جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: قيامت ؛ راهي بس سخت و تکان دهنده!!

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    351
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    32
    آپلود
    0
    گالری
    2

    دعوت قيامت ؛ راهي بس سخت و تکان دهنده!!




    يکى از درد ناکترين منازل پس از مرگ، منزل هولناک آخرت است ، قيامت است که نگراني و دلهره اش بزرگ و عظيم است ، بلکه از هر نگراني و دلهره، بزرگتر و فزع و گرفتاريش "فزع اکبر" است و خداوند در وصف آن در سوره اعراف آيه 187 مى فرمايد : هُوَ ثَقُلَتْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لاَ تَأْتِيكُمْ إِلاَّ بَغْتَةً يعني فرارسيدن قيامت در (بر اهل) آسمانها و زمين، سنگين و دشوار و گران است، فرا نرسد شما را مگر به يکباره و ناگاه و بدون آنکه شما را خبر دهد.

    فرارسيدن قيامت در (بر اهل) آسمانها و زمين، سنگين و دشوار و گران است، فرا نرسد شما را مگر به يکباره و ناگاه و بدون آنکه شما را خبر دهد

    بلي ؛ سنگين و گران و عظيم است قيامت، از جهت گرفتاريها و هولها و دلهره هاى آن ، سخت سخت است حتي بر اهل آسمان يعني فرشتگان و پريان و به يکباره به سوي ما بيايد و آيا بدنهاي ما تاب سختي هاي آن را دارد؟

    قطب راوندى از حضرت صادق (عليه السلام) روايت کرده که حضرت عيسى (عليه السلام) از جبرئيل پرسيد: کى قيامت بر پا خواهد شد؟ جبرئيل چون اسم قيامت شنيد به لرزه افتاد و از هوش رفت ؛ پس چون به حال آمد گفت اي روح خدا ، مسئول بساط قيامت، عالمتر از پرسشگر نيست ، سپس آيه شريفه اي (1) را که ذکر شد خواند.

    و روايتگر جليل حضرت على بن ابراهيم قمى (رحمه الله) از حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) روايت کرده که در زماني، حضرت رسول صلى الله عليه و آله نشسته بود و جبرئيل نزد آن حضرت بود که ناگاه نظر جبرئيل به جانب آسمان افتاد و ترسي بر وجودش مستولي شد ؛ پس خود را به رسول خدا چسبانيد و به حضرت پناه برد. پس حضرت رسول به آنجا که جبرئيل نظرش افتاده بود، نظر افکند، فرشته اي را ديد که مشرق و مغرب را پر کرده بود. پس آن فرشته رو به پيغمبر کرد و گفت يا محمد! من فرستاده خدايم تا تو را خبر دهم که يا پادشاهى را اختيار کنى يا پيامبرى را ؟ پس حضرت به سوى جبرئيل توجه کرد، ديد که آثار نگراني از چهره جبرائيل رخت بربسته. جبرئيل عرض کرد: بهتر است که پيام آور و بنده او باشيد . پس پيغمبر گفت : مى خواهم بنده و رسول خدا باشم . پس آن فرشته با گامهاي خود آسمانهاي هفتگانه را درنورديد .

    هر آسمان را يک گام خود کرد و هر چه بالا رفت کوچک تر شد تا آنکه به اندازه مرغ کوچکى شد. پس حضرت به جبرائيل فرمود: ديدم طورى ترسيده بودى که رنگت تغيير کرده بود؟ جبرائيل گفت : يا رسول الله مرا ملامت مفرما. آيا دانستيد که اين فرشته که بود؟ اين اسرافيل "حاجب الرب" بود و از زمانيکه حق تعالى آسمانها و زمين را خلق فرموده از مکان خود پائين نيامده .

    من او را ديدم که به سوى زمين مى آيد، گمان کردم که براى بر پا کردن قيامت آمده است پس از ترس قيامت ، رنگم چنان تغيير کرد که مشاهده فرموديد. پس چون ديدم که براى امر قيامت نيامده بلکه حق تعالى چون شما را برگزيده و به خاطر عظمت شما او را به نزد شما فرستاده ، رنگم به حال اول برگشت و نفسم به سوى من برگشت .

    حضرت عيسى (عليه السلام) از جبرئيل پرسيد: کى قيامت بر پا خواهد شد؟ جبرئيل چون اسم قيامت شنيد به لرزه افتاد و از هوش رفت ؛ پس چون به حال آمد گفت اي روح خدا ، مسئول بساط قيامت، عالمتر از پرسشگر نيست ، سپس آيه شريفه اي (1) را که ذکر شد خواند

    و در روايتى است که نيست فرشته مقربى و نه آسمانى و نه زمينى و نه نسيمي و نه بادى و نه کوهى و نه صحرايى و نه دريائى؛ مگر اينکه بترسند از روز جمعه براى آنکه قيامت در آن بر پا مى شود.

    همانگونه که ما نيز گفتم؛ محدث قمي گويد: شايد ترسيدن آسمان و زمين و ساير چيزها که ذکر شد، ترسيدن اهل آنها و موکلين آنها باشد چنانچه مفسرين در معناى آيه ثَقُلَتْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لاَ تَأْتِيكُمْ إِلاَّ بَغْتَةً (1) گفته اند.

    و روايت شده که چون حضرت رسول صلى الله عليه و آله قيامت را ياد مى نمود، صداى آن حضرت شديد و رخسار آن حضرت سرخ مى شد.

    و شيخ مفيد در ارشاد نقل کرده که چون حضرت رسول صلى الله عليه و آله از غزوه تبوک به مدين مراجعت فرمود، ((عمرو بن معدى کرب )) به خدمت آنحضرت شرفياب شد، حضرت به او فرمود: اسلام بياور اى عمرو تا خدا تو را از فزع اکبر و بيچارگي بزرگ نجات بخشيده و ايمن گرداند يعنى ترسى که بزرگترين ترسهاست . عمرو گفت : اى محمد صلى الله عليه و آله فزع اکبر کدام است ؛ من کسى هستم که نمى ترسم .

    شيخ عباس قمي (ره) گويد: معلوم مى شود عمرو بن معدي کرب ، مردي دلير و شجاع بوده است ؛ نقل شده که او از شَجاعان نامى روزگار بوده و بسيارى از فتوحات مسلمان به دست او واقع شده و شمشير او به صمصامه معروف بود، که با آن ، به يک ضربت ، پاهاى شتر را از هم جدا مى کرد.

    و عمر بن الخطاب در زمان خلافت خود از او خواهش کرد که آن شمشير را نشان او دهد، عمرو آن را حاضر کرد. عمر آن را کشيد و بر محلى زد که تيزى آنرا امتحان کند ابدا اثر نکرد. عمر آن را دور افکند و گفت : اين چيزى نيست . عمرو گفت : اى امير؛ شما از من شمشير طلبيديد نه بازويى که با آن شمشير مى زد. عمر از سخن عمرو بدش آمد و او را سرزنش کرد و به قولى او را بزد و (صد البته که عمر مردي خشن و تلخ رو بود و در بسياري از موارد از پيامبر مي خواست تا مردمان را با شمشير بکشد و پيامبر مانع او مي شد .

    و چون عمرو گفت من از فزع اکبر و بيچارگي و دلهره بزرگ قيامت نمى ترسم ، حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود: اى عمرو؛ چنين نيست که گمان کرده اى ؛ همانا صيحه اى بلند خواهد شد که مرده اي نماند، مگر آنکه زنده شود و نماند زنده اى مگر آنکه بميرد، مگر آنها که خدا بخواهد نميرند. پس يک صيحة ديگر بر ايشان زده مى شود که همه زنده مى شوند و صف مى کشند و آسمان شکافته مى شود و کوهها متلاشى و پراکنده مى شوند و پاره هايي از آتش جهنم جدا شود و کوه ها افکنده شود؛ پس نماند صاحب روحى مگر آنکه دلش کنده شود و گناهش را ياد کند و مشغول به خود شود، مگر کسانى که خدا خواسته باشد(که چنين نشود).

    نوشته اند که فرمود : پس کجايى تو اى عمرو ؟ عمرو گفت : همانا من مى شنوم امرى را که عظيم و بزرگ است .

    و به حدى قيامت هولناک و دهشتناک است که اموات و مردگان در عالم برزخ و قبر نيز هول و تکان و بيم و وحشت آن را دارند، به نحوى که بعضى از مردگان که به دعاى اولياء خدا زنده شده اند موهايشان تمام سفيد بوده . سبب سپيدى موى آنها را پرسيدند، گفتند وقتى که ما را به زنده شدن امر کردند گمان کرديم که قيامت بر پا شده و از وحشت و هول قيامت تمامى موهاى ما سپيد شد.

    اينک ما در اينجا چيزهائى که سبب خلاصى از سختيهاى قيامت است ذکر مى کنيم شايد آن را به کار بنديد.

    1 - خواندن سوره يوسف

    روايت شده است که هر که سوره يوسف (عليه السلام) را در هر روز يا در هر شب بخواند، روز قيامت که مبعوث مى شود جمالش مانند جمال يوسف (عليه السلام) باشد، و به او فزع و ترسى از روز قيامت نرسد.

    2 -خواندن سوره دخان در هر نماز

    و از حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) مرويست که هر که سوره دخان را در نمازهاى فريضه و نافله ، بخواند حق تعالى او را در جمله آنهائى که امين و بى ترسند مبعوث فرمايد.

    3 - خواندن سوره احقاف در هر جمعه

    و از حضرت امام جعفر صادق (ع) مروى است که هر که سوره احقاف را در هر شب يا در هر جمعه بخواند، به او ترسى در دنيا نرسد و حق تعالى او را از ترس روز قيامت ايمن گرداند.

    4 - خواندن سوره والعصر در نمازهاي مستحبي

    و نيز از آن حضرت (امام صادق (عليه السلام)) منقولست که هر که سوره والعصر را در نمازهاى نافله خود بخواند روز قيامت با صورت سفيد و روشن مبعوث مى شود، و دهانش به خنده گشوده باشد و چشمش روشن باشد تا داخل بهشت شود.

    5- احترام به ريش سفيدان و بزرگترها

    شيخ کلينى از حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام) نقل کرده که حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود: هر که احترام و تعظيم کند کسى را که در اسلام موى خود را سپيد کرده حق تعالى او را از فزع و ترس روز قيامت ايمن گرداند.

    6- مردن در راه مکه

    و نيز از آن حضرت روايت کرده که فرمود: هر که بميرد در راه مکه ، خواه در وقت رفتن باشد يا در وقت برگشتن ، از ترس بزرگ و فزع اکبر روز قيامت ايمن بماند.

    7 - مردن در حرم مکي و يا مدني

    و شيخ صدوق از آن حضرت روايت کرده که فرمود هر که در يکى از دو حرم ، يعنى حرم مکه و حرم مدينه بميرد خداوند او را از جمله آنهائيکه امين و بى ترسند در قيامت قرار مى دهد.

    8- دفن شدن در حرم مکي

    شيخ کلينى از حضرت صادق (عليه السلام) روايت کرده که فرمود: هر که در حرم مکه معظمه دفن شود از فزع اکبر و ترس بزرگ ايمن گردد.

    9- دوري از فحشاء بخاطر خداي بزرگ

    شيخ صدوق از حضرت رسول صلى الله عليه و آله نقل کرده که هر کس ‍ از زنا و يا زشتى ديگر به خاطر خداوند بپرهيزد خداوند آتش جهنم را بر او حرام گرداند و او را از ترس بزرگ روز قيامت ايمن گرداند.

    10- دشمن دانستن نفس اماره

    کسى که نفس اماره را دشمن خويش شمرد خداوند او را از ترس روز قيامت ايمن گرداند.

    11-فرو بردن خشم و کظم غيظ

    شيخ اجل على بن ابراهيم قمى از حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) روايت کرده که هر کس، خشم خود را فرو برد خداوند دل او را از امن و ايمان روز قيامت پر گرداند.

    12- محبت و ولايت اهلبيت

    حق تعالى در سوره نمل آيه 89 فرمود : مَن جَاء بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِّنْهَا وَهُم مِّن فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ يعني هر كس نيكى به ميان آورد، پاداشى بهتر از آن (نيکي) خواهد داشت‏، و آنان از هراس و دلهره آن روز (قيامت) ايمنند، از حضرت اميرالمؤ منين روايت شده که فرمود: حسنه در اين آيه ، معرفت و ولايت و محبت ما اهل بيت است (و معلوم مي شود آيه شريفه 201 سوره بقرة وِمِنْهُم مَّن يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ يعني : و برخى از آنان مى‏گويند: (پروردگارا! در اين دنيا به ما نيكى و در آخرت (نيز) نيكى عطا كن‏، و ما را از عذاب آتش (دور) نگه دار) همان محبت و ولايت اهل بيت عليهم السلام است .

    13- کمک به برادران مومن و برآوردن حوائج آنان

    شيخ صدوق از حضرت صادق (عليه السلام) روايت کرده که فرمود: هر کس که برادر مؤمن اندوهگين و تشنه را کمک کند و اندوهش را از بين ببرد و يا خواسته اش را بر آورده سازد براى او از طرف خداوند هفتاد و دو رحمت است که يکى از آنها را حق تعالى در دنيا به او مرحمت فرمايد که با آن زندگى خود را اصلاح نمايد و هفتاد و يک رحمت ديگر براى جلوگيرى از ترسهاى روز قيامت او باشد.

    مرحوم محدث قمي مي گويد که در خصوص برآورده کردن نيازها و مشکلات برادران دينى، روايات بسيار نقل شده ؛ از جمله از حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) روايت شده است: کسى که دنبال کار برادر مسلمان خود برود، حق تعالى او را در حمايت هفتاد و پنج هزار فرشته قرار دهد که براى او در هر قدمى حسنه اى بنويسد و زشتى را از او بردارد و درجه بالاتر را به او دهد. و چون نياز برادر ديني خويش روا سازد ، فرشتگان بنويسند براى او اجر و مزد کسي که حج و عمره را بجا آورده باشد. و از حضرت صادق (عليه السلام) منقول است که برآورده کردن نياز مرد مومن برتر است از حجّة و حجّة و حجّة و تا ده حجة شمردند .

    و روايت شده که در بنى اسرائيل هر گاه عابدى به نهايت عبادت مى رسيد از ميان همه عبادات سعى و کوشش در بر آوردن حاجات مردم اختيار مى کرد.

    و شيخ جليل ، شاذان بن جبرئيل قمى از حضرت رسول صلى الله عليه و آله روايت کرده که حضرت در شب معراج اين کلمات را ديد که بر در دوم بهشت نوشته شده : "لا اله الا الله،محمد رسول الله،على ولى الله" از براى هر چيزى حيله ايست و حيله سرور و خشنودي در آخرت چهار خصلت است : دست ماليدن بر سر يتيمان و مهربانى بر بيوه زنان و رفتن پى حاجت مؤ منان و تعهد و پرستارى از فقيران و مسکينان و درماندگان، بنابراين علما و بزرگان دين خيلى اهتمام در رفع نياز مؤمنين داشتند .

    14- زيارت اهل قبور مومنان

    شيخ کلينى از حضرت امام رضا (عليه السلام) نقل کرده که هر کس نزد قبر برادر خود بيابد و دست خود را بر قبر بگذارد و انا انزلناه فى ليله القدر را هفت مرتبه بخواند خداوند او را از فزع اکبر و دلهره بزرگ روز قيامت ايمن و مصون گرداند.

    محدث قمي مي گويد: در روايت ديگر است که رو به قبله نمايد و دست بر روى قبر بگذارد) و اين ايمن بودن از ترس بزرگ روز قيامت ، ممکن است براى خواننده باشد چنانچه از ظاهر خبر چنين استفهام مي شود ، و احتمال دارد، ايمن شدن از دلهره بزرگ قيامت براى مرده باشد، چنانچه از بعضى روايات ظاهر مى شود.

    شيخ قمي مي گويد : و اين فقير ديدم در مجموعه اى که شيخ اجل افقه ، ابو عبدالله محمد بن مکى عاملى معروف به شيخ شهيد (اول)، به زيارت قبر استاد خود شيخ اجل عالم فخر المحققين نجل آيه الله علامه حلى (رضوان الله عليهم اجمعين ) آمد و گفت : نقل مى کنم از صاحب اين قبر و او نقل کرد از والد ماجدش به سند خود از امام رضا (عليه السلام) که هر که زيارت کند قبر برادر مؤ من خود را و بخواند نزد او سوره قدر را و بگويد: "اللهم جاف الارض عن جنوبهم و صاعد اليک ارواحهم و زدهم منک رضوانا و اسکن اليهم من رحمتک ما تصل به وحدتهم و تونس وحشتهم ، انک على کل شى ء قدير" (2) ايمن شود خواننده و ميت از فزع اکبر و دلهره بزرگ روز قيامت.

    صاحب منازل الاخره گويد: که قبر فخر المحققين بنابر آنچه از کلام مجلسى اول در شرح فقيه ظاهر مى شود در نجف اشرف است و شايد نزديک قبر والدش علامه (رحمه الله عليه) در ايوان مطهر باشد.






    برگرفته از کتاب منازل الاخره

    توسط آقاميري

    بخش دين و انديشه تبيان
    كتاب "آموزش سخت افزار" با فرمت جاوا قابل اجرا در تمامي گوشي هاي همراه
    دانلود

    لينك پست
    .................................................. ..........................


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18



    بنام خدا
    قرآن كريم از روز «قيامت» با نام‏هاي گوناگوني ياد مي‏كند و در حقيقت با هر يك از آنها، شعاع و بُعدي از اين مسأله گريزناپذير را مطرح مي‏سازد؛ مانند: «روز قيامت كه به معناي برخاستن است و مقصود آن است كه مردم در برابر پروردگار جهانيان به پا مي‏ايستند».مطففين (83)، آيه 6. «روز جمع كه همه مردم در يك صحنه جمع مي‏شوند».واقعه (56)، آيه 49 و 50. «روز حسرت كه عده‏اي به سبب كفر و عنادورزي خود در حسرت‏اند و برخي به دليل گناهان، آلودگي‏ها و تعلق‏هايي كه داشته‏اند و مانع رسيدن به درجات بالاتر شده است، حسرت مي‏خورند»؛ مريم (19)، آيه 39. «روز ازفة كه به معناي روز بسيار نزديك است»؛غافر (40)، آيه 18. «روز حساب كه به محاسبه اعمال، افكار، عقايد، اوصاف و اخلاق آدمي پرداخته مي‏شود»ص (38)، آيه 26و... .
    در اين روز و در آن هنگام، حوادث و وقايع گوناگوني اتفاق مي‏افتد؛ از آن جمله:
    1. نظام كنوني عالم دگرگون مي‏شود كه پديد آمدن زلزله عظيم در زمين‏مزمل (73)، آيه 14. شكافته شدن درياها،تكوير (81)، آيه 6. به حركت در آمدن كوه‏هاكهف (18)، آيه 47. و درهم كوبيده شدنشان،حاقه (69)، آيه 14. خاموش گشتن ماه و خورشيد و ستارگان عظيم‏تكوير (81)، آيه 2. و پر از دود و ابر شدن فضاي جهان،فرقان (25)، آيه 25. پاره‏اي از تغيير و تحولات اساسي نظام كاينات و از جمله حوادث آن روز است.
    2. همه اسباب و روابط قطع مي‏شود و تمام ارتباطات و تأثيراتي كه موجودات در نظام وجودشان در عالم جسم و جسمانيات و نيز در عالمي كه به دنبال آن مي‏آيد، دارند، به زودي از ميان خواهند رفت و در نتيجه نه شيئي در شي‏ء ديگر تأثير خواهد كرد و نه شيئي از شي‏ء ديگر تأثير خواهد پذيرفت. نه از شيئي نفع خواهند برد، نه از آن، زياني خواهد رسيد.بقره (2)، آيه 166؛ مؤمنون (23)، آيه 101.
    3. حجاب‏ها برطرف گشته و باطن‏ها آشكار مي‏گردد، با از ميان رفتن اسباب، هر گونه حجابي كه اشيا را از يكديگر پنهان مي‏سازد، از بين خواهد رفت و صورت باطن ظاهر و حقايق آشكار مي‏شود.ابراهيم (14)، آيه 21؛ طارق (86)، آيه 9؛ حاقه (69)، آيه 18.
    4. ظلمت برطرف گشته و فضا، فضاي نور خواهد شد؛ چرا كه همگي جنبه خلقي خود را از دست داده، جنبه الهي خود را بروز مي‏دهند.زمر (39)، آيه 29؛ عنكبوت (29)، آيه 64.
    5. دادگاه عدل الهي تشكيل مي‏شود و اعمال همه بندگان حاضر و نامه‏هاي اعمال توزيع مي‏شود. به حساب همه مردم به دقت رسيدگي و بر اساس عدل درباره ايشان داوري مي‏گردد.اسراء (17)، آيه 49؛ حاقه (69)، آيه 19 - 25؛ يونس (10)، آيه 54؛ نمل (27)، آيه 78.
    6. شاهدان بر اعمال انسان شهادت مي‏دهند، فرشتگان، پيامبران و برگزيدگان خدا به عنوان شهود حضور دارند و حتي اعضايِ بدن انسان گواهي مي‏دهد.بقره (2)، آيه 143؛ آل عمران (3)، آيه 140؛ هود (11)، آيه 18؛ نور (24)، آيه 24؛ يس (36)، آيه 65.
    دست و پا بدهد گواهي با بيان
    بر فساد او به پيش مستعان‏
    دست گويد: من چنين دزديده‏ام
    لب بگويد: من چنين پرسيده‏ام
    چشم گويد: غمزه، حرام
    گوش گويد: چيده‏ام سوءالكلام‏
    پس دروغ آمد زسر تا پاي خويش
    كه دروغش كرد هم اعضاي خويش‏
    پس چنان كن فعل كان خود بي‏زبان
    باشد «اشهد» گفتن و عين بيان‏ (1)
    7. هر كسي به سوي اقامتگاه ابدي خويش رهسپار مي‏شود. پس از آنكه حكم الهي اعلام شد، نيكوكاران و تبه‏كاران از يكديگر جدا مي‏شوند: مؤمنان، رو سفيد، شاد و خندان به سوي بهشت و كافران و منافقان، رو سياه و اندوهگين به سوي دوزخ روانه مي‏گردند.اعراف (7)، آيه 44؛ آل عمران (3)، آيه 106؛ انعام (6)، آيه 124؛ مريم (19)، آيه 85؛ قيامت (75)، آيه 42؛ شوري (42)، آيه 7؛ يس (36)، آيه 59؛ معارج (70)، آيه 44 و ... .
    ********
    1:مثنوي معنوي، دفتر پنجم، ابيات 2212، 2213، 2215، 2216 و 2218.


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    1,246
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    چرا برخی در قیامت به صورت حیوان محشور میشوند؟؟؟؟

    در تفسیر آیه: «یوم ینفخ فی الصور فتأتون أفواجا؛ روزی که در صور دمیده شود، پس گروه گروه بیایید» (النبأ/18) از براء بن عازب روایتی است که میگوید: معاذ ابن جبل در خانه ابوایوب انصاری نزدیک پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم نشسته بود. معاذ از رسول خدا درباره آیه: «یوم ینفخ فی الصور فتأتون أفواجا» و آیات بعد از آن سؤال کرد.
    حضرت در پاسخ گفتند: ای معاذ از امر عظیمی پرسش کردی! آنگاه رسول خدا بگریست و فرمود: ده صنف از امت من متفرق محشور می شوند بطوریکه خداوند آنها را از مسلمانان متمایز، و صورت های آنها را متبدل میگرداند. گروهی از آنان به صورت بوزینه و گروهی به صورت خوک محشور میشوند، و بعضی صورت هایشان به طرف پائین و پاهایشان به طرف بالا، بعکس قرار دارند و بدین کیفیت در محشر کشیده میشوند. و بعضی نابینا هستند و در حال کوری به این طرف و آن طرف متحیرانه میدوند، و بعضی کرانند و لالانند و ابدا تعقل و ادراک ندارند، و برخی زبانهای خود را در حالیکه به روی سینه هایشان افتاده است می جوند و چرک و خون از دهان های آنها جاری است بطوریکه اهل محشر از این منظره نفرت کنند، و برخی دست ها و پاهایشان بریده است، و برخی از آنان به شاخه هائی از آتش به دار گلو آویز شده اند، و گروهی بوی گندشان از بوی جیفه و مردار بیشتر است، و گروهی به لباس هائی از زفت و قیر که به بدنشان چسبیده است ملبسند.

    اما آنان که به صورت بوزینه هستند، آنان سخن چینان از مردمانند. و آنان که به صورت خوک هستند، آنان اهل خوردن مال حرامند. و آن کسانی که واژگونه به روی زمین کشیده می شوند، آنان رباخوارانند. و آنان که نابینا هستند، افرادی هستند که در وقت حکم مراعات عدالت را ننموده و در بین مردم جور و ستم روا میدارند. و آنان که لالان و کرانند، آنانند که به کردار خود، خودپسندانه می نگرند. و آنان که زبان های خود را میجوند، علما و خطبائی هستند که گفتار آنها با کردارشان مطابقت ندارد.
    و آنان که دست ها و پاهایشان بریده است افرادی هستند که همسایگان خود را آزار میدهند. و آنان که به دارهای آتشین آویخته اند جاسوسان و نمامانی هستند که در نزد سلطان سعایت می کنند. و آنان که بوی گندشان از جیفه و مردار بیشتر است افرادی هستند که از لذات و شهوات پیروی نموده و از اموال خود حق خدا را نمیدهند. و آنان که از لباسهای قطران و قیر چسبیده به بدن در بر دارند، آنان اهل کبر و خودپسندی و تفاخر هستند.

    در این روایت شریفه خصوصیات صور ملکوتی اهل کبائر بیان شده است بالاخص آنان که به صورت های میمون و خوک در محشر حضور پیدا میکنند. غیبت مؤمن را کردن گوشت مرده او را خوردن است: «و لا یغتب بعضکم بعضا أ یحب أحدکم أن یأکل لحم أخیه میتا فکرهتموه ؛ و نبایستی کسی از شما غیبت دیگری را بنماید، آیا دوست دارد یکی از شما که گوشت مرده برادر خود را بخورد؟ پس این عمل برای شما ناپسند است» (الحجرات/12).

    معاد شناسی 2/303
    به نقل از مرکز ملی پاسخگویی
    شهيد عماد مغنيه: براي من ميل رهبر معظم انقلاب، حجت شرعي است.

  5. تشکرها 2


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0




    قرآن كريم از روز «قيامت» با نام‏هاى گوناگونى ياد مى‏كند و در حقيقت با هر يك از آنها، شعاع و بعدى از اين مسأله گريزناپذير را مطرح مى‏سازد مانند:
    «روز قيامت كه به معناى برخاستن است و مقصود آن است كه مردم در برابر پروردگار جهانيان به پا مى‏ايستند».(1) «روز جمع كه همه مردم در يك صحنه جمع مى‏شوند».(2) «روز حسرت كه عده‏اى به سبب كفر و عنادورزى خود در حسرت‏اند و برخى به دليل گناهان، آلودگى‏ها و تعلق‏هايى كه داشته‏اند و مانع رسيدن به درجات بالاتر شده است، حسرت مى‏خورند»(3) «روز ازفة كه به معناى روز بسيار نزديك است»(4) «روز حساب كه به محاسبه اعمال، افكار، عقايد، اوصاف و اخلاق آدمى پرداخته مى‏شود»(5)


    و.
    در اين روز و در آن هنگام، حوادث و وقايع گوناگونى اتفاق مى‏افتد از آن جمله:
    1. نظام كنونى عالم دگرگون مى‏شود كه پديد آمدن زلزله عظيم در زمين(6) شكافته شدن درياها،(7) به حركت در آمدن كوه‏ها(8) و درهم كوبيده شدنشان،(9) خاموش گشتن ماه و خورشيد و ستارگان عظيم(10) و پر از دود و ابر شدن فضاى جهان،(11) پاره‏اى از تغيير و تحولات اساسى نظام كاينات و از جمله حوادث آن روز است.

    2. همه اسباب و روابط قطع مى‏شود و تمام ارتباطات و تأثيراتى كه موجودات در نظام وجودشان در عالم جسم و جسمانيات و نيز در عالمى كه به دنبال آن مى‏آيد، دارند، به زودى از ميان خواهند رفت و در نتيجه نه شيئى در شى‏ء ديگر تأثير خواهد كرد و نه شيئى از شى‏ء ديگر تأثير خواهد پذيرفت. نه از شيئى نفع خواهند برد، نه از آن، زيانى خواهد رسيد.(12)

    3. حجاب‏ها برطرف گشته و باطن‏ها آشكار مى‏گردد، با از ميان رفتن اسباب، هر گونه حجابى كه اشيا را از يكديگر پنهان مى‏سازد، از بين خواهد رفت و صورت باطن ظاهر و حقايق آشكار مى‏شود.(13)
    4. ظلمت برطرف گشته و فضا، فضاى نور خواهد شد چرا كه همگى جنبه خلقى خود را از دست داده، جنبه الهى خود را بروز مى‏دهند.(14)
    5. دادگاه عدل الهى تشكيل مى‏شود و اعمال همه بندگان حاضر و نامه‏هاى اعمال توزيع مى‏شود. به حساب همه مردم به دقت رسيدگى و بر اساس عدل درباره ايشان داورى مى‏گردد.(15)

    6. شاهدان بر اعمال انسان شهادت مى‏دهند، فرشتگان، پيامبران و برگزيدگان خدا به عنوان شهود حضور دارند و حتى اعضاى بدن انسان گواهى مى‏دهد.(16)

    دست و پا بدهد گواهى با بيان بر فساد او به پيش مستعان‏
    دست گويد: من چنين دزديده‏ام لب بگويد: من چنين پرسيده‏ام‏
    چشم گويد: غمزه، حرام گوش گويد: چيده‏ام سوءالكلام‏
    پس دروغ آمد زسر تا پاى خويش كه دروغش كرد هم اعضاى خويش‏
    پس چنان كن فعل كان خود بى‏زبان باشد «اشهد» گفتن و عين بيان‏
    (17)

    7. هر كسى به سوى اقامتگاه ابدى خويش رهسپار مى‏شود. پس از آنكه حكم الهى اعلام شد، نيكوكاران و تبه‏كاران از يكديگر جدا مى‏شوند: مؤمنان، رو سفيد، شاد و خندان به سوى بهشت و كافران و منافقان، رو سياه و اندوهگين به سوى دوزخ روانه مى‏گردند.(18)

    پى‏نوشت‏

    (1) مطففين (83)، آيه 6.
    (2) واقعه (56)، آيه 49 و 50.
    (3) مريم (19)، آيه 39.
    (4) غافر (40)، آيه 18.
    (5) ص (38)، آيه 26.
    (6) مزمل (73)، آيه 14.
    (7) تكوير (81)، آيه 6.
    (8) كهف (18)، آيه 47.
    (9) حاقه (69)، آيه 14.
    (10) تكوير (81)، آيه 2.
    (11) فرقان (25)، آيه 25.
    (12) بقره (2)، آيه 166 مؤمنون (23)، آيه 101.
    (13) ابراهيم (14)، آيه 21 طارق (86)، آيه 9 حاقه (69)، آيه 18.
    (14) زمر (39)، آيه 29 عنكبوت (29)، آيه 64.
    (15) اسراء (17)، آيه 49 حاقه (69)، آيه 25- 19 يونس (10)، آيه 54 نمل (27)، آيه 78.
    (16) بقره (2)، آيه 143 آل عمران (3)، آيه 140 هود (11)، آيه 18 نور (24)، آيه 24 يس (36)، آيه 65.
    (17) مثنوى معنوى، دفتر پنجم، ابيات 2212، 2213، 2215، 2216 و 2218.
    (18) اعراف (7)، آيه 44 آل عمران (3)، آيه 106 انعام (6)، آيه 124 مريم (19)، آيه 85 قيامت (75)، آيه 42 شورى (42)، آيه 7 يس (36)، آيه 59 معارج (70)، آيه 44 و.


  7. تشکرها 2


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    57
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مرحله اول قیامت: نفخ صور اول
    مدهوشی اهل آسمان و زمین
    تغییر در ساختا آسمان و زمین
    مرحله دوم قیامت:نفخ صور دوم
    زنده شدن انسانها
    نورانی شدن زمین
    برپایی دادگاه عدل الهی
    حضور شاهدان و گواهان
    دادن نامه اعمال
    قضاوت بر حق

  9. تشکر


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    1,246
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    راز پیری زود رس پیامبر

    رسول اکرم صلی الله علیه و آله بیش از دیگران از قیامت هراس داشت زیرا اندازه گریز یا گرایش هر فرد ، به نسبت شناخت اوست. به همین دلیل حوادث هولناک و سهمگین قیامت باعث پیری زود رس پیامبر شد.

    از این رو در پاسخ مردی که به آن حضرت عرض کرد یا رسول الله چه زود پیر شده اید ؛فرمود: (شیبتنی هود و الواقعه) این سخن به تعبیر استاد علامه طباطبایی ناظر به یاد قیامت است . همچنین با توجه به اینکه در برخی از روایات سوره هود و واقعه در کنار هم ذکر شده ، معلوم می شود که که این حدیث ناظر به مساله قیامت می باشد . ضمن اینکه یکی از اوصاف قیامت نیز پیر کردن نوسالان می باشد (یوما یجعل الولدان شیبا) و این وصف هولناک یا برای طولانی بودن آن روز است و یا برای سوانح سنگین و توانفرسای آن . از این رو پیامبر گرامی اسلام به پیری زود رس مبتلا شده است .

    ما چگونه قرآن می خوانیم . چقدر قرآن روی افکار و روحیه ما تاثیر گذاشته است ؟چقدر ما به وعدها و وعیدها ی قرآن ایمان داریم ؟
    http://www.cloob.com/club/article/li...h/wrapper/true
    ویرایش توسط فالق الاصباح : ۱۳۸۹/۰۴/۲۹ در ساعت ۱۳:۳۴
    شهيد عماد مغنيه: براي من ميل رهبر معظم انقلاب، حجت شرعي است.

  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2



    يكي ديگر از اسامي قيامتيوم التلاق است؛
    در سوره مباركه مؤمن (غافر) آيه 15 مي‌فرمايد:
    «رَفِيعُ الدَّرَجَاتِ ذُو الْعَرْشِ يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ لِيُنْذِرَ يَوْمَ التَّلَاقِي»
    اين روح در آيه شريفه همانطور كه مفسرين گفتند به معناي وحي و كتب آسماني است،
    كما اينكه در آيه 52 از سوره مباركه شوري دارد
    «كَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنَا» ما وحي فرستاديم به سوي تو كه همان كتب آسماني است.
    حالا چرا از كتب، قرآن و وحي تعبير به روح شده و اين هم خودش نكته‌ي خيلي لطيفي دارد كه در جاي خودش مطرح است، خدا مي‌فرمايد ما اين وحي، قرآن، اين كتاب آسماني را فرستاديم براي اينكه پيامبر ما يوم التلاق را به مردم انذار كند. چرا روز قيامت را روز تلاق (يعني ملاقات) مي‌گويند؟ اينجا مصاديقي مي‌شود براي تلاقي مطرح كرد، يعني از خصوصيات قيامت اينست كه همه‌ي انواع تلاقي‌ها در قيامت هست، اولاً اولين و آخرين انسان‌ها يكديگر را ملاقات مي‌كنند، اين نيست كه بگوئيم فقط فاميل خودمان را ملاقات مي‌كنيم! اولين و آخرين يكديگر را ملاقات مي‌كنند و از سرنوشت يكديگر اطلاع پيدا مي‌كنند، حالا اين به چه كيفيتي ممكن است، اين هم مربوط به آٍثار روز قيامت است، اين از خصوصيات دنيا و عالم ماده است كه در عالم ماده انسان نمي‌تواند از كسي كه يك مقداري از او دور است اطلاع پيدا كند،
    اما روز قيامت روزي است كه همه‌ي انسان‌ها از وضعيت يكديگر اطلاع پيدا مي‌كنند.

    ویرایش توسط مجیب : ۱۳۹۲/۱۱/۲۷ در ساعت ۱۲:۴۶


    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود