جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: امام خمینی کجاها مدارا نکرد؟/2

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    1,016
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    28
    گالری
    42

    امام خمینی کجاها مدارا نکرد؟/2




    امام خمینی کجاها مدارا نکرد؟/2
    نماز جمعه تهران فرصتی بود تا رهبر انقلاب ضمن هشدار نسبت به جریاناتی که در مقابل مردم و رأی مردم قرار گرفته اند، مستنداتی تاریخی را مورد اشاره قرار دهند و از مدارا و برخورد امام راحل با جریانات و گروهک ها و اشخاص سیاسی مختلف سخن به میان آورند؛ سخنانی که به نوعی هشداری تلقی می شد برای بانیان آشوب و ناآرامی ها در کشور. ایشان فرمودند:«از اول انقلاب در بين همين گروه‏هائى كه در دوران پيش از انقلاب و در حوادث سالهاى مبارزات، همه در كنار هم بوديم، اختلافهائى به وجود آمد. امام (رضوان اللَّه تعالى عليه) با همه‏ى اين اختلافات يك جور برخورد نكرد. همين طور كه در روش اميرالمؤمنين عرض كرديم، روش امام (رضوان اللَّه عليه) هم همين جور بود؛ يعنى اول با مدارا، با نصيحت؛ ليكن آن وقتى كه اقتضاء كرد، برخورد كرد.»

    رهبر انقلاب از گروه هایی هم نام بردند. ایشان فرمودند:«يك گروه مربوط به دولت موقت بودند و مشكلات آنها بود، يك گروه آن كسانى بودند كه عليه لايحه‏ى قصاص آن حركت را انجام دادند، يك گروه حتّى كار را به ترور و درگيرى‏هاى خيابانى كشيدند؛ با هر كدام از اينها امام يك نحوى برخورد كرد.»

    ایشان البته از برخوردهای امام با شخصیت هایی که در سطوح بالای حکومت قرار داشتند هم سخن به میان آوردند:«در سطوح بالاى حكومت هم بود؛ نخست‏وزير بود، رئيس جمهور بود، حتّى بعدها در اواخر عمر امام (رضوان اللَّه عليه) در سطوح بالاتر از رئيس جمهور هم بود. امام با كسانى كه احساس كردند نميشود با اينها بيش از آن مدارا كرد، برخورد كردند.»

    و توضیح دادند که:«همه هم سوابق انقلابى داشتند، سوابق مذهبى داشتند، خيلى‏شان هم در سطوح بالا بودند؛ ليكن خوب، اينجور شد ديگر؛ اين انشعابها پيش آمد. بعضى واقعاً با امام درافتادند... بعضى با امام درافتادند و مداراى امام را نديده گرفتند. امام به همين گروهك منافقين كه خواسته بودند بيايند با ايشان ملاقات كنند، پيغام دادند كه اگر شما به حق عمل كنيد، من مى‏آيم سراغ شما؛ اگر دست از اين كارهاى خلاف برداريد، خود من مى‏آيم سراغ شما. يعنى امام تا اين حد با اينها مدارا كردند و حرف زدند. خوب، وقتى احساس خطر شد؛ بخصوص آن وقتى كه مسئله، مسئله‏ى رسوخ دادن مبانى غلط در كالبد نظام و انقلاب است، اين ديگر مثل سمِ مهلك است. آن وقت امام رعايت نكردند، مدارا نكردند.»

    در این مجال به تفصیل تاریخ گروهک ها و شخصیت هایی که در سال های آغازین انقلاب مورد مدارا و برخورد امام قرار گرفتند، مورد بررسی قرار خواهد گرفت. تاریخ گروهک ها و شخصیت هایی که روزگاری شاید جزیی از نهضت به حساب می آمدند و بعضا مورد اعتماد کامل انقلابیون بودند اما کم کم راهشان از انقلاب جدا شد. برخی شرایط و مستندات تاریخی قرابت بالایی با شرایط امروز دارد و از قابلیت تطابق بالایی نیز برخوردار است.

    در بخش قبل به گروهک منافقین پرداخته شد و در این بخش، جبهه ملی و نهضت آزادی مورد بررسی قرار می‌گیرد:

    2)جبهه ملی از مدارا تا اعلام ارتداد

    اگرچه شکل گیری جبهه ملی به رهبری دکتر مصدق به سال 1328 و قبل از انتخابات دوره شانزدهم مجلس شورای ملی برمی گردد، اما فراز و نشیب های زیادی بر سر راه این جبهه وجود داشته تا آنجا که برخی بازه فعالیت آن به چهار دوره تقسیم می کنند؛ چهار دوره ای که با معلق شدن نسبتا کامل فعالیت های جبهه ملی و احیای دوباره آن از هم تفکیک می شود. بازه فعالیت جبهه ملی چهارم از سال 1356 آغاز می شود و تا برخورد قاطع امام با آنها ادامه می یابد.

    با شکل گیری مقدمات نهضت، جبهه ملی نیز که گاها مواضع تندی علیه شاه و سلطنت داشت، درصدد برقراری ارتباط با انقلابیون برآمد. رهبران جبهه ملی خواهان مواجهه با اصل سلطنت شاه نبودند، بلکه هدف خود مقابله با استبداد البته در چارچوب ساختار حاکم معرفی می کردند. این رویکرد تا ملاقات کریم سنجابی با امام در پاریس در آبان ماه 57 ادامه یافت. بعد از این ملاقات جبهه ملی با صدور بیانیه ای سه ماده ای نظام پادشاهی را غیرقانونی اعلام کرد. در این بازه زمانی البته امام از اینکه راه جبهه ملی با انقلابیون متفاوت است سخنان به میان آوردند و تاکید کردند:«اینجانب نمی توانم از جبهه ای ها و نه از بزرگشان اسمی ببرم و ترویجی بکنم؛ راه آنها با ما مختلف است.»(9)

    با اوج گیری نهضت، مواضع جبهه ملی در مواجهه با اسلام مکتبی و فقاهتی کم کم آشکارتر شد. با این همه امام می کوشید تا با مدارا از حذف این جریان جلوگیری کند. امام در تاریخ آذرماه 1357 در پاسخ به این سوال که "آیا جبهه ملی را با کلیه اجزای متشکله اش حفظ خواهید کرد؟"، پاسخ دادند:«هر فرد یا گروه و دسته ای که بتواند خود را با خواسته های نهضت اسلامی موجود در ایران که عموم ملت در آن شرکت دارند، هماهنگ سازد، می تواند در ادامه کار، وظیفه خود را انجام دهد. در غیر این صورت در میان مردم جایی ندارد و ملت ایران هوشیارانه این مسائل را تعقیب می کنند.»(10)

    در این بازه زمانی امام هیچ گاه جبهه ملی و فعالیت آنان را نفی یا محکوم نکردند.(11) اما در شرایطی که مقابله جبهه ملی با نهضت آشکارتر شد، امام نیز ناگذیر به اتخاذ مواضع صریح تری شدند و البته در عین اینکه هشدار می دادند، زبان به نصیحت می گشودند:«من متاسفم از این اشخاص که دعوی ملیت می کنند و با اغراض ملت مخالفت می کنند. آنها که با اسم ملیت و با اسم خلق دوستی خنجر به پشت ملت می زنند بیدار بشوند. بدانند که یا سران آنها سرسپرده اجانب هستند و می خواهند مسائل را برگردانند به حال اول، یا بکشند طرف چپ یا بکشند طرف راست. اینها بیدار بشوند؛ ما آنها را نصیحت می کنیم و اگر به نصیحت گوش نکنند، کار دیگر می شود.»(12)

    این مدارا ادامه یافت تا آنکه کار به مواجهه جبهه ملی با لایحه قصاص رسید. جبهه ملی که رویکردی لیبرال داشت در مقابل لایحه قصاص که برآمده از قرآن و شریعت بود، ایستاد و مردم را دعوت به راهپیمایی کرد. امام در واکنش به این فعالیت ها که در واقع قیام در مقابل قرآن دانسته می شد، موضع شدیدی گرفتند و "ارتداد" جبهه ملی را اعلام کردند تا این جبهه برای همیشه با حضور مردم در خیابان ها از صحنه سیاسی کشور حذف شود.

    امام فرمودند:«من مى‏خواهم ببينم كه اين راهپيمايى كه امروز اعلام شده است، اساس اين راهپيمايى چه هست. من دو تا اعلاميه از "جبهه ملى"، كه دعوت به راهپيمايى كرده است، ديدم. در يكى از اين دو اعلاميه، جزء انگيزه‏اى كه براى راهپيمايى قرار داده‏اند، لايحه "قصاص" است. يعنى مردم ايران را دعوت كردند كه مقابل لايحه قصاص بايستند. در اعلاميه ديگرى كه منتشر كرده بودند تعبير اين بود كه "لايحه غير انسانى"! ملت مسلمان را دعوت مى‏كنند كه در مقابل لايحه قصاص راهپيمايى كنند، يعنى چه؟ يعنى در مقابل نص قرآن كريم راهپيمايى كنند! شما را دعوت به قيام و استقامت و راهپيمايى مى‏كنند در مقابل قرآن كريم. نص قرآن كريم.»

    امام همچنین ادامه دادند:«آقايان تمام تكليفها را به جا آوردند و عمل كردند، فقط يك تكليف مانده و آن جمهورى اسلامى را به هم زدن؟! تمام تكليفهايى كه بر ما و شما متوجه است، چه از قشر نويسندگان و روشنفكران و جبهه‏ها و نهضتها و سايرين، تمام تكاليف فقط منحصر به اين شده است كه اين جمهورى اسلامى را در خارج از كشورطور ديگرى كه هست نمايش بدهيد، ومردم را دعوت كنيد كه بر خلاف جمهورى اسلامى شورش كنند؟! ديگر همه چيز درست شده است، فقط اين يكى مانده؟! ... من بايد متأسف باشم، من بايد بسيار متأسف باشم، از اينكه غيب نمى‏دانم! نمى‏دانستم در چنته اينها چه هست. من بعضى از اينها را مى‏پذيرفتم؛ به ايشان هم محبت مى‏كردم؛ ليكن نمى‏دانستم كه اينها بر ضد قرآن هم قيام مى‏كنند.»

    امام خمینی(ره) به ماجرای عینک زدن به سگ و گردان او به اسم آیت الله هم اشاره کردند:«مسلمانها بنشينند تماشا كنند كه يك گروهى كه از اولش باطل بودند [هر كارى مى‏خواهند بكنند]- من از آن ريشه هايش مى‏دانم- يك گروهى كه با اسلام و روحانيت اسلام سر سخت مخالف بودند. از اولش هم مخالف بودند. اولش هم وقتى كه مرحوم آيت اللَّه كاشانى ديد كه اينها خلاف دارند مى‏كنند و صحبت كرد، اينها [اين‏] كار كردند [كه‏] يك سگى را نزديك مجلس عينك به آن زدند و اسمش را "آيت اللَّه" گذاشتند! اين در زمان آن بود كه اينها فخر مى‏كنند به وجود او. او هم مُسلِم نبود. من در آن روز در منزل يكى از علماى تهران بودم كه اين خبر را شنيدم كه يك سگى را عينك زده‏اند و به اسم "آيت اللَّه" توى خيابان‌ها مى‏گردانند. من به آن آقا عرض كردم كه اين ديگر مخالفت با شخص نيست؛ اين سيلى خواهد خورد. و طولى نكشيد كه سيلى را خورد. و اگر مانده بود سيلى بر اسلام مى‏زد. اينها تفاله‏هاى آن جمعيت هستند كه حالا قصاص را، حكم ضرورى اسلام را، "غير انسانى" مى‏خوانند.»

    ایشان تأکید داشتند که با اشاره به کسانی که علیه حکم قرآن ائتلاف کرده اند، فرمودند:«من از اول يك خَلَجانى در ذهنم حاصل مى‏شد راجع به بعضى اينها؛ لكن صبر كردم. صبر كردم و نصيحت كردم. صبر كردم، و هر وقت اينها آمدند- يعنى هر وقت نه- اما بسيارى اوقات، آنها را به مسائل اسلامى دعوت كردم؛ به عمل به قانون دعوت كردم؛ به حفظ و حراست جمهورى اسلامى دعوت كردم. كم كم آن احساسِ من زياد شد. تا وقتى كه مى‏بينم آن جناح منافق در ميدان است و تأييد مى‏كند. تا وقتى كه مى‏بينم آن جبهه‏اى كه بر ضد اسلام است تأييد مى‏كند. [براى‏] من تكليف شرعى است، تا ديگر، تأييد نكنم.»

    امام در نهایت تصریح کردند:«اینها مرتدند. جبهه ملی از امروز محکوم به ارتداد است. بله، جبهه ملی هم ممکن است بگویند که ما این اعلامیه را نداده ایم. اگر آمدند در رادیو امروز بعد از ظهر آمدند در رادیو اعلام کردند به اینکه این اعلامیه ای که حکم ضروری مسلمین، جمیع مسلمین، را غیر انسانی خوانده، این اطلاعیه از ما نبوده؛ اگر اینها اعلام کنند که از ما نبوده، از آنها هم ما می پذیریم.»(13)

    3) نهضت آزادی از مدارا تا اعلام عدم رسمیت

    اعضای نهضت آزادی که فرزندان معنوی مهندس بازرگان به شمار می آمدند، با دیبرکلی او از سال 1340 فعالیت خود را شروع کردند. بازرگان هم در مواجهه با رژیم سلطنتی به مقابله با اصل رژیم اعتقادی نداشت اما کم کم همراه و همگام با نهضت شد و تا آنجا پیش رفت که مظایفی از جانب امام به او محول شد. بازرگان هم سابقه مقابله جدی با شاه داشت تا آنجا که او و آیت الله طالقانی در دادگاه نظامی محکوم شدند و امام به مناسبت محکومیت این دو پیامی را خطاب به مردم صادر کردند.

    امام قبل از ورودشان به ایران طی حکمی بازرگان را موظف به تشکیل هیئتی 5 نفره در مناطق نفتی کردند و بعد از ورود نیز به پیشنهاد شورای انقلاب و با اعتمادی که به مهندس بازرگان داشتند، او را مأمور تشکیل هیئت موقت نمودند. در حکم امام آمده است:«بنا به پيشنهاد شوراى انقلاب، بر حَسَب حق شرعى و حق قانونى ناشى از آراى اكثريت قاطع قريب به اتفاق ملت ايران كه طى اجتماعات عظيم و تظاهرات وسيع و متعدد در سراسر ايران نسبت به رهبرى جنبش ابراز شده است، و به موجب اعتمادى كه به ايمان راسخ شما به مكتب مقدس اسلام و اطلاعى كه از سوابقتان در مبارزات اسلامى و ملى دارم، جنابعالى را بدون در نظر گرفتن روابط حزبى و بستگى به گروهى خاص، مأمور تشكيل دولت موقت مى‏نمايم تا ترتيب اداره امور مملكت و خصوصاً انجام رفراندم و رجوع به آراى عمومى ملت درباره تغيير نظام سياسى كشور به جمهورى اسلامى و تشكيل مجلس مؤسسان از منتخبين مردم جهت تصويب قانون اساسى نظام جديد و انتخاب مجلس نمايندگان ملت بر طبق قانون اساسى جديد را بدهيد.»(14)

    با این همه کم کم راه نهضت آزادی و بازرگان هم از انقلاب جدا می شود. بعد از تسخیر لانه جاسوسی و انتشار اسنادی که وابستگی دولت موقت را هم نشان می داد، بازرگان استفا داد تا نوبت به ریاست جمهوری بنی صدر برسد. امام در وقایعی که منجر به اعلام ارتداد جبهه ملی شد، نهضت آزادی را هم نصیحت کردند و از آنها با عنوان "نماز شب خوان" یاد کردند؛ تعبیری که نشان از مدارای امام داشت؛ مدارا با کسانی که کارنامه چندان روشنی در سال های بعد از انقلاب نداشتند. ایشان فرمودند:«آيا "نهضت آزادى" هم قبول دارد آن حرفى را كه "جبهه ملى" مى‏گويد؟ آنها هم قبول دارند كه اين حكم- حكم قصاص- كه در قرآن كريم و ضرورى بين همه مسلمين است، "غير انسانى" است؟ آيا اين نماز شب خوانها اين را قبول دارند يا نه؟ شك ندارم كه قبول ندارند. خوب، اعلام كنيد. چرا ساكت نشسته‏ايد. مگرنهى از منكر فقط بايد من را نهى كنيد؟»

    امام از نهضت آزادی را جمعیتی متدین لقب دادند و زا آنها خواستند تا همان روز در راديو اعلام كنند که اعلاميه‏ جبهه ملى را قبول ندارند. ایشان فرمودند:«اما ما چه بكنيم؟ من كه مى‏گويم بايد از دست اين دوستان يك فكرى بكنيم.... من نمى‏خواهم اينها به آن طورى كه خودشان را رساندند برسانند. من نمى‏خواستم كه وضع اين‏طور بشود. من نمى‏خواستم كه اين مردم و اين ملت كه سال اول جمهورى اسلاميشان هست اين‏طور مشوش بشود خاطرشان از امثال شماها. من نمى‏خواستم كه شما ائتلاف بكنيد با منافقينى كه بر ضد اسلام‏اند، و "شناخت" شان منتشر است. ولى چه بكنم، خوب، شما گوش نكرديد به نصيحت. الآن هم من نصيحت مى‏كنم، اين "جمعيت متدين نهضت آزادى" را، و آقاى رئيس جمهور را، الآن هم من نصيحت مى‏كنم كه آقا شماها دست برداريد از اين سنگ اندازى جلوى چرخ اسلام، دست برداريد از اين تضعيف مجلس و تضعيف روحانيت و تضعيف ملت و تضعيف روحيه ملت و تضعيف روحيه ارتش.»(15)

    با اعلام عدم کفایت بنی صدر فضای کشور متأثر از آشوب های خیابانی طرح ریزی شده توسط منافقین و ترورها و انفجارها شد. در این فضا نیز امام به نصبحت نهضت آزادی پرداختند و از آنها خواستند تا راه خود را از آشوبگران جدا کنند. امام فرمودند:«من حالا هم باز به اين افرادى كه خيلى منحرف نيستند، من به اينها باز نصيحت مى‏كنم كه شما بياييد و حسابتان را از اين منافقين كه قيام بر ضد اسلام كردند حسابتان را جدا كنيد.»

    امام ادامه دادند:«شما ديديد كه آقاى بنى صدر حسابش را جدا نكرده، خدا مى‏داند كه من مكرر به اين گفتم كه آقا، اينها تو را تباه مى‏كنند. اين گرگهايى كه دور تو جمع شده اندو به هيچ چيز عقيده ندارند، تو را از بين مى‏برند، گوش نكرد، هى قسم خورد كه اينها فداكار هستند، اينها مردم كذا هستند؛ يعنى، آنهايى كه دور و بر او هستند. خوب من مى‏دانستم كه اينجور نيستند.»

    امام با اشاره به تحرکات منافقین افزودند:« آن روزى كه اينها پيروز بشوند- خداى نخواسته- شما فداى آنها خواهيد شد، شما را پل قرار داده‏اند براى پيروزى، وقتى كه رفتند اين پل را عقب خودشان خراب مى‏كنند، آنها مزاحم نمى‏خواهند. من باز هم عرض مى‏كنم به آقايان كه ماه مبارك رمضان است و درهاى رحمت خداى تبارك و تعالى به روى همه گناهكاران باز است و شما تا دير نشده است در اين ماه رمضان خودتان را اصلاح كنيد. ما همه بايد خودمان را اصلاح كنيم؛ ما هيچ كداممان يك آدم حسابى نيستيم. پناه به خدا بايد ببريم و خودمان را اصلاح كنيم و با اين جريانى كه خروشان و درياى مواج آدمهاى متعهد است ما با آنها خودمان را در همان جريان بگذاريم. جريان مخالف سيل، انسان را خرد مى‏كند، جريان مخالف موجهاى شكننده دريا، انسان را از بين مى‏برد.»(16)

    این همه مدارا باز راه به جایی نبرد تا آنکه امام در نهایت در پاسخ نامه سید علی اکبر محتشمی پور که آن زمان وزارت کشور را عهده دار بود رسما عدم رسمیت نهضت آزادی را برای همیشه اعلام کردند. در نامه محتشمی پور آمده بود:«نهضت آزادى پس از استعفا و بركنارى دولت موقت پيوسته در جهت اعلام مخالفت با دولت جمهورى اسلامى، مجلس شوراى اسلامى، و حتى قوه قضاييه و مغشوش كردن اذهان بوده است. مسئولين نهضت با سمپاشيهاى خود نسبت به سياستهاى دولت، دفاع مقدس و جنگ، مسئله برائت از مشركين و فاجعه خونين مكه مكرمه، جهاد مالى و تصميمات شورايعالى پشتيبانى جنگ و بالاخره فرمايشات اخير حضرت امام- روحى فداه- راجع به حكومت و ولايت مطلقه، در جهت مبارزه و تضعيف نظام جمهورى اسلامى گام برداشته‏اند.»

    در این نامه با اشاره به نزدیکی ایام انتخابات مجلس به سخنانی از دکتر یزدی اشاره شده بود که در آن ابراهیم یزدی به صراحت از عزم نهضت آزادی برای مقابله با آنچه تحمیل فتوا بر مردم می خواند سخن به میان آورده بود. یزدی گفته بود:«... برگزارى انتخابات مستلزم وجود جامعه باز است، اگر رفتيم واقعاً مفيد خواهيم بود و نخواهيم گذاشت اين فتاوى را به زور بر مردم تحميل كنند، شخصى كه از طرف نهضت به مجلس برود مسلماً از اين توپ و تشرها جا نخواهد زد، اگر قرار باشد مملكت را با "فتوا" اداره كنند، بنده پيشنهاد مى‏كنم كه، مجلس را ببندند و خوابگاه دانشجويان كنند»

    جنگ و دفاع مقدس و نیز حکومت و ولایت مطلقه از دیگر موضوعاتی بود که نقل قول هایی از نهضت آزادی ها راجع به آنها در نامه محتشمی پور درج شده بود. محتشمی پور آورده بود:«نهضت آزادى راجع به "حكومت و ولايت مطلقه" اطلاعيه‏اى منتشر كرده كه در آن آمده است: اين چه فرمانى است و چه انقلابى در ايران و اسلام، كه حكومت را در موضع بالاتر از فرستاده خدا قرار داده به او اختيار مى‏دهد بر خلاف نصّ صريح و شاورهم فى الامر و بدون مشورت با امت تصميم گيرى در مصالح دولت و امور ملت نمايد ... الخ.»

    نویسنده نامه با برشمردن مواردی از این دست از امام خواسته بود در خصوص دو سؤال ارشادات لازم را داشته باشند. این دو سؤال عبارت بودند از:«1- آيا نهضت آزادى با چنين عقايد و تفكراتى مى‏تواند به عنوان يك سازمان حزب و تشكيلات سياسى در جمهورى اسلامى به رسميت شناخته شود؟ 2- در حاليكه ماده سى، قانون انتخابات از جمله شرايط تأييد صلاحيت داوطلبان نمايندگى مجلس شوراى اسلامى را:الف) اعتقاد و التزام عملى به اسلام. ب) اعتقاد و التزام عملى به نظام جمهورى اسلامى ايران. مى‏داند. آيا نهضت آزادى صلاحيت دارد كه در انتخابات مجلس شوراى اسلامى شركت نموده و نماينده‏اى در مجلس داشته باشد؟»(17)

    و امام در پاسخ نوشتند:«بسم اللَّه الرحمن الرحيم. جناب حجت الاسلام آقاى محتشمى، وزير محترم كشور- ايّده اللَّه تعالى. در موضوع نهضت به اصطلاح آزادى مسائل فراوانى است كه بررسى آن محتاج به وقت زياد است. آنچه بايد اجمالًا گفت آن است كه پرونده اين نهضت و همين‏طور عملكرد آن در دولتِ موقتِ اولِ انقلاب شهادت مى‏دهد كه نهضت به اصطلاح آزادى طرفدار جدى وابستگى كشور ايران به امريكا است، و در اين باره از هيچ كوششى فروگذار نكرده است؛ و حمل به صحت اگر داشته باشد، آن است كه شايد آمريكاى جهانخوار را، كه هرچه بدبختى ملت مظلوم ايران و ساير ملتهاى تحت سلطه او دارند از ستمكارى اوست، بهتر از شوروى ملحد مى‏دانند. و اين از اشتباهات آنها است. در هر صورت، به حسب اين پرونده‏هاى قطور و نيز ملاقاتهاى مكرر اعضاى نهضت، چه در منازل خودشان و چه در سفارت امريكا و به حسب آنچه من مشاهده كردم از انحرافات آنها، كه اگر خداى متعال عنايت نفرموده بود و مدتى در حكومت موقت باقى مانده بودند ملتهاى مظلوم بويژه ملت عزيز ما اكنون در زير چنگال امريكا و مستشاران او دست و پا مى‏زدند و اسلام عزيز چنان سيلى از اين ستمكاران مى‏خورد كه قرنها سر بلند نمى‏كرد، و به حسب امور بسيار ديگر، نهضت به اصطلاح آزادى صلاحيت براى هيچ امرى از امور دولتى يا قانونگذارى يا قضايى را ندارند؛ و ضرر آنها، به اعتبار آنكه متظاهر به اسلام هستند و با اين حربه جوانان عزيز ما را منحرف خواهند كرد و نيز با دخالت بيمورد در تفسير قرآن كريم و احاديث شريفه و تأويلهاى جاهلانه موجب فساد عظيم ممكن است بشوند، از ضرر گروهكهاى ديگر، حتى منافقين اين فرزندان عزيز مهندس بازرگان، بيشتر و بالاتر است.»

    امام همچنین در پاسخ خود آورده بودند:«نهضت آزادى و افراد آن از اسلام اطلاعى ندارند و با فقه اسلامى آشنا نيستند. از اين جهت، گفتارها و نوشتارهاى آنها كه منتشر كرده‏اند مستلزم آن است كه دستورات حضرت مولى الموالى اميرالمؤمنين را در نصب ولات و اجراى تعزيرات حكومتى كه گاهى بر خلاف احكام اوليه و ثانويه اسلام است، بر خلاف اسلام دانسته و آن بزرگوار را - نعوذباللَّه- تخطئه، بلكه مرتد بدانند! و يا آنكه همه اين امور را از وحى الهى بدانند كه آن هم بر خلاف ضرورت اسلام است.»

    و نتیجه گرفته بودند:«نهضت به اصطلاح آزادى و افراد آن چون موجب گمراهى بسيارى از كسانى كه بى‏اطلاع از مقاصد شوم آنان هستند مى‏گردند، بايد با آنها برخورد قاطعانه شود، و نبايد رسميت داشته باشند. والسلام على من اتبع الهدى.»(18)

    امام بعدها نیز از میدان دادن به بازرگان و لیبرال ها ابراز پشیمانی کردند و فرمودند:«من امروز بعد از ده سال از پيروزى انقلاب اسلامى همچون گذشته اعتراف مى‏كنم كه بعض تصميمات اول انقلاب در سپردن پستها و امور مهمه كشور به گروهى كه عقيده خالص و واقعى به اسلام ناب محمدى نداشته‏اند، اشتباهى بوده است كه تلخى آثار آن به راحتى از ميان نمى‏رود، گر چه در آن موقع هم من شخصاً مايل به روى كار آمدن آنان نبودم ولى با صلاحديد و تأييد دوستان قبول نمودم و الآن هم سخت معتقدم كه آنان به چيزى كمتر از انحراف انقلاب از تمامى اصولش و هر حركت به سوى امريكاى جهانخوار قناعت نمى‏كنند، در حالى كه در كارهاى ديگر نيز جز حرف و ادعا هنرى ندارند. امروز هيچ تأسفى نمى‏خوريم كه آنان در كنار ما نيستند چرا كه از اول هم نبوده‏اند. انقلاب به هيچ گروهى بدهكارى ندارد و ما هنوز هم چوب اعتمادهاى فراوان‏ خود را به گروهها و ليبرالها مى‏خوريم، آغوش كشور و انقلاب هميشه براى پذيرفتن همه كسانى كه قصد خدمت و آهنگ مراجعت داشته و دارند گشوده است ولى نه به قيمت طلبكارى آنان از همه اصول، كه چرا مرگ بر امريكا گفتيد! چرا جنگ كرديد! چرا نسبت به منافقين و ضدانقلابيون حكم خدا را جارى مى‏كنيد؟ چرا شعار نه شرقى و نه غربى داده‏ايد؟ چرا لانه جاسوسى را اشغال كرده‏ايم و صدها چراى ديگر.»

    امام در ادامه سخنانی را برای همیشه تاریخ بیان کردند:«نكته مهم در اين رابطه اينكه نبايد تحت تأثير ترحمهاى بيجا و بيمورد نسبت به دشمنان خدا و مخالفين و متخلفين نظام، به گونه‏اى تبليغ كنيم كه احكام خدا و حدود الهى زير سئوال بروند. من بعض از اين موارد را نه تنها به سود كشور نمى‏دانم كه معتقدم دشمنان از آن بهره مى‏برند، من به آنهايى كه دستشان به راديو- تلويزيون و مطبوعات مى‏رسد و چه بسا حرف‏هاى ديگران را مى‏زنند صريحاً اعلام مى‏كنم: تا من هستم نخواهم گذاشت حكومت به دست ليبرالها بيفتد، تا من هستم نخواهم گذاشت منافقين اسلام اين مردم بى‏پناه را از بين ببرند، تا من هستم از اصول نه شرقى و نه غربى عدول نخواهم كرد، تا من هستم دست ايادى امريكا و شوروى را در تمام زمينه‏ها كوتاه مى‏كنم و اطمينان كامل دارم كه تمامى مردم در اصول همچون گذشته پشتيبان نظام و انقلاب اسلامى خود هستند كه علاوه بر دهها و صدها صحنه اعلام حضور و آمادگى خود امسال نيز در راهپيمايى 22 بهمن حقيقت آمادگى كامل خويش را به جهانيان نشان دادند و واقعاً دشمنان انقلاب را شگفت زده كردند كه تا كجا حاضر به فداكارى‏اند. من در اينجا خود را شرمنده و كوچكتر از آن مى‏دانم كه زبان به وصف و تقدير از آنان بگشايم.»(19)

    ادامه دارد...
    آن روزها دروازه شهادت داشتیم و حالا معبری تنگ ، برای شهید شدن هنوز هم فرصت هست ، دل را باید صاف کرد.
    حضرت امام خامنه ای

    اینجا "فضای مجازی" نیست، فضای بازی گلوله هاست و باز هم وبلاگ حاجی بخشی دارد در سه راهی شهادت آتش می گیرد. دیروز عده ای اجازه دادند "علــی(ع)" در "فضای کوفه" تنها بماند اما ما نمی گذاریم "سید عــــلی" حتی در "فضای سایبر" تنها بماند...

    هر عمامه به سری که از رهبر مکرم فاصله بگیرد لعنت خدا برش باد.
    آیت الله شهید سید عبدالحسین دستغیب

  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود