صفحه 1 از 37 123112131 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خدا رو اثبات کنید!

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    458
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خدا رو اثبات کنید!




    سلام.
    مدت 150 ساله که با نظریه ی تکامل بشر به این نکته دست یافته که خدا یک حقیقت مطلق نیست. با پیدا کردن فسیلها، و کشف مولکول، اعتقاد به نظریه ی تکامل قوت یافت. از بین 15000 دانشمند تنها 700 نفر کریشنیست هستند.
    حالا از شما میخوام که وجود خدا رو برای من اثبات کنید. اما باید حقایق زیر اعتراف کنید:
    1- جهشهای ژنتیکی تصادفی هستند، اما انتخاب طبیعی کاملا منطقی، اصولی و متمرکز کار میکنه. پس تکامل نمیگه که جهان تصادفی به وجود اومده. پس نظم جهان رو برای من دلیل نیارید چون ما به وجود اومدیم چون شرایط مورد وفق بوده، نه اینکه شرایط برای ما به وجود اومده باشه.
    2- اینتلیجنت دیزاین نمیتونه انقراض موجودات و همچنین اینکه ما فسیل یک خرگوش در دوره ی پرکامبرین رو پیدا نمیکنیم رو توضیح بده. چرا؟
    3- لطفا با ایسجسیس معجزه ی علمی از قران درنیارید چون من میتونم براتون معجزتون رو به اشتباه علمی تبدیل کنم.
    4- میتولوژی جواب خوبی به من نخواهد بود. فی الواقع همه ی ادیان پایه در میتولوژی دارند، از اسلام گرفته تا "را" پرستی.


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما




    بنام خدا
    با سلام
    براهین و راه‌های اثبات وجود خدا بسیار زیادند تا جایی که میرزا مهدی آشتیانی نقل می‌کند فخر رازی تعداد این براهین را به هزار برهان رسانده است.(1)
    در یک دسته‌بندی کلی شهید مطهری این براهین را به سه قسم تقسیم کرده است:
    1- براهین فطرت یا براهین انفسی (راه دل و حسّ خداجویی)
    در این راه، انسان به وسیله شهود بی‌واسطه، خدا را درک می‌کند و در واقع، وجود خدا برای انسان بدیهی است. فطرت خداجویی و خداشناسی و خداپرستی در عمق وجود انسان قرار دارد و آیاتی از قرآن بر این حقیقت دلالت دارند. از جمله:
    "فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا" (روم/30)
    "روی خود را به سوی دین پاک خدای بازگردان، همان فطرت خداپرستی که خداوند همه انسان‌ها را بر آن آفریده است."
    ***************
    1:تعلیفه بر شرح منظومه حکمت سبزواری(میرزا مهدی آشتیانی )،ص 503

    ویرایش توسط meshkaat : ۱۳۸۸/۰۷/۲۹ در ساعت ۱۷:۴۳

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما




    این راه عقلی و فلسفی محض و از طریق وجود و موجود به طور کلی طی می‌شود. در این راه هم اگرچه نوعی استدلال وجود دارد و خدا با واسطه اثبات می‌شود لکن آنچه واسطه قرار می‌گیرد آیات و نشانه‌ها نیستند (چنان‌که در براهین نوع دوم بود) بلکه واسطه‌ها، یک سلسله اصول عقلی (بدیهی یا نظری) هستند.(1)
    براهین فلسفی نیز خود به دو دسته تقسیم می‌شوند:
    1- براهینی که از طریق غیر خدا، وجود خدا را اثبات می‌کنند مانند براهینی که تکیه بر ابطال دور و تسلسل دارند.
    2- براهینی که از طریق غیرخدا وجود را اثبات نمی‌کنند بلکه با تکیه بر اصل هستی خدا را اثبات می‌کنند که از آنها به "براهین صدیقین" یاد می‌شود.(2)
    اگر بخواهیم تقسیم فوق‌ را به نحو حصر عقلی بیان کنیم به گونه‌ای که شامل همه انواع براهین از جمله براهین وجود نیز شود باید یانطور بگوییم که:
    براهین اثبات وجود خدا به دو دسته تقسیم می‌شوند:
    1- براهینی که مستقیماً به وجود خدا نمی‌پردازند بلکه به اثبات وجود فطرت خدا‌جویی می‌پردازند و این نکته را متذکر می‌شوند كه خدا از استدلال بی‌نیاز است (براهین فطري)
    2- براهینی که مستقیماً به اثبات وجود خدا می‌پردازند که این نوع براهين خود به دو قسم تقسیم می‌شود:
    1- براهيني كه از صرف تعريف و مفهوم خدا، وجود خدا را اثبات مي­كنند و براي اثبات وجود خدا بر هیچ شی‌ای در خارج تکیه نمی‌کنند. (براهین وجودی)
    3- براهینی که بر وجود شیء یا اشیائی در خارج از ذهن تکیه می‌کنند و با وجود آن خدا را اثبات می‌کنند که خود دو دسته‌اند:
    الف) براهینی که خدا را با تکیه بر وجود چیزی غیر از وجود خدا، اثبات می‌کنند به طوری که اگر آن شیء انکار شود براهین قادر به اثبات وجود خدا نیستند مانند براهین حدوث و امکان یا براهینی که به واسطه بطلان دور و تسلسل، وجود خدا را اثبات می‌کنند.
    ب) براهینی که وجود خدا را اثبات می‌کنند اما نه با تکیه بر وجود غیر او بلکه فقط با تکیه بر اصل واقعیت وجود خدا را اثبات می‌کنند. به طوری که اگر همه چیز (غیر از خدا) انکار شود باز هم وجود خدا اثبات می‌شود. که این دسته را "براهین صدیقین" می‌نامند.(3)
    *****************
    1: شرح منظومه مجموعه آثار، ج 5، ص 486 – 480
    2:برای رجوع به برخی براهین فلسفی و به ویژه براهین صدیقین ر.ک: ابن سینا، اشارات، نشر البلاغه، ج 3، ص 20، المشارع و المطارحات، شیخ اشراق، مجموعه مصنفات، ج1، ص 387 و ملاصدرا، اسفار، چ بیروت، ج 6، ص 26 و مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج 7، ص 63 – 61 و جوادی آملی، عبدالله، توحید در قرآن؛ ص 196 – 130.
    3:عبودیت، عبدالرسول، اثبات وجود خدا به روش اصل موضوعی(عبودیت، عبدالرسول )،ص 42 – 41

  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما




    بنام خدا
    مطالب بالا بیان ابزاری بود برای تحقیق در باب اثبات خداوند
    توصیه می کنم حتما لینک زیر را مطالعه فرموده و چنانچه با مطالعه مطالعه آن بازهم سوالی در ذهنتان باقی بود مطرح بفرمائید
    http://www.askquran.ir/showthread.php?t=1874

  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    458
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام.
    براهنه و عدله ی Pre-Darwinian از اعتبار ساقط نیستند به نظرتون؟ این براهنه مدت مدیدی پیش توسط:
    1- نظم در خلقت
    2- فطرت
    و 3- حوادث طبیعی
    پایه بندی شدن در حالی که امروزه ما میتونیم بگیم خلقت، تنها چیزی که نیست منظمه، بلکه "مناسبه" (خیلی با منظم فرق داره) و فطرت رو هم به کنجکاوی انسان ربط بدیم که کاملا منطقی هست. خیلیها میان مثال یک شخصی رو میزنن که در یک بیابون گم شده و به خدا میرسه. اما اگر این شخص از هایدرولاجیک سایکل و جاذبه با خبر بود، آیا به خدا میرسید؟
    و حوادث طبیعی. از زمانی که جاذبه کشف شد و بنجامین فرنکلین دلیل صاعقه و رعد و برق رو کشف کرد، این برهان رو به سراشیبی افتاد.
    ما باید یک برهان مدرن علمی برای وجود خدا بیابیم. که نمیتونیم.

  7. تشکر


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18



    [quote]
    نقل قول نوشته اصلی توسط aurlito نمایش پست
    سلام.
    براهنه و عدله ی pre-darwinian از اعتبار ساقط نیستند به نظرتون؟ این براهنه مدت مدیدی پیش توسط:
    1- نظم در خلقت
    2- فطرت
    و 3- حوادث طبیعی
    پایه بندی شدن در حالی که امروزه ما میتونیم بگیم خلقت، تنها چیزی که نیست منظمه، بلکه "مناسبه" (خیلی با منظم فرق داره)
    بنام خدا
    سلام بزرگوار
    تعجب می کنم که چطور راحت این نظم دقیق در جهان هستی را منکر می شوید.
    روشن ترين راه خداشناسى، نظمى است كه در كل جهان حاكم است;كه اگر سيارات، ستارگان، كهكشان ها، خورشيد و... ذره اى از مسير خود منحرف شوند، نظام عالم بر هم مى ريزد و نابود مى شود. و اين نظم حتى در كوچك ترين چيز به نام «اتم» كه از «الكترون، پروتون، و نوترون» تشكيل شده كاملا مشخص است. به خاطر همين نظم است كه مى توانند تا پنجاه سال آينده حدس بزنند چه ساعت و دقيقه اى خورشيد يا ماه گرفتگى رخ خواهد داد.
    وجود نظم در سراسر عالَم خلقت، دلالت بر وجود ناظمى مى كند، و او كسى جز خداوند متعال نيست.
    و فطرت رو هم به کنجکاوی انسان ربط بدیم که کاملا منطقی هست. خیلیها میان مثال یک شخصی رو میزنن که در یک بیابون گم شده و به خدا میرسه. اما اگر این شخص از هایدرولاجیک سایکل و جاذبه با خبر بود، آیا به خدا میرسید؟
    و حوادث طبیعی. از زمانی که جاذبه کشف شد و بنجامین فرنکلین دلیل صاعقه و رعد و برق رو کشف کرد، این برهان رو به سراشیبی افتاد.
    راه فطرت براي اثبات خدا به اين معني است كه هر آدمي به مقتضاي خلقت و ساختمان اصلي روحي خود خدا را مي شناسد بدون اينكه نيازي به كتاب و تحصيل علوم مقدماتي داشته باشد .
    گاهي منظور از فطري بودن خداشناسي نيز همين است يعني : انسان به گونه اي ساخته شده است كه اگر خودش باشد و خودش ، بدون توجه به بيرون از وجود خويش ، مي تواند تنها با قلب خود، به وجود خداوند پي ببرد و با دل خويش، او را بيابد. و انسان به سبب ساختمان ويژه روحي خود، متمايل و خواهان خدا آفريده شده است. به ديگر سخن خداجويي و خداخواهي و خداپرستي در انسان به صورت يك غريزه نهاده شده است . مانند غريزه جستجوي مادر كه در طبيعت كودك نهاده شده است.
    در قرآن كريم آيه هاي بسياري اشاره به اين واقعيت دارد مانندِ آيه هاي زير:
    «فَأَقِمْ وَجْهَك لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِك الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكنَّ أَكثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ»(روم/30)روي خود را متوجه آيين خالص پروردگار كن اين فطرتي است كه خداوند انسانها را بر آن آفريده، دگرگوني در آفرينش خدا نيست اين است آيين استوار; ولي اكثر مردم نمي دانند."
    اين آيه نيز فطري بودن وجود خداوند را براي انسان خاطر نشان مي كند در همين راستا برخي روايات تفسيري نيز بر آن تأكيد مي كنند. زراره مي گويد از امام باقر(ع) درباره معناي اين آيه پرسيدم كه فرمود: "فَطَرَهُم عَلَي المعرفةِ بِه ِ; خداوند سرشت آنها را بر معرفت و شناخت خود قرار داد".(1)
    اين آيه تأكيد مي كند كه دين حنيف و خالص از هر گونه شرك، ديني است كه خداوند در سرشت همه انسانها آفريده است و اين سرشتي جاوداني و تغييرناپذير است هر چند بسياري از مردم توجه به اين واقعيت نداشته باشند.
    اين آيه بيانگر اين واقعيت است كه نه تنها خداشناسي، بلكه دين و آئين بطور كلي، و در تمام ابعاد، يك امر فطري است، و بايد هم چنين باشد، زيرا مطالعات توحيدي به ما مي گويد ميان دستگاه "تكوين" و "تشريع" هماهنگي لازم است، آنچه در شرع وارد شده حتماً ريشه اي در فطرت دارد و آنچه در تكوين و نهاد آدمي است مكملي براي قوانين شرع خواهد بود.
    ما باید یک برهان مدرن علمی برای وجود خدا بیابیم. که نمیتونیم.
    اگر کمی واقع بین باشیم می بینیم که خداوند در قرآن تمام ابزار های لازم برای اثبات وجودی خود را برای ما بیان فرموده پس نیازی به گشتن براهین جدید برای اثبات خداوند نخواهد بود.

  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,017
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    3



    نقل قول نوشته اصلی توسط aurlito نمایش پست
    سلام.
    مدت 150 ساله که با نظریه ی تکامل بشر به این نکته دست یافته که خدا یک حقیقت مطلق نیست. با پیدا کردن فسیلها، و کشف مولکول، اعتقاد به نظریه ی تکامل قوت یافت. از بین 15000 دانشمند تنها 700 نفر کریشنیست هستند.
    حالا از شما میخوام که وجود خدا رو برای من اثبات کنید. اما باید حقایق زیر اعتراف کنید:
    1- جهشهای ژنتیکی تصادفی هستند، اما انتخاب طبیعی کاملا منطقی، اصولی و متمرکز کار میکنه. پس تکامل نمیگه که جهان تصادفی به وجود اومده. پس نظم جهان رو برای من دلیل نیارید چون ما به وجود اومدیم چون شرایط مورد وفق بوده، نه اینکه شرایط برای ما به وجود اومده باشه.
    2- اینتلیجنت دیزاین نمیتونه انقراض موجودات و همچنین اینکه ما فسیل یک خرگوش در دوره ی پرکامبرین رو پیدا نمیکنیم رو توضیح بده. چرا؟
    3- لطفا با ایسجسیس معجزه ی علمی از قران درنیارید چون من میتونم براتون معجزتون رو به اشتباه علمی تبدیل کنم.
    4- میتولوژی جواب خوبی به من نخواهد بود. فی الواقع همه ی ادیان پایه در میتولوژی دارند، از اسلام گرفته تا "را" پرستی.
    اولا تکامل در حد یک فرضیه هست و مستند علمی نیست و در اثبات این فرضیه به حلقه های گمشده ای می رسیم و آن هم عدم وجود فسیل های حد واسط کار توجیه این فرضیه را مشکل می کند.
    علاوه بر آن یک اشکال عمده وجود دارد و آن اینکه قانون دوم ترمودینامیک را نقض می کند.
    این وفق در چه شرایطی پیش می آید شما فکر میکنید چون یک پروانه خود را با محیط وفق می کند و تغییر می کند پس قورباغه هم حتما ماهی می شود؟


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    458
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به دوست عزیز مشکات:
    1- ما به وجود اومدیم چون نظم هست، نه اینکه نظم برای ما درست شده.
    2- جهان اونقدرها هم که فکر میکنید منظم نیست. فی الواقع یک ساعته که گاهی وقتها تند میره، گاهی وقتها کند. میتونید از یک شیمی دان، یک زیست شناس، و... درین مورد سوال کنید.
    3- اگر یک دین پاک سرشت همه ی انسانهاست، چرا بوداییها خدا رو اونجور که بقیه دارن، ندارن؟ چرا هندوها بت میپرستن؟ چرا زرتشتیها قدرت منفی رو هم خدا میدونن؟ چرا مصریها، بابلیها، آشوریها و... هزاران خدا داشتن؟ چرا مسیحیت سه تا خدا داره؟ چرا خدای یهودیت در عین قدرتمند بودن، حسود هم هست؟ اینها چیزهایی که کریشنیستها نمیتونن جواب بدن. شما به خاطر اینداکترینیشن زمانه مسلمون شدید. اگر در مصر به دنیا میومدید، آیا الله رو قبول داشتید؟

    به کلات عزیز:
    1- این حرفیه که کلینتون، یا ریگان، در یکی از مصاحبه هاش گفته بود و در کتاب Why Evolution is True بهش اشاره شده. ببینید یک نظریه ی علمی، یک نظریه ی فقهی، یک نظریه ی شخصی و... نیست.
    افرادی مثل Richard Dawkins که جانورشناس هست سالهاست در تلاشن تا این رو به مردم بفهمونن و ترجمه ی کتابهای ایشون به فارسی مسلما به دریافت اینکه "تکامل یک نظریه است، اما نظریه آنی نیست که فکر میکنید" کمک میکنه. پیشنهاد میکنم اگر انگلیسیتون خوبه The Blind Watchmaker، Climbing the Mount Imporable، The Selfish Gene و آخرین کتاب ایشون به نام The Greatest show on earth رو که هنوز موفق به خوندنش نشدم رو بخونید تا ببینید چرا عده ی زیادی، بیشتر از کسایی که اسلام و قرآن رو قبول دارن، این نظریه رو قوی میدونن.
    2- قرآن در یکی از سوره های جزء 30 که زیاد سرنمازم میخوندم میگفت "به خودشان نگاه کنند که چگونه خلق شده اند." من به خودم نگاه کردم و دیدم که فی الواقع نتیجه ی جهشهای متوالی یک موجود بین شامپانزه و انسان امروزی به وجود اومدم چون:
    1- دندونهای عقل. این دندونها که جای کافی در فکین ما ندارن، فی الواقع از زمانی موندن که جمجمه ی ما رو به جلو و به عبارتی مورب به سمت پایین بوده و به درد جوییدن میخورده. با برعکس شدن شیب جمجمه، جا برای این دندونها تنگ شده.
    2- بیضه ها. بیضه ها در صورتی که در هوای سرد باشن به اسپرم ما کمک میکنه در حالی که در یک محیط بسته محصور شدن. در ماه هفتم جنین بیضه هاش وارد محل میشه. نشون میده که راه "بهتر" انتخاب شده نه "بهترین راه". این مشکل بیضه باعث میشه که دردهایی بیشمار و مرگزایی به وجود بیاد.
    3- ستون فقرات که نشون میده انسان به میل خودش روی دوپا ایستاده و قرار نبوده این عمل اتفاق بیفته. سرطان حنجره اکثر اوقات به خاطر اینکه روی دوپا ایستادیم اتفاق میفته.

  11. تشکرها 2


  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما




    [quote]
    نقل قول نوشته اصلی توسط aurlito نمایش پست
    به دوست عزیز مشکات:
    1- ما به وجود اومدیم چون نظم هست، نه اینکه نظم برای ما درست شده.
    2- جهان اونقدرها هم که فکر میکنید منظم نیست. فی الواقع یک ساعته که گاهی وقتها تند میره، گاهی وقتها کند. میتونید از یک شیمی دان، یک زیست شناس، و... درین مورد سوال کنید.
    بنا م خدا
    سلام بزرگوار
    اینهم نمونه ای از دانشمندان غیر مسلمان
    ژان گيتون (1) دانشمند بزرگ‏فرانسوى در كتاب خدا و علم در پاسخ‏به اين سؤال كه "آيا تحول كيهانى كه تابه انسان انجاميده است، ثمره تصادف‏محض است‏يا اينكه در چهارچوب‏نيت‏بزرگ جهانى است كه هر عرض‏آن بطور دقيق محاسبه شده؟"مى‏گويد:"براى پاسخ به اين پرسش‏بايد به طرف عمق تصادف يعنى عمق‏معما و رازها پيش رويم. معنى آن‏چيزى كه بسادگى نظم امور خوانده‏مى‏شود چيست؟ يك تكه برف را درنظر بگيريد اين شى‏ء كوچك از قوانين‏رياضى و فيزيكى، با ظرافتى‏حيرت‏انگيز تبعيت مى‏كند كه به‏شكلهايى هندسى و منظم، اما هر يك‏متفاوت از ديگرى، موجوديت‏مى‏بخشند: كريستالها و پلى كريستالهاو سوزنى‏ها و لوحه‏هاى كوچك وستونها و غيره. شگفت‏آورتر از همه‏اين است كه هر تكه برف در دنيامنحصر به فرد است‏يعنى بعد از آنكه‏به مدت يك ساعت در باد شناوربوده، در برابر عواملى چون درجه‏حرارت، رطوبت، حضور ناخالصى‏هايى در آتمسفر قرار گرفته كه به آن‏شكلى خاص بخشيده‏اند. شكل نهايى‏يك تكه برف حاوى تاريخ تمامى‏شرايط جوى است كه اين تكه برف‏طى كرده است. آنچه مرا مسحورمى‏كند جوهر نظمى است كه آن را دربطن همين تكه برف باز مى‏يابم. تعادل‏ظريف ميان نيروهاى ثبات و نيروهاى‏بى‏ثباتى، يك كنش و واكنش بار درميان نيروهايى در مقياس انسانى ونيروهايى در مقياس اتم از كجامى‏آيد؟ مبدا اين نظم و تقارن دركجاست؟ به اين ترتيب بر ماست كه ازنقش آن چيزى كه "تصادف" مى‏ناميم‏برآورد دوباره‏اى انجام دهيم. يونگ‏عقيده داشت كه ظهور " تصادفهاى‏مهم " ضرورتا مستلزم وجود اصلى‏توجيه‏گر است كه بايد به نظريه‏هاى‏فضا، زمان و سببيت افزوده شود. اين‏اصل بزرگ موسوم به اصل مقارنت، برمبناى نظمى جهانى از ادراك قرار داردكه مكمل سببيت است. در مبداخلقت، رخدادى اتفاقى يا تصادفى‏وجود ندارد، بلكه درجه‏اى از نظم به‏چشم مى‏خورد كه به منتهى درجه برتراز هر آن چيزى است كه ما مى‏توانيم‏تصور كنيم. نظمى عالى كه ثابتهاى‏فيزيكى، شرايط ابتدايى، رفتار اتمها وزندگى رؤيت ومحسوس، اين نظم آستارگان را تنظيم مى‏كند.نيرومند، آزاد به منتهى درجه موجود،اسرارآميز، پنهانى، غير قابلنجاست،جاودانى و ضرورى در پشت پديده‏ها،در فاصله دور برفراز كائنات، اماحاضر در هر ذره.
    **********
    1:ژان گيتون: فيلسوف كاتوليك مذهب‏فرانسوى

  13. تشکرها 2


  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما




    دكتر توماس ديويد پاركس (1) درمقاله خود با نام "آب قصه مى‏گويد"داستانى را از ويتاكر چيمبرز از كتابش‏به نام گواه نقل مى‏كند كه باعث تغييرزندگى او بوده است. او چنين‏مى‏گويد: "روزى كه دختر كوچك خودرا نوازش مى‏كرد دفعتا متوجه شكل‏گوشهاى او شد و با خود گفت كه‏چطور ممكن است گوشهايى به اين‏ظرافت و قشنگى نتيجه تصادف باشد.نه يقينا مشيتى يا نقشه پيش بينى شده‏آنها را خلق نموده است. ولى فورا اين‏فكر را از مغز بى ايمان خود دور كرد،چه اگر مشيت و خلقت را مى‏پذيرفت‏مجبور مى‏شد به وجود خدا اقرار كندو اين كارى بود كه حاضر نبود به آن تن‏در دهد." دكتر پاركس در ادامه مقاله‏خود در مورد آب مى‏گويد:" آب‏خصوصياتى دارد كه به نظر من خالق‏متعال آن را به منظور استفاده‏مخلوقات خود چنين آفريده است. درميان اجسام فقط آب است كه در حال‏انجماد وزن آن سبكتر مى‏شود، و اين‏خاصيت تاثير مهمى در حيات‏موجودات دارد ; زيرا اگر يخ در قعردرياها و رودخانه‏ها فرو مى‏رفت،بتدريج روى هم انباشته مى‏شدند ودرياها به شكل توده جامدى درمى‏آمدند. اما يخ به جاى فرو رفتن درآب بر سطح آن مى‏ماند و پس از آن كه‏به اندازه كافى ضخيم شد مانع از سردشدن و يخ بستن آب زيرين مى‏شود، ودر نتيجه حيوانات دريايى مى‏توانند درزير يخ به زندگى خود ادامه دهند وهنگام بهار نيز يخ به سرعت ذوب‏مى‏شود. خصوصيات ديگر اين ماده‏ساده بسيار جالب است. دانشمندان‏زيادى خواص آب را مطالعه كرده‏اند وخواسته‏اند علت آن را كشف كنند ولى‏اگر ما كيفيت‏حصول تمامى پديده‏ها رابدانيم باز در مقابل سؤال "چرا" يعنى‏موضوع عليت‏بايد سكوت اختياركنيم.
    من براى خود وسيله دريافت وفهم اين عجايب را كشف كرده‏ام كه‏نظم‏و ترتيب طبيعت روى يك حكمت‏عاليه و مشيت‏بالغه به وجود آمده واين لطفى است كه خالق متعال به‏مخلوقات خود ارزانى فرموده است".(1)
    *********
    1:توماس ديويد پاركس، متخصص‏تحقيقات شيميايى


صفحه 1 از 37 123112131 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود