كه در آياتش اختلافى نيست ، علاوه ، خدايتعالى قرآن كريم خود را هدايت و نور و تبيان كلشى ء معرفى كرده ، آنوقت چگونه ممكن است چيزى كه خودش نور است ، بوسيله غير خودش ، يعنى قتاده و امثال او روشن شود، و چطور تصور دارد چيزيكه هدايت است ، خودش محتاج ابن عباس ها باشد، تا او را هدايت كنند، و چگونه چيزيكه خودش بيان هر چيز است ، محتاج سدى ها باشد تا آن را بيان كنند؟!



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2



    علامه طباطبائی می‌فرماید:«تفسیر عبارت است از بیان کردن معنای آیه های قرآن، روشن کردن و پرده برداری از اهداف و مفاهیم آیه ها.»
    بنابر این تفسیر به معنای برداشتن پرده ابهام و نشان دادن معنای باطنی و درونی الفاظی است که در نگاه اول به دست نمی‌آید. از این رو تکیه بر معنای ظاهری آیات را تفسیر نمی‌نامند.
    به طور خلاصه: تفسیر یعنی روشن ساختن مفهوم آیات قرآن مجید، و واضح کردن منظور پروردگار.

    منبع :
    تفسیر المیزان، ج 1، ص4؛ کتاب شناخت قرآن، ‌ص 198



    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    62
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 روز 8 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام و عرض ادب

    چرا خانمها اجازه تفسیر قرآن را ندارند؟
    آیا آیه خاصی در قرآن در این مورد وجود دارد؟
    با تشکر
    قسم به قلم و آنچه می نویسد.

  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    نوشته
    453
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 روز 5 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسمعه تعالی
    تفسیر به معنای توضیح دادن مطلبی است تا قابل فهم گردد و اصطلاحاً به شرح‌هایی که بر قرآن نوشته می‌شود، اطلاق می‌گردد. اولین تفسیر مکتوب و مدون قرآن، تفسیر محمد بن جریر طبری است
    تفسیر در لغت یعنی نقاب از چهرهٔ چیزی برگرفتن.
    از تفسیر نمونه گرفته شده.
    قرآن دو دسته منظور دارد: یک ظاهر (یعنی منظوری که واضح است) و بسیاری بطون (یعنی منظورهایی که واضح نیست]

    به گفتهٔ روایات و عالمان حدیث، بطون قرآن شدیداً گسترده و ناشناخته‌اند.

    در قرآن: «وَ ما یَعلَمُ تأویلَهُ الّی الله و الرّاسخون فی العلم»
    در کلام پیامبر اسلام: «لا تُحصی عَجائبُه و لا تُبلی غرائبه» یعنی شگفتی‌های قرآن هرگز تمام نمی‌شود و نوآوری‌های آن به کهنگی نمی‌گراید
    در حدیث: «قرآن هفتاد بطن دارد»
    ابن عبّاس: القرآن یُفَسِّرُهُ الزَّمان
    مکارم شیرازی: قرآن تراوشی از کلام و علم و ذات نامتناهی خداست. که نمی‌توان تمام جنبه‌های آن را آشکار کرد
    هدف تفسیر تلاش برای پرده برداشتن از بعضی منظورها و رسیدن به بعضی تاویل هاست. یعنی هدف تفسیر یا بالاترین حدّ آن، تاویل است
    شیعی یا سنّی؟ طبق حدیثی از پیامبر اسلام، جامعهٔ اسلامی پس از ایشان به ۷۲مذهب تقسیم خواهد شد. اوّلین جدایی در مذاهب بین شیعه و سنّی رخ داد. لذا دانشمندان هر گروه قرآن را مطابق اصول آیین خود تفسیر می‌کنند.

    لحن تفاسیر نیز ممکن است بیشتر ادبی یا بیشتر علمی باشد. مانند:

    الفرقان فی تفسیر القرآن - محمد صادقی تهرانی: ادبی
    کنز الدقائق و بحر الغرائب - محمد بن محمد رضا قمی مشهدی: ادبی
    المیزان فی تفسیر القرآن- سید محمد حسین طباطبایی: علمی

  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    62
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 روز 8 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام و عرض ادب

    لطفا به پرسشهای من هم پاسخ بدهید!





    در ضمن با توجه به اینکه در یک سری آیات قرآن گفته شده که این کتابی مبین و آشکار است، آشکار بودن قرآن چگونه با تفسیر شدن آن (که نشانگرآشکار نبودن آن است) قابل جمع است؟

    با تشکر
    قسم به قلم و آنچه می نویسد.

  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    نوشته
    453
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 روز 5 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام علیکم
    بلی قران اشکار است اما اطلاعات لازمه و مورد نظر انسانها در شرایط متفاوت و در زمانهای متفاوت هم فرق میکند لذا در هر زمانی انسان بنا به ان زمان باید قران را بکار گیرد و از ان برای رسیدن به حق و حقانیت استفاده ببرد در مورد مبین هم معنی خود این کلمه بسیار پر معنی است گویند که این خود یکی از اسمهای پروردگار است و خود این یک بحث دیگری دارد در رابطه با اسمهای نیک خداوند .
    یا حق

  8. تشکر


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    62
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 روز 8 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط بهروز نوازنی نمایش پست
    سلام علیکم
    بلی قران اشکار است اما اطلاعات لازمه و مورد نظر انسانها در شرایط متفاوت و در زمانهای متفاوت هم فرق میکند لذا در هر زمانی انسان بنا به ان زمان باید قران را بکار گیرد و از ان برای رسیدن به حق و حقانیت استفاده ببرد
    سلام و عرض ادب
    با تشکر از شما من با نظر شما کاملا موافقم.
    ولی تصور نمیکنم نظر مفسران هم همین باشد. زیرا مثلا مفسران اصرار دارند قوانین مربوط به زنان را بدون تغییر مانند 1400 سال پیش نگاه دارند و به مقتضیات زمان و شرایط متفاوت قرن حاضر نسبت به چهارده قرن پیش توجه نمی کنند و همیشه تفسیرهایشان با صدر اسلام یکی است.
    بنابراین سوال من (حداقل از مفسران و مجتهدان) به قوت خودش باقی است.
    قسم به قلم و آنچه می نویسد.


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    2,350
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    28 روز 16 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    14



    نقل قول نوشته اصلی توسط ویان نمایش پست
    سلام و عرض ادب

    چرا خانمها اجازه تفسیر قرآن را ندارند؟
    آیا آیه خاصی در قرآن در این مورد وجود دارد؟
    با تشکر
    سلام به شما

    تا حال با این مورد مواجه نشده بودم !
    شما کجا خوانده اید که زنان اجازه تفسیر ندارند ؟

    خانم ها در این زمینه ها خود کم کاری میکنند ،
    کمااینکه بانو امین اصفهانی بانویی مجتهده بودند که تفسیر مخزن العرفان اثر ایشان ست .


  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    62
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 روز 8 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط مریم نمایش پست
    سلام به شما

    تا حال با این مورد مواجه نشده بودم !
    شما کجا خوانده اید که زنان اجازه تفسیر ندارند ؟

    خانم ها در این زمینه ها خود کم کاری میکنند ،
    کمااینکه بانو امین اصفهانی بانویی مجتهده بودند که تفسیر مخزن العرفان اثر ایشان ست .
    سلام و عرض ادب
    فکر نمیکنم مجتهد شدن زنان در حال حاضر اهمیت چندانی داشته باشد. چون یک زن مجتهد نمیتواند مرجع تقلید شود و توضیح المسائل داشته باشد. فقط اجتهادش برای یک نفر و آنهم شخص خودش اعتبار دارد لاغیر.
    (البته نمیدانم برچه اساس مرد بودن برای مرجع تقلید شدن شرط شده است؟ این چه اجتهادی است که برای دیگران معتبر نیست؟ مثل این است من مدرک پزشکی بگیرم اما به جز برای خودم برای دیگران حق تجویز نسخه نداشته باشم!)

    بنابراین فکر میکنم تفسیری هم که خانمها می توانند داشته باشند مشابه مجتهد شدنشان است و ظاهرا خیلی اعتبار ندارد. چون هرچقدر در این باره سرچ کردم چیز مهمی پیدا نکردم.
    مگر اینکه کارشناسان این سایت در این باره راهنمایی بفرمایند.
    قسم به قلم و آنچه می نویسد.

  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    2,350
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    28 روز 16 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    14



    نقل قول نوشته اصلی توسط ویان نمایش پست
    سلام و عرض ادب
    فکر نمیکنم مجتهد شدن زنان در حال حاضر اهمیت چندانی داشته باشد. چون یک زن مجتهد نمیتواند مرجع تقلید شود و توضیح المسائل داشته باشد. فقط اجتهادش برای یک نفر و آنهم شخص خودش اعتبار دارد لاغیر.
    (البته نمیدانم برچه اساس مرد بودن برای مرجع تقلید شدن شرط شده است؟ این چه اجتهادی است که برای دیگران معتبر نیست؟ مثل این است من مدرک پزشکی بگیرم اما به جز برای خودم برای دیگران حق تجویز نسخه نداشته باشم!)

    بنابراین فکر میکنم تفسیری هم که خانمها می توانند داشته باشند مشابه مجتهد شدنشان است و ظاهرا خیلی اعتبار ندارد. چون هرچقدر در این باره سرچ کردم چیز مهمی پیدا نکردم.
    مگر اینکه کارشناسان این سایت در این باره راهنمایی بفرمایند.

    سلام و عرض احترام

    ببینید چرا فکر نمیکنید فکر کنید،اصلا فکر کنیم
    ابتدا اینکه اینطور که به نظر میاد اشکال از بندگی خود ماست
    چرا که علوم تجربی و علوم دینی و حیطه ی کاربرد انها با هم متفاوت ست در آموزش علوم دینی فرد برای شخص خود به این مسیر موارد میشود و با نیت اینکه مرجع تقلید بشود در این مسیر قرار نمی گیرد.
    ولی در علوم تجربی اینطور نیست
    حیطه ی کارکرد علوم تجربی متفاوت ست و درحرفه ی پزشکی هم هستند بسیاری پزشکان که دوره ی تخصص را در علوم پایه میگذرانند و اغلب متخصصین علوم پایه صرفاً به تدریس میپردازند و رنگ مطب را هم نمیبینند
    و چون سالانه هماهنگ با بقیه به روز نمیشوند پس از مدتی صرفا در حیطه ی تخصص خود صاحب نظر خواهند بود

    حال مجدد برویم روی بحث علوم دینی و فقهی ، برای فردی که در این مسیر وارد میشود بزرگترین هدف رضایت خدا و بندگی ست
    و اگر فردی پس از طی مراحل تحصیل در حوزه و مراکز دینی ،مرجع تقلید نشد نشان از عدم توانایی و یا ضعف نیست و چه بسیار بزرگانی که تفسیر دارندو کتاب های بسیار ،ولی مرجع تقلید نیستند که نمونه ی بارز ایشان
    استاد علامه طباطبایی ، در حالی که در میان شاگردان ایشان هستند کسانی که مرجع تقلیدند ،خوب مهم اینست که در درگاه خدا ما با چه هدف و نیتی حرکت کنیم و اینها همه وسائلی برای طی طریق ست

    بانوی مجتهده امین در طول عمر خود بسیار آموزش داده اند و این رسالت بزرگی ست پس اینقدر ساده نبینید
    بزرگوار من عرض میکنم اشکال از کم کاری خانم ها ست موید سخنم خود و شمایید ، شما حتی در جستجو هم کم لطفی کرده اید
    گرامی افرادی که در جستجوی مفاهیم ایات هستند به اغلب تفاسیر مراجعه میکنند ولی خوب عامه مردم به دو تفسیر شهره بسنده میکنند
    و بسیاری از تفاسیر ارزشمند هستند که مورد کم لطفی عامه ست، مثل مجمع البیان و تفسیر خسروی و ...این در حالی ست که مجمع البیان مرجع برای بسیاری از مفسرین بوده ست
    حال ما باید مدعی شویم که کم ارزش ست چون، ما توجه نمی کنیم و یا ما کم کاری می کنیم !و یا اصلا ما نمی دانیم!!

    لینک ها را قرار میدم ببینید که این تفسیر همردیف تفاسیر دگر قرار داده شده ست

    در این لینک ردیف 24 رو ملاحظه کنید :
    http://www.andisheqom.com/Files/olamamosnaf.php?idVeiw=4644&level=2&subid=4644


    در این لینک که کتابخانه ی دیجیتالی نور ست و این سایت سایتی مطرح در زمینه مباحث دینی و و علو م انسانی ست شما 15 جلد تفسیر مخزن العرفان را ملاحظه میکنید:
    http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/12123


    در این لینک هم اشاره ای داریم به این تفسیر و حکایتی جالب هم که در این تفسیر امده ارائه شده :
    http://www.hawzah.net/fa/magazine/magart/5975/5979/61818

    بله بنده بودن ارزشی والا دارد و تمامی این اساتید و مجتهدین تلاشان این ست .ان شاءالله

    در انتها عرض کنم جایگاه زن بسیار ارزشمند ست
    زنان بسیاری پشت تفکرات همسرانشان هستند
    زنان بسیاری شالوده ی فکری فرزندانشان را میریزند

    این هم نوعی مرجع بودن ست در جامعه ی کوچک تر و تاثر گذارتر و به نوعی فرزندان مقلدین مادرانشان هستند ،اگر مورد تاثیر گذاری باشد .


  13. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود