جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: امام خميني کجاها مدارا نکرد؟/3(انجمن حجتیه)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    1,016
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    28
    گالری
    42

    امام خميني کجاها مدارا نکرد؟/3(انجمن حجتیه)




    انجمن حجتیه؛ حکایت مقدس نمایان بی شعور/ سازمان مجاهدين مواجهه با خط امام
    نماز جمعه تهران فرصتی بود تا رهبر انقلاب ضمن هشدار نسبت به جریاناتی که در مقابل مردم و رأی مردم قرار گرفته اند، مستنداتی تاریخی را مورد اشاره قرار دهند و از مدارا و برخورد امام راحل با جریانات و گروهک ها و اشخاص سیاسی مختلف سخن به میان آورند؛ سخنانی که به نوعی هشداری تلقی می شد برای بانیان آشوب و ناآرامی ها در کشور. ایشان فرمودند:«از اول انقلاب در بين همين گروه‏هائى كه در دوران پيش از انقلاب و در حوادث سالهاى مبارزات، همه در كنار هم بوديم، اختلافهائى به وجود آمد. امام (رضوان اللَّه تعالى عليه) با همه‏ى اين اختلافات يك جور برخورد نكرد. همين طور كه در روش اميرالمؤمنين عرض كرديم، روش امام (رضوان اللَّه عليه) هم همين جور بود؛ يعنى اول با مدارا، با نصيحت؛ ليكن آن وقتى كه اقتضاء كرد، برخورد كرد.»

    رهبر انقلاب از گروه هایی هم نام بردند. ایشان فرمودند:«يك گروه مربوط به دولت موقت بودند و مشكلات آنها بود، يك گروه آن كسانى بودند كه عليه لايحه‏ى قصاص آن حركت را انجام دادند، يك گروه حتّى كار را به ترور و درگيرى‏هاى خيابانى كشيدند؛ با هر كدام از اينها امام يك نحوى برخورد كرد.»

    ایشان البته از برخوردهای امام با شخصیت هایی که در سطوح بالای حکومت قرار داشتند هم سخن به میان آوردند:«در سطوح بالاى حكومت هم بود؛ نخست‏وزير بود، رئيس جمهور بود، حتّى بعدها در اواخر عمر امام (رضوان اللَّه عليه) در سطوح بالاتر از رئيس جمهور هم بود. امام با كسانى كه احساس كردند نميشود با اينها بيش از آن مدارا كرد، برخورد كردند.»

    و توضیح دادند که:«همه هم سوابق انقلابى داشتند، سوابق مذهبى داشتند، خيلى‏شان هم در سطوح بالا بودند؛ ليكن خوب، اينجور شد ديگر؛ اين انشعابها پيش آمد. بعضى واقعاً با امام درافتادند... بعضى با امام درافتادند و مداراى امام را نديده گرفتند. امام به همين گروهك منافقين كه خواسته بودند بيايند با ايشان ملاقات كنند، پيغام دادند كه اگر شما به حق عمل كنيد، من مى‏آيم سراغ شما؛ اگر دست از اين كارهاى خلاف برداريد، خود من مى‏آيم سراغ شما. يعنى امام تا اين حد با اينها مدارا كردند و حرف زدند. خوب، وقتى احساس خطر شد؛ بخصوص آن وقتى كه مسئله، مسئله‏ى رسوخ دادن مبانى غلط در كالبد نظام و انقلاب است، اين ديگر مثل سمِ مهلك است. آن وقت امام رعايت نكردند، مدارا نكردند.»

    در این مجال به تفصیل تاریخ گروهک ها و شخصیت هایی که در سال های آغازین انقلاب مورد مدارا و برخورد امام قرار گرفتند، مورد بررسی قرار خواهد گرفت. تاریخ گروهک ها و شخصیت هایی که روزگاری شاید جزیی از نهضت به حساب می آمدند و بعضا مورد اعتماد کامل انقلابیون بودند اما کم کم راهشان از انقلاب جدا شد. برخی شرایط و مستندات تاریخی قرابت بالایی با شرایط امروز دارد و از قابلیت تطابق بالایی نیز برخوردار است.

    در بخش سوم اين گزارش به بررسي مواضع انجمن حجتيه و سازمان مجاهدين انقلاب پرداخته شده است:

    4) انجمن حجتیه؛ حکایت مقدس نمایان بی شعور

    انجمن حجتیه در سال 1336 توسط شيخ محمود ذاکرزاده تولائی معروف به حلبی تاسیس شد. حلبی از واعظان معروف آن زمان در شهر مشهد بود که به دنبال ماجرای دولت مصدق و پس از شکست در انتخابات مجلس از سیاست کناره گیری کرد و با مهاجرت به تهران انجمن را بنیان گذاشت. انجمن هدف اصلی خود را مقابله با بهائیت می دانست و اعضای خود را از ورود در سیاست منع می کرد. در تبصره دوم اساسنامه انجمن آمده بود: «انجمن به هيچ وجه در امور سياسى مداخله نخواهد داشت و نيز مسووليت هر نوع دخالتى را كه در زمينه‏هاى سياسى از طرف افراد منتسب به انجمن صورت گيرد، برعهده نخواهد داشت.»(20)

    در آغاز امام نه تنها اجازه دادند اعضای انجمن از وجوهات برای پیشبرد فعالیت های خود بهره ببرند، بلکه آیت الله خزعلی را نیز به عنوان نماینده خود در انجمن معرفی کردند. برخی مراجع نیز در این برهه به حمایت و تقدیر از فعالیت های انجمن در مواجهه با خطر نشر بهائیت پرداختند.

    با اوج گیری نهضت اما کم کم واقعیت چهره های انجمنی ها مشخص شد. حجتیه ای ها در مبارزات نیز نه تنها به بهانه مبارزه با بهائیت کمکی به انقلابیون نکردند بلکه با سخنرانی های متعدد، حرکت امام را محکوم نمودند. در این دوره در زمانی که سه وزیر کشور بهایی هستند و مسئولیت های متععدی در اختیار بهائیان است، شاه با استقبال کامل فعالیت انجمن را همراهی می کند و با تائیدات مکرر ادامه حرکت را تضمین می نماید. در اینجاست که همکاری صمیمانه تر با ساواک شروع می شود. در واقع شاه تعادلی میان حضور بهائیان و فعالیت های انجمن ایجاد می کند که همواره بهانه ای برای مبارزه در دست انجمنی ها باشد و متعاقب آن نوعی تفرقه در بدنه مذهبی جامعه ایجاد شود.

    با پیروزی انقلاب حلبی حتی صریحا نسبت به امام موضع گرفت و به حرکت انقلابیون اعتراض کرد. او در مورد امام تصریح کرد:«يك خودكاري در دستش گرفته و يك اعلاميه‏اي نوشته، مي‏خواهد آمريكا را شكست بدهد.»(21) انجمن اصل انقلاب قبل از ظهور را زیر سوال می برد و بیان می کرد که باید نشست تا امام زمان بیاید و کارها را انجام دهد. حلبي در سخناني همراه با طعنه و حتي اهانت به امام(ره) می گوید: «يك چند صباحي است دارند تشجيع ميكنند اما به بيراهه، ملتفت نكته باشيد، اول شما يك افسر، يك پيشوا و رهبر معصوم، جنگي پيدا كنيد يك رهبري كه بتواند اداره اجتماع كند روي نقطه عصمت نه عدالت عدالت كافي نيست. پريشب گفتم اوّل او را پيدا كنيد او را اقامه به كار كنيد، مطرح داشته باشيد، نقشه صحيح طبق نظر اين رهبر معصوم داشته باش، آن‌وقت برو جانت را بده. آن‌وقت منهم واجب است منبر را رها كنم. منبر بازي است، هفت‌تير به كمرم ببندم بروم جلو. آن رهبر جلو باشد رهبر معصوم جلو بيافتد، فهميدي؟ بنده توي خانه‌ام بنشينم، پلو بخورم، به جناب آقا بگويم برو ميدان (طعنه به حضرت امام)، مي‌گويد: برو آقا دنبال كار خودت، خيلي خوب است، خودت بيا عمل كن، التفات فرموديد يا نه؟ خون مردم عرض و ناموس مردم را نمي‌توان داد به كسي كه خطا مي‌كند. انشاء‌الله‌تعالي، به ياري خدا، به لطف خدا آن حاكم اسلامي، آن حاكم الهي كه معصوم از هر خطا و اشتباه است و معصوم از هر گناه است، حضرت بقية‌الله تشريف بياورند، جانمان را قربانش مي‌كنيم.»(22)

    با مشخص تر شدن رویکرد کسانی که امام بعدها آنان را مقدس نمایان بی شعور و ولایتی های بی ولایت لقب داد، کم کم ایشان از آیت ا... خزعلی خواستند تا به حضورش با عنوان نماینده در انجمن پایان دهد. آیت الله خزعلی در این خصوص می گوید:«نظر به سازماندهي و گستردگي انجمن حجتيه، امام به من فرمودند كه بر اين گروه نظارت كنم و به ايشان گزارش نمايم. از ايشان درخواست كردم تا حكم كتبي به من بدهند.ايشان گفتند: نيازي به اين مسأله نيست. ولي به علت سوءاستفاده‌هاي بعضي افراد انجمن آن هم در حد فردي نه خود انجمن، اينگونه براي ديگران مطرح مي‌كردند كه بودن اينجانب در انجمن دليل بر تأييد امام بر كل انجمن است. امام هم از 12 رمضان 60 اين نظارت را از من گرفتند.»(23)

    با پیروزی انقلاب انجمن در چرخشی تعجب بر انگیز از شهیدان خود سخن گفت و خود را به اصطلاح کاتولیک تر از پاپ جلوه داد. اوج نفاق و دورویی انجمنی ها در این دوره به نمایش گذاشته شد.

    حلبی که روزی در تماس با آقای شریعتمداری می گفت باید در تقوای امام شک کرد در این دوره مدافع انقلاب شد و چنان سخن گفت که انگار سالیان دراز است همراه با امام بوده!(24)

    اگرچه انجمنی ها خود را از موالیان حضرت حجت و حامیان واقعی انقلاب جلوه می دادند، اما همچنان انحراف های ایدئولوژیک در عمق بینش آنها وجود داشت. انحراف هایی که با واکنش جدی تر امام مواجه شد:««یک دسته دیگر هم که تزشان این است که بگذاریدکه معصیت زیاد بشود تا حضرت صاحب بیاید. حضرت صاحب مگر برای چه می‌آید؟ حضرت صاحب می‌آید که معصیت را بردارد. ما معصیت می‌کنیم که او بیاید؟ این اعوجاجات را بردارید، این دسته‌بندی‌ها را برای خاطر خدا، اگر مسلمانید، و برای خاطر کشورتان، اگر ملی هستید، این‌ دسته‌بندی‌ها را بردارید. در این موجی که الان این ملت را به پیش می‌برد، در این موج خودتان را وارد کنید و برخلاف موج حرکت نکنید که دست و پایتان خواهد شکست.»(25)

    به دنبال این قبیل مواضع، انجمن با چهره ای حق به جانب طی بیانیه ای پرمعنا و کنایه دار تعطیلی خویش را اعلام کرد. در این بیانیه با اشاره به سخنان امام آمده بود:«در پی این فرمایش شایع شد که طرف خطاب امر مبارک این انجمن است. اگر چه به هیچ وجه افراد انجمن را مصداق مقدمه بیان فوق نیافته و نمی یابیم و در ایام گذشته به خصوص از زمانی که حضرت ایشان با صدور اجازه مصرف انجمن از سهم امام علیه السلام این خدمات دینی و فرهنگی را تأئید فرموده بودند هیچ دلیل روشن و شاهد مسلمی که دلالت بر صلاحدید معظم له به تعطیلی انجمن نماید در دست نبود. معذلک در مقام استفسار برآمدیم. البته تماس مستقیم میسر نگشت؛ لیکن با تحقیق از مجاری ممکنه و شخصیت های محترمه موثقه و بنا به قرائن کافیه محرز شد که مخاطب امر معظم له این انجمن می باشد. لذا موضوع توسط مسئولین انجمن به عرض موسس معظم و استاد مکرم حضرت حجه الاسلام و المسلمین آقای حلبی دامت برکاته رسید. فرمودند: در چنین حالتی وظیفه شرعی در ادامه فعالیت نیست. کلیه جلسه ها و برنامه ها باید تعطیل شود...»

    این بیانیه همچنین می افزود:«براساس عقيده دينى و تكليف شرعى خود، تبعيت از مقام معظم رهبرى و مرجعيت و حفظ وحدت و يكپارچگى امت و رعايت مصالح عاليه مملكت و ممانعت از سوءاستفاده دستگاه‏هاى تبليغاتى بيگانه و دفع غرض‌ورزى دشمنان اسلام... اعلام مى‏داريم كه از اين تاريخ، تمامى جلسات انجمن تعطيل مى‏باشد و هيچ كس مجاز نيست تحت عنوان اين انجمن كوچكترين فعاليتى كند.»(26) البته امام نیز با بیان اینکه انجمن تعطیل شده است و نه منحل آن روز این حرکت را بی فایده خواند.(27)

    امام بعدها نیز در منشور روحانیت به صراحت در مورد انجمنی ها سخن به میان آوردند. ایشان فرمودند:«دسته ای دیگر از روحانی نمایانی که قبل از انقلاب دین را از سیاست جدا می دانستند و سر به آستانه دربار می ساییدند، یک مرتبه متدین شده و به روحانیون عزیز و شریفی که برای اسلام آن همه زجر و آوارگی و زندان و تبعید کشیدند، تهمت وهابیت و بدتر از وهابیت زدند. دیروز مقدس نماهای بی شعور می گفتند دین از سیاست جداست و مبارزه با شاه حرام است؛ امروز می گویند مسئولین نظام کمونیست شده اند! تا دیروز مشروب فروشی و فساد و فحشا و فسق و حکومت ظالمان برای ظهور امام زمان ارواحنا فداه را مفید و راهگشا می دانستند، امروز از این که در گوشه ای خلاف شرعی که هرگز خواست مسئولین نیست رخ می دهد، فریاد وااسلاما سر می دهند! دیروز حجتیه ای ها مبارزه را حرام کرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانی نیمه شعبان را به نفع شاه بشکنند، امروز انقلابی تر از انقلابیون شده اند! ولایتی های دیروز که در سکوت و تحجر خود آبروی اسلام و مسلمین را ریخته اند در عمل پشت پیامبر و اهل بیت عصمت و طهارت را شکسته اند و عنوان ولایت بر ایشان جز تکسب و تعیش نبوده است، امروز خود را بانی و وارث ولایت نموده و حسرت ولایت دوران شاه را می خورند! راستی اتهام آمریکایی و روسی و التقاطی، اتهام حلال کردن حرام ها و حرام کردن حلال ها، اتهام کشتن زنان آبستن و حلیت قمار و موسیقی از چه کسانی صادر می شود؟ از آدم های لا مذهب یا از مقدس نماهای متحجر و بی شعور؟ فریاد تحریم نبرد با دشمنان خدا و به مسخره گرفتن فرهنگ شهادت و شهیدان و اظهار طعن ها و کنایه ها نسبت به مشروعیت نظام کار کیست؟ عوام یا خواص؟ خواص از چه گروهی؟ از به ظاهر معممین یا غیر آن؟ بگذریم که حرف بسیار است. همه اینها نتیجه نفوذ بیگانگان در جایگاه و در فرهنگ حوزه هاست و برخورد واقعی هم با این خطرات بسیار مشکل و پیچیده است. از یک طرف وظیفه تبیین حقایق و واقعیات و اجرای حق و عدالت در حد توان و از طرف دیگر مراقبت از نیفتادن سوژه ای به دست دشمنان کار آسانی نیست. با این که در کشور ما در اجرای عدالت بین روحانی و غیر آن امتیازی نیست، ولی وقتی با متخلفی از روحانیت خوش سابقه یا بدسابقه برخورد شرعی و قانونی و جدی می شود، فورا باندها فریاد می زنند که چه نشسته اید جمهوری اسلامی می خواهد آبروی روحانیت را ببرد.»(28)

    امام در جایی خطاب به ناطق نوری، وزیر کشور و علی اکبر پرورش، وزير آموزش و پرورش، نظر خود را نسبت به انجمن چنين ابراز می کنند:«به آنها پست کليدی ندهيد. خطرناکند. وقتی آمدند بين شما تفرقه ايجاد می کننند، تشتت ايجاد می کنند. برادران را به جان هم می اندازند. آنها کار ديگری دارند. دنبال مسئله ديگری هستند. اينها با شاه همکاری می کردند. برايشان مسئله دين مطرح نبوده است.»(29)

    ایشان همچنین در جواب آقای امامی کاشانی در جایی می فرمایند:« آنها را من تائید نمی کنم، آنها از نظر بینشی انحراف دارند و اینها معتقدند که در زمان غیبت امام زمان نمی شود تشکیل حکومت داد و ادامه می دهند که انجمن قابل اصلاح نیست.»(30)

    و به این ترتیب مدارای امام با حجتیه ای ها هم به پایان رسید. مواجهه امام با انجمنی ها از آنجا بود که آنان از انقلاب و جنگ و مبارزه دم می زدند اما در پوشش این همه ادعا نوعی سکولاریسم را ترویج می کردند. انحراف فکری از خط انقلاب عمده ترین دلیل حذف انجمنی ها بود.

    5) سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی

    سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی مجموعه ای است که توسط 7 گروه انقلابی در تاریخ 16/1/1358تاسیس شد. در این مجموعه آقای راستی کاشانی نماینده امام(ره) در سازمان بود تا جهت دهی سازمان از راه صحیح منحرف نشود و بین اعضاء نیز اختلافی پیش نیاید. در آغاز فعالیت امام نقطه نظرات خود را به اعضای سازمان انعکاس می دادند و بعضا حتی در خصوص نوع عضوگیری نیز رهنمودهایی ارائه می دادند.

    با گذشت زمان اختلاف هایی بین طیف چپ سازمان یعنی طیف بهزاد نبوی با نماینده امام پیش آمد و این طیف به مقابله با نماینده امام برخواستند. چندی بعد طیف چپ سازمان به خاطر اختلاف با آقای راستی از سازمان کناره گیری کرد. بعدها به خاطر شرایط کشور و خارج شدن نظامیان از گروه های سیاسی، سازمان به صورت نیمه تعطیل در آمد و در نهایت در سال 65 با درخواست آقای راستی، حضرت امام(ره) با انحلال سازمان موافقت فرمودند. بعدها همان طیف چپ سازمان که با نماینده امام سر ناسازگاری گذاشته بودند، سازمان مجاهدین جدید را تشکیل دادند. طیف چپ سازمان قدیم که داعیه دار سازمان جدید شدند، در درون انقلاب باقی ماندند تا آنکه در سال های بعد اختلاف بین خط امامی ها و آنها بالا گرفت.

    در حالی که امام راحل تاکید کرده بودند:«اگر آنان (فرزندان انقلابيم) جذب حضرات آقايان جامعه مدرسين نشوند در آينده گرفتار كساني خواهند شد كه مروج اسلام آمريكائيند.» و افزوده بودند:«من، جامعه ي مدرسين را مغز متفكر و چشم بينا و وجدان سالم و حساسي براي دستگاه اداره كننده ي كشور مي دانم و معتقدم اگر ما براي حوزه ي علميه به عنوان قاعده ي اصلي و اساسي در انقلاب و جمهوري اسلامي،نقش و ارزش قايل هستيم-كه البته قايليم-ناگزيريم براي جامعه ي مدرسين با آن سوابق و تاريخ درخشان و علم و تقوا و استعداد بالا و مايه هاي قوي فقاهتي، نقشي اول را قايل شويم.»

    با این وجود سازمان در مقابل جامعه مدرسین هم ایستاد و نه تنها مخالفت کرد، بلکه باب بی حرمتی را نیز گشود. و این همه بعد از ان صورت گرفت که سازمان مجاهدین رسما از اظهارات سخیف آغاجری که دین را افیون توده ها و حکومت ها دانسته بود و تقلید را حرکتی میمون وار لقب داده بود، دفاع کرد و جامعه مدرسین به خاطر عدم مناسب مشی عملی سازمان با اساسنامه و مرامنامه اش آن را نامشروع خواند.

    پس از این بود که محمد سلامتي دبير كل سازمان گفت:«ما جامعه مدرسين حوزه علميه قم را به عنوان يك گروه سياسي در جناح رقيب تلقي مي كنيم، نه به عنوان يك مجموعه مذهبي قابل قبول» و محسن آرمين هم اضافه کرد:«ما دين خود را از آقايان نگرفته ايم تا با صدور اطلاعيه بتوانند از ما بگيرند.» در واقع داعیه داران خط امام هر آن گونه که می توانستند به نمایندگان و معتمدان امام حمله کردند.

    به واسطه این دست انحرافات بعدها کم کم برخی اعضای سازمان از بدنه آن فاصله گرفتند و با اعلام برائت از این مجموعه، آن را ترک کردند. در یکی از بیانیه ها که در سال 1384 از جانب اعضای سابق سازمان منتشر شد، خطاب به مردم ایران چنین آمده بود:«عده ای از فرزندان شما در سازمان مجاهدین انقلاب، سنگینی وظیفه خطیر روشنگری و تنویر افكار جامعه را بردوش خود احساس كرده و ضمن اعلان انشعاب از سازمان مذكور هم قسم شده اند در این مقطع حساس بدون هیچ ملاحظه ای حقایقی را از پشت پرده سیاست با شما بازگویند تا در پیشگاه مردم و نسل های آینده شرمسار نباشند كه یقینا مقدمه شرمساری در پیشگاه خدا خواهد بود.»

    در این بیانیه صریح و تحلیلی به روند شکل گیری سازمان و انحطاط آن پرداخته شده بود و از جهت گیری های نادرست و ناصواب آن سخن به میان آمده بود. نویسندگان بیانیه تصریح داشتند:«ما - انشعابیون از سازمان مجاهدین انقلاب- بار دیگر تاكید می كنیم كه به علت دگردیسی رهبران سازمان و آلوده شدن ایشان به بازی های قدرت و ثروت دیگر سنخیتی با ایشان در خود ندیده و قصد داریم به زودی با تشكیل گروهی جدید تحت عنوان "مجمع مجاهدین انقلاب اسلامی" اعلام موجودیت نمايیم.»

    در ادامه نیز آورده بود:«از شما مردم فهیم مخصوصا قشر آگاه دانشجو و دانشگاهی می خواهیم ما را در این امر مهم یاری نمائید تا مانند گذشتگانمان (طیف راست و چپ سازمان) از مسیر درست جدا نیفتاده و به چرب و شیرین دنیا آلوده نشویم و در پیشگاه امام(ره) و شهدا سرافكنده نگردیم.»(31)

    یکی دیگر از اعضای سازمان مجاهدین نیز طی نامه ای پرده از روند استحاله و انحطاط سازمان برداشته بود و عدم ادامه حضور خود را اعلام کرده بود. در نامه او این گونه آمده است:«راستش مثل آدمی می مانم که همه گذشته اش به یکباره پودر و دود شده و به هوا رفته است. به عنوان یک بسیجی پنجاه و هشتی و به عنوان یک آدم در شرف میانسالی که عمر نوجوانی و جوانی اش را به پای جمهوری اسلامی ریخته است و همه عمر با امام و شهدا مانوس بوده و از سال 68 به بعد آرمان های زندگی اش را به دست عده ای قدرت طلب خودکامه بر باد داده است و به خیال خود با حضور در سازمان در کنار افرادی قرار گرفته که با او درد مشترک دارند ، امروز آرمان های خود را به نوعی دیگر مخدوش و منکوب دیده ام و این برایم بسیار و بسیار سخت و غیر قابل تحمل بود.»

    او همچنین ادامه داده بود:«اگر سازمان هم مثل مشارکت برای جلب نظر چند جوجه روشنفکر به این نتیجه رسیده که باید در برخی امور تجدید نظر کند، عیبی ندارد ولی هزینه اش از دست دادن چند عضو جوجه متحجر مثل حقیر است. صراحتا" بگویم امام بزرگترین خط قرمز زندگی ام بوده است.»

    او همچنین به خدشه دار شدن آرمان هایش در این حزب و احساس حقارت از این بابت اشاره کرده بود و افزوده بود:«امروز با تمام وجود این حقارت را حس کردم... نوشتن این سطور فقط از باب درد دل بود و اینکه اگر مرا عجالتا" در سازمان ندیدید گله مند نشويد.»(32)

    کار سازمان اما به مواجهه با جامعه مدرسین و دفاع بی چون و چرا از سخنان وقیحانه آغاجری نیز ختم نشد. بعدها خبری منتشر شد که خبر از شالوده شکنی های جدید می داد. خبر از این قرار بود:«موارد مربوط به ولایت و امامت از مرامنامه سازمان مجاهدین انقلاب حذف شد.» اگر چه جهت گیری های سازمان مجاهدین انقلاب طی این سال ها خود گواه فاصله گرفتن این سازمان از خط ولایت و امامت بود، اما هیچ کس گمان نمی کرد این این فاصله به تقابلی علنی بینجامد و سازمان ناگذیر شود موارد مبنایی مرامنامه خویش را برای ادامه حیات سیاسی حذف کند.

    اصلاح اساسنامه و مرامنامه سازمان از آن رو مطرح شد که به اعتقاد برخی صاحب نظران این تغییر و اصلاح نه امری متعارف که از باب گشوده شدن درهای سازمان برای برخی گروهک ها بود. در کنگره سالیانه سازمان قبل از آنکه سخنی در این باب به میان بیاید، بهزاد نبوی نسبت به برخی واکنش ها به این تحولات اظهار نگرانی کرده بود. او گفته بود:«در اين جلسه بچه مسلمونهاي آگاه مملکت حضور دارند بنابراين تقاضا دارم به دليل اهميت مرامنامه سازمان ، امروز نسبت به تصویب مرامنامه راي مخالف بدهيد تا کار کارشناسي بيشتري روي آن شود.»
    در سال قبل از آن مقرر شده بود پیش نویس مرامنامه جدید برای تصویب در کنگره امسال آمده شود. برخی اعضا بر این باور بودند که امکان ادامه فعالیت با این مرامنامه وجود ندارد و از سوی دیگر اصلاحات مورد نیاز اساسی است و نگارش مجدد مرامنامه مورد نیاز است.

    بهزاد نبوی در آن جلسه با توجه به تعهد شورای مرکزی مبنی بر آماده کردن پیش نویس گفته بود:«هنوز روي حذف و اضافه کلماتي مانند نبوت و امامت و ولايت در مرامنامه تصميم گيري نکرده ايم اما از قم تماس گرفتند و گفتند تمام مشروعيت اين سازمان روي هوا رفته است!»

    اظهارات درون سازمانی این چنینی هیچ گاه تکذیب نشدند و عملا این سکوت به معنای تایید وجود برخی حرف و حدیث ها در خصوص اصلاحات بنیادی در جهت گیری سازمان بود. یعنی در واقع آنچه تا کنون مخفی و غیر علنی بود، به صورت علنی تر و شفاف تر طرح شد.

    پس از انتشار این خبر اگر چه آرمین سخنگوی سازمان مجاهدین حذف "امامت" از اساسنامه را تکذیب کرد، اما در واکنشی معنا دار ترجیح داد نسبت به حذف "ولایت" سکوت اختیار کند. در عین حال روزنامه کارگزاران نیز به نوعی ماهیت اصلی خبر را تایید کرد. این روزنامه در شماره روز شنبه خود تصریح کرد:«اصلاحات مورد بحث مرامنامه این سازمان، در مرحله بحث‌های مقدماتی است و احتمالا در كنگره سال آینده مجاهدین انقلاب بررسی خواهد شد.»

    ارزیابی ها از تغییرات احتمالی در مرامنامه سازمان این بود که هدف اصلی زمینه سازی برای باز کردن درب های سازمان به روی برخی گروهک ها و مجموعه های مطرود نظام از یک سو و اتخاذ مواضعی رادیکال تر در آینده از سویی دیگر است. سازمان مجاهدینی ها در انتخابات مجلس هشتم توانستند اعتماد از بین رفته بین خود و خاتمی را باز ستانند و به این ترتیب در انتخابات ریاست جمهوری دهم با بدنه اصلاحات برای ساختارشکنی متحد شوند و آنها را به سمت و سوی مواضع رادیکال سوق دهند. آخرین فعالیت های سازمان در حالی است که می توان آن را ماجرای آن را نیز به واسطه اعترافات مطرح شده و مواجهه با نظام و خط امام پایان یافته تلقی کرد.

    پی نوشت:
    1-صحیفه امام، جلد 6، صفحه 277 - 10/12/57
    2-صحیفه امام، جلد 7، صفحه 40-41 - 29/1/58
    3-سوره نساء/59
    4-صحیفه امام، جلد 9، صفحه 336-338 - 2/6/1358
    5-صحیفه امام، جلد 9، صفحه 336-338 - 2/6/1358
    6-صحيفه امام، ج‏14، ص: 274
    7-صحيفه امام، جلد 12، صفحات 115 و 119
    8-صحیفه امام، جلد 14، صفحه 342-344 - 21/2/1360
    9-صحیفه امام، جلد 3، صفحه 439 - 20/5/1357
    10-صحیفه امام، جلد 5، صفحه 175 - 14/9/1357
    11-صحیفه امام، جلد 5، صفحه 298 7/10/1357
    12-صحیفه امام، جلد 6، صفحه 362 18/12/57
    13-صحیفه امام، جلد 14، صفحه 454-463 - 25/3/1380
    14-صحيفه امام، ج‏6، ص: 55 15/11/57
    15-صحيفه امام، ج‏14، ص: 463
    16-صحيفه امام، ج‏15، ص: 31
    17-صحيفه امام، ج‏20، ص: 481
    18-صحيفه امام، ج‏20، ص: 482
    19-صحيفه امام، ج‏21، ص: 286
    20-عمادالدین باقی – در شناخت حزب قاعدین زمان
    21-عمادالدین باقی - در شناخت حزب قاعدین زمان
    22-عمادالدین باقی - در شناخت حزب قاعدین زمان
    23-عمادالدین باقی - در شناخت حزب قاعدين زمان، ص 236 و 237
    24-اقتباس از سخنان مهندس طیب- حزب قاعدین زمان ص220
    25-سخنرانی امام سه‌شنبه 21 تیرماه 1362
    26-عمادالدین باقی - در شناخت حزب قاعدین زمان
    27-پايگاه خبری شريف نيوز، "اعاده حيثيت از انجمن حجتيه"، 20 دی ماه 1364
    28-منشور روحانیت امام راحل
    29-سخنرانی آقامحمدی نماینده همدان در مجلس- روزنامه اطلاعات سه شنبه 30 فروردین 1362 ** مرتضی فیروزآبادی - بازشناسی مبانی فکری انجمن حجتیه
    30-محمد رضا اخگری – کتاب ولایتی های بی ولایت – ص 60
    31-شریف نیوز 1 خرداد 1384
    32-سایت خبری جهان نیوز
    ویرایش توسط عماد المقاومه : ۱۳۸۸/۰۶/۲۶ در ساعت ۱۳:۱۱ دلیل: حذف بخشی از عنوان!!
    آن روزها دروازه شهادت داشتیم و حالا معبری تنگ ، برای شهید شدن هنوز هم فرصت هست ، دل را باید صاف کرد.
    حضرت امام خامنه ای

    اینجا "فضای مجازی" نیست، فضای بازی گلوله هاست و باز هم وبلاگ حاجی بخشی دارد در سه راهی شهادت آتش می گیرد. دیروز عده ای اجازه دادند "علــی(ع)" در "فضای کوفه" تنها بماند اما ما نمی گذاریم "سید عــــلی" حتی در "فضای سایبر" تنها بماند...

    هر عمامه به سری که از رهبر مکرم فاصله بگیرد لعنت خدا برش باد.
    آیت الله شهید سید عبدالحسین دستغیب

  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود