صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بیوگرافی شیطان

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    164
    تشکر:
    1
    حضور
    2 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    17
    آپلود
    0
    گالری
    7

    بیوگرافی شیطان




    شیطان، نخستین كسى بود كه بعضى كارها را مرتكب شد و پیش از او كسى آنها را انجام نداده بود. و آنها از این قرارند:
    - اولین كسى كه قیاس نمود و خود را از حضرت آدم علیه السلام برتر و بالاتر دانست و گفت : من از آتشم و او از خاك در حالى كه آتش از خاك بالاتر است .(1)
    - اولین كسى كه در پیشگاه با عظمت الهى تكبر نمود و به دستور خالق خود عمل نكرد.(2)
    - اولین كسى كه كه معصیت و نافرمانى خدا را كرد و آشكارا با او مخالفت نمود.(3)
    - اولین كسى كه به دروغ گفت : خدا گفته از این درخت نخورید، چون درخت جاوید است و اگر كسى از آن بخورد تا ابد زنده مى ماند و با خدا شریك مى شود.(4)
    - اولین كسى كه كه قسم به دروغ خورد و گفت : من شما را نصیحت مى كنم .(5)
    شیطان اولین كسى است كه صورت هاى مجسمه و بت را ساخت
    - اولین كسى كه نماز خواند و یك ركعت آن چهار هزار سال طول كشید.(6)
    - اولین كسى كه كه غنا و آواز خواند، همان زمانى كه آدم علیه السلام از درخت نهى شده خورد.(7)
    - اولین كسى كه نوحه خواند و گریست ؛ چون او را به زمین فرستادند، به یاد بهشت و نعمتهاى آن نوحه و گریه كرد.
    - اولین كسى كه لواط كرد آنگاه که به میان قوم لوط آمد.(8)
    - اولین كسى كه دستور ساختن منجنیق را داد تا حضرت ابراهیم علیه السلام را با آن در آتش اندازند.
    - اولین كسى كه دستور ساختن نوره را در زمان حضرت سلیمان داد، براى این كه موهاى اضافى پاى بلقیس پادشاه سبا را از بین ببرند.(8)
    - اولین كسى كه دستور ساختن شیشه را داد تا حضرت سلیمان علیه السلام آن را روى خندق گذارد و بلقیس را آزمایش كند.(9)
    - اولین كسى كه عبادت و بندگى او، فرشتگان را به تعجب در آورد!
    - اولین كسى كه به خداى خود اعتراض كرد.(10)
    - اولین كسى كه شبیه شدن به دیگران را مطرح و مردم را به آن تشویق كرد.(11)
    - اولین كسى كه كه سحر و جادو كرد و آن دو را به مردم یاد داد.(12)
    - اولین كسى كه براى زیبایى ، زلف گذاشت .(13)
    اولین كسى كه شبیه شدن به دیگران را مطرح و مردم را به آن تشویق كرد.
    - اولین كسى كه نقاشى كرد و چهره كشید.(14)
    - اولین كسى كه آتش حسدش شعله ور شد.(15)
    - اولین كسى كه به ناحق مخاصمه و جدال كرد.
    - اولین كسى كه خداى تعالى به او لعنت نمود( و از ناراحتى فریاد كشید.(16)
    - اولین كسى كه به خدا كفر ورزید.(17)
    - اولین كسى كه گریه دروغى نمود.(18)
    - اولین كسى كه عبادت و خلقت خود را ستود.
    - اولین كسى كه صورت هاى مجسمه و بت را ساخت .(19)
    -----------------------------------------
    پی نوشت ها:
    1-اعراف (7)، آیه 12.
    2-تفسیر قمى ، ص 32، بحار، ج 60، ص 274؛ المیزان ، ج 8، ص 59.
    3- حجر(15)، آیه 31.
    4- طه (20)، آیه 20.
    5- اعراف (7)، آیه 21.
    6- نهج البلاغه ، خطبه قاصعه .
    7- تفسیر عیاشى ، ج 1، ص 4، بحار، ج 60، ص 199، 219.
    8-علل الشرایع ، ج 2، ص 233، بحار، ج 93، ص 306.
    9- بحار، ج 14، ص 112.
    10- سوره نمل ، آیه 44.
    11- كتاب سلیم بن قیس .
    12- بقره (2)، آیه 102.
    13- كتاب ابلیس ، ص 164 و 165.
    14- مكاسب ، شیخ انصارى ، مكاسب محرمه .
    15- در المنثور، ج 1، ص 51؛ خصال ، ج 1، ص 50؛ بحار، ج 60، ص 222 و 281.
    16- ص (38)، آیه 78.
    17- ص (38)، آیه 74.
    18- تفسیر عیاشى ، ج 1، ص 40؛ خصال ؛ ج 1، ص 50؛ بحار، ج 60؛ ص 199، 219.
    19- مائده (5)، آیه 89.
    منبع:
    صالحی حاجی آبادی، نعمت الله، شیطان در کمین گاه،


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    1,334
    تشکر:
    1
    حضور
    31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    57



    بیوگرافی شیطان


    بیوگرافی شیطان

    در قرآن كريم براى شيطان كه همان ابليس است اوصافى ذكر شده كه به خوبى اين موجود وسوسه گرو مكار را معرفى مى كند ما اينك با توجه به آياتى كه در اين زمينه وجود دارد بعضى از مشخصات شيطان را ذكر مى كنيم و براى هر كدام شاهدى از قرآن مى آوريم:
    1 ـ شيطان دشمن آدم و فرزندان اوست:
    ان الشيطان للانسان عدو مبين (يوسف /5)
    همانا شيطان براى انسان دشمنى آشكار است.
    2 ـ شيطان اغواگر و گمراه كننده است:
    قال فبعزتك لاغوينهم اجمعين(ص /82)
    شيطان گفت: به عزت تو قسم كه همه آنها را اغوا خواهم كرد.
    3 ـ يعدهم و يمنيهم وما يعدهم الشيطان الاغرورا (نساء /120)
    به آنها وعده مى دهد و آنها را به آرزو وادار مى كند و شيطان به آنها جز غرور وعده نمى دهد.
    4 ـ شيطان كارهاى زشت را در نظر انسان خوب جلوه مى دهد:
    و زين لهم الشيطان اعمالهم فصدهم عن السبيل (نمل /24)
    و شيطان اعمال آنها را در نظرشان زينت داد پس آنها را از راه حق باز داشت.
    5 ـ شيطان امر به فحشاء و گناه مى كند:
    الشيطان يعدكم الفقر و يامركم بالفحشاء (بقره /268)
    شيطان به شما وعده فقر مى دهد و شما را به فحشاء امر مى كند.
    6 ـ هر چند كه شيطان حيله گر و مكار است ولى كيد او ضعيف است:
    ان كيد الشيطان كان ضعيفا (نساء /76)
    همانا كيد و حيله شيطان ضعيف است.
    7 ـ شيطان باعث فراموشى مى شود:
    فانى نسيت الحوت و ما انسانيه الا الشيطان (كهف/63)
    من ماهى را فراموش كردم و آن را از ياد من نبرد مگر شيطان.
    فانساه الشيطان ذكر ربه (يوسف / 42)
    شيطان ذكر خدا را از ياد او برد.
    8 ـ شيطان ذريه دارد و زاد و ولد مى كند:
    افتتخذونه و ذريته اولياء من دونى و هم لكم عدوّ (كهف /50)
    آيا او (شيطان) و ذريّه او را اولياء خود قرار مى دهيد در حالى كه آنها براى شما دشمن هستند.
    9 ـ گاهى شيطان با تيرهاى آسمانى (شهابها) هدف قرار مى گيرد:
    ولقد زينا السماء الدنيا بمصابيح و جعلناها رجوماً للشياطين (ملك /5)
    همانا آسمان نزديك را به وسيله چراغها زينت داديم و آنها را تيرهايى براى شياطين كرديم.
    آنچه بر شمرديم تنها نمونه هايى بود از مشخصات و ويژگيهاى شيطان كه در قرآن كريم به آنها اشاره شده است.


    پروردگارا به من بیاموز دوست بدارم کسانی را که دوستم ندارند...
    عشق بورزم به کسانی که عاشقم نیستند...
    بگریم برای کسانی که هرگز غمم را نخوردند...
    محبت کنم به کسانی که محبتی در حقم نکردند

  4. تشکرها 2


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,017
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    3



    هنگامی كه رسول صلی الله علیه و آله و سلم با شیطان ملاقات كرد. از او پرسید: دشمنان تو از امت من چند طایفه هستند. گفت : 22 طایفه ، و من از ایشان در رنج به سر می برم و دلم از دست آنها پر از خون است
    1. خود شما؛ اولین و سخت ترین دشمن من تویی . من هم ، از اول با تو دشمن بودم و بعدا هم خواهم بود. دشمنی تو با من هیچ وقت به صلح و صفا و دوستی مبدل نخواهد شد. فرمود: برای چه با من دشمنی ؟ گفت : برای آن كه در قیامت گناه كاران را شفاعت می كنی و زحمات مرا ضایع و امید قطع می نمایی
    2. عالم عامل ؛ آن عالمی كه به علم خود عمل كند، دشمن من است من هم دشمن او هستم . (اما عالمی كه به علم خود عمل نكند دوست شیطان خواهد بود.) در این باره حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم فرموده : عالم و دانش مندی كه به علم خود عمل كند، از هزار عابد برای شیطان خطرناك تر است .
    3. حامل قرآن ؛ كسی كه قرآن را فرا گرفته ، و حفظ نموده و به تمام دستورها و احكامی كه در آن آمده عمل می كند، او دشمن من و من هم دشمن او هستم .
    4. مؤذن ؛ كسی كه در پنج وقت نماز اذان بگوید و اقرار به شهادتین كند و مردم را از خواب بیدار و متوجه عبادت خدا و نماز نماید.
    5. دوستان فقرا؛ آنها كسانی هستند كه فقرا و مساكین را از یاد نمی برند، دائما متوجه آنها و به فكر آنها هستند. در همه جا و در هر شرایط از آنان دفاع می كنند و زندگی ایشان را تامین می نمایند.
    6. دوستان ایتام ؛ كسانی كه با یتیمان دوست و مهربان هستند، و همانند پدر و مادر دل سوز با آنان رفتار می نمایند تا رنج یتیمی را احساس نكنند
    7. مهربان ؛ كسی كه دل رحم و دل سوز بندگان خدا باشد و برای كوچك ترین ستمی كه به یكی از بندگان خدا شود ناراحت شده و از او دفاع می كند و دل داریش می دهد.
    8. ناصح ؛ كسی كه برای رضای خدا مردم را اندرز می دهد و به جز رضایت خداوند چیزی در دل ندارد
    9. دائم الوضو؛ كسی كه در تمام حالات با وضو باشد و اگر وضوی او باطل شد فورا تجدید وضو نماید.
    10. بخشنده ؛ آن كه مردم را در مال خود شریك می كند و مقداری از دارایی اش را به محرومان اجتماع اهدا می نماید و به فكر ذخیره و جمع آوری مال نمی باشد.


  6. تشکر


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,017
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    3



    11. خوش خلق ؛ آن كه با مردم ، نیك كردار است و با همه انسان ها با رویی گشاده رفتار می كند و كسی را بازبان و دیگر اعضاء آزار نمی رساند.
    12. قانع ؛ آنها كسانی هستند كه در زندگی به كم دنیا قانع باشند. به آن چه خداوند متعال برای ایشان مقرر فرموده ، راضی هستند و به مال دیگران تنگ نظر نیستند.
    13. پاك دامنان ؛ زنان و مردانی كه عفت داشته باشند. دامنشان آلوده به فساد و فحشا نشده و پوشش اسلامی را در همه جا حفظ می كنند.
    14. آمادگان مرگ ؛ كسانی كه همواره به فكر مرگ و آماده شدن برای آن هستند و هیچ وقت ، آخرت را فراموش نمی كنند و همیشه به دنبال اصلاح آن در تلاش اند.
    15. هم نشین صالحان ؛ از كسانی كه شیطان آنها را دشمن خود می داند، كسانی هستند كه رفت و آمد، نشست و برخاست ، گفت و شنود و خورد و خوراك و خواب آنان با صالحان و پرهیزگاران است .
    16. فروتنان ؛ آنان كه در برابر خدا و خلق او تواضع می كنند، خود را كوچك می پندارند و خود بین نیستند.
    17. جوان عابد؛ جوانی كه عاشق دین بوده و از بندگی خدا لذت برده است و خود را در این راه قرار داده و شب زنده داری می كند.
    18. كسانی كه نفس خود را از حرام باز داشته اند؛ كسانی كه حلال خدا را حلال و حرام او را حرام می دانند، كسانی كه چشم و گوش و بقیه اعضاء و جوارح خود را به حرام عادت نداده اند.
    19. كسانی كه در غیاب برادران مؤمن خود دعای خیرشان می كنند؛ هر چه برای خود می پسندند، برای دیگران نیز می پسندند و هر چه را برای خود نمی پسندند برای دیگران هم نمی پسندند، كسانی كه در حق دیگران دعا می كنند و چشم داشتی هم از آنان ندارند.
    20. كسانی با كه پدر و مادر خود مهربان باشند و به آنان احترام گذارند.
    21. پادشاه عادلی كه از روی عدالت با مردم رفتار كند و مردم در سایه عدل او در آسایش باشند.
    22. روزه دارانی كه مقداری از مال خود را به درماندگان می بخشند، مانند این است كه مرا پاره پاره كرده و در آتش انداخته باشند. سپس عرض كرد: یا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم عده ای هستند كه مراقب كردار من اند، اگر یك نفر را از جاده حق دور كنم و منحرف سازم ، ایشان می آیند و او را راهنمایی می كنند و به حق بر می گردانند. بلی ، اینان كه ذكر شد كه از دشمنان شیطان اند، آن ملعون از آنان در هراس ‍ است.

    شيطان در کمين گاه/نعمت الله صالحي حاجي آبادي

  8. تشکرها 2


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    14
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    1
    گالری
    3



    پستت خیلی باحال بود ممنون رفیق
    دنیا به مثال ماری خوش خط وخال است مواظب باش فریب نخوری ......

  10. تشکر


  11. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    1,145
    تشکر:
    1
    حضور
    4 روز 15 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    32
    آپلود
    0
    گالری
    18



    ماهیت شیطان چیست؟ (1)

    هر کسی از ظن خود شد یار من از درون من نجست اسرار من

    ابلیس که در قرآن و روایات آمده و تعبیر به وسوسه گر شده است(الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ)اونم ماشاءالله اینقدر موجودی هم هست که وقتی می خواد وسوسه بکنه،نه در آن واحد در دل یکی،بلکه می تونه د رآن واحد در دل هزاران نفر وسوسه القا کند، آخه این کیه که اینقدر قدرت داره؟، اونم با النَّاسِ در آیه آمده ، در دلهای همه مردم او وسوسه القا می کنه ، این چه قوتیه؟ ، این چه موجودیه که اینجور همه را هم گرفتار کرد؟ وقتی می بینه بر دل بعضی ها نمی تونه مسلط بشه از اون به بعد به سراغ وسوسه در آرزو های آنها می ره،سنگ اندازی می کنه در آرزوهایی که اون بزرگواران دارند که دلشون می خواهد پیاده بشه ، یه جوری می کند جو اجتماع را،نمی گذاره آرزوهاشون پیاده بشه، در قرآن داره تا می تونه تمام مردم را نمی گذاره راه حق طی کنند، اینم کم قوتی نیست ،وقتی ببینه بر تک تک مردم الهی اون قدرت احاطه را نداره می ره دنبال آرزوهای اونها، آرزوهایی که دارن در اجتماع پیاده بشه سعادت انسان را می خوان، می خوان مجموع اجتماع ساخته بشه، می رن می ریزن تو درون اجتماع، یه کارهایی انجام می ده این شیطان ، مردم را،جو را ، یه جوری می کنه که نمی گذاره اون انسان الهیِ قرآنی به آرزوهایی که در مورد سعادت مردم داره برسه، شیطان تا می تونه می ره جلوی خودشون را می گیره که نرن ، وقتی میبینه دستش از اونا کوتاه شد حالا یه جوری میکنه که مردم دنبال اینها نرن

    بحث شیطان اگرچه به تعبیر استادمون خود این بحث هم یک نحو شیطانیست اما از باب اینکه شیطان هم باید یک نحو وجود باشد ، چون اگر معدوم محض باشد راه ندارد که هیچ در دیگران تاثیر کند ، از اینکه در ادعیه و از لحن مبارک ائمه(ع) یا انبیاء راجع به آثار شیطان حرف زده می شود پس معلوم می شود که این یک نحو موجودیست در نظام هستی و این موجود تاثیر هم می گذارد که اثرش در انسان هم خودش را نشان می دهد که خودمان هم اینرا حس می کنیم اما در اینکه که این چیست واقعا که در قرآن گاهی تعبیر به شیطان فرمودند،همین طور در بعضی از روایات ، چه اینکه در آیات و روایات تعبیر به ابلیس هم شد، اینها واقعا ماهیتشون چه نحو ماهییتی هست؟

    شیطان که وجود دارد پس این چه نحو ماهیتیست؟ خدا که نیست، استقلال وجودی که در عالم ندارد،واگر هست بالاخره در تحت تدبیر رب العالمین هست یا نه؟که خدا رب اوست که عضوی از این عالم است ، یا اینکه نه خداست و نه جزئی از این عالم و بیرون از این عالم است_رب العالمین که نیست،خود عالمین که همه موجودات ممکن هم باشند که نیست_ بالاخره باید یا رب باشد یا مربوب ، اگر علت است پس منافیست و معنا ندارد و اگر علت نیست باید معلول باشد یعنی مربوب است

    شیطان موجود است پس مربوب است یعنی مخلوق است حالا سوال پیش می آید که این چرا خلق شده؟، انگیزه خلقت او چیست؟، کی او را خلق کرد؟ و اگر خلقت به او تعلق گرفت از باب هدف استقلالیش تعلق گرفت،یعنی برای خلقت شیطان وابلیس در مرحله نازلتر بهش یک هدفی تعلق گرفت استقلالا ، یا نه و ….

    که انشاءالله اگر توفیقی وعمری باقی ماند در پستهای بعد ادامه خواهیم داد تا به جواب تمام این سوالات برسیم انشاءالله
    شرح مناجات خمس عشر _ بیانات حضرت استاد صمدی آملی



    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  12. تشکرها 2


  13. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    1,145
    تشکر:
    1
    حضور
    4 روز 15 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    32
    آپلود
    0
    گالری
    18



    ماهیت شیطان چیست؟ (2)

    قوه وهمیه

    در یه سری مسائل ، تحلیلهای اولیه و معانی ابتدایی می فرمایند از اینکه لفظ شیطان یک معنایی دارد که این معنا اعم از لفظ ابلیس است، این الان جزءبدیهیات لغت است وقتی که در لغت نگاه کنید ابلیس را یه جور معنا می کند ولی وقتی لفظ شیطان را معنا می کند معنای اون یک معنایی ست که علاوه بر اینکه اون معنای ابلیس را هم می گیرد فراتر از او جاههای دیگر را هم شامل می شه که ابلیس شامل نیست قرآن هم در در استعمال لفظ شیطان د رآیات هم لفظی به کار برده که فراتر از معنای ابلیس است(معنای ابلیس یک محدوده ای دارد ولی معنای شیطان یک محدوده ای وسیعتری دارد هم در قرآن ، هم در روایات )
    در قصه حضرت آدم که آن قصه پیش آمد نوعا سخن از ابلیس هست که حضرت آدم دچار یک موجودی شد به نام ابلیس که این ابلیس هم او را وسوسه اش کرد و … ، از اینجا می فهمیم که از یه طرف انبیاء هم دچار ابلیس اند ، دچار وسوسه های شیطانی اند
    کم کم وارد بحث شیطان شویم واجازه دهید از بحثهای فلسفی معذور باشیم و اگر این بحثهای علمی سنگین پیش بیاد مشکل میشه
    آقایان بزرگوار اقوالی که جهت شیطان دارند ، بعضی از آقایان فرمودند که ابلیس (که الان از لفظ ابلیس شروع می کنیم) قوه وهمیه است ، منتها این قوه وهمیه یک حقیقتی در کل نظام هستی دارد به نام قوه وهمیه کلی و همین قوه وهمیه در تمام افراد بشر انسان هم یک جلوه ای دارد که قوه واهمه افراد هست که این قوه وهمیه در حقیقت هم عالم در در مسیر نزولی وقتی از اون مرتبه کلیت عقلی تنزل پیدا می کند به یک جزئیتی می رسد که میشه وهم عالم ، هم انسان وقتی در سیر نزولی از مرتبه عقل تنزل که پیدا می کند می بینید یک مرتبه ای در او است به نام وهم ، این قوه وهمیه را از او تعبیر می کنند به ابلیس
    این قوه وهمیه هم در انسان است و هم در حیوانات است و هم در اجنه ، نباتات این قوه را ندارند ، جمادها این قوه را ندارند و د ر ملائکه قوه وهمیه به این معنا نیست
    بعد می فرمایند همانطوری که انسان قوه عقلش بنابر هدایت نهاده شده که این قوه همه اش می خواد انسان را به سوی خوبیها و طریق حق هدایت کند این قوه وهمیه هم در انسان هست که انسان را تا که عقل می خواهد به سوی عالم غیب سوق بدهد اون چون مشغول به جزئیات است می بینید در جا این شخص را سوق می ده به عالم ظاهر ، ولذا می بینید تا آدم می ره بشینه که فکری بکنه یه معنایی سنگینی را بفهمه ناگهان می بینی که قوه واهمه از ناحیه گوش یه صدایی را شنید حواسش رفته دنبال این صدا ، بعد از چند دقیقه از تفکر پا میشه می بینه که اونی که می خواست دنبال اون بره برای فهم،اصلا اون به طور کلی برای ایشون منسی شد، به هزاران راه می ره یعنی اصلا مهلت پیدا نمی کنه عقل تا بتونه انسان با او به شکار کلیات عالم باطن بره
    من که می خواهم با قوه عاقله ام به شکار غیب بروم اون قوه ای که مرا مشغول می کند به این امور جزئیه،اینها رهزنند برای رسیدن عقل به حقایق غیبی،از باب اینکه وقتی می خواهم ،من انسانم از این عالم ظاهر باید به عالم باطن سفر کنم تا به فعلیت برسم این قوه چون نمی گذارد که من با عقلم به سوی باطن و حقایق بروم این قوه را میگیم امارة به السوء یعنی همواره مرا به سوی جزئیات می بره
    ابلیس یعنی قوه وهمیه ای که تا انسان می خواد با قوه عاقله به شکار نظام هستی برود که کل عالم را معقول خودش کند ناگهان می بینیم که ایشون باز آمده شروع کرده ، خوب،فلانی چیکار کرد،او چی گفت،چی برد،چک شما چی شد،اونا فروخته،چرا اینا خریده،اون کم خریده،اون زیاد خریده و … رفته تو اینا ، اینها را میگن نفسی که اماره به سوء است و لذا در روایات آمده بدترین دشمن تو همین نفس خودته که در درون توست ،نفسی که با قوه واهمه بر تو احاطه وجودی کرده ،اصلا عقل بیچاره را به طور کلی گرفته دسیسه کرده
    در حیوانات این قوه وهم حاکم محض است منتهی چون در حیوانات عقل نیست دیگه نمیشه در حیوانات راه اغوا و گمراهی را مطرح کرد و حیوانات بر اساس این قوه واهمه باید در جزئیات بگردند و دیگر در حیوانات بحث هدایت پیش نمی آید
    این یکی از اقوال بزرگان در باب ماهیت شیطان بود که ان شاءالله به قوه الهی مابقی اقوال و توضیحات پیرامون ماهیت و اسرار شیطان را در پستهای آینده مطرح خواهیم کرد
    شرح مناجات خمس عشر _ بیانات حضرت استاد صمدی آملی



    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  14. تشکرها 2


  15. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    1,145
    تشکر:
    1
    حضور
    4 روز 15 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    32
    آپلود
    0
    گالری
    18



    ماهیت شیطان چیست؟ (3)

    ملک مقرب ، ملک موکل

    یه بحثی را آقایان فلاسفه مشاء می گویند خدای متعال عقل اول را آفرید این عقل اول هدفیست که در اول روایات اصول کافی کتاب العقل اونجا امده اول ما خلق الله العقل این همون عقل است ،این عقل اول است که در وحله اول آفریده شد.این تعبیر هم از جناب جامی در کتاب شریف نقد و نصوصش آمده که از کتاب های بسیار سنگین عرفانیست که از عارف بزرگوار جامی شیعیست می گوید که عقل اول ملک مقرب الهی ست به این معناست که خدای متعال به این ملک خودش دعوت تمام موجودات نظام هستی به سوی حق متعال را وکالت داد
    تعبیر جناب جامی این است که این عقل اولی که خدای متعال آفرید این عقل اول را موکل این کرد یعنی او را موکل کرد از طرف خودش که او موکل تمام عالم بشود در اینکه همه را به سوی حق متعال دعوت کند میگه تعالوا برای همین است که در بیانات بزرگان می فرمایند انبیاء مظهر عقل اولند برای اینکه انبیاء مظهر هدایت الهی اند که می خواهند فقط مردم را از باب دلسوزی هدایت کنند به سوی حق متعال ببرند
    این میشه ملک مقرب،عقل اول ،بعد می فرماید و همچنین خدای متعال تنزلا بعد از عقل اول عقل دوم را آفرید که این عقل دوم ملکی ست که موکلش کرد به الدعوت الی عالم الصور
    اون یکی را فرمود تو فقط همه را دعوت کن به سوی عالم غیب اله و نظام هستی و الوهیت، بیا همه را این سویی شون کن و این ملک را اصلا خلق کرد برای اینکه همه را دعوت کند به اینکه عالم صورت را تعمیر کنند،آبادش نگه بدارند ،این عالم ماده که ما الان در اون هستیم این عالم را می گن عالم صور ،صورتها،صورت درخت ،آفتاب،ستاره ها،ماه،صورت انسانها،حیوانات،نباتات،جم ادات هر کدام صورت دارند این صورتها باید حفظ شوند
    این ملک کارش این است که هر کسی و هر انسانی را که می رسد او را دعوتش می کند به عالم صورت چرا؟ چرا همه را دعوت می کند به اینجا؟ التعمیره برای اینکه این عالم ماده را آباد نگه بدارد و اگر دم به دم اون ملک مواظب آب نباشد مواظب خاک نباشد مواظب آفتاب نباشد مواظب صورت ما انسانها نباشد فرو ریزند همه قالبها
    برای این است که این ملک از ذات اقدس الهی بعد از خلقت دور شد چرا؟ برای اینکه مامور است به اینکه باید رو به سوی این عالم داشته باشد،اینجا حفظ بشود،اگر اون هم بخواهد مثل عقل اول دائما رو به سوی حق داشته باشد و از عالم ماده و صورت ظاهر بخواهد روی برگرداند عالم ماده از بین می رود این همه موجودات باید اداره بشوند برای همین است که دم به دم کارش این است
    حتی این عقل دوم انسان کاملی که میخواهد رو به سوی عقل اول بیاره که با عقل اول غرق در جمال و جلال حق متعال بشود که فقط خدا را ببیند و بس ، و جزو ملائکه مقربین قرار بگیرد که اصلا نه غیر خدا بداند نه از عالم خبر داشته باشد این عقل دوم حتی میاد این انسان کامل را هم می فرماید:آقا درسته تو قدرت داری که می تونی به سوی غیب نظام هستی بیای اما شما هم بیا به نشا طبیعه رو کن اینجا را باید آباد نگه بداری تو انسان کامل طوری آفریده شدی ،ذی شئونی اگر فقط یک موجودی بودی مثل عقل اول، در عالم غیب بودی و خدا تو را چرا می آفرید همون عقل اول را می آفریدند اگر بنا بود که تو فقط بری و اصلا به پشتت نگاه نکنی بجای اینکه تو را انسان بیافرینند تو را عقل اول می کردند که در لحن روایات داریم لولا الحجة الساخت الارض باهلها که در بیانات فلسفی فرمودند که اگر انسان کاملی مثل امروز حضرت بقیةالله با بدن عنصری بخواهد نباشد اصلا عالم طبیعت از بین میره
    چرا عالم طبیعت عالم طبیعت است برای اینکه توجه وجودی و ایجادی حضرت بقیةالله(عج) باذن الله همینجور دم به دم به این عالم است و لذا تمام صورتها در جای خودشو ن مشغول کارند و افاضه فیض می کنند و آثار وجودی دارند و لذا می گن این ملک انسان کامل را هم دعوت می کند به اینکه آقا ، الی اکل الشجره الطبیعه که بیا و از شجره طبیعت هم اکل بفرما
    این ملکی ست که می خواهد عالم طبیعت دائما عمران باشد آبادی باشد از این جنبه که دور از حق متعال است و توجه به عمران و آبادی طبیعت دارد یسماً شیطاناً که او را گفتند شیطان
    .
    انشاءالله بحث شیطان به تعبیر جامی،ملک موکل(عقل دوم) را در پست بعد ادامه خواهیم داد و همچنین یه کمی هم به لطافت داستان شیطان و آدم خواهیم پرداخت انشاءالله
    .
    شرح مناجات خمس عشر _ بیانات حضرت استاد صمدی آملی



    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  16. تشکر


  17. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    1,145
    تشکر:
    1
    حضور
    4 روز 15 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    32
    آپلود
    0
    گالری
    18



    ماهیت شیطان چیست؟ (4)

    ملک مقرب ، ملک موکل

    در پست قبل که توضیحاتی در مورد تعبیر جناب جامی از شیطان شد در این پست ادامه همین بحث از تعبیر ایشان را خواهیم داشت
    به یک تعبیری جناب شیطان جلوی همه انبیاء را در توجه تامشون که اختصاص به حق متعال طوری پیدا کنند که اصلا از خودشون ،از جسمشون،از زنشون ،فرزندشون،از مردم،از خوردن،از رفتن،از خوابیدن،از مطلق همه اینها ببرند به طور غیبی،غیبی بشوند ، جلوی اینها را می گیره می گه اینجوری نمی شود،اگر اینجوری بفرمایید پس اینهمه مردم چی می شوند
    الان اینهمه مردم می گویند یا بقیةالله ما منتظریم اینها همه به برکت شیطان است چون شیطان میاد جلوی آقا را می گیرد می گه: آقا جان من ملک موکل الهی هستم منتهی ملک مقرب نیستم ملک مبعدم چرا؟برای اینکه توجه ام فقط به عمران و آبادی اینجاست،دلم برای اینجا می سوزد شما دلتون برای اونجا می سوزد برای خودت،من دلم برای اینجا می سوزد مامورم،شما هم باید لطف بفرمایید مثل همه مردم بخورید، بیاشامید و در اینجا ازدواج بفرمایید ،قوه شهوت داشته باشید، قوه شهوت را بکار بگیری،قوه غضب را بکار بگیری،میل دوستی و دشمنی در تو هست اینها را بکار بگیر
    خوب اگر می خواستی یک موجودی فقط عقل مقرب باشی که تو همون عقل مقرب بودی برای چی آفریده شدی بعد وقتی می گوییم و جعلنا للمتقین إماما این و جعلنا للمتقین إماما طبق این معنای شیطنت خوب معنایی می شود چرا برای مردم امامی؟ یعنی برای اینکه امام کسی هست که توجهش به مامومین باشد حالا میشه اگه یک امام جماعتی حوصله ای دارد که در سوره بعد از حمد سوره ای بخواند مانند بقره و حال که پشت سر او چند پیرمرد مثلا ضعیف ،می شود امام جماعت سرش را پایین کند بگوید ما داریم با خدا حال می کنیم اصلا چیکار به پشت سرمون داریم
    نه تو امامی ، اینها ماموم تواند وقتی که انسان کامل می گوید و جعلنا للمتقین إماما امام اون کسی ست که از یک طرف ماموم تابع اوست از طرفی امام تابع ماموم است و لذا فرمودند امام جماعت نماز را تسریع کند برای اینکه شاید چند تا مستمع خیلی ماشاءالله سر حال باشند اما فکر اون یکی مستمع هم با ید باشد امام باید تابع اضعف مامومین باشد
    وقتی امام می گوید و جعلنا للمتقین إماما یعنی جناب شیطان اومد جلوی ما را گرفت ، شیطان کیه؟ابلیس کیه؟ ملک موکل الهی،ماموریت دارد که برای آبادی و عمران نشا طبیعت روی مرا به سوی مردم کند وگرنه اگر همین جور من بخواهم اونیکه من انس گرفتم با خدای متعال بروم و دیگه بر نگردم کار مردم به اتمام نمی رسد هیچ کس به کمال نمی رسد
    شیطان می گه نباید مثل عقل محض بشی که فقط اون سویی بشی نباید مثل من هم باشی که چهره ات فقط این سویی باشد هم به عقل اول توجه کن اون سویی باش هم به حرفهای من توجه کن این سویی باش
    قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ این سوییم
    إِنَّمَا یُوحَى إِلَیَّ أَنَّمَا إِلَهُکُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ اون سوییم
    و لذا به این معنا می گن تمام انبیاء ابلیس دارند تمام ائمه همه ابلیس و شیطان دارند
    شیطان یا از مادةی -ش ط ن- است یا از مادةی -ش ی ط- که به هرحال معنایش می شود انحرف یعنی نمی گذارد افراد فقط وفقط رو کنند به عالم غیب
    حالا مسئله شیطان و حضرت آدم که بهش فرمود هر چه می خواهی از عالم غیب بخور حرفی ندارم اما وَلاَ تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ این معلوم میشه که این دستور اون ملک مقرب است ،ملک مقرب می گه فقط بیا از غیب بخور و اصلا کار به عالم ماده نداشته باش
    جناب ملک موکل میاد میگه نه آقا اگه بخوای شما از اکل شجره طبیعت دست برداری همه چیز از بین می ره
    و شیطان هم که به حضرت آدم فرمود که اون خدایی که بهت گفت اینا نخور برای این است که تو اگه بخوری دائمی می شوی ،راست می گفت
    حضرت آدم خلق شد از او حضرت حوا هم خلق شد آنچنان وحدت توحیدی نظام هستی آدم را گرفت که آدم غرق در وحدت محض شد اصلا از حوا بی خبر شد جناب شیطان به حضرت آدم عرض کرد آقا اینجوری بخواهی که نه بشر درست میشه ، نه فرزند ، هیچ چیز که درست نمیشه ،شما این درخت را ، نشاطبیعت را هم توجه کن تا توجه کرد دید بغلش حضرت حواست
    -شما کی هستید؟
    -من حوایم همسر شما
    حوا را هم که حوا فرمودند برای اینکه حوا از حضرت آدم خلق شد آدم حی است حوا چون از حی آفریده شد روایت فرمود که برای همین او را حوا گفتند و لذا رو کرد به حضرت حوا
    خوب بعد یک قوه ای در اوست به نام قوه میل به جنس زن ، این است که گفتند شیطان خودش را به شکل مار در آورد همه لطایف آیات و روایات است توجه باید به این حرفها و اسرار بشود
    پس اگر بعضی بگویید شیطان از ملائکه است باید الان این معنا برایش بگیریم ملائکه به این معنا ملکی هست که این ملک موکل است .ملک موکل مامور الهی ست برای عمران و آبادی و تعمییر نشا طبیعت
    .
    ادامه تعابیر و معانی شیطان انشاءالله در پستهای آینده
    .
    شرح مناجات خمس عشر _ بیانات حضرت استاد صمدی آملی



    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  18. تشکرها 2


  19. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    1,145
    تشکر:
    1
    حضور
    4 روز 15 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    32
    آپلود
    0
    گالری
    18



    ماهیت شیطان چیست؟ (5)

    جن

    در مورد ماهیت شیطان آنچه که در دومین پست از این بحث گفته شد جناب محقق قیصری صاحب شرح فصوص الحکم محی الدین ابن عربی رد کرد که دیگر وارد بحثهای علمی سنگین در این زمینه نمی شویم
    یک بحث دیگری هم هست از صدرالمتألهین در کتاب شریف مبدا و معادش ، ایشون می فرمایند که همین طوری که از قوای اجرام فلکیه نظام هستی یک جوهر مدبر عالم ماده خدای متعال آفرید که این جوهر مدبر عالم ماده ،انسان و موجودات را به خیر و صلاح دعوت می کند(که دیگه اینجا گفته نشد عقل دوم)که اینکه خوب است آدم را به خیر و صلاح دعوت می کند اما چه اشکالی دارد که از همین اجرام فلکیه از بعضی از قوای فلکیه اجرام فلکیه که دارای بخارند،آتشند،حرارتند،یک موجود دیگر نفسانی را خدا متولد بفرماید که به این موجود شرارت و اغوا و اذلال غلبه دارد که ایشون کلا از اجرام علویه ، اون جنبه دخان و دود وآتششون و شعله ی آتش و اون گرمایشون آفریده بشود که بر او شرارت ، اغوا ، اذلال غلبه دارد
    او چه کار می کند ، ایشون بر اساس اینکه انسان هم یک طبیعت مادی جسمانی دارد ، ایشون بر طبع انسان او را دعوتش می کند به شرارت ها و بیچارگی ها و بدبختی ها
    اینها اسمش را فرمودند شیطان ، اونم وقتی که می خواهد بیاد نوعا بر اجسام دخانی و بخاری بر نفوس جزئیه و طبایع وهمیه ، یعنی انسانهایی که بیشتر در آنها طبیعتشون با وهم هم آغوش شده این موجود بیشتر اینها را به طرف اغوا واذلال می برد
    در چیزهایی که دخان است و در چیزهایی که آتش است مثلا مثل کره آفتاب ، در اونجا هم او دخل و تصرفاتی هم میکند تا بعد می آید بر نفوس جزئیه،این یک موجودی باشد که اسم او را بگذاریم ابلیس ، بعد تعبیر می کند اون ابلیسی که در زبان انبیاء آمده است اون ابلیس همین ایشون باشد همین موجود شریرِ مغویِ مذلی باشد که از اجرام علویه از اون دخانشون و گرمایشون متولد بشود و این در انسانها تاثیر می کند،اثر می گذارد
    خوب اگر این باشد ، بیشتر اینگونه شیطنت و ابلیس بیشتر با جن سازگار است چون اجنه اون حقیقت جسمانیشان بیشتر متوکن از بخارها از گرماها از آتش است و لذا نوعا اجنه سفید روی کم دارند همه معمولا سرخ گون هستند و بسیار هم سیاه گون اند دلیلش هم این است که بیشتر از دود و آتش و امثال اینها آفریده می شوند اینگونه امور بر اونها غلبه دارد ونمی بینید انسان را که تا ساکت است کمتر می بینید که به ظلم و جور و زدن و کتک و خون ریزی و فساد و امثال اینها دست می زند اما به تعبیر خودمونی همین که خونش به جوش آمد ،غضب بر او غلبه پیدا کرد حالا می بینید دست به هر کار خلاف حاضر است بزند چرا؟ برای اینکه اون مو جود شریرِ مغویِ اغواکننده ی مذل و گمراه کننده که در تحت تدبیر ملکوت عالم هم هست اما در عین حال شاکله وجودی اش طوری ست که در نفوس اینگونه از افراد بشر که بیشتر وهمانی هستند دخالت می کند و آنها را به غضب در میاره،به شهوت در میاره و به امثال اینها می کشاند
    بعد می فرماید که اون ابلیس که در لسان شرع مقدس و روایات انبیاء و نبوت انبیاء مطرح شد بعید نیست که اون ابلیس همین این موجود باشد که این موجود هم در تحت نظر عقل موکل است یعنی این موجود موجود استقلالی هم نیست اما بالاخره شاکله اش این است ، مثل اینکه آتش جبلیش بر سوختن نهاده شده ، بر حرارت است ، آب جبلی طبیعی اش بر خنکی و رطوبت است و همین جور امور دیگر و این هم اصلا جبلیش بر این است
    نظام هستی ست ،نمی بینید در عالمِ حیوانات ، حیوانات به چه اشکال عجیب و غریبی از همین خاک آفریده می شوند یکی پشه است ، یکی مورچه است ، مورچه کجا پشه کجا، مار کجا عقرب کجا ، کژدم کجا و … از همین نشا طبیعت است از گل ، اونم از همین عالم طبیعت است از همین اجرام علویه بالا ، اون هم یک موجود نفسانی تحقق پیدا بکند و این موجود نفسانی هم چرا یکی شاید فراوان مثل او باشند که کارشون این باشد
    این قول بیشتر با این می خورد که ما در لحن روایات و آیات شیطان را از جنس جن می دانند و بعد استناد هم می آورد از آیه قرآن که وقتی به شیطان خطاب شد ، وقتی به آدم سجده نکردی ،تواضع نکردی ، استکبار کردی ، یا از اون بالا بالاهایی هستی که دیگه سجده نکردی ، زیر سر این است که حالا تو که از این عالم طبیعت از اجرام علویه خلق شده ای تو که اینقدر بزرگ نیستی چرا در مقابل آدم سجده نکردی استکبار ورزیدی و چه بسا به خدا خطاب کند خدا که منرا از آتش آفریده ای و آتش از گل برتری دارد پس من از آدم بالاترم چرا سجده اش کنم، یک همچون موجودی باشد
    اگر توفیق پیدا کنیم تعبیر دیگری را از اسرار شیطان که باز هم از جناب صدرالمتألهین می باشد مطرح خواهیم کرد انشاءالله


    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  20. تشکر


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود