صفحه 1 از 8 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آمدنم بهر چه بود

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    52
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    0
    گالری
    0

    غمگین آمدنم بهر چه بود




    هدف از آفرینش انسان چیست؟
    اللهم اجعل عواقب امورنا خيرا
    يا مقلب القلوب ثبت قلبي علي دينك



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    637
    تشکر:
    1
    حضور
    11 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    41



    نقل قول نوشته اصلی توسط kohsorkhi نمایش پست
    هدف از آفرینش انسان چیست؟
    سلام و تشکر از سوال خوبتون

    تا حالا خودتون در مورد این سوال فکر کردید؟

    به چه نتایجی رسیده اید؟

    و کدام شنیده هایتان در این زمینه را قبول نکرده اید؟

    اگر زحمت این را برامون بکشید دوستان هم می تونن بحث رو در سطحی که شما دوست دارید دنبال کنند و از حاشیه های زیاد و انحراف از مباحث اصلی کمتر بهره خواهیم برد.

    پس منتظر بیان مطالبتون هستیم

    سر بلند باشید

    لا یستیقن القلب أن الحق باطل ابدا
    و لا یستیقن أن الباطل حق أبدا

    قلب هیچ وقت یقین به حق بودن باطل و یا باطل بودن
    حق نمی نماید امام صادق علیه السلام

    *************
    و السلام علي من اتبع الهدى
    و درود بر هر آنكه ( بدون تعصب) به دنبال حق است و پذيراى آن سوره طه / آیه 47




  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    52
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام
    اولين سوال من در مورد اين است كه انسان براي عبادت خدا آفريده شده است سوال اينجاست كه خداوند چه نيازي به عبادن انسانها دارد. شايد جواب بدهيد كه انسان به عبادت نياز دارد و نه خداوند ولي انسان در صورتي به عبادت نياز پيدا مي كند كه خلق شود و اگر انساني نباشد نيازي به عبادت هم ندارد.
    اللهم اجعل عواقب امورنا خيرا
    يا مقلب القلوب ثبت قلبي علي دينك



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    213
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    من نکردم خلق تا سودی کنم بلکه تا بر بندگان جودی کنم

    در تفسیر نور ذیل این آیه از سوره هود:
    ......إِلَّا مَن رَّحِمَ رَبُّكَ وَ لِذَالِكَ خَلَقَهُمْ ......

    ....مگر آنهايى كه پروردگارت بر آنها رحمت آورده و آنها را براى همين بيافريده است....
    فلسفه‏ى آفرينش انسان، در آيات قرآن با عناوين مختلفى مطرح شده است: در يك جا مى‏خوانيم: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ» «2» كه دليل آفرينش جنّ و انسان، عبادت آنها دانسته شده است. در جاى ديگرى مى‏فرمايد: «الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا» «3» يعنى خداوند، مرگ و حيات را آفريد تا شما را بيازمايد. و در آيه‏ى فوق نيز آمده است: «لِذلِكَ خَلَقَهُمْ» يعنى ما انسان‏ها را آفريديم تا مشمول رحمت خويش نماييم. در ظاهر به نظر مى‏رسد كه فلسفه‏ى آفرينش انسان، سه عنوان متفاوت يعنى: عبادت، آزمايش و رحمت است. امّا با كمى دقّت نظر متوجّه مى‏شويم كه هر سه موضوع داراى يك نقطه‏ى مشترك هستند و آن تكامل روحى و معنوى انسان‏هاست.

    این آیات هم شاید قابل توجه باشه راجع به این موضوع:

    وَ إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَئكَةِ إِنىّ‏ِ جَاعِلٌ فىِ الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُواْ أَ تجَْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَ يَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَ نحَْنُ نُسَبِّحُ بحَِمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنىّ‏ِ أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ(30)
    وَ عَلَّمَ ءَادَمَ الْأَسمَْاءَ كلَُّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلىَ الْمَلَئكَةِ فَقَالَ أَنبُِونىِ بِأَسْمَاءِ هَؤُلَاءِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ(31)
    قَالُواْ سُبْحَانَكَ لَا عِلْمَ لَنَا إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الحَْكِيمُ(32)
    قَالَ يََادَمُ أَنبِئْهُم بِأَسمَْائهِِمْ فَلَمَّا أَنبَأَهُم بِأَسمَْائهِِمْ قَالَ أَ لَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنىّ‏ِ أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ أَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَ مَا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ(33)
    وَ إِذْ قُلْنَا لِلْمَلَئكَةِ اسْجُدُواْ لاَِدَمَ فَسَجَدُواْ إِلَّا إِبْلِيسَ أَبىَ‏ وَ اسْتَكْبرََ وَ كاَنَ مِنَ الْكَافِرِينَ(34)
    وَ قُلْنَا يََادَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَ زَوْجُكَ الجَْنَّةَ وَ كلاَُ مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَ لَا تَقْرَبَا هَاذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ(35)
    فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ عَنهَْا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كاَنَا فِيهِ وَ قُلْنَا اهْبِطُواْ بَعْضُكمُ‏ْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَ لَكمُ‏ْ فىِ الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتَاعٌ إِلىَ‏ حِينٍ(36)
    فَتَلَقَّى ءَادَمُ مِن رَّبِّهِ كلَِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ(37)
    قُلْنَا اهْبِطُواْ مِنهَْا جَمِيعًا فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنىّ‏ِ هُدًى فَمَن تَبِعَ هُدَاىَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيهِْمْ وَ لَا هُمْ يحَْزَنُونَ(38)
    وَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَ كَذَّبُواْ بَِايَاتِنَا أُوْلَئكَ أَصحَْابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ(39)


    و چون پروردگارت به فرشتگان گفت: من در زمين خليفه‏اى مى آفرينم، گفتند: آيا كسى را مى‏آفرينى كه در آنجا فساد كند و خونها بريزد، و حال آنكه ما به ستايش تو تسبيح مى‏گوييم و تو را تقديس مى كنيم؟ گفت: من آن دانم كه شما نمى‏دانيد. (30)
    و نامها را به تمامى به آدم بياموخت. سپس آنها را به فرشتگان عرضه كرد. و گفت: اگر راست مى‏گوييد مرا به نامهاى اينها خبر دهيد. (31)
    گفتند: منزّهى تو. ما را جز آنچه خود به ما آموخته‏اى دانشى نيست. تويى داناى حكيم. (32)
    گفت: اى آدم، آنها را از نامهايشان آگاه كن. چون از آن نامها آگاهشان كرد، خدا گفت: آيا به شما نگفتم كه من نهان آسمانها و زمين را مى‏دانم، و بر آنچه آشكار مى‏كنيد و پنهان مى‏داشتيد آگاهم؟ (33)
    و به فرشتگان گفتيم: آدم را سجده كنيد. همه سجده كردند جز ابليس، كه سرباز زد و برترى جست. و او از كافران بود. (34)
    و گفتيم: اى آدم، خود و زنت در بهشت جاى گيريد. و هر چه خواهيد، و هر جا كه خواهيد، از ثمرات آن به خوشى بخوريد. و به اين درخت نزديك مشويد، كه به زمره ستمكاران درآييد. (35)
    پس شيطان آن دو را به خطا واداشت، و از بهشتى كه در آن بودند بيرون راند. گفتيم: پايين رويد، برخى دشمن برخى ديگر، و قرارگاه و جاى برخوردارى شما تا روز قيامت در زمين باشد. (36)
    آدم از پروردگارش كلمه‏اى چند فرا گرفت. پس خدا توبه او را بپذيرفت، زيرا توبه‏پذير و مهربان است. (37)
    گفتيم: همه از بهشت فرو شويد پس اگر از جانب من راهنمايى برايتان آمد، بر آنها كه از راهنمايى من پيروى كنند بيمى نخواهد بود و خود اندوهناك نمى‏شوند. (38)
    كسانى كه كافر شوند، و آيات خدا را تكذيب كنند خود اهل جهنّمند و جاودانه در آنجا خواهند بود. (39)

    احادیثی هم راجع به فلسفه خلقت هست از جمله حدیثی قدسی که ظاهرا از پیامبر نقل شده که خداوند فرمود کنت کنزا مخفیا .....(که چون عبارتش درست یادم نیست نمی نویسم وخواهشمندم هر کی بلده بنویسه)

    تلاش کنیم به هدف خلقت شدنمان برسیم !

    مردان و زنان باايمان، ولىّ (و يار و ياور) يكديگرند امر به معروف، و نهى از منكر مى‏كنند نماز را برپا مى‏دارند و زكات را مى‏پردازند و خدا و رسولش را اطاعت مى‏كنند بزودى خدا آنان را مورد رحمت خويش قرار مى‏دهد خداوند توانا و حكيم است‏
    ترجمه سوره توبه آيه 71


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    169
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آيت الله شاه آبادي، استاد عرفان حضرت امام خميني(س)، در کتاب گرانقدر خويش، شذرات المعارف 1، با استفاده از آيات و روايات به توضيح يک حديث قدسي پرداخته اند. در اين روايت نبوي، حق تعالي فرموده است:

    «کنت کنزاً مخفياً فأحببت أن أعرف فخلقت الخلق لکي أعرف؛ 2


    من گنج پنهان بودم. دوست داشتم که آشکار شوم. پس خلق را آفريدم تا شناخته شوم


    ايشان در تبيين ويژگي «مخفي» بودن اين کنز مي نگارد: «حق متعال از جهت وحدت و دوري از کثرت، مخفي است و آنچه باعث شد اين گنج نهفته تجلي نمايد، حب ذات به شناخته شدن در آينه وجود بود و مقصود اصلي حق نيز، استظهار يا اظهار کمال و جمال خود بوده است

    مرحوم شاه آبادي(س) در ادامه تبيين اين روايت شريف مي فرمايد: «کنت کنزاً مخفياً، بيانگر علم حق است به دارايي ذاتي و اسمايي خود، و فأحببت أن أعرف، نشانگر حب ذات است به ظاهر ساختن کمالات خويش، و فخلقت الخلق لکي أعرف، دلالت بر ثناي حق مي کند بر دارايي خود که اين ثنا، همان عطا و فيض و ظهور و اظهار کمالات خويش است و اين، معناي شکرگذاري حق است.»




    1- شذرات المعارف، عارف حکيم آيت الله العظمي محمدعلي شاه آبادي، توضيح و تقرير: آيت الله نورالله شاه آبادي، انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، تهران، 1386ش، چاپ اول، شذره چهارم، ص 136-.158


    2- بحارالانوار، ج 84، ص .198

    منبع:http://mahsan.parsiblog.com/-789013.htm

    امام سجاد (علیه السلام) نیز در دعای اول صحیفه می فرماید:و بعثهم فی سبیل محبته( وآنها(خلق) را در راه محبت خود برانگیخت)
    یا به قول حافظ: طفیل هستی عشقند آدمی و پری*** ارادتی بنما تا سعادتی ببری



    من که مجنونم از آن حیدر کرار خدایا مددی

    عشق دیوانه به حد نیست، ندارد عــــددی


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    52
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    0
    گالری
    0



    انسان در اين دنيا بايد به دنبال چه باشد؟
    هدف اصلي انسان در اين دنيا چيست؟
    اللهم اجعل عواقب امورنا خيرا
    يا مقلب القلوب ثبت قلبي علي دينك



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    92
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    54 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    12



    سلام عليكم
    در قرآن وجود و آفريده شدن ما را خدا رباي عبادت خود بيان فرموده اند.
    و خوب واقعا اين بث خيلي سخت و طاقت فرساست.
    يادمه يه بار براي همين موضوع خيلي با خودم درگير شده بودم كه آخه خدايي كه بي نيازه چرا بايد ما رو خلق كنه تا عبادتش كنيم چرا؟؟؟؟؟
    و خيلي تفكرهاي بيهوده ديگه كه دنباله همين جريان بود.
    برا اينكه از دينم برنگردم خيلي سريع به يك عالم مراجعه كردم و از ايشون راهنمايي خواستم.
    و ايشون جز نصيحتهايي كه فرمودند اين بود كه سعي كن هيچ وقت به تنهايي به شبهاتي در زمينه عظمت و بي نيازي خدا فكر نكني چون به علت نداشتن اطلاعات كامل و مقيد نه تها خودتو گم مي كني بلكهدر پايان چيزي جز پوچي دستت رو نميگيره و اين تيري از تيرهاي شيطان هست.
    اساتيد لطفا شما توضيح بديد.
    دعا برا فزج يادتون نره- يا علي
    امسال سال فرج است اگر بخواهيم


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۶
    نوشته
    240
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام

    به ادله متفاوت عقلی می توان ثابت كرد كه خداوند هیچ نیازی به عبادت مخلوقات خود ندارد، و این عرض نیازهای بندگان جز برای تعالی خود آنها نیست.

    واضح است قبل از پیدایش انسان عالم برقرار بوده، و زمین موجوداتی چه بسا بیشتر و كلان تر داشته است، و باز روشن است آنها لااقل مثل ما نماز و عبادت نمیكردند. اگر خداوند نیازی به عبادت ما می داشت قبل از پیدایش آدم(ع) چگونه این نیاز برطرف می شد؟!

    همین الان گستره خلقت آسمان ها و زمین و هزاران چیز ناشناخته درمقایسه با نماز نمازگزاران چقدر است؟! چگونه نماز این عده كم می تواند نیاز خدایی بزرگ را که خالق این عالم بسیار بسیار بزرگ است، برطرف كند؟!

    این استدلالی ساده بود.


    اما اهل حکمت بیش از این بر غنای الهی تأکید می کنند. آنها می گویند اصلا نیازمندی با ذات خداوندگاری سازگار نیست. چگونه علت می تواند نیازمند معلول خویش باشد، در عین این كه تمام هستی این به عنایت اوست؟! دقت زیادی لازم نیست تا اذعان شود چنین چیزی محال است.

    این معلول است كه عین نیاز و حاجت به علت است، وعلت نمی تواند نیازمند به معلول باشد، والا دور پیش می آید؛ چرا كه از یك سو آنچه علت می خوانیم نیازمند معلول است، و از سوی دیگر معلول هم نیازمند علت.
    به عبارت دیگر،باید معلولی باشد تا نیازمندی علت را برآورد، در حالی که فرض این است كه معلول خود نیازمند علت است و علت باید باشد تا نیاز او برآورده شود؛ با این حساب لازمه نیاز علت به معلول لاجرم آن است که نه علتی یابد و نه معلولی!
    ویرایش توسط صدید : ۱۳۸۸/۰۸/۲۴ در ساعت ۲۲:۴۳

  10. تشکرها 3


  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۶
    نوشته
    240
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام

    ما سر تا پا فقر و احتیاج هستیم و این را به راحتی می توانیم در خود بیابیم. 5 دقیقه زیر آب فرورفتن، سه روز بی آب و غذا ماندن، اندكی سردی یا گرمی، احتیاج ما را به اكسی‍‍ژن،‌ غذا، آب و هوای مطبوع نمایان می كند؛ چیزهایی كه ما نمی توانیم درباره آنها خود اتكاء باشیم.

    كمی دقت بیشتر ما را واقف می كند كه غیر از فقر حیاتی، فقر وجودی هم داریم. ذات ما هستی و وجود عاریه دارد،‌ نبودیم و بود شدیم، و این بود دهنده ای می خواهد كه آن به آن باید به ما هستی و وجود دهد، والا معدوم می شویم. انسانی كه به علم حضوری اینها را در خود یافت عرض نیازش به قیوم متعالی كه رافع نیازهای اوست شروع می شود، و این عرض نیازها، نماز و عبادت نام دارد.

    بسیارساده لوحی و غفلت است كه كسی عرض نیاز خود را به سبب نیاز خالقش ببیند؛ مثل این كه گدایی، گدایی كردن خود را به سبب نیاز صاحب خانه بداند!!!
    ویرایش توسط صدید : ۱۳۸۸/۰۸/۲۴ در ساعت ۲۲:۴۶

  12. تشکرها 2


  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۶
    نوشته
    240
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام

    هدف عبادت، كمال یافتن خود انسان است، نه آن كه سودی برای خدا داشته باشد.

    این كه یك موجود چه غایتی برایش هست، كه با رسیدن به آن به كمال نهایی خود می رسد یك سخن است، و این كه هدف خداوند از ساخت چنین موجودی چه بوده است سخن دیگر است.

    در باره صنایع بشری هم همین تقسیم هست. مثلاً كمال یك رایانه به چیست یا غایت نهایی ارتقاء رایانه كجاست؟ سخنی است كه به نحوه تكمیل و رشد این دستگاه الكترونیكی نظر دارد و هر روز نو به نو می‌شود. اما این كه مقصود انسان از ساخت چنین دستگاهی كدام است و برای چه چنین صناعتی را طراحی كرده است، پاسخی دیگر دارد، غیر از پاسخ اول.

    حال به سراغ انسان و خدا برویم. هدف و غایت زندگی انسان، عبودیت است، و این كمال و هدف از جاده عبادت می گذرد. یعنی عبودیت (نه عبادت) چیزی است كه با رسیدن به آن، انسان به كمال مطلوب خود رسیده است. ركوع و سجود و نماز و … ابزار و رشحاتی از عبودیت هستند، و به طور كلی عبادت طریقی از طرق عبودیت است.

    عبودیت ـ یعنی همان كه هدف و غایت خلقت انسانی است ـ «ما خلقت الجن والإنس إلا لیعبدون» ـ گوهری است كه در كنه خود ربوبیت و قرب را دارد ـ (مضمون حدیث امام صادق (ع) در مصباح الشریعه ) ـ بدین بیان كه در فرایند عبودیت، انسان به جایی می‌رسد كه نه فقط ظاهر و جوارح خود، بلكه باطن و حقیقت خود را تسلیم خدای متعال می‌كند، و نمی خواهد مگر خواست خدا را؛ دوست ندارد مگر دوستان خدا را؛ و كاری نمی‌كند مگر آنچه خدا بخواهد؛ و … .

    رسیدن به این مرتبه، یعنی به قرب الهی رسیدن و اراده خدا را بر خود حاكم كردن.(ر. ك. به گفتار "عبادت و دعا"، از شهیدمطهری، در كتاب "گفتارهای معنوی")

    این است غایت این صنع و آفریده الهی.

    بااین بیان مختصر روشن می‌شود كه نماز و روزه و سایر خوبی‌ها مورد نیاز خداوند نیست، بلكه مورد نیاز انسان است تا به كمال نهایی خود نائل آید. از این رو تشریع اعمال صالح و اخلاق فاضله و بیان عقاید حقه، در واقع لطف دیگر خدای متعال به این موجود است تا بتواند به آسانی به كمال نهایی‌ اش بار یابد.

    در این باره مطالعه كتاب "هدف زندگی" استاد مطهری و علامه جعفری مفید است.
    ویرایش توسط صدید : ۱۳۸۸/۰۸/۲۴ در ساعت ۲۲:۴۹

  14. تشکرها 3


صفحه 1 از 8 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود