جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: رضایت خداوند از ابوبكر و عمر؟!!

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    4
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    5
    آپلود
    2
    گالری
    0

    رضایت خداوند از ابوبكر و عمر؟!!




    رضایت خداوند از ابوبكر و عمر؟!!

    مناظره امام جواد(ع) با يحيي ابن اكثم

    نقل شده است كه پس از آنكه مأمون، دخترش ام الفضل را به امام جواد ـ علیه‎السّلام ـ تزویج كرد، در مجلسی كه مأمون و امام ـ علیه‎السّلام ـ و یحیی بن أكثم و گروه بسیاری از علماء در آن حضور داشتند، یحیی به امام ـ علیه‎السّلام ـ رو كرد و پرسید، روایت شده است كه جبرئیل به حضور پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ رسید و گفت: «یا محمّد! خداوند به شما سلام می‎رساند و می‎فرماید: «من از ابوبكر راضی هستم، از او بپرس كه آیا او هم از من راضی است؟».
    نظر شما درباره این حدیث چیست؟[1]»
    امام ـ علیه‎السّلام ـ فرمودند: «من منكر فضیلت ابوبكر نیستم، ولی كسی كه این خبر را نقل می‎كند باید خبر دیگری را نیز كه پیامبر اسلام در حجَّه الوداع بیان كرد، از نظر دور ندارد. پیامبر ـ صلی‎الله علیه و آله ـ فرمود: «كسانی كه بر من دروغ می‎بندند، بسیار شده‌اند و بعد از من بسیار خواهند بود، هر كس به عمد بر من دروغ ببندد، جایگاهش در آتش خواهد بود. پس چون حدیثی از من برای شما نقل شد، آن را به كتاب خدا و سنّت من عرضه كنید، آنچه را كه با كتاب خدا و سنت من موافق بود، بگیرید و آنجه را كه مخالف كتاب خدا و سنّت من بود، رها كنید»، امام جواد ـ علیه‎السّلام ـ افزود: این روایت (درباره ابوبكر) با كتاب خدا سازگار نیست، زیرا خداوند فرموده است: «ما انسان را آفریدیم و می‎دانیم در دلش چه چیز می‎گذرد و ما از رگ گردن به او نزدیكتریم»[2]
    آیا خشنودی و ناخشنودی ابوبكر بر خدا پوشیده بوده است تا آن را از پیامبر بپرسد؟! آیا عقلاً این روایت قابل قبول است؟» یحیی گفت: روایت شده است كه: «ابوبكر و عمر در زمین، مانند جبرئیل و میكائیل در آسمان هستند».
    حضرت فرمود: «درباره این حدیث نیز باید دقت شود؛ چرا كه جبرئیل و میكائیل دو فرشته مقرّب درگاه خداوند هستند و هرگز گناهی از آن دو سر نزده است و لحظه‎ای از دایره اطاعت خدا خارج نشده‎اند، ولی ابوبكر و عمر زمانی مشرك بوده‎اند، و هر چند پس از ظهور اسلام مسلمان شده‎اند، اما اكثر دوران عمرشان را در شرك و بت پرستی سپری كرده‎اند، بنابراین محال است كه خدا آن دو را به جبرئیل و میكائیل تشبیه كند.»
    یحیی گفت: «همچنین روایت شده است كه: ابوبكر و عمر دو سرور پیران اهل بهشتند».[3] درباره این حدیث چه می‎گویید؟»
    حضرت فرمود: «این روایت نیز محال است كه درست باشد، زیرا بهشتیان همگی جوانند و پیری در میان آنان یافت نمی‎شود (تا ابوبكر و عمر سرور آنان باشند!) این روایت را بنی‌امیه، در مقابل حدیثی كه از پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ درباره حسن و حسین ـ علیهما‌السّلام ـ نقل شده است كه «حسن و حسین دو سرور جوانان اهل بهشتند» جعل كرده‎اند.»
    یحیی گفت: «روایت شده است كه «عمر بن خطاب چراغ اهل بهشت است». حضرت فرمود: «این نیز محال است؛ زیرا در بهشت، فرشتگان مقرب خدا، آدم، محمد ـ صلی‎الله علیه و آله ـ و همه انبیا و فرستادگان خدا حضور دارند، چطور بهشت با نور اینها روشن نمی‎شود ولی با نور عمر روشن می‎گردد؟!»
    یحیی اظهار داشت: «روایت شده است كه عمر هر چه گوید، از جانب مَلَك و فرشته می‎گوید.»
    حضرت فرمود: «من منكر فضیلت عمر نیستم؛ ولی ابوبكر، با آنكه از عمر افضل است، بالای منبر می‎گفت: «من شیطانی دارم كه مرا منحرف می‎كند، هر گاه دیدید از راه راست منحرف شدم، مرا به راه درست باز آورید.»
    یحیی گفت: «روایت شده است كه پیامبر فرمود:‌ «اگر من به پیامبری مبعوث نمی‎شدم، حتماً عمر مبعوث می‎شد.»[4]
    امام فرمود: «كتاب خدا (قرآن) از این حدیث راست‎تر است»، خدا در كتابش فرموده است:
    «به خاطر بیاور هنگامی را كه از پیامبران پیمان گرفتیم، و از تو و از نوح...»[5] از این آیه صریحاً بر می‎آید كه خداوند از پیامبران پیمان گرفته است، در این صورت چگونه ممكن است پیمان خود را تبدیل كند؟
    هیچ یك از پیامبران به قدر چشم بر هم زدن به خدا شرك نورزیده‎اند، چگونه خدا كسی را به پیامبری مبعوث می‎كند كه بیشتر عمر خود را با شرك به خدا سپری كرده است؟! و نیز پیامبر فرمود: «در حالی كه آدم بین روح و جسد بود (هنوز آفریده نشده بود) من پیامبر شدم».
    باز یحیی گفت: روایت شده است كه پیامبر فرمود: «هیچگاه وحی از من قطع نشد، مگر آنكه گمان بردم كه به خاندان خطّاب (پدر عمر) نازل شده است»، یعنی نبوت از من به آنها منتقل شده است.
    حضرت فرمود: این نیز محال است، زیرا امكان ندارد كه پیامبر در نبوّت خود شك كند، خداوند می‎فرماید: «خداوند از فرشتگان و همچنین از انسانها رسولانی بر می‎گزیند».[6] (بنابراین با گزینش الهی، دیگر جای شكی برای پیامبر در باب پیامبری خویش وجود ندارد).
    یحیی گفت: «روایت شده است كه پیامبر ـ صلی‎الله علیه و آله ـ فرمود: «اگر عذاب نازل می‎شد كسی جز عمر از آن نجات نمی‎یافت».
    حضرت فرمود: این نیز محال است، زیرا خداوند به پیامبر اسلام فرموده است: «و مادام كه تو در میان آنان هستی، خداوند آنان را عذاب نمی‎كند و نیز مادام كه استغفار می‎كنند، خدا عذابشان نمی‎كند».[7]
    بدین ترتیب تا زمانی كه پیامبر در میان مردم است و تا زمانی كه مسلمانان استغفار می‎كنند، خداوند آنان را عذاب نمی‎كند.[1] . علامه امینی در كتاب الغدیر (ج5، ص321) می‎نویسد: این حدیث دروغ و از احادیث مجعول است.
    [2] .«ولقد خلقنا الإنسان و نعلم ما تولوسُ به نفسُهُ و نحنُ أقربُ إلیه من حَبل الوَرید (سوره ق: 16).
    [3] .علامه امینی این حدیث را از بر ساخته‎های «یحیی بن عنبسه» شمرده و غیر قابل قبول می‎داند، زیرا یحیی شخصی جاعل حدیث و دغلكار بوده است. (الغدیر، ج5، ص229.) «ذهبی» نیز «یحیی بن عنبسه» را جاعل حدیث و دغلكار و دروغگو می‎داند و او را معلوم الحال شمرده و احادیثش را مردود معرفی می‎كند (میزان الاعتدال، الطبعه الأولی، تحقیق: علی محمد البجاوی، دار احیاء الكتب العربیه، 1382 هـ.ق، ج4، ص40.)
    [4] . علامه امینی ثابت كرده است كه راویان این حدیث دروغگو بوده‎اند (الغدیر، ج5، ص312و 316)
    [5] . «وَ إذْ أخَذْ ‎نا مِنَ الّنبییّن میثاقَهُم وَ مِنْكَ وَ مِن‎ْ نوحٍ....» (سوره احزاب : آیه 7).
    [6] . «اللهُ یَصْطفی مِنَ الملائِكهُ رُسلاً ومن النّاس» (سوره حج آیه 75).
    [7] . «و ما كانَ الله لِیُعَذِّ بَهُمْ وَ أنْتَ فیهِم، و ما كانَ اللهُ مُعَذِبَهُم‎‎ْ وَ هُمْ یَسْتَغْفِرونَ» (سوره انفال آیه: 33).


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    1,122
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    4
    گالری
    0



    باسلام دوست عزیز من

    نکاتی دیگری هم است :
    دستی را که خدا ورسولش به بالا برد چه کسانی پائین آوردند
    چه کسی مسئول جنایت خاندان طاهر وقتل فرزند ومادرش هستند
    وازهمه مهمتر چرا خدا در قران گروهی را در زمان رسول خدا منافق مینامد

    این سه نمونه بود از انبوه نمونه ها چرا خدا راضی باشد؟

    اعوذبالله
    ********
    ماشاالله لا قوة الا بالله
    *******
    یافارس الحجاز ادرکنی یا ابا الصالح المهدی ادرکنی

  4. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود