جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اشما چقدر تقوا داريد؟!

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    164
    تشکر:
    1
    حضور
    2 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    17
    آپلود
    0
    گالری
    7

    اشما چقدر تقوا داريد؟!




    خطبه «همام» از خطبه‎هاى معروف نهج‎البلاغه است كه در آن سيماى پرهيزگاران و ترسيم جمال متقين، از زبان اميرالمومنين حضرت على(عليه‎السلام) بيان شده است.

    «همام» از ياران زاهد و اهل سير و سلوك امام بوده است، كلمه «همام» از ريشه لغوى «همم» است، به معناى كسى كه تصميم به هر كارى بگيرد آن را به انجام رساند و تا آن را تمام و كمال نكند؛ رها نكند.

    «همام»، پسر «شريح» و برادرزاده «ربيع بن خثيم» است. ربيع يكى از هشت زاهد و پارساى معروف تاريخ و زمان خود است. علامه شهيد آية الله مطهرى، در كتاب سيرى در نهج‎البلاغه، او را از جمله ياران و دوستان اميرمومنان على(عليه‎السلام) شمرده كه دلى سرشار از معرفت و روحى از آتش عشق، شعله‎ور داشت.

    چنين روايت شده است، «همام» که مردى پارسا و عبادت‎پيشه بود به آن حضرت گفت: اى پيشواى مومنان، سيماى پرواپيشگان و پارسايان را برايم ترسيم فرما، آن چنانكه گويا آنان را مى‎بينم.

    امام کمي درنگ كرد و از پاسخ سريع خوددارى فرمود و آنگاه گفت: اى همام! اطاعت پروردگار كن و از او پروا دار و به نيكى و نيكوكارى روى آر كه خدا با تقوا پيشگان و نيكوكاران است.

    پاسخ كوتاه امام او را قانع نساخت و عطش درونيش همچنان باقى ماند و بدان بسنده نكرد، به طوري كه اصرار بر شنيدن پاسخ كامل، در چهره او خوانده مى‎شد.

    امام كه اين آمادگى و عطش را در او ديد مُهر سكوت شكست و به تفصيل پاسخ خود را با حمد و ستايش الهى و درود بر پيامبر و آل او آغاز كرد:


    در اين مطلب مولفه‎هاي متقين را به طور اجمال ذکر مي‎کنيم:

    نشانه‎هاى پرواپيشگان، "متقين"

    1- فمن علامة احدهم: انك ترى له قوه فى دين ؛ توانمندى در دين .

    2- و حزما فى لين؛ دورانديشى با نرمخويى و سازگارى .

    3- و ايمانا فى يقين؛ ايمان و اعتقادى در مرحله يقين و منزه از شك و ترديد .

    4- و حرصا فى علم؛ حريص در تحصيل دانش .

    5- و علما فى حلم ؛ آميزنده دانش و بردبارى "كه علم و حلم دو بال پروازند"

    6- و قصدا فى غنى ؛ ميانه‎روى در هنگامه بى نيازى و ثروت .

    7- و خشوعا فى عباده؛ خضوع و خشوع در عبادت .

    8- و تجملا فى فاقه؛ آبرومندى، هنگام تنگدستى .

    9- و صبرا فى شده؛ صبر و بردبارى در بحران سختى .

    10- و طلبا فى حلال؛ جستجوگر مال حلال .

    11- و نشاطا فى هدى؛ پر تحرك و پر تلاش در راه هدايت مردم .

    12- و تحرجا عن طمع ؛ دورى از آز و طمع .

    13- يعمل الاعمال الصالحه و هو على و جل؛ انجام كارهاى شايسته بدون آلايش به غرور و خودپسندى، و همواره ترسان از عدم پذيرش عبادات.

    14- يمسى و همه الشكر و يصبح و همه الذكر؛ روز را با سرمايه‎ايى از شكر به پايان مي‎بردف و صبح را با ياد خدا آغاز مى‎كند.

    15- يبيت حذرا و يصبح فرحا: حذرا لما حذر من الغفلة و فرحا بما اصاب من الفضل و الرحمه؛ و از سوى ديگر، شب را چون غافلان يك دنده نمى‎خوابد، بلكه گاهى لذت شب زنده‎دارى و ذكر خدا، او را از بستر جدا مى‎كند، و اين شب زنده‎دارى، نشاط صبحگاهى او را نمى‎گيرد، ترس و نگرانى او از آنست كه در دام چاله‎ى غفلت سقوط كند، و از آن كه فضل و رحمت الهى شامل حال او گردد، شادان است.

    16- ان استضعبت عليه نفسه فيما تكره لم يعطها سولها فيما تحب؛ اگر چشم‎پوشى از گناهان بر او سخت و سنگين آيد، مقاومت مى‎كند تا به خواسته‎هاى نامشروع تن در ندهد و ارزش و شخصيت خود را لكه‎دار نسازد.

    17- قرة عينه فيما لا يزول، و زهادته فيما لا يبقى؛ روشنى چشم او در ماندگاري‎هاست، يعنى دورانديشى و جهان‎بينى وسيع او مانع از فريبايى دنيا، و زيبائي‎هاى آنست و به خاطر دستيابى به لذت‎هاى زودگذر دنيا، زندگى ابدى خود را تباه نسازد.

    18- يمزح الحلم بالعلم و القول بالعمل؛ بردبارى و شكيبايى را با دانش مى‎آميزد و گفتار را با كردار.

    19- تراه قريبا امله؛ آمال و آرزوى او را كم مى‎بينى، و شخصيت او از فرو رفتن در روياى طلايى دور است.

    20- قليلا زلله؛ لغزش او نيز اندك است.

    21- خاشعا قلبه؛ دل او خاشع است و در ترنم دايم ياد خدا و پيوستن به جهان بى نهايت.

    22- قانعه نفسه؛ انسانى قانع و چشم و دل سير است.

    23- منزورا اكله؛ از پرخورى مى‎پرهيزد و اسير شكم و رفاه طلبى نيست.

    24- سهلا امره؛ امورات او سهل و ساده مى‎گذرد.

    25- حريزا دينه؛ دين او محكم و پابرجاست و در برابر سيل خروشان توطئه‎هاى شيطان و هواى نفس، چون كوه استوار است.

    26- ميته شهوته؛ بر شهوات خود مسلط است و بر آن اسب سركش، لگام تقوا زده است.

    27- مكظوما غيظه؛ خشم خود را فرو مى‎خورد و بر نيروى غضب خويش مسلط است و مى‎داند كجا از آن استفاده كند.

    28- الخير منه مامول؛از او اميد خير دارند و از شرش در امانند.

    29- ان كان فى الغافلين كتب فى الذاكرين و ان كان فى الذاكرين لم يكتب من الغافلين؛ اگر در جمع غافلان قرار گيرد از يادآوران خواهد بود و جو را به نفع حق و عدل دگرگون سازد و اگر در جمع يادآوران باشد راه غفلت نپويد و از موقعيت مناسب سوءاستفاده نكند.

    30- يعفو عمن ظلمه و يعطى من حرمه؛ از كساني كه به او ستم كردند درمى‎گذرد و بر آن كه او را محروم كرده است، دست كرم مى‎گشايد.

    31- و يصل من قطعه؛ با آن كس كه خويشاوندى او را بريده است، صله رحم مى‎كند.

    32- بعيدا فحشه لينا قوله؛ ساحت قدس او را از فحش و بدزبانى دور است و زبانى نرم و مهربانانه دارد.

    33- غائبا منكره حاضرا معروفه؛ كار ناپسند از او ديده نشود، بلكه خوبى‎هاى او زبانزد است.

    34- مقبلا خيره مدبرا شره؛ او به كارهاى خير و خوب روى آورد و از شر و بدى بپرهيزد.

    35- فى الزلازل وقور؛ در شدائد و سختى‎ها، با استقامت و مقاوم است.

    36- و فى المكاره صبور و فى الرخاء شكور؛ در مشكلات، بردبار و در رفاه، سپاسگزار.

    37- لا يحيف على من يبغض و لا ياثم فيمن يحب؛ بر آن كه خشم گيرد، زياده‎روى نكند و دوستى با كسى، او را به گناه نيندازد.

    38- يعترف بالحق قبل ان يشهد عليه؛ پيش از آن كه «عليه» او شهادت دهند، به حق اعتراف مى‎كند.

    39- لا يضيع ما استحفظ ؛ در امانتدارى سخت‎كوش است، سهل انگارى و بى تفاوتى روا نمى‎دارد كه خيانت است.

    40- و لا ينسى ما ذكر؛ ياد خدا و تحصيل رضايت او، كه همواره بايد در ديدگاهش باشد، از ياد نمى‎برد .

    41- و لا ينابز بالالقاب؛ ديگران را با لقب‎هاى زشت و ناروا نخواند.

    42- و لا يضار بالجار؛ به همسايه ضرر نزند.

    43- و لا يشمت بالمصائب؛ مصيبت‎زدگان را شماتت نكند.

    44- و لا يدخل فى الباطل و لا يخرج من الحق؛ در امور لغو و باطل قدم ننهند، و از چهارچوب حق هم خارج نشود.

    45- ان صمت لم يغمه صمته و ان ضحك لم يعل صوته؛ اگر از سخن لب فرو بندد، غمگين نشود كه سكوت او مصلحت و مفيد است و اگر چهره به خنده بگشايد به قهقهه نرسد.

    46- و ان بغى عليه صبر حتى يكون الله هو الذى ينتقم له؛ اگر بر او ستم كنيد صبر و دفاع كند ولى انتقام نگيرد و مقابله بمثل نكند و آن را به خدا واگذارد.

    47- نفسه منه فى عناء و الناس منه فى راحه؛ خود را در راه خدا و بندگان او به رنج و سختي اندازد تا مردم از سوى او در راحتى و رفاه باشند.

    48- اتعب نفسه لآخرته و اراح الناس من نفسه؛ خود را به خاطر آخرتش در رنج نگه مى‎دارد، تا ديگران در سايه امنيت و آسايش قرار گيرند.

    49- بعده عمن تباعد عنه زهد و نزاهه و دنوه ممن دنا منه لين و رحمه؛ كناره‎گيرى او از افراد، براى پاكى و پارسايى است، معاشرت او با ديگران نيز موجب رحمت و مهربانى خواهد بود.

    50- ليس تباعد بكبر و عظمه و لا دنوه بمكر و خديعه؛ دورى او از مردم به علت كبر و غرور نيست، همانطور كه نزديك شدن و ارتباط او از مكر و فريب سرچشمه نمى‎گيرد.

    حال بياييم و با دقت خود را با اين خصوصيات تطبيق دهيم و ببينيم که چند مورد از اين ويژگي‎هاي متقين در ما وجود دارد و چقدر خود را به متقين نزديک مي‎بينيم؟!



    برگرفته از خطبه همام در نهج‎البلاغه .


  2. تشکرها 4


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,017
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    3



    رَبَّنَا اغفِر لَنَا وَ لإخوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالإیمَانِ وَ لاَ تَجعَل فِی قُلُوبِنَا غِلاً لِّلَّذِینَ ءَامَنُوا رَبَّنَآ إنَّکَ رَءُوفٌ رَّحِیم اعوذ بالله من الشیطان الرجیم « یَأیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا إن تَتَّقُوا اللهَ یَجعَل لَّکُم فُرقَاناً وَ یُکَفِّر عَنکُم سَیِّئَاتِکَُم وَ یَغفِر لَکُم وَ اللهُ ذُوالفَضلِ العَظِیم »[1]
    یکی از آثار تقوا این است که خداوند در اثر تقوا به انسان یک بینش خاص نورانیتی پیدا می‌کند که در سعادت انسان مؤثر است
    ای مؤمنین اگر چنانچه روشن بینی و روشنایی می‌خواهید اگر می‌خواهید که در هر مقطعی و موقعی وظیفه خود را تشخیص بدهید حق را از باطل جدا کنید و رمز پیروزی و شکست را بفهمید راهش یک چیز است لا غیر و آن اینکه اگر تقوای الهی داشته باشید خدا به شما فرقان؛آن قوه فرق گذارنده و تشخیص دهنده بین حق و باطل را می‌دهد.
    در آیه دیگری هست « وَ اتَّقُوا اللهَ وَ یُعَلِّمُکُمُ الله»[2] تقوا داشته باشید خدا به شما علم و آگاهی می‌دهد.
    در روایتی از پیامبر اسلام است فرمود: (جاهدوا انفسکم علی شهواتکم تحل قلوبکم الحکمه)[3] اگر چنانچه با هواهای نفسانی خود مبارزه کنی و دارای تقوا باشی، حکمت و بینش در دل شما جایگزین می‌شود.
    [1].انفال/29

    [2] . بقره/282

    [3] . مجموعة ورام، ج 2، ص 121.
    ویرایش توسط کلات : ۱۳۸۸/۰۶/۳۰ در ساعت ۲۳:۵۳


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    120
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    شما چقدر تقوا دارید ؟
    هیچی

  6. تشکرها 2


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    2,426
    مورد تشکر
    8 پست
    حضور
    22 روز 22 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    4
    گالری
    28



    ميگن از ده درجه ايمان مقداد 8 ابوذر 9 و سلمان 10درجه كامل رو داشت
    كاشكي كسي بود به ما هم ميگفت كه ايمان ما اصلا به درجه ميرسه؟!

    به نام خدا

    [SIGPIC][/SIGPIC]

    کوچه هامان را به نام شهدا کردیم تا هر وقت نشانی منزلمان را می دهیم بدانیم از گذرگاه کدام شهید با آرامش به خانه می رسیم

    (شادی روحشان صلوات)


    آیت الله سید علی قاضی(ره) عارف کامل:در مستحبات عزاداری و زیارت سید الشهدا علیه السلام مسامحه ننمایید
    و روضه هفتگی و لو دو سه نفری داشته باشید که اسباب گشایش است.

    منو دل کندن از دل بر محاله...

    یا علی

  8. تشکرها 4


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    2,063
    صلوات
    300
    تعداد دلنوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 روز 4 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    127



    خیلی دوست داشتم با افتخار میگفتم
    زیااااااااااااااااااااااا اااااااااد
    حالا که رفته ای
    این روزها دلتنگم
    دلتنگم که رفته اند
    آن روزها
    یادت بــــــــــــــــــــخیر




  10. تشکر


  11. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,487
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    4 روز 12 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    1164
    آپلود
    119
    گالری
    2



    سلام
    من الان با معنی کلمه تقوا مشکل دارم.معنیش چیه؟
    اگه اونیه که من فکرش را میکنم اصلا بهش فکر نمیکنم که به شماره بگم چون به شماره نمیرسه
    آفت دين سه چيز است، داناى بد كار و پيشواى ستم كار و مجتهد نادان‏
    حرکت کشتی نجات آدمیان احتیاجی به دریا ندارد.این کشتی روی قطره اشکی مقدس که برای حسین بن علی ریخته می شود می گذرد.علامه جعفری

  12. تشکر


  13. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    142
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نمیدونم
    امیدوارم داشته باشم


  14. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    110
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 3 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ممنم شرمنده خدام تقوا که دیگه هیچی

  15. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    676
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    15 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    76
    آپلود
    0
    گالری
    27



    ای خدا خودت می دونی من بدهکارتم.شرمنده ام ...........نمره نخواید که اوضام خرابه شدید
    الهی و سیدی و مولای و ربی صبرت علی عذابک فکیف اصبر علی فراقک

    صبرت علی حر نارک فکیف اصبر عن النظر الی کرامتک

    ام کیف اسکن فی النار و رجائی عفوک

  16. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    59
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تقوا...
    چه اسم غریبیه!!!
    من هرچه کنند، جز در هوای تو دم نخواهم زد. اما، من به دانستن از تو نیازمندم، دریغ مکن، بگو هر لحظه کجایی چه می کنی؟ نا بدانم آن لحظه کجا باشم، چه کنم؟ ...
    « دکتر علی شریعتی »

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود