جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا انسان قدرت اختیار و انتخاب دارد؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    116
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 10 ساعت نامشخص
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آیا انسان قدرت اختیار و انتخاب دارد؟




    سلام به دوستان عزیز.راستش یه مدت هست که من راجع به این موضوع ابهام دارم و خیلی وقتها انگیزه ی هر کاری را از من می گیرد.می خواهم هر جور هست به من بگید که انسان قدرت اختیار و انتخاب دارد.منتظرتون هستم

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۶
    نوشته
    240
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام

    قدرت تصمیم گیری و انتخاب، یكی از یقینی ترین اموری است كه مورد شناسایی انسان واقع می شود؛ زیرا هر كسی آن را در درون خویش با علم حضوری خطا ناپذیر می یابد.

    هم چنین هر كسی با اندك توجهی به درون خویش می یابد كه می تواند سخنی را بگوید یا نگوید، یا دستش را حركت دهد یا ندهد، یا غذائی را تناول كند یا نكند و… .

    بنابر این هیچ تردیدی در وجود اراده و اختیار نیست و نباید شبهات گوناگون موجب تشویش ذهن و شك درباره چنین امر وجدانی و بدیهی گردد.

    وجود اختیار به عنوان یك اصل بدیهی در همه نظام های تربیتی و اخلاقی و ادیان و شرایع آسمانی پذیرفته شده و بدون آن جایی برای وظیفه و تكلیف و نكوهش و ستایش و كیفر و پاداش وجود نخواهد داشت.


    این كه گوئی این كنم یا آن كنم * این دلیل اختیار است ای صنم


    البته داشتن اختیار به معنای تفویض و واگذاشتن نیست تا بگوئیم اعمال اختیاری ما باراده و اختیار مستقل ما مربوط است و علم و مشیت ازلی الهی در آن هیچ مدخیلتی ندارد و كار به ما واگذار شده است. بلكه آن گونه كه امام صادق علیه السلام فرموده است: "لاجبر و لاتفویض، بل امر بین الامرین" یعنی نه جبر درست است و نه تفویض، بلكه راه سومی، میان آن دو است.

    این عقیده همه علمای امامیه است.
    ویرایش توسط صدید : ۱۳۸۸/۰۹/۲۰ در ساعت ۱۹:۲۷


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۶
    نوشته
    240
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0








    با سلام


    قضاء و قدر الهی در طول تشخیصات و تصمیمات و اعمال ماست نه در عرض آن. این گونه نیست كه چیزی از اول برای ما ثبت شده باشد، و ما مجبور به آن باشیم.

    البته باید دانست كه بین علم ازلی خداوند و تقدیرات الهی باید فرق گذاشت. در روایات ما از این دو حقیقت تحت دو عنوان لوح محفوظ (لوح علم الهی) و لوح محو و اثبات (لوح تقدیرات الهی) یاد می شود. گاهی خلط این دو موضوع باعث توهم جبر می شود.


    اجمال مطلب این است كه خدا از قبل همه چیز را می داند، ولی این به معنای جبر نیست. خداوند بر اساس عمل خود شخص تقدیرش را می نویسد، و در این ساحت شخص با تصمیم درست و غلط خود وهم چنین اعمال نیك و بد خود احیانا تقدیر خدا را تغییر می دهد؛ ولی این به معنای آن نیست كه خداوند از پیش نمی داند آن شخص چه خواهد كرد و چه تقدیری را برای خود رقم خواهد زد.

    احاطه علمی خدای متعال به این معنی است كه او از پیش می داند انسان مختارا چه می كند و چه سرنوشتی را برای خود رقم می زند. بعنوان مثال با چه كسی ازدواج می كند و یا چه شغلی را انتخاب می كند و ... .

    به همین سبب است كه عالم تكوین در عین این كه تقدیرات محتوم و تقدیرات غیر محتوم دارد، علم خداوند به هیچ عنوان مخدوش نمی شود و خداوند از پیش می داند كه در نهایت چه اتفاقی خواهد افتاد.


    در این زمینه مطالعه کتب ذیل سودمند است:
    "حكمت الهی"، اثر مرحوم استاد الهی قمشه ای.
    "جبر و اختیار"، از علامه محمد تقی جعفری.
    "آموزش عقاید"، از استاد محمد تقی مصباح.






    ویرایش توسط صدید : ۱۳۸۸/۰۹/۲۰ در ساعت ۱۹:۳۰


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    1,016
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    28
    گالری
    42



    با عرض معذرت از محضر اساتید بزرگوار
    ساقی امشب باده در دف می کند
    مستی مارا مضاعف می کند
    در حریم خلوت اسرار خود
    باده نوشان را مشرف می کند
    چندخواهی بافتن لاطاعلات
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلات
    تا به کی می پرسی از بودو نبود
    جزملال انگیختن آخر چه سود
    چند می پرسی زجبرو اختیار؟
    اختیار آن به که باشد دست یار

    ساقی ما اختیار تام داشت
    چهارده آیینه در یک جام داشت
    ................

    ویرایش توسط عماد المقاومه : ۱۳۸۸/۰۹/۲۰ در ساعت ۱۹:۴۶
    آن روزها دروازه شهادت داشتیم و حالا معبری تنگ ، برای شهید شدن هنوز هم فرصت هست ، دل را باید صاف کرد.
    حضرت امام خامنه ای

    اینجا "فضای مجازی" نیست، فضای بازی گلوله هاست و باز هم وبلاگ حاجی بخشی دارد در سه راهی شهادت آتش می گیرد. دیروز عده ای اجازه دادند "علــی(ع)" در "فضای کوفه" تنها بماند اما ما نمی گذاریم "سید عــــلی" حتی در "فضای سایبر" تنها بماند...

    هر عمامه به سری که از رهبر مکرم فاصله بگیرد لعنت خدا برش باد.
    آیت الله شهید سید عبدالحسین دستغیب

  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    207
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط معظم نمایش پست
    قدرت تصمیم گیری و انتخاب
    اما آیا این موضوع اختیار هست ؟!

    بهتر سوالم را میپرسم

    آیا قدرت تصمیم گیری انسان محدودیت هایی هم دارد ؟! مثلا انسان هنگام درد میتواند با اختیار درد را از بین ببرد ؟
    آیا این محدودیت ها انقدر زیاد هست که انسان فقط قدرت گرفتن یک تصمیم را داشته باشد ؟!

    نقل قول نوشته اصلی توسط معظم نمایش پست
    بدون آن جایی برای وظیفه و تكلیف و نكوهش و ستایش و كیفر و پاداش وجود نخواهد داشت.
    به نظر من اینها نشان دهنده بی اختیار بودن آدم در شرایط مختلف هست نه نشانه اختیار .
    صدف سينه من عمري
    گهر عشق تو پروردست
    كس نداند كه درين خانه
    طفل با دايه چه ها كردست
    همه ويراني و ويراني
    همه خاموشي و خاموشي
    سايه
    افكنده به روزنها
    پيچك خشك فراموشي...

    http://z.about.com/d/cruises/1/0/g/I/1/122-2240_IMG.JPG

  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    641
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    14 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    84
    آپلود
    9
    گالری
    66



    با او

    سلام

    مطلبی کوتاه ولی خیلی عمیق و دقیق رو از ترجمه ی جلد اول تفسیر المیزان علامه طباطبایی نقل می کنم که اگر دقیق بخوانید و در موردش دقت بفرمایید به جواب سوالتون می رسید.البته اگر کامل متوجه نشدید و ابهامی بود یا اینجا و یا در عالم حقیقی از کسی که می داند بپرسید چون شاید در قسمت هاییش یک سری مقدمات فلسفه لازم باشد بدانید.البته این مطلق نیست اگر لازم شد.

    -------------------------------------------------------------

    نه اختيار كامل و نه لغو كامل اختيار

    پس اين صحيح نيست كه انسانحكم اختيار را لغو بداند، با اينكه مدار زندگى دنيوى و سعادت و شقاوتش براختيار استو اختيار يكى از اجزاء علل حوادثى است كه بدنبال افعال آدمى و يا بدنبال احوال وملكات حاصله از افعال آدمى ، پديد مى آيد.
    چيزى كه هست اين هم صحيح نيست ، كهاختيار خود را يگانه سبب و علت تامه حوادث بداند و هر حادثه مربوط به خود را تنهابخود و باختيار خود نسبت دهد و هيچ يك از اجزاء عالم و علل موجود در عالم كه درراءس همه آنها، اراده الهى قرار دارد، در آن حادثه دخيل نداند، چون چنين طرز تفكرىمنشاء صفات مذمومه بسيارى ، چون عجب و كبر و بخل و فرح و تاءسف و اندوه و امثال آنمى شود.
    مى گويد: اين منم كه فلان كار را كردم و اين من بودم كه كار را ترك كردم، و در اثر گفتن اين منم اين منم ، دچار عجب مى شود و يا بر ديگران كبر مى ورزد ويا (چون قارون ) از دادن مالش بخل مى ورزد، چون نمى داند كه بدست آمدن مال ، هزارانشرائط دارد كه هيچيك آنها در اختيار خود او نيست اگر خداى تعالى آن اسباب و شرائطرا فراهم نمى كرد، اختيار او به تنهائى كارى از پيش نمى برد و دردى از او دوا نمىكرد.
    و نيز مى گويد: اگر من فلان كار را مى كردم ، اين ضرر متوجهم نيمشد و يافلان سود از من فوت نمى گشت ، در حالى كه اين جاهل نمى داند كه عدم فوت و يا موت كههمان سود و عافيت و زندگى باشد، مستند به هزاران هزار علت است كه در پيدا نشدن آنيعنى پيدا شدن فوت و مرگ و ضرر، نبود يكى از آن هزاران هزار علت كافى است هر چند كهاختيار خود او موجود باشد، علاوه بر اينكه اختيار خود او هم مستند به علتهاى بسيارىاست كه هيچيك از آنها در اختيار خود او نيست ، چون همه مى دانيم كه اختيار آدمىاختيارى خود او نيست ، پس من مى توانم به اختيار خودم فلان كار را بكنم و يا نكنم ،ولى ديگر نمى توانم به اختيار خود اختيار بكنم يا نكنم .
    بعد از اينكه اين معنارا فهميدى و اين حقيقت قرآنى كه به بيان گذشته تعليم الهى آن را به ما آموخته ،برايت روشن گرديد، اگر در آيات شريفه اى كه در اين مورد هست ، دقت بخرج دهى ، خواهىديد كه قرآن عزيز در بعضى از خلقها و قضاء حتمى و كتاب محفوظ استناد ميكند نه درهمه .

    هم قضاء خدا دخيل است و هم اختيار انسان

    آن افعال و احوال و ملكات رامستند به قضاء و قدر ميداند كه حكم اختيار را باطل نمى كند و اما آنچه كه با حكماختيار منافات دارد
    قرآن كريم شديدا دفع نموده و مستند بهاختيار خود انسانها دانسته است ، از آن جمله فرموده : (و اذا فعلوا فاحشة قالوا: وجدنا عليها آباءنا، و اللّهامرنابها، قل ان اللّه لا ياءمر بالفحشاء، اءتقولون على اللّه ما لا تعلمون)، (و چون عمل زشتى مرتكب ميشوند، ميگويند: ماپدران خود را ديديم كه چنين مى كردند و خدا فرمان داده كه چنين كنيم ، بگو: خدا بهكار زشت فرمان نميدهد آيا بدون علم بر خدا افترائى مى بنديد؟)، بطوريكه ملاحظه مىكنيد كفار عمل زشت خود را بخدا نسبت دادند و خدا اين نسبت را نفى مى كند.
    و آنافعال و احوال و ملكاتى را كه اگر مستند به قضاء و قدر نكند، باعث ميشود بندگانشباشتباه بيفتد و خود را مستقل از خدا و اختيار خود را سبب تام در تاءثير بپندارند،مستند به قضاء خود كرد تا انسانها را بسوى صراط مستقيم هدايت كند، صراطى كه رهروشرا به خطا نمى كشاند و آن راه مستقيم اين است كه نه انسان همه كاره و مستقل از خداو قضاى او است ، و نه همه كاره قضاء الهى است ، و اختيار انسان هيچ كاره است ، بلكههمانطور كه گفتيم ، هم قضاء خدا دخيل است و هم اختيار انسان .
    با اين هدايت ،رذائل صفاتيكه از استناد حوادث به قضاء ناشى ميشود از انسانها دور كرد، تا ديگر نهبه آنچه عايدشان ميشود، خوشحال شوند و قضاء خدا را هيچ كاره بدانند و نه از آنچه ازدستشان مى رود تاءسف بخورند و خود را هيچ كاره حساب كنند، همچنانكه فرمود: (و اتوهم من مال اللّه الذى اتيكم)، (و به ايشان بدهيد از مال خدا كه خدا بشماداده ) كه مردم را دعوت به جود و كرم مى كند، چون مال را داده خدا معرفى كرده ،همچنانكه در جمله : (و مما رزقناهمينفقون)، (و از آنچه روزيشان كرده ايمانفاق مى كنند) با استناد مال به اينكه رزق خداست ، مردم را بانفاق دعوت مى كند، ونيز مانند آيه : (فلعلك باخع نف سك علىاثارهم ، ان لم يؤ منوا بهذا الحديث اسفا، انا جعلنا ما على الارض زينة لها،لنبلوهم ايهم احسن عملا)، (نكند ميخواهىخود را بخاطر آنان و براى اينكه به اين دعوت ايمان نياورده اند، از غصه هلاك كنى ! ما آنچه كه بر روى زمين هست ، درنظر آنان زينت داديم تا به امتها نشان بدهيم ،كدامشان بهتر عمل مى كنند) كه رسول گرامى خود صلوات اللّه عليه را نهى مى كند ازاينكه به استناد كفر مردم غصه نخورد، و مى فرمايد: كه اين كفرشان خدا را به ستوهنمى آورد بلكه آنچه كه در روى زمين هست به منظور امتحان آنان در روى زمين قرارگرفته و آياتى ديگر از اين قبيل .
    و اين روش يعنى طريقه دوم در اصلاح اخلاقطريقه انبياء است كه نمونه هاى بسيارى از آن در قرآن آمده و نيز به طورى كهپيشوايان ما نقل كرده اند، در كتب آسمانى گذشته نيز بوده است .


    -------------------------------------------------------------------------------------


    الحمد لله الذی جعلنا من المتمسّکین بولایه امیرالمومنین
    زیاده عرضی نیست.
    التماس دعا

    طارق



    اي حيوان ناطق بدان:
    برباد فنا تا ندهي گرد خودي را
    هرگز نتوان ديد جمال احدي را
    و بدان فرودگاه شيطان خودبيني و تكبر است براي همين است كه شيطان به عزّت خدا قسم خورد همه را اغوا كند جز مخلَصين را و ويژگي انسان با اخلاص آن است كه آنقدر محو جمال و جلال خداست كه نه در فكر و نه در عمل هيچ توجهي به خويش ندارد.
    رابطه ي عكس ميان توجّه به خدا و تكبر بسيار مهم است در مسير سعادت انسان.

    [SIGPIC][/SIGPIC]

  9. تشکر


  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    155
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    1 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    1
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط reza p نمایش پست
    سلام به دوستان عزیز.راستش یه مدت هست که من راجع به این موضوع ابهام دارم و خیلی وقتها انگیزه ی هر کاری را از من می گیرد.می خواهم هر جور هست به من بگید که انسان قدرت اختیار و انتخاب دارد.منتظرتون هستم

    بنام مقام متعال

    بنظر من هر انسانی سرنوشتی از پیش تعیین شده داره و خداوند استعداد های خاصی در انسان قرار می ده تا شخص بتواند با شناسائی و فعال نمودن و استفاده از این استعداد ها به آن قسمت یا سرنوشت خود برسد و از زمان کودکی به بعد دیگر به اختیار او بستگی دارد تا به قسمت و سرنوشت خود برسد!

    یعنی مثل اون شعر سعدی عزیز نیست که : یکی روبهی دید بی دست و پای ...

    برکت باشد
    خداوندا دعا مي کنم که هر چه صلاح توست همان شود... ان شاء الله

  11. تشکر


  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,969
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    1 روز 8 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    173



    به نظر من سرنوشت انسانها دست خودشونه... اینکه میگن هر عملی عکس العملی رو پیش رو داره مصداق همون جبر و اختیار است مثلا من تصمیم میگیرم و از روی اراده کاری رو انجام میدهم و چون همه چیز در این دنیا دارای قوانین خاص خودش هست عکس العملی رو در پی داره که همون جبر میشه چیزی که هیچ چیزی نمی تونه مانع از اجرای اون باشه... پس عمل ما اختیار هست و عکس العمل آن جبر هست...
    اگر انتخاب و اراده نبود مجازاتی هم وجود نداشت و بهشت و جهنمی هم در کار نبود...
    ویرایش توسط zeynab : ۱۳۸۸/۰۹/۲۱ در ساعت ۱۶:۴۹
    در ساحل زندگی قدم میزدم همه جا دو رد پا دیدم،
    جای پای من و خدا.
    به سختترین لحظه ها که رسیدم فقط یک جای پا دیدم.
    گفتم: خدایا مرا در سخت ترین لحظه ها رها کردی؟
    ندا آمد: تو را در سخت ترین لحظه ها به دوش کشیدم!


  13. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود