صفحه 1 از 79 1231121314151 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: *|||* حکایات زیبا (اخلاقی-قرآنی- پندآموز)*|||*

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    513
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    *|||* حکایات زیبا (اخلاقی-قرآنی- پندآموز)*|||*




    به نام خدا
    با عرض سلام
    از شیوه های تربیتی قران کریم تاکید و پند گرفتن از تاریخ و سرنوشت ملت ها ی پیشین است خداوند در برخی آیات قران فرجام کار انان را گوش زد کرده و بازتاب اعمالشان را گوشزد می کند


    در سوره آل عمران می خوانیم :" و ما ظلمهم الله و لکن انفسهم یظلمون "خداوند به آنان ستم نکرده بلکه آنان به خودشان ستم می کنند .


    امیرالمومنین (علیه السلام ) فرمود : " الدهر یومان یوم لک و یوم علیک " روزگار دو روز است روزی به نفع تو و روز دیگر به ضرر تو


    شعبی می گوید : در قصر حکومتی نزد "عبدالملک مروان " خلیفه اموی نشسته بودم که سر بریده " مصعب بن زبیر " را آوردند و برابر او گذاشتند در این حال مضطرب و ناراحت شدم . خلیفه پرسید : چرا اینقدر ناراحتی ؟ گفتم : ماجرای شگفت انگیزی است ، در همین جا نزد " عبید الله بن زیاد " بودم دیدم که سر مبارک امام حسین ( علیه السلام ) را آوردند و پیش او گذاشتند و پس از مدتی در همین مکان خدمت " مختار ثقفی " رسیدم دیدم که سر ابن زیاد را آوردند و مجدداًچندی نگذشت که در همین جا سر مختار را پیش مصعب آوردند و اکنون نیز سر مصعب را پیش تو می بینم .
    عبدالملک بعد از شنیدن این ماجرا از کثرت تاثر و ناراحتی فورا از جای خود بلند شد و دستور داد تا آن قصر را خراب کرده و با خاک یکسان کنند که شاید به خیال خود جلوی تقدیر الهی را بگیرد .
    یا حق
    با استفاده از کتاب آموزه های وحی در قصه های تربیتی ، عبدالکریم پاک نیا ، انتشارات فرهنگ اهل بیت ، چاپ چهارم 1386 ص 61



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,032
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    چندی پیش عین حکایتی را که برادربزرگوار سخن آشنا نقل کردند بصورت شعر دیدم البته نمی دونم شاعر این شعر چه کسی است اما نقل اون رو ذیل این حکایت خالی از لطف ندیدم
    نادر پیری ز عرب هوشمند گفت به عبدالملک از روی پند
    بر سپری چون سپر آسمان غیرت خورشید سر ما خونچکان
    بودم و دیدم بر ابن زیاد دیده چه ها دید که دیگر مباد
    بعد دو روزی سر آن خیره سر بد بر مختار به روی سپر
    باز چو مصعب سر و سردارشد دستخوش او سر مختار شد
    این سر مصعب به مجازات کار با سر تو تا چه کند روزگار



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    513
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    امتحان اسکندر




    به نام خدا
    با عرض سلام
    از جمله گناهانی که قران کریم روی آن تاکید فراوان دارد ستم به دیگران و تضییع حقوق مردم میباشد و در آیات متعددی عواقب وخیم ستم گری را یاد آور شده و در این زمینه هشدار می دهد و می فرماید : ( انه لا یفلح الظالمون ) البته که ستمگران رستگار نخواهند شد .
    امتحان اسکندر
    ارسطو مربی اسکندر بود ، پس ار آن که کاملا او را تربیت کرد و تمامی علومی که لازم بود به او یاد داد ، یک روز در مجلسی که جمعی از علما و حکما بودند از اسکند سوالاتی پرسیده شد اسکندر هم به تمام آن سوالات جواب های درست داد . ولی ارسطو به جای تحسین و تشویق او را شدیدا توبیخ و سرزنش کرده و او را به جهل و نادانی نسبت داد . اسکندر نوجوان از این عمل شدیداً ناراحت شد و از استاد خود رنجید . حضار مجلس از سرزنش های بی مورد و بی جای استاد تعجب کرده و در مقام اعتراض از او پرسیدند : که برای چه به جای تشویق از این شاگرد ممتاز با خشونت و ناسپاسی بخورد کردی ؟ ارسطو جواب داد: اسکندر کودکی است که در ناز و نعمت بزرگ شده است و درآینده ای نزدیک پادشاه خواهد شد من خواستم مزه ظلم را به او بچشانم تا بفهمد که ظلم چه قدر تلخ و ناگوار است تا وقتی که به پادشاهی رسید از ستم و بی انصافی و تضییع حقوق دیگران خود داری کند .
    علی ( علیه السلام ) فرمود :ستم گناهی است که هیچ وقت فراموش نمی شود
    بیاییم در زندگی به هیچ کس ظلم و ستم نکنیم
    دل مسوزان که زهر دل به خدا راهی هست
    هر که را هیچ به کف نیست به دل آهی هست



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۶
    نوشته
    131
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    4

    راهنما مصداق شهداي زنده




    ماجرا را يك سيد هندي برايم تعريف كرد كه براي خودش اتفاق افتاده بود
    روزی در یکی از ایالت های هند بودیم توی یک خیابان قدم می زدیم سر یک چهار راه یکی از این فال گیرها نشسته بود منو دید صدا زد بیا بنشین فالتو بگیرم منم به همراهم گفتم بیا بنشینیم ببینیم چی می گه , فوری یه زیرانداز برام پهن کردنشستم به من گفت اول ده روپیه بده 10 روپیه رو گرفت و گفت : تو یه فکری کن پیش خودت تا من بگم مسئله چیه
    منم یادم افتاد به یه خونواده ای که تو ایرون جوونشون مفقود الاثر بود مادرش مرتب می گفت: پسرم زنده است اما خبری از او نبود , توی ذهن خودم گذراندم که اینت جوان الان کجاست ؟ چه وضعیتی داره ؟
    فالگیر هندی ازم پرسید موضوعی که دربارش فکر کردی درباره موجود زنده بود یا از اشیاء , انسان بود یا حیوان؟
    پاسخ دادم آدمه, سئوال کرد اسمش چند سالشه ؟ جوونه یا پیر؟ پاسخ دادم اینو دیگه بهت نمی گم پس تو ده روپیه رو برای چی گرفتی؟! خودت باید بگی
    خیلی خوب خودت اسمت چیه اسم مادرت چیه اسم پدرت چیه ؟ چندتا سئوال دیگه پرسید اما هیچ اشاره ای درباره اون جوون و دیگر وابستگانش نگفتم
    دیدم یه نگاه به آسمون کرد بعد شروع کرد یه چیزایی رو کاغذ نوشت و محاسباتی انجام داد پس از مدتی که کارش تموم شد رو کرد به من و گفت:
    کسی که دربارش فکر کردی یه جوونه خیلی زیبا ست که الان توی یه باغ بسیار زیبا داره برا خودش کیف می کنه میوه های خوب عالی حسابی اونجا بهش میر سند صبر کن ببینم ! موکلین من حتی نمی تونند به اون باغ نزدیک بشن ؟
    مگه شما موکل هم داری ؟ آره این حرف ها رو موکلان من بهم می گن اونا رفتن جوون رو پیداش کردند
    بازهم چیزی بهش نگفتم فقط پرسیدم یعنی به نظر شما اون زنده است ؟
    کمی تأمل کرد وبعد گفت : معلومه به نظر من که زنده است اما توی هند که نیست وایسا ببینم اصلا اون باغه توی هیچ جای این کره خاکی هم نیست ولی زنده است !
    من دیگه جوابمو گرفته بودم اما اون فالگیر مرتاض همینقدر بیشتر حالیش نشد چون او با عالم غیب معنویات که مرتبط نبود اصلا از این طیف چیزی درک نمی کنه چون موکلینش ممکنه از ارواح خبیثه ویا اجنه باشند بنابراین او بیشتر از این نمی تونه چیزی رو درک کنه به عبارتی اگه آدما با ریاضت های غیر شرعی به این مراحل برسند اما بزرگانی مثل مرحوم مقدس اردبیلی , علامه طباطبایی, امام راحل , نخودکی وشیخ جعفر و.... که با عبادت و ریاضت شرعی به این مراحل رسیده اند اونها دیگه همه چیزو می فهمند ولی همه چیز رو هم نمی گن ظرفیت وجودیشون ازاین حرف ها بیشتره , خوب بگذریم
    وقتی ایرون اومدم به خانواده اون جوون ماجرای شهادت اون جوون رو گفتم اتفاقا چند هفته بعد خبر شهادتش رسما اعلام شد.
    این ماجرا من رو به یاد آیات سوره آل عمران می اندازد
    وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاء عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ {آل عمران/169} فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُواْ بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ {آل عمران/170} يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِّنَ اللّهِ وَفَضْلٍ وَأَنَّ اللّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ {آل عمران/171}
    (ای پیامبر )هرگزگمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شده اند مرده گانند بلکه آنان زنده اند و نزد پروردگارشان روزی داده می شوند, آنها به خاطر نعمت های فراوانی که خداوند از فضل خود به ایشان بخشیده است خوشحالند ؛ و به خاطر کسانی که هنوز به آن ها ملحق نشده اند( مجاهدان و شهیدان آینده) خوشوقتند ؛ ( زیرا مقامات برجسته آن ها را درآن جهان می بینند ؛ و می دانند) که نه ترسی بر آن ها ست و نه غمی خواهند داشت. و از نعمت خدا و فضل او ( نسبت به خودشان نیز) مسرورند و ( می بینندکه) خداوند پاداشت مؤمنان را ضایع نمی کند,( نه پاداش شهیدان و نه پاداش مجاهدانی که شهید نشدند).



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    513
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به نام خدا
    با عرض سلام
    خداوند به سوی پیامبر اسلام (صلی الله علیه و اله ) وحی فرستاد " قل حسبی الله علیه بتوکل المتوکلون " بگو خدا مرا کافی است و همه توکل کنندگان به او اعتماد کنند (سوره زمر آیه 38)
    ره آورد توکل
    در زمان یکی از خلفای پیشین قحطی شد .وقتی از شدت قحطی جان مردم به لب و صبرشان لبریز شد ، خلیفه به مردم فرمان داد با گریه و زاری به سوی خداوند بروید . مردم آلات لهور و لعب و معصیت را شکسته و به دعا و مناجات پرداختند و همه دست نیاز به درگاه الهی دراز کردند .
    در این میان غلامی را دیدند که دست می زند و می رقصد و می خواند . او را نزد خلیفه آوردند و گفتند : ای خلیفه این بر خلاف فرمان شما ، شادی می کند . خلیفه به غلام گفت : همه مردم در اضطراب و نگرانی به سر می برند و تو را چه شده ، که شادی می کنی؟ گفت : مولای من انباری پر گندم دارد و من از این جهت خاطر جمع هستم . خلیفه از این سخن مناثر شد و به فکر فرو رفت سپس سر بلند کرده و گفت : این توکل مخلوق به مخلوق است که به او آرامش داده پس اگر مخلوقات بر خالق متعال توکل کنند چه قدر آرامش و امنیت خاطر خواهند داشت
    (ریاض الحکایات ص 116)
    یا حق


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    513
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    لذت حضور




    به نام خدا
    با عرض سلام
    در ایه 79 سوره اسرا خداوند متعال به پیامبر (صلی الله علیه و اله ) می فرماید که : " و من اللیل فتهجد به نافله لک عسی ان یبعثک ربک مقاما محمودا " یا رسول الله ! پاسی از شب را به سحر خیزی بپرداز . امید است که پروردگارت تو را ذر مقامی ستوده قرار دهد ."
    داستان زیر نمونه ای از این عطایای الهی را به شب زنده داران نشان می دهد :
    لذت حضور
    عالم بزرگوار آقا محمد تقی مجلسی در خاطرات خود می گوید : در یکی از شبها پس از اینکه از نماز شب و تهجد سحری فارغ شدم ، حال خوشی برایم ایجاد شد و از آن حالت فهمیدم که در این هنگام هر حاجت و درخواستی از خداوند نمایم ، اجابت خواهد شد فکر کردم چه درخواستی از تمور دنیا و آخرت از درگاه خداوند متعال نمایم که ناگاه صدای گریه فرزندم محمد باقر در گهواره بلند شد و من بی درنگ به خداوند متعال عرضه داشتم : پروردگارا ! به حق محمد و آل محمد ، این کودک را مروج دینت و ناشر احکام پیامبر بزرگت قرار ده و او را به توفیقاتی بی پایان موفق گردان
    و این چنین بود که دعای این عارف سحر خیز به اجابت رسید و فرزند دانشمندش آنچنان توفیقاتی در ترویج دین و نشر احکام پیامبر به دست آورد که موافق و مخالف را به حیرت واداشت تا جائی که امروزه هیچ پژوهشگری در حوزه دین و علوم اسلامی از تالیفات این عالم وارسته و سخت کوش بی نیاز نمی باشد
    یا حق


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    513
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    سرباز نماز




    به نام خدا
    با عرض سلام
    باید ای دل اندكی بهتر شویم یا نه! اصلاً آدمی دیگر شویم
    از همین امروز هنگام نماز با خدا قدری صمیمتر شویم
    سوء ظن در خوبی گل‌ها بد است یادمان باشد كه خوش باور شویم
    مثل رؤیای درخت و روح گل زیر احساسات باران تر شویم
    با همه افسردگی امّیدوار آتش در زیر خاكستر شویم
    زیر دست و پای داغ آفتاب مثل خواب لاله‌ای پرپر شویم
    سر باز نماز
    در یكى از روستاهاى فیروزكوه ، جلسه بزرگداشت شهدا برپا بود و شهید امیر سپهبد صیاد شیرازى به عنوان سخنران دعوت شده بود. پس از مداحى و چند برنامه مرسوم دیگر از شهید صیاد خواستند سخنرانى بكند. ایشان پشت تریبون قرار گرفت و پس از شروع به صحبت با نام خداوند تبارك و تعالى و درود و صلوات بر پیامبر و آلش (علیهم السّلام) فرمود: روزى جلسه مهمى در مورد جنگ خدمت حضرت امام بودیم ، وقت نماز شد ، امام وضو گرفت و به نماز ایستاد و ما هم به تبع امام فهمیدیم وقت نماز است و نماز بر همه چیز ترجیح دارد. بعد شهید صیاد شیرازى با اشاره به وقت نماز به حضار فرمود: الان هم وقت نماز هست اگر خواستید بعد از نماز براى شما سخنرانى مى كنم. صحبت را تمام كرد و صفهاى نماز تشكیل شد و همانجا در اول وقت نماز جماعت برپا شد
    یا حق

  9. تشکرها 4


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    513
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به نام خدا
    با عرض سلام
    کردار نیک و عمل صالح انسان ها را به درجات عالیه معنوی می رساند و در پیمودن مسیر ترقی و تعالی بین زن و مرد هیچ گونه تفاوتی وجود ندارد. قران می فرماید ( و من عمل صالحا من ذکر او انثی و هو مومن فلنحیینه حیاه طیبه) هر فرد با ایمانی که عمل صالح انجام دهد و خواه مرد باشد یا زن او را به حیاتی پاک زنده می داریم . با توجه به این ایه طی کردن راه ترقی و تعالی همت و تلاش می طلبد چه بسا مردانی که ز راه باز مانده اند اما در سیر تکاملی بانوان زیادی به درجه عالی سعادت گام نهاده اند
    بانوی عارفه
    رابعه عدویه از بانوان سعادتمندی است که بر اثر انجام کارهای نیک و تلاش در مسیر سعادت نام نیکو از خود به یادگار گذاشته و در عرفان و سلوک به مقاماتی نائل آمده است .
    روزی جمعی از مردم بصره بر در خانه عدویه رفتند و گفتند : ای رابعه مردان را سه فضیلت است که زنان را نیست ،
    1)آن که مردان عقل کامل دارند و زنان ناقص العقلند و دلیل بر نقصان عقل انها این که گواهی دو زن برابر گواهی یک مرد است
    2) انکه زنان ناقص الدین هستند زیرا در هر ماه چند روز از نماز و روزه می مانند
    3) هرگز زنی به مقام نبوت نرسیده است .
    رابعه گفت : اگر گفتار شما درست باشد زنان را نیز سه فضیلت است که مردان را نیست .
    1)ان که در میان انها مخنث نیست ( مرد بی غیرت )
    2)همه انبیاء و صدیقان و شهیدان و صالحان در دامن زنان پرورش یافته اند و در کنار ایشان بزرگ شده اند
    3)انکه هیچ زنی ادعای خدائی نکرده است و این جرات و بی ادبی در طول تاریخ به خداوند از مردان سر زده است
    یا حق


  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    513
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خدا یا گیاه




    به نام خدا
    با عرض سلام
    خدا يا گياه
    حضرت موسي ( عليه السلام ) دندان درد گرفت و به خدا شكايت كرد . حق تعالي به او دستور داد از فلان گياه استفاده كن . حضرت از آن گياه استفاده نموده و درد دندان مباركش تسكين يافت .
    بار ديگر دندان موسي عليه السلام درد گرفت و همان دوا را به كار برد ؛ ولي اينبار درد دندان حضرتش تسكين نيافت ! لذا از خداوند سببش را پرسيد خطاب الهي آمد كه دفعه قبل ، به اميد ما رفتي ؛‌اما اين بار به اميد گياه و از ما غافل بودي
    (‌احلي من العسل ، غلامعلي حسيني ، انتشارات مفيد ، ج 2 ، چ اول، ص 950)
    يا حق



  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    513
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    دیدار یار




    به نام خدا
    با عرض سلام

    دل را برای آمدنت فرش کرده ام بشتاب ! ای امید دل بی قرار من


    دست دعا و اشک و نیاز ظهور تو کی مستجاب می شود این انتظار من

    در زمان حکومت رضا خان مرحوم آیت الله سید باقر سیستانی به نیت مشرف شدن به حضور امام (عج) چهل جمعه زیارت عاشورا خواندند تا اینکه جمعه آخر متوجه نوری شدند و با حالت معنوی که داشتند از مسجد خارج شدند تا به در خانه ای که نور از آن خارج می شد رسیدند . در را زدند و با اجازه وارد شدند . امام (علیه السلام ) را در کنار جنازه ای دیدیند . سلام بر امام (علیه السلام ) کردند و امام جواب سلام او را داده و فرمودند : چرا آن همه رنج و زحمت را تحمل می کنی ؟ مثل این زن باش این جنازه بانویی است که در عصر کشف حجاب رضا خانی ، هفت سال برای حفظ خود از گزند درندگان حکومت از خانه بیرون نیامد تا مبادا نامحرمی او را ببیند.
    یا حق

  13. تشکرها 5


صفحه 1 از 79 1231121314151 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود