صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: من عرف نفسه فقد عرف ربه؛ یعنی چی؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    169
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0

    من عرف نفسه فقد عرف ربه؛ یعنی چی؟




    به نام حق
    من عرف نفسه فقد عرف ربه
    این حدیث چند وقتیه که ذهنم رو مشغول کرده.
    چطور هر کسی که خود رو شناخت خدا رو هـم شناخته؟؟؟
    خودشناسی یعنی چـی؟ و چطور به خودشناسی برسیم؟؟
    دوست دارم نظر کاربران بزرگوار این کانون رو بدونم.
    خوشحال میشم نظر بدید

    یاعلی

    ویرایش توسط مجنون الحیدر : ۱۳۸۸/۰۷/۰۸ در ساعت ۱۱:۴۰
    من که مجنونم از آن حیدر کرار خدایا مددی

    عشق دیوانه به حد نیست، ندارد عــــددی


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2



    حديث زيبايي كه از حضرت محمد(ص) نقل فرموديد :
    من عرف نفسه فقد عرف ربه، کسي که خود را بشناسد خدايش را شناخته است.
    به نظر من مفهمومي جزء اين نمي تونه داشته باشه كه خود شناسي و يافتن خويشتن حقيقي خويش از مهم‌ترين مسائل قابل شناخت در نظام هستي است و شايد بشه گفت بزرگ ترين سعادت هستي است .
    خداوند نيز درسوره مائده آيه 105 مي‌فرمايد:
    يا ايها الذين آمنوا عليکم انفسکم.
    اي کساني که ايمان آورده‌ايد به خود بپردازيد، كه برخي مفسرين آن را به خودشناسي تفسير کرده‌اند.
    انسان پيش از آنکه به شناسايي جهان پيرامون خود بپردازد و در صدد يافتن خوبي‌ها و بدي‌هاي آن باشد مي بايست خود را بشناسد و گنج‌هاي ارزشمند نهفته در نهاد خود را کشف نمايد و آنها را در نهايت کمال خود تعالي بخشد و اميال حيواني خود را کنترل و تعديل نمايد.
    از ديد ديگه هم بايد گفت اغلب مکتب‌هاي عرفاني و نيز روانشناسان بنام، منشأ درد و رنج را در درون خود انسان‌ها دانسته و معتقدند وقتي ما واقعيت خويشتن را ‌درک کنيم، اولين راه حل مسئله رنج را تشخيص داده‌ايم.
    ویرایش توسط مجیب : ۱۳۸۸/۰۷/۰۸ در ساعت ۰۹:۰۵


    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    1,289
    مورد تشکر
    8 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آنچه از روايات استفاده مي شود اين است كه شناخت خود (معرفت نفس ) يكي از بهترين راههاي شناخت حق است : شخصي نزد پيامبر گرامي اسلام (ص ) آمد و عرض كرد كه راه شناخت حق چيست ؟ فرمود: شناخت خود. «فقال يا رسول الله كيف الطريق الي معرفه الحق ؟» فقال (ص ) :«معرفه النفس », (مستدرك الوسائل , ج 11, ص 138). جمله »من عرف نفسه فقد عرف ربه ; هر كس خود را شناخت خدا را شناخته است «, (بحارالانوار, ج 2, ص 32) كه از پيامبر اسلام و اميرمومنان و ديگر ائمه اطهار(ع ) نقل شده است , بسيار معروف است و شيعه و سني آن را نقل كرده اند. چون انسان مخلوق خداست و به تعبير قرآن نشانه و آيت الهي است (فصلت , آيه 53) و شئون و حالات نفس بهره اي از صفات الهي را داراست . اگر به نفس و ويژگي هاي آن شناخت پيدا كند, امكان اين كه معرفت نسبي به خداوند و صفات او حاصل شود نيز وجود دارد. البته علم به كنه ذات حق محال است «ولايحيطون به علما» (طه , آيه 110). عنقا شكار كس نشود دام پس گير». شناخت صفات و افعال الهي نيز در حد علم محدود انساني امكان پذير است . اما چرا اين شناخت نسبي و محدود است ؟ پاسخ روشن است . زيرا هر آفريده اي در حد خود و به ميزان عظمت و پيچيدگي و حكمتي كه در آن به كار رفته است , مي تواند پرده اي از عظمت و حكمت خالق هستي بخش را نشان دهد. در حقيقت هر موجودي همانند آينه كوچكي است كه كه تنها بخش كوچكي از عظمت و حكمت و قدرت »رب العالمين « را در خود منعكس مي كند. تذكر چند نكته :
    1- شناخت نفس و روح نزديكترين راه ها براي شناخت حق است . زيرا انسان بزرگترين و جامعترين مظهر وجودي حق تعالي است . اما شناخت نفس با تصفيه باطن و تزكيه دل حاصل مي شود و اگر انسان به اين مهم رسيد, به بهترين شناخت يعني شناخت شهودي از حق مي رسد. »لم اعبد ربا لم اره «, (نهج البلاغه , خطبه 178).
    2- مقصود از »من عرف نفسه « عمدتا" شناخت جنبه و بعد روحاني انسان است ; يعني , هر كس حقيقت روح و نفس خود را بشناسد, به همان ميزان معرفت به حضرت حق پيدا خواهد كرد. چرا كه روح انسان از بزرگترين مظاهر وجود خداوند است . هر چند شناخت بعد جسماني انسان نيز همانند ساير مظاهر طبيعت , در شناخت خداوند موئثر است . ليكن شناخت نفس و روح كه از طريق تصفيه باطن و تزكيه روح حاصل مي شود, شناختي حضوري و شهودي است كه بهترين نوع شناخت است .
    3- آنچه كه در روايات بيان شده , ناظر به رابطه معرفت نفس و رسيدن از آن به معرفت خداوند است نه بالعكس . هر چند شناخت خداوند نيز ما را به مرتبه اي از شناخت مخلوقات او كه تجلي و مظهر وجودي او هستند, رهنمون مي سازد.
    4- از آنجا كه معرفت خداوند به شكل كامل ممكن نيست پس معرفت نفس هم به شكل كامل ممكن نيست «, بايد گفت هيچ تلازمي ميان اين دو نيست . اين كه معرفت خداوند به عنوان موجود لايتناهي و نامحدود براي موجود محدود به نام انسان ممكن نيست , لازمه اش اين نيست كه انسان نتواند به وجود محدود خودش نيز شناخت كامل پيدا كند.
    ویرایش توسط نیلا. : ۱۳۸۸/۰۷/۰۸ در ساعت ۰۹:۵۸


    تا خدا بنده نواز است به خلقش چه نياز؟
    مي کشم ناز يکي تا به همه ناز کنم..


    ***



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    1,193
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    68
    آپلود
    1
    گالری
    66



    ای نامه ی اسرار الهی که تویی
    وی آینه ی جمال شاهی که تویی
    بیرون زتو نیست آنچه در عالم هست
    از خود بطلب هرآنچه خواهی که تویی
    آنگاه که انسان از خواب عرضی بر می خیزد و چشم حقیقت بین
    خویش می گشاید چه می بیند؟ همه ی هستی را عصاره شده در
    خود می بیند و او را در خود وخود را در او می یابد و به درک
    حقیقت بی زمان نایل می آید.


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    169
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به نام حق
    از دوستان واقعا ممنونم.
    یک آیه در قران هست که می فرماید: ( سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی انفسهم حتی ینبین لهم انه الحق
    یعنی: به زودی آیات و نشانه ی ها خودمان را در آفاق و در نفس های خودشان به آنها نشان میدهیم که برای آنها معلوم شود او پروردگار حق ثابت است)
    از این آیه شاید نتیجه بگیریم که یکی از جوانبی که به خاطر اون معرفت نفس به معرفت خداوند منتهی میشه اینه که وجود انسان در ظاهر و مخصوصا در باطن نشانه و آیتی بزرگ بر عظمت خداست. که با تفکر و شناخت نفس میشه شناختی از صفات و افعال خداوند به دست آورد.
    اینکه در جستجوی خودشناسی یا انسان شناسی باشیم و تلاش کنیم که خودمون رو با توجه به قرآن و روایات یا تفکر بشناسیم، کم کم مارو به شناخت خدا میرسونه. شناختی که بعضی ها خیلی اون رو مشکل تصور میکنن. به قول معروف: آب در کوزه و ما گرد جهان می گردیم.

    من که مجنونم از آن حیدر کرار خدایا مددی

    عشق دیوانه به حد نیست، ندارد عــــددی


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    155
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    1 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    1
    گالری
    0

    شناخت خویش از دید اکنکار




    نقل قول نوشته اصلی توسط مجنون الحیدر نمایش پست
    به نام حق
    من عرف نفسه فقد عرف ربه
    این حدیث چند وقتیه که ذهنم رو مشغول کرده.
    چطور هر کسی که خود رو شناخت خدا رو هـم شناخته؟؟؟
    خودشناسی یعنی چـی؟ و چطور به خودشناسی برسیم؟؟
    دوست دارم نظر کاربران بزرگوار این کانون رو بدونم.
    خوشحال میشم نظر بدید


    یاعلی

    بنام مقام متعال

    دوست عزیز ، سوال خوبی پرسیدید

    اگر به جواب دوستان دقت کنی همه می دانند شناخت خویش بعنوان یک روح راه شناخت ذات خداوند است منتها راه عملی برای اینکار ارائه نمی دهند.

    برای شناخت تجربه خودشناسی بایستی دانش باستانی سفر روح را بیاموزی می توانی از مذهب نور و صوت اکنکارeckankar استفاده کنی .

    برکت باشد
    خداوندا دعا مي کنم که هر چه صلاح توست همان شود... ان شاء الله


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط مجنون الحیدر نمایش پست
    .
    خودشناسی یعنی چـی؟ و چطور به خودشناسی برسیم؟؟
    خودت را بشناس، يعني به همه داشته‌ها و نداشته‌هايت نيک بينديش، استعدادها و توانايي‌هايت را درياب و از تمام لحظه ها و فرصت ها جهت رشد و تکاملت استفاده کن.
    زندگي در طبيعت بدون ترديد يک پيکار همه‌جانبه است. پيکار با همه چيزهايي که مانع پروازند و انسان را از پرداختن به خود باز‌مي‌دارند. براي پرواز بايد همه موانع را از ميان برداشت، خود را سبکبال و سبکبار کرد و در هوايي پاک، حرکت رو به بالا را آغاز نمود. در اين ميان بزرگ‌ترين عامل صعود، شناخت خود يعني شناخت همه توانايي‌هاي خود است. تا زماني که انسان قابليت هاي خود را نداند و به داشته‌هايش وقوف نيابد، نمي تواند گام از گام بر دارد زيرا هر قدمي مي تواند آخرين گام بوده و او را به دره سقوط هدايت کند
    .


    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۶
    نوشته
    240
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام
    معرفت نفس، بیش از آنکه نیاز به آگاهی علمی داشته باشد، به عمل نیازمند است. یعنی اگر هم ندانیم که چند نفس داریم (نفس اماره و لوامه و... )، ولی با خودسازی و تهذیب نفس به آن شناخت و معرفت لازم برسیم، به مقصود رسیده ایم.
    البته آگاهی از نفس خویش و شناخت قابلیتها و توانایی های خویش، از جایگاه خاص خود برخوردار است.
    راه شناخت و رسیدن به خداوند از مسیر شناخت و معرفت انسان به نفس خویش می گذرد، و تنها با تهذیب و تطهیر نفس (داشتن نفسی پاک) و گرداندن روی آن به سمت خدا می توان این مسیر نورانی و الهی را پیمود.
    به همین خاطر عرض کردم، صرف علم و دانستن کافی نیست بلکه این مسیر مسیر عمل است و بیش از علم، نیاز به عمل داریم.
    لذا باید ابتدا خودسازی و تهذیب نفس را شروع کنیم تا خداوند خود راهنمایمان شود و دستمان بگیرد: "الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا".
    تا گفتگویی دیگر در مورد راههای عملی تهذیب و پاکسازی نفس؛ بدرود.


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۶
    نوشته
    240
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام مجدد

    ـ راه خودسازی و تهذیب، از بین همین زندگی عادی ولوازم مادی آن می گذرد؛ یعنی آن انسانی كه زندگی عادی و طبیعی خود را با همه لوازمات مادی آن می گذارند، ولی در عین حال تلاش می كند تا در مسیر رضای الهی گامبردارد، به مراتب ارزنده تر از كسی است كه زندگی مادی و لوازم آن را ترك كرده و درگوشه ای به دور از امور دنیوی به دنبال تهذیب نفس است.
    لذا تلاش برای تهذیب نفس در عین رسیدگی به زندگی و همسر و فرزند و ...؛ و تلاش برای هدایت و تربیت آنها ـولو احیانا به آنجا هم نرسد كه ما می خواهیم ـ خیلی سریعتر انسان را به كمال میرساند؛ از این رو باید در همین مسیر تلاش خود را ادامه دهیم و بدانیم كه مأجور در نزد پروردگار هستیم. این تلاش، تلاش مقدس و پاكی است.

    ـ در ابتدا باید ببینیم رضایت و خشنودی خداوند در چیست؟
    اما خشنودی و رضایت الهی محقق نمی شود مگر با گناه نكردن و نافرمانی نكردن او.
    رسول گرامی اسلام(ص) در خطبه شعبانیه بهترین اعمال را در بهترین ماه خداوند یعنی ماه مبارك رمضان، گناه نكردن و دوری از معاصی می دانند.
    كسی كه همه سعی و تلاش او بر این باشد كه گناه نكند، نور هدایت در دل او می تابد و باعث ترك خطاهای دیگر، و رشد و تعالی روحی و معنوی، و انجام واجبات و وظائف دیگر او می شود. حضرت علی(ع) می فرمایند: «ما جفت الدموع الا لقسوة القلوب، و ما قست القلوب الالكثرة الذنوب» یعنی چشم ها گرفتار خشكی نمی شوند مگر در اثر قساوت قلب، و قلب گرفتار قساوت نمی شود مگر در اثر گناه زیاد. (بحارالانوار، ج7، ص55) بنابر این قدم اصلی در پاكسازی و تزكیه روح و نفس، گناه نكردن و دوری از گناه است.

    ـ به طور كلی راه عملی خلاصی از وسوسه گناه، گناه نكردن است. بزرگترین اشتباه انسان در زندگی اولین گناهی است كه می كند. اولین گناه وسوسه گناهان بعدی را بوجود می آورد؛ و در نقطه مقابل، راه مبارزه با آن تصمیم به ترك گناه و پایداری در آن است. هر بار كه كه گناهی ترك می شود، قوت شیطان در فریب نفس كم و كم تر می گردد؛ همانطور كه با هر گناه او جری تر و خطرناكتر ظاهر می شود.
    این راه آسان نیست، ولی شدنی است. در این راه یك بشارت هم خداوند به ما داده است؛ و آن این كه اگر شما یك قدم به سوی من بیایید، من ده قدم به سوی شما خواهم آمد. این مضمون روایتی قدسی است كه در قرآن رد پای آن آمده است؛ آنجا كه می فرماید: «من جاء بالحسنة فله عشرأمثالها و من جاء بالسیئة فلایجزی إلا مثلها و هم لایظلمون»(انعام/160)

    برای ورود به این میدان مبارزه، اول باید نقطه ضعف خود را بشناسیم؛ چرا كه درمان هرگناهی متناسب با نوع آن گناه متفاوت است.
    با این حال برای ترك هر گناهی می توان به راه كارهایی اشاره نمود:

    1ـ قدم اول، انجام ندادن و ترك آن گناه است؛ كه این مرحله همراه توبه و تصمیم بر عدم بازگشت به آن گناه تحقق می یابد.
    2ـ علاوه بر ترك گناه،انجام دادن اعمال ضد آن گناه نیز بسیار تأثیرگذار است. همان طور كه در بیماری جسم،وقتی حرارت بدن كسی بالا رفت، درمان آن را با داروهای ضد تب و حرارت شروع می كنند، در بیماری های روحی نیز این چنین است؛ یعنی یكی از راه های درمان گناه، انجام اعمال پسندیده ای است كه در نقطه مقابل آن گناه می باشد. مثلا، اگر كسی از بیماری بخل و خساست رنج می برد، راه درمان آن انفاق و بخشندگی است.
    3- زنده نگاه داشتن یادو ذكر خداوند در دل، چرا كه انسان وقتی مرتكب گناه می شود كه از یاد خدا غافل شود. وقتی انسان فراموش كند كه خداوند ناظر اعمال او است و وقتی فراموش كند معادی هست وباید پاسخگوی عمل خود باشد و...، انجام گناه برای او آسان می شود، ولی وقتی همیشه ذكر و یاد خدا در دل او باشد و او همیشه متذكر باشد، به سوی گناه نمی رود و اگر هم رفت، فوراً متذكر شده و با توبه آن را جبران می نماید.
    4- توجه داشتن به آثار وپیامدها و ضررهای روحی و جسمی ای كه انجام گناه به دنبال دارد.
    5- جلوگیری ازبه وجودآمدن شرائطی كه میل ارتكاب او به گناه را بیشتر می كند. اساسا انسان خوب است گاهی در زندگی خود انقلاب كند، و شرائط نامساعد خود را عوض نماید.
    6- در همه حال توكل بر خدا نمودن و از او كمك و یاری خواستن، و پس از هر غفلت و اشتباهی سریعاً با توبه، جبران گناه نمودن و... .
    ویرایش توسط صدید : ۱۳۸۸/۰۷/۰۸ در ساعت ۲۳:۱۲ دلیل: رفع خطای تایپی


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,487
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    4 روز 12 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    1164
    آپلود
    119
    گالری
    2



    سلام
    ببین اگه تونستی یه قسمت کوچکی از بدنت حالا از لحاظ مادی خواستی یا از لحاظ معنوی بشناسی و کامل در اون تجسس کنی میفهمی شناخت پروردگار یعنی چه
    آفت دين سه چيز است، داناى بد كار و پيشواى ستم كار و مجتهد نادان‏
    حرکت کشتی نجات آدمیان احتیاجی به دریا ندارد.این کشتی روی قطره اشکی مقدس که برای حسین بن علی ریخته می شود می گذرد.علامه جعفری


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. +++کوچولو،مامانتو با بستنی عوض میکنی؟+++
    توسط hamid66 در انجمن عرفان ناب
    پاسخ: 5
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۱۲/۱۳, ۱۱:۵۹
  2. رجعت با جسم مثالی یا واقعی؟
    توسط پر سوال در انجمن مهدویت و امام زمان در قرآن
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۸/۱۴, ۱۶:۳۴
  3. دشمن و آخوند حکومتی؟
    توسط 5231 در انجمن ادیان و فرق در قرآن
    پاسخ: 32
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۷/۲۲, ۲۲:۴۷
  4. پاسخ: 5
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۷/۰۳, ۱۹:۳۲
  5. خلیج فارس یا خلیج ع/ر/ب/ی؟
    توسط لوتي در انجمن سایر موارد
    پاسخ: 35
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۴/۲۲, ۱۳:۵۹

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود