جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بشارت های کتاب مقدس به پیامبر اکرم(ص)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    185
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    بشارت های کتاب مقدس به پیامبر اکرم(ص)




    ازآنچه که گفتیم به روشنی میتوان دریافت که فارقلیط را نمی توان با روح القدس تطبیق داد . وجود کسانی که ادعاکرده اند فارقلیط موعود هستند همچون منتس و .... و تبعیت برخی از مسیحیان از اینمدعیان خود بهترین شاهد بر این نکته است که مسیحیان منتظر ظهور فارقلیط بودهاند.
    برخی از مسیحیان اشکالاتی را واردکرده و گفته اند این بشارت با پیامبر اسلام سازگاری ندارد ما به طور مختصر برخی ازاین اشکالات را مطرح و پاسخ آن را به صورت مجمل می آوریم.به ادامه ی مطلب مراجعهکنید
    با مطالعه قرآن کریم در می یابیم که نامپیامبر اسلام در کتب پیشینیان وجود داشته است ، قرآن با صراحت و با قاطعیت از وجودنام و توصیفات پیامبر خاتم خبر می دهد
    از آنجا کهبه اعتقاد مسلمانان کتابهای مقدس موجود در دست یهودیان و مسیحیان تحریف شده استبرخی معتقدند بشارتهای ذکر شده در قرآن کریم ناظر بر تورات و انجیل واقعی است ، امابه عقیده ما بشارتهای مذکور در همین تورات و انجیل کنونی موجود است. و ما در اینتحقیق به ذکر آیاتی که در کتاب مقدس به صراحت و یا با اشاره به پیامبر آخر الزمانمی پردازد خواهیم پرداخت.
    بشارتاول:نبی ای می اید
    در انجیل یو حنا به روشنی بیان شده است که علمای یهوددر انتظار ظهورپیامبری به غیر از مسیح بودند (یوحنا 19:1-25)
    و این است شهادتیحیی در وقتی که یهودیان از اورشلیم کاهنان و لاویان را فرستادند تا از او سؤالکنند که تو کیستی که معترف شد و انکار ننمود بلکه اقرار کرد که من مسیح نیستم آنگاهاز او سؤال کردند پس چه آیا تو الیاس هستی گفت نیستم آیا تو نبیّ هستی جواب داد کهنی آنگاه بدو گفتند پسی کیستی تا به آن کسانی که ما را فرستادند جواب بریم دربارهخود چه میگوئی گفت من صدای ندا کننده در بیابانم که راه خداوند را راست کنید چنانکهاشعیاء نبیّ گفت و فرستادگان از فریسیان بودند پس از او سؤال کرده گفتند اگر تومسیح و الیاس و آن نبیّ نیستی پس برای چه تعمید میدهی
    و نیز وقتی مسیح در جلیلیندا کرد که به مردم ایمکان بیاورید مردم اختلاف کردند که او کیست اختلاف کردندیوحنا 7/40)گفت درباره روح که هر که به او ایمان آرد او را خواهد یافت زیرا کهروح‏القدس هنوز عطا نشده بود چون که عیسی تا به حال جلال نیافته بود (39 انجیلیوحنّا 7) آنگاه بسیاری از آن گروه چون این کلام را شنیدند گفتند در حقیقت این شخصهمان نبیّ است(40 انجیل یوحنّا 7) و بعضی گفتند او مسیح است
    و این متنها به وضوحنشان میدهد که یهودیان زمان ظهور مسیح منتظر دو شخصیت بودند یکی مسیح و دیگری آننبی
    آنچه گذشت برخی ا ز بشارتهای موجود در کتاب مقدس بر ظهور پیامبر اکرم بود
    بشارت دوم: نبی ای مثل موسی از برادران بنی اسراییل
    یکی از بشارتهای کتاب مقدس بهپیامبر اسلام آیه ای است که در سفر تثنیه تورات آمده است
    یهوه خدایت نبی ای رااز میان تو از برادرانت مثل من برای تو مبعوث خواهد گردانید او را بشنوید.....وخداوند به من گفت آنچه گفتند نیکو گفتند نبی ای را برای ایشان از میان برادرانایشان مثل تو مبعوث خواهم کرد و کلام خود را به دهانش خواهم گذاشت و هر آنچه به اوامر فرمایم به ایشان خواهد گفت .«و هر کس از کلامش اطاعت نکند من از وی انتقامخواهم گرفت» ( تثنیه 15:18-18)
    متن عبری:
    נביא מקרבך מאחיך
    כמני יקים לךיהוה
    אלהיך אליו
    תשמעון׃
    ככל אשר־שאלת מעם
    יהוה אלהיך בחרב
    ביוםהקהל לאמר לא
    אסף לשמע את־קול
    יהוה אלהי ואת־האש
    הגדלה הזאת
    לא־אראהעוד ולא
    אמות׃
    ויאמר יהוה אלי
    היטיבו אשר דברו׃
    נביא אקים להם
    מקרבאחיהם כמוך
    ונתתי דברי בפיו
    ודבר אליהם את
    כל־אשר אצונו׃
    برای آنکه بهتر بتوانیم این بشارترا تطبیق دهیم لازم است به کلام خداوند رجوع کنیم و در آن دقت کنیم .در این آیه دونکته و برای این پیامبر نسبت به سایر پیامبران همچون یوشع و عیسی وجود دارد.
    1-
    و کسی که کلام او را نپذیرد من از او انتقام خواهم گرفت بدون شک مراد خداوند از اینانتقام عذاب اخروی مسئله برای این پیامبر نیست و در مورد تمام پیامبران وجود دارد وحال آنکه از ظاهر عبارت بر می آید که این ویژگی به عنوان خصوصیتی بارز برای اینپیامبر است .
    در نتیجه مرا د از انتقام همین انتقام دنیوی است و اشاره به ایننکته دارد که پیامبر مذکور مأمور به جهاد خواهد بود و خداوند او را یاری خواهد نمودو از مخالفین وی انتقام می گیرد .
    2-
    در این آیه عبارت مثل تو نیز از خصوصیاتاین پیامبر ذکر شده است و به همین دلیل می گوئیم این بشارت قابل تطبیق بر یوشعآنچنانکه یهودیان می گویند و قابل تطبیق بر عیسی نیز چنانکه مسیحیان معتقدند نمیباشد، زیرا حضرت یوشع صاحب شریعت نبود و حال آنکه از خصوصیات بر جستة حضرت موسیداشتن شریعت بود . و به علاوه خصوصیات و عظمتی که برای پیامبر مذکور مطرح شده را برحضرت یوشع نمی توان تطبیق داد . اما تفاوتهای حضرت عیسی و حضرت موسی بیش از آن استکه احصاء شود و در کمتر موردی این دو پیامبر دارای وجه مشترک هستند بر خلاف پیامبراسلام که شباهت کامل به حضرت موسی داشته است .
    در جدول زیر شباهتها و تفاوتهایاین پیامبران را بر می شمریم
    حضرت موسی (ع) حضرت عیسی (ع) حضرتمحمد (ع)
    پیامبر و بنده خدا خدا و فرزند خدا پیامبر و بندة خدا
    صاحب شریعتفاقد شریعت صاحب شریعت
    مورد رحمت بود ملعون شد مرحوم و مورد رحمت الهی بود
    دربستر از دنیا رفت مصلوب شد در بستر از دنیا رفت
    مطاع و سید قوم بود خار و حقیرمطاع و سید
    پدر و مادر داشت فقط مادر داشت پدر و مادر داشت
    شمشیر به دست گرفتشمشیر به دست نگرفت شمشیر به دست گرفت
    در عبارت اول آمده است « نبی ایرا از میان تو از برادرانت » اما دردفعةدوم آمده است : « نبی ای را برای ایشان ازمیان برادران ایشان »که به نظر ما جملة اول به صورت مجمل است و در ضمن به صورت دقیقهم ذکر نشده و عبارت از میان تو ( و در بعضی از نسخ ازمیان شما) نیز زیادی است وجزو عبارت اصلی نمی باشد.
    زیرا اولاً: در عبارت حضرت موسی که کلام خداوند راتکرار میکند کلمة از میان شما وجود ندارد و اضافاتی نیز بر جملةاول دارد که بدون شکنمی توان آنها را ساختة حضرت موسی دانست و این از شأن آن جناب به دور است.
    اینآیه در کلام پطرس نیز نقل شده و در آنجا نیز فقط کلمة از برادران شما آمدهاست
    حال باید دید که برادران بنی اسرائیل چه کسانی هستند
    می دانیم که اسرائیللقب یعقوب است و یعقوب فرزند اسحاق است
    و اسحاق و اسماعیل نیز برادر یکدیگرند پسبدون شک مراد از برادران بنی اسرائیل همان فرزندان اسماعیل هستند.
    البته اینمطلب تازگی ندارد چرا که در سفر تکوین آمده است و نصیب او (اسماعیل) در مقابل همةبرادران افتاد . که مراد از برادران اسماعیل همان بنی اسرائیل هستند.
    نکته: ممکناست به نظر برسد مراد از برادران بنی اسرائیل فرزندان عیسو باشند اما این مطلب صحیحنیست زیرا عیسو از برکت محروم شد پس مراد فرزندان اسما عیل خواهند بود که خداونداورا هم مشمول برکت خود قرار داده بود و البته استعمال برادران در این موارد تازگیندارد مثل که بنو عیسو برادران اسماعیل دانسته شده اند و صرف نظر از این مطلب میدانیم که در میان تمام برادران بنی اسرائیل کسی جز محمد بر نخواسته است.
    دلیلدیگر آنکه حتی اگر بپذیریم که عبارت از میان شما صحیح باشد باز هم مشکلی پیش نمیآید زیرا استقرار و شوکت و در حقیقت آغاز شیوع اسلام در مدینه بود و اطراف مدینه همبلاد بنی اسرائیل بود مثل خیبر و بنی قنیقاع و بنی نظیر و پیامبر از میان ایشان برخواست و از بنی اخوة ایشان بود .نکتةدیگر آنکه : می دانیم که مخاطب حضرت موسی اسباطدوازده گانه بودند.و اگر واقعاًپیامبر مذکور از میان خودایشان باید بر خیزد دیگرقید از میان برادرانشان معنی ندارد و باید فقط می فرمود از میان شما و حال آنکه میبینیم قید از میان برادرانتان ذکر میکند و حتی در مرتبةدوم به همین قیداز میانبرادرانتان اکتفا میکند.
    بشارتسوم:پراکلیتوس (ستوده و حمد شده) میاید
    از مهمترین بشارتهای مطرح شده درانجیل به پیامبر اسلام سخنانی است که حضرت عیسی در آخرین روزهای خود خطاب بهحواریون فرمود دقت کید
    «
    اگر مرا دوست دارید احکام مرا نگاه دارید و من از پدرسؤال می کنم و تسلی دهنده دیگر به شما عطا خواهد کرد تا همیشه با شما بماند یعنیروحراستی که جهان نمی تواند او را قبول کند چون او را نمی بیند و نمی شناسد اماشما اورا میبینید و می شناسید زیرا که با شما می ماند و در شما خواهد بود» ( یوحنا 15:14-15)
    در چند مورد همین بشارت به ظهور تسلی دهنده در کلام حضرت عیسی (ع) تکرار شده است.
    مفسرین مسیحی این بشارت را همان تجلی روح القدس بر حواریون درروز پنطیکاست دانسته اند اما این مطلب نیاز به بررسی بیشتری دارد . قبل از توضیح وتفصیل این مطلب لازم است به نکته ای اشاره کنیم:
    می دانیم که حضرت عیسی به زبانعبری صحبت می کرده است و انجیل یوحنا هم به زبان یونانی نوشته شده است پس بدون شکآنچه را که امروز در انجیل یوحنا می بینیم ترجمه کلمات آن حضرت از زبان عبری بهزبان یونانی است و ما دقیقاً نمی دانیم آن حضرت چه کلمه ای را به زبان آورده است. با توجه به این مطلب می گوییم کلمه موجود در انجیل یوحنا کلمه پاراقلیط paraclete است که عموم مفسرین آن را به تسلی دهنده ترجمه کرده اند. مسلمانان نیز در مقابلمعتقدند که کلمه پاراقلیط یا پاراقلیطوس در اصل پریقلیطوس بوده که پریقلیطوس بهمعنی احمد و محمد در زبان عربی است . قرآن نیز به این مطلب پافشاری می کند که حضرتعیسی به ظهور پیامبری با نام احمد بشارت داده است که البته این خود نکته ای قابلتوجه و شایان تأمل است که چگونه پیامبری که خواندن و نوشتن عربی را نیاموخته بودچگونه از وجود نام احمد در انجیل یونانی زبان خبر می دهد. آیا این اطلاع جز ریشهوحیانی می تواند داشته باشد؟ حتی اگر کلمه واقعی را پاراقلیوس فرض کنیم آیا خبردادن از وجود کلمه ای که شباهت زیادی به پریقلیطیوس دارد و ممکن است آن را تحریفشده دانست خود دلیل بر متصل بودن به منبع وحی نیست ؟
    این احتمال زمانی قوت مییابد که ما با مراجعه به نسخه های زبان آرامی میبینیم که ازکلمات مَحمِدَه وحَمیدَه استفاده شده که عیناً معادل احمد و محمد در زبان عربی و واژه پریقلیط درزبان یونانی است
    صرف نظر ز آنچه گفته شد تطبیق پاراقلیطوس بر روح القدس صحیحنیست و فقراتی از همین انجیل و آیات مربوطه به فارقلیط با روح القدس همخوانی ندارد :
    1-
    در این آیات خبر از آمدن کسی می دهد که رفتن مسیح در مقابل آمدن او سودمندو مفید است آیا به اعتقاد مسیحیان روح القدس آنچنان دارای اهمیت است و آنقدر مفیداست که آمدن او ازفقدان مسیح سودمندتر است.
    2-
    در مورد فارقلیط آمده است که ویجهانیان را به گناه و صدق و انصاف ملزم خواهد ساخت، آیا روح القدس به عقیده خودمسیحیان چنین کاری انجام می دهد ، روح القدس که ظهور وتجلی او فقط برای گروهی خاصاتفاق افتاده است
    3-
    همچنین آمده است که وی دربارة مسیح شهادت داده او را تصدیقخواهد نمود، و حال آنکه چنین چیزی در مورد روح القدس گزارش نشده است و اصلاًحواریون نیاز به شهادت روح القدس نداشته اند آیا می توان باور نمود که حواریون درحقانیت حضرت مسیح شک داشته اند.
    4-
    در این آیات آمدن فارقلیط را مشروط به رفتنمسیح نموده و حال آنکه روح القدس همواره همراه حضرت عیسی (ع) بوده و آمدن او متوقفبر رفتن حضرت مسیح نبوده . البته برخی گفته اند منظور تجلی خاص روح القدس برحواریون است که این تجلی متوقف بر حضرت مسیح بوده است اما این مطلب هم با کلام حضرتعیسی سازگاری ندارد آن حضرت می فرماید تا من نروم او نمی آید و حال آنکه باید میفرمود تا من نروم او بر شما متجلی نخواهد شد در مورد کلمه فارقلیط آمده است که اوآنچه را شما از یاد برده اید به خاطرتان خواهد آورد و کسی نمی تواند ادعا کند کهحواریون در طی این چند روز تعالیم حضرت عیسی را فراموش کرده باشند ، در هیچ یک ازکتب عهد جدید هم ذکر نشده است که ما مطلبی را فراموش کردیم و روح القدس آن را یادآوری کرد.
    5-
    حضرت عیسی می فرماید : من همه چیز را از پیش به شما گفتم تا وقتیواقع می شود به آن ایمان بیاورید آیا نزول روح القدس در روز پنطیکاست مسئله ای بودکه امکان انکار آن می رفت و حضرت مسیح حواریون را از آن نهی کرده است؟
    6-
    حضرتعیسی در مورد فارقلیط فرموده که او عالمیان را توبیخ می کند( یوحنا 8:16) که اینبهترین گواه بر ادعای ماست و بدون شک روح القدس هیچگاه و به اعتقاد هیچکس مردم راتوبیخ نکرده است بر خلاف پیامبر اسلام (ص) که یهودیان را به خاطر ایمان نیاوردن بهعیسی توبیخ و سرزنش نمود.
    از آنچه که گفتیم به روشنی می توان دریافت که فارقلیطرا نمی توان با روح القدس تطبیق داد . وجود کسانی که ادعا کرده اند فارقلیط موعودهستند همچون منتس و .... و تبعیت برخی از مسیحیان از این مدعیان خود بهترین شاهد براین نکته است که مسیحیان منتظر ظهور فارقلیط بوده اند.
    برخی از مسیحیان اشکالاتیرا وارد کرده و گفته اند این بشارت با پیامبر اسلام سازگاری ندارد ما به طور مختصربرخی از این اشکالات را مطرح و پاسخ آن را به صورت مجمل می آوریم ، که علاقه مندانمی توانند جهت مطالعه بیشتر در این زمینه به کتب مربوطه مراجعه کنند.
    اشکالاول:
    در این آیه خطاب به حواریون گفته شده است شما فارقلیط را می بینید و حالآنکه حواریون هرگز پیامبر اسلام را ندیدند:
    جواب : لازم نیست که همیشه مخاطبین وشنوندگان مقصود باشند.
    چنانکه مسیح به سران کهنه گفت : و نیز شما را می گویم کهبعد از این پسر انسان را خواهید دید که بر یمین قدرت نشسته برابرهای آسمانی می آید .آیا آنها حضرت عیسی را دیدند تاکنون نزدیک به دوهزار سال از آن وقایع می گذرد وهنوز هم خبری از بازگشت دوبارة عیسی نیست .
    اشکال دوم :
    در متن آیه آمده کهجهان نمی تواند او را قبول کند زیرا که او را نمی بیند و نمی شناسد اما شما او رامی شناسید.
    جواب: این مسئله در مورد روح القدس به مراتب مشکلتر است زیرا روحالقدس به اعتقاد مسیحیان خداست و بدون شک شناخت مردم از خداوند به مراتب بیشتر ازشناخت آنها نسبت به پیامبر اسلام است بدون مراد از ندیدن و نشناختن آنست که ایشاننمی توانند که عظمت و حقیقت او را درک کنند .
    البته این مسئله تازگی ندارد و درمورد ضرت عیسی نیز آمده است که کسی پسر انسان را نمی شناسد (یوحنا 19:8 و متی 47:11 ) در متی 13:13 آمده است : نگرانند و نمی بینند و شنوا هستند و نمی شنوند .چ
    بشارتچهارم : از جبل فاران می آید
    و این است برکتی که موسی مرد خدا قبل ازوفاتش به بنی اسرائیل برکت داده گفت یهوه از سینا آمد و از سعیر بر ایشان طلوع نمودو از جبل فاران درخشان گردید و با کرورهای مقدسین آمد و از دست راست او برای ایشانشریعت آتشین پدید آمد (تثنیه 1:23 3)
    از آنجا که ترجمه های کنونی کتاب مقدس درموارد زیادی متفاوت است و بسیاری از این ترجمه ها به صورت سلیقه ای انجام می پذیردلازم دانستیم تا ترجمة دقیق این آیات را از کتاب پرو فسور عبد الا حد داود که خودمسلط بر زبان عبری است نقل کنیم یهوه از سینا آمد و از سعیر بر ایشان طلوع نمود واز جبل فاران درخشان گردید و با ده هزار از مقدسین و مؤ منین آمد و از دست راست اوبرای ایشان شریعت آتشین پدید آمد .در این آیات خداوند به خو رشید تشبیه شده استحضرت موسی در این جملات به ظهور سه پیامبر بزرگ الهی اشاره میکند . سینا محل بعثتحضرت موسی است سعیر مکانی است که حضرت عیسی به نبوت رسید و در پاران بود که حضرتمحمد به پیامبری بر انگیخته شد .
    به اعتقاد اهل کتاب فاران نمی تواند در مکهباشد و در کتاب مقدس این نام بر مکانهای دیگری اطلاق شده است لازم می دانیم که بامراجعه به کتاب مقدس به تحقیق در این باره بپردازیم .
    در سفر تکوین 13:25 -18آمده است این است نامهای پسران اسماعیل موافق اسمهای ایشان بحسب پیدایش ایشان نخستزادةاسماعیل نبا یوت و قیدار و ادبیل و مبسام و مشاع و دومه و مسا و حدار و تیما ویطور و نافیش و قدمه ....وایشان از حویله تا شور که مقابل مصر بسمت اشور واقع استساکن بودند ....
    از این آیات مشخص می شود که شور منطقه ای بین مصر و عراق (آشور) و در شمال جزیره العرب قرار دارد .حال با تعیین منطقة حویله و محل آن می توان محلسکونت حضرت اسماعیل و فرزندان او را تعیین کرد . نام حویله در کتاب مقدس پیدایش 29:10 آمده است او از فرزندان یقطان بوده است و با برادرانش همگی در میشا که کوهیاز کوههای شرقی است زندگی می کردند
    .
    حویله کیست و قوم و قبیلة او در کجا بودهاند :
    در پیدایش 26:10 -30 آمده است و یقطان الموداد و شالف و حضرموت و یارحرآوردو هدورام و اوزال و دقله راو عوبال و ابیمائیل و شبا راو اوفیرو حویله و یوبابرااین همه پسران یقطان بودند و مسکن ایشان از میشا بود بسمت سفاره که کوهی ازکوههای شرقی است بدون شک سبا حضرموت و آزال(نام قدیمی شهر صنعاء) و دقله همگی درجنوب جزیره العرب و در کشور یمن قرار دارند در نتیجه حویله نیز که از برادران ایشانشمرده شده نیز در همین منطقه سکونت داشته است .
    د رمعجم کتاب مقدس ویکلیف dictionary ycliffe bible w نیز به همین مطلب اشاره شده و آمده است که اکثر محققینمعتقدند منطقة حویله در شمال یمن قرار دارد دلیل ایشان نیز ارتباط این منطقه با حضرموت و سبا می باشد .آنچه گفتیم فقط به خاطر روشن تر نمودن این مسئله است اما صرفنظر از تمام این استدلالها منطقةحویله در همین زمان کنونی نیز در منطقة حیمه و دریمن وجود دارد .
    از آنچه گفتیم روشن می شود که حضرت اسماعیل و فرزندان ایشان بینشور در جنوب اردن و حویله در یمن اقامت داشته اند که این منطقه همان حجاز می باشد ومشهور ترین شهر و مرکز آن نیز مکه است از طرفی نیز می دانیم که حضرت اسماعیل د رفاران اقامت داشته است پیدایش( 21:12) پس فاران در همین منطقه واقع شده است
    بشارتپنجم:ماد ماد و دوازده پیشوا از نسل وی
    و اما در خصوص اسماعیل تو رااجابت فرمودم اینک او را برکت داده بارور گردانم و او را بسیار کثیر گردانم دوازدهرئیس از وی پدید آیند و امتی عظیم از وی بوجود آورم (پیدایش20:17)
    متنعبری:
    ולישמעאל שמעתיך
    הנה ברכתי אתו
    והפריתי אתו
    והרביתי אתובמאד
    מאד שנים־עשר
    נשיאם יוליד
    ונתתיו לגוי גדול׃
    تلفظانگلیسی:
    17:20 VLYShM'y'aL ShM'yThYK HNH BUrKThY 'aThV VHPhUrYThY 'aThV VHUrBYThY 'aThV BM'aD M'aD ShNYM-'yShUr NShY'aM YVLYD VNThThYV LGVY GDVL.
    ترجمه انگلیسی: King James Version
    17:20 And as for Ishmael, I have heard thee: Behold, I have blessed him, and will make him fruitful, and will multiply him exceedingly; twelve princes shall he beget, and I will make him a great nation.

    از آنجا که ترجمه های کتاب مقدسمعمولاً از دقت کافی بر خوردار نیست لازم است به متن اصلی آن که به زبان عبری استمراجعه کنیم در متن عربی نامی ذکر شده که مترجمین آن را ذکر نکرده اند و آن بمادماداست.
    بنابراین ترجمة دقیق تر عبارت چنین است : و اما در خصوص اسماعیل تو ررااجابت فرمودم اینک او را برکت داده بارور و بزرگ می گردانم بماد ماد و دوازده رئیس (پیشوا) که از نسل او خواهد بود .
    در این بشارت به روشنی از برکت خداوند بهاسماعیل و ظهور ماد ماد (یا بماد ماد)و دوازده پیشوا از نسل خبر داده شدهاست
    حال باید دید که مادماد و دوازده پیشوا چه کسانی هستند .برخی آنها را برفرزندان دوازده گانة اسماعیل تطبیق داده اند اما با کمی تأمل در می یابیم که تطبیقاین بشارت بر فرزندان اسماعیل صحیح نیست .برای روشن شدن این مطلب لازم است داستانمذکور و این بشارت را دوباره مورد بررسی قرار دهیم
    و چون ابرام نودو نه ساله بودخداوند بر ابرام ظاهر شد و گفت:....
    و عهد خویش را در میان خود و تو و ذریت بعداز تو استوار گردانم که نسلاً بعد نسل عهد جاودانی باشد ....
    اما زوجة تو ساراینام او را سارای مخوان بلکه نام او ساره باشد و او را برکت خواهم داد و پسری نیز ازوی بدنیا خواهد آمد و ملوک امتها از وی پدید خواهند شد ..
    و ابراهیم به خدا گفتکاش اسماعیل د ر حضور تو زیست کند....و اما در خصوص اسماعیل تو را اجابت فرمودماینک او را برکت داده بارور گردانم و او را بسیار کثیر گردانم بماد ماد و دوازدهرئیس که از وی پدید آیند و امتی عظیم از وی بوجود آورم لکن عهد خود را با اسحاقاستوار خواهم ساخت ...... .
    در این داستان ابراهیم به خداوندمی گوید : کاش اسماعیل در حضور تو زیست کند.و خداوند به او جواب می دهد که در مورداسماعیل خواستةتو را اجابت نمودم
    آیا می توان قبول نمود که خواستة ابراهیم وحاجت وی از خداوندفرزند دار شدن اسماعیل باشد روشن است که ابراهیم پس از شنیدناینکه خداوند عهد ابدی خویش را با ابراهیم و نسل او اعلام میکند درخواست می کند کهخداوند این برکت را شامل حال اسماعیل هم بفرما ید و خداوند هم درخواست ابراهیم رااجابت میکند و می فرماید درخواست تو را شنیدم و اجابت نمودم اما خداوند اعلام میکندکه عهد دائمی خود را با اسحاق بستم که در نسل او همیشه انبیاء وجود داشته باشند .
    و عهد خویش را در میان خود و تو و ذریت بعد از تو استوار گردانم که نسلاً بعدنسل عهد جاودانی باشد
    (
    و او را اسحاق نام بنه و عهد خود را با وی استوار خواهمداشت تا با ذریت او بعد از او عهد ابدی باشد
    اما این بدان معنی نیست که نبوتاسماعیل و همچنین وجود نبوت در نسل او منتفی باشد بلکه خداوند می فرماید او را برکتدادم و از نسل او ماد ماد و دوازده پیشوا خواهند آمد . از آنچه گفتیم روشن شد کهدرخواست ابراهیم از خداوند در مورد اسماعیل درخواستی معنوی و فراتر از فرزنددار شدناسماعیل بوده درخواستی که هم پایه و یا لااقل در رتبة پس از عهد ابدی خداوند بودهاست .
    نکتةدیگر آنکه در این عبارت از ماد ماد سخن به میان آمده است و تطبیق آنبر پیامبر اکرم با کمی دقت و بیان چند نکته روشن می شود
    اول: در زبان عبری و بهطور کلی درمیان یهودیان یکی مهمترین شیوه ها و راهکارهای پیشگوئیها استفاده از علماعداد بوده است و ایشان استدلالهای خود را بیشتر بر پایة این علم قرار دادهبودند
    دوم: به طور کلی دو احتمال درتلفظ صحیح این نام وجود دارد و در هر دو صورتبه روشنی با پیامبر اسلام مطابقت دارد.
    1- «
    ماد ماد» که صرف نظر از شباهت ظاهریکلمةماد ماد و محمد میگوئیم بدون شک در فرزندان اسماعیل هیچگاه شخصیت همچون پیامبراکرم بر نخواسته است و جالب آنکه از نسل پیامبر و به تصریح خود آن بزرگوار دوازدهامام و پیشوا بر خواسته است که این دقیقآ همان وعدةخداوند به ابراهیم است
    2- «
    بماد ماد» به این شکل که بگوئیم چون در زبان عبری هر گاه دو باء در یک کلمه جمعشود باء اول را حذف میکنند در اینجا نیز اصل عبارت چنین بوده ببماد ماد و باء اولرا طبق قواعد زبان عربی حذف کرده اند .که در اینصورت نیز میگوئیم جایگاه علم اعدادبر کسی که مختصری با یهود و زبان و فرهنگ ایشان آشنا باشد پوشیده نیست بگو نه ای کهاز قدیم الایام که و دانشمندان یهود همیشه با تکیه بر علم اعداد پیشگویی مینمودند.
    در کلمة بماد ماد نیز وقتی به زبان عبری مراجعه می کنیم می بینیمکلمةبماد ماد دقیقاً مطابق باکلمة محمد است و هر دو مطابق با عدد 92 میباشند.
    0
    بماد ماد : ب=2، م= 40 ، ا=1 ، د= 4 ، م=40 ، ا=1 ، د=40 ، جمع= 92
    محمد : م=40 ، ح=8 ، م=40 ، د=4 ، جمع= 92
    البته ممکن است گفته شود کهمطابقت عدد در این مساله مهم کافی نیست اما می گوئیم گر چه صرف مطابقت دو کلمه درعدد کافی نیست اما در اینجا با ملاحظة بقیة عبارت و اینکه شخص مذکورفقط از اولاداسماعیل است و با توجه به اینکه در فرزندان اسماعیل شخصیت دیگری که این بشارت قابلتطبیق بر او باشد نیامده است و با ملاحظة اینکه عدد این دو اسم دقیقاً یکی است بهروشنی و با قا طعیت این بشارت را منطبق بر پیامبر اکرم می دانیم.
    نکته:
    درسفر پیدایش خداوند میگوید : «چون پسر یگانة خود را از من دریغ نداشتی ...... »میدانیم که این اسماعیل است که فرزند اول حضرت ابراهیم است و این عبارت تنها درمورد او صدق می کند اما تمایلات و اغراض نژاد پرستانة یهودیان آنان را با این واداشت که اسم اسماعیل را به اسحاق تبدیل کنند و بعد ها در توجیه اینکه چگونه اسحاقرا می توان فرزند یگانه ابراهیم دانست گفتند: که اسماعیل فرزند کنیز است و فرزنداصیل و حقیقی ابراهیم همان اسحاق است.
    اما این توجیه نیز صحیح نیست زیرا دان ونفتالی، جاد و اشیر چهار فرزند حضرت یعقوب هستند که همگی از کنیز زائیده شدند و جزءاسباط دوازده گانه نیز بشمار می آیند.
    به علاوه جناب شمشون که از مشهور ترینشخصیتهای تاریخ بنی اسرائیل است و هنگام تولدش توسط روح القدس شد و از پیامبران بنیاسرائیل بوده نیز از نسل دان است .
    بشارتششم:نام محمد در کتاب مقدس
    دهان او بسیار شیرین و تمام او مرغوبترین استاین است محبوب من و این است یار من ای دختران اورشلیم(غزل غزلهای سلیمان 16:5).
    گرچه این بشارت به روشنی به پیامبر اکرم اشاره دارد و شیرینی دهان کنایهاز فصاحت و بلاغت است و مرغوب بودن به گونه ترجمة محمد اما بهتر است متن عربی کتابمقدس را هم ذکر کنیم تا جای هیچگونه شک و تردیدی باقی نماند:
    متن عبری:
    חכו ממתקיםוכלו
    מחמדים זה דודי
    וזה רעי בנות
    ירושלם׃
    تلفظ انگلیسی:
    ChKV MMThQYM VKLV MChMDYM
    تلفظ فارسی: حکو ممتقیم وکولو محمدیم
    که ترجمة دقیق تراین عبارت چنین می شود : دهانش شیرین است و تمام او محمد است . در این عبارت ناممبارک پیامبر به صراحت ذکر شده و به این نکته نیز اشاره شده که تمام وجود ایشانمحمد و پسندیده است هم صورتش و هم سیرتش .
    علاقه مندان به مطالعه و تحقیقبیشتر میتوانند به کتابهایی که در این زمینه تا لیف شده است مراجعه کنند برخی ازاین منابع عبارتند از
    1-
    بشارتهای کتاب مقدس، تا مرمیر مصطفی، ترجمة: بزرگکیا
    2-
    بشارات عهدین، محمد صادقی
    3-
    اظهار الحق، رحمه الله بن خلیل الرحمنالهندی
    4-
    غصن الرب، احمد علی سقا
    5-
    تباشیر الانجیل و تورات بااسلام و رسولهمحمد، نصر الله عبد الرحمان ابوطالب
    6-
    محمد در تورات و انجیل، پرفسور عبد الاحدداود
    7-
    انیس الاعلام ج 5 ، محمد فخر الاسلام
    8-
    بشارات العجاب
    برگرفته از سایت:
    http://www.porsojoo.com
    منبع:اثبات اعجاز علمی قرآن کریم
    http://islam-pdf.persiangig.ir


    از انسانها غمي به دل نگير؛ زيرا خود نيز غمگين اند؛ با آنکه تنهايند ولي از خود ميگريزند زيرا به خود و به عشق خود و به حقيقت خود شک دارند؛ پس دوستشان بدار اگر چه دوستت نداشته باشند...!


    **دکتر علي شريعتي**


    Don’t be upset from people, because they are upset too, they are alone but they run away from themselves because they are in doubt about themselves & about their love &their fact, so love then even when they don’t love you…

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    487
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    1 روز 10 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام.

    مطلب نسبتاً خوبی است، ولی خیلی درهم و برهم نوشته شده است.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود