جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دئیسم

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    458
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    دئیسم




    سلام.
    یکی از مدیرها بعلت عدم اطلاع از دئیسم یک اخطار به من داد و تصمیم گرفتم این تاپیک رو اینجا بزنم تا بیشتر با این فرقه آشنا شیم.
    من یک دئیست هستم؟ چرا؟ چون خدای من نه پدر است، نه یهوه است و نه الله بلکه دلیل اولیه است. خدای من یک خدای شخصی نیست. یعنی وی یک شخص نیست. بعبارتی فراطبیعه نیست بلکه طبیعیست.
    Deism از کلمه ی رومی Deus به معنی خدا میاد و Theus، که مسلمونها هستند، از کلمه ی Theus یونانی.
    در کل، دئیستها اعتقاد دارن که خدا قوانینی برای بقای بشریت گذاشته، و هرگز اونها رو نقض نمیکنه. خیلی ها به این نتیجه رسیدن که خدای اصلی Non-interventionist هست یعنی دخالتی در امور بشریت نداره. البته من این اعتقاد رو ندارم، بلکه به نظرم قوانین خدا دخالتی در زندگی بشریت دارن و انسان باید عوض ادعیه و اوراد، قوانین طبیعت رو فرا بگیره و ازونها سود ببره.

    در مورد آخرت هم نظری ندارم. اگه وجود داره که بدک نیست، گرچه غیر علمی و منطقیه، اما با وجودش مشکلی ندارم. اما اگر وجود نداره هم بیخیال. میشم همون چیزی که 100 سال پیش بودم. "از هیچی اومدی، و هیچی میشی. این وسط چی از دست دادی؟ هیچی!"

    موفق باشید و بی تعصب.

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    767
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    18 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    47



    نقل قول نوشته اصلی توسط aurlito نمایش پست
    خدای من یک خدای شخصی نیست. یعنی وی یک شخص نیست. بعبارتی فراطبیعه نیست بلکه طبیعیست.
    اینکه میفرمایید که "خدای من یک شخص نیست"، به چه معناست؟ میتوانید لطف کنید کمی این جمله را توضیح بدهید؟

    اصلا اینکه بگوییم "خدا متشخص است" یا بگوییم "خدا متشخص نیست" به چه معنا می باشند و چه تفاوتی با هم دارند؟

    آیا اساسا امکان دارد که خدا، متشخص نباشد؟ اگر متشخص نیست، پس شما چگونه در مورد آن سخن میگویید و به آن چیزی را نسبت داده و چیزی را سلب میکنید؟

    آیا در نزد شما منظور از کلمه "خدا" چیست؟

    شما از کجا به وجود چنین خدای ِ نامتشخص و غیر فراطبیعی پی برده اید؟ آیا گمان نمیکنید که دلایلی که شما برای باور به این خدا اقامه خواهید نمود، همانند دلایل وجود خدای متشخص و فراطبیعی ِ ادیان، کج و معوج و ضعیف و مردود خواهند بود؟ آیا گمان نمیکنید که خدای نامتشخص و غیر فراطبیعی شما، همانند خدای متشخص و فراطبیعی ادیان، محکوم به نیستی است؟

    همچنین اینکه "خدا طبیعی است" یعنی چه؟ آیا بدین معناست که خدا همین عالم هستی اطراف ماست که مشتمل بر کهکشانهای مادی مشهود و نیز بسیاری ساحتهای هستی دار ِغیر مشهود دیگر است؟

    اگر اینگونه باشد، شما دیگر "دئیست" نیستید، بلکه پیرو مذهب "همه خدایی" هستید. مذهبی که همین جهان هستی را در مجموع خدا می نامد. البته لغط "دئیست"، در دوران روشنگری اروپا به دانشمندان علوم تجربی اطلاق میشد که طبیعت را خدا میدانسته و سعی میکردند که نوعی خداباوری علمی (دئیسم) ایجاد نمایند. هر چند که امروز معنای این لغط تغییر کرده است.

    نقل قول نوشته اصلی توسط aurlito نمایش پست
    در مورد آخرت هم نظری ندارم. اگه وجود داره که بدک نیست، گرچه غیر علمی و منطقیه، اما با وجودش مشکلی ندارم. اما اگر وجود نداره هم بیخیال. میشم همون چیزی که 100 سال پیش بودم. "از هیچی اومدی، و هیچی میشی. این وسط چی از دست دادی؟ هیچی!"

    بهترین جواب در مورد زندگی پس از مرگ، همان است که آرتور شوپنهاور بیان نموده است (البته خود او هم آنرا از «بودا» اخذ کرده بود):


    به من بگو قبل از تولد در کجا بودی تا به تو بگویم که بعد از مرگ به کجا خواهی رفت !!!


    هیچ پیامبری، هیچ عالمی، هیچ حکیمی، هیچ مصلحی، تاکنون نتوانسته است اینگونه با یک جمله، پاسخی صریح به مدعیان زندگی خیالی پس از مرگ بدهد. زندگی پس از مرگ، دروغی است همچون ... !


    خردبین سبز اندیش.


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    458
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست
    اینکه میفرمایید که "خدای من یک شخص نیست"، به چه معناست؟ میتوانید لطف کنید کمی این جمله را توضیح بدهید؟

    اصلا اینکه بگوییم "خدا متشخص است" یا بگوییم "خدا متشخص نیست" به چه معنا می باشند و چه تفاوتی با هم دارند؟

    آیا اساسا امکان دارد که خدا، متشخص نباشد؟ اگر متشخص نیست، پس شما چگونه در مورد آن سخن میگویید و به آن چیزی را نسبت داده و چیزی را سلب میکنید؟

    آیا در نزد شما منظور از کلمه "خدا" چیست؟

    شما از کجا به وجود چنین خدای ِ نامتشخص و غیر فراطبیعی پی برده اید؟ آیا گمان نمیکنید که دلایلی که شما برای باور به این خدا اقامه خواهید نمود، همانند دلایل وجود خدای متشخص و فراطبیعی ِ ادیان، کج و معوج و ضعیف و مردود خواهند بود؟ آیا گمان نمیکنید که خدای نامتشخص و غیر فراطبیعی شما، همانند خدای متشخص و فراطبیعی ادیان، محکوم به نیستی است؟

    همچنین اینکه "خدا طبیعی است" یعنی چه؟ آیا بدین معناست که خدا همین عالم هستی اطراف ماست که مشتمل بر کهکشانهای مادی مشهود و نیز بسیاری ساحتهای هستی دار ِغیر مشهود دیگر است؟

    اگر اینگونه باشد، شما دیگر "دئیست" نیستید، بلکه پیرو مذهب "همه خدایی" هستید. مذهبی که همین جهان هستی را در مجموع خدا می نامد. البته لغط "دئیست"، در دوران روشنگری اروپا به دانشمندان علوم تجربی اطلاق میشد که طبیعت را خدا میدانسته و سعی میکردند که نوعی خداباوری علمی (دئیسم) ایجاد نمایند. هر چند که امروز معنای این لغط تغییر کرده است.



    بهترین جواب در مورد زندگی پس از مرگ، همان است که آرتور شوپنهاور بیان نموده است (البته خود او هم آنرا از «بودا» اخذ کرده بود):


    به من بگو قبل از تولد در کجا بودی تا به تو بگویم که بعد از مرگ به کجا خواهی رفت !!!


    هیچ پیامبری، هیچ عالمی، هیچ حکیمی، هیچ مصلحی، تاکنون نتوانسته است اینگونه با یک جمله، پاسخی صریح به مدعیان زندگی خیالی پس از مرگ بدهد. زندگی پس از مرگ، دروغی است همچون ... !


    خردبین سبز اندیش.
    ببینید خدای دئیسم همونیه که اتئیستها میگن بهش God of Gaps. من به خدایی اعتقاد دارم که در شکافهای علمی قایمه و شاید هرگز بیرون نیاد. و تا زمانی که شکافها رفع نشده، مانند خدای ادیان، هرگز رد نخواهد شد.

  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    767
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    18 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    47



    نقل قول نوشته اصلی توسط Aurlito نمایش پست
    ببینید خدای دئیسم همونیه که اتئیستها میگن بهش God of Gaps. من به خدایی اعتقاد دارم که در شکافهای علمی قایمه و شاید هرگز بیرون نیاد. و تا زمانی که شکافها رفع نشده، مانند خدای ادیان، هرگز رد نخواهد شد.

    شما تقریبا همه سوالات مرا بی پاسخ رها کردید.


    من یک آتئیست هستم ولی بر خلاف ادعای شما، چیزی بنام God of Gaps نمیشناسم، تنها Gaps میشناسم. هیچ دلیل نمبینیم که برای خودم یک خدای خیالی و خدایی بر آمده از لفاظی بتراشم! یک اسم مجهول و فاقد تعین و مصداق!

    خدای چاله های علمی، یعنی خدای جهل و ظلمت و تاریکی و نادانی ها!


    این خدا عملا نه خدا، بلکه سوراخی است در هستی منکشف شده بر انسان! مانند سوراخی در دیوار یا سوراخ لایه اوزون یا سیاه چاله در فضا. در همه حال این خدا یک «فضای منفی» است. فضایی که با گسترش «فضای مثبت» ، الزاما کوچک میشود!

    و اگر روزگاری برسد که دیگر امر نامنکشفی بر انسان باقی نمانده باشد، عملا زندگی این خدا هم به سر می آید.
    یعنی این خدای شما، عملا هر روز کوچکتر و کوچکتر و ضعیف و ضعیف تر میشود!
    خصوصا از شروع دوران روشنگری در اروپا، با افزایش سرعت رشد علوم و کم شدن چاههای علم، این خدا در حال کوچکتر شدن است.

    اما دیرگاهی است که ابرمرد آلمان، موحشترین خبر جهان، "خبر مرگ خدا" را به جهانیان اعلام نموده.


    اما الزاما نیازی نیست که ما صبر کنیم تا خدای چاله ها بطور خودبخود و طبیعی با رشد علم، کوچکتر شده و در نهایت جان بدهد، بلکه کافی است که وضعیت «هستی مندی» خودمان را در جهان بازیابیم و آنرا قبول نماییم. ما هیج نیازی نداریم که الزما تمام چاله هایمان را پر کنیم. دنیا ما شامل چاله های ما نیست.

    خوب دقت کن عزیز ... دنیای ما به همان اندازه ای است که ما از آن میدانیم، آنچه که هنوز برای ما چاله است، جزئی از جهان ما نیست.
    چه بسیار چاله ها که هنوز ما از وجود آنها بی اطلاع هستیم. اما بی خردی است اگر بجای جواب «مثبت» دادن به جهان «واقع»، به جهان «حقایق» (یا به فرمایش شما چاله ها) پناه ببریم. جهان «نومن» ها دروغ است، جهان، جهان ِ «فنومن» هاست و بس. ما را چه به «نومن»؟


    اکنون بفرمایید که اصلا چه دلیلی دارد که شما به این چاله ها نام «خدا» اطلاق میکنید؟ مگر قحط کلمه است؟ آیا بهتر نیست که نام آنرا تغییر بدهید که با خدای ادیان اشتباه نشوند؟

  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    458
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    قبول دارم حرفتون رو... خودم اعتقاد راسخی به دئیسم ندارم. فقط ترنزیشن بین زندگی دریایی و زمین رو نمیتونم توضیح بدم. این یک گپ هست. گپ کلی که منشاء هست. ما باید این گپ رو رفع کنیم و شاید نتونیم. پس چرا به دئیسم اعتقاد نداشته باشیم؟ کی از حور العین و خونه و باغ توی بهشت بدش میاد؟ مشکل اینه که خلقت در نظر من یک آلترنیتیوه نه یک چیز کاملا دروغ. مثل Pascal's Wager. بهتره به خدا اعتقاد داشته باشی، چون وجود داشته باشه، خوبه و اگه وجود نداشته باشه، تاثیری در اعتقادات تو نداره.

  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    363
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    11 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط aurlito نمایش پست
    قبول دارم حرفتون رو... خودم اعتقاد راسخی به دئیسم ندارم. فقط ترنزیشن بین زندگی دریایی و زمین رو نمیتونم توضیح بدم. این یک گپ هست. گپ کلی که منشاء هست. ما باید این گپ رو رفع کنیم و شاید نتونیم. پس چرا به دئیسم اعتقاد نداشته باشیم؟ کی از حور العین و خونه و باغ توی بهشت بدش میاد؟ مشکل اینه که خلقت در نظر من یک آلترنیتیوه نه یک چیز کاملا دروغ. مثل pascal's wager. بهتره به خدا اعتقاد داشته باشی، چون وجود داشته باشه، خوبه و اگه وجود نداشته باشه، تاثیری در اعتقادات تو نداره.
    سلام.
    حرف شما خیلی راحت است!
    انسان باید برای زندگی خویش هدفی را برگزیند و برای رسیدن به این هدف باید راهی را انتخاب کند.دین یا خود این راه است یا میتواند نشان دهنده آن باشد.
    معتقد بودن به یک خدای کامل هم خوب است و هم بد.
    چون با قبول کردن این فرضیه تکالیفی بر عهده شما قرار میگیرد.
    ای مالک!
    هرگز مگو که من مامورم و معذور و هرگز مگو که به من دستور داده اند,از خشم ملت بترس که نمونه ای از خشم خداوند است,از اجتماعات عمومی جلوگیری مکن,و بدان که از کشور ویران کسی خراج نمیگیرد.(امام علی ع)

  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    215
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در مورد آخرت هم نظری ندارم. اگه وجود داره که بدک نیست، گرچه غیر علمی و منطقیه، اما با وجودش مشکلی ندارم. اما اگر وجود نداره هم بیخیال. میشم همون چیزی که 100 سال پیش بودم. "از هیچی اومدی، و هیچی میشی. این وسط چی از دست دادی؟ هیچی!"

    این که میگید وجود آخرت غیر علمی و منطقیه، این خودش یه حرف غیر منطقیه، چون وجود خیلی چیزا واسه ما یه زمانی غیر علمی بوده و با عقل هم سازگار نبوده ولی بعدن وجودش اثبات شئه که این همون نقص ما رو نشون می ده.

  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    1,002
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    11 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط aurlito نمایش پست
    سلام.
    یکی از مدیرها بعلت عدم اطلاع از دئیسم یک اخطار به من داد و تصمیم گرفتم این تاپیک رو اینجا بزنم تا بیشتر با این فرقه آشنا شیم.
    من یک دئیست هستم؟ چرا؟ چون خدای من نه پدر است، نه یهوه است و نه الله بلکه دلیل اولیه است. خدای من یک خدای شخصی نیست. یعنی وی یک شخص نیست. بعبارتی فراطبیعه نیست بلکه طبیعیست.
    Deism از کلمه ی رومی deus به معنی خدا میاد و theus، که مسلمونها هستند، از کلمه ی theus یونانی.
    در کل، دئیستها اعتقاد دارن که خدا قوانینی برای بقای بشریت گذاشته، و هرگز اونها رو نقض نمیکنه. خیلی ها به این نتیجه رسیدن که خدای اصلی non-interventionist هست یعنی دخالتی در امور بشریت نداره. البته من این اعتقاد رو ندارم، بلکه به نظرم قوانین خدا دخالتی در زندگی بشریت دارن و انسان باید عوض ادعیه و اوراد، قوانین طبیعت رو فرا بگیره و ازونها سود ببره.

    در مورد آخرت هم نظری ندارم. اگه وجود داره که بدک نیست، گرچه غیر علمی و منطقیه، اما با وجودش مشکلی ندارم. اما اگر وجود نداره هم بیخیال. میشم همون چیزی که 100 سال پیش بودم. "از هیچی اومدی، و هیچی میشی. این وسط چی از دست دادی؟ هیچی!"

    موفق باشید و بی تعصب.
    به به ، سلام علیکم ، امیدواریم این سیرتفکریتان ادامه پیدا کنه تا لااقل به تئیسم نه به یک باور شخصی بلکه به کارکرد اجتماعی اون معتقد بشیم.

    نظرتون درباره تجربه نزدیک به مرگ چیه؟! چیزی که با انچه تئیسم هم ارائه میدهد در برخی موارد متفاوته؟!

  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام دوستان
    شاید حرفای من مستقیما ربطی به دئیسم نداشته باشد، با این حال فکر می کنم اظهار نظر هام بی ارتباط با صحبت هایی که اینجا شد نباشد.

    شخصا با این عقیده که انسان(منظور نژاد انسانه) گاهی فکر می کنه به همه چیز رسیده و یا اینکه می تونه در آینده نزدیک حتما به همه چیز برسه و فکر می کنه خیلی موجود شاخیه خیلی مشکل دارم. البته این به معنی مردود شمردن علم و یا کم اهمیت بودن اون نیست.
    به نظر من اینکه بخواهیم تنها با تکیه به علم و استدلال های عقلانی یه راه درست برای زندگی بشر پیدا کنیم اساسا اشتباه است. چون علم بشر اونقدر تغییرات اساسی می کنه که جز در موارد کوچک نمی شه به اون اعتماد کرد. مثلا تا زمان کوپرنیک زمین مرکز عالم فرض می شد که دنیا داره دورش می چرخه. اما اون زمان یه حرف تازه زده شد و عملا همه چیز به هم ریخت. مثلا فرض کنید از زمان ارسطو بر پایه فرض مرکزیت زمین چه نظریاتی گفته شده و چه آدم های گنده ای تو این زمینه کار کردند و چه وقت و تلاشی صرف اینها شده.(حالا شاید در مواردی پیش بینی ها هم درست از آب در می اومده که اون هم در مواردی هست که صرفا تغییر مکان اجرام مورد بررسی بوده نه یک بینش درست درباره کل جهانی که میبینیم.) اما نظریه کوپرنیک اومد اصل قضیه رو برد زیر سؤال. بعد نیوتن، گالیله، کپلر و بقیه هم نظریات خفن تری بر همین پایه دادند.
    چند قرن بعد آدمای دیگه پیدا شدند و اصلا چیز هایی گفتند که باز تفاوت های(یا به عبارتی اصلاحات) بنیادینی با نظریات نیوتن و گالیله و ... داشت.
    و الان(منظور چند دهه اخیره) هم باز یکسری حرف های جدیدی زده شده که تفاوت های بنیادینی حتی با نظریات نسبیت اینشتین و ... داره. در همه این موارد هم نظریه پردازان به نظریه ی خودشون مثل روشنی روز یقین داشتند.
    در کل غرضم گفتن تاریخ علم نبود، همه رو گفتم تا به این برسم. شما فرض کنید اگر قرار بود بشر راه و روش زندگی اش رو بر پایه علم بنیاد کنه. در همین یک مورد (نظریات نجومی) اول فکر می کرد مرکز عالمه. بعد شد یکی مثل 8 تای دیگه. بعد شد یه عضو کوچیک تو یه منظومه در بازوی بیرونی یکی از هزاران میلیون کهکشان موجود در فضا! حالا به همین شکل(اما به یک نسبت دیگر) در علوم دیگر هم تحولاتی رخ داده. اونوقت چطور می شود به علم به عنوان یه تکیه گاه مناسب برای تدوین راه درست زندگی بشر اعتماد کرد؟
    با توجه به اینکه حرکت علم هم در طول تاریخ همواره حرکتی رو به جلو نبوده.
    به نظر من باید بحث علم را از دین و ایمان جدا کرد. البته منظور از جدایی، اون جدایی ای نیست که در قضایای گالیله و داروین و بقیه به وجود اومد. دقیقا بر عکس. اگر اون افرادی که دانشمند ها رو متهم کردند، واقعا به دینشون ایمان داشتند نباید از اظهار نظر یک نفر احساس نا امنی می کردند.
    لازم بذکره که در اینجا منظور من از واژه علم صرفا همین علوم مادی و طبیعی بود. نه اون علم که متضاد جهل و مترادف دانایی و شناخت است.
    و یک نکته قابل توجه هم اینه که دنیا فقط هر چیزی که ما با حواس 5گانه حس می کنیم نیست. یک سری ویژگی های فطری هم در داخل انسان هست. مثلا اکثر آدم ها کشتن انسان بی گناه رو بد می دونند و خدمت به بشریت رو ارزش.
    به دین و ایمان هم باید با توجه به نیاز های فطری و اصلی بشر نگاه کرد. نه صرفا دارو یا توجیهی برای بیرون رفتن از بن بست.
    ویرایش توسط ney : ۱۳۸۹/۰۶/۰۵ در ساعت ۰۶:۲۶

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود