نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: چقدر براتون جالب بود ؟

رأی دهندگان
33. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید.
  • خیلی عالی بود

    19 57.58%
  • عالی بود

    10 30.30%
  • بد نبود

    1 3.03%
  • بد بود

    3 9.09%
صفحه 1 از 10 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: یاد اون روزها بخیر...

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    107
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    16 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    3
    گالری
    0

    یاد اون روزها بخیر...




    یک سری عکس که فکر کنم شما هم مثل من از دیدنشون خوشحال می شوید .
    فايل هاي پيوست شده فايل هاي پيوست شده
    • نوع فایل: rar d.rar (709.2 کیلو بایت, 273 نمايش)

    علم را باید جست هرقدر که در دوردستها باشد


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    92
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    54 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    12



    سلام
    خداييش خيلي غير منتظره بود
    به هر چيزي غير اين فكر م كردم
    دوستان اول حدس بزنن بعد دانلود كنن
    يا علي
    امسال سال فرج است اگر بخواهيم


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    1,639
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 19 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    2



    من فکر کردم الان خاطرات دوران جنگه!!!!!!!!......ولی خیلی جالب بود ........

    یادش به خیر
    من در اين تاريکي پي چيزي هستم
    پي نوري شايد ,...لبخندي
    و براي همه ي شما ارزو مندم
    خوب بودن خوب ديدن خوب ماندن را
    دم ز راه و رسم سلمان مي زنيم
    لاف اسلام و مسلمان مي زنيم
    کاشکي از نسل سلمان مي شديم
    لحظه اي- يک دم- مسلمان مي شديم


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    2,875
    تشکر:
    1
    حضور
    16 روز 14 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    4
    گالری
    118



    تصاویر بسیار زیبایی بود و خاطرات شیرینی را برام زنده کرد. دهه شصت برای ما ابتدایی ها زیر بمباران بعثی ها واقعا پر خطر و پر خاطره بود.
    از شما خیلی ممنونم که روزگار شیرین دبستان را یادمون آوردید. درس هایی که کلی خاطره باهاشون دارم. با اجازه تون چند تا از این تصاویر را در فتوبلاگم قرار دادم.
    یادش بخیر چه روزگاری بود. درسته که جنگ بود ولی هر وقت یاد اون روزا میافتم حسرتش را میخورم. اون زمان صفا و صمیمّت خیلی پر رنگ تر از حالا بود.
    التماس دعا
    ویرایش توسط فاطمه ایمانی : ۱۳۸۸/۰۷/۰۳ در ساعت ۲۲:۵۰

    " خدا را در لحظه لحظه ی زندگی خود یاد کنید. "

    هر وقت نا امید از همه جا شدی بدون که کارت درست میشه.

    حدیث داریم به عزت و جلال خودم قسم که قطع میکنم امید بنده ای که به غیر من امید داره. امیدمون اگه گوشه دلمون به کسی باشه که کارمون را اون درست کنه خدا حاجت ما رو نمیده.

    ( برگرفته از سخنان حاج آقا مجتهدی )





  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    2,758
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    10 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    64
    آپلود
    0
    گالری
    255



    فوق العاده بود حس خیلی خوبی داشت واقعاً جا خوردم هر چیزی به ذهنم رسید غیر از این یکی کلی چیزای خوب یادم افتاد از شیطنت گرفته تا... عالی بود. موفق باشید

    http://www.askquran.ir/image...zbknnl8215.gif

    آسمان ذهن کبوتر آبیست


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    2,063
    صلوات
    300
    تعداد دلنوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 روز 4 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    127

    شاد




    از همه بهتر اون یکی مونده به اخری بود (عکسا)
    دقیقا عینشونو داشتم
    بد جور من برد دوره ابتدایی
    حالا که رفته ای
    این روزها دلتنگم
    دلتنگم که رفته اند
    آن روزها
    یادت بــــــــــــــــــــخیر





  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    107
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    16 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    3
    گالری
    0



    یاد جنگ و جبهه و بمباران مدرسه اگر چه اون زمان اتفاق بدی به حساب می آمد ولی همن اتفاق بد باعث پیوند بین نسل ما و خون شهدا می شه و امروز یک امتیاز بزرگ به حساب میاد .
    انصافا حکمت ( خیر در اتفاقی است که می افته ) رو تو این خاطرات میشه درک کرد .
    علم را باید جست هرقدر که در دوردستها باشد


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    59
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    راستش عکسای جالبی بود.
    مخصوصا "خارج از ده دو کاج روییدن"یادمه اینو که خونده بودم خیلی حالم گرفته شد.شاید صد بار خوندم اینو.هنوز که یادم میفته گریم میگیره

    والله الان کتابای ابتدایی همه چی رو می مونه غیر از کتاب ابتدایی......
    ویرایش توسط iranproud : ۱۳۸۸/۰۸/۱۷ در ساعت ۰۵:۵۵ دلیل: ترکیب
    من هرچه کنند، جز در هوای تو دم نخواهم زد. اما، من به دانستن از تو نیازمندم، دریغ مکن، بگو هر لحظه کجایی چه می کنی؟ نا بدانم آن لحظه کجا باشم، چه کنم؟ ...
    « دکتر علی شریعتی »


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,969
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    1 روز 8 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    173

    خندیدن یاد اون روزها بخیر...





    سلام دوستان عزیز قصد دارم تو این تاپیک یادی از گذشته ها کنم... شما هم اگر عکسی، نوشته ای، شعری یا چیزی که شمارو یاد گذشته ها میندازه دارید از ما هم دریغ نکنین...


    یاد اون روزها بخیر...

    در ساحل زندگی قدم میزدم همه جا دو رد پا دیدم،
    جای پای من و خدا.
    به سختترین لحظه ها که رسیدم فقط یک جای پا دیدم.
    گفتم: خدایا مرا در سخت ترین لحظه ها رها کردی؟
    ندا آمد: تو را در سخت ترین لحظه ها به دوش کشیدم!



  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,969
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    1 روز 8 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    173

    خندیدن




    یاد اون روزها بخیر...

    ویرایش توسط iranproud : ۱۳۸۸/۰۷/۲۶ در ساعت ۱۰:۳۹
    در ساحل زندگی قدم میزدم همه جا دو رد پا دیدم،
    جای پای من و خدا.
    به سختترین لحظه ها که رسیدم فقط یک جای پا دیدم.
    گفتم: خدایا مرا در سخت ترین لحظه ها رها کردی؟
    ندا آمد: تو را در سخت ترین لحظه ها به دوش کشیدم!



صفحه 1 از 10 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود