جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آشيانه و محل تخمگذاري شيطان

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    164
    تشکر:
    1
    حضور
    2 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    17
    آپلود
    0
    گالری
    7

    آشيانه و محل تخمگذاري شيطان




    بحث درباره «شيطان» بسيار طولانى و گسترده است. فلسفه آفرينش «شيطان»، چگونگى نفوذ «شيطان» در انسانها، طول عمر شيطان، داستان شيطان و آدم(عليه السلام)، لشكريان شيطان، شياطين جنّى و انسى، علامت نفوذ «شيطان» در انسان و مانند اينها; ولى بديهى است كه شرح همه اين مسائل در اين مختصر نمى گنجد. تنها بايد به اشاراتى كه بتواند روشنايى اى بر اين بحثها بيندازد و با مسير خطبه بالا هماهنگ باشد قناعت كنيم.
    از آيات قرآن به خوبى استفاده مى شود كه «شيطان» از آغاز به صورت يك موجود «شرير» آفريده نشده بود; بلكه موجود پاكى بود كه در صفوف «فرشتگان» جاى داشت (هر چند فرشته نبود).
    ولى حبّ ذات افراطى و خودخواهى و تكبّر سبب شد كه از فرمان خدا نسبت به سجده بر «آدم»(عليه السلام) سرباز زند و نه تنها مرتكب معصيت شود بلكه علم و حكمت خدا را نيز به زير سؤال برد و اين دستور را غير حكيمانه بشمرد و به وادى ضلالت و كفر فرو غلطد.
    امام علي عليه السلام در خطبه هفتم نهج البلاغه مى فرمايد: «شيطان در درون سينه هاى پيروان خود تخمگذارى كرد، سپس آن را مبدّل به جوجه نمود»
    او از خداوند تقاضاى باقيماندن تا قيامت را كرد و خدا نيز تقاضاى او را نسبت به زنده ماندن تا وقت معلوم قبول فرمود و اين به خاطر آن بود كه بندگانش را به وسيله او و لشكريانش بيازمايد، يا به تعبيرى ديگر همان گونه كه وجود شهوات در درون نفس آدمى و مقاومت عقل و ايمان در برابر نيروهاى مخالف، سبب قوّت و قدرت انسان در مسير اطاعت فرمان خدا مى شود; همچنين وسوسه هاى «شيطان» از برون و مقاومت سرسختانه انسان در برابر او سبب تكامل او مى گردد; چرا كه هميشه وجود دشمن، عامل حركت و تحصيل قدرت و قوّت و پيشرفت و تكامل است.
    اما اين بدان معنا نيست كه «شيطان» نفوذ اجبارى در انسانها داشته باشد; بلكه انسانها هستند كه به او اجازه وسوسه را مى دهند. قرآن مجيد با صراحت مى گويد: «اِنَّ عِبادى لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطان; تو بر بندگان من سلطه ندارى».(1) و در جاى ديگر مى فرمايد: «اِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطان عَلَى الَّذينَ آمَنُوا وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ; او بر كسانى كه ايمان دارند و بر پروردگارشان توكّل مى كنند تسلّطى ندارد»(2) و نيز از قول خود شيطان اين نكته را با صراحت نقل مى كند كه در روز قيامت به پيروان خود مى گويد: «وَ ما كانَ لى عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطان اِلاّ اَنْ دَعَوتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لى فَلا تَلُومُونى وَ لُومُوا اَنْفُسَكُمْ; من بر شما تسلّطى نداشتم جز اين كه دعوتتان كردم و شما دعوت مرا پذيرفتيد; پس مرا ملامت نكنيد، خويشتن را ملامت كنيد»!(3)
    اين نكته نيز حائز اهميّت است كه خداوند براى خنثى كردن وسوسه هاى شياطين، لشكريان و جنودى آفريده است كه از جمله آنان عقل و خرد و فطرت و وجدان و پيامبران الهى و فرشتگان خدايند كه حافظان اهل ايمان و نگه دارندگان آنها در برابر وسوسه هاى شياطين مى باشند. هركس خود را در خط آنها قرار دهد حمايتش مى كنند و وسوسه هاى شيطان را از او دور مى سازند و هركس خود را در خط شياطين قرار دهد و اصرار و لجاجت ورزد، دست از حمايتش بر مى دارند.
    امام علي عليه السلام در خطبه هفتم نهج البلاغه مى فرمايد: «شيطان در درون سينه هاى پيروان خود تخمگذارى كرد، سپس آن را مبدّل به جوجه نمود» (فَباضَ وَ فَرَّخَ فى صُدُورِهِمْ).
    در اين تشبيه جالب امام(عليه السلام)، سينه هاى شيطان صفتان را آشيانه «ابليس» و محل تخمگذارى او معرفى مى كند و به دنبال آن مى افزايد: «اين جوجه هاى شيطانى از درون سينه هاى آنها خارج شده، در دامانشان حركت كرد و پرورش يافت» (وَدَبَّ وَ دَرَجَ في حُجُورِهِمْ).
    اين نكته نيز شايان دقّت است كه «شيطان» سعى دارد در اعماق جان انسان نفوذ كرده و از آن جا تأثير بر اعمال او بگذارد همان گونه كه در خطبه بالا به آن اشاره شده بود كه گويى در درون سينه ها تخمگذارى كرده و جوجه هاى خود را پرورش مى دهد; سپس آن را در دامان خود انسان بزرگتر مى كند تا آن جا كه با وجود او متّحد مى شود; چشم و گوش و زبان و دست و پا، رنگ «شيطانى» به خود مى گيرد و آثار «شيطانى» از خود بروز مى دهد.
    در كلمات «اميرمؤمنان على»(عليه السلام) در «غرر الحكم» آمده است: «اِحْذَرُوا عَدُوّاً نَفَذَ فِى الصُّدُورِ خَفيّاً وَ نَفَثَ فِى الآذانِ نَجيّاً; از آن دشمنى بپرهيزيد كه در سينه ها مخفيانه نفوذ مى كند و در گوشها آهسته فوت مى كند»!
    شبيه اين معنا ـ با كمى تفاوت ـ در خطبه 83 «نهج البلاغه» نيز آمده است.
    در خطبه 121 نيز مى خوانيم: «اِنَّ الشَّيْطانَ يُسَنّى لَكُمْ طُرُقَهُ وَ يُريدُ اَنْ يَحُلَّ لَكُمْ دينَكُمْ عُقْدَةً عُقْدَةً; شيطان راه هاى خويش را براى شما آسان جلوه مى دهد و مى خواهد پيمانهاى الهى دين شما را گره گره بگشايد».
    به هر حال هدف از ايراد خطبه فوق و مانند آن هشدارى است به همه انسانها كه مراقب اين دشمن بزرگ كه عداوت خود را از آن زمان كه آدم آفريده شد با او و فرزندانش اعلام نمود، باشند; و با توكّل بر لطف بى پايان خداوند و استمداد از عقل و فطرت و وجدان و الهام گرفتن از ارشادهاى پيامبران الهى و استمداد از «فرشتگان» پروردگار، خود را از حوزه نفوذ «شيطان» دور دارند.
    آخرين نكته اى كه لازم مى دانيم در اين اشاره كوتاه ذكر كنيم اين است كه طبق صريح بعضى از آيات قرآن، شياطين منحصر به «ابليس» و لشكر پنهانى او نيستند; بلكه گروهى از انسانها نيز شيطان ناميده شده اند. چرا كه كار آنها عيناً همان كار شياطين است: «وَ كَذلِك جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِىٍّ عَدُوّاً شَياطينَ الاِنْس وَ الْجِنِّ يُوحى بَعضُهُمْ اِلى بَعض زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً; اين چنين در برابر هر پيامبرى دشمنى از شياطين انس و جنّ قرار داديم كه به طور سرّى سخنان فريبنده و بى اساس را براى اغفال مردم ـ به يكديگر مى گفتند».(4)آرى بايد مراقب وسوسه هاى همه آنها بود.
    منبع: مکارم شيرازي، شرح خطبه هفتم نهج البلاغه،با تصرف و تلخيص
    ___________________
    1. سوره اسراء، آيه 65.
    2. سوره نحل، آيه 99.
    3. سوره ابراهيم، آيه 22.
    4. سوره انعام، آيه 112.


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    164
    تشکر:
    1
    حضور
    2 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    17
    آپلود
    0
    گالری
    7

    گپ و گفتی با شیطان




    اشاره:
    روزی که شیطان تلفنی تماس گرفت و بی مقدمه گفت: "حاضرم رؤیای تو را تبدیل به واقعیت کنم"، به ناگاه شوکه شدم! باورم نمی شد! تنم خیس عرق شده بود! وحشت و ترس سرا پای وجودم را فرا گرفته بود! به هر زحمتی که بود خودم را جمع کردم و بالاخره قراری برای مصاحبه گذاشتم.
    روز مصاحبه:
    جناب شیطان با دو ساعت تاخیر حاضر شد. وقتی هم که رسید عذرخواهی کرد و گفت:
    مأموریت خطیری پیش اومد که از دوستان ساخته نبود و می بایست خودم انجام می دادم.
    پیش از انجام مصاحبه گفتم:
    با چه تضمینی باور کنم که در جریان مصاحبه بر مبنای صداقت در گفتار سخن خواهی گفت؟
    خندید و گفت: دلیلی ندارد دروغ بگویم. چون من به حربه ای مجهزم که اگر پرده از تمام اسرار من برداشته شود باز هم می توانم به خواسته های خود دست یابم.
    گفتم: چه حربه ای؟
    جواب داد: غفلت؛ انسانها را به خواب نوشین غفلت می برم و آن وقت نقشه هایم را عملی می کنم.
    سوگند یاد می کنم که تا انتقامم را باز نستانم شما آدمیان را لحظه ای آسوده نخواهم گذاشت، پیوسته بر سر راهتان در کمین می نشینم و راهزن راهتان می شوم. اکنون ببینید چگونه راه نجات را بر شما خواهم بست.
    متن مصاحبه:
    عبدالله: خودتان را معرفی کنید.
    شیطان: فردی هستم از طایفه جن. مسمی به اسم خاص "ابلیس" و مشهور به اسم عام "شیطان"؛ البته اسامی و اوصاف دیگری هم دارم که چندان معروف نیستند نظیر وسواس، خنّاس، عزازیل، عفریت، شیصبان، حارث، مارد، غوی، رجیم، ابو مره، ابولبین، مذموم، مرید و…(1)
    عبدالله: پیشه و شغل شما چیست؟
    شیطان: مشاغل فراوانی دارم؛ گاهی مسافر کشم؛ سر دو راهی حق و باطل می ایستم و مسافران را در جاده گمراهی در بست به سفر جهنم می برم. گاهی کشاورزم و بذر کینه و نفاق را در زمین دلها می افشانم. گاهی نقاشم؛ رنگ بطلان به چهره حقیقت می زنم و جامه کژی برقامت راستی می پوشانم. گاهی هم خلبانم؛ با بالهای وسوسه و القاء آنقدر بر فراز قلب آدمی چرخ می زنم تا باند مناسب برای فرود بیابم.(2)
    عبدالله: دشمنی دیرینه ات با آدمی زاد از کجا سرچشمه می گیرد؟
    شیطان: ماجرا از آن روزی شروع شد که صحنه آرای خلقت، دست به کار آفرینش آدم شد.(3) ملائک نه از روی اعتراض که از روی کنجکاوی گفتند: این موجود خاکی که می آفرینی بر روی زمین فسادها خواهد انگیخت و خونهای بسیارخواهد ریخت.اگر قصد تو طاعت بردن است که ما در فرمانبری مطاعیم. واگر مقصود تو تسبیح و تقدیس است که ما پیوسته در این کاریم.(4)
    با ما بگوحکمت این کار در چیست؟ او در جواب فرمود:
    در این کار رازهاییست سر به مهر؛ من آنچه را که در خشت خام می بینم شما در آینه هم نخواهید دید.(5)
    اینچنین بود که خالق به واسطه این مخلوق نوپای دو پا به خود بالید و بر ما فخر فروخت؛ آنگاه فرمانمان داد که: "در مقابل این مخلوق خاکی به خاک سجده فرو افتید!"
    تمامی فرشتگان بی درنگ برآدم سجده بردند.
    این فرمان اما بر من بسیار گران آمد؛ چه آنکه من سوابقی درخشان داشتم، تنها 6000هزار سال(6)(با حساب شما البته صد و نه میلیارد و پانصد میلیون سال دنیا(7))، خالصانه خدای را در آسمانها دوشادوش فرشتگان پرستیده بودم، آنقدر مستغرق در عبادت بودم که فرشتگان گمان می کردند که من نیز چون آنها فرشته ام، من نتوانستم بار این خفت را به دوش کشم. هر چه باشد آفرینش من از آتش بود وخلقت او از خاک، برتری من بر او چون آفتاب روز، روشن بود، من کجا می توانستم بر انسانی خاکزاد سجده برم.
    آری، آن روز گستاخانه در برابر خالق ایستادم و متکبرانه از این فرمان سر باز زدم.
    این شد که از درگاه ربوبی اش رانده شدم. از آن زمان به بعد کینه آدم را سخت به دل گرفتم و هر روز آتش این کینه در دلم شعله ورتر می شود.
    عبدالله: این عبادتهای خالصانه که گفتی چگونه ترا از این تکبرورزی بازنداشت؟
    شیطان: من به زعم خود از روی خلوص خدای را می پرستیدم حال اینکه از ابتدا شائبه شرک و نفاق در خداپرستی ام راه داشت و این امتحان، شرک و نفاقم را آفتابی کرد.
    عبدالله: با چه شیوه و شگردی انسانها را به دام می افکنی؟
    شیطان: با روش منحصر به فرد " گام به گام". (8) من به طور معمول کارم را در چند مرحله انجام می دهم؛ نخست از طریق وسوسه های تحریک آمیزخود، افکاری پلید را بر قلب انسان القا می کنم، آنگاه آن اندیشه زشت را نیک جلوه می دهم، سپس در مرحله عمل با تزیینات گوناگون، اشتیاق فرد را برای ارتکاب گناه برمی انگیزم.
    این را هم اضافه می کنم که در مقام روش اساساً با حصر گرایی مخالفم؛ بر این باورم که همیشه نمی توان با روشی واحد به صید شکار رفت. وسوسه، تزیین و حتی تسویل، شاید برای اغلب انسانها سودمند افتد، اما حریم دفاعی برخی انسانها گاهی نفوذ ناپذیر است؛ اینجاست که ناگزیرم به حربه های دیگری چون وحی، نسیان و ایجاد فراموشی متوسل شوم.(9) البته هنرمندیهای دیگری هم دارم؛ مثلا در هیئت و قالب اجسام، تمثل و تجسم می یابم و از این رهگذر، ابنای آدم را به سراشیبی سقوط در پرتگاه تباهی و عصیان، سوق، که چه عرض کنم، هل می دهم.(10)
    عبدالله: بزرگترین آرزوی شیطان چیست؟
    شیطان: گفتن ندارد اما اغوای تمامی آدمییان در همه ادوار و اعصار تنها آرزوییست که در سر می پرورانم.
    عجبا! من فقط شما را سوی گناه خواندم؛ شما اما به سوی گناه دویدید، اگرطعم گناه در ذائقه شما شیرین افتاد دیگر چرا مرا مقصر و مسوول این تباهی و گمراهی می انگارید؟
    عبدالله: کدام عمل انسانها بیش از همه تو را خشمگین می کند؟
    شیطان: هر چند خوش ندارم از ابرازش اما برخی انسانها برحسب عادت، با سجده های طولانی، مدام مرا آزار می دهند و بینی مرا به خاک مذلت می مالند.
    عبدالله: کدام عملشان تو را بیشتر خوشحال می کند؟
    شیطان: برای من بسی مسرت بخش است اینکه آدمی پشت سر هم گناه کند و توبه را مدام به تاخیر بیاندازد.
    عبدالله: عجیبترین عمل انسانها کدام است؟
    شیطان: برسر سفره گناه می نشینند و از هر گناهی لقمه ای بر می گیرند، آنگاه معترضانه برمن خشم می آورند که سفره گناه را تو گستردی.
    عجبا! من فقط شما را سوی گناه خواندم؛ شما اما به سوی گناه دویدید، اگر طعم گناه در ذائقه شما شیرین افتاد دیگر چرا مرا مقصر و مسوول این تباهی و گمراهی می انگارید؟!(11)
    عبدالله: شاید انسانها پر بیراهه نمی روند که تو را مقصر می دانند؟
    شیطان: چنین نیست. رسالت اغواگری را خداوند خود بر دوش من نهاده است؛ پست تبهکاری و اضلال از ناحیه خداوند به من اعطا شده است. او خود فرموده که هر که را از فرزندان آدم می توانم بلغزانم؛ با سواره نظام و پیاده نظام بر آنها بتازم؛ در ثروت و فرزند شریکشان گردم والبته من جز فریب و دروغ نویدشان نخواهم داد.(12)
    عبدالله: چه اموری زمینه های نفوذ تو را بیش از پیش فراهم می کنند؟
    شیطان: زمینه های نفوذ من البته بی شمارند اما نقطه ضعفها، حساسیت ها، حقارت ها، حسادت ها، رقابت ها، محرومیت ها، عقده ها، شهرت طلبی ها، شهوترانی ها، افزون خواهی ها و... مناسبترین زمینه هایی(بخوانید زمین هایی) هستند که درخت دشمنی و بستر نفوذ مرا بارور می کنند.
    عبدالله: اگر اجازه بفرمایید سوال را قدری خصوصی تر کنیم. شما آیا ازدواج هم کرده اید؟
    شیطان: آری، من در اوان جوانی با دختری به نام"لهبا" فرزند"روحا" از طائفه جن ازدواج کردم.(13)
    عبدالله: این ازدواج ثمره ای هم داشت؟
    شیطان: البته که داشت. حاصل این ازدواج فرزندان بی شماری بودند که در وجود آمدند.(14)
    عبدالله: سرنوشت آنها چه شد؟
    شیطان: در زمانهای کهن پیش از خلقت انسانها، میان طوایفی از جن و نسناس(طایفه ای به جای انسانهای فعلی) جنگ و خونریزی بالا گرفت و خداوند فرشتگان را فرمود که به زمین هبوط کنند، آنها هر دو طائفه از جمله فرزندان مرا به هلاکت رساندند و من از آنجا که خداپرست بودم از این معرکه جان سالم به در بردم.(15) آنگاه فرشتگان مرا به آسمان بردند و من در کنار ایشان، خدای را به جد می پرستیدم تا اینکه سخن از خلقت و خلافت آدم به میان آمد و در پی نافرمانی ام از آن جمع رانده شدم.
    عبدالله: آیا در میان طائفه خود هواخواه و طرفدار هم داری؟
    شیطان: نه تنها در میان قبیله خود که در میان انسانها نیز.
    عبدالله: متوجه منظور شما نشدم یعنی می فرمایید انسانها هم به سوی تو دست دوستی دراز می کنند؟
    شیطان: تعجب کردید؟! آری! عده ای هستند که مرا ارباب و سرپرست خود می انگارند، کارگزاران وخدمتگزارانی وفادار که اهداف شوم و توطئه های پلید مرا به خوبی جامه عمل می پوشانند.(16)
    برسر سفره گناه می نشینند و از هر گناهی لقمه ای بر می گیرند، آنگاه معترضانه برمن خشم می آورند که سفره گناه را تو گستردی.
    عبدالله: قلمرو فعالیتهای شما تا چه اندازه می تواند باشد؟
    شیطان:امور تکوینی از قلمرو نفوذ و سلطه من بیرون است؛ تنها در حوزه امور تشریعی مجال جولان دارم، یعنی اعمالی که بشر از روی اختیار و تکلیف ملزم به انجام آنهاست؛ چه می گویم؛ باید اعتراف کنم که در حوزه تشریع نیزدست من بسته است چرا که فعالیتم منحصر به اندیشه و روان(و نه جسم) آدمی است؛ آن هم در حدود دعوت واجابت؛ همین وبس.
    عبدالله: حرف آخر؟
    شیطان(در حالیکه چهره اش از شدت خشم برافروخته بود): سوگند یاد می کنم که تا انتقامم را باز نستانم شما آدمیان را لحظه ای آسوده نخواهم گذاشت، پیوسته بر سر راهتان در کمین می نشینم و راهزن راهتان می شوم. اکنون ببینید چگونه راه نجات را بر شما خواهم بست.(17)

    پی نوشت ها:
    1- صالحی حاجی آبادی، نعمت الله، شیطان در کمینگاه
    2- در سوره اعراف آیه 201 می خوانیم: "ان الذین اتقوا اذا مسهم طائف من الشیطان تذکروا فاذا هم مبصرون" ترجمه: هنگامی که اهل تقوی دچار وسوسه های شیطان می شوند به یاد خدا می افتند و ناگهان بینا می گردند. طائف یعنی طواف کننده؛ گویا شیطان همچون طواف كننده‏اى پیرامون فكر و روح انسان پیوسته گردش مى‏كند تا راهى براى نفوذ بیابد؛ ویاد خدا اکسیری است که ابرهای تیره و تار وسوسه ها ی شیطان را کنار می زند.
    3- بقره/30
    4- پیشین
    5- پیشین
    6- نهج البلاغه، خطبه 192، حضرت در این خطبه که به خطبه "قاصعه" مشهور است می فرمایند: شیطان 6000 سال خدا را عبادت کرد که معلوم نیست از سالهای دنیوی است یا اخروی.
    7- از نظر قرآن، هر روز آخرت به اندازه پنجاه هزار سال دنیاست(معارج/3) بنابراین چنانچه سالهای عبادت شیطان اخروی باشد از حاصل ضرب این دو، عدد یاد شده به دست می آید.
    8- نور/21
    9- انعام/121 ونیز بنگرید : کهف/63
    10- در تفسیر آیه 48 از سوره انفال برخی از مفسران قائلند به اینکه شیطان درقادر است درقالب اجسام نیز تمثل یابد؛ ر.ک: مطهری، مرتضی، آشنایی با قرآن3، صص 109-108
    11- ابراهیم/22
    12- اسراء/24
    13- تفسیر برهان جلد 2 ذیل آیات سوره حجر در داستان خلقت آدم .
    14- پیشین
    15- پیشین
    16- نحل/100ونیزناس/5
    17- اعراف/16
    تبیان


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    164
    تشکر:
    1
    حضور
    2 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    17
    آپلود
    0
    گالری
    7

    آژیر خطر ابلیس




    از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمودند:
    وقتی که این آیه بر پیامبر نازل شد:" والذین اذا فعلوا فاحشة او ظلموا انفسهم ذکروا الله فاستغفروا لذنوبهم ومن یغفر الذنوب الا الله ولم یصروا علی ما فعلوا وهم یعلمون"(135/آل عمران) (1)
    ابلیس(پدر شیطانها) سخت ناراحت گردید. بالای کوهی در مکه به نام "ثور" رفت و آژیر خطرش بلند شد و همه یارانش را به تشکیل انجمن خود دعوت نمود. همه ی بچه شیطانها جمع شدند. ابلیس، نزول آیات فوق را به اطلاع آنان رساند و اظهار نگرانی کرد واز آنها کمک خواست.
    یکی از یاران او گفت:
    من با دعوت نمودن انسانها از این گناه به آن گناه، اثر این آیه را خنثی می کنم.
    ابلیس سخن او را نپذیرفت. دیگری پیشنهادی شبیه به اولی کرد ولی باز مورد پذیرش ابلیس قرار نگرفت.
    تا اینکه از میان شیطانها، شیطان کهنه کاری به نام "وسواس خناس" گفت:
    پیشنهاد من این است که فرزندان آدم را با وعده ها و آرزوهای طولانی آلوده به گناه می کنم (و می گویم که الان برای توبه کردن زود است و فرصت توبه بسیار است) وقتی که مرتکب گناه شدند خدا را فراموش کرده و بازگشت به سوی خدا (=توبه) از خاطر آنان محو می گردد.
    ابلیس گفت:
    مرحبا! راه همین است. سپس این ماموریت را تا پایان دنیا به او سپرد.(2)
    -------------------------------------
    پی نوشت ها:
    1- آل عمران/135،(و آنها که وقتی مرتکب عمل زشتی شوند یا به خود ستم کنند به یاد خدا می افتندو برای گناهان خود طلب امرزش می کنند- و کیست جز خدا که گناهان را ببخشد؟- وبر گناه اسرار نمی ورزند با اینکه می دانند.
    2- ر.ک: داستانهای صاحبلان، 1/151-150ف به نقل از امالی صدوق، وسائل الشیعه11/353، باب 85، ج7.


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    53
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    11



    نقل قول نوشته اصلی توسط +mostafa نمایش پست
    آشيانه و محل تخمگذاري شيطان
    ها...؟
    شیطان تخم گذار بید؟من فکر وَکردم بچه گذار بید؟

    از بقیه ی وَگفته ها هم استفاده وَکِردم.

    ویرایش توسط قل مراد : ۱۳۸۸/۰۶/۱۶ در ساعت ۱۶:۳۶

    ملوس من کجا بیدی؟؟؟
    کسی نَوَدیدش؟؟؟
    ها.......؟



    از یابنده تقاضا وَشوَد که او را با حفظ احترام در نزدیک ترین صندوق پستی وَیَندازد.

    با تشکر
    قل مرادِ خان قلی خان


  6. تشکر


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,017
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    3



    روزي شيطان در گوشه مسجد الحرام ايستاده بود. حضرت رسول صلي الله عليه و آله هم سرگرم طواف خانه كعبه بودند. وقتي آن حضرت از طواف فارغ شد، ديد ابليس ضعيف و نزار و رنگ پريده، كناري ايستاده است، فرمود: اي ملعون! تو را چه مي شود كه چنين ضعيف و رنجوري؟! گفت: ازدست امت تو به جان آمده وگداخته شدم. فرمود: مگر امت من با تو چه كرده اند؟ گفت: يا رسول الله! چند خصلت نيكو در ايشان است، من هر چه تلاش ‍ مي كنم اين خوي را از ايشان بگريم نمي توانم. فرمود: آن خصلت ها كه تو را ناراحت كرده كدامند؟
    گفت: اول اين كه، هرگاه به يك ديگر مي رسند سلام مي كنند، و سلام يكي از نام هاي خداوند است. پس هر كه سلام كند حق تعالي او را از هر بلا و رنجي دور مي كند. و هر كه جواب سلام دهد، خداوند متعال رحمت خود را شامل حال او مي گرداند.
    دوم: وقتي با هم ملاقات كنند به هم دست مي دهند. و آن را چندان ثواب است كه هنوز دست از يك ديگر برنداشته حق تعالي هر دو را رحمت مي كند.
    سوم: وقت غذا خوردن و شروع كارها بسم الله مي گويند و مرا از خوردن آن طعام و شركت در آن دور مي كنند.
    چهارم: هر وقت سخن مي گويند: ان شاءالله بر زبان مي آورند و به قضاي خداوند راضي مي شوند و من نمي توانم كار آنها را از هم بپاشم ، آنان رنج و رحمت مرا ضايع مي كنند.
    پنجم: از صبح تا شام تلاش مي كنم تا اينان را به معصيت بكشانم . باز چون شام مي شود، توبه مي كنند و زحمات مرا از بين مي برند و خداوند به اين وسيله گناهان آنان را مي آمرزد.
    ششم: از همه اينها مهم تر اين است كه وقتي نام تو را مي شنوند با صداي بلند صلوات ميفرستند و من چون صواب صلوات را مي دانم، از ناراحتي فرار مي كنم؛ زيرا طاقت ديدن ثواب آن را ندارم.
    هفتم: ايشان وقتي اهل بيت تو را مي بينند، به ايشان مهر مي ورزند و اين بهترين اعمال است. پس حضرت روي به اصحاب كرده و فرمودند: هر كس ‍ يكي از اين خصلت ها را داشته باشد از اهل بهشت است.
    شيطان در کمين گاه/نعمت الله صالحي حاجي آبادي

  8. تشکرها 2


  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331



    خانه شیطان کجاست؟! به راستی خانه شیطان کجاست؟! بسیار وصف شیطان را خوانده ایم و از بزرگترها شنیده ایم. بارها از بزرگترهای خود شنیده ایم و به کوچکترها و یا فرزندانمان گفته ایمکه دروغ نگو .غیبت نکن، تهمت نزن حسادت نکن، امانت دار باش، کینه توزی نکن و ... هزاران توصیه دیگر؛ و توجیه این نصایح آن بوده است که تمام این اعمال و مشابه آن ناشی از وسوسه های شیطان است. اما...
    اما بارها دیده ایم که پدر و مادری به فرزند خود نصیحت می کنند که دروغ نگو ولی خود دائما در حال دروغ گفتن هستند و در این حال است که امکان مسکن گزیدن شیطان را در نهاد فرزند خود فراهم میکنند .
    و شاید بارها این سؤال برایمان پیش آمده باشد که خانه شیطان کجاست؟!
    و همین گونه است که شیطان رخنه می کند و خانه می سازد، کجا؟! هر جا که خشم است، هر جا که دروغ است، هر جا که حسادت است و ... هزاران جای دیگر که یاد خدا و فرمانبرداری از او نباشد، خانه شیطان است.
    چگونه خانه شیطان را خراب کنیم؟!در هر لحظه با نزدیکی به آفریدگار حق و عدالت خشت خشت خانه شیطان را خراب خواهیم کرد. و او ناامید و فسرده آواره خواهد شد.

    چگونه خانه شیطان را خراب کنیم؟! در هر لحظه با نزدیکی به آفریدگار حق و عدالت خشت خشت خانه شیطان را خراب خواهیم کرد. و او ناامید و فسرده، آواره خواهد شد.

    منبع : تبیان
    یوســــف کنعان تن را می خری امـروز تو
    یوسف ایمان خود را بیع با شیطـــــان مکن
    از برای آن که تا شیطان ز تو شادان شـود
    دیده رضوان و شخص خویش را گریان مکن

    لینک کتاب شیطان در کمین گاه
    :

    دریافت از کتابخانه کانون ..



    ویرایش توسط ریحانه : ۱۳۸۸/۰۶/۱۷ در ساعت ۲۲:۳۳

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود