صفحه 1 از 7 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شما هم از مرگ میترسین؟!

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۶
    نوشته
    174
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    0

    پرسش شما هم از مرگ میترسین؟!




    آیا شما هم از اون آدمایی هستین که از مرگ میترسن؟...از کدوم مرحله ش میترسین؟
    -نحوه مردن؟
    -نحوه قبض روح؟
    -پشیمانیها؟
    -تنهایی و رنج خانواده بعد از شما؟
    -قبر و تنهایی؟
    سوال و جواب؟
    ....من خودم از همه مراحلش میترسم و زیاد بهش فکر میکنم........................................ .......


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما




    بنام خدا
    سلام خواهر بزرگوار
    بحث خوبی را مطرح کردید.موضوعی که همه ما روزی با آن مواجه خواهیم شد ولی کمتر توجه میکنیم.
    ترس از مرگ عوامل مختلفى دارد، برخى از آن عوامل عبارتند از:
    1. گناه كار بودن انسان و ترس از عذاب الهى
    2. ميل به جاودانگى از سويى و مرگ را پايان زندگى پنداشتن از سوى ديگر.
    3. جهل انسان نسبت به ماهيت مرگ.
    4. دلبستگى هاى شديد به اهل و اموال و...
    5. آباد كردن دنيا و ويران كردن آخرت و...
    یقیننا اگر انسان استعداد موت را پيدا كند، نگرانى از اونیز برطرف مى شود، اين استعداد نيز فقط در سايه كسب مكارم اخلاق و از بين بردن رذائل و انجام واجبات و ترك محرمات، حاصل خواهد شد.


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما




    یقیننا اگر انسان استعداد موت را پيدا كند، نگرانى از اونیز برطرف مى شود، اين استعداد نيز فقط در سايه كسب مكارم اخلاق و از بين بردن رذائل و انجام واجبات و ترك محرمات، حاصل خواهد شد.
    انسان فطرتاً علاقه به دوام زندگى دارد و اين ندائى است كه آن را از درون مى شنود. علاقه به زندگى پيوسته، كه فطرى انسان است، خود گواه بر اين است كه بشر علاوه بر اين زندگى دنيوى، زندگى ديگرى دارد كه تجلى گاه اين ميل طبيعى است.
    به همين منظور گروهى از مردم كه از حيات اخروى شناخت صحيحى ندارند، تصور مى كنند كه مرگ پايان زندگى است، از اين جهت پيوسته از شنيدن كلمه مرگ بر خود مى لرزند، زيرا آن را يك نوع عمل ناهماهنگ با خواسته درونى خود مى پندارند و مرگ براى آن ها هم چون غولى وحشتناك جلوه مى كند كه با حيات آنان در جنگ و ستيز است، ولى مردان خدا كه علاوه بر زندگى دنيوى، به زندگى برترى نيز معتقدند، مشكل مرگ را كاملاً حل مى كنند; زيرا حقيقت مرگ جز عوض كردن محيط زندگى چيزى نيست و در حقيقت از يك نوع زندگى، به زندگى ديگر منتقل مى شوند، در عين حال بايد اعتراف كرد، مرگ در همه جا و همه افراد، با يك نوع نگرانى طبيعى همراه است; زيرا گسستن الفت انسان با عزيزان; مانند همسر و فرزند و دوست و... بدون رنج نخواهد بود، هر چند انسان پس از مرگ به زندگى برترى نيز گام بگذارد و به حيات و مقام بالاترى ارتقا يابد، اين نوع نگرانى و ناراحتى، يك امر طبيعى است كه در تمام افراد بشر در لحظه مرگ وجود دارد
    ویرایش توسط meshkaat : ۱۳۸۸/۰۷/۲۵ در ساعت ۱۳:۵۴


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما




    هول و هراس از مرگ چيز طبيعى است كه در همه افراد وجود دارد ولى كراهت از مرگ يعنى اين كه انسان مرگ را ناخوشايند و زشت ببيند عواملى دارد كه در سؤالاتى از معصومين(ع) پرسيده شده و به طور خلاصه مى توان گفت:
    الف: مردى از پيامبر اكرم(ص) پرسيد چرا من مرگ را دوست ندارم؟ فرمود: آيا مال دارى گفت آرى پيامبر فرمود: دل مرد در گرو محبت به مال و سرمايه اش است آن را پيش بفرست تا دوست داشته باشى ملاقاتش كنى.
    ب: شخصى از ابوذر پرسيد چرا از مرگ كراهت داريم؟ فرمود: چون شما دنياى تان را آباد و آخرتتان را خراب نموده ايد و واضح است كه كراهت داريد از جاى آباد به جاى خراب منتقل شويد.(1)
    فلذا بايد براى مرگ آماده شد تا از آن نترسيد شخصى به امام على(ع) گفت آمادگى براى مرگ چگونه است؟ فرمود: ادا كردن واجبات و ترك محرمات و كرامت هاى انسانى را رعايت نمودن اگر كسى اين گونه آماده شد خوفى ندارد كه مرگ سراغش بيايد به خدا سوگند پسر ابى طالب نگران نيست كه مرگ به سراغش بيايد يا او سراغ مرگ برود.(2)
    عوامل ديگرى چون ترك گناه، صله رحم، نيكى به والدين در روايات ما در آسانى مرگ مؤثراند.(3)
    *******
    1: سيرى در جهان پس از مرگ ص 328 ـ 330
    2: فروع كافى، ج 3، ص 238، باب المسألة فى القبر و من يسأل و من لايسأل
    3: ميزان الحكمه، ج 9، ص 260



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما




    برخى از عواملى كه باعث مى شود انسان بعد از مرگ و در عالم برزخ و قيامت، در آرامش و امنيت باشد، و زندگى مطلوبى را طى كند، عبارت است از:
    1. ايمان و عمل صالح: «فَأَمَّا الَّذِينَ ءَامَنُوا بِاللَّهِ وَاعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِى رَحْمَة مِّنْهُ وَفَضْل وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَ طًا مُّسْتَقِيمًا» (نساء/175) اما آن ها كه به خدا ايمان آوردند و به آن (كتاب آسمانى) چنگ زدند، به زودى همه را در رحمت و فضل خود، وارد خواهد ساخت، و در راه راستى، به سوى خودش هدايت مى كند». نماز، روزه، زكات، حج، صبر، انفاق، ايثار، امر به معروف و نهى از منكر و... همه از مصاديق عمل صالح است كه همراه با ايمان صورت مى پذيرد.
    2. محبت و ولايت امامان معصوم(ع) در شب اول قبر و عالم برزخ امامان معصوم(ع)مى آيند و به واسطه آن ها انسان آرامش مى يابد: «يكى از ياران امام صادق(ع) پرسيد: آيا ممكن است مؤمن از قبض روحش ناراضى باشد؟! فرمود: نه به خدا سوگند! وقتى فرشته مرگ نزدش مى آيد تا روحش را قبض كند، مؤمن به جزع در مى آيد و ملك الموت به او مى گويد: جزع مكن، اى ولى خدا! به آن خدايى كه محمد(ص) را به نبوت مبعوث كرده، من نسبت به تو دلسوزتر و مهربان تر از پدرى مهربان هستم.... آن گاه فرمود: در آن هنگام رسول اكرم(ص) و اميرالمؤمنين(ع) و فاطمه(ع) و حسن و حسين و امامان از ذريه او(ع) در برابرش ممثل مى شوند و به وى گفته مى شود: اين رسول خدا(ص) و اين اميرالمؤمنين(ع) و اين فاطمه(ع) و اين حسن و حسين و اينان از ذريه او(ع) هستند كه همه رفقاى تو هستند.... آن گاه به روح او خطاب مى شود كه: اى نفس مطمئنه به سوى پروردگارت برگرد... .»(1)
    *****************
    1:ميزان الحكمه، ج 9،ص 254


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    نوشته
    43
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    منم از همه قسمتها میترسم
    به ویژه سوال و جواب
    عاقبت یک روز مغرب محو مشرق می شود
    عاقبت غربی ترین دل نیز عاشق می شود
    شرط می بندم زمانی که نه زود است و نه دیر
    مهربانی حاکم کل مناطق می شود


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    نوشته
    1,826
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    15 روز 14 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    22
    آپلود
    15
    گالری
    0



    سلام بر دوستان

    واقعا جسم مثل قفس میمونه.
    ترس هم نداره.هیچ ترسی.
    فقط یکم درد داره موقعه ی جون دادن.
    Bu dünyanın gidişine
    Bir çare bulsam ...
    Güneş olsam her karanlık
    Yüreğe doğsam



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    نوشته
    24
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام بر دوستان
    ما ادما وقتی اندوخته ایی برا اینده نداریم از اینده ،از اتفاقاتی که قرار در اینده بیفته می ترسیم در حالی که اگه خوب برا اینده برنامه ریزی کرده باشیم اینده ترسی ندارد.مرگ هم همین طور است.اگه توشه هایمان اعمال نیکمان باشد حتی انتظار مرگ را هم می کشیم.
    سنگینی باری که خداوند بر روی دوش ما میگذارد آنقدر نیست که کمر مان را خرد کند
    آنقدر است که ما را برای دعا کردن به زانو در آورد . . .


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    66
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    شالوم به شما دوستان
    به نظر من شرایط مرگ برای ایمان داران به خدای سبحان کمی ساخت است به این دلیل که ایمان به روز حساب و کتاب وجود داره ؟!؟!
    حال اینجاست که همه گونه داریم و طبق قوانین خدا به جهنم یا به ابدیت تاریک خواهیم رسید
    این سوالی مهم برای شما دوستان است که ایمان به خدا دارد در احادیث باقی مانده از پیامبر و امام علی مخسوسان میبینیم که دلیل ساده زیستی و خیلی چیز های دیگه را دنیای آخرت و آبادی میدانند و جام کردن تمامه خوبی ها در آنجا حتا من میبینم که اصحاب به دنباله گرفتن باغ از پیامبر در بهشت هستن(بهار ول انوار جلد ۴)
    آیا شما به بهشت میروید ؟؟؟؟ به نظر من همه ما گناه کردیم و مجازاته گناه به صورت قط مرگ است و آن هم مرگ در زندگی پس از مرگ به منظره زندگی باد و مردان در روح که دلیل رابطه نداشتن ما با خدا به صورت مستقیم است .
    امروز روزه خوبی هاست که فکر کونیم که برای پس از مرگ چه میخواهیم بکنیم ،به جهنم بریم و بگیم که نشنیدیم ؟؟
    و به خدا بگیم همه گناه کردن ؟
    به خدا بگیم نمیشود دیگه ما گناه ناکونیم ؟
    چه توری میخایم به خدا جواب بدیم ؟
    شاید فکر کردیم که میشه سره خدا رو هم گل زد!!!!


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,856
    تشکر:
    1
    حضور
    2 روز 19 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با عرض سلام
    به نظر بنده مرک مانند مسافرت است ان که میداند به کجا میرود و با چه میرود و چه در انتظارش است دقیقه شماری میکند و انکه نمیداند که به کجا میرود و میبیند که او را بزور میبرند و اینده نامعلومی برای خود تصور میکند ترس و وحشت دارد البته خق هم دارد چون واقعا سفر به جای که هیچ از او نمیدانی غیر از ترس برای هر مسافری ترسناک است

    خداوندا چنانم کن که خواهی/ نجاتم ده از این بندو تباهی
    ببین بزمی که افتاده به چاهی/ ندارد غیر تو امید و راهی
    رهرو عشقم عبادت را ز طاعت میکنم
    ترک دنیا میکنم بر خلق خدمت میکنم
    بهترین پارسایی پنهان داشتن پارسایی است

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ
    اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چرا چيزى مى‏گوييد كه انجام نمى‏دهيد

    التماس دعا بزمئ


صفحه 1 از 7 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود