صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ياد خدا باعث گرفتن شادي و نشاط مي‌شود؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    263
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    1

    ياد خدا باعث گرفتن شادي و نشاط مي‌شود؟




    سلام.
    تا حالا به اين موضوع برخورد كرده ايد كه وقتي به ياد خدا هستيم اصولا شادي و نشاط جواني از ما گرفته مي شود؟
    بنده كه اينگونه هستم.به دلايل زير :
    1- خود را در برابر قدرت بي انتهاي خدا مي بينم و از اين قدرت متحير مي شوم.

    2- مي دانم كه هر چيزي به خواست و اراده خداست و ممكن است خدا براي انساني همانطور كه در قرآنش گفته است بد بخواهد.

    3-مي دانم كه خدا براي امتحان كردن بنده اش او را دچار سختي و مصيبت مي كند.لذا نگرانم كه خداي نكرده خدا بخواهد عزيزانم را از براي امتحان از من بگيرد.

    4-با عمل كردن به دستورات خدا و اينكه خدا به بندگان خوبش عنايت دارد خوشحال مي شوم اما نگران مي شوم كه نكند به خود مغرور شده ام لذا از هيچ عمل خوبي مخصوصا لذت نمي برم تا دچار غرور نشوم.

    5-از داشتن يك نعمت بسيار خوشحال مي شوم اما نگران اين مسئله مي شوم كه نكند خداوند بزرگ روزي اين نعمت را از من بگيرد.

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۶
    نوشته
    174
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دوست عزیز!...بستگی داره ارتباط و یاد خدا رو چه جوری ببینین...مثلا":اینکه بدونی همیشه کسی هست که تو سختی ها کمکت میکنه و به دادت میرسه...کسی هست که تو براش مهمی و هر زمان که بخوای آماده شنیدن حرفاته....کسی هست که برای تو مهمه و بخاطرش بعضی کارها رو نمیکنی و اگر هم کردی ...میتونی بری تو آغوشش و اون خیلی زود عذرت رو میپذیره.....کسی هست که اگه هیچکس نباشه و یا همه باشن،بودن اون برات کفایت میکنه......جه شادیی از این بالاتر که پشتیبانی اینچنینی داشته باشیم

  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    263
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط maryam2 نمایش پست
    دوست عزیز!...بستگی داره ارتباط و یاد خدا رو چه جوری ببینین...مثلا":اینکه بدونی همیشه کسی هست که تو سختی ها کمکت میکنه و به دادت میرسه...کسی هست که تو براش مهمی و هر زمان که بخوای آماده شنیدن حرفاته....کسی هست که برای تو مهمه و بخاطرش بعضی کارها رو نمیکنی و اگر هم کردی ...میتونی بری تو آغوشش و اون خیلی زود عذرت رو میپذیره.....کسی هست که اگه هیچکس نباشه و یا همه باشن،بودن اون برات کفایت میکنه......جه شادیی از این بالاتر که پشتیبانی اینچنینی داشته باشیم:mohabbat:
    شما به مورد شماره 3 بنده توجه اي نكرده ايد؟

  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,032
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط behnam-soft نمایش پست
    سلام.
    تا حالا به اين موضوع برخورد كرده ايد كه وقتي به ياد خدا هستيم اصولا شادي و نشاط جواني از ما گرفته مي شود؟
    بنده كه اينگونه هستم.به دلايل زير :
    1- خود را در برابر قدرت بي انتهاي خدا مي بينم و از اين قدرت متحير مي شوم.

    2- مي دانم كه هر چيزي به خواست و اراده خداست و ممكن است خدا براي انساني همانطور كه در قرآنش گفته است بد بخواهد.

    3-مي دانم كه خدا براي امتحان كردن بنده اش او را دچار سختي و مصيبت مي كند.لذا نگرانم كه خداي نكرده خدا بخواهد عزيزانم را از براي امتحان از من بگيرد.

    4-با عمل كردن به دستورات خدا و اينكه خدا به بندگان خوبش عنايت دارد خوشحال مي شوم اما نگران مي شوم كه نكند به خود مغرور شده ام لذا از هيچ عمل خوبي مخصوصا لذت نمي برم تا دچار غرور نشوم.

    5-از داشتن يك نعمت بسيار خوشحال مي شوم اما نگران اين مسئله مي شوم كه نكند خداوند بزرگ روزي اين نعمت را از من بگيرد.
    دوست بزرگوار
    ياد خدا نشاط و شادي جواني رو نميگيره بلكه همونطور كه شما هم در برخي از بندهاي فرمايشاتتون فرموديد ، نشاط و شادي كاذب و مغرورانه رو از انسان سلب ميكنه يعني در واقع ياد خدا آفات شادي و نشاط رو دفع ميكنه و شادي حقيقي كه رنج و المي هم در پي نداشته باشه تقديم انسان ميكنه .
    اما از خدايي كه خير محضه جز خير صادر نميشه و خداوند هرگز در قران نفرموده كه براي بندگانش بد ميخواهد بلكه فرموده هر خيري كه به شما مي رسد از خداست و هر مصيبتي كه به شما مي رسد از خودتان است پس ياد خدا و نزديكي بخدا و انجام فرامين الهي موجب جلب خيرات و افزايش شادي و نشاط خواهد بود .
    درسته كه خداوند ممكنه براي امتحان ، نعمتهايي رو از ما بگيره اما ياد خدا و دعا بدرگاه او ميتونه قضاي الهي رو رفع كنه و انسان رو از ابتلائات سخت نجات بده آيا اگر بايد در امتحاني واقع شويم غفلت از ياد خدا اون امتحان رو از ما رفع و دفع ميكنه اما ياد خدا ما رو در اون واقع خواهد كرد ؟ خير قطعا اينگونه نيست بلكه ياد خدا و درخواست از او بسياري از بلايا رو - كه در اثر غفلتهاي ما حاصل شده اند - رو از ما دور ميكنه و موجب تداوم شادي و نشاط در زندگي خواهد شد . آياتي چون :
    اليس الله بكاف عبده ( زمر/36)
    و علي الله فليتوكل المومنون ( مائده/11)
    ان الله يدافع عن الذين امنوا (حج / 38 )
    بلي ان تصبروا وتتقوا وياتوكم من فورهم هذا يمددكم ربكم بخمسه آلاف من الملايكه مسومين ( آل عمران / 125)
    و...
    و بسياري آيات ديگر گواه آنست كه ياد خدا موجب دفع بلايا و بشارت دفاع الهي از بندگان و امدادهاي خداوندي و كفايت ذات باريتعالي براي بنده و وكالت حضرتش براي بندگان ضعيف و بي چيز است و اينها همگي موجبات شادي و نشاط و هيجان روح براي ماست .
    إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِكُمْ وَتَقُولُونَ بِأَفْوَاهِكُم مَّالَيْسَ لَكُم بِهِ عِلْمٌ وَتَحْسَبُونَهُ هَيِّنًا وَهُوَ عِندَ اللَّهِعَظِيمٌ
    وَلَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ قُلْتُم مَّا يَكُونُ لَنَا أَن نَّتَكَلَّمَ بِهَذَا سُبْحَانَكَ هَذَا بُهْتَانٌ عَظِيمٌ


    آنگاه كه آن [بهتان] را از زبان يكديگر مى‏گرفتيد و با زبانهاى خود چيزىرا كه بدان علم نداشتيد مى‏گفتيد و مى‏پنداشتيد كه كارى سهل و ساده است بااينكه آن [امر] نزد خدا بس بزرگ بود
    و [گر نه] چرا وقتى آن را شنيديد نگفتيد براى ما سزاوار نيست كه در اين [موضوع] سخن گوييم [خداوندا] تو منزهى اين بهتانى بزرگ است
    سوره نور آيات 16 و 17


    حضرت زهرا (س) :
    کسی که عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد.
    :salavat(10):
    رسول اکرم(ص):
    الحیاءحسن و لکن فی النساءأحسن؛
    حیا خوب است ولی برای زنان خوب تر است.


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    937
    تشکر:
    1
    حضور
    1 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط behnam-soft نمایش پست
    سلام.
    تا حالا به اين موضوع برخورد كرده ايد كه وقتي به ياد خدا هستيم اصولا شادي و نشاط جواني از ما گرفته مي شود؟
    بنده كه اينگونه هستم.به دلايل زير :
    1- خود را در برابر قدرت بي انتهاي خدا مي بينم و از اين قدرت متحير مي شوم.

    2- مي دانم كه هر چيزي به خواست و اراده خداست و ممكن است خدا براي انساني همانطور كه در قرآنش گفته است بد بخواهد.

    3-مي دانم كه خدا براي امتحان كردن بنده اش او را دچار سختي و مصيبت مي كند.لذا نگرانم كه خداي نكرده خدا بخواهد عزيزانم را از براي امتحان از من بگيرد.

    4-با عمل كردن به دستورات خدا و اينكه خدا به بندگان خوبش عنايت دارد خوشحال مي شوم اما نگران مي شوم كه نكند به خود مغرور شده ام لذا از هيچ عمل خوبي مخصوصا لذت نمي برم تا دچار غرور نشوم.

    5-از داشتن يك نعمت بسيار خوشحال مي شوم اما نگران اين مسئله مي شوم كه نكند خداوند بزرگ روزي اين نعمت را از من بگيرد.

    1. تحیر موجب اطمینان قلب هم می تواند بشود ، به این معنا که احساس کنید قوی ترین نیروی عالم حافظ و دوست شماست .

    2. خدا برای بندگان اش بد نمی خواهد . چیزی که شما آن را به " بد " تعبیر کرده اید ، یحتمل تعریف درست اش " سختی " است . و سختی با بدی فرق دارد . یادمان باشد که انسان در سختی ها و ناملایمات صیقل پیدا می کند .

    3. ممکن است ( بلکه حتمی است ) . آیا هیچ خانواده ای را سراغ دارید که سرانجام پدر و مادر آن ( و یا در بعضی موارد اولاد ) نمرده باشند ؟ اگر چنین بود که مرگ سرشت آدمی نبود و الان روی کره ی زمین جا برای ایستادن هم نبود . اما نکته ی مهم تر از خود بلایا ، درسی است که ما از آن می گیریم .

    4. نه آقاجان ، خوشحال شدن از این چیزها خیلی هم خوب است . ما بر این باوریم که این قبیل شادی های مثبت و معنوی روح آدمی را جلا می دهد . پس اصلا احساس شادی و لذت خود را از بابت انجام یک عمل خیر ، سرکوب نکنید .

    5. نعمت های الهی ، اماناتی است در دست ما . لاجرم همه ی این امانتها را به صاحب اصلی آن باز خواهیم گرداند . اما مهم این است که با این نعمت ها دیگران را شاد کنیم و خود نیز در شادی ایشان سهیم باشیم .

    6. البته نکته های شما 5 بند بود اما بند ششم را بنده عرض می کنم که : بالاترین جایگاه برای انسان ، مقام بندگی است . آدمی که در بندگی خدا کوشاست ، شاد است . چون می داند که راه درستی را طی می کند ، چون به فضل و رحمت خدای خود امیدوار است ، چون می داند که اندک سرمایه اش را در تجاری پر سود به کار گرفته است . نگرانی ها معمولا حاصل دل بستن به دنیاست . دل از دنیا که کنده شود ، دیگر با چیزی غمگین نخواهد شد .

    یا علی

  9. تشکرها 2


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    84
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام دوست عزیز

    فکر کنم شما خداوند رو خوب نشناختید که اینطور نا منصفانه در مورد افعالش قضاوت می کنید خداوند هر کس را در حد ظرفیت و جودیش مورد امتحان و آزمایش قرار میده و گفته که هیچ وقت از بنده ای بیشتر از وسع و توانش انتظار نداره هیچ گاه خداوند امتحانی رو برای امام حسین(ع) در نظر گرفته مناسب شما قرار نمیده در ضمن شکر کردن خداوند برای نعمت هایش ضمانت پایداری نعمت است که در احادیث مکررا اشاره و تاکید شده. چرا خداوند برای شما بد بخواهد؟؟؟؟ مگر جز اینه که یا با این بدی شما رو در مقام امتحان قرار میده یا اینکه کفاره گناهانتونو در همین دنیا باهاتون تصفیه میکنه که این خودش نعمت بزرگیه چون جزای این دنیا کجا و جزای آخرت کجا!!!!!
    درسته که اطاعت و عبادت نباید باعث غرور بشه اما مانعی هم برای خوشحال شدن از اینکه این توفیق نسیبتون شده نیست در واقع باید بدونید که هر کار خوبی که از ما سر میزه با نظر لطف و عنایت خداوند حاصل شده نه ما که ما هر چه داریم از اوست ولاغیر. و در آخر اینکه از اینکه از قدرت خداوند متحیر و احیانا می ترسید و خوف پیدا می کنید شاکر رب جلیلتون باشید که این فهم و درک رو در شما گذاشته که از قدرت و هیبت پرورگارتون بترسید بیچاره آنکه هنوز عظمت وجودی خدایش را نمی داند توی این احوال خوشتونم ما رو از دعای خیرتون محروم نفرمایید.

    نتکه ی آخر دعا بهترین سلاح مومن هست همون طور که سلاح پیامبران بزرگ خواوند بود با دعای نیک خودتون رو به رشته ی محکم الهی بچسبونید و با لا اله ال الله به قعله و دژ مستکم امن و امان الهی وارد شوید.

    در پناه حق
    یا علی مددی
    خرم آن روز کزین منزل ویران بروم

    راحت جان طلبم وز پی جانان بروم

  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    263
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    1



    حرف شما دوستان قبول اما من به اين موضوع نيز فكر مي كنم كه شايد من در زندگي گناهي كرده باشم كه باعث مي شود تا دعاي من به بالا و نزد خداوند مهربان نرود يا اينكه آن گناه موجب برآورده نشدن دعايم شود.يا اينكه من گناه بزرگي در زندگي كرده باشم و خدا آن را نبخشيده باشد...

  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما




    1:اضطراب و نگرانى، گذشته تاريك، ضعف و ناتوانى، احساس پوچى زندگى، سوءظن ها و توهم ها، دنياپرستى و دل باختگى، ترس و وحشت از مرگ و... از جمله عواملى است كه نگرانى و پريشانى را براى انسان به دنبال دارد. و انسان براى پيدا كردن آرامش درونى، به هر راهى چنگ مى زند. اما، قرآن كريم مى فرمايد: گم شده تو فقط ياد خدا است كه مطمئن ترين و نزديك ترين راه است.:«أَلاَ بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئنُّ الْقُلُوبُ»(رعد/28) آگاه باشيد با ياد خدا دل ها آرام مى گيرد.»
    2:انسان مومن وقتی گرفتار وسوسه های شیطانی می شود بهترین راه فرار از دام شیطان را پناه بردن به ذکر ویاد خداوند می داند و با همین انتخاب صحیح است که خود را از چنگ دامهای شیطانی می رهاند: «إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْاْ إِذَا مَسَّهُمْ طَئفٌ مِّنَ الشَّيْطَـنِ تَذَكَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ ;(اعراف/201) پرهيزكاران هنگامى كه گرفتار وسوسه هاى شيطان شوند به ياد (خدا و پاداش و كيفر او) مى افتند و (در پرتو ياد او راه حق را مى بينند و) بينا مى گردند.»


  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما




    نقل قول نوشته اصلی توسط behnam-soft نمایش پست
    حرف شما دوستان قبول اما من به اين موضوع نيز فكر مي كنم كه شايد من در زندگي گناهي كرده باشم كه باعث مي شود تا دعاي من به بالا و نزد خداوند مهربان نرود يا اينكه آن گناه موجب برآورده نشدن دعايم شود.يا اينكه من گناه بزرگي در زندگي كرده باشم و خدا آن را نبخشيده باشد...
    بنام خدا
    دعا، نوعى عبادت، خضوع و بندگى در برابر خداوند متعال است و همانند عبادات ديگر، اثر تربيتى و تكاملى بر انسان مى گذارد. انسان به وسيله دعا، شايستگى بيشترى براى درك فيض خداوند پيدا مى كند; زيرا موهبتهاى الهى، برحسب استعدادها و لياقتها تقسيم مى شود، هر قدر استعداد و شايستگى بيشتر باشد، سهم بيشترى از آن مواهب نصيب انسان مى گردد.
    امام صادق(ع) مى فرمايد: «نزد خداوند مقاماتى است كه هيچ كس بدون دعا به آن نمى رسد»(1) و امام كاظم(ع)مى فرمايد: «دعا كنيد; زيرا دعا و درخواست از خداى عزوجل، بلا را ردّ مى كند...»(2) پس نتيجه مى گيريم كه دعا نوعى كسب قابليت براى تحصيل سهم زيادتر از فيض بى پايان پروردگار است; البته دعايى به هدف اجابت مى رسد كه شرايط لازم در آن و «دعا كننده» و «مطلبى كه مورد تقاضا است» وجود داشته باشد.(3)
    خداوند متعال بر اساس وعده اى كه در قرآن داده است، دعاى دعاكننده را مورد اجابت خويش قرار مى دهد: «ادعونى استجب لكم» (غافر، 60) ليكن استجابت هر دعا به حسب نوع دعا و دعاكننده متفاوت است.
    امّا تأخير استجابت دعا، ممكن است به خاطر وجود موانع و يا عدم شرايط لازم باشد.
    برخى از موانع استجابت دعا عبارتند از:
    1. تكذيب آيات الهى; (فرقان، 77); 2. نشناختن خداوند و ادا نكردن حق او; 3. ناسپاسى در برابر نعمت هاى الهى; 4. در نظر داشتن عيب هاى مردم; 5. دوست شدن با شيطان; 6. طلب نكردن از خدا; 7. معصيت الهى و...
    ***********

    1: تفسير نمونه،ج2، ص 344
    2: اصول كافى،ج 2، ص 437
    3: بحارالانوار،ج 90،ص 295

  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما




    البته استجابت دعا يا به تأخير نيفتادن آن برخي شرايط را ميطلبدموارد زير رامي توانيم از جمله ان موارد ذکر کنيم:
    1. رعايت خصوصياتى به هنگام دعا كردن; از جمله: حمد خدا، ياد نعمت او، شكر او، درود بر پيامبر(ص)، يادآورى گناهان، توبه.(1)
    2. اعمال صالح ناشى از ايمان; كه محور اصلى پذيرش دعاست.(آل عمران/ 190 ،94)
    3. شناخت خدا، شستشوى قلب و دل، جلب رضايت او و توجه كامل به هنگام دعا.
    4. مضطرّ بودن واقعى. حتى در حالت عادى.(نمل/62)
    5. دعا توأم با تضرع و مخفيانه بودن. (اعراف/55)
    6. اصرار در دعا، نام بردن چيز مورد نظر، در نظر گرفتن اوقات مخصوص، گريه كردن، هر چند كم باشد، براى همه مؤمنان دعا كردن.(2)
    در اين زمينه از مجموع آيات و روايات به چند نتيجه كلى مى توان دست يافت:
    1. خداوند مهربان وعده داده است، در صورتى كه بنده اش چيزى از او بخواهد، اجابت نمايد و قطعاً خُلف وعده نمى كند:
    «وَ مَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ». (توبه/111)
    2. خداوند به اقتضاى سلطنت و قدرتى كه بر قلب انسان دارد، «وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ»(انفال/24) و بدانيد كه خداوند بين شخص و دل او حايل مى شود.» قادر است هرگونه تصرفى را بدون هيچ مانعى، اِعمال نموده، دعاى بنده اش را اجابت نمايد; امّا در عين حال، اجابت، مشروط است.
    3. هدف از دعا كردن يا صرفاً تقرب به درگاه الهى و يا برآورده شدن حوايج مادى و معنوى است.
    *********
    1: اصول كافى،ج 2، ص 479
    2: تفسير برهان،ج 3، ص 766


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود