صفحه 1 از 34 123112131 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اعجاز قرآن رو ثابت کنین

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۶
    نوشته
    27
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    اعجاز قرآن رو ثابت کنین




    چرا وقتی مولوی چیزی رو پیش بینی میکنه معجزه نیست اما حضرت محمد (ص)میکنه معجزه است ؟

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,251
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    10

    پرسش نقل قول : معجزه




    نقل قول نوشته اصلی توسط aber نمایش پست
    چرا وقتی مولوی چیزی رو پیش بینی میکنه معجزه نیست اما حضرت محمد (ص)میکنه معجزه است ؟
    اگر به تعريف اعجاز ومعجزه دقت داشته باشيد مشكلتون حل مي شه .
    چرا كه خود قرآن براي اعجاز اين كتاب آسماني مي فرمايد:
    در قرآن در آيات 23 سوره بقره و 38 سوره يونس و 13 سوره هود و آيه 88 سوره اسرى به آن اشاره فرموده و مى گويد: اگر جن و انس پشت به پشت هم بدهند و بخواهند مانند اين قرآن را به كمك يكديگر بياورند, نمى توانند .زيرا مـعـجـزه از عـجـز گرفته شده و عجزبه معنى ناتوانى است پس معجزه پديده اى است كه تمام عـوامـل طـبـيـعـى از ايـجـادش نـاتـوان باشند و عقل هر عاقلى اين چنين پديده اى را مربوط به طبيعت نداند.بنابر اين اگر جن و انس كه دو گروه عاقل و متفكر عالم خلقت اند نتوانند مثل قرآن رابياورند به طريق اولى بقيه موجودات عالم خلقت كه مادون اين دو نوع ازمخلوقاتند و اهل علم و فكر و عقل نيستند نمى توانند كتابى مثل قرآن را بياورند.پـس قـرآن بـا اين بيان و اين آيات كه آنها را مفسرين , آيات تحدى مى نامند معنى اعجاز را براى خود ثابت كرده و مى گويد: كه من معجزه ام و كسى غير از خدانمى تواند مثل مرا بوجود آورد.با همه اين حرفا مي توان اينگونه بيان داشت كه قرآني را كه ما معجزه محمد (ص) مي دانيم در واقع معجزه خدايي است يعني اين از جانب خدا است .نه آنكه پيامبر اين معجزه را خودش از پيش خودش آورده باشد.ولي در مورد پيش بيني هاي مولوي اينگونه كه نيست چوت امثال مولوي كه اهل پيش بيني هستند فراوانند مثل مستر آداموس وشاه نعمت الله و.... واز طرفي اين پيش بيني ها قطعي نيست بلكه احتمالي است .يعني امكان دارد آن اتفاقات رخ ندهد.مطالب قرآن اصلا قابل مقايسه با پيش گويي هاي مولوي ست.


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۵
    نوشته
    19
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نقل قول : معجزه




    نقل قول نوشته اصلی توسط aber نمایش پست
    چرا وقتی مولوی چیزی رو پیش بینی میکنه معجزه نیست اما حضرت محمد (ص)میکنه معجزه است ؟
    دوست من سلام
    به نظر می رسه که با فرض پذیرش این که مولوی چیزی را پیش بینی کرده باشه و درست از آب در اومده باشد با پیش بینی های پیامبر چندین تفاوت وجود داره
    1- پیامبر پیش بینی خودش را با ادعای نبوت همراه می کنه یعنی می گه پیامبرم و علامت پیامبریم این است
    2- امکان تخلف پیش بینی پیامبر محال است ولی پیش بینی مولوی -مثلا - ممکن است دروغ از آب در آید
    تفاوت های دیگری هم داره

  6. تشکر


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۶
    نوشته
    8
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نقل قول : معجزه




    باسمه تعالی
    کرامات و پیش بینی ها با معجزه دو تفاوت عمده دارند :
    1. معجزه همراه با تحدی است - دیگران را از آوردن مثل خودش ناتوان می شمارد -
    2. معجزه همراه با ادعای نبوت است .

  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۶
    نوشته
    909
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 53 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    2

    اعجاز قرآن در نظر امام




    اعجاز قرآن در نظر امام خميني (ره) :


    "قرآن كريم خود در چند جا معجزه بودن خود را به تمام بشر در تمام دوره‏ها اعلان كرده است و عجز جميع بشر را بلكه تمام جن و انس را از آوردن به مثل خود ابلاغ كرده. امروز ملت اسلام همين نشانه خدا را در دست دارند و به تمام عائله بشرى از روى كمال اطمينان اعلان مى‏كنند كه اين نشانه پيغمبرى نور پاك محمدى است، هركس از دنياى پر آشوب علم و دانش مثل او را آورد ما تسليم او مى‏شويم."


    و در جاى ديگر به ابعاد مختلف اعجاز قرآن اشاره و بر اين نكته تاكيد مى‏كند كه :

    قرآن شريف به قدري جامع لطايف و حقايق و سراير و دقايق توحيد است كه عقول اهل معرفت در آن حيران مي‏ماند.
    اين، اعجاز بزرگ اين صحيفه نورانيه آسماني است، نه فقط حسن تركيب و لطف بيان و غايت فصاحت و نهايت بلاغت و كيفيت دعوت و اخبار از مغيبات و اِحكام اَحكام و اتقان تنظيم عايله و امثال آن، كه هر يك مستقلاً اعجازي فوق طاقت و خارق عادت است.
    بلكه مي‏توان گفت اين كه قرآن شريف معروف به فصاحت شد و اين اعجاز در بين ساير معجزات مشهور آفاق شد، براي اين بود كه در صدر اول اعراب را اين تخصص بود و فقط اين جهت از اعجاز را درك مي‏كردند و جهات مهم‏تري كه در آن موجود بود و جهت اعجازش بالاتر و پايه ادراكش عالي‏تر بود اعراب آن زمان درك نكردند.
    الآن نيز آنهايي كه هم افق آنها هستند، جز تركيبات لفظيه و محسنات بديعيه و بيانيه چيزي از اين لطيفه الهيه ادراك نكنند.


    منابع :

    كشف الاسرار/47.
    آداب الصلاه
    ویرایش توسط فاطمه ایمانی : ۱۳۸۸/۰۸/۱۷ در ساعت ۱۳:۴۱ دلیل: تغییر فونت
    يارب نظر تو برنگردد!

    گفتم يارب مرا براتي بفرست ... توفان زده ام فلك نجاتي بفرست .. .گفتند كه با زمزمه ي يا مهدي .. .نذر گل نرگس صلواتي بفرست

    تکيه برتقوا ودانش درطريقت كافريست
    راهرو گرصد هنر دارد،توكل بايدش




  9. تشکرها 2


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,251
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    10



    <<نگرش امام خمینی به اعجاز قرآن>>
    نوشته دکتر احمد عابدی

    متن کامل را درفایل زیر ببینید.
    فايل هاي پيوست شده فايل هاي پيوست شده
    زخون هر شهيدي لاله اي رست** مبادا روي لاله پا گذاريم


  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    اعجاز قرآن




    معناى معجزه

    كلمه معجزه از «اعجاز» ريشه گرفته است و واژه اعجاز نيز در لغت به چند معنى آمده است:
    1ـ از دست رفتن چيزى، مثلاً گفته مى‏شود «أعجزه الامر الفلانى» يعنى فلان چيز از دست وى در رفت.
    2ـ احساس عجز و ناتوانى در ديگرى، مثلاً مى‏گويند: «أعجزت زيداً» او را عاجز و ناتوان يافتم.
    3ـ ايجاد عجز و درماندگى در طرف مقابل، در اين صورت اعجاز به معناى «تعجيز» مى‏باشد، مانند: «أعجزت زيداً» يعنى او را عاجز و ناتوان نمودم.
    و اما در اصطلاح دانشمندان علم كلام معنى اعجاز عبارت از اين است: كسى كه مقامى را از ناحيه خداوند براى خود ادعا مى‏كند، بايد به عنوان گواه بر صدق گفتارش عملى را انجام دهد كه به ظاهر برخلاف قوانين خلقت و خارج از مسير عادى و طبيعى است و ديگران از انجام دادن آن عمل عاجز و ناتوان هستند، اين چنين عمل خارق العاده‏اى را معجزه و انجام دادن آن عمل را اعجاز مى‏نامند.

  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    شرايط معجزه

    عمل خارق العاده را در صورتى معجزه مى‏نامند كه شرايط ذيل را دارا باشد:
    1ـ كسى كه از ناحيه خدا منصبى براى خود ادعا مى‏كند، آن عمل را در مقام گواه بر صدق گفتارو ادعايش انجام دهد.
    2ـ مقامى كه اين شخص ادعا مى‏كند، بايد از نظر عقل براى بشر امكان‏پذير باشد و اگر مقامى را ادعا كند كه به گواه عقل، كذب و دروغ وى در اين ادعا ثابت و مسلم است، در اين صورت هر عملى براى اثبات گفتارش انجام دهد، نه گواه بر صدق گفتار او خواهد بود و نه آن را مى‏توان معجزه ناميد، گرچه ديگران از انجام چنين عملى عاجز و ناتوان باشند.
    مثلاً: اگر كسى ادعاى الوهيت و خدايى كند، محال است كه چنين شخصى در ادعاى خود راستگو باشد؛ زيرا دلايل روشن و استوار عقلى، كذب و دروغ وى را در اين ادعا ثابت و آشكار مى‏سازد.
    3ـ مقامى كه اين شخص ادعا مى‏كند بايد از نظر شرع نيز قابل قبول باشد. اگر مقامى را ادعا كند كه به دليل قطعى، مسلم و دينى، كذب وى در ادعاى چنين مقامى ثابت و مسلم شود، در اين صورت عمل به ظاهر خارق العاده‏اى كه انجام مى‏دهد دليل بر صدق ادعاى وى نبوده، معجزه نيز ناميده نمى‏شود.
    مثلاً: اگر كسى بعد از پيامبر خاتم (ص)ادعاى نبوت كند. در اين صورت قطعاً كاذب و دروغگو مى‏باشد زيرا به شهادت قرآن و طبق روايات قطعى و مسلم كه از رسول اكرم (ص)و ائمه معصومين(ع) به دست ما رسيده است، موضوع نبوت با بعثت پيامبر اسلام (ص) پايان پذيرفته و بعد از وى ديگر پيامبرى مبعوث نخواهد گرديد.
    پس در صورت باطل بودن ادعا به وسيله عقل يا نقل ثابت و مسلم، ديگر گواه و شاهد به حال مدعى چنين مقام باطلى فايده و سودى نخواهد داشت و پس از آن كه به حكم يا به نقل عقل مسلم، كذب و بطلان ادعاى وى روشن گرديده، ديگر بر خدا لازم نيست كه عمل او را باطل و ناحق بودن وى را روشن و برملا سازد.
    4ـ شرط ديگر اعجاز اين است كه: عمل خارق العاده، گواه بر صدق مدعا باشد نه گواه بر كذب او و اگر كسى منصبى را از ناحيه خداوند ادعا كند و سپس عملى انجام دهد كه ديگران از انجام دادن آن عمل عاجز و ناتوان باشند، در صورتى كه اين عمل شاهد و دليل بر كذب و دروغ وى گردد، معجزه ناميده نمى‏شود.
    مثلاً: نقل گرديده است مسيلمه كه ادعاى نبوت مى‏نمود به عنوان اعجاز آب دهان خود را به چاه كم آبى انداخت كه آب آن فزون‏تر شود ولى نتيجه معكوس مشاهده گرديد و آب چاه به طور كلى خشك شد و دستش را بر سر عده‏اى از كودكان خاندان حنيفه كشيد و كام عده ديگرى را برداشت، گروه اول به عارضه كچلى و گروه دوم به لكنت زبان مبتلا گرديدند. (1)
    در اين صورت هم كه عمل شخص، دروغ و بطلان ادعاى او روشن و برملا مى‏سازد، بر خدا لازم نيست كه بطلان عمل و دروغ وى را از راه ديگر آشكار كند.
    5ـ پنجمين شرط اعجاز اين است كه بايد به هيچ يك از علوم و فنون و هنرهاى دقيق نظرى و يا تردستى متكى نبوده، قابل تعليم و تعلم نباشد و اگر كسى عملى انجام دهد كه به يكى از علوم و فنون متكى باشد، چنين عملى را نتوان معجزه ناميد، گرچه ديگران از انجام آن عاجز و ناتوان بوده، شرايط ديگر اعجاز را دارا باشد.
    مثلاً: اعمال خارق العاده‏اى كه از جادوگران، شعبده بازان و از كسانى كه به برخى از اسرار و رموز دقيق علمى و يا هنرى و صنعتى آشنايى دارند، سر مى‏زند چنين اعمال خارق العاده، معجزه ناميده نمى‏شود و بر خداوند لازم نيست كه اين گونه اعمال را باطل نموده، افرادى را كه براى اثبات ادعاى دروغين‏شان به آنها تمسك مى‏جويند رسوا و مفتضح سازد؛ زيرا از راه علم و علائم مخصوص روشن مى‏گردد كه اين گونه اعمال متكى يه يك سلسله قواعد و قوانين دقيق علمى و يا هنرى و اكتسابى مى‏باشد كه هر كس آنها را فرا گيرد و با شرايط خاص و در اندازه معين به كار بندد، قهراً به چنين نتايج حتمى و آثار فيزيكى و شيميايى دست خواهد يافت.
    آرى چيزى كه هست، اين است كه: آشنايى با اين گونه قواعد و به كار بستن آنها در ميزان معين در فراخور دقت و تفكر مى‏باشد و براى هر كسى ممكن و ميسر نيست.
    و همچنين بعضى از طبابت‏هاى اعجاب‏انگيز پزشكان كه متكى به آشنايى به خواص و آثار مواد شيميايى اشيا و تركيبات آنها است، از مقوله معجزه نمى‏باشد، گرچه اكثر مردم حتى پزشكان ديگر نيز با اين گونه اسرار و رموز آشنا نبوده، از انجام چنين طبابتى عاجز و ناتوان باشند.
    و اگر خداوند از ميان مردم تنها يك نفر را با اين گونه قواعد و قوانين دقيق علمى و به آثار و خواص فيزيكى و شيميايى اجسام و اشيا و رازهاى پيچيده جهان آفرينش كه در افق افكار عموم نمى‏باشد، آشنا سازد و در موقع سوء استفاده از اين علم و اطلاع، دروغ وى را بر ملا نكند، هيچ گونه ايراد و قبحى نسبت به ساحت خداوندى محسوب نمى‏گردد؛ زيرا اينها از مقوله معجزه نبوده، شاهد بر هيچ گونه ادعايى نمى‏تواند باشد.
    آرى، اگر به فرض محال خداوند معجزه را با دست مرد دروغگويى انجام دهد و ادعاى دروغين وى را بدين وسيله تأييد كند، كار ناشايست و غير عقلانى خواهد بود؛ زيرا كه اين كار تصديق دروغگو و موجب ضلالت و گمراهى مردم است و خداوند از انجام چنين عملى اجل و برتر است. «تعالى اللَّه عن ذلك علواً كبيراً»
    معجزه پشتوانه نبوت است



  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    لزوم معجزه

    به دلايل استوار عقلى و براهين غير قابل ترديد فطرى ثابت و روشن گرديده كه خداوند بايد براى عموم افراد بشر تكاليف و برنامه‏هايى مقرر بدارد و آنان را در راه تكامل و سعادت جاودانى راهنمايى كند. زيرا بشر در مسير رشد و تكاملش به تكاليف و قوانين الهى و راهنمايى‏هاى پروردگارش شديداً نيازمند است و بدون اين تكاليف و راهنمايى‏ها، به هيچ مرحله‏اى از كمال و سعادت نمى‏تواند فائز گردد.
    اگر خداوند چنين تكاليف و قوانينى را كه سعادت و كمال انسانى در گرو و رهين آنهاست، براى بشر مقرر ندارد و علتى براى آن نخواهد بود جز اين كه : خداوند از احتياج و نياز بشر بى‏اطلاع باشد. در صورتى كه خداوند از جهل و ندانستن منزه و مبراست.
    و يا در اثر اين است كه خداوند اصلاً نمى‏خواهد، افراد بشر به چنين كمال و سعادتى نائل شود و اين همان صفت بخل است كه بر خداوند كريم و بخشايشگر محال و غير ممكن مى‏باشد.
    و يا اين كه خداوند مى‏خواهد كه سعادت انسان تأمين گردد ولى انجام دادن آن براى وى مقدور نيست، اين هم همان عجز و ناتوانى است كه به ساحت قدس خداوند توانا راهى ندارد.
    بنابراين، بر خداست كه براى تأمين سعادت و تكامل بشر تكاليف و قوانينى مقرر بدارد و آنها را به اطلاع بشر برساند.
    از آن چه به عنوان مقدمه اول يادآورى شد، چنين استفاده مى‏شود كه خداوند بايد براى بشر تكاليف و قوانينى مقرر بدارد و او را در مسير تكامل و سعادت راهنمايى كند. ولى روشن است كه اين تكاليف الهى بايد به وسيله يك فرد از افراد بشر براى آنان ابلاغ گردد و اين فرد كه پيامبر ناميده مى‏شود و افراد ديگر بشر را با وظايف و تكاليفى كه خداوند در راه تكامل و هدايت آنان مقرر داشته است، آشنا سازد تا حجت خدا بر آنان تمام گردد و هر كس از روى برهان و دليل يكى از دو راه سعادت و يا هلاكت را انتخاب كند. اين است معناى آن چه قرآن مى‏گويد:
    «ليهلك من هلك عن بينة و يحيى من حى عن بينة». (2)
    و اين هم روشن است كه پيامبرى و سفارت الهى مقام و منصبى است بس بزرگ و با عظمت كه افراد زيادى چشم طمع بر آن دوخته و آرزوى رسيدن بر چنين مقامى را گرچه از روى دروغ و حيله در مغز خود مى‏پرورانند.
    اين است كه بايد مدعى اين مقام براى اثبات ادعاى خود شاهد و گواه روشنى ارائه دهد تا شيادان و مدعيان دروغگو و گمراه كننده نتوانند از اين مقام سوء استفاده نموده در لباس مدعيان واقعى و راهنمايان حقيقى، خودنمايى كنند. اين شاهد و گواه نيز نمى‏تواند از كارها و اعمال عادى باشد كه ديگران هم بتوانند نظير آن را بياورند و ادعاى دروغين‏شان را ثابت نمايند و حق جلوه دهند.
    بنابراين، بايد اين شاهد و گواه از اعمالى باشد كه نواميس و قوانين طبيعت را در هم شكند و برخلاف مسير عادى و طبيعى جريان يابد و ديگران را از آوردن چنين گواه و شاهدى، ناتوان سازد؛ اين گونه اعمال خارق‏العاده را كه تنها پشتوانه و شاهد پيامبر و نبوت است معجزه و انجام دادن آن را اعجاز مى‏نامند

  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقش اعجاز در اثبات نبوت

    چون اعجاز شكستن قوانين طبيعت و انتخاب مسيرى برخلاف مجراى عمومى عالم آفرينش است، نمى‏تواند بدون اذن و عنايت خاص پروردگار از كسى به وقوع بپيوندد و با قدرت و نيروى غيبى و خدايى در كار نباشد، وقوع چنين عمل غير طبيعى از هيچ كس امكان‏پذير نخواهد بود.
    بنابراين، اگر كسى ادعاى نبوت كند و خدا هم از وى پشتيبانى نموده، با سلاح معجزه مجهزش سازد، در اين صورت مردم را به سوى جهل و گمراهى سوق داده، باطل را ترويج و تصديق نموده است و اين عمل نسبت به ساحت قدس خداى حكيم محال و غير ممكن مى‏نمايد و هرگز از وى صادر نخواهد شد.
    پس اگر معجزه‏اى در دست كسى ظاهر شود دليل بر صدق گفتار وى و كاشف از اذن حق است و اين يك حقيقت روشن و قانون كلى و مسلمى است كه خردمندان در امور مهم بر آن تكيه مى‏كنند و شك و ترديدى به خود راه نمى‏دهند.
    مثلاً: اگر كسى از ناحيه سلطان و پادشاهى، ادعاى منصبى كند كه مربوط به امور و شئون رعيت باشد و مردم ادعاى او را با شك و ترديد تلقى كنند، بر او لازم است، براى اثبات ادعاى خويش سند و دليلى بياورد و اين شك و ترديد را از دل مردم بزدايد و موقعيت خويش را در ميانشان مستحكم سازد.
    پس اگر همين مدعى نمايندگى در اثبات صدق گفتار و ادعايش چنين بگويد كه: من همين فردا محبت و عنايت خاص پادشاه قرار خواهم گرفت و او مرا با يك تحفه خاص و شاهانه‏اى كه به ساير سفرا و نمايندگان اهدا مى‏كند مفتخر خواهد نمود و از طرف ديگر پادشاه هم از آن چه در ميان رعيت و آن شخص واقع گرديده، كاملاً با اطلاع باشد و با اين حال در همان روز معين او را با آن هديه خاص مفتخر نمايد، اين عمل از آن پادشاه تصديق و تأييد نمايندگى آن شخص مى‏باشد، به طورى كه هيچ عاقل و دانايى نمى‏تواند او را به دروغ و خلاف گويى حمل نمايد؛ زيرا بر يك پادشاه عاقل و توانا كه علاقه‏مند به حفظ مصالح رعيت خويش مى‏باشد، بسيار قبيح و مستهجن است كه مرد دروغگو و حقه بازى را با اطلاع از حقه بازى وى، تصديق و تأييد كند و دست او را در فساد و خرابكارى باز بگذارد و در مسير حقه‏بازى و شيادى كمك و پشتيبان او باشد.
    عملى كه درباره بشر عاقل قابل قبول نباشد، درباره خداوند حكيم مطلق به هيچ وجه ممكن و قابل قبول نخواهد بود و در قرآن مجيد نيز به همين موضوع اشاره شده است، آن جا كه مى‏گويد:
    «و لو تقوّل علينا بعض الاقاويل لأ خذنا منه باليمين ثم لقطعنا منه الوتين. (3)
    اگر او (پيغمبر) سخنى دروغ بر ما مى‏بست ما او را با قدرت مى‏گرفتيم، سپس رگ قلبش را قطع مى‏كرديم.
    منظور آيه اين است كه «محمد»ى كه ما نبوتش را تأييد نموديم و معجزه‏هايى در دست وى ظاهر ساختيم؛ نمى‏تواند مطالبى را از پيش خود به ما نسبت دهد و اگر به فرض محال چنين عملى از وى سر زند، با قدرت خويش رگ زندگانى‏اش را قطع مى‏كنيم و دمار از روزگارش مى‏آوريم. چه آن كه سكوت ما در برابر گفتارهاى باطل، امضاى باطل و راه دادن مطالب بى‏اساس در دين و آيين حق و هدايت است. بر ماست كه شريعت و قانون خود را از دروغ‏ها و مطالب بى‏اساس حفظ كنيم و همانند مرحله حدوث و ايجاد در مرحله بقا نيز ناظر و پشتيبان آن باشيم.

صفحه 1 از 34 123112131 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود