صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دیدگاه اسلام به زن

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    203
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 1 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    14
    آپلود
    3
    گالری
    4

    دیدگاه اسلام به زن




    -=قرآن کریم، به اتفاق دوست و دشمن، احیا کننده حقوق زن است. قرآن در عصر نزولش گامهای بلندی به سود زن و حقوق انسانی او برداشت اما هرگز به بهانه احیای حق زن به عنوان "انسان" و شریک مرد در انسانیت و حقوق انسانی، زن بودن وی را به فراموشی نسپرد. =-

    شرط اصلی سعادت زن

    قرآن زن را همان گونه می‌بیند که در طبیعت هست. از این رو هماهنگی کامل میان فرمانهای قرآن و فرمانهای طبیعت برقرار است. در واقع زن و مرد دو ستاره‌اند در دو مدار مختلف و هر کدام باید در مدار خود و فلک خود حرکت نمایند " نه خورشید را سزد که به ماه برسد و نه شب بر روز پیشی جوید و هر کدام در سپهری شناورند " (سوره یس آیه 40) پس شرط اصلی سعادت هر یک از زن و مرد و در حقیقت جامعه بشری این است که دو جنس هر یک در مدار خویش به حرکت خود ادامه بدهند. آزادی و برابری آنگاه سود می‌بخشد که هیچ کدام از مدار و مسیر طبیعی و فطری خویش خارج نگردند. آنچه در هر جامعه‌ای ناراحتی آفریده است قیام برضد فرمان فطرت و طبیعت است.

    دلیل پایمال شدن حقوق زن

    عدم توجه به وضع طبیعی و فطری زن، بیشتر موجب پایمال شدن حقوق او می‌گردد. اگر مرد در برابر زن جبهه ببندد و بگوید تو یکی و من یکی، کارها، مسئولیتها، بهره‌ها، پاداشها، کیفرها، همه باید متشابه و همشکل باشد. در این صورت زن در کارهای سخت و سنگین باید با مرد شریک شود و به فراخور نیروی کارش مزد بگیرد، توقع احترام و حمایت از مرد نداشته باشد، تمام هزینه‌های زندگی خودش را بر عهده بگیرد. و در هزینه فرزندان با مرد شرکت داشته باشد و ... که در این وقت است که زن در وضع سختی قرار خواهد گرفت، زیرا نیروی کار تولید زن بالطبع کمتر از مرد است و استهلاک ثروتش بیشتر.
    پس با در نظر گرفتن وضع طبیعی و فطری هر یک از زن و مرد با توجه به تساوی آنها در انسان بودن و حقوق مشترک انسانها، زن را در وضع بسیار مناسبی قرار می‌دهد که نه شخصش کوبیده شود و نه شخصیتش. پس در زمینه احیای حقوق زن دیدگاهی که طبیعت را راهنمای خود قرار دهد در نهضت حقوق زن به معنی واقعی موفق خواهد شد.

    دیدگاه اسلام به زن

    پس با توجه به مطالب گفته شده اسلام در مورد حقوق زن و مرد (بر اساس وضع طبیعی زن و مرد) فلسفه خاصی دارد که با آنچه در چهارده قرن پیش می‌گذشته و با آنچه در جهان امروز می‌گذرد متفاوت است. اسلام برای زن و مرد در همه موارد یک نوع حقوق، وظیفه و یک نوع مجازات قائل نشده است. پاره‌ای از حقوق و تکالیف و مجازاتها را برای مرد مناسبتر دانسته و پاره‌ای از آنها را برای زن، و در نتیجه در مواردی برای زن و مرد وضع مشابه و در موارد دیگر وضع نامشابهی در نظر گرفته است.

    علت تفاوتها

    زن از این نظر که انسان است مانند هر انسان دیگر آزاد آفریده شده است و از حقوق مساوی با مرد بهره‌مند است ولی از طرف دیگر زن انسانی است با ویژگیهای خاص خودش و مرد انسانی است با خاص خودش. چرا که زن و مرد با وجود اینکه در انسانیت برابرند ولی دو گونه انسانند با دو گونه خصلتها و دو گونه روانشناسی. و این اختلاف ناشی از عوامل جغرافیایی و یا تاریخی و اجتماعی نیست بلکه طرح آن در متن آفرینش ریخته شده و طبیعت از این دو گونگی‌ها هدف داشته است و هرگونه عملی برضد طبیعت و فطرت عوارض نامطلوب به بار می‌آورد پس به این نکته باید توجه نمود که مسائل دیگری هم غیر از تساوی و آزادی هست. تساوی و آزادی شرط لازم‌اند نه کافی. تساوی حقوق زن و مرد از نظر ارزشها مادی و معنوی یک چیز است و همانندی و همشکلی چیز دیگر چرا که تساوی غیر از تشابه است، چون تساوی برابری است و تشابه یکنواختی.

    تساوی نه تشابه

    آنچه مسلم است اسلام حقوق یک جور و یکنواختی برای زن و مرد قائل نشده است ولی هرگز امتیاز و ترجیح حقوقی برای مردان نسبت به زنان قائل نیست. اسلام با رعایت اصل مساوات انسانها را درباره زن و مرد با تساوی حقوق بین آن دو مخالف نیست بلکه با تشابه حقوقی آنها مخالف است، بهتر است برای روشنتر شدن مطلب مثالی بیآوریم:
    ممکن است پدری ثروت خود را به طور تساوی میان فرزندان خد تقسیم کند اما نه به طور متشابه. یعنی ممکن است این پدر چند قلم ثروت داشته باشد: هم تجارتخانه داشته باشد و هم ملک مزروعی و هم مستقلات، ولی نظر به اینکه قبلا فرزندان خود را استعدادیابی کرده است، در یکی ذوق و سلیقه تجارت دیده و در دیگری علاقه به کشاورزی و در سومی مستغل داری، هنگامی که می‌خواهد ثروت خود را در طول زندگانی خود میان فرزندان تقسیم کند با در نظر گرفتن اینکه آنچه به همه فرزندان می‌دهد از لحاظ ارزش مساوی با یکدیگر باشد و ترجیح و امتیازی از این جهت در کار نباشد، به هر کدام از فرزندان خود همان سرمایه را می‌دهد که قبلا در آزمایش استعدادیابی آن را مناسب یافته است.
    پس
    کمیت غیر از کیفیت است و برابری غیر از یکنواختی است و اسلام نیز با رعایت نمودن اصل مساوات انسانها اعم از زن و مرد، با تشابه حقوقی زن و مرد مخالف است. اسلام همچنانکه برای زن و مرد در اکثر موارد حقوق مشابهی وضع نکرده، مجازات و تکالیف مشابهی نیز وضع ننموده است چرا که با وجود تساوی زن و مرد در اصل خلقت و ارزش انسانی، بر اساس تفاوت ظاهری هر کدام و همچنین تفاوتهای روانی بین زن و مرد مانند تحت تاثیر احساسات قرار گرفتن سریع زن نسبت به مرد، عدم خشونت زن نسبت به دیگران، و به طور کلی تفاوت عمده که به صورت عواطف و احساسات شدید در زنها و غلبه تعقل بر احساسات در مردها نمایان می‌شود. که اینها نیز بر اساس وظایفی که هر کدام در آفرینش بر عهده گرفته‌اند متناسب می‌باشد که وجود این تفاوتها در میان زن و مرد را نمی توان عامل برتری یکی بر دیگری دانست چرا که هر کدام از آنها بر اساس و تناسب وظایفشان در عالم، آفرینش مخصوص به خود دارند.
    فاطمیه آمد و آن همدم و مونس کجاست
    شمع می پرسد ز پروانه گل نرگس کجاست
    در عزای مادرت یابن الحسن یک دم بیا
    تا نپرسند این جماعت صاحب مجلس کجاست

    اجرک الله یا بقیه الله


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,017
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    3



    ديدگاه اسلام درباره زن در دو حوزه قابل بررسي است.
    الف. حوزه معرفت شناختي؛ در بينش و جهان بيني اسلامي زن و مرد از جهات بسياري با هم برابر و يكسانند. هدف خلقت زن ومرد هر دو عبوديت و بندگي خداست، از نظر كسب ارزشها، نيز هر دو در يك رتبه هستند. زن و مرد بودن در كسب ارزشها تأثيري ندارد، بلكه ملاك كسب ارزشها عبارتند از:
    1. ايمان و عمل صالح؛ «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً»[1] هر كس ـ از مرد يا زن ـ كار شايسته كند و مؤمن باشد قطعاً او را با زندگي پاكيزه‎اي حيات بخشيم.
    2. تقوا؛ خداوند در قرآن مي‎فرمايد: اي مردم ما شما را از زن و مردي آفريديم و شما را گروه گروه و قبيله قبيله گردانيديم، تا از همديگر بازشناخته شويد، بهترين شما در نزد خداوند با تقواترين شما است.
    آيات و روايات بسياري در اين زمينه وجود دارد كه براي زن اهميت و جايگاه ويژه‎اي قايل است.[2] اين مربوط به نظام اعتقادي و حوزه معرفت شناسي است كه به اختصار اشاره شد.
    ب: جايگاه زن در خانواده؛ اسلام در نظام خانواده نيز براي زن ارزش و اهميت ويژه قايل است و همانگونه كه براي مرد حقوقي را در نظر گرفته است، براي زنان نيز حقوقي را مشخص نموده كه بايد مردان رعايت كنند. يا به تعبير ديگر در نظام خانواده و به منظور استحكام آن هم براي مرد و هم براي زن يكسري وظايف در نظر گرفته شده كه بايد رعايت كنند.[3]
    [1] . نحل، 97.
    [2] . براي مطالعه بيشتر ر.ك: محمدفنايي اشكوري، منزلت زن در انديشة اسلامي،‌مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره)، چاپ اول، 1377.
    [4] . براي مطالعه بيشتر در اين خصوص مراجعه شود به: حبيب الله طاهري، سيري در مسايل خانواده، سازمان تبليغات اسلامي، چاپ اول، 1370،ص 67 ـ 58؛ و نيز علامه محمد حسين فضل الله، شيوة همسرداري، ترجمه لطيف راشدي، پيام آزادي، چاپ اول، 1373، ص 115 ـ 95.
    ویرایش توسط کلات : ۱۳۸۸/۰۶/۱۶ در ساعت ۰۴:۳۷


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما




    از نظر اسلام به لحاظ اجتماعى ميان زن و مرد قائل به تساوى است . همان گونه كه مرد داراى اراده ، حق و تكليف است ، زن نيز داراى اراده ، حق و تكليف است . اسلام جامعه را مولود زن و مرد با هم مى داند و براى زن حقوق مستقل مانند مرد قائل است . [ لها ماكسبت و عليها ما اكتسبت ] . البته زن در نگاه اسلام داراى دو خصوصيت است كه هر يك از اين خصوصيات احكام مطابق خود و خاص خود را مى طلبد .
    خصوصيت اول آن است كه زن مانند ( حرث ) است ،يعنى زن است كه نطفه را پرورش مى دهد و نسل انـسـانـى را بـا تـولـيـد مثل بقا مى بخشد و اين خصوصيت سبب مى شود كه زن احكام مخصوص داشته باشد .
    خـصـوصـيـت دوم آن اسـت كه وجود زن لطيف تر و روحيه و عواطف او رقيق تر از مرد است و اين خصوصيت نيز سبب احكام خاصى براى زن مى گردد . بنابراين جايگاه اجتماعى زن از نگاه اسلام روشن مى شود چنان كه در قرآن مى فرمايد :و لا تتمنوا ما فضل اللّه به بعضكم على بعض للرجال نصيب مما اكتسبوا و للنساء نصيب مما اكتسبن (1)مـراد از ايـن آيـات اين است كه ملاك اختصاص زن و مرد به فضايل اعمالى است كه هر يك براى جامعه انجام مى دهند . بـنـابـراين فضايلى مانند ايمان و علم و عقل و تقوى اختصاص به مرد يا زن ندارد ،بلكه ملاك عمل است.
    *******
    1:. نسا،آيه 32
    ویرایش توسط meshkaat : ۱۳۸۸/۰۶/۱۶ در ساعت ۰۹:۵۴


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما




    از نظر اسلام زنان ميتوانند در صحنه هاي ساسي ، اجتماعي ، فر هنگي ، اقتصادي حضور داشته باشند ،چنان که در صدر اسلام زنان در حکو مت نقش داشتند. در زمان رسول خدا زنان با حضرت بيعت کر دند ودر جبهه ها حضور داشتند . حضور حضرت فاطمه زهرا (ع) وحضرت زينب (ع) در صحنه هاي سياسي اجتماع وفر هنگي نشان مي دهد که ز نان مانند مردان مي توانند مشارکت سياسي واجتماعي داشته باشند.


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    12
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    15 دقیقه
    دریافت
    30
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ديدگاه اسلام به زن چگونه است؟

    اسلام گاهي ديدكي به زنها دارد
    زير چشمي يا از بالاي عينك
    با به به و چه چه
    عجبا ، حيرتا

  7. تشکر


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    1,334
    تشکر:
    1
    حضور
    31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    57




    دیدگاه اسلام به زن
    آزردن همسر مانع قبولی نماز
    بالاترین عبادات در اسلام نماز است. اگر نماز را خداوند بپذیرد سایر اعمال نیز پذیرفته خواهد شد. اما برخی از اعمال مانع قبولی نماز است. کمترین ستم به زیر دستان و اعضای خانواده ، هیچ‌گونه توجیه شرعی ندارد. پیامبر- صلی‌الله علیه واله وسلم- می‌فرمایند:
    « هر زنی که شوهر خود را آزار دهد نماز و اعمل نیک او پذیرفته نیست .مگر آنکه به او کمک کند و یا او را راضی نماید هر چند تمام عمر را روزه بگیرد و برای هر مردی (شوهری) هم که به همسرش ظلم روا بدارد ، همین عذاب پا برجاست.»

    پس مردها هم اگر ذره‌ای اذیت و ظلم روا بدارند، حسابشان با پیغمبر و خداست. امّا آن روی سکه هم شنیدنی و دیدنی است. زندگی همواره خوشی نیست، سختی و ناخوشی، تلخی و رنج را به همراه دارد اما مومن و مسلمان در زندگی مانند تاجر زیرک است. خوشا به حال زنان تاجر زیرک و مردان کاسب باهوش که از این دنیا و با متاع این جهانی، بهشت آن جهانی خویش را آباد می سازند.
    پیامبر می‌فرمایند: « مردی که در بد خویی زن خود صبر کند ، خداوند متعال اجری مانند حضرت ایوب در برابر تمام بلاهایش می‌بخشد و هر زنی که بر بداخلاقی شوهر خود صبر کند ، خداوند متعال به او ثوابی مانند ثواب و پاداش آسیه زن فرعون عطا می‌کند.»

    البته احادیث در بیان رعایت احترام و یاری به همسران و زنان، عفو و بخشش نسبت به بانوان فراوان است . پس می‌توانیم نتیجه بگیریم که خانم! آقا! هر دو در دیدگان پیامبر اکرم هستید .ببینید چگونه رفتار می‌کنید؟
    زندگی سرشار از لطف و رحمت نصیبتان باد.

    دیدگاه اسلام به زن

    پروردگارا به من بیاموز دوست بدارم کسانی را که دوستم ندارند...
    عشق بورزم به کسانی که عاشقم نیستند...
    بگریم برای کسانی که هرگز غمم را نخوردند...
    محبت کنم به کسانی که محبتی در حقم نکردند


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما




    نقش زن در جمله‌اي زيبا اين گونه بيان مي‌شود كه "از دامن‌زن‌، مرد به معراج مي‌رود" . ميزان تأثيرگذاري زن در اجتماع از ميزان تربيتي كه وي به فرزندان خود مي‌دهد ،متجلي مي‌شود. اسلام حق شغل و مانند آن را براي زن به رسميت شناخته است.در تمامي اين شئون، حقوق زن مورد تأييد و تأكيد اسلام است.امرروزه نيز در جمهوري اسلامي ايران زنان در صحنه هاي مختلف حضور دارند.آنان مانند مر دان در پيروزي انقلاب اسلامي وحکو مت نقش داشته ودارند.نيز نسبت به گذشته حضور زنان در جامعه بسيار چشمگيرتر مي‌باشد.
    دليل آن اسلامي بودن حكومت ماست كه به زنان اجازه مي‌دهد ضمن رعايت حجاب و حدود شرعي، به فعاليت فرهنگي‌، اقتصادي و ... در جامعه بپردازند. امروزه بيش از پنجاه درصد دانشجويان ما را در بسياري از رشته‌هاي تحصيلي زنان تشكيل مي‌دهند. اين حاكي از ايفاي نقش اجتماعي گستردة بانوان در امروز و فرداي ماست.


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما




    در آیاتی آمده خداوند از انسان همسری برایش آفریده و مرحوم علامه طباطبائی(ره)نیز در تفسیر المیزان در این خصوص فرموده ظاهر آیه «و خلق منها زوجها» این است که همسری از نوع مرد آفرید و افراد انسانی بازگشت به دو فرد همانند و مشابه دارند. به عقیده ایشان آنچه در پاره‌ای تفاسیر نقل شده که مطابق این آیه ، زن از آدم مشتق شده و قسمتی از آدم است ، سخنی بدون دلیل است و آیه بر آن دلالت ندارد. (1) به این معنا که زن از همان جنس مرد است نه بخشی از امر و فرع بر آن.
    بنابراین علی رغم پندارهای غلطی که در مورد زنان وجود دارد ، در اسلام زن مقدمه وجود مرد نبوده و مرد علت غائی خلقت او به حساب نمی‌آید.
    *********

    1: المیزان فی تفسیر القرآن،ج 4، ص 136.



  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    39
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اما هنوز هم سوالات زيادي پيرامون اين موضوع وجود داره كه من هنوز هم جواب قانع كننده اي براشون پيدا نكردم.مثلا چرا زن بدون اجازه ي پدرش و بعده ها همسرش نمي تواند حتي از منزل بيرون رود؟چرا در يكي از خطبه هاي نهج البلاغه به زن صفت ناقص العقل داده شده؟چرا در يكي از آيات سوره ي نساء گفته شده در صورت نافرماني زن مي توان او را به زدن تنبيه كرد؟(مگه زن داراي عقل و شعور و اختيار نيست؟)
    مي دونم زياد در اين موضوعات تاپيك زده شده.اما من واقا قانع نشدم.خوشحال ميشم جواب بدين.

  12. تشکرها 3


  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    539
    تشکر:
    1
    حضور
    53 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1



    از آيات سوره هاى (نساء، 1; آل عمران، 195; نحل، 97; زخرف، 32 و حجرات، 13) به ترتيب، اين نتايج به دست مى آيد:
    1. حقيقت زن و مرد از نظر اسلام، يكسان است; 2. در نظام آفرينش، هرگز ظلم وجود ندارد; 3. نوع واحد (مرد و زن)، از نظر شدت و ضعف، تفاوت هايى دارند; 4. زن و مرد، در تسخير يكديگر مكمل اند; 5. اختلاف استعدادها و شدت و ضعف ها، دليل برترى يكى بر ديگرى نيست; بلكه تنها ملاك امتياز، عمل به ارزش هاى انسانى است.
    با توجه به مقدمات فوق، مطالبى به طور مختصر درباره فرمايش امام على(عليه السلام) درباره بانوان بزرگوار بيان مى كنيم:
    1. چنان كه اشاره كرده ايد، اين سخنان كليت ندارد و درباره جنگ جمل و خطاب به شخص عايشه است; زيرا عايشه سبب شد، خون هاى زيادى در اين جنگ ريخته شود; البته هر زن ديگرى به اين اعمال ناروا دست بزند، قطعاً مخاطب اين كلمات خواهد بود.
    2. امام على(عليه السلام) با به كارگيرى اين تعابير، هرگز نخواسته اند نقصى را براى زنان بيان فرمايند; بلكه اين كلمات بر اساس واقعيات تكوينى است. تفاوت زن و مرد در استعدادهاى جسمى و روانى، واقعيتى است كه همگان به آن واقفند; مثلا مرد به طور متوسط، درشت اندام تر و زن كوچك اندام تر، مرد بلند قدتر و زن كوتاه قدتر، مرد خشن تر و زن ظريف تر، صداى مرد بم و صداى زن زير، رشد بدنى زن سريع تر و رشد بدنى مرد كندتر، ميل مرد به ورزش و شكار و كارهاى پر تحرك بيش تر و ميل زن كم تر، احساسات مرد، مبارزانه و زن صلح جويانه، احساسات زن جوشان تر و مرد سردمزاج تر، زن طبعاً به زينت و زيور و جمال و آرايش و الگوهاى مختلف علاقه مندتر و مرد بر خلاف آن، مرد بنده شهوت خويش و زن در بند محبت مرد است و... اين ها واقعيت تكوينى زن و مرد است كه در خلقت آن هاست; ليكن بيان اين واقعيت ها دليل بر نقص يا كمال ديگرى نيست. اگر حضرت على(عليه السلام) فرموده است: عقلِ زن كمتر است، به اين معناست كه زن در بعضى امور، مانند استدلال ها و مسائل خشك عقلانى، جهاد، كارهاى سخت و خشن كم تر از مرد است; ولى در امور ديگرى، مانند: ادبيات، نقاشى، كارهاى ظريف كه با ذوق و احساسات و عواطف سر و كار دارد، زن پيش گام مرد است و ممكن است مراد از نقص عقل زنها نظريه مسأله حقوقى باشد چنان چه پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله)مى فرمايد: «و امّا نقصان عقولكن فلانه شهادة امرئة نصف شهادة الرجل; و امّا ]معناى[ ناقص بودن عقل زنان اين است كه: شهادت دادن يك زن نصف يك مرد است» و... اگر آن جناب فرموده است: «بهره زنان كم تر است»، به اين معناست كه زنان، در بعضى جاها كم تر از مردان ارث مى برند; امّا زن ها از جاهاى ديگر، بيشتر ارث مى برند. اگر آن بزرگوار فرموده است: «ايمانِ زنان كم تر است»، به اين معناست كه زن ها در ايام عادت، محروم از نماز و روزه و... هستند; امّا از طرفى شش سال زودتر، توفيق به تكليف رسيدن را پيدا مى كنند.
    نتيجه آن كه با توجه به اصول و مبانى قرآنى ـ كه در مقدمه، گوشه اى از آن ها گفته شد ـ پى مى بريم كه هرگز، حضرت على(عليه السلام)در مقام بيان ناقص الخلقه بودن زن از نظر عقل و ايمان نيست; بلكه مقصود، بيان تناسب هاست.
    بهترين دليل بر اين مدعا آن است كه خود امام على(عليه السلام) در جاهاى متعدد، از بسيارى از زنان تاريخ و زنان هم عصر خود، به ويژه از فاطمه زهرا(عليها السلام) مدح ها، تعريف و تمجيدهاى بلندى نموده است كه درباره مردان، كم تر به چشم مى خورد و حتى در بسيارى موارد، مردان را به شدت نكوهش كرده است. اگر فرض كنيم غرض مولى در خطبه 80، بيان ناقص بودن زنان از نظر عقل، ايمان و بهره است، نه بيان تناسب ها، قطعاً با اين تعريف ها و تمجيدها تناقض خواهد داشت; در حالى كه عصمت امام از ضروريات اعتقادى ماست.
    افزون بر آن برترى عقلانى در جنبه عقل نظرى كه در امور سياسى ـ اجتماعى كاربرد دارد، هرگز باعث برترى مرد بر زن نيست; زيرا معيار قرب الهى و بهشت، عقل عملى است كه فرموده اند: «العقل ماعبد به الرحمن و اكتسب به الجنان; عقل آن است كه به واسطه آن خدا عبادت شود و به سبب آن بهشت به دست آيد.» و زن و مرد از اين عقل مساوى برخوردارند
    .





    1. ر.ك: مجموعه آثار، استاد مرتضى مطهرى(رحمه الله)، ج 19، ص 173ـ19



صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود