صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: زمهریر کجاست؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    40
    آپلود
    0
    گالری
    0

    عصبانی زمهریر کجاست؟




    سلام به همه
    شنیده ام که سادات به دلیل هم خون بودن با ائمه آتش جهنم بر آنها بی اثر است و آنها به جای جهنم به ضمحریر که جای سردی است می روند...می گویند در قرآن هم به آن اشاره شده است
    هر کس اطلاعات کاملی در این باره دارد لطفا ارائه دهد...ممنون


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,017
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    3



    نقل قول نوشته اصلی توسط sekoota نمایش پست
    سلام به همه
    شنیده ام که سادات به دلیل هم خون بودن با ائمه آتش جهنم بر آنها بی اثر است و آنها به جای جهنم به ضمحریر که جای سردی است می روند...می گویند در قرآن هم به آن اشاره شده است
    هر کس اطلاعات کاملی در این باره دارد لطفا ارائه دهد...ممنون
    سلام
    فکر کنم این کلمه به صورت (زمهریر) نوشته می شود.
    «زمهرير» از ماده زَمْهَرَ به معنای شدت سرما، می باشد.(1)
    در حديثی آمده است: «در جهنم نقطه‏ای وجود دارد كه از شدت سرما اعضای بدن از هم متلاشی می شود». (2)
    و در تفسير امام عسكری آمده است:
    در آتش جهنم خالد خواهيد بود و عذاب و خواری خواهيد چشيد و از آتش آن به سوی زمهرير جهنم منتقل می شود ودر آب سوزان جهنم شست و شو می كنيد>.

    بنابراين زمهرير جايگاهي از جهنم است كه بسيار سرد است، اما اين كه سادات گناه كار به آن جا می روند, هیچ دليلي بر آن نيست.
    قرآن نيز درباره قيامت می‏فرمايد: (فَلا أنْسابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَ لا يَتَساءَلُونَ)(3) هنگامی ‏كه در صور دميده می‏شود و قيامت برپا می‏شود، ملاك آن روز نسب نيست.

    1. تفسير نمونه، ج 25، ص 393.
    2. سيد مصطفی حسينی دشتی , معارف و معاريف , ج 6 ص 60
    3. مؤمنون، آيه 10.


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2



    زمهرير در قرآن فقط يك بار , در سوره مباركه انسان , آيه 13 به كار رفته است .
    مُتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ لَا يَرَوْنَ فِيهَا شَمْسًا وَلَا زَمْهَرِيرًا
    كه در آنجا تكيه‏زنان بر پشتى‏ها و تخت‏ها قرار گيرند در آنجا نه شدت گرمايى بينند و نه شدت سرمايى

    همانطور كه جناب كلات فرمودند ((زمهرير)) از ماده ((زمهر)) به معنى شدت سرما، يا شدت غضب ، يا سرخ شدن چشم بر اثر خشم ، مى باشد، و در اينجا ( سوره مباركه انسان ) منظور همان معنى اول است .
    در مورد اينكه سادات گناهكار به آنجا مي روند شايد با توجه به فرمايشي كه از حضرت محمد ( ص) نقل شده، كه فرمودند:
    فاطمه پاکدامن است و خدا نیز آتش جهنم را بر فرزندان و نسل او حرام کرده است.(1) برخي اينگونه بيان مي كنند، البته در تفاسير به اين موضوع اشاره ايي نشده

    1- اعیان الشیعه، ج7، ص 129
    ویرایش توسط مجیب : ۱۳۸۸/۰۷/۲۵ در ساعت ۰۸:۴۹


    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,578
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    140
    آپلود
    0
    گالری
    99



    نقل قول نوشته اصلی توسط sekoota نمایش پست
    سلام به همه
    شنیده ام که سادات به دلیل هم خون بودن با ائمه آتش جهنم بر آنها بی اثر است و آنها به جای جهنم به ضمحریر که جای سردی است می روند...می گویند در قرآن هم به آن اشاره شده است
    هر کس اطلاعات کاملی در این باره دارد لطفا ارائه دهد...ممنون

    سلام


    كلمهء زمهرير فقط يك بار در قرآن به كار رفته است .

    مُتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ لَا يَرَوْنَ فِيهَا شَمْسًا وَلَا زَمْهَرِيرًا﴿انسان/۱۳﴾


    اين در حالي است كه بر تختهاي زيبا تكيه كرده‏اند، نه آفتاب را در آنجا مي‏بينند، نه سرما را.

    در اين آيه كلمه زمهرير به معناي سرما آمده است . در لغت نيز زمهرير به معناي سرماي شديد يا شدّت غضب ياسرخ شدن چشم بر اثر خشم است .

    از اين آيه استفاده نمي شود كه زمهرير جايگاهي براي عذاب باشد، ولي در روايات زمهرير را يكي ازجايگاههاي عذاب مطرح كرده كه بر خلاف جهنم ، از شدت سرما در عذابند.

    در حديثي آمده است كه در جهنم نقطه اي وجود دارد كه از شدّت سرما اعضاي بدن از هم متلاشي مي شود.(1)

    در تفسير امام عسكري آمده است : در جهنم خطاب به گناهكاران گفته مي شود: "انتم في النار خالدون تعذبون فيها و تهانون و من نيرآنها الي زمهريرها تنقلون ;(2) شما در جهنم همواره و هميشه در عذاب خواهيد بود و از آتش به زمهرير منتقل خواهيد شد".

    از رسول خدانقل شده : آتش ، شكايت به پروردگار بُرد. خداوند اجازهء دو نفس كشيدن به جهنم داد. يك نفس در زمستان و يك نفس در تابستان. گرمي تابستان از گرماي جهنم سرچشمه مي گيرد و سرماي زمستان از زمهرير جهنم است.(3)

    در روايات مطلبي يافت نمي شود كه زمهرير مخصوص سادات گناهكار باشد و اطلاق آيات عذاب شامل سادات و غير سادات مي شود.

    دهخدا در لغت نامه گفته است : عوام گمان برند كه گناهكاران از سادات (اولاد رسول ) را به جايي كه سرد است ونامش زمهرير است ، برند.(4)

    سادات دو عنوان دارند.

    در يك عنوان مانند بقيه مردم هستند و به اندازه آنان محاسبه و مجازات مي شوند. گناه آنان مانند گناه ديگران و ثواب آنان مانند ثواب ديگران است .

    عنوان دوم سادات اين است كه آنان انتساب به پيامبر و امامان دارند و در ديد مردم داراي مزيت هستند و از آنان توقع و انتظار نيكوكاري دارند و بدي و زشتي را از آنان نمي پسندند. همان طور كه علماي دين داراي دو عنوان هستند، يا زنان پيامبر داراي دو عنوان هستند. در يك عنوان با ساير مردم مساوي هستند و در عنوان ديگر انتساب آنان به دين و پيامبر است كه خوبي آنان باعث مزيد ثواب و بد كردن آنان باعث مزيد عذاب مي شود.

    قرآن به زنان پيامبر مي فرمايد: «فانّ اللّه أعدّ للمحسنات منكنّ أجراً عظيماً;(5) خداوند اجر عظيمي براي خوبان شما آماده كرده است ».

    بعد فرمود: «يا نساء النبي من يأتِ منكنّ بفاحشةٍ مبيّنةٍ يضاعف لها العذاب ضعيفين ;(6) اي زنان پيامبر! هر كدام از شما گناه آشكاري انجام دهيد، عذابتان دو چندان خواهد بود».


    مردي به امام زين العابدين (علیه السلام) گفت : شما اهل بيتِ پيامبر و آمرزيده هستيد. حضرت ناراحت شد و فرمود: «نحن أحري أن يجري فينا ما أجري اللّه في أزدواج النّبي مِن أن يكون كما تقول . انّا نري لمحسننا ضعيفين مِن الاَجر و لمسيئنا ضعفين من العذاب ;(7)
    ما سزاوارتر از زنان پيامبريم . براي اين كه در حق ما ، همان جاري شود كه در حق زنان پيامبر جاري شده است.
    خداوند براي خوب بودن زنان پيامبر دو برابر مزدمي دهد و براي بدي آنان دو برابر عذاب مي كند. خوبان اهل بيت نيز دو برابر پاداش مي گيرند و بدان دو برابر عذاب مي بينند
    ».

    امام رضا(علیه السلام) وقتي كه برادرش (زيدالنار) را ديد كه از خود تعريف مي كند و به سيادت خود مغرور شده و دائماً«ما چنين ، ما چنان » مي كند، فرمود: «اين سخنان چيست كه مي گويي ؟! اگر سخن تو درست باشد و فرزندان رسول خدا وضع استثنايي داشته باشند و خداوند بدكاران آنان را معذّب نكند و عمل نكرده ، به آنان پاداش بدهد، پس تو از پدرت موسي بن جعفر نزد خدا گرامي تري ، زيرا وي خدا را بندگي كرد تا به درجات قرب نائل آمد و تو مي پنداري بي آن كه بندگي خدا كني ،مي تواني در درجه موسي بن جعفر قرارگيري ».
    سپس آيه «انّه عملٌ غير صالح » را قرائت كرد و فرمود: «فرزند پيامبر و انتساب به پيغمبر و امام كافي نيست ; عمل صالح لازم دارد».(8)


    پي‌نوشت‌ها:
    1.تفسير نمئونه ، ج 25 ص 363 به نقل از درّ المنثور، ج 6 ص 300.
    2.بحارالانوار، ج 7 ص 191.
    3 .همان ، ج 8 ص 283.
    4.بهاءالدين خرمشاهي ، دانشنامه قرآن .
    5.احزاب (33) آيه 29.
    6.همان ، آيه 30.
    7.البرهان في تفسير القرآن ، ج 7 ص 565 به نقل از مجمع البيان ، ج 8 ص 556.
    8.مرتضي مطهري ، عدل الهي ، ص 371.


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    1,095
    تشکر:
    1
    حضور
    10 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    197
    آپلود
    13
    گالری
    0



    سلام خدمت پاسخگوی گرامی
    من سوالی دارم از شما و کسانی که مبحث فرزندان رسول را اینچنین از خلق الله جدا می کنند.

    آیا فرزند رسول خدا بودن دلیل برتری است؟
    منظور برتری ای ارثی است ؟

    یاحق
    اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ
    اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَعلی اولاد الحسین عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ.


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    1,095
    تشکر:
    1
    حضور
    10 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    197
    آپلود
    13
    گالری
    0



    مُتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ لَا يرَوْنَ فِيهَا شَمْسًا وَلَا زَمْهَرِيرًا(الإنسان/13)
    اين در حالي است که در بهشت بر تختهاي زيبا تکيه کرده‌اند، نه آفتاب را در آنجا مي‌بينند و نه سرما را!

    نه آفتاب را در آنجا مي‌بينند و نه سرما را
    یعنی نه گرمای سوزاننده و نه سرمای سوزاننده.
    این صفتی است که توصیف حالتی را می کند و نه توصیف مکانی را.
    یعنی هوای معتدل
    این مکان بنام زمهریر نمی دانم از کجا آمده.
    جهنم بدلیل حالتی که گناهان به روح پاک انسان می دهند که همانا دردناک و سوزاننده است سوزان توصیف شده و این در مورد سید و غیر سید مسیحی و مسلمان کافر و یهودی یکسان و به یک شکل است و درمانشان هم یکسان است.

    در مورد جهنم یک صفت مکانی دیگر هم توصیف شده که ویل است من مورد دیگری در قرآن ندیدم.

    یاحق
    اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ
    اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَعلی اولاد الحسین عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ.


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    1,095
    تشکر:
    1
    حضور
    10 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    197
    آپلود
    13
    گالری
    0



    البته سرما هم سوزاننده هست ولی در قرآن مبین نماد سوزاننده بودن گناهان را سرما ذکر نمی کند بلکه آتش که همانا نماد شیطان نیز هست ذکر می شود.
    مهم این است که بدانیم گناهان سوزاننده روح و باعث عذاب روح می شوند حال به سرما یا گرما ولی چون در قرآن مجید این مطلب باآتش مطرح گردیده که نماد جامع تری است چراکه این آتشی است که نور ندارد و شبیه نور است و انسانها را به اشتباه می اندازد و گمراه می کند.
    انسانها با خیال اینکه نور را یافته اند به آن دست می زنند ولی زمانی متوجه ماهیت آن می گردند که بجای لذت وصال درد و الم نصیبشان می گردد لذا متوجه گمراه شدنشان می گردند.
    ولی سرما نماد نور نیست و باعث گمراهی نمی گردد . سرما تنها اشتراکی که با آتش دار این است که سوزاننده است و این دلیل نمی شود که جهنمی از سرما قائل و متصور شویم.
    لذا در اینجا و در هر جائی توجه بیشتری در مفاهیم معنوی داشته باشیم .

    یاحق
    اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ
    اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَعلی اولاد الحسین عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ.


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط bina88 نمایش پست
    سلام خدمت پاسخگوی گرامی
    من سوالی دارم از شما و کسانی که مبحث فرزندان رسول را اینچنین از خلق الله جدا می کنند.

    آیا فرزند رسول خدا بودن دلیل برتری است؟
    منظور برتری ای ارثی است ؟

    یاحق:rose:


    پاسخ:
    يكي از مسايل پذيرفته شده جوامع آن است كه انتساب به رهبران و شخصيت‏ها نوعي امتياز محسوب مي شود؛ از اين رو مردم به بستگان شخصيت‏هاي علمي و سياسي احترام مي گذارند. اين از منظر اجتماعي است، نه از منظر الهي. اگر انتساب به پيامبر اسلام - كه گلواژه آفرينش و رهبر جهانيان است - امتياز به حساب مي آيد، از همين منظر اجتماعي است. وابستگان به خاندان‏هاي نامدار در ديد اجتماعي جايگاه ويژه‏اي بهره‏مندند.
    از آنجا كه سادات ذريه پيامبر از فاطمه زهرا(س) بوده و نسل بني هاشم هستند، اجتماع براي آنان حساب ويژه‏اي باز مي كند. اگر در روايات آمده است كه به سادات احترام نماييد، به جهت پيامبر اسلام(ص) است. امام رضا(ع) فرمود: "ما خاندان نبوت حقي كه بر مردم داريم، به خاطر پيامبر(ص) مي باشد".(1)
    امتيازي كه از منظر اجتماعي نصيب سادات مي شود، مسئوليت آنان را بيشتر مي گرداند. بنابراين از آنجا كه سادات به پيامبر(ص) منتسب هستند، بايد مواظب رفتار خود باشند؛ زيرا انجام برخي اعمال از انسان‏هاي معمولي مشكل ايجاد نمي‏كند، ولي انجام آن از سوي انسان‏هاي با شخصيت و کسانی که به رهبران ديني منتسب هستند، مشكل ايجاد مي كند. امام صادق(ع) خطاب به يكي از شيعيان فرمود: "همانا نيكي از هر كسي نيكو است، ولي از تو نيكوتر است، به خاطر انتساب تو به ما و كار زشت از هر كسي ناپسند است، ولي از تو ناپسندتر است، به خاطر انتساب تو به ما".(2)
    بزنطي مي گويد: در خدمت حضرت رضا(ع) نشسته بودم. سخن از سادات به ميان آمد، عرض كردم: آيا منحرف از خاندان شما و غير شما يكسانند؟
    فرمود: "نيكوكار ما اجرش دو چندان و بدكار ما گناهش دو چندان است".(3)
    پي نوشت‏ها:
    1. معارف و معاريف، ج 6، ص 149؛ بحارالانوار، ج 31، ص 145 - 146.
    2. شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد، ج 17، ص 17 - 18.
    3. معارف و معاريف، ج 6، ص 149؛ بحارالانوار، ج 43، ص 230.



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,578
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    140
    آپلود
    0
    گالری
    99



    نقل قول نوشته اصلی توسط bina88 نمایش پست
    سلام خدمت پاسخگوی گرامی
    من سوالی دارم از شما و کسانی که مبحث فرزندان رسول را اینچنین از خلق الله جدا می کنند.

    سلام خدمت شما بینا گرامی

    این ما نیستیم که فرزندان پیامبر را از دیگران جدا می کنیم بلکه طبق آیه قرآن و احادیث در بعضی مسائل فقهی حکمشان متفاوت است ( مانند خمس) و همچنین در احترام به آن ها.


    نقل قول نوشته اصلی توسط bina88 نمایش پست

    آیا فرزند رسول خدا بودن دلیل برتری است؟
    منظور برتری ای ارثی است ؟

    یاحق
    در ادامه فرمایشات استاد بزرگوار پاسخگوی تاریخی

    -
    إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ﴿حجرات/۱۳﴾
    در حقيقت ارجمندترين شما نزد خدا پرهيزگارترين شماست

    کسی در نزد خداوند برتر است که با تقوا تر باشد. ( ملاک برتری ، تقوا است.)

    انتساب به پيامبر نمي‏تواند توجيه كننده كم‏ترين تخلف باشد و از نظر قوانين تفاوتي با ديگران ندارند.

    نيز اگر سادات در قيامت مستحق عذاب و جهنم باشند، كيفر خواهند ديد.

    از نظر قرآن در قيامت همه علاقه‏ها و نسب‏ها قطع مي شود: "هنگامي كه در صور دميده شود، هيچ گونه نسبي ميان آن‏ها نخواهد بود".(مومنون/11)

    امام زين العابدين(علیه السلام) فرمود: "خداوند بهشت را براي كسي آفريده كه اطاعت فرمان او كند و نيكوكار باشد، هر چند برده‏اي از حبشه باشد، و دوزخ را براي كسي آفريده است كه نافرماني او كند، هر چند فرزندي از قريش باشد".

    از آن جايي كه ملاك قرب معنوي، پاكي و شايستگي است، نه حَسَب و نسبت، در تاريخ زندگي پيامبر وامامان بزرگوار مي خوانيم كه بعضي از نزديك‏ترين افراد منتسب به خود را به خاطر عدم ايمان يا انحراف از خط اسلام رسماً طرد كردند و از آن‏ها تنفر و بيزاري جستند. همان گونه كه رسول خدا جعفر فرزند امام علي النقي(علیه السلام ) را "جعفر كذّاب" خواند. او مردي نا اهل و عياش بود و پس از وفات امام عسكري(علیه السلام) به دروغ ادعاي امامت نمود و عده‏اي را به گمراهي كشيد. مرحوم شيخ عباس قمي، درباره اين شخص گفته: "جعفر مَثَلَش مَثَل فرزند حضرت نوح پيغمبر است و ملقّب به كذّاب است".(
    منتهي الآمال، ص 388.)



    - دلیل احترام سادات
    احترام و اكرام سادات از بني هاشم مطابق آيات و روايات معتبر اسلامي بر هر مسلماني واجب مي باشد.

    با بررسي آيات قرآن تمامي پيامبران كه در زمينه اجر و مزد رسالت و زحمات در اين راه را سخن گفته اند اين تعبير را دارند كه ما از هيچ كس اجر و مزدي نمي طلبيم بلكه اجر ما تنها بر خداوند بزرگ است (1),

    ولي درباره ي پيامبر اكرم سه تعبير در قرآن آمده است

    1. بگو اي رسول ما, هيچ اجري از شما نمي طلبيم بلكه اجر و مزد رسالت من بر خداست .(2)

    2. از شما مردم اجري نمي طلبم مگر كسي كه بخواهد راهي به سوي پروردگارش بيابد. (3)

    3. بگو: از شما اجري نمي طلبيم مگر رعايت و محبت كردن شما نسبت به خويشان و اقربايم را.

    كه پيامبر اكرم بدستور خود خداوند اجر و مزد رسالتش را دوستي و احترام و محبت به خويشان و ذريه اش قرار داده است .

    البته جمع اين 3 آيه كه در يكي مزد نطلبيده و در آيه اي ديگر طلبيده , چنين است كه اگر پيامبر محبت ذريه اش را خواسته, سود اصلي اش به خود مسلمانان بر مي گردد زيرا محبت و احترام عامل مؤثري است براي پيروي كردن , همانگونه كه در سوره ي آل عمران , آيه 31, آمده است: ‹‹قل ان كنتم تحبون الله فاتبعوني يحببكم الله ...; اگر شما به خدا محبت داريد پس بايد مرا اطاعت كنيد كه خدا شما را دوست مي دارد...››.

    پيامبر اطاعت خود را از مردم مي طلبد مي فرمايد چرا كه من مبلغ فرمان او هستم , يعني اگر ما مسلمانان به محبت سادات امر شده ايم اين دستوري است از جانب خداوند و با محبت , به خدا نزديك تر شده ايم و سودش به جيب خودمان رفته است و اصولا" پيوند محبت با كسي , انسان را به سوي محبوب و خواسته هاي او مي كشاند و هر چه رشته ي محبت قوي تر باشد اين جاذبه قوي تر است , مخصوصا" محبتي كه انگيزه ي آن كمال محبوب است , احساس اين كمال سبب مي شود كه انسان سعي كند خود را به آن مبدئ كمال و اجراي خواسته هاي او نزديك تر گرداند.

    چنانچه پيامبر اكرم در روايتي مي فرمايد: خوبان سادات را بخاطر خدا احترام كنيد زيرا هر انسان خوبي بايد مورد احترام قرار گيرد و سادات بد را بخاطر من يعني منسوب به پيامبر هستند بخاطر پيامبر اكرم احترام كنيد.(4)

    و اين اظهار محبتها يك شعار الهي است كه بگوييم ما مسلمانان براي خدمات پيغمبر و جبران ذره اي از زحماتش به او ارج نهاده و با اين احترام هميشه به ياد او هستيم , و اگر سيدي بد بود كار بدش را دوست نمي داريم ولي خودشان را بخاطر انتسابشان به پيغمبر اكرم دوست مي داريم .

    بر اين امر دليل فطري نيز دلالت دارد, كسي نقل مي كند: دوستي داشتم كه در كودكي پدر و مادرش را از دست داد از ده به شهر آمد و يك تاجر او را تحت حمايت و تكفل خود قرار داد تا بزرگ شد و از خانواده اي براي او دختري را خواستگاري كرد و زندگي خوبي برايش مهيا كرد, از قضا تاجر مرد و ارثي كه به فرزندش رسيده بود در اثر بي كفايتي او, ضايع شد و فرزندش به گدايي افتاد, روزي در خيابان مي رفتم آن پسر براي گدايي پيش من آمد او را به خانه بردم ماجرا را به خانواده گفتم ايشان گفتند, ما زندگيمان را مديون پدر او هستيم و هر چند او خود باعث اين فلاكت شده اما بخاطر پدرش بايد مورد رسيدگي قرار گيرد, فطرت هر انسان سليم النفسي (عاقل و فهميده اي) مي گويد كسي كه به تو كمك كرده و از گمراهي و جهالت به نور هدايت آشنا كرده است او را و نزديكان و فرزندانش را و لو به خاطر او, دوست بدار و احترام نما, قضيه خويشان پيامبر هم چنين است هم او كه ما را به نور قرآن و هدايت و كمال دلالت نمود, خدايش امر كرد كه به مسلمانان بگو اجر رسالتم را محبت با خويشانم قرار دادم.

    البته اگر كسي كه منسوب به پيامبر است بد باشد به خود و جدش ظلم مي كند ولي ما برخوردمان با او چنين باشد كه او را به اشتباهش راهنمايي كنيم ولي از جهت نسبش او را احترام نماييم نه از جهت عملش.

    پيامبر فرموده: سيدي نبايد خيال كند به صرف اينكه فرزند پيامبر است براي او كافي است و علت تامه ي قبولي اعمالش باشد بلكه اين امتياز بايد او را بيشتر به انجام دستورات جدش وادار نمايد.

    ما مسلمانان به سبب امر الهي و فرمايشات معصومين , سادات را محبت كرده و احترام مي گذاريم آن هم به دو شق و دو جهت :

    1. اگر از مؤمنين هستند: الف. مؤمن محترم است به دستور قرآن و روايات ب . از ذريه است و قابل احترام.

    2. اگر از مؤمنين نيست و بد كرده , فقط به جهت منسوبيت او به پيامبر نه از جهت عمل و كردارش
    ‹‹ثم جعلت اجر محمد صلواتك عليه و آله مودتهم في كتابك فقلت قل لا اسئلكم عليه اجرا" الا الموده في القربي››؛(5)

    پس با توجه به آيات و روايات ما سادات را احترام مي كنيم و اگر از ايشان كسي به خطاكاري و بيراهه رفته ضمن كراهت داشتن عملش او را متذكر شده و نهي از منكر مي نماييم و در عين حال طوري برخورد نمي كنيم كه جسارت به نسبش باشد و فقط به سبب فرمايش معصومين به او احترام و اكرام مي نماييم .

    ---------------------------------

    1- سوره ي شعراء, آيات : 109, 127, 145, 164 و 180 - سوره هود آيات 29 و 51 و سوره ديگر قرآن .
    2-
    سوره سباء, آيه 47.
    3-
    فرقان , آيه 57.
    4-براي توضيح بيشتر به تفسير نمونه , ج 2, ذيل آيه 31 سوره آل عمران و يا تفسير در المنثور سيوطي , ج 6, ص 7 مراجعه كنيد.
    5-دعاي ندبه مفاتيح الجنان .




  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    1,095
    تشکر:
    1
    حضور
    10 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    197
    آپلود
    13
    گالری
    0



    با عرض سلام

    خداوند در خلقت انسانها قوانینی را ایجاد کرده که حکمتهائی دارد
    یکی از این قوانین این است که انسان صاحب فرزند شده زاد و ولد نماید.
    زاد و ولد باعث قرابت و نزدیکی بین اهل رحم آن خاندواده شده و این قرابت ضامن نیکی ها وگذشتها و فداکاری میشود
    در حقیقت یکی از ترفندهائی را که خداوند متعال برای مقابله با شیطان ایجاد نموده مطلب زایندگی است.
    همین مطلب را در حیوانات قرار داده من باب اینکه باعث تفکر ما گردد که بدانیماین گذشتها ونیکی هائی که ما در حق برادر و خواهر - پدر و مادرمان و اولادمان می کنیم این سیر کمالی ما نیست چنانکه حیوانات نیز این کمال را دارند .

    اما سیر کمالی انسان در این مطلب چیست ؟
    ان المومنون اخوه
    گذشتها و فداکاریهائی که مومنین در حق یکدیگر انجام می دهند دارای کمال معنوی است و این مطلب را پیامبر می دانسته و مومنین می دانند.
    لذا پسر عم خودش و دامادش را برادر می خواند و همینطور سلمان فارسی را.
    این نسبتها در خور و شایسته یک مومن است ( البته نسبتهای خانوادگی میز می تواند شامل و دارای کمالات معنوی گردند)

    اینها را عرضکردم که این مطلب را عرض کنم

    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی معارف دینی نمایش پست
    3. بگو: از شما اجري نمي طلبيم مگر رعايت و محبت كردن شما نسبت به خويشان و اقربايم را. كه پيامبر اكرم بدستور خود خداوند اجر و مزد رسالتش را دوستي و احترام و محبت به خويشان و ذريه اش قرار داده است .
    خب ما به آل ایشان احترام می گذاریم و احترام ما خمس را هم ساخته لذابعد از این ( احترامات )پیامبر هیچ حقی به گردن کسی ندارد چنانکه با احترام به سادات حق او ادا شد.

    این رابطه خانوادگی طبق نص صریح قرآن با مومنین نیز ایجاد می گردد حتی با کیفیتی بسیار بالاتر چنانکه برادر ضابطه ای جعفر کذاب می گردد ولی علی و سلمان نه.
    این ضابطه چه ارزشی داشته که پیامبر مقام معنوی خود را چنین بی اعتبار نموده ؟
    بغیر از تعدادی که مشخص هستد از نوادگان پیامبر اکثر آنها نه از لحاظ رفتار و نه گفتار و نه پندار هیچ قرابتی با پیامبر ندارند.
    مانند سید محمد باب
    شما دلیل قانع کننده ای برای این معامله سراسر ضرر پیامبر دارید؟
    ان الانسان لفی خسر و پیامبر نیز با این حساب خسران کرده

    یاحق
    اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ
    اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَعلی اولاد الحسین عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ.

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود